• بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سال ۱۹۶۶ به عنوان نقطه عطفي در تاريخ تمدن بشري شناخته مي شود. در اين سال، سفينه آپولو نخستين تصاوير كره زمين را از فضا مخابره كرد. اين تصاوير دو ديدگاه متفاوت را نسبت به نظام زيست جهاني در كنار هم مطرح نمود. نخست اين كه “جهان زيستي، پديده اي كوچك و آسيب پذير” و دوم اين كه “جهان زيستي پديده اي قابل مديريت و برنامه ريزي است.” اين تصاوير نمادي براي جنبش جهاني محيط زيست گرديد و عزمي جهاني را براي نيل به نظام پايدار زمين برانگيخت.
پايداري به عنوان رويكرد انسان به جهان زيستي، يك نگرش اخلاقي را مطرح مي كند كه در آن نحوه زيست و عمل انسان در رابطه با ساير اركان هستي مورد توجه قرار مي گيرد. ديدگاه پايداري به مهمترين چالش امروز تمدن بشري مي پردازد: “بقاي تمدن در اين سياره”. (۱۹۹۷ Buchanan,) آسايش ماناي انسان در گرو برقراري و تداوم رابطه متعادل زيستي ميان تمام اركان نظام زيست جهاني است. اين معناي پايداري به عنوان نحوه نگرش انسان به جهان زيست است. خطاب اين دستور اخلاقي به تمام جوامع انساني است و نمي توان آن را مختص و محدود به كشور يا منطقه اي خاص از زمين دانست، چرا كه بحران  هاي كنوني محيط زيست از مقياس كشور و يا منطقه اي خاص فراتر رفته و به مساله تمام زمين بدل شده است.
از محافظت تا سازگاري با طبيعت
انسان در طول تكامل فرهنگي خويش، فعاليت هاي مختلفي را براي رفع نيازهاي روز افزون نو شونده اش آغاز كرد همه آنها مستلزم تغيير در محيط بود. محيط زيست براي موجودات زنده حاصل مجموعه اي از تعادل هاست كه بر هم برخوردن هر كدام از آن تعادل ها، ضمانت دوام زندگي را تضعيف مي كند. وقتي مي گوييم «محيط زيست» مقصود آن فضايي است كه طبيعت و انسان و فرهنگ و شرايط اجتماعي و تاثيرات متقابل آنها را دربر مي گيرد. تحولات عصر صنعت اگر چه بسياري از معضلات بشر را حل كرده ولي متاسفانه رابطه انسان را با محيط بريده است، اين در حالي است كه مشكلات زيست محيطي مي تواند مسائل اجتماعي ، اقتصادي و سياسي مهمي را براي دولت ها اجاد كنند. كمبود منابع قابل تجديد در اختلافات خشونت بار در بسياري از مناطق در حال توسعه نقش دارد، منابع و ذخاير طبيعي محدودند و چنانكه انسان بي رويه از آن استفاده كند هه چيز برهم خواهد ريخت. خطر به حدي است كه براي نسل آينده بحران هاي بسيار جدي پيش بيني شده است. 
نگراني از ادامه روند موجود منجر به آن شد كه الگوهايي از توسعه دنبال شود كه آسيب هاي كمتري به محيط وارد كرده و قابليت تداوم و استمرار داشته باشد. لذا مي بايد در پي ايجاد شرايطي در جهت هماهنگي با محيط زيست و بوجود آوردن محيط زيستي پايدار بود. از اين رو مباحثي همچون سازگاري با محيط زيست و پايداري مصنوعات و فعاليت هاي انسان در راس برنامه هاي سازندگي ددولتها در آمده است و موضوع «پايداري» به اين معني كه نيازهاي نسل هاي كنوني تامين شود، بي آنكه نيازهاي نسل هاي آتي ناديده بماند، اكنون يك «ضرورت» است؛ و بنياد «توسعه» محسوب مي شود. معماري نيز از اين ضرورت بنيادي بر كنار نيست. چرا كه ساختمانها اصلي ترين، وسيع ترين و ماندگارترين تغييراتي هستند كه انسان در روي كره زمين به وجود آورده است.
