• بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كنفرانس جهاني آموزش براي همه ( ) ، سال ۱۹۹۰ ( ۱۳۶۹) در جامتين تايلند به همت پنج سازمان بين المللي ( يونسكو ، يونيسف ، صندوق جمعيت سازمان ملل ، بانك جهاني و برنامهي عمران ملل متحد ) برگزار گرديد ، اواخر دهه ۹۰ شش اجلاس منطقه اي به منظور بررسي نتايج ارزيابي ملي كشورهاي هر منطقه و تدوين چارچوب عمل هاي منطقه اي آموزش براي همه ، تشكيل شد كه مبناي تهيه ي اعلاميه ي نهايي اجلاس دوم آموزش براي همه آوريل ۲۰۰۰ ( ارديبهشت ۱۳۷۹) در داكار سنگال شد .
در اجلاس داكار سندي با عنوان ” چارچوب عمل داكار ، آموزش براي همه عمل به تعهدات جمعي ” در ۲۱ ماده تصويب گرديد . در اين سند ، آموزش به عنوان يكي از حقوق اساسي بشر ، كليد توسعه ي پايدار كشورها و صلح و ثبات بين ؟آن ها دانسته شده است .تحقق اهداف آموزش براي همه ، ضمن توجه به تفاوت هاي فردي و شخصيتي يادگيرندگان ، به عنوان امري داراي فوريت ، اعلام و ديرترين زمان تحقق اهداف آن ، سال ۲۰۱۵( ۱۳۹۴) مشخص شد . همچنين با عناوين مختلف بر ضرورت مشاركت مؤسسات بين المللي ، عوامل ملي ، منطقه اي وزير منطقه اي ( جامعه ي مدني و مجامع محلي و غير دولتي ) تأكيد شد . 
در ماده ي ۷ چارچوب عمل داكار تحقق اهداف آموزش براي همه در شش بند مورد تعهد جمعي قرار گرفته و شركت كنندگان در راستاي تحقق اهداف شش گانه ، در خصوص رعايت دوازده راهبرد توافق نموده اند . 
 
راهنماي برنامه ريزي آموزشي 
سال ۲۰۰۱، دفتر مركزي يونسكو در منطقه ي آسيا و اقيانوسيه ، با همكاري كارشناسان و متخصصان هفت كشور آسيايي و چهار كشور اروپايي طي يك فرآيند فشرده ي شش ماهه اقدام به تهيه ي راهنما ي برنامه ريزي عملي ، وسيع و طولاني مدت كشورها قرار گيرد . اين راهنما ي برنامه ريزي آموزشي در تابستان سال ۱۳۸۲( ۲۰۰۳) توسط سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور و معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي وزارت متبوع ، جداگانه ترجمه ، تنظيم ، تكثير و توزيع شد . 
 ترتيب اولويت سطوح فرآيند برنامه ريزي ( براساس راهنماي برنامه ريزي آموزشي آموزش براي همه )
 اولين سطح ، مدرسه مي باشد و سازمان دهي فرآيند ياددهي – يادگيري و مشاركت والدين و اجتماع را بر عهده دارد . 
دومين سطح ، منطقه ، شهرستان و استان مي باشد كه امور پشتيباني مدرسه ، مانند تربيت معلم ، توليد موضوعات و مواد درسي ، مديريت نيروي انساني و پوشش تحصيلي دانش آموزان ، تخصيص و بهره وري منابع را به عهده دارد . 
سومين سطح ، سطح ملي و مركزي است كه پشتيباني سطوح قبلي ، تصميم گيري هاي كلان در تدوين معيارها و يكپارچه سازي برنامه هاي سطوح قبل را عهده دار است .
