• بازدید : 34 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفح قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

صنايع كاشي و سراميك در دسته كاني هاي غير فلزي قرار دارد و سهم مصرف انرژي اين صنعت طبق پردازش آخرين آمارگيري سال ۱۳۷۶، ۳۶/۸ درصد از مصرف انرژي در صنعت كاني هاي غير فلزي بوده و نهايتاً ۸۳/۱ درصد از مصرف انرژي كل صنعت كشور را به خود اختصاص مي دهد.
در حال حاضر با توجه به پايين بودن قيمت انرژي در ايران، هزينه مصرف انرژي در صنعت سراميك كشور حدود ۴۸/۱۱ درصد از كل هزينه تمام شده محصول است.
فرآيند توليد:
در فرآيند توليد با حذف فرآيندهاي زايد و كاهش تلفات مواد و انرژي مي توان بهره وري سيستم توليد را افزايش داد كه موجب پائين آمدن هزينه هاي توليد، افزايش راندمان توليدي و بالا رفتن كيفيت محصول مي گردد. اين امر با بهبود راندمان مصرف انرژي در فرآيندها، سيستم ها و تجهيزات مصرف كننده انرژي و بازيافت انرژي در صنايع امكان پذير مي باشد.
در صنايع كاشي بخش پخت بيشترين مصرف انرژي الكتريكي را به خود اختصاص مي دهند كه با توجه به نمودارهاي شاخص انرژي در صنعت سراميك كشور به طور ميانگين به ازاء توليد يك متر مربع كاشي ديوار ۳/۱۷۳ كيلو وات ساعت انرژي الكتريكي ۶۲/۱۳۳ مگاژول انرژي فسيلي مصرف مي شود.
شاخص پايين تر از خط متوسط مصرف ويژه انرژي در بعضي كارخانه ها به مفهوم مصرف بهينه انرژي در آن كارخانه نيست بلكه ميتوان گفت كه نسبت به ساير كارخانه ها وضعيت بهتري دارد و ممكن است. با انجام بررسي وضعيت انرژي كارخانه پتانسيل صرفه جويي داشته باشد و بايستي با استانداردهاي جهاني مصرف انرژي اين صنعت مقايسه گردد.
راهكارهاي بهينه سازي مصرف انرژي:
۱- راهكارهاي عمومي:
– استفاده از كنترل كننده هاي توان و سرعت در كمپرسورهايي كه به طور متناسب 
بي بار مي شوند.
– تفكيك مصارف بخش هاي مختلف كارخانه  از طريق نصب كنتورهاي دائم در مسير تغذيه الكتريكي هر بخش.
– نصب خازن در كنار مصرف كننده هاي عمده جهت اطلاع ضريب قدرت
– كاهش ضريب همزماني مصرف كننده هاي عمده برق به منظور كاهش ديماند و افزايش ضريب بار كارخانه
– كاهش نشتي در سيستم توليد و توزيع هواي فشرده
– كاهش دماي هواي ورودي به كمپرسور ( جهت افزايش راندمان كمپرسور)
– اجراي برنامه منظم تعمير و نگهداري تأسيسات و تجهيزات
– نصب درب هاي اتوماتيك و يا سيستم پرده هوا
– ( Air Curtain System ) به منظور جلوگيري از اتلاف حرارت و انرژي در ورودي سالن هاي توليد
– اجراي برنامه هاي مديريت روشنايي در كارخانه
– عايق كاري لوله هاي بخار آب گرم در طول مسير انتقال و توزيع
– بارگذاري مناسب موتورهاي AC و ترانسفورماتورها
۲- فرآيند توليد:
* بخش آماده سازي مواد و شكل دهي
– كاهش مصرف انرژي الكتريكي در ساعات اوج بار در بخش سنگ شكن، بالميل هاي تهيه بدنه و لعاب.
– بكارگيري كنترل كننده هاي توان و راه اندازهاي نرم در الكترو موتورهاي بالميل ها
– جايگزين كردن الكترو موتورهاي كوچكتر متناسب با بار در همزن هاي دوغاب
* بخش كوره هاي پخت:
بازيافت حرارت اتلافي گازهاي خروجي حاصل از احتراق ( با استفاده از يك مبدل حرارتي) و هواي داغ خروجي از قسمت هاي خنك كن كوره ( به طور مستقيم) كه كاربرد آن به صورت موارد زير مي باشد:
۱- تغذيه هواي مورد نياز مشعل ها
۲- خشك كردن بيسكويت هاي خروجي از پرس ( قبل از ورود به كوره پخت لعاب)
۳- خشك كردن كاشي هاي لعاب كاري شده ( قبل از ورود به كوره پخت لعاب)
– جايگزيني كوره هاي تونلي به جاي كوره هاي غلتكي
– تنظيم هواي اضافي در مشعل و كوره
– كنترل فرآيند و سيكل پخت كوره ها
– تنظيم و كاليبره كردن ترموكوپل هاي كوره
– درزبندي و پر كردن منافذ بين ديوار كوره و ريل و واگن در كوره هاي تونلي
– استفاده از الكترو موتورهاي راندمان بالا در فن كوره ها
مواد اوليه:
مواد اوليه مورد نياز براي تهيه كاشي از منافع مختلف تهيه مي شود. اين مواد كه بدنه كاشي را شكل مي دهند به شرح زير مي باشند:
۱- فلداسپات مظفري از اردكان
۲- كائولن SP300 از آباده شيراز
۳- كائولن SP از آباده شيراز
۴- كائولن رسي- آهكي از كازرون
۵- كائولن فردوس
۶- KV2 از رباط
اين مواد در طبيعت به شكلي نيستند كه قابل استفاده باشند. يكي از خواصي كه باعث مي شود مواد اوليه به شكل معدني مستقيماً و بدون هر گونه فرآيندي قابل استفاده نباشند اندازه آنها مي باشد.
بنابراين قبل از هر چيز خورد كردن فيزيكي مواد اوليه توسط سنگ شكن ها و رساندن اندازه آنها به حد مطلوب تري مي باشد.
سنگ شكن:
خاك فلداسپات كه بيشترين مصرف را دارد ۲ مرتبه و بقيه خاكها ۱ مرتبه آسيا 
مي شوند. هر چه سنگها بهتر آسيا شوند مقدار چرخش بالميل كمتر و زمان رسيدن به خاك مطلوب براي توليد كاشي كمتر خواهد شد.
براي آسيا كردن سنگ ها از دو نوع سنگ شكن استفاده مي شود كه اولي سنگ شكن فكي و دومي سنگ شكن چكشي ناميده مي شود.
سنگ شكن فكي داراي يك وزنه بوده كه با حركت رفت و برگشتي ( بالا و پايين) خود كه توسط بادامك ها صورت مي گيرد سنگ را مي كوبد، اما سنگ شكن چكشي داراي يك محور با چندين چكش متصل به آن بوده كه چكش ها هر كدام به طور آزادانه حول محور چرخش دارند كه با چرخش محور و با حركت گريز از مركز چكش ها، سنگ خورد مي شوند.
دانه هاي سنگ داخل سنگ شكن چكشي آنقدر خورد مي شوند تا بتوانند از توري خروجي سنگ شكن خارج شوند و گرنه عمل كوبيده شدن سنگ ها ادامه مي يابد تا دانه ها به قطر معيني خورد شده تا بتوانند از سنگ شكن خارج شوند. خروجي از اين قسمت دانه هاي نسبتاً ريزي هستند اما اين دانه ها براي تهيه بدنه كاشي مناسب نيستند بنابراين هر يك از اين خاكها را در سيلوهاي جداگانه ذخيره كرده تا براي تبديل شدن به دانه هاي مورد نياز براي تهيه بدنه به نسبت مورد نياز از هر يك وارد بالميل هاي قسمت آماده سازي شوند.
آماده سازي و تهيه بدنه:
آماده سازي مواد اوليه سراميك و كاشي كه موجب ايجاد خواص مناسب و حذف خواص مضر در يك بدنه مي شود ابتدايي و شايد اصلي ترين مرحله ساخت انواع محصولات سراميك مي باشد زيرا:
– در صورتي كه مواد به نحو مؤثر و مفيدي آماده سازي نشده باشند ادامه فرآيند ساخت بدون شك با اشكالات و معايبي همراه خواهد بود.
  • بازدید : 71 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كاشي قطعه سنگي است مصنوعي به ابعاد مختلف و به ضخامت چند ميليمتر كه يك روي آن داراي سطحي شيشه اي بوده و كاملاً صاف و صيقلي مي باشد. به همين علت به راحتي قابل تميز كردن است و اغلب در محل هايي از ساختمان مورد استفاده قرار مي گيرد كه امكان رشد ميكروب ها بيشتر بوده و در نتيجه احتياج به نظافت بيشتر دارد مانند حمام ها،‌توالت ها و آشپزخانه ها و آبريزگاههاي عمومي و غيره.
نخستين كاشي به مفهوم امروزي كه به دست بشر ساخته شد و باستان شناسان به آن دسترسي پيدا كرده اند مربوط به مصر مي باشد كه باستان شناسان قدمت آن را مربوط به ۴۷۰۰ سال قبل از ميلاد مي دانند. در ناحيه بين النهرين در نزديكي شهر نينوا در ۷۰۰ سال قبل از ميلاد نيز كاشي سازي رواج داشته است.
صنعت كاشي سازي در ايران سابقه طولاني دارد و حتي اين صنعت در دوران قبل از اسلام و حتي قبل از ميلاد نيز در ايران رواج داشته به طوريكه نمونه هايي از صنعت كاشي كاري ايران در شوش كه مربوط به كاخ هخامنشيان است پيدا شده كه قدمت آن مربوط به ۴۰۰ سال قبل از ميلاد مي باشد كه به وسيله باستان شناسان فرانسوي به فرانسه برده شده و اكنون در موزه هاي فرانسه موجوداست. صنعت كاشي سازي بعد از اسلام نيز در ايران رواج داشت و كم و بيش راه ترقي خود را طي مي نمود و در دوران صفوي اين هنر به اوج ترقي خود رسيد به طوريكه هنوز هم كاشي كاريهايي كه در زمان شاه عباس در اصفهان انجام شده از لحاظ زيبايي و ثبات رنگ بي نظير مي باشد نمونه اين نوع كاشي كاري در مسجد شيخ لطف الله در اصفهان موجود است و زيباترين معرق كاري دنيا است. ولي اين صنعت بعد از آن تاريخ رفته رفته سير نزولي طي نمود مخصوصاً در دوران قاجاريه و همين طور تا حدود سالهاي ۱۳۳۰ صنعت كاشي سازي به كلي در ايران از بين رفت و كاشي هاي ما منحصر شد به قطعه آجري لعاب دار نامرغوب كه كلفتي آن در حدود ۱۲ تا ۱۵ سانتيمتر و داراي ابعادي ناگونيا بود كه در اثر كوچكترين حرارت لعاب روي آن ترك خورده و منظره اي ناخوشايند داشت از اين سال به بعد رفته رفته صنعت گران ايراني به فكر احياء اين صنعت ديرينه افتادند و تا سال ۱۳۴۲ اين صنعت با تشكيل اتحاديه هاي كاشي سازي رو به ترقي رفت و در اين موقع كلفتي كاشي هاي ساخت ايران در حدود ۷ ميليمتر و ابعاد آن قدري گونياتر و محصولي به مراتب تميزتر و قابل استفاده تر از سابق به بازار عرضه گرديد و رفته رفته مي رفت تا اين صنعت در ايران پا گرفته و به عظمت دوران قبل برسد ولي در همين موقع با ورود چند كارخانه تمام اتوماتيك خارجي كه محصولي بهتر و تميزتر و همچنين در ابتدا ارزانتر از محصولات قبلي ايراني به بازار عرضه نمود و بدين طريق صنعت گران ما از لحاظ اقتصادي ياراي مقاومت در مقابل اين كارخانه ها را نداشته و به طور كلي از بين رفتند و صنعت كاشي ما منحصر شد به محصولات اين كارخانه ها كه مواد اوليه و ماشين آلات آن كلاً از خارج به ايران وارد گرديد.
دپوي مواد اوليه
دركارخانه ناز سرام ميبد از فلدسپات مظفري – كائولن آباده و كائولن زيتون استفاده ميشود.
به عنوان مثال براي شارژ مواد اوليه در اينجا فقط يك نمونه فلدسپات مظفري نام برده مي‌شود و هدف آشنايي با خواص رئولوژيك تك خاك است.
دانسيته ۶۲/۱ ويسكوزيته ۶ ثانيه درصد رطوبت ۳۹%
زمان چرخش َ۳۰ نوع سايش راپيد ميل
وزن كاسه : ۹/۸۵ وزن دوغاب ۷/۲۶ مانده روي الك ۶/۵
وزن خشك ۹/۸۵- ۲/۱۰۲
= درصد رطوبت وزن خشك – وزن تر ۱۰۰*
وزن تر

