• بازدید : 230 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

واژه مدرنيسم به معناي نو گرايي و نو سازي است و مدرنيزاسيون عملي که منتج از مدرنيسم و مبتني بر مدرنيته و افکار مدرن است .پيدايش مدرنيته با پيدايش جوامع مدرن (كشورهاي اروپاي غربي) هم زمان بوده است ولي در اينكه آغاز مدرنيته چه زماني است ميان محققان توافق نيست ولي عمدتاً از سال ۱۸۹۰ تا۱۹۳۰ مد نظر است.۱ آغاز عصر مدرن رويدادي بود كه در آن مجموعه انديشه‌ها قوام يافته بودند تا جنبش‌هاي جديدي را كه تجسم بخش روح جامعه صنعتي بودند شكل دهند، مصالح و روش هاي نوين ساخت وساز به معماران و مهندسين اين توان را داده بود تا شيوه‌هاي ساخت و ساز را كشف كنند
با ظهور عصر صنعت و گسترش صنايع توليد انبوه بسياري از مردم به سرعت از شيوه زندگي قرون وسطي به شيوه زندگي مدرن گرويدند. ۳
آغاز عصر مدرن با پيدايش خردگرايي، روشنفكري، علم مداري و دين پيرايي همراه بود.۴ 
انگيزه اصلي مدرنيسم كم كردن توان سرمايه‌داري صنعتي كه به عنوان واسطه بين سرمايه‌داراني عمل كرده بود كه شهر‌ها را توسعه داده بودند. شهرهايي كه بدون كيفيت مطلوب فقط براي توليد ساخته شده بودند.۵ هدف اصلي مدرنيسم حذف تدريجي ساختار اجتماعي منفرد و جايگزين كردن با يك بنيان واحد و جامع بود. مدرنيسم نوعي پيوستگي با اهداف اجتماعي دارد.۶ 
نياز به پروژه‌هاي مسكن عمومي در اروپا و روسيه ، سبب تبلور ديدگاه‌هاي نوين در بين معماران و شهرسازان گرديد. ۷و پيدايش شهرسازي معاصر ممكن نبود مگر بعد از تغييرات مهم فني ، اقتصادي و اجتماعي كه به انقلاب صنعتي شهرت دارد و طي نيمه دوم قرن ۱۸ در غرب اروپا به وقوع پيوست. ۸
نبوغ جامعه مدرن مرهون انديشه اي بود که مفروضات جامعه جديد صنعتي را بر اساس متغير هاي موجود در جامعه آن زمان ،سازماندهي و تبيين مي نمود.۹
معماري کلاسيک 
معماري گوتيک 
معماري باروک 
معماري روکوکو 
معماري ايراني 
معماري جهان اسلام 
معماري چيني 
معماري هندي 
مکتب باوهاوس 
مکتب شيکاگو 
نو گرايي (مدرنيسم) 
نو مدرن (نيو مدرنيزم) 
پسانوگرايي (پُست‌مدرنيسم) 
تنديس گرايي 
سازه گرايي 
ساختارشکني (واسازي) 
معماري پرش کيهاني ( غير خطي ) 


۱- طرح موضوع
۱-۱- تعريف:
درباره مدرنيته و مدرنيسم نظر واحدي وجود ندارد۱۰٫ولي مدرنيسم در معاني زير بکار مي رود: 
• گرايش فرهنگي كه از دل مدرنيته بر آمده۱۱ 
• بر تجربه فرهنگي دلالت دارد كه ماهيت آن روشن و شفاف نيست. اين امر از ابهام مدرنيته سر چشمه مي‌گيرد.۱۲ 
• روش نوين زندگي عصر جديد۱۳
• جنبشي عظيم كه از دل حركت هاي اصلاح طلبانه و در واكنش به شهر‌هاي صنعتي قرن۱۹بود.۱۴ 
• كليه حركت ها و سبك‌ها در ادبيات ، هنر ومعماري ۱۵
• عكس العملي فرهنگي به فرآيند مدرنيزاسيوني بود كه با رشد سرمايه داري در سده هاي ۱۹و۲۰ همراه مي‌شد.۱۶ 
۱-۲- تفاوت مدرنيته و مدرنيسم 
۱-۲-۱- مدرنيته وضعيت و حالتي كه در تاريخ اتفاق افتاده و نوعي نگرش به هستي و زندگي است. ولي مدرنيسم ايدئولوژي و بنا به رويكردي فهم مدرنيته از خود است . ۱۷
۱-۲-۲- مدرنيته به سه حوزه (علم ، سياست، هنر) ولي مدرنيسم به دو حوزه (هنر و فرهنگ) مربوط است.۱۸ 
۲- اهداف تحقيق 