 
سند ملي EFA
 تابستان ۱۳۸۳( ۲۰۰۴) سند ملي برنامه ي آموزش براي همه در دبيرخانه ي شوراي ملي برنامه  آمو زش براي همه ( معاونت آموزش عمومي و امور تربيتي وزارت ) بر مبناي راهنماي برنامه ريزي آموزشي مذكور تهيه گرديد . (پس از دو سال تأخير از زمان مورد تعهد در اجلاس داكار يعني سال ۲۰۰۲) در سند ملي آموزش براي همه ، پنج گروه هدف تفكيك و مشخص شده اند :
۱-  آموزش پيش از دبستان 
۲-آموزش پايه ( ابتدايي و راهنمايي تحصيلي
۳- آموزش و پرورش استثنايي 
۴- سواد آموزي و آموزش بزرگسالان 
۵- كودكان خارج از مدرسه 
در اين سند براي هر گروه ، با بررسي دست يابي ، كيفيت ، مديريت ، ارتباط و تنگناها ) وضع موجود تجزيه و تحليل . ( با مشخص نمودن مبنا و خطوط كلي هدف گذاري و تحولات جمعيتي مربوط به هر گروه ) ، وضعيت آينده پيش بيني شده است 
همچنين براي هر گروه توصيه هاي سياستي جداگانه اي در راستاي دست يابي به اهداف كمي و كيفي ، ارايه و در پايان ، ساز و كارهاي نظارت ، ارزشيابي و اصلاح تدريجي و فرآيندي برنامه مشخص شده است . در سند ملي آموزش براي همه ، به دليل برخورداري از ابزارهاي قانوني و قابليت هاي اجرايي مناطق و استان ها، تدوين برنامه ي عمل استاني ومنطقه اي ، ضروري اعلام و جايگاه آن در سطح هر استان ، شوراي برنامه ريزي و توسعه ي استان و يا شوراي آموزش و پرورش استان پيشنهاد شده است . 
 
برنامه عمل EFA
 از آن جا كه در آخرين دستاورد وزارت متبوع ( سند ملي برنامه ي آموزش براي همه ) تجزيه و تحليل وضع موجود گروه هاي هدف و پيش بيني اهداف كمي و كيفي آينده ، در حجم كشوري بوده و در راستاي نيل به اهداف آموزش براي همه ، به ارايه ي توصيه هاي سياستي كلي ، بسنده شده ، لذا جهت ادامه فرآيند تهيه برنامه عمل و در راستاي كار بست مفاد بخشنامه هاي شماره ي ۴۰۰/۲۷۳۴/۲۱۰ مورخ ۴/۶/۸۳ و ۳۷۹/۴۷۷/۲۵۰ مورخ ۳/۱۱/۸۳ وزير محترم آموزش و پرورش و رييس شوراي ملي برنامه ي آموزش براي همه پيشنهاد شد . 
الف ) همان گونه كه برنامه هاي معاونت آموزش و پرورش عمومي اين سازمان با رويكرد آموزش براي همه ، قبل از آغاز سال تحصيلي تهيه و به مناطق ارسال شده و طي سال تحصيلي ( با دو هدف ارزيابي برنامه ها و آشنايي كارشناسان و با نظارت مسئول هر گروه يا كارشناسي ، ميزان ارتباط و دست يابي به اهداف  ، براي هر برنامه بررسي و مشخص شده ، لذا از آن جا كه اين اقدام با استفاده از جداول طراحي شده ، قابل تعميم به ساير مجموعه برنامه هاي آموزشي و پرورشي مربوط به گروه هاي هدف مي باشد ، مناسب است در خصوص هر يك از برنامه هاي مديريت هاي محترم آموزش و پرورش استثنائي ، نهضت سواد آموزي ، مناطق و ساير سازمان ها نيز تكميل و برآورد شود . 
ب ) پس از تشكيل كميته ي هماهنگي آموزش براي همه ، پنج كار گروه برنامه ريزي عملياتي مبتني بر گروه هاي هدف پنجگانه سند ملي و يك كار گروه آمار و تجزيه و تحليل داده ها با عضو گيري صاحب نظران ، كارشناسان ، همكاران مدارس و حتي دانش آموزان و اولياي آنان ، تشكيل شود و با رويكردي مشاركتي و مدرسه مدار به سوي تحقق برنامه سازي مدارس در راستاي اهداف آموزش براي همه ، فرآيندي پويا و پيوسته را ادامه دهيم .
ج ) قدر مسلم در اين حركت ، مبنا و پشتوانه اي تئوريك و تكنولوژيك مي تواند ضمانت دست يابي به نتايج مطلوب را افزايش دهد . لذا با اين هدف ، بر مبناي نظريه ي مجتمع هاي روانفضاي پويا ( )  فرآيند ارتباط سطوح و چگونگي برنامه سازي سالم ( آزادانه ، آگاهانه و خود خواست ) ، تدوين و ارايه شد .