= درصد رطوبت (۹/۸۵-۲/۱۰۲)-۷/۲۶ ۱۰۰*
۷/۲۶

= ريست مانده روي الك (زبره) ۱۰۰*
دانسيته × درصد خشك

= ريست ۶/۵ ۶۶/۵*
۶۲/۱*۶۱

براي فلدسپات TPP لازم نيست ولي براي كائولن و ؟؟ Tpp مي زنيم. كه به ازاي هر gr 100 خاك gr 3/0 Tpp لازم است.
كه براي فلدسپات مظفري براي بدنه دانسيته ۶۰/۱ تا ۶۵/۱ مناسب است.
و بهترين ويسكوزيته براي فلدسپات مظفري ۹-۶ ثانيه است
وزن خشك دوغاب gr 5/319 ، ۵ درصد رطوبت اضافه كرده 
cc 97/15 x=    x 5/319
۵ ۱۰۰
بعد از پرس، عرض و ارتفاع و وزن را اندازه مي گيريم.
  • بازدید : 47 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به مواد معمولا جامدي كه بخش عمده تشكيل‌دهنده آنها غيرفلزي و غيرآلي باشد را سراميك ميگويند. اين تعريف نه تنها سفالينه‌ها، پرسلان (چيني)، ديرگدازها، محصولات رسي سازه‌اي، ساينده‌ها، سيمان و شيشه را در بر ميگيرد بلكه شامل آهنرباهاي سراميكي، لعاب‌ها، فروالكتريك‌ها، شيشه، سراميك‌ها و سوختهاي هسته‌اي و … نيز شامل ميشود از نظر ساختار شيميايي همه موادي كه از مخلوط خاك رس و ماسه و فلدسپار در دماي بالا بدست مي‌آيند و با توده شيشه مانندي انسجام يافته و بسيار سخت و حل نشدني در حلالها و تقريبا گدازناپذيرند سراميك ناميده ميشود.
برخي‌ها آغاز استفاده و ساخت سراميك را حدود ۷۰۰۰ سال ق- م ميدانند در حالي كه برخي ديگر قدمت آنرا تا ۱۵۰۰۰ سال ق.م نيز دانسته‌اند- ولي در كل اكثريت تاريخ نگاران بر ۱۰۰۰۰ سال ق.م اتفاق نظر دارند كه بديهي است اين تاريخ مربوط به سراميكهاي سنتي است. واژه سراميك از واژه يوناني كراموس به معني سفال يا شيء پخته شده است. از آنجاييكه قديميترين بدنه‌هاي رسي در حدود ۲۲۰۰۰ سال قبل از ميلاد شناسايي شده‌اند سراميك را هنري است كه شروع آن در گذشته‌اي بسيار دور شايد قبل از اختراع خط رقم خورده ولي در حال حاضر اين هنر فناوري جديدي تلقي مي‌شود.

 
مقدمه:
چند سالي است لغت سراميك در ايران و بين طبقات مختلف مردم شايع و رايج و روز به روز استعمال آن بيشتر مي‌شود و آن را بيشتر مي‌شنويم «سراميك» به معناي خاص كه فقط به يك فن مربوط مي‌باشد در مجامع صاحب صلاحيت دنيا مورد قبول قرار نگرفته است. در سال ۱۹۲۰ در كنگره‌اي كه تشكيل شده بود اين لغت براي تمام لوازم و موادي كه از سيليكاتها ساخته و حرارت داده مي‌شود انتخاب گرديد. ريشه آن از يوناني و به معناي پخته شده مي‌باشد ولي ريشه قديمي‌تر آن در زبان سانسكريت معناي چيزهاي پخته شده را دارد. به هر تقدير سراميك امروز به تمام صنايعي اطلاق مي‌گردد كه به نحوي از انحاء با مواد اوليه سيليكاتي ساخته و سپس در درجات حرارت معين پخته و محكم گرديده باشد و معني عام دارد. چيني – شيشه – بلور- سفال، آجرهاي نسوز و معمولي، كاشي و بسياري ديگر از صنايع سيليكات هم جزء فن سراميك محسوب مي‌گردد. بطوريكه محاسبه كرده‌اند يك سوم صنايع موجود دنيا را صنايع سراميك تشكيل مي‌دهد. از جمله رشته‌هاي سراميك تهيه و پرداخت اشياء هنري از خاك و سنگ مي‌باشد كه اقويم به نام كاشي و سفال‌سازي در كشور ما  رواج كامل داشته است.
ميتوان گفت به محصولاتي كه بوسيله مواد معدني بهر روشي شكل داده شده و با پختن آن بدست مي‌آيد سراميك ميگويند. همان طور كه گفته شد ماده اوليه سراميك گل رس بوده ضمنا نام كلي هر گونه اشيايي كه مواد اوليه‌اش از گل رس بوده بوسيله دست، قالب يا چرخ خراطي شكل داده شده و در كوزه پخته شده باشد سراميك گفته ميشود. تاريخچه سراميك با پيدايش آتش بوسيله انسانها شروع شده است براي حمل و نگهداري ان و بخاطر اجبار در ساخت ظروف سراميك بوجود آمده است. سراميك در طول صدها سال در ساخت ظروف مورد استفاده قرار گرفته، هم در اعصار قديم و هم امروزه يكي از ادوات ضروري است كه در توليد آجر ساختمان مورد استفاده قرار ميگيرد. سراميك، چيني خاك، در نتيجه صخره‌هاي گرانيت andogen با ريزريز شدن در اثر سائيدگي بوسيله طبيعت بوجود مي‌آيند. هر نوع خاك براي تويد سراميك مناسب نيست خاك مناسب براي استفاده گل رس است. گل رس ماده اصلي دنياست – گل رس بعلت خصوصيات پلاستيكي به شكل‌هاي گوناگوني در مي‌آيند و اشكال خود را در حين پختن حفظ و داراي مقاومت زيادي است.
صنعت سراميك از قديميترين صنايع دنيا محسوب مي‌شود. زمانيكه گل رس با آب مخلوط ميشود چون داراي خصوصيات پلاستيكي است به آساني به يك خمير قابل انعطاف تبديل ميگردد و اين ماده بعد از پخته شدن نيز سفت و سالم و داراي يك سري خصوصيات غيرمتغير است كه در توليد هنر ديگ‌هاي گلي كاربرد دارد. در آناتولي به سبب اينكه محل تمدنهاي مختلف بوده و در نتيجه حفاريهاي باستان‌شناسي كه روشني بخش تاريخ ميباشد ديده شده است در آناتولي نمونه‌هاي بسيار قديمي سراميك براي اولين بار مربوط به دوران سنگي بوده كه ظروف سراميك بنام‌هاي حاجي لار، چاتال هويوك، بيجه سلطان، دميرجي هويوك و غيره ميباشد كه در نتيجه حفاريهاي باستان‌شناسي پيدا شده است. اين آثار علاوه بر آثار تزئيني به سبب داشتن شكل‌هاي متعدد نيز مورد توجه است و ۳۵۰۰ سال قبل از ميلاد در دوران كالكاليتيك‌ها، ۱۰۰۰-۲۵۰۰ سال قبل از ميلاد قوم باستاني ساكن در آناتولي در قرن ۱۱ و ۱۳ بعد از ميلاد يعني سلجوقيان و در قرن ۱۰ ميلادي عثمانيهايي كه به آناتولي آمده‌اند و فرهنگ سراميك باقي مانده از دوران سلجوقي را ادامه داده در قرن ۱۵ ميلادي سراميك با خصوصيات منحصر بفرد خويش را بوجود آورده و همه‌شان نمونه‌هاي زيبايي را يكي پس از ديگري از خود بجاي گذاشته‌اند. هنر سراميك آناتولي كه منابع اوليه خود را از سراميك ترك خارج از آناتولي اخذ نموده در دوران عثماني يك توسعه منحصر بفرد از خود نشان داده بدين ترتيب آثار ترجيحي و صادراتي آن مورد استقبال قرار گرفته است. دوات، شكردان، فنجان، كاسه، آفتابه، كتري، ابريق، كوزه، تنگ آب، سبو، قدح، قنديل، فانوس اجام، گلدان، ليوان آبخوري، گلابدان، بخوردان، و غيره با متر خاص و با خمير سفيد ساخته شده است. گل رسي كه در توليد ظروف و اشيا سراميكي مورد استفاده قرار خواهد گرفت با توجه به نوع ظروف توليدي براي اينكه در دستگاههاي مخلوط كن و خيس كن شكل حقيقي خود را پيدا كند سعي ميشود با اضافه كردن مقدار آب معين و ضروري خميري يكنواخت و هموژن بدست بيايد. ظروف و اشيا سراميكي به روش دستي، قالبي، پرس كردن، دوران، فيلاژ يا با متر اتراژ و ريخته به شكل مختلف درآيند.
نقش اجراي سه گانه در سراميك:
خاك رس: موجب نرمي و انعطاف و تشكيل ذرات بلوري سراميك ميشود.
ماسه: ويژگي چين خوردن پس از خشك و گرم شدن و تشكيل ذرات بلوري سراميك را كاهش ميدهد.
فلدسپار: در كاهش دادن دماي پخت و تشكيل توده شيشه‌اي و چسباننده‌ي ذرات بلوري سراميك موثر است.
تجزية شيميايي
دانستن تركيب شيميايي مواد اوليه سراميكي به عنوان اساسي‌ترين نياز در فرمول‌بندي صحيح ساختار بدنه‌هاي سراميكي مطرح بوده و به علاوه در صورتي كه تجزية شيميايي يك روش معمول و جاري در آزمايشگاههاي سراميك باشد مي‌توان از آن به عنوان وسيله‌اي جهت كنترل كيفيت مواد خام و اوليه مورد استفاده قرار داد و از نقطه‌نظر يكنواختي و ثبات تركيب شيميايي از آن بهره جست.
بايستي توجه داشت كه تجزية شيميايي مواد به دو طريق روشهاي كلاسيك و سنتي و روشهاي مدرن و دستگاهي صورت مي‌پذيرد. گروه اخير به دليل دقت و صحت جوابهاي حاصله و همچنين سرعت بيشتر و نياز به زمان كمتر امروزه در سطح وسيع‌تري مورد استفاده قرار مي‌گيرد. البته بهره‌گيري از تكنيك‌هاي تجزية پيشرفته نياز به صرف هزينة بيشتر، چه از نقطه‌نظر قيمت دستگاهها و چه از نظر هزينة تربيت نيروهاي متخصص دارد ولي با اين حال كارخانجات سراميك مجبور به تقبل اين هزينه‌ها بوده تا بدين ترتيب بتوانند جوابهاي دقيق‌تري را در حدقل زمان ممكن به دست آورند.
در زير عمده‌ترين روشهاي تجزية شيميايي كه به طور معمول در آزمايشگاههاي سراميك به كار گرفته مي‌شوند به طور خلاصه شرح داده شده‌اند. جزئيات بيشتر اين روشها در ارتباط و متناسب با نيازها و كاربردهاي خاص آنها مي‌باشد.
تجزية شيميايي خشك:
در اين روش نمونه‌هاي متفاوتي از مادة مورد آزمون به صورت جامد در يك دستگاه فلوئورسانس اشعة X طيف نگاري مي‌شوند.
اساس كار دستگاه فوق بر اين خاصيت استوار است كه وقتي يك دسته اشعه X (كه پرتوهايي با طول موج پائين بوه و به عنوان مثال مقدار آن براي مس برابر با   54/1 مي‌باشد) به سطح يك ماده برخورد مي‌نمايد، بر اثر برخورد اتمهاي نمونه تحريك شده و شروع به انتشار و ساطع نمودن الكترون از خود مي‌كنند. اين انتشار به صورت تصادفي و يا پيوسته و مستمر بوده، بلكه متناسب با مشخصات خاص اتمهاي منفرد مادة موردنظر در فواصل زماني خاص مي‌باشند، لذا هر مادة خاص در طيف نشري خود داراي پيك‌هايي مخصوص به خود بوده و با استفاده از آنها مي‌توان نمونه را از نقطه‌نظر كيفي مورد آزمايش قرار داد. علاوه بر آن در صورتي كه از قبل منحني‌هاي استانداردي نيز تهيه شده باشند، نمونه‌ها را از نقطه‌نظر كمي نيز مي‌توان مورد تجزيه و تحليل قرار داد.
تجزية شيميايي تر
نظر به آنكه عناصر منفرد را تنها در محلول‌هاي آبي مي‌توان تعيين و شناسايي نمود، لذا روش تجزية شيميايي تر كاملا شناخته شده مي‌باشد.
در تجزيه شيميايي تر به منظور تلاشي ساختمان بلورين مواد از دو روش متفاوت اسيدي و قليايي استفاده مي‌شود.
الف: روش قليايي
در اين روش امكان تعيين اكسيدهاي زير (بر حسب درصد) ميسر مي‌باشد:
 