هدف از ارائه اين بحث اين است که برنامه ريزان از نيروها و نظرياتي كه شهر‌ها را شكل مي‌دهد, آگاه باشند در اين صورت ميزان درك و فهم ما از طبيعت برنامه‌ريزي شهري بالاتر مي رود. ۱۹
آشنايي با فلسفه وجودي مدرنيته و نگاه از بالا بر اين چرخه پر تلاطم و ويران کننده و نگاه از اين منظر بر امور شهرسازي معاصر مي تواند ما را به تعادل و حضوري آگاهانه در زمان و مکان رساند و طرح ها و برنامه هاي موجود را به طرح هايي آگاهانه و منعطف بدل کند و شهر و نوشهر ها را به مثابه يک امر در فرايندي تحليلي مورد توجه قرار دهد . در اين صورت ذهنيت شهر يا نوشهر ها با ذهنيت برنامه ريزان و ذهنيت ساکنين نزديک مي شود و فضاهاي شهري و نوشهر ها معناي خقيقي خود را بدست مي آورد .۲۰
۳- سوالات تحقيق
۳-۱- مدرنيسم چيست؟
۳-۲- خصوصيات مدرنيزاسيون شهري چيست؟ 
۳-۳- بحران ناشي از مدرنيزاسيون شهري چيست؟
۳-۴- ثمرات ورود مدرنيته به شهرسازي ايران کدامست؟

۴- مروري بر ادبيات 
۴-۱- شهر درخشان(شهر شعاعي) 
ازميان چهره‌هاي شهر سازي معاصر لوكوربوزيه بيش از همه مورد تقليد و تحسين قرارگرفته. ۲۱
طرح شهر درخشان كه در كنگره C.I.A.M ارائه گرديد ثمره تحقيقات قبلي او بود. اين طرح داراي عنصر يك شهر خطي نيز بود. 
در اين طرح اماكن مناسبي جهت صنايع سبك و سنگين و هم چنين فضاهايي براي انبارها به موازات مناطق مسكوني امتداد يافته بوند. ۲۲
لوكوربوزيه با ارائه اين طرح كه آن را توسعه ارگانيك و با قاعده مي ناميد به نحوه توسعه سنتي كه به صورت دواير متحده المركز دور مركز قديمي شهر رشد مي‌كردند به مخالفت برخاست.اين نقشه که به صورت کاملاً قرينه طراحي شده بود ،صرفاً به عنوان نموداري مطرح شد که قابليت تطبيق با موقعيت هاي واقعي را دارا بود . او يك شهر سبز با بناهاي مرتفع طراحي ‌كرد. ساختمان ها بر روي ستون قرارمي‌گرفت و اين امكان را فراهم مي‌كردند تا تمامي سطح زمين جهت عبور و مرور پياده ها در نظر گرفته شود. شبكه جاده‌ها و پاركينگ ها در ارتفاع ۵ متري سطح زمين قرار داده شده بود . بلوک هاي آپارتماني در تناسب با محور تابش خورشيد در اطراف حياط هاي باز و وسيع قرار مي گرفتند .۲۳
مركز اداري در شمال و اندكي پائينتر از آن ايستگاه قطار و فرودگاه و سپس مناطق مناسب جهت هتلها و مسافرخانه‌ها(B ) خانه‌ها (A) صنايع سبك (C) كارخانه‌ها(D) و صنايع سنگين (E) در نظر گرفته شده‌اند. فضاي مناسب جهت خدمات مختلف در طول جاده‌اي كه به مراكز اداري مي‌رسد و عمود بر مجموع رديفهاي نامبرده شكل گرفته است به طور قائم(در ساختمانها مرتفع) توزيع شده اند. (عکس شماره ۳)
ساختمانهاي اداري ۲۲۰ متر و خانه‌هاي بانقشه‌هاي دندانه‌اي ،۵۰ متر ارتفاع دارند. بلوكهاي مسكوني شامل مجموعه‌اي جهت سكناي ۲۷۰۰ نفر است كه هر مجموعه ورودي جداگانه دارد و براي هر گروه دوتايي از اين مجموعه هاي كه يك واحد۴۵۰۰ نفري را تشكيل مي‌دهند يك مهد كودك يك دبستان و يك كودكستان در نظر گرفته شده تراكم محلات مسكوني در حدود ۱۰۰۰ نفر در هكتار است. اين طرح ترافيك را در سه سطح تقسيم مي‌كند: 
۴-۱-۱- متر و 
۴-۱-۲- سطوح مخصوص پياده ها : كه در بين پيلوتي هاي ساختمانها و در سطح هم كف واقع مي‌شود.
