• بازدید : 55 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۰۳

صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
قلمدان قوطي كوچك دراز مقوايي يا چوبي يا فلزي است كه در قديم ، قلم ، قلمتراش ، قيچي قط زن و دوات را در آن مي گذاشتند . » 
اين شا يد سليس ترين تعريفي باشد كه مي توان از واژه ي «قلمدان » به لحاظ مفهوم كاربردي آن ارائه داد. در ساير فرهنگهاي لغت نيز ، تعريفي نزديك به آنچه نقل شد، آمده است. و با اين تعريف از قلمدان به عنوان وسيله اي « جهت نگهداري » نام برده اند.
« قلمدان » در ميان واژه هاي اروپايي معادل مشخصي ندارد وليكن به لحاظ نوعيت ساخت شايد بتوان با پاره اي ملاحظات ، واژه ي انگليسي lacquer و نيز    واژه ي فرانسوي papier – mache را بدان اطلاق كرد. ا لبته ذكر اين نكته ضروري است كه واژه هاي مذكور هردو به يك فن اشاره داشته و در واقع هردو از يك منظر به «قلمدان و قلمدانسازي» نگريسته اند.
Lacquer كه در فرهنگ لغت به معناي لاك و جلا ـ  لاك و الكل زدن   آمده است به همان هنر « لاكي » اشاره دارد كه در قديم براي ساخت و پرداخت جلاهاي روغني ، قلمدانها ، رحل ها ي قرآن و حتي قابهاي آينه و نيز ديگر اشياء مربوط به صنايع دستي ايراني ، از آن استفاده مي شده است و papier -mache «پاپيه ماشه » نيز كه اساساً واژه اي فرانسوي است و در فرهنگ لغت به معناي كاغذ فشرده آمده است به همان معنا و مفهومي اشاره مي كند كه واژه ي انگليسي lacquer آن را در بر مي گرفت با اين تفاوت كه «پاپيه ماشه » اصطلاحي است كه امروزه به جاي واژه ي «لاكي» به كاربرده مي شود و در واقع كاربردي امروزي دارد . اما به لحاظ دستوري «قلمدان » واژه اي مركب است كه از تركيب كلمه قلم « pen » و پسوند « دان » به وجود آمده است كه اين تركيب از جمله تركيبات فرجي است و اين بدان معناست كه مركب فرجي در حكم مفرد است و بايد كه مانند يك كلمه تلفظ شود و جدا نويسي آن به هنگام كتابت جايز و مطلوب نيست و بايستي آن را متصل به هم و به صورت تك كلمه اي نوشت .

عتیقه زیرخاکی گنج