 
اهداف 
 1- گسترش و بهبود همه جانبه ي مراقبت و آموزش در سنين آغازين كودكي ، به ويژه براي آسيب پذيرترين و محروم ترين كودكان ،
۲- تضمين اين كه تا سال ۲۰۱۵ همه ي كودكان به ويژه دختران و كودكاني كه در شرايط دشوار قرار دارند و نيز كودكان اقليت هاي قومي ، به آموزش ابتدايي رايگان و اجباري با كيفيت خوب و كامل دسترسي داشته و دوره ي مذكور را به پايان برسانند .
۳- تضمين اين كه برآوردن نيازمندي هاي يادگيري كليه خردسالان و بزرگسالان از طريق دسترسي عادلانه به برنامه هاي آموزشي مناسب و مهارت هاي زندگي روزمره ، بر ايشان امكان پذير شود . 
۴- محقق ساختن يك بهبود ۵۰ درصدي در سطوح سواد بزرگسالان تا سال ۲۰۱۵ ، به ويژه براي زنان و دسترسي برابر به آموزش پايه و پايدار براي همه ي بزرگسالان .
۵- از ميان برداشتن تبعيض جنسيتي در آموزش ابتدايي و متوسطه تا سال ۲۰۰۵ و رسيدن به عدالت جنسيتي در آموزش و پرورش تا سال ۲۰۱۵ ، همچنين ضمانت دسترسي كامل و عادلانه دختران به آموزش پايه با كيفيت مناسب .
۶- بهبود تمام جنبه هاي كيفي آموزش و تضمين اعتلاي آن براي همه ، به طوري كه همگان بتوانند نتايج عيني ، مشخص و قابل اندازه گيري آن را ملاحظه نمايند . حصول اين اهداف ، به ويژه در يادگيري سواد خواندن ، نوشتن ، حساب كردن و آموختن مهارت هاي ضروري زندگي ، داراي اهميت است . 
راهبردها 
 1- بسيج كردن تعهدات سطوح ملي و بين المللي جهت آموزش براي همه و تهيه و توسعه ي برنامه هاي عمل ملي در راستاي دست يابي به اهداف ، همچنين افزايش قابل ملاحظه ي سرمايه گذاري در آموزش پايه .
۲- ترويج و تشويق سياست هاي آموزش براي همه ، در يك چارچوب پايدار و منسجم در راستاي ريشه كني فقر و پيشبرد توسعه 
۳- تضمين مشاركت متعهدانه ي جامعه ي مدني در تنظيم اجرا و نظارت بر راهبردهاي توسعه  آموزشي . 
۴- توسعه ي مسئوليت پذيري ، مشاركت آميزي و پاسخگويي در نظام هاي رهبري و مديريت آموزشي .
۵- برآورده ساختن نيازها و ضروريات نظام هاي آموزشي كه در اثر بلاهاي طبيعي و يا كشمكش ها و بي ثباتي هاي ملي آسيب ديده اند ، همچنين اجرا ، هدايت و پشتيباني برنامه هاي آموزشي به شيوه اي كه مشوق درك متقابل ، صلح و آرامش بوده و پيشگيرنده خشونت ، نزاع و درگيري .
۶- اجراي راهبردهايي منسجم به منظور عدالت جنسيتي در آموزش و پرورش كه مبتني باشد بر شناخت و قبول نيازهايي همچون ، تغيير نگرش ها ، ارزش ها و رويه ها 
۷- تسريع در اجراي اقدامات و برنامه هاي آموزشي ضروري ، براي مبارزه با بيماري همه گير ايدز .
۸- ايجاد محيط هاي آموزشي امن ، بهداشتي و با توزيع عادلانه ي امكانات به منظور دست يابي به نتايج عالي در يادگيري و نيز ارايه ي تعريفي واضح و روشن از سطوح يادگيري و تحصيل همه ي دانش آموزان 
۹- ارتقاء موقعيت ، روحيه و مهرت معلمان 
۱۰- تجهيز و تسلط به فن آوري هاي جديد اطلاعاتي و ارتباطاتي براي كمك به دست يابي اهداف آموزش براي همه 
۱۱- نظارت منظم و مستمر بر پيشرفت ميزان دست يابي به اهداف و راهبردهاي برنامه ي آموزش براي همه در سطوح بين المللي ، ملي و منطقه اي 
۱۲- تلاش در تسريع پيشرفت برنامه ي آموزش براي همه ، با تكيه بر ساز و كارهاي موجود .