۴-۱-۳- جاده‌هاي اتومبيل رو: كه در ارتفاع ۵ متري از سطح زمين قرار گرفته اند و سطوح لازم براي پاركينگ‌هاي آنها طراحي گرديده است. نمودار خيابانها در مركز بازرگاني نشان مي‌دهد كه به علت تمركز جمعيت اداري ،‌راههاي ماشين رو و پاركينگ‌ها سطوح وسيعي را به خود اختصاص مي‌دهند. بنابراين پارك بزرگي كه پيش بيني مي‌شد ساختمانها را احاطه نمايد خيالي بيش نبود. به همين ترتيب به علت تراكم جمعيت در محلات مسكوني قسمت بزرگي از فضاي باز به خيابانها، مدارس و ساير بناها اختصاص خواهد يافت. ۲۴
۴-۲- نظريات : 
• لوكوربوزيه : روح عصر مدرن داراي ويژگي هندسي است كه روح ساختمان و تركيب است. اين روح بر انگيزاننده شور و اشتياق قرن خواهد شد.۲۵
• فريتس شوماخر (شهرساز آلماني): اين معماران نيستند كه شهر‌هاي بزرگ معاصر را مي‌سازند. قانونگذاران يك قالب آفريدند و كاسبكاران آن را پر کردند.۲۶
• گديس :طراحي شهر ها بايستي بر اساس اطلاعات علمي مانند تاريخ ، جغرافيا، زمين شناسي اقليم شناسي ، خاك‌شناسي، جمعيت شناسي، جامعه شناسي، و غيره باشد. ارگانيسم شهري را مي توان به مثابه تجمعي بشري كه در مسير تحول خود همواره متأثر از محيطهاي دور و نزديك خويش است در نظر گرفت. ۲۷
• هنري جورج: از شهرهاي بزرگ به عنوان غده ياد كرد. وي گفت جمعيت شهري كه ازبرخورد روح افزا با طبيعت محروم گشته به نوعي انحطاط جسمي و روحي و فرهنگي محكوم گشته.۲۸ 
• فيليپ کوک : ويژگي هاي محلي ، براي مدتي بسيار طولاني به وسيله تمرکز گرايي شديد ،تسلط گرايي و فرهنگ مدرنيستي ، مورد بي اعتنايي واقع شدند .۲۹
• هاروي : منطق مدرنيسم حول و حوش بسندگي ، کارکرد گرايي و غير شخصي بودن دور مي زد ؛ و همان طور که حس مکان را از بين مي برد ، حس هويت را نيز از درون تخريب مي کرد ، يا ترجيحاً ارتباط بين هويت و آرامش را قطع مي کرد .۳۰ 
۵-تحقيق
۵ -۱- رابطه جامعه مدرن وآئين شهروندي 
در تمامي مسير تطور انسان مدرن تجمع آدميان در شهر پديده‌اي به نام جمعيت شهري را فراهم آورده است شهروندي و جامعه مدني دو مفهومي هستند كه همواره با يكديگر در ارتباط بوده‌اند جامعه مدرن همان جامعه مدني است. چون مهمترين ويژگي جامعه مدرن پيوستگي تفکيک ناپذير آيين شهروندي و مشارکت مدني است و در مركزي بنام شهر و حركت مردم به سمت تكوين جامعه مدني است كه از مفهوم Town به مفهوم city مي‌رسيم. پس قهرمان اصلي جامعه مدني شهروند است كه مشاركت از حقوق اوست. 
جرياني كه انديشه مدرن به راه انداخت باعث شد تا درك اين واقعيت فراهم گردد كه شهر اندام واره‌اي است كه كالبد فيز يكي وابنيه منفرد تنها بخشي از آن است و ساكنين شهر اصلي ترين بخش شهريا محتواي شهر را تشكيل مي دهند كه با مدرن شدن شهر خواسته‌هاي جديدي پيدا كردند. 
سبک، شيوه، دبستان و… معمولاً وژگاني هستند که ما از آنها براي تعريف يک گونه از معماري که داراي وجوه مشترک هستند استفاده ميکنيم.البته در بعضي از تعريفها بين مفهوم سبک و مکتب تفاوت ديده مي‌شود؛مکتب به شکلي خرد تر(با ريز بيني بيشتر) به مختصات گونه معماري ميپردازد.در تقسيم بندي سبک‌هاي معماري ميتوان به چند نمونه گونه بندي اشاره کرد:
دسته بندي بر اساس محدوده مکاني؛ به عنوان مثال معماري جهان اسلام، معماري هندي، معماري ايراني و…
دسته بندي بر اساس محدوده زماني:معماري ابتداي مسيحيت، معماري پيش از اسلام ايران، معماري کلاسيکو…
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بروس السوپ صاحبنظر در مورد معماري و تاريخ آن به بيان تعريف ساده‎اي از معماري مي‎پردازد:
معماري عبارت است از بنايي كه معنا و محتوا داشته باشد او معتقد است معماري به نوعي از سازندگي اطلاق مي‎شود كه مردم بوسيله آن به هويت خود پي مي‎برند و به اين هويت مفهوم مي‎دهند.