واكنشگر مورد استفاده مخلوطي از كربناتهاي سديم ( ) و پتاسيم ( ) (به عنوان مواد گدازآور بسيار فعال) مي‌باشد كه جهت شكستن ساختمان بلورين نمونه‌ها به كار گرفته مي‌شود.
ب: روش اسيدي
در اين روش ابتدا نمونة خشك مورد آزمون توسط محلول داغ اسيدنيتريك ( ) و اسيد فلوئوريدريك (HF) حل شده و بر اثر آن محلولي حاصل مي‌گردد كه به راحتي مي‌توان از طريق طيف نگاري جذب اتمي خصوصيات آن را تعيين نمود.
اين تكنيك با بهره‌گيري از منحني‌هاي درجه‌بندي صورت گرفته و نياز به آن دارد كه محلول در معرض يك شعله با درجه حرارت بالا قرار گيرد.
  • بازدید : 81 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده :

مینا کاری هنر درخشان آتش و خاک است. با رنگ های پخته و درخشان.
مینا پوشش رنگی از لعاب شیشه ی شفاف (transprant) نیم شفاف (semi-poaque) یا مات (opaque) است که با هدف تزئین (pecoration) حفظ سطح با ایجاد ویژگی های خاص در سطح بر روی فلز سرامیک، شیشه و … اعمال و در کوره پخته می شود. مینا بر حسب نوع استفاده به مینای جواهر، چینی، مس و … و از نظر دمای پخت به انواع نرم (ذوب و پخت پایین) متوسط (ذوب و پخت متوسط) و سخت (ذوب بالا) و از نظر وجود مواد مهمی چون سرب به مینای سربی و غیر سربی و مینای سربی به انواع سرب بالا، پایین، متوسط، و از نظر خصوصیات و عملکرد به مینای مقاوم در برابر اسید یا مینای مقاوم در برابر هوازدگی، و غیره تقسیم می شود
قدمت این هنر حدود ۴۰۰۰ سال پیش می رسد. مردم عصر باستان از هنر مینا برای بیان اندیشه های اعتقادی، و در ترکیب با هنرهای دستی دیگری چون نقاشی، ملیله دوزی (filigree) سنگ ها یا فلزات قیمتی و الیاف زرین یا نقره ای، قلاب دوزی، گلابتون دوزی استفاده می کردند. کیفیت کار مینا کاری در این دوره بسیار پایین بود. تکنیک مورد استفاده در این دوره تکنیک حفره ای بود که قدیمی ترین تکنیک مینا کاری است. در این تکنیک نقش مورد نظر روی زمینه ی طلا با نوارهای سیمی طلا ایجاد و پودرهای رنگی مینا در حفره ها جاسازی می شود. ظاهراً این تکنیک را یونانی ها از ملیله دوزی زرین مصری ها الهام گرفته و در اروپای مرکزی و شمالی گسترش دادندو آن را به روی فلز برنز یا مس هم به کار بردند. تزئین مینایی در این دوره بر روی قلاب کمربندها، دسته شمشیر، حمایل، کلاه خود و …. صورت می گرفت. این تکنیک حدود ده قرن در اطراف مدیترانه رواج داشت و در میان اقوام سلت (cetices) که در واقع اقوام باستانی اروپای غربی و مرکزی اند رواج داشته است. مینا کاری در فاصله ی قرن های چهار تا شش میلادی در خاور میانه و چین رواج داشت. و به ویژه توسط ایرانی ها ور وس ها برای جان بخشیدن به تمایلات مذهبی به کار می رفت.
هنرمندان بیزانس در فاصله ی قرن هشت تا دوازده سرآمد این هنر مذهبی شدند. این شکل جدید از هنر مینا در قرن دهم به غرب انتقال یافت و به عنوان هنر کلیسایی مورد توجه فراوان قرار گرفت. ظرافت و پیچیدگی کار این دوره به شدت بالا رفت. ابتدا طرح، طراحی، سپس طرح با نوارهای طلا ساخته و روی زمینه ی طلا منتقل می شد و سپس با استفاده از لوله های مویینه نازک و سرکج رنگ مینا با دقت و به طور یکنواخت داخل حفره ها انتقال یافت. پس از پخت رد کوره های زغالی آن را پرداخت و به صورت قاب عکس یا پوشش کتاب، صلیب و … می چسباندند. این سبک به تدریج در ایتالیاف اسپاینا، فرانسه، آلمان و … گسترش یافت. فرانسه بیش از همه این هنر را جذب کرد و هنوز هم موقعیت های برتری دارد. 
کار بیزانسی ها ویژگی های خاصی داست ازجمله ساتفاده از فرم های چهارگوش به جای گرد و استفاده از مینای مات در این دوره هنر مینا بر روی اشیای مختلف به کار می رفت و طیف وسیعی چون اشیاء متبرکه اماکن مذهبی و اعتقادات مذهبی مثلاً صلیب ها، پلاک قبر و … و نیز یراق آلات لباس، یراق آلات حیوانات، ظروف و … را در بر می گیرد. در قرن یازدهم تکنیک حکاکی (bass- tille) در هنر مینا کاری توسط ایتالیایی ها ابداع شد. به این صورت که طرح روی زمینه ی حکاکی، گراور، یا کنده کار یمی شد، سپس میناهای شفاف در شیارهای باریک این طرح ها قرار می گرفتا در نهایت طرح از ÷شت لایه ی نازک مینا رویت می شد. 
در قرن دوازدهم تئوفیلوس آلمانیف مراحل تکامل هنر میناکاری بیزانس را مدرن کرد. این هنر در آسیای شرقی نیز در اوایل قرن ۱۵ رواج یافت و مردم هند، چین، کرده، ژاپن به شکل وسیعی از آن استفاده کردند. این هنر در شرق آسیا در صنعت گسترش عقاید مذهبی بودایی و هندوئیسم قرار گرفت. اوج شکوفایی هنر میناکاری در جهان امروز نیز در شرق آسیا دیده می شود. چینی ها میناکاری حفره ای را در صنایع دستی خود به شدت رواج دادند. آن ها با تأسیس بزرگترین واحد تولید مینای حجره ای در پکن در سال ۱۹۵۶ آن را به صورت یک هنر بومی و رایج صادراتی در آوردند. هندی ها در میناکاری ابزارآلات نقره ای و طلایی به ویژه در قالب نقوش گل و پرنده و حیوان و طرح های هندسی پیشیده و ایجاد صحنه های بدیع میناکاری در رقابت با پکن قرار دارند. ایتالیایی ها احتمالاً روش حجره ای گلابتونی (braided- doisone) را ابداع کردند. در این تکنیک نوارهای سیمی را به هم تابیده و به شکل طناب درآورده و داخل حفره های طناب حاصل را از مینا پر می کردند. بدین ترتیب کلاف سیمی با ضخامت های مختلف با درخشندگی جواهر نشان ایجاد می شد. روس ها با اقتباس از این روش شویه ی خاص خود را در این رابطه به وجود آورند. بیزانسی ها در قرن چهاردهم میلادی تکنیک پنجره ای را ابداع کردند. در این روش طرح با سیم شکل داده می شد سپس طرح سیمی را روی صفحه ی نازک و نسوز میکا قرار می دادند. چشمه های طرح سیمی را با مینا پر و سپس پخت می دادند، با برداشتن صفحه ی زیرین، مینای داخل چهارچوب سیمی قرار می گرفت که رد نور بسیار پر تلالو بود. این شکل در مینا به دلیل شکنندگی مینا در داخل پنجره ها متداول نیست ولی در قرون چهارده تا شانزده بسیار رواج داشت.
در اوایل قرن شانزدهم تکنیک مینای نقاشی (painted- examel) ابداع شد، که نوع فرانسوی آن به شدت تحت نفوذ تحولات رنسانس بود و تا اواسط قرن نوزدهم رایج شد. شهر لیموژ فرانسه (limojes) در توسعه ی این تکنیک شهرت یافت.
و نقاشی لیموژ در این هنر برای هنرمندان نامی کاملاً آشنا است. در این روش با مخلوط پودر مینا و روغن اسطوخودوبین (lavender oll) معروف به مینای لیموژ روی سطحی که مینای تک رنگ وارد نقاشی می شد و بعد پخته می شد.
از اشکال بسیار زیبای این تکنیک، روش مینای برجسته (gerisille) است. در این روش ابتدا روی سطح را مینای سیاه مرمری می نشاندند. سپس با مینای شفاف لیموژ روی سطح نقاشی می شد. سپس نقاط مرزی طرح را با سوزن حک، حکاکی می کردند، تا زمینه ی سیاه نمایان شود. بدین ترتیب پوشش رویی خاکستری به نظر می آید که برای سایه زدن و رسم جزییات می توان سطح طرح را رنگ آمیزی کرد. این تکنیک برای ایجاد اشکالی پیچیده بسیار زمان بر است. و گاه باید قطعه را بارها پخت داد. به دلیل قابلیت های تکنیک مینای نقاشی در بیان جزییات طرح به صورت یک هنر مثبت، ……، صحنه های مذهبی و کپی برداری از موضوعات مردمی معمول شد. مینای لیموژ بسیار گران است. مینای نقاشی در واقع تلفیقی از نقاشی و هنر مینا است که هنرمندان زیادی را پرورش داده است.
با انقلاب صنعتی هنر مینا هم بی نصیب نماند و تکنیک عکس برگردان با روش مینای عکس برگردان را به ارمغان آورد (۱۷۵۳). یک فرد انگلیسی به نام استیفون جانسون و یک حکاک فرانسوی به نام simon fragois ابتکار عاقلانه وباصرفه برای عرضه ی مینای نقاشی با کیفیت بالا و قابل تکرار ارئه کرد. در این روش روی صفحه ی مسی موضوع (که عموماً در آن دوره عاشقانه یا مذهبی بود) گراور می شد. سپس جوهر مینا را که از اکسیدها فلزی تشکیل شده بود، روی آن پخش می کردند. یک کاغذ آغشته به صمغ را را روی صفحه قرار داده و به وسیله ی غلتکی چوبی به روی آن می کشیده اند تا طرح به صفحه منتقل شود. در مرحله ی بعد صفحه را روی یک سطح مینا کاری سفید قرار می داده می پختند. کاغذ می سوخت . فقط اثر طرح با رنگ های مشکی، خرمایی، خرمایی مایل به قرمز، حنایی، نیلی، بنفش روی سطح باقی می ماند.
سومری ها و بابلی ها در ایجاد نقش روی فلزات و ساخت فلزات منقوش مهارت زیادی داشتند و بویژه کار روی مس را به خوبی انجام می دادند. ظروف مسی غالباً دارای طرح هیا کنده کاری بسیار ظریف هستند. اگر چه کنده کاری فلزات در دوران هخامنشان در ایران رواج بسیار یداشته است اما آثاری از مینا کاری روی فلز در این دوران مشاهده نشده است. آثار زیادی از مینا بر روی کاشی و شیشه به دست آمده است. کاشی های مینایی اولین شکل از مینا رد ایران است. فلز کاری و تولید ظروف نقش دار در زمان اشکانیان رواج زیادتری پیدا می کند و مینا کاری روی فلز هم آغاز می گردد. ظاهراً هنرمندان برای نشاندن جواهر و سنگ ها قیمتی روی فلز برای ساخت تاج و تخت پادشاهان، گوشواره و … به تکنیک مینا روی آوردند، مینای مرصع در واقع مینای خاص ایران است. جام خسرو از این نظر بسیار زیبا است. اسلوب تزئینی ایرانی در زمان ساسانیان به اوج رسید و پس از اسلام نیز این اسلوب پایه و بنای اسلوب ایرانی در هند مینا شد. طرح های ایرانی که در کنده کاری به کار می رفت طی زمان تغییراتی کرد. موضوع پرندگان، جانوران، گل و تاک و نیز کتیبه هایی با خط کوفی تحولات طراحی هنر ایرانی است. با ظهور اسلام، پیدایش ظروفی چون هاون،لگن،شمعدان برنجی و … میناکاری مس ، برنج و… در زمان سلجوقیان رایج شد . غازان خان مغول هم به میتا توجه کرد و میناهایی با تصاوری از شخصیتهای ایرانی درباری رواج یافت . تیموریان به مینای مرصع توجه کرد وشمعدان ها وچلچراغ های مرصع را رواج دادند . صفویه نیز به هنر مینا توجه کردند نقوش این دوره مجالس شکار و رزم و بزم پادشاهان است. صندوق مزار شیخ صفی الدین هم مینا کاری است. مینا هم در دوران قاجرا بر زمینه ی طلا و نقره با ترصیح فلزات و سنگ های قیمیتی اعمال می شد. هنر میناکاری پس از مرگ فتح علی شاه روند اضمحلال آغاز کرد و بویژه پس از سقوط قاجار کاملاً از بین رفت و اکنون به صورت پراکنده در اصفهان انجام می شدو. در دوران قاجار از میناکاری بیشتر برای مینای تخت، تاج، صندلی، جعبه، کوزه، عطردان، ضریح اماکن متبرکه استفاده یم شد. پس از سقوط قاجار یک آلمانی موسسه ای در اصفهان برای میناکاری در اصفهان دایر و عده ای را تعلیم داد. در ۱۳۳۲ فرهنگ و هنر وقت کارگاهی دایر و برای احیا آن تلاش کرد. 
مینا کاری نیز مانند بسیاری از هنرهای دیگر برای اولین بار در اینران به وجود آمده و سپس به سایر کشورها راه یافته است. در قدیم رنگ هایی که در میناکاری به کار میرفته از رنگ های طبیعی بوده است. میناکاران برای تهیه ی رنگ قرمز از طلا، رنگ سبز از مس و رنگ زرد از گل ماشی استفاده می کنند. هنر مینا کاری شامل فعل و انفعالات پیچیده استو از نقش های اسلیم و گل در نقوش آن بسیار استفاده می شده است. 