EFA چيست
در سال ۱۹۹۰ در تايلند يكي از پراهميت ترين گردهمايي هاي بين المللي قرن گذشته با عنوان آموزش براي همه به همت پنج سازمان بين المللي يونسكو، يونيسف، صندوق جمعيت سازمان ملل، بانك جهاني و برنامه عمران ملل متحد برگزار شد. اجلاس آموزش براي همه كه سرآغاز جنبشي به همين نام محسوب مي شود، اين اهداف را دنبال مي كرد: گسترش سواد در جهان، افزايش فرصت هاي يادگيري براي همگان و بهبود كيفيت يادگيري با پشتيباني و همياري سازمان هاي بين المللي.
در اواخر دهه ،۱۹۹۰ ارزيابي فعاليت ها و عملكرد كشورها و بررسي ميزان دستيابي آنها به اهداف اجلاس جامتين آغاز شد.
به دنبال آن نتايج ارزيابي ملي كشورها در شش اجلاس منطقه اي مورد بررسي قرار گرفت و چارچوب هاي عملي منطقه اي تدوين شد. 
اين چارچوب ها در اجلاس جهاني بعدي آموزش و پرورش كه در سال ۲۰۰۰ در داكار برگزار و اعلاميه نهايي اجلاس داكار صادر شد و سران و وزيران آموزش و پرورش كشورها در اجلاس داكار همگي متعهد شدند با بسيج همه توان خود در راه دستيابي به اهداف اين اعلاميه بكوشند و تا سال ۲۰۱۵ به همه مفاد آن جامه عمل بپوشانند.
اهداف اعلاميه داكار، رسيدن به آموزش برخوردار از كيفيت مطلوب، پايان دادن به نابرابري هاي جنسيتي در آموزش، فراگيري در طول عمر، ريشه كني بي سوادي و توجه ويژه سياستگذاران آموزشي به آموزش دختران و گروه هاي مطرود و محروم عنوان شد.
در داكار تحليل مفصلي از وضع آموزش پايه در سراسر جهان ارائه شد. اين تحليل براساس گزارش ارزيابي هر كشور (مطرح شده در اجلاس هاي منطقه اي) انجام گرفت و درنهايت چارچوب عمل داكار را تشكيل داد. چارچوب عمل داكار مي گويد: اگر كشوري واقعاً نسبت به آموزش براي همه متعهد است، نبايد به دليل فقدان منابع، در تحقق بخشيدن به اهداف اعلاميه با مشكل روبه رو شود. 
*  سرلوحه آموزش و پرورش كشورها
ظاهراً كشورها آن قدر از  و اجراي آن ذوق زده شده اند كه آن را در رأس فعاليت هاي آموزش و پرورش خود قرار داده اند. حتي در نشست ماه گذشته يونسكو كه با حضور وزراي آموزش و پرورش دنيا برگزار شد، به جاي صحبت درخصوص محورهاي مورد بحث و از پيش تعيين شده، همه از روند برنامه  در كشورشان صحبت مي كردند.
«عباس حاجي آقالو» مديركل دفتر آموزش ابتدايي كه به همراه وزير آموزش و پرورش در اين اجلاس شركت كرده بود مي گويد: «قرار بود در اين اجلاس از چالش هاي آموزش و پرورش در هزاره سوم، تلاش براي دستيابي به تعريفي از مفهوم آموزش و پرورش، كيفيت و آشكار شدن آن و تهيه ابزار تغيير و حركت به سوي آموزش كيفي صحبت شود اما صحبت هاي شركت كنندگان در اجلاس عمدتاً روي برنامه  متمركز بود و اين كه بسياري اجراي آن را هم وزن آموزش و پرورش كيفي و عامل تحقق آن مي دانستند.»
وي مي گويد: وزرا در اين اجلاس برنامه عمل ملي خود را نيز به همراه آورده بودند.
* برنامه عمل ملي ايران تدوين مي شود
دولت ها موظف بودند برنامه ملي خود را براي تحقق اهداف آموزش براي همه تا سال ۲۰۰۲ طراحي كنند. اكثر كشورها چنين كردند. اما ايران با تأخيري تقريباً يك ساله قرار است برنامه خود را تا يكي دو ماه آينده ارائه كند.