بروس آلسوپ همچنين در تعريف معماري آورده است:
معماري نياز انسان به اينكه از احساسات مشتركش به عنوان وسيله‎اي براي بيان احساسات مشترك استفاده نمايد.
فيليپ جانسون يكي ديگر از كارشناسان معماري در تعريف معماري چنين آورده است: معماري تنها ايجاد انواع جديد فضاهاست. او مهمترين نقش معماري را ايجاد دگرگوني در زمينه فرهنگي موجود مي‎داند و اين نقش نخست زيبايي شناختي است.
فرانسيس دي. كي. چينگ:
از معماري به عنوان يك هنر بالاتر از جوابگوئي صرف به نيازهاي عملكردي برنامه يك بنا مي‎باشد. اصولاً، تجل
دكتر مهدي حجت نيز در تعريف معماري اين گونه آورده است:
معماري شكل دادن به مكان زندگي انسان است پس فعل معماري مستلزم توجه همزمان به دو عامل است: «شكل» و «زندگي» به عبارت ديگر معماري درصدد ساختن ظرف براي مظروف است. ظرفي به نام بنا براي مظروف «زندگي انسان» 
كريستوف الكساندر نيز در تعريف ساده‎اي از معماري آورده است:
هر انسان از آن رو كه انسان است زندگي خود را مي‎شناسد. كافي است بدان توجه كند و با خود صادق باشد و بگذارد آنچه در درون اوست به صورت چوب، سنگ واجد درآيد و مكان زندگي را شكل دهد.
بطور كلي و خلاصه در تعريف معماري مطلوب مي‎توان گفت:
معماري مطلوب معماري مي‎باشد كه انسان در آن احساس زنده بودن و حيات داشتن، انسجام و آرامش كند.
معمار:
براي تعريف معمار نيز از تعاريف صاحبنظران معماري استفاده مي‎نماييم در اين رابطه و در تعريف معمار كريستوفر الكساندر آورده است.
معمار را در معناي عام كسي مي‎دانيم كه به ساختن بنايي اقدام كند او در ساختن اين بنا نه تنها بايد خصوصيات آن نوع ا زندگي را كه قرار است در آن مكان رخ دهد بشناسد. بلكه بايد به تصويري از زندگي بهتر در آن مكان نيز وقوف داشته باشد.
لذا معمار لاجرم در مكاني كه طراحي مي‎كند برداشت خود از زندگي بهتر را بيان مي‎دارد بدين ترتيب مجموعه باورهاي معمار كه محصول درك و احساس او از شايسته‎ترين زندگي قابل عرضه در مكان مورد طراحي است تجلي مي‎يابد.
همچنين معمار را كسي مي‎دانند عرضه كننده تعريفي از شايسته‎ترين زندگي مي‎باشد كه با خلق فضاي معماري خود امكان تحقق آن را براي استفاده‎كنندگان فراهم مي‎سازد.
 
خاستگاه معماري:
از نخستين دوزهايي كه انسان زراعت و اهلي كردن چهارپايان را فرا گرفت، قبيله‎هاي واقع در اطراف درياي مديترانه ساكن شدند. زندگي، افسانه‎ها و نقوش حك شده توسط انسان پيش از تاريخ، اساس تمدن غربي را پي ريزي كرد.
اين قبيله‎ها همزمان با بيرون آمدن از تاريكي جهل و همانگونه كه خانه‎ها و معابدشان براي انكعاس زندگي آنان به صورت روز افزون پيچيده‎تر مي‎شد، تحول و توسعه يافت. ساختمان‎هاي ساده اجدادي آنان جاي خود را به ساختمان‎هايي با طرح و تزئين جديد مي‎‏داد.
معابد و مقابر سنگي عصر از لحاظ شكل، حجاري  ونقاش و تزئين غالباً به تقليد از خانه‎هاي جديد نخستين كشاورزاني كه در كنار نيل زندگي مي‎كردند ساخته شده است. حتي امروزه هم خانه‎هايي شبيه به آن در روستاهاي كناره جنوبي بين النهرين ديده مي‎شود. «تصوير b»
در قرن نهم پيش از ميلاد، ساختمان‎هايي با خشت پخته در نزديك كورنت در يونان به الهة «هرا» هديه شدند.« تصوير a»
در قرن هفتم پيش از ميلاد، قبيله‎هاي لاتيني ساكن در تپه‎هايي كه بعدها شهر رم در آنجا بنا نهاده شد، خاكستر مردگانشان را در كلبه‎هاي كوچك گلي دفن مي‎كردند. «تصوير c»
ساختمان‎هايي مانند آن هنوز در سرزمين‎هايي كه معماري كلاسيك در آنجا پا به عرصه وجود نهاد با مصالح بومي به عنوان مسكن چوپانان كوچ نشين ساخته مي‎شود.