بیوگرافی از دو استاد بزرگ در عرصه ی مینا کاری:
غلامعلی فیض اللهی:
غلام علی فیض اللهی فرزند غلام حسین در سال ۱۳۳۸ در اصفهان به دنیا آمد و درس میناسازی را ابتدا نزد پدر مرحوم غلامحسین فیض اله و سپس نزد مرحوم استاد صنیع زاده گذراند و اکنون با ۲۵ سال سابقۀ کار در زمینۀ میناسازی و مینیاتور به فعالیت مشغول است. کارهای مختلفی از این هنرمند در نمایشگاه های گوناگون شرکت داده شده است. 
مینا سازی از هنرهای ظریف و قابل توجه است که در بین هنرهای ملی ما دارای مقام خاص و حائز اهمیت بسیاراست. میناسازی که از نقاشی و تزیین فلزاتی مانند مس، نقره و طلا با رنگ های لعاب دار تشکیل گردیده، از هنرهاییست که ذوق و دقت فراوان می خواهد و آثاری که در نتیجۀ آن به وجود می آید علاوه بر جمیع ریزه کاری ها این حسن را دارد که چون با رنگ های آتشی تصویر شده، سالیان دراز باقی می ماند و از گزند حوادث گوناگون مصون و محفوظ خواهد بود و به همین جهت آثاری که میناسازی به وجود می آورد باید در شمار آثار جاویدان هنری منظور داشت. 
دربارۀ تاریخچۀ هنر میناسازی و اینکه به کدامیک از مردم جهان تعلق دارد و در بدو امر هنرمندان کدام کشور به ایجاد و ابداع آن همت گماشته اند، هنوز نمی توان نظر روشن و قاطعی ابراز نمود. زیرا در این مورد تا کنون نظرات و عقاید گوناگونی اظهار شده و نتیجه ای حاصل نگشته است. ولی از روی آثاری که به دست آمده می توان گفت که میناسازی از زمان های خیلی دور در کشور ما سابقه داشته و همواره مورد توجه خارجیان بوده است. از جمله جام نقره ای موجود در موزۀ ایران باستان متعلق به دوران سلطنت ساسانیان که رقاصه های دورۀ ساسنی بر روی آن تصویر شده، دلیل این مدعاست و یا به گفتۀ «مولینیه» مولف کتاب تاریخ و فن میناسازی (میناهای ساخت بیزانس در زمرۀ بهترین میناهای جهان به شمار می رود، از هنر میناسازی ایران الهام گرفته شده است) در زمان سلسلۀ قاجاریه آثاری از مینا برای تزیین و تجمل به صورت گوشواره و طلا و گل سینه و نظایر آن ساخته می شود. اما به تدریج از رونق و رواج این هنر کاسته شد. تا اینکه در ابتدای سلطنت رضاشاه یک نفر آلمانی به نام مارتین، مؤسسه ای در شهر اصفهان ایجاد نمود و با کمک و مجاهدت هنرمندان باذوق ایرانی، ساختن مینا بر روی نقره به صورت ختایی و اسلیمی رواج یافت. آنگاه رنگ های لطیف اروپایی به وجود آمد و هنرمندان میناساز ایران در توسعۀ آن اهتمام ورزیدند و بار دیگر هنر مینا اعتبار و اهمیت گذشته خود را بازیافت و به دوران طلایی رجعت نمود.
در سال ۱۳۴۱ هنرهای زیبای کشور به منظور اشاعه و ترویج بیشتر میناسازی و شناساندن هنرمندان میناساز کشور ما به جهانیان، کارگاه میناسازی را تأسیس کرد و استاد احمد رائض را که از هنرمندان و استادان ورزیده در این هنر به شمار می رود برای تصدی کارگاه مزبور برگزید.
استاد احمد رائض به سال ۱۲۹۸ شمسی در شهر هنرخیز اصفهان دیده به جهان گشود. دوازده ساله بود که به شوق آموختن نقاشی به خدمت یکی از شاگردان هنرمند و مشهور حاج مصور الملک در آمد و تحت نظر او رموز نقاشی و تذهیب کاری و مینیاتورسازی را آموخت. مدت هشت سال به کارآموزی و هنرجویی در کارگاه های مختلف هنری اشتغال داشت. آنگاه خود به تأسیس کارگاه مینیاتورسازی در شهر اصفهان همت گماشت. آثاری که به وجود می آورد به اروپا و مخصوصاً به کشور آلمان صادر می شد. استاد احمد رائض موضوع مینیاتورهای خود را از خمسۀ نظامی که در زمرۀ دشوارترین موضوع ها در نقاشی به شمار می رود انتخاب می کرد. یکی از آثار بسیار جالب و قابل توجه او تابلو مینیاتوری بود که ۱۴۵ صورت در ان تصویر شده بود و این تابلو هم اکنون در موزۀ سوئیس نگهداری می شود. تابلو مینیاتور مزبور قبل از آنکه به وسیلۀ یک تاجر ایرانی خریداری و به سوئیس ارسال شود، به نظر ریاست هنرهای زیبای کشور رسید و مورد توجه قرار گرفت. به همین جهت استاد احمد رائض به تهران فراخوانده شد.
در کارگاه میناسازی ده نفر هنرمند به کارهای گوناگون از قبیل قلمزنی، تورسازی و زرگری اشتغال دارند و میناهایی که به وسیلۀ این هنرمندان ساخته می شود از نظر ظرافت و ذوق فوق العاده ای که در آنها به کار می رود، کم نظیر و قابل توجه است.
آثار کارگاه میناسازی هنرهای زیبای کشور تا کنون در نمایشگاه های مختلف جهانی نمایش داده شده و مورد توجه و استقبال واقع گردیده است.
در سال ۱۹۵۹ آثار میناسازی کارگاه مزبور در نمایشگاه جهانی بروکسل عرضه گردید به اخذ مدال نقره و دیپلم هنری افتخاری نایل آمد.
درنمایشگاه ژاپن نیز این آثار با حسن استقبال و تحسین بینندگان روبرو شد. از آثار کارگاه میناسازی هنرهای زیبای کشور تا کنون به سلاطین و رؤسای جمهور و شخصیت های عالیقدر خارجی که به کشور ما سفر کرده اند، نمونه های جالبی اهدا گردیده و هنر هنرمندان ما مورد توجه و تحسین آنان قرار گرفته است.
آثار میناسازی هنرهای زیبای کشور علاوه بر این که در موزۀ هنرهای ملی و موزۀ هنرهای تزیینی برای مشاهدۀ مراجعین و علاقمندان نگهداری می شود، در غرفۀ هنرهای زیبای کشور در فروشگاه فردوسی و غرفۀ هتل هیلتون برای فروش موجود می باشد.
  • بازدید : 81 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