«حاجي آقالو» مي گويد: «تدوين سند برنامه ملي ايران در هفت فصل تا يك ماه ديگر تكميل مي شود و پس از امضاي وزير آموزش و پرورش به شوراي ملي «آموزش براي همه» مي رود تا تصويب شود.»
وي مي گويد: «ما موفق شديم آموزش را از عده كم به افراد بيشتري تسري دهيم و اكنون با اين اصل روبه رو هستيم كه چگونه آموزش را از افراد بيشتر به آموزش براي همه تبديل كنيم.»
مديركل دفتر آموزش ابتدايي با اشاره به عوامل فرهنگي و خانواده مي گويد: «در صورت وجود و تحقق همه امكانات گاهي موانع فرهنگي مانع از گسترش آموزش مي شود.» 
*  و آموزش مهارت هاي زندگي
آموزش مهارت هاي زندگي به دانش آموزان در حين تحصيل مخصوصاً در دوران تحصيلات پايه شايد از اهداف كليدي آموزش براي همه است؛ چيزي كه حداقل در سيستم آموزش و پرورش ما هميشه غايب بوده. براساس آمارها مهارت آموزي در فرآيند آموزش و پرورش ايران كمتر از ده درصد است درحالي كه در ژاپن اين رقم به بيش از ۷۰ درصد مي رسد.
ياددهي مهارت هاي زندگي اكنون به عقيده كارشناسان اين حوزه بسيار فراتر و مهمتر از ارائه و آموزش اطلاعات محض است. براساس برنامه آموزش براي همه، در ايران مهارت هاي زندگي بايستي غيرمستقيم و در يك فرآيند تعاملي بين مربي يا معلم و كتاب و دانش آموز آموخته شود. مهارت هايي مثل من كه هستم و چه مي توانم بكنم، چگونه با ديگران ارتباط برقرار كنم، ارزش هاي من چيست، چگونه مسأله اي را حل كنم (توانايي حل مسأله)، روابط من با سايرين چگونه است، اهداف من، مفهوم جامعه براي من، چگونه تصميمات خوب بگيرم، چگونه مي توان از خشونت پرهيز كرد، چگونه مي توان مراقب سلامت خود بود و …
گرچه آموزش چنين مهارت هايي در درجه اول به آموزش معلمان، روشن ساختن فضا و تغيير نگرش آنها بستگي دارد، براين اساس آموزش هايي از هم اكنون از طريق تربيت مدرس به صورت متمركز آغاز شده كه اين مدرسان با حضور در استان ها به آموزش معلمان مناطق آموزش و ايجاد كارگاه هاي آموزشي اقدام مي كنند و معلمان بايستي اين آموزش ها را در قالب فعاليت هاي مكمل، دانش آموز ارائه كنند.
* وضعيت جهان در برابر 
هم اكنون بيش از يكصد ميليون كودك كه دست كم ۶۰ ميليون آنها دختر هستند، نصيبي از مدرسه ندارند. ۹۶۰ ميليون بزرگسال كه دو سوم آنها زن هستند بي سوادند (سوادي كه در عمل به كار نمي آيد). بيش از يك سوم بزرگسالان جهان به منابع و معلومات چاپ نشده و فن آوري هاي نوين به منظور شكل دهي به زندگي و سازگاري با تغييرات اجتماعي محيط خود دسترسي ندارند و بيش از يكصد ميليون كودك و عده بي شماري بزرگسال از تكميل برنامه هاي آموزشي پايه ناكام مي مانند ميليون ها تن ديگر نيز اگرچه تا پايان اين برنامه در مدارس وكلاس ها باقي مي مانند ولي معلومات و مهارت هاي اساسي را به دست نمي آورند. ظاهراً همه اينها چالش هايي است كه در برابر  قرار دارد. چالشي كه كشورها فرصت دارند تنها تا سال ۲۰۱۵ از پس حل آن برآيند. پرسش اين است: آيا اين امر براي كشورهاي توسعه نيافته و در حال توسعه با منابع محدود كه مشكل آموزش تنها يكي از هزاران مسأله گريبانگير آنهاست محقق خواهد شد؟

عتیقه زیرخاکی گنج