اين ساختمان‎ها تا امروز به عنوان ساختمانهاي دائمي در كشورهاي فقيرتر جهان مورد استفاده قرار مي‎گيرد. در دوران باستان خانه‎هاي روستايي نه تنها به عنوان يادگاري دائم از معابد سنگي اجدادي محسوب مي‎شود. بلكه تا قرن نخست پس از ميلاد. معابد كاهگلي باستاني در آتن و رم به شكل محترمانه‎اي نگه داشته مي‎شدند.
تاثير نخستين ميراث باستاني در اثناي تاريخ طولاني معماري كلاسيك باقي مانده هر ساختمان كلاسيك نمونه‎اي از كلبه‎هاي ابتدايي است و كاربرد معماري كلاسيك سندي زنده از سرچشمه‎هاي فرهنگي تمدن غربي است.
معماري در مصر:
اساس معماري يادماني غربي در مصر بوده است. در زماني كه نخستين نشانه‎هاي تمدن در يونان پديد آمد، معماران مصري ساختمان عظيم و سنگين را طي پانزده قرن پيش از آن ساخته بودند.
خاك بسيار حاصلخيز اطراف، رود نيل و بهره‎برداري از اين منبع موجب پيدايش تمدني غني شد.
شيفتگي به ابديت و خلق زندگي پايدار بر معماري باستان حاكم بود. مقابر سلطنتي معابدي براي عبادت فرعون‎هاي متوفي بود. در حدود ۲۸۰۰ قبل از ميلاد، كوه‎هايي مصنوعي از سنگ يا اهرام بر روي اتاق‎هاي ساخته مي‎شد كه در آن‎ها جسد كاملاً موميايي فرعون و دارايي‎هاي با ارزش او قرار داشت. 
اهرام نخستين بناهاي يادماني بزرگ جهان به شمار مي‎رفتند كه با قطعات بريده شده از سنگ ساخته شده بودند. معبد خونز در كارناك «تصوير a» 
و يارگي‎هاي خاص معماري مصر تاثير شديدي بر توسعة سبك كلاسيك داشت و برخي جزئيات معماري آن بر معماري روم نفوذ كرد.
در ايام تابستان هيچ كدام از سبك‎هاي معماري مصر در خارج از آن كشور تكوين و گسترش نيافت زيرا سبك معماري مصر براي انطباق با نيازهاي فرهنگ‎هاي فقيرتر اطراف خود بسيار خاص و خيلي محافظه كارانه و غير قابل انعطاف بود. 
خزانه آترئوس «تصوير b» در حدود ۱۳۰۰ ق.م از تمدن يونان و معبدي كه در پرينياس «تصوير c» بوسيله يونانيان شش صد سال بعد در كرت ساخته شد. تفاوت بين پيشرفت و عقب ماندگي قابل مقايسه همسايگان شمالي آن را نشان مي‎دهد. اقتباس نماكاري ساختمان‎هاي مهم با سنگ، كاربرد ستون و تير سنگي براي معابد و اشتياق براي احداث ساختمان بزرگ و با ابهت را بايد به عنوان مهمترين سهم معماري مصر در جريان اصلي مكتب كلاسيك ارزيابي كرد.
 
معماري در يونان ]۷۰۰ ق.م-۲۰۰ ق.م[
دولت‎هاي يونان از موقعيت‎شان در كنار درياي مديترانه و راه‎هاي تجاري با ارزش مديترانه سود بردند و در حدود ۷۰۰ ق.م از لحاظ فكري و نه از لحاظ حكومتي با هم متحد شدند كه در آن آزادي انديشه همراه با رقابت دروني منجر به پيدايش انقلاب فكري و هنري در آن شد. بالندگي تمدن يونان، جهان غرب را به جريان سياسي فكري و هنري افكند كه آن را براي مدت ۲۵۰۰ سال به جلو افكند. با اين حال پيدايش تفكر منطقي. خدايان ما قبل تمدني را كه يونانيان از گذشته‎اي دور و تاريك داشتند از ميان نبرد و خانه‎هايي كه براي آنها ساخته شده بود، به نمونه‎ها و معيارهايي براي معماري غرب تبديل شد.
از ساختمان‎هاي خشتي و گلي نوعي طراحي جديد معبد پديد آمد. نخستين معابد داراي سقف گلي صاف يا سقف‎هاي از ني بودند. در قرن ۸ ق.م ابداع قطعات گلي بزرگ سقف ساختن نقشه‎اي به شكل يك مستطيل ساده را با سقف كوتاه و مثلثي كه ويژگي مشخصة بناهاي كلاسيك است. عملي ساخت.