کاشیکاری یکی از روشهای دلپذیر تزئین معماری در تمام سرزمینهای اسلامی است. تحول و توسعه کاشی ها از عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هشتم و نهم هجری انجامید. در سرزمینهای غرب جهان اسلام که بناها اساسا سنگی بود، کاشی های درخشان رنگارنگ بر روی دیوارهای سنگی خاکستری ساختمانهای قرن دهم و یازدهم ترکیه، تأثیری کاملا متفاوت اما همگون و پر احساس ایجاد می کردند. 
جز مهم کاشی، لعاب است. لعاب سطحی شیشه مانند است که دو عملکرد دارد: تزیینی و کاربردی. کاشی های لعاب دار نه تنها باعث غنای سطح معماری مزین به کاشی می شوند بلکه به عنوان عایق دیوارهای ساختمان در برابر رطوبت و آب، عمل می کنند. 
تا دو قرن پس از ظهور اسلام در منطقه بین النهرین شاهدی بر رواج صنعت کاشیکاری نداریم و تنها در این زمان یعنی اواسط قرن سوم هجری، هنر کاشیکاری احیا شده و رونقی مجدد یافت. در حفاری های شهر سامرا، پایتخت عباسیان، بین سالهای ۸۳۶ تا ۸۸۳ میلادی بخشی از یک کاشی چهارگوش چندرنگ لعابدار که طرحی از یک پرنده را در بر داشته به دست آمده است. از جمله کاشی هایی که توسط سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد، می توان به تعداد صد و پنجاه کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب مسجد جامع قیروان قابل مشاهده اند. احتمالا بغداد، بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند. صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخش های زیادی از امپراتوری اسلامی مانند راقه در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت. در همین دوران، یک مرکز مهم ساخت کاشی های لعابی در زمان خلفای فاطمی در فسطاط مصر تأسیس گردید. 
نخستین نشانه های کاشیکاری بر سطوح معماری، به حدود سال ۴۵۰ ه.ق باز می گردد که نمونه ای از آن بر مناره مسجد جامع دمشق به چشم می خورد. سطح این مناره با تزئینات هندسی و استفاده از تکنیک آجرکاری پوشش یافته، ولی محدوده کتیبه ای آن با استفاده از کاشیهای فیروزه ای لعابدار تزئین گردیده است. 
شبستان گنبد دار مسجد جامع قزوین( ۵۰۹ ه.ق) شامل حاشیه ای تزئینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک می باشد و از نخستین موارد شناخته شده ای است که استفاده از کاشی در تزئینات داخلی بنا را در ایران اسلامی به نمایش می گذارد. در قرن ششم هجری، کاشیهایی یا لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون رو به رو گردیده و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شدند. 
تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت کاشی ها گل بود اما در قرن ششم هجری، یک ماده دست ساز که به عنوان خمیر سنگ یا خمیر چینی مشهور است، معمول گردید و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت. 
در دوره حکومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن هفتم هجری، تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت. مرکز اصلی تولید، شهر کاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی چه از نظر فرم و چه از نظر تکنیک ساخت، در این شهر تولید می شد. اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا وشش ضلعی برای شکیل نمودن ازاره های درون ساختمانها با یکدیگر ترکیب می شدند. از کاشیهای لوحه مانند در فرمهای مربع یا مستطیل شکل و به صورت حاشیه و کتیبه در قسمت بالایی قاب ازاره ها استفاده می شد. قالبریزی برخی از کاشی ها به صورت برجسته انجام می شد در حالی که برخی دیگر مسطح بوده و تنها با رنگ تزئین می شدند. در این دوران از سه تکنیک لعاب تک رنگ، رنگ آمیزی مینائی بر روی لعاب و رنگ آمیزی زرین فام بر روی لعاب استفاده می شد. 
تکنیک استفاده از لعاب تک رنگ، ادامه کاربرد سنتهای پیشین بود اما در دوران حکومت سلجوقیان، بر گستره لعابهای رنگ شده، رنگهای کرم، آبی فیروزه ای و آبی لاجوردی-کبالتی- نیز افزوده گشت. 
ابوالقاسم عبد الله بن محمد بن علی بن ابی طاهر، مورخ دربار ایلخانیان و یکی از نوادگان خانواده مشهور سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، توضیحاتی را در خصوص برخی روشهای تولید کاشی، نگاشته است. وی واژه هفت رنگ را به تکنیک رنگ آمیزی با مینا بر روی لعاب اطلاق کرد. این تکنیک در دوره بسیار کوتاهی بین اواسط قرن ششم تا اوایل قرن هفتم هجری از رواجی بسیار چسمگیر برخوردار بود. 

 کاشی های هشت پر ستاره ای و چلیپا – قرن هفتم هجری – امامزاده جعفر دامغان 
 کاشی زرین فام – قرن پنجم هجری – کاشان
لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را دو آتشه می خواند، رایج ترین و معروف ترین تکنیک در تزئینات کاشی بود. این تکنیک ابتدا در قرن دوم هجری در مصر برای تزیین شیشه مورد استفاده قرار می گرفت. مراحل کار به این شرح بوده که پس از به کار گیری لعاب سفید بر روی بدنه کاشی و پخت آن، کاشی با رنگدانه های حاوی مس و نقره رنگ آمیزی می شده و مجددا در کوره حرارت می دیده و در نهایت به صورت شیء درخشان فلزگونه ای در می آمده است. با توجه به مطالعات پیکره شناسی که بر روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام انجام گرفته و نیز از آنجایی که در این نوع از کاشی ها بیشتر طرح های پیکره ای استفاده می شده تا الگوهای گیاهی، می توان گفت این نوع از کاشی ها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشته اند. 
ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول در اواسط قرن هفتم هجری، تنها مدت کوتاهی بر روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای ۶۵۴-۶۴۲ ه.ق بر جای نمانده است. پس از این سال ها، حکام ایلخانی اقدام به ایجاد بناهای یادبود کرده و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی، احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران، تکنیک مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزئین سفال که بعدها عنوان لاجوردینه را به خود گرفت، جانشین آن شد. در این تکنیک، قطعات قالب ریزی شده با رنگهای سفید، لاجوردی و در موارد نادری فیروزه ای، لعاب داده می شدند و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز، سیاه یا قهوه ای بر روی لعاب، برای بار دوم در کوره قرار داده می شدند. 
در اوایل دوره ایلخانی، تکنیک زرین فام بر روی لعاب بدون هیچ رنگ افزوده ای به کار برده می شد، لکن در ربع پایانی قرن هفتم، رنگهای لاجوردی و فیروزه ای به میزان اندکی مورد استفاده قرار گرفتند. 
با نزدیک شدن به قرن هشتم هجری، آبی لاجوردی از رواج و محبوبیت بیشتری برخوردار شد و سرانجام تکنیک نقاشی زیر لعاب با استفاده از رنگهای آبی لاجوردی و اندک مایه ای از رنگهای قرمز و سیاه، جایگزین نقاشی زرین فام شد که کاشی های تولید شده با چنین تکنیکی معمولا با نام کاشی های سلطان آباد شناخته می شوند. این تکنیک تا اواسط قرن هشتم مورد استفاده قرار می گرفت و پس از آن منسوخ شد. 
با رو به زوال نهادن حاکمیت ایلخانیان در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت. کاشی های معرق-موزائیکی- تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگهایی متفاوت جانشین قابهای عظیم زرین فام و کتیبه ها شدند. 
این تکنیک برای نخستین بار در آغاز قرن هفتم هجری در آناتولی اقتباس شده و یک قرن بعد در ایران و آسیای مرکزی پدیدار شده است. این نوع از کاشی ها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده می شده و از آنها برای تزئین محراب ها استفاده می شد. شیوه کار به این صورت بوده است که سفالهای لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی می بریدند و سپس با در کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلی را می ساختند. در دوره ایلخانیان برای نخستین بار این تکنیک مورد استفاده قرار گرفت؛ مانند آنچه که در مقبره امام زاده جعفر اصفهان (۷۲۶ ه.ق) به چشم می خورد؛ اما کاربرد وسیع آن در دوره میانی قرن نهم هجری رواج پیدا کرد. طیف وسیع و پیشرفته ای از کاشی های معرق بر روی تعدادی از بناهای مهم یادبود این دوران دیده می شوند که به عنوان نمونه می توان به مسجد گوهرشاد در مشهد، مدرسه آلغ بیک در سمرقند و مدرسه خرگرد اشاره کرد. 
 کاشی معرق – پنجره مشبک کاری مسجد شیخ لطف الله اصفهان

با توجه به وقت گیر بودن نصب کاشی های معرق، در اواخر قرن نهم هجری تکنیک ارزان تر و سریع تری با نام هفت رنگ، جایگزین آن شد. این تکنیک، ترکیب رنگهای مختلف و متعددی را بر روی کاشی ممکن ساخته بود. همچنین در چنین شیوه ای، رنگ ها مجزا بوده و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند؛ زیرا توسط خطوط رنگینی مرکب از منگنز و روغن دنبه از یکدیگر جدا می شدند. در بسیاری از بنا های تیموریان شاهر رواج مجدد کاشی کاری به شیوه هفت رنگ هستیم که به عنوان نمونه، می توان از مدرسه غیاثیه خردگرد که در سال ۸۴۶ ه.ق تکمیل شده یاد کرد. 

 کاشی هفت رنگ – قرن هشتم هجری – ایران 
 کاشی هفت رنگ – قرن دهم هجری – ترکیه
مساجد و مدارس صفویه به طور کلی با پوششی از کاشی ها در درون و بیرون بنا تزیین شده اند. در حالیکه کاربرد کاشی های معرق تداوم می یافت، شاه عباس که برای دیدن بناهای مذهبی کامل نشده اش بی تاب بود، استفاده بیشتر از تکنیک سریع کاشی هفت رنگ را تقویت کرد. 
در عصر صفویه، کاشی هفت رنگ در قصرهای اصفهان به نحوی گسترده مورد استفاده قرار گرفت و نصب کاشی های چهارگوش درون قابهای بزرگ، منظره هایی بدیع همراه با عناصر پیکره ای و شخصیتهای مختلف، به وجود آورد.
در قرن دوازدهم هجری، با روی کار آمدن زندیه عمارت سازی در اندازه های جاه طلبانه به ویژه در شیراز، پایتخت زندیان، از سر گرفته شد و به همین دلیل، جنبش جدیدی در صنعت کاشی سازی پدید آمد. در این عصر، تصاویر کاشی ها با نوعی رنگ جدید صورتی که در دوران حکمرانی قاجار نیز استفاده می شده، نقاشی می شوند. 
صنعت کاشی سازی اسلامی در دوره هایی از پورسلین-ظرف چینی وارداتی از دوران تانگ و سونگ- تأثیر پذیرفته است. حاصل این تأثیرات، ساخت کاشی هایی با لعاب سفید و طرح های آبی است. اقتباس هنرمندان اسلامی از چینی های آبی-سفید قابل ملاحظه است. در اواسط قرن نهم هجری، نقشمایه های چینی کاملا در نقشمایه های دوران اسلامی جذب شده و حاصل آن، پدیدار شدن یک سبک اسلامی-چینی دو رگه دلپذیر و قابل قبول بود. 
هنر کاشی کاری ترکیه تا حد زیادی تحت تأثیر سنتهای ایرانی قرار داشت. در قرن نهم هجری (تا سال ۸۷۵ ه.ق) هنرمندان تبریزی با انگیزه اشتغال به فعالیت در ترکیه می پرداختند. 