لرد را جرز ۱ در نشريه انگليسي (Architecture Design) در مورد طرح پايدار چنين مي گويد:
«طرح پايدار به دنبال برآورده كردن نيازهاي امروز بدون به خطر انداختن ذخيره منابع طبيعي، و باقي نهادن آن براي نسل هاي آينده است. اين طرح مي بايست با سازگاري با اصول پايداري اجتماعي و اقتصادي، توجه ويژه يي به مصرف انرژي و تاثير زيست بومي ساختمان ها و شهرها داشته باشد. موارد عمده براي اين منظور عبارتند از: انرژي كم، سازگاري مناسب ، بهره گيري مطلوب از منابع.»
«معماري پايدار» و «معماري سبز» موضوع يا پديده اي است كه اكنون در بيشتر كشورهاي جهان، و توسط بسياري از معماران با سليقه ها و ديدگاههاي متفاوت، به آن توجه مي شود. ايده ي «معماري سبز» ضمن اينكه مفهوم جهاني است، «محلي» هم هست. يعني اين مفهوم ضمن برخورداري از نكته هاي مشترك و جهان شمول، در هر موقعيت اجتماعي – فرهنگي مفهوم خاص و متمايز خود را دارد. در اين ديدگاه ، با توجه به موضوع «پايداري» نه تنها براي مشكلات جهاني (مثل آلودگي و تغيير آب و هوا) بلكه براي مسائل محيطي محلي (مثل حفاظت از آب و خاك و احياي شهر كوچك) راه حل هايي ارائه مي شود. راه حل هايي مبتني بر فن آوري پيش رفته و فن آوري هاي ساده و بومي كه اغلب در يك پروژه واحد با هم تلفيق مي شود. روشي كه «فضا» را به عنوان ابزار بيان معماريع با مفهوم «پايداري» تلفيق و آن را متحول مي كند.
۲- معماري پايدار: تعاريف و مفاهيم
شالوده اخلاق پايداري بر نظام اخلاق زيست محيطي بنا شده است و بر مبناي گرايش هاي مختلف آن، نگرش هاي متفاوتي در رابطه انسان با ديگر اركان نظام زيست جهاني تبيين مي شود. بر اين اساس، بخشي از رويكردهاي اخلاقي مبتني بر پايداري – به خصوص در حيطه توسعه اقتصادي – از موضع اخلاقي سطحي زيست محيطي – محيط زيست گرايي سطحي – برخوردارند كه در آن انسان محور اصلي توجهات در تصميمات است و ساير اركان محيط زيست به عنوان منابع مورد نياز براي فعاليت هاي انساني مي بايست در جهت «تداوم و ارتقاي بهره مندي» و «سلامت» جامعه انساني ، «حفظ، نگهداري و مديريت» مي شوند.