معماران يونان باستان بيش از دو قرن تلاش كردند تا تنها يك نوع فرم ساختماني را به كمال برسانند و در اين راستا نوعي معماري خلق كردند كه به مدد توان و ظرفيت ماندگار خود بيش از دو هزار سال به عنوان آرماني جهان باقي ماند.
از بناهاي معروف اين دوره مي‎توان به معبد آپولو در يونان «تصوير a» در ۶۳۰ ق.م كه متكي بر تيرهاي چوبي بود و شكل اصلي آن به عنوان الگويي براي همه معابد بزرگ براي قرن بعد باقي ماند و معبد آرتميس در كوزفو «تصوير b» كه در آن حضور آشكار سازه چوبي به سازة سنگي تبديل شد.
هنگامي كه يونانيان امپراطوري ايران را در اواسط قرن پنجم ق.م به عقب راندند. تمدن ممتاز آنان عقل و خرد متراكم شده در خود را طي قرني آكنده از ثروت و قدرت به نمايش گذاشت. ادبيات، هنر و فلسفه پيشرفت كرد و ساختمان‎هاي جديد آن سطحي از ظرافت را به نمايش گذاشتند كه اجزاي آنها به عنوان الگو و نمونه، تمامي تحولات آتي را در معماري غرب تحت تاثير قرار داد. در همان دوره‎اي كه دولت شهرهاي يوناني دوران كوتاه اوج سعادت و رفاه خود را سپري مي‎كردند براي آيندگان خود نوعي معماري كه آن را كلاسيك مي‎ناميم خلق كردند.
معماري در امپراطوري روم: ]۲۰۰ق.م – ۱۲۰۰م[
در حدود ۲۰۰ ق.م لشكريان شهري رم و متحدان ايتاليايي آن يوناني‎ها را شكست و در بقاياي روب ضعف امپراطوري اسكندر پيشروي كردند. توسعه طلبي دوم اين سرزمين را به مركز تمدن و تجمل تبديل كرد. همزمان با شكل‎گيري امپراطوري مطلقه دوم در قرن نخست قبل از ميلاد كاربرد سنگهاي آتشفشاني همراه با آهك، در ساختمان‎سازي انقلاب پديد آورد و معماري كلاسيك را متحول كرد.
معماران رومي نظام معماري را كه از يونان اخذ كرده‎ بودند براي استفاده از مادة جديد اصلاح كردند.
امپراطوران، الزامي دموكراتيك را براي نگهداري ساختمانها و حفظ محبوبيت خود در شهر رم به ميراث بردند. ثروت امپراطوري به امپراطوران پي در پي اجازه داد كه بناهاي وسيع براي سرگرمي مردم و آراستگي شهرها بنا كنند.
شايد معروفترين آنها كولوسئوم «تصوير b» كه احداث آن در سال ۷۰ پس از ميلاد بوسيله امپراطور و سپاسيان شروع شد. اين ساختمان عظيم گنجايش ۰۰۰/۵۰ تماشاگر را براي سرگرمي‎هاي بي‎رحمانه در آمفي تئاتر داشت.
همچنين حمام‎هاي امپراطور كاراكالا «تصوير c» در ۲۱۶ پس از ميلاد با ظرفيت ۱۶۰۰ نفر. معبد خدايان در پنتئون «تصوير a» در ۱۲۰ پس از ميلاد كه كاملترين تصور و درك را از بناهاي بزرگ امپراطوري براي ما ايجاد مي‎كند نام برد.
بيزانس«روم شرقي»:
هنگام كه امپراطوري روم در غرب سرانجام در برابر مهاجمان در ۴۷۶ سر فرود آورد. نشان اداري امپراطوري ب امپراطور شرقي بيزانس «روم شرقي» فرستاده شد. بيزانتين‎ها خو درا جانشينان نخستين امپراطور روم مي‎دانستند. و اگر محدوده جغرافيايي در نظر گرفته نشود، معماري بيزانس تداوم مستقيم سنت كلاسيك است. جنگ در مرزهاي شرقي مانع مي‎شد كه امپراطوران شرقي سرزمين‎هاي امپراطوري دوباره متحد و يكپارچه شوند. اما امپراطوري ژوستينان در ۵۳۲ قراردادي با ايرانيان امضاء كرد كه سربازان او را براي فتح مجدد – آمد چه محدود – ايالت‎هاي از دست رفته در آفريقا و حتي روم آزاد گذاشت.