 کاشی ایزنیک – قرن پنجم هجری – ترکیه
در قرن دهم هجری، ایزنیک مرکز تولید ظروف سفالی و کاشی در ترکیه محسوب می شد. یک رنگ قرمز درخشان جدید و یک دوغاب غنی شده از آهن به صورت ضخیم غیر قابل نفوذ به زیر لعاب، به کار گرفته می شده که از ویژگی های کاشی ایزنیک به شمار می آمد. یک سبک برگدار زیبا با طراحی های واقعی از گل های لاله، سنبل و میخک نیز بر روی کاشی ها، منسوجات، جلدسازی و سایر هنرهای ترکیه قرن دهم مورد استفاده قرار گرفتند اما پس از قرن یازدهم هجری، کیفیت کاشی ایزنیکی رو به افول گذاشت و از این دوران به بعد، ساخت کاشی در شهر کوتاهایا در مرز فلات آناتولی ادامه یافت. 
ساخت کاشی در سوریه نیز صورت می گرفته است. سفالگران دمشقی در قرن نهم هجری کاشی های سفید-آبی تولید می کردند اما یک قرن بعد طرح کاشی های سوریه ای بازتاب کاشی های ایزنیک بود. کاشی های سوریه در رنگ های سبز روشن، فیروزه ای و ارغوانی تیره خاصی در زیر لعاب نقاشی شده اند. بهترین دوره برای کاشی سازان دمشق، قرن دهم هجری است. پس از آن، گرچه تولید کاشی تا قرن سیزدهم ادامه یافت اما کیفیت آن کاهش یافت و طرح های کاشی های سوریه یک دست شد.

کاشی کاری سلطانیه کیمیاگری رنگ ها
گنبد سلطانیه یکی از برجسته ترین کاشی کاری های دوره ایلخانی را به نمایش می گذارد. در این گنبد . بالاترین سطح هنر های تزئینات وابسته به معماری دیده می شود 

تهران_ ۲۷ تير ماه ۱۳۸۴_ میراث خبر
گروه هنر آزاده شهمير نوري: «گنبد سلطانیه یکی از برجسته ترین کاشی کاری های دوره ایلخانی را به نمایش می گذارد. این گنبد بنای خاصی بود و برای یک شاهزاده ساخته شد. بالاترین سطح هنر های تزئینات وابسته به معماری در آن دیده می شود.» 
ساعد کاشانی مسئول مرمت گنبد سلطانیه است و از سال ۷۸ تا امروز در این بنای تاریخی کار می کند. او سلطانیه را از ابداعات معماری دوره ایلخانی می داند : «پادشاهان دوره ایلخانی با ساختن بناها و ساختمان هایی که در آنها تزیئنات معماری زیبایی به کار می بردند قدرت و شکوه خود را به نمایش درمی آوردند. در کاشی کاری های این بنای تاریخی سبک های معقلی، معرق، زرین فام به کار رفته است که هر کدام ساختار و ویژگی های متفاوتی دارد. رنگ کاشی ها عموما فیروزه ای و لاجورديست که در این دوره بیش از هر رنگ دیگری به کار رفته است. اما نکته ای که آن را با آثار دیگر متمایز می کند ترکیب این دو رنگ با رنگ بادمجانی و سفید است. در دوران ساخت این بنا هنوز فرمول مشخصی برای ساخت رنگ سفید پیدا نشده بود. اما رنگ سفیدی که در این کاشی ها به کار رفته ، بسیار زیبا و با دوام است.»
کاشانی که در حال حاضر با تیم مرمت گر در سلطانیه به سر مي برد: «این بنا چهار بار مرمت شده است. بار اول در همان دوره ایلخانی، بار وم در دوره صفوی، زمانی که قرار بود از این بنا به عنوان حوزه علمیه استفاده شود و قرار بود طلاب در آن ساکن شوند، بار سوم در دوره پهلوی توسط ایتالیایی ها و چهارم در همین سال های اخیر. متاسفانه مرمتی که ایتالیایی ها در آخرین بار انجام داده اند، در فصل سرد زمستان و توسط گچ و خاک انجام و به همين خاطر ملات نامناسب به كار رفته به سرعت یخ زده و مقاومت خود را از دست داده است. طوری که حالا پس از مدت کوتاهی بیشتر آن کاشی ها فرو ریخته اند.»

به گفته كاشاني گروه مرمت مستقر در سلطانیه برای دسترسی به لعاب مناسب، بیش از سه هزار نمونه لعاب ساخته اندتا به فرمولاسیونی برای مرمت کاشی ها برسند. مرمت این بنا به شیوه کاملا سنتی انجام و تا حد امکان سعی شده تا از موادی که در ساخت خود بنا به کار رفته ، استفاده شود. 
کاشانی درباره مرمت کاشی های فیروزه ای می گوید: «از شواهد می توان فهمید که در همان زمان ساخت نیز هنرمندان اصرار زیادی برای استفاده از بهترین مواد و بهترین لعاب برای کاشی داشته اند. کار نشان می دهد که صنعت ساخت این بنا چیزی فراتر از تکنولوژی آن روز بوده است.در تولید به جایی رسیده بودند که کاشی ها از مقاومت و استحکام بالایی بهره مي بردند. همین امر کار ما را مشکل تر می کرد و باید برای ۷۰۰ متری که کاشی هایش ریخته از جایگزین خوبی استفاده می کردیم. از نظر هنرمندان آن دوران کاشی کاری و رسیدن به رنگ ها و فرم های زیبا نوعی کیمیاگری بوده است است. پس از اسلام هنرمندان از ساخت مجسمه ها و طلا کاری دست کشیدند و برای خلق آثار هنری به نقش ها و رنگ های زیبا در کاشی کاری رو آوردند.» 
مرمت کاشی های این بنا آخرین مراحل خود راسپری می کند و تا پایان امسال بخش بیرونی به پایان می رسد.
بناي اين گنبد كه متعلق به دوران ايلخاني و يكي از بلندترين بناهاي آرامگاهي در دوران اسلامي است. اين بنا بعد از كليساي جامع مريم مقدس در فلورانس ايتاليا و مسجد اياصوفيه استانبول سومين بناي مرتفع عظيم آجري جهان به شمار مي رود. اين گنبد تجلي گاه هنر و معماري دوران ايلخاني است كه در اواخر قرن هشتم به دستور سلطان محمد خدابنده ساخته شده است. اين بنا به علت گرايشات شيعي سلطان محمد و با هدف انتقال مقبره حضرت علي (ع) به سلطانيه ساخته شده است.
گنبد سلطانيه که در سلطانیه در نزدیکی زنجان قرار دارد، روز ۲۴ تير ماه ۱۳۸۴ در فهرست ميراث جهاني يونسكو ثبت شد


معماری اسلامی
«مناره»، به معنای جای نار و جای نور، جای روشنایی است؛ ساختمان برج مانندی است که در کنار راه و برای راهنمایی مسافران می سازند.

مناره
«مناره»، به معنای جای نار و جای نور، جای روشنایی است؛ ساختمان برج مانندی است که در کنار راه و برای راهنمایی مسافران می سازند. مناره ها یکی از عناصر اصلی در فن و هنر معماری اسلامی محسوب می شوند. الگوی اصلی مناره ها برجهای کوتاه و مربع شکل پیش از اسلام در سوریه بود که برای معابد و یا مقاصد کلیسایی ساخته می شد، ولی معماران مسلمان بر ارتفاع آن افزودند و آن را به بناهای پله دار چند طبقه ای از نوع فانوسهای دریایی رومی نزدیکتر کردند.
نخستین مناره حدود سال ۴۵ هجری، به درخواست والی عراق، «زیاد بن ابیه»، در مسجد جامع بصره برپا شد. بلافاصله پس از آن، به دستور حاکم مصر، چهار مناره به مسجد «عمرو» در «فسطاط» ملحق گردید و این در حالی است که در مصر مناره های دیگری به مساجد اضافه می شد. شاید بتوان عامل رواج ساخت مناره ها در جوامعی با جمعیت غالب غیر مسلمان را تمایل مسلمانان به ابراز و تحکیم حضور خود و نیز عاملی در گردآوری مسلمانان پراکنده از نواحی مختلف شهر – به منظور انجام فریضه نماز – دانست. 
در ایران پیش از اسلام نیز ریشه های ساخت مناره به چشم می خورد. پیش از اسلام، منار (میل) عنصر نمادین برای راهجویان بیابانها بود که در حکومت ساسانی نوعی آتشگاه نیز محسوب می شد و مسئولیت نگهداری آتش آن بر عهده موبدان بود. تزیین و منقوش و رنگین کردن مناره ها باحتمال از نیمه قرن سوم هجری به بعد مرسوم شد و آیات و احادیث نبوی در قالب تزیینات آجرکاری و گچبری و کاشیهای رنگی بر مناره ها نقش بست. 
مناره ها از چهار جزء اصلی تشکیل شده اند:
۱ – پایه: به صورت مربع، شش یا دوازده ضلعی
۲ – ساقه: به شکل استوانه یا مخروطی
۳ – سرپوش: مربع و هشت گوش که مهمترین بخش مناره است.
۴ – رأس: همان سایبان که به اشکال مختلف ساخته می شود.
در سراسر جهان اسلام مناره ها اغلب از همین اجزا تشکیل شده اند؛ اما با تأثیرپذیری از شیوه معماری ملی در هر منطقه شکلی خاص به خود گرفتند. در شمال افریقا، مناره ها حجیم و چهارگوش؛ در مصر، به صورت چند طبقه؛ در ایران و مناطق همجوار، به شکل استوانه ای لاغر و رفیع با گلدسته هایی زیبا و بی همتا؛ در ترکیه عثمانی، به گونه مدادی شکل با ردیفی از مهتابی (بالکن)ها؛ در صحرای افریقا و حتی حاشیه خلیج فارس، به شکل هرم ناقص؛ ساخته شدند. 

محراب: 
«محراب»: بالای خانه، صدر مجلس، جای ایستادن پیشنماز، نشانه قبله. محراب از نوآوری های نخستین در معماری اسلامی است که منشأ آن هنوز مورد گفتگوست. اولین محراب در سال ۲۴ هجری و دومین محراب سال ۵۳ هجری، زمان «عمرو عاص»، در «مسجد النبی» ساخته شد.
محراب مقعر در سال ۹۰ هجری وارد معماری اسلامی شد و آن زمانی بود که خلیفه زمان، «عمر بن عبدالعزیز»، بنایان قبطی مصری را به منظور بازسازی مسجد النبی به مدینه فراخواند. این بنایان طاقچه و دیوار فرو رفته ای را که در کلیساهای قبطی کار کرده بودند در دیوار قبله ایجاد کردند. به طور کلی، محراب نشانه ای برای تعیین جهت قبله است و در بناهای مختلف (مانند مساجد و مدارس و آرامگاهها) ساخته می شود. محراب از لحاظ شکلی فرورفتگیی در نماست که به صورتهای مختلف (از قبیل کادرسازی و متمایز کردن آن با رنگ و مصالح) از بخشهای دیگر نما جدا می شود؛ و چه بسا حکم زنده نگه داشتن خاطره مکانی را دارد که حضرت محمد (ص) در آنجا به امامت نماز جماعت می پرداختند. 
رسول اکرم از سال دوم هجری در مسجد «قبا» و «مدینه» محراب بخصوصی نداشتند و – به گمان قوی – تنها محلی در دیوار قبله وجود داشت که ساده بود. هر بار که دیوار قبله را خراب می کردند و یا در مسجد نبوی توسعه ای صورت می دادند، این محراب عمق بیشتری می یافت تا اینکه در زمان عثمان شکل کاملی به خود گرفت. طرح اصلی محراب که از قرن سوم هجری به بعد رایج شد – به طور تقریبی – در تمام ادوار یکسان بود و تنها به کمک عوامل تزیینی تحول یافت.
محراب در طول دوره های مختلف به شیوه های گوناگون تزیین شد. محرابهای گچبری شده با نقوش برجسته، استفاده از سفالهای لعابدار، کاشی، آجرکاری، زمینه ای ساده از سنگ مرمر، … از شیوه های مختلف در تزیین محراب محسوب می شود.

کاشیکاری:
کاشیکاری یکی از روشهای دلپذیر برای تزیین معماری در تمام سرزمینهای اسلامی است. تحول و توسعه کاشیها از عناصر خارجی کوچک رنگی در نماهای آجری آغاز شد و به پوشش کامل بنا در آثار تاریخی قرون هفتم و هشتم انجامید. در سرزمینهای غرب جهان اسلام که بناها به طور اساسی سنگی بود، کاشیهای درخشان رنگارنگ بر دیوارهای سنگی خاکستری ساختمانهای قرن دهم و یازدهم ترکیه تأثیری کاملا متفاوت – اما همگون و پراحساس – ایجاد می کردند. در حفاریهای شهر سامرا، پایتخت عباسیان بین سالهای ۲۱۵ تا ۲۶۲، بخشی از کاشی چهارگوش چندرنگ لعابداری به دست آمده که طرحی از پرنده داشت. از جمله کاشیهایی که به دست سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد می توان به تعداد ۱۵۰ کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب در «مسجد جامع قیروان» تونس وجود دارد.

باحتمال، بغداد و بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند. صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخشهای زیادی از دولت اسلامی مانند «رقه» در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت. در همین دوران، مرکزی مهم برای ساخت کاشیهای لعابی در زمان خلفای فاطمی در فسطاط مصر تأسیس شد.
شبستان گنبددار مسجد جامع قزوین (۴۹۴) شامل حاشیه ای تزیینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک است و از نخستین موارد شناخته شده استفاده از کاشی در تزیینات داخلی بنا در ایران اسلامی است. در قرن ششم هجری، کاشیها یا لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون و رو به رشد و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شد. تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت کاشیها گل بود؛ اما در قرن ششم هجری، استفاده از ماده ای دست ساز مشهور به «خمیر سنگ» یا «خمیر چینی» معمول شد و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت.
در دوره حکومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن ششم، تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت. مرکز اصلی تولید آن شهر کاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی – چه از نظر شکل و چه از نظر فن ساخت – در این شهر تولید می شد. اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا، شش ضلعی، برای شکیل کردن ازاره های درون ساختمانها با یکدیگر ترکیب می شدند. در این دوران، از سه فن لعاب تک رنگ، رنگ آمیزی مینایی روی لعاب، رنگ آمیزی زرین فام روی لعاب، استفاده می شد.
«ابوالقاسم عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طاهر»، مورخ دربار ایلخانیان و یکی از نوادگان خانواده مشهور سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، در خصوص برخی از روشهای تولید کاشی توضیحاتی نگاشته است. وی واژه «هفت رنگ» را به فن رنگ آمیزی با مینا روی لعاب اطلاق کرد. این فن در دوره بسیار کوتاهی (بین اواسط قرن پنجم تا اوایل قرن ششم) رواجی بسیار یافت. لعاب زرین فام که ابوالقاسم آن را «دو آتشه» می خواند فن رایج و معروف در تزیینات کاشی بود. با توجه به مطالعات پیکره شناسی روی نخستین کاشیهای معروف به زرین فام و نیز از آنجایی که در این نوع کاشیها طرحهای پیکره ای بیشتر از الگوهای گیاهی استفاده می شد، می توان گفت که این نوع کاشیها به ساختمانهای غیر مذهبی تعلق داشت.
ویرانی حاصل از تهاجم اقوام مغول تنها مدت کوتاهی در روند تولید کاشی تأثیر گذاشت و در واقع هیچ نوع کاشی از حدود سالهای ۶۲۳ تا ۶۳۴ بر جای نمانده است. پس از این سالها، حکام ایلخانی به ایجاد بناهای یادبود اقدام کردند و به مرمت نمونه های پیشین پرداختند. نتیجه چنین اقداماتی احیای صنعت کاشی سازی بود. در این دوران، فن مینایی از بین رفت و گونه دیگری از تزیین سفال جانشین آن شد که بعدها عنوان «لاجوردینه» به خود گرفت. در این فن، قطعات قالب ریزی شده با رنگهای سفید و لاجوردی (و در موارد نادری، فیروزه ای) لعاب داده می شد و پس از اضافه شدن رنگهای قرمز و سیاه یا قهوه ای روی لعاب برای بار دوم در کوره قرار داده می گرفت.
با رو به زوال نهادن حکومت ایلخانیان، در اواسط قرن هشتم، عصر طلایی تولید کاشی پایان یافت. کاشیهای معرق و موزاییکی تک رنگ و نه چندان نفیس در رنگهایی متفاوت جانشین قابهای عظیم زرین فام و کتیبه ها شد. این فن که برای نخستین بار در آغاز قرن هفتم هجری از آناتولی اقتباس شد یک قرن بعد در ایران و آسیای مرکزی پدیدار گشت. این نوع از کاشیها برای ایجاد طرحی پیچیده در کنار یکدیگر چیده و از آنها برای تزیین محرابها استفاده می شد. شیوه کار به این صورت بود که سفالهای لعاب داده شده را بر مبنای طرح اصلی می بریدند و سپس، با در کنار هم قرار دادن آنها، طرح اصلی را می ساختند. در دوره ایلخانیان، برای نخستین بار، این فن مورد استفاده قرار گرفت؛ مانند آنچه در مقبره «امامزاده جعفر» اصفهان (۷۰۴) به چشم می خورد؛ اما کاربرد وسیع آن در دوره میانی قرن نهم هجری رواج پیدا کرد. نمونه های زیاد و پیشرفته ای از کاشیهای معرق روی تعدادی از بناهای مهم یادبود این دوران دیده می شود که برای نمونه می توان به مسجد «گوهرشاد» در مشهد، مدرسه «آلغ بیک» در سمرقند، مدرسه «غیاثیه» در خرگرد اشاره کرد.
با توجه به وقتگیر بودن نصب کاشیهای معرق، در اواخر قرن نهم، فن ارزانتر و سریعتری با نام «هفت رنگ» جایگزین آن شد. این فن ترکیب رنگهای مختلف و متعددی را روی کاشی ممکن ساخته بود. همچنین، در چنین شیوه ای، رنگها مجزا بوده و درون مرزهای یکدیگر نفوذ نمی کردند. در بسیاری از بناهای تیموریان، رواج مجدد کاشیکاری به شیوه هفت رنگ را شاهدیم که برای نمونه می توان از مدرسه غیاثیه در خردگرد یاد کرد که در سال ۸۲۱ تکمیل شد.
در عصر صفویه، کاشی هفت رنگ در قصرهای اصفهان به نحوی گسترده مورد استفاده قرار گرفت و نصب کاشیهای چهارگوش درون قابهای بزرگ منظره هایی بدیع همراه با عناصر پیکره ای و شخصیتهای مختلف به وجود آورد. صنعت کاشی سازی اسلامی در دوره هایی از «پورسلین» – ظرف چینی وارداتی از دوران تانگ و سونگ – تأثیر پذیرفته است. حاصل این تأثیرات ساخت کاشیهایی با لعاب سفید و طرحهای آبی است. در اواسط قرن نهم، نقشمایه های چینی به طور کامل با نقشمایه های دوران اسلامی ترکیب شد و حاصل آن پدیدار شدن سبک اسلامی – چینی دو رگه و دلپذیر و مورد قبولی بود.
هنر کاشیکاری ترکیه نیز تا حد زیادی تحت تأثیر سنتهای ایرانی قرار داشت. در قرن نهم، هنرمندان تبریزی با انگیزه اشتغال به فعالیت در ترکیه می پرداختند. در قرن دهم هجری، «ایزنیک» مرکز تولید ظروف سفالی و کاشی در ترکیه محسوب می شد. رنگ قرمز درخشان و دوغابی غنی شده از آهن به صورت ضخیم از ویژگیهای کاشی ایزنیک به شمار می آمد. پس از قرن یازدهم، کیفیت کاشی ایزنیکی رو به افول گذاشت و از این دوران به بعد ساخت کاشی در شهر «کوتاهایا»، در مرز فلات آناتولی، ادامه یافت.
  • بازدید : 70 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق خصوصیات چینی وسرامیک-خرید اینترنتی خصوصیات چینی وسرامیک-دانلود رایگان تحقیق خصوصیات چینی وسرامیک-تحقیق خصوصیات چینی وسرامیک