بخش عمده اي از رويكردهاي پايداري از يك موضع ميانه پيروي مي كنند – محيط زيست گرايي ميانه – كه در آن به نغير نگاه انسان به جهان زيستي تأكيد مي شود: «حفظ و برقراري تعادل» زيستي ميان «انسان» و «ديگر اركان نظام زيستي» با اولويت مسائل انساني. چنين رويكرد اخلاقي، در تصميم سازي هاي مرتبط با محيط انسان ساخت (از جمله معماري) مورد نظر و تأكيد است. چنين انساني. چنين نگرشي در غايت تكامل خود، ديدگاهي را تبيين مي كند كه در حفظ و تداوم تماميت جهان زيستي به عنوان موجودي زيستمند، در اولويت بالاتري نسبت به اركان و اجزاي تشكيل دهنده آن (انسان و غير انسان) قرار مي گيرد. (محيط زيست گرايي ژرف)
در اخلاق پايداري برخورداري از توانايي تصميم گيري به يك مسئوليت اخلاقي براي انسان تعبير مي شود؛ نقش امانتداري يا سرپرستي انسان نسبت به جهان هستي: «تلاش براي حفظ و تداوم تماميت و يكپارچگي بوم شناختي زيست كره» چنين تفكري در عمل تحت تأثير تفكر انسان مدار مدرنيستي قرار گرفته و بدين صورت تبيين مي گردد: «تلاش براي نيل به شرايط مطلوب زيستي براي انسان كه كميتنه اثرات سوء را بر شرايط زيستي ديگر اركان محيط زيست در پي داشته باشد.» در نظام هاي اخلاقي خدا محور پايداري مفهوم جديدي از رشد را تبين مي كند: گونه اي از رشد كه امكان استفاده هوشمندانه تر و محتاطانه تر از منابع محيط را فراهم مي آورد. Van Der Ryn &) Calthorpe, 1986:111) در اين معنا رشد به مفهوم توسعه محدوده ها يا دامنه بيروني يك فعاليت يا نظام نيست، بلكه به مفهوم آن است كه موضوع رشد – اعم از يك فعاليت توسعه اي ، يك فرايند و … – پيچيده تر، خود آگاه تر، دقيق تر و كامل تر مي گردد و از اين نظر به سمت تصحيح و تكاملي حركت مي كند كه براي يك عملكرد يا رفع يك نياز خاص مناسب تر گردد.
در اين رشد تمام اجزا، عناصر و مولفه هاي يك فرايند توسعه اي – اعم از سرمايه هاي انساني ، منابع مواد و انرژي ، سرمايه هاي مالي ، ارتباطات و نقل و انتقالات و … دخالت دارند، اما نسبت اجزاي مورد استفاده تغيير خواهد نمود. (همان) چنين فرايند توسعه اي “رفتار گونه هاي جانداران را تداعي مي كند كه همواره در حال انطباق موثر با محيط در حال تغيير خود مي باشند و از اين جهت رو به تكامل دارند.” (همان:۱۱۲)
اكنون كمتر كسي بر ضرورت نيل به جامعه اي پايدار ترديد مي كند، اما مساله اصلي چگونگي نيل به اهداف اين ديدگاه در عمل است. در اين چالش، فعاليت هاي مرتبط با توسعه كالبدي محيط، نقش پررنگي بر عهده دارند. چرا كه توسعه كالبدي محيط سهم قابل توجهي از منابع طبيعي زمين را به خود اختصاص داده است. پرسشي كه در اينجا مطرح مي شود اين است كه: «چگونه مي توان توسعه كالبدي محيط را در راستاي پايداري هدايت نمود و يا به بيان روشن تر چگونه مي توان فضاهاي زيستي پايدار طراحي نمود؟»
مفهوم معماري پايدار – چه به عنوان عمل خلق فضاي انساني و تنظيم رابطة انسان محيط فيزيكي و چه به عنوان محصول اين فرايند – همواره با محيط پايدار در آميخته و در يك چارچوب كلي مي توان آن را به معناي «خلق محيط پايدار انسان ساخت» تعبير نمود. از اين رو در اين مقاله، تعريف معماري پايدار، با استناد به ادبيات مرتبط با «محيط پايدار» ارائه مي گردد.
۱-۲٫ محيط پايدار
شرط اساسي در نيل به پايداري محيطي برقراري تعادل پويا ميان نظام هاي مختلف محيط است. اين شرط از ديدگاه عملي دستيابي همزمان به پايداري نظام بوم شناختي، نظام اجتماعي – فرهنگي و نظام اقتصادي را ايجاب مي كند و از منظر اخلاقي به برقراري و تداوم راابطه همزيستي ميان تمام عناصر و اركان محيط (انسان و غير انسان) تعبير مي شود.
بر اين اساس «محيط پايدار» را مي توان واجد خصوصيات زير تعريف نمود:

عتیقه زیرخاکی گنج