تاخت و تاز بربرها در غرب و ظهور اسلام در شرق نيروي پيروزي را با يك عقب نشيني طولاني تبديل كرد، اما طي ۹ قرن بعد عصر با عظمت ژوستينيان در قالب ساختمان‎هاي كوچك مانند ساختمان آجري گنبد كليساي آپوستل مقدس در تسالونيك «تصوير c» در سال ۱۳۱۵ زنده ماند و تداوم يافت.
از ديگر بناهاي معروف اين دوره مي‎توان به بزرگترين ساختمان امپراطوري شرقي اياصوفيا «تصوير d» در استانبول – كليساي سنت ديمتريوس در تسالوتيك «تصوير e» در ۴۷۵ – سرستون‎هاي تزئين شده «تصوير a و b» هنگامي كه آخرين امپراطوري رومي، استانبول را در سال ۱۴۵۳ ترك كرد معماري كلاسيك بيزانس به پايان رسيد اما ميراث آن در ساختمان‎هاي اروپائي شرقي و حتي در ساختمان‎هاي عثماني تداوم يافت.
كتاب تاريخ سبك‎هاي معماري
۱-رماتسك:
به منظور تعيين و ارزيابي كاراكترهاي يك جنبش معماري، معمولاً مرسوم است كه ابتدا به يك سري از بناهاي مهم و وزين توجه شود. در اين رابطه چنانچه در باره ساختمان‎هاي منفرد سخن به ميان آمد، اساساً بي نتيجه و تصعني خواهد بود، زيرا دستيابي به نتايج مهمتر در باره كارها و تجارب معماري رمانسك، در مطالعه تغييرات پيوسته ناشي از جريانات و حوادث محيط امكان پذير است، و سيستم متحد اين تغييرات، يعني شهر، به ميزان قابل توجهي داراي معنايي برتر نسبت به ساختمان‎ها مي‎باشد. 
در هيچ يك از قرون گذشته ابتكارات شهري به قدر اين دوران زنده و پويا و مملو از نتايج و انديشه‎ نبوده است. در اين زمان اكثر شهرهاي مهم دنياي غرب به طور ريشه‎اي دستخوش تغيير و تحول شده و خيلي از شهرهاي جديد ديگر در اين دوره پي ريزي شده در اعصار بعدي حول نقاط اوليه‎اي كه توسط سازندگان رمي به وجود آمده‎اند، گسترده شدند.
شهرهاي جديد در اشكال اوليه از فرم شطرنجي دوران باستان تبعيت كرد. و كم كم بعد از توسعه و گسترش، شهرك‎هاي اطراف را در بر گرفته مانند: برخي از شهرهاي قرون وسطا، مخصوصاً ايتاليا، بر روي مراكز اوليه مستقر و شكل گرفته، مانند فلورانس، بلونيا، لوكا، ميلان، كلونيا، وين.
به اين ترتيب ارگانيزمي با خطوط غير مستقيم شكل مي‎گيرد، كه محدوديت‎هايي را داخل شهرهاي رمي سبب شده و تاكيد بر تبعيت از اين منطق مي‎شود يعني ارگانيزم جديد سعي داشت تا با طرح شبكه‎هاي شطرنجي اوليه ادغام و آن را تحت تأثير قرار مي‎دهد.
۲-گوتيك 
غرب پس از چند قرن تهاجم، جنگ و ويراني در قرن دوازدهم به دوره‎اي از آرامش نسبي و ثبات رسيد و مراكز آموزشي در شهرهاي كليسايي توسعه يافت. جنگ‎هاي صليبي پيشرفت مسلمانان را متوقف كرد و سفرهاي امن‎تري را در جنوب اروپا و فلسطين ممكن كرد. دوباره دستاوردهاي فكري روم كه آثاري از آن در كتابخانه‎هاي رهباني نگهداري شده بود، مورد توجه قرار گرفت. كشيشان مطلع و ثروتمند از كليساهاي كلاسيك روم و بناهاي يادماني كنسانتين در فلسطين ديدن كردند و كليساهاي خودشان را با مرزهايي حجيم، تزئينات وفضاهاي داخلي زمخت مانند بربرها ملاحظه كردند.