این فایل در ۱۸۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
تعریف سرامیک
لغت سرامیک از کلمه یونانی (Keram os) مشتق گردیده که در اصل به معنی ماده پخته شده است. تعریف دیگر از ریشه سانسکریت به موادی اطلاق می گردد که به کمک آتش تهیه می شوند.
تعریف جدید و علمی که در دنیای صنعتی امروز نیز قابل قبول می باشد تعریفی است که در سال ۱۹۲۰ جامعه سرامیک آمریکا مطرح نموده است.
سرامیک عبارت است از تمام محصولات غیرفلز معدنی که برای به عمل آوردن آن به صورت یک محصول قابل استفاده، احتیاج به درجه حرارت معمولاً بالاتر از ۶۰۰ درجه سانتیگراد را دارد. این تعریف نه تنها شامل محصولاتی می گردد که ماده اولیه خاک آنها و یا سیلکاتها هستند بلکه سایر محصولات از قبیل اکسیدهای فلزی و کربن ها را نیز در برمی گیرد.
سرامیک های ظریف Fine Ceramics
قطعه ای از سرامیک کاملاً دقیق و حساب شده که دارای ساخت ظریف بدون لعاب و یا لعابدار باشد سرامیک ظریف اطلاق می شود. این دسته از سرامیک ها اغلب به ظروف غذاخوری خاص و اشیاء تزئینی اطلاق می گردد. باید توجه داشت که اصطلاح متداول فنی برای این نوع سرامیک ها وایت ور (White ware) است ولی این کلمه نیز تاکنون مورد تأیید قطعی مجامع علمی قرار نگرفته است.
در دسته بندی شاخه های مختلف صنعت سرامیک نیز مانند تعریف آن؛ تفاهم چشمگیری بین دست اندرکاران این صنعت وجود ندارد ولی در عین حال رایج ترین و شاید صحیح ترین دسته بندی شاخه های مختلف این صنعت به صورت زیر است:
۱- فرآورده های ویژه و سرامیک های تکنیکی.
۲- دیرگدازها.
۳- فرآورده های زمخت.
۴- فرآورده های ظریف .
همچنان که از عنوان این بخش نیز مشخص است بحث در چهارچوب دسته چهارم از شادخه های چهارگانه صنعت سرامیک است. ولی با این همه به طور بسیار مختصر سه شاخه دیگر نیز بررسی خواهند شد
فرآورده های ویژه و سرامیکی تکنیکی 
به طور کلی این فرآورده ها عمدتاً از مواد اولیه مصنوعی و خالص ساخته می شوند. خصوصیات، ترکیبات و مواد اولیه این فرآورده ها بر حسب موارد مصرف مختلف آنها کاملاً متفاوت هستند. این فرآورده های پیچیده عمدتاً در ارتباط با پیشرفت و تکامل صنایع دیگر مطرح گردیده اند صنایع الکترونیک، صنایع هواپیمایی، تحقیقات فضایی، انرژی هسته ای، نیروگاه های برق و غیره جزئی از صنایعی هستند که در واقع مصرف کننده عمده این محصولات به شمار می آیند. از انواع این فرآورده ها به عنوان مثال می توان از اکسید سرامیک های مختلف (مثل بریلیا Beo و تیتانیا   ، و توریا  ) نیتریدها و سیلیسیدها، (مثل نیترید بر BN، نیترید سیلیسیم   و دی سیلیسید مولیبدن  ) کاربیدها (مثل کاربید بر  ، کاربید تنگستن Wc و کاربید زیرکنیم Zrc) و نیز فرآیت ها نام برد.
دیرگدازها
به طور کلی فرآورده های دیرگداز محصولاتی هستند که در درجه حرارت های بالا کاربرد دارناد به طور رسمی اصطلاح «دیرگدازها» (Refractories) شامل تمامی فرآورده هایی است که خمش  آنها در بالاتر از ۱۵۸۰ درجه سانتی گراد انجام       می شود. ولی این اصطلاح عملاً در مورد فرآورده هایی که نقطه خمش آنها از حدود ۱۵۲۰ درجه سانتی گراد بالاتر است نیز به کار می رود.
مصرف این فرآورده ها عمدتاً در ساختمان کوره ها می باشد بنابراین می توان به اهمیت آنها در صنعت امروز پی برد. به عبارت دیگر کلیه صنایعی که در مراحلی از روند تولید خود نیاز به درجه حرارت بالا دارند (به عنوان مثال صنایع ذوب فلز، شیشه، سیمان، صنایع شیمیایی، صنایع هسته ای و غیره) مجبور به استفاده از این محصولات خواهند بود.
این فرآورده ها عمدتاً به صورت آجرهای مختلف عرضه می گردند ولی انواع ملات ها و پوشش های مختلف و دیرگدازهایی برای مصارف ویژه را نباید از یاد برد.
به طور کلی دیرگدازها بر اساس ترکیب شیمیایی آنها و یا حد دیرگدازیشان رده بندی می شوند، ولی در مواردی این رده بندی بر اساس روش های ساخت آنها نیز انجام می گردد.
چنانچه دیرگدازها بر اساس حد دیرگدازی تقسیم شوند این تقسیم بندی شامل چهار دسته به شرح زیر خواهد بود:
با نقطه خمش
الف- دیرگدازهای درجه حرارت پایین Low-heat-duty   1630-1520
ب- دیرگدازهای درجه حرارت متوسط   Intermediate-heat-duty    1670-1630
ج- دیرگدازهای درجه حرارت بالا High-heat-duty   1730-1670
د- دیرگدازهای درجه حرارت بسیار بالا Super-duty             بالاتر از ۱۷۳۰
از طرف دیگر دیرگدازها بر اساس ترکیب شیمیایی آنها به سه دسته تقسیم می شوند (این نحوه تقسیم بندی رواج بسیار بیشتری دارد):
الف- دیرگدازهای اسیدی
ب- دیرگدازهای خنثی
– دیرگدازهای قلیایی
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق كاربرد سراميكهاي پيشرفته-خرید اینترنتی تحقیق كاربرد سراميكهاي پيشرفته-دانلود رایگان تحقیق كاربرد سراميكهاي پيشرفته-دانلود رایگان مقاله كاربرد سراميكهاي پيشرفته

این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
تعريف سراميك
تاریخچه
انواع سرامیک‌ها
صنعت سرامیک هاي پيشرفته
خواص برتر سرامیک‌ها نسبت به مواد دیگر
کاربردهای مختلف مواد سرامیکی
سراميك‌هاي الكترونيكي
سراميكهاي سازه‌اي 
پودرها و افزودني¬ها 

تاریخچه
برخی‌ها آغاز استفاده و ساخت سرامیک‌ها را در حدود ۷۰۰۰ سال ق.م. می‌دانند در حالی که برخی دیگر قدمت آن را تا ۱۵۰۰۰ سال ق.م نیز دانسته‌اند. ولی در کل اکثریت تاریخنگاران بر ۱۰۰۰۰ سال ق.م اتفاق نظر دارند. (بدیهی است که این تاریخ مربوط به سرامیک‌های سنتی است.)واژهٔ سرامیک از واژهٔ یونانی کراموس گرفته شده‌است که به معنی سفال یا شیء پخته‌شده‌است.
طبقه‌بندی سرامیک‌ها
سرامیک‌ها از لحاظ کاربرد به شکل زیر طبقه‌بندی می‌شوند:
سرامیک‌های سنتی(سیلیکاتی) 
سرامیک‌های مدرن(مهندسی) 
o سرامیک های اکسیدی 
o سرامیک های غیر اکسیدی 
سرامیک‌های اکسیدی را از لحاظ ساختار فیزیکی می‌توان به شکل زیر طبقه‌بندی کرد:
سرامیک‌های مدرن مونولیتیک (یکپارچه) 
سرامیک‌های مدرن کامپوزیتی 
انواع سرامیک‌ها
سرامیک‌های سنتی
این سرامیک‌ها همان سرامیک‌های سیلیکاتی هستند. مثل کاشی، سفال، چینی، شیشه، گچ، سیمان و …
سرامیک‌های مدرن
این فرآورده‌ها عمدتاً از مواد اولیهٔ خالص و سنتزی ساخته می‌شوند. این نوع سرامیک‌ها اکثراً در ارتباط با صنایع دیگر مطرح شده‌اند
سرامیک‌های اکسیدی
برخی از پرکاربردترین این نوع سرامیک‌ها عبارت‌اند از:
برلیا (BeO) 
تیتانیا (TiO2) 
آلومینا (Al2O3) 
زیرکونیا (ZrO2) 
منیزیا (MgO) 
سرامیک‌های غیراکسیدی
این نوع سرامیک‌ها با توجه به ترکیبشان طبقه‌بندی می‌شوند که برخی از پرکاربردترین آنها در زیر آمده‌اند:
۱٫ نیتریدها 
o BN 
o TiN 
o Si3N4 
o GaN 
۲٫ کاربیدها 
o SiC 
o TiC 
o WC
صنعت سرامیک هاي پيشرفته
بازار سرامیک‌های پیشرفته در ایالات متحده امریکا در سال ۱۹۹۸ نزدیک به ۷۰۵ میلیون دلار بود که در سال ۲۰۰۳ به ۱۱ بیلیون دلار رسید.
خواص برتر سرامیک‌ها نسبت به مواد دیگر
دیرگدازی بالا 
سختی زیاد 
مقاومت به خوردگی بالا 
استحکام فشاری بالا 
کاربردهای مختلف مواد سرامیکی
در زیر کاربردهای رایج مواد سرامیکی به همراه چندنمونه از مواد رایج در هر کاربرد آورده شده‌است:
۱٫ الکتریکی و مغناطیسی 
o عایق‌های ولتاژ بالا (AlN- Al2O3) 
o دی الکتریک (BaTiO3) 
o پیزوالکتریک (ZnO- SiO2) 
o پیروالکتریک (Pb(ZrxTi1-x)O3)) 
o مغناطیس نرم (Zn1-xMnxFe2O4) 
o مغناطیس سخت (SrO.6Fe2O3) 
o نیمه‌رسانا (ZnO- GaN-SnO2) 
o رسانای یونی (β-Al2O3) 
o تابانندهٔ الکترون (LaB6) 
o ابررسانا (Ba2LaCu3O7-δ) 
۲٫ سختی بالا 
o ابزار ساینده، ابزار برشی و ابزار سنگ‌زنی (۲O3TiN-Al) 
o مقاومت مکانیکی (SiC- Si3N4) 
۳٫ نوری 
o فلورسانس (Y2O3) 
o ترانسلوسانس(نیمه‌شفاف) (SnO2) 
o منحرف کنندهٔ نوری (PLZT) 
o بازتاب نوری (TiN) 
o بازتاب مادون قرمز (SnO2) 
o انتقال دهندهٔ نور (SiO2) 
۴٫ حرارتی 
o پایداری حرارتی (ThO2) 
o عایق حرارتی (CaO.nSiO2) 
o رسانای حرارتی (AlN – C) 
۵٫ شیمیایی و بیوشیمیایی 
o پروتزهای استخوانی P3O12(Al2O3.Ca5(F,Cl)) 
o سابستریت (TiO2- SiO2) 
o کاتالیزور (KO2.mnAl2O3) 
۶٫ فناوری هسته‌ای 
o سوخت‌های هسته‌ای سرامیکی 
o مواد کاهش‌دهنده‌ی انرژی نوترون 
o مواد کنترل کننده‌ی فعالیت راکتور 
سراميك‌هاي الكترونيكي
عمده‌ترين استفادة سراميك¬هاي پيشرفته در صنايع الكترونيك است كه حدود ۶۶ درصد كل مصرف سراميك¬هاي پيشرفته را به خود اختصاص مي¬دهند. مهم‌ترين مواد سراميكي براي كاربردهاي الكترونيكي، اكسيدهاي خالص يا مخلوطي از اكسيدها هستند كه شامل آلومينا، زيركونيا، سيليسيا، فريت¬ها، تيتانات باريم اصلاح‌شده و تيتانات و زيركونات سرب مي‌باشند. فيبرها، محافظ‌ها در مدارهاي الكتريكي و الكترونيكي، خازن¬ها، تبديل‌كننده‌ها، القاگرها، ابزارهاي پيزوالكتريكي و سنسورهاي فيزيكي و شيميايي عمده‌ترين موارد استفا‌دة سراميك¬هاي الكترونيكي هستند. ميزان بازار جهاني سراميك¬هاي الكترونيكي در نيمة پاياني سال ۲۰۰۰، حدود ۱۳٫۳ ميليارد دلار بوده است. مواد مورد مصرف در مدارهاي IC مجتمع، محافظ‌هاي الكترونيكي و خازن¬ها تقريباً ۶۷ درصد بازار سراميك¬هاي الكترونيكي را بخود اختصاص داده‌اند. بازار محصولات سراميكي الكترونيكي اگر چه نسبتاً بزرگ است ولي نرخ رشد آنها از نرخ رشد دو رقمي كه در چند دهة گذشته از خود نشان داده‌اند بيشتر نيست. 
سراميك¬هاي ساختاري 
استفاده از سراميك¬ها در كاربردهاي ساختاري كمتر از ۱۹ درصد كل بازار است. سراميك¬هاي ساختاري بعنوان اجزاء تحمل‌كنندة تنش يا پوشش قسمت-هايي كه تحت تنش هستند شناخته مي‌شوند. علاوه بر اين، مقاومت سراميك¬