گذشت قرن‎ها، اسطوره و جادوي روم را از بين نبرده بود، اما تداوم غير منقطع تمدن از ميان رفته بود. احساس پيشرفت تاريخ از ميان رفته بود و هنرمندان ساده دلانه شكل‎هاي باستاني را با ظاهري جديد تصوير مي‎كردند. باورهاي خرافي و شكل رمزآميز مسيحيت اذهان را به سوي جهان رمزي سمبل‎ها و اسطوره‎هايي كه نوعي واقعيت مانند جهان فيزيكي به دست آورده بودند، متوجه ما كرد. وقتي كه سازندگان كليساهاي جامع در جستجوي خلق ساختمان‎هايي به سبك باستاني بودند، علاقه‎اي به باز توليد دقيق آن‎ها نداشتند، اما ابعاد سمبوليك و برخي از خصوصيات معماري آن‎ها را تكرار و تقليد مي‎كردند. در فرانسه‎ي شرقي در سال ۱۰۸۹، كلوني «شكل a» مركز نيرومند رهبري راهبان فرقه‎ي كلوني براي رقابت با سنت پتز در رم بازسازي شد. ساختمان جديد در زمينه‎ي تزئينات كلاسيك غني بود اما داراي نخستين نمونه از قوس نوك تيز بود كه از ساختمان‎هاي عربي كه در سيسيل، اسپانيا يا فلسطين ديده مي‎شد، تقليد شده بود.
به طور كلي پيشرفت قابل ملاحظه‎اي در اسكلت بندي ساختماني پديد آمد كه همراه با مزيت‎هاي ساختمان‎سازي با قوس‎هاي نوك تيز معماران را قادر كرد كه ساختمان‎هاي بلندتر و سبكتري با پنجره‎هايي بزرگتر بسازند. همان گونه كه روش ساختمان سازي از كليساي جامع نوين (b) تا لئون (c) بهبود مي‎يافت، سرانجام رديف‎ پيوسته‎ي ستون‎ها مانند آن‎هايي كه در كليساهاي اواخر دوره‎ رومي يافت مي‎شد، به دست آمد.
در اواخر اين قرن، تجديد حيات لاتين به پايان رسيد. ابداعات ساختماني در كليساهاي جامع فرصت‎هاي تازه‎اي پديد آورده بود. در كليساي جامع چارترز (شكلd) آرمان معماري كلاسيك به سبب ارتفاع ساختمان و كاربرد شيشه در آن محور پايمال شد. اينكه معماري قرون وسطي سبك خودش را براي الهام داشت، اما اين شيوه‎اي بود كه از منظر وي تيره و مبهم روم پديد آمده بود.
۳-رنسانس:
زندگي شهري در ايتاليا ويراني ناشي از دوران تاريكي را همچنان با خود داشت و بعضي از دولت شهرها در قرون وسطي به جمهوري‎هاي خودگردان و آزاد از اطاعت رعيت‎وار به شاهان و دوك‎هاي زميندار تبديل شدند آزادي موجب تسريع كمان فرهنگ شهري و رشد صنعت كارخانه‎اي شد. در پي ثبات اشرافيت‎ تجاري اين دولت – شهرها كه در تقاطع راه‎هاي اروپا، جهان اسلام و بيزانس واقع شده بودند به بانكداران اروپا تبديل شدند و ثروت و قدرت زيادي نزد خود متمركز كردند، كه تنها توسط قدرت قابل ملاحظه‎ي سياستمداران داخلي شهرها و رقابت شديد بين دولت‎هاي كوچك براي تجارت، سرزمين، منزلت هنري مهار مي‎شدند.
ظرافت شكننده‎ي گوتيك پيشرفته هرگز در ايتالياي مركزي جايگاهي نيافت و برخورد با هنر نوعي واقع‎گرايي انقلابي را در قرن ۱۳۰ وقتي هنر تحت سيطره‎ي سمبل و قراردادها بود، موجب شد علاقه به ادبيات روم قديم در قرن ۱۴ منجر به رهايي از دست نوشته‎هاي كتابخانه‎هاي رهباني شود و فلسفه‎اي جديد، يعني انسان گرايي، مسيحيت و انديشه‎ي غير ديني را آشتي داد. نخستين موطن انسان گرايي دولت – شهر فلورانس بود جايي كه خانواده‎هاي برجسته‎اش حاميان پرشور آن بودند.
انقلاب هنري بزرگ، معروف به رنسانس، از اين سرزمين حاصلخيز در اوايل قرن پانزدهم پديد امد. هنرمندان عصر رنسانس با خود آگاهي الهام گرفته از روم باستان و با طرد گوتيك جامعه را با انفجار نوآوري‎ها دگرگون كردند. معماران ويرانه‎هاي فراموش شده‎ي روم را مطالعه كردند تا بناهايي خلق كنند كه نيازهاي جامعه‎اي را كه از فئوداليزم قرون وسطي سر بيرون مي‎آورد، تأمين كنند.
ميكلوتودر ۱۴۴۰ كاخ خانواده‎ي مديچي (a) را باكاركردهاي مسكوني، تجاري و نيز به عنوان قلعه‎اي نظامي طراحي كرد. براي جلوگيري از جمله و انتقام و بيگانگاني كه به شهرهاي ايتاليا آسيب مي‎رساندند، هميشه اين نوع خانه – شهرهاي بزرگ طراحي مي‎شد.

عتیقه زیرخاکی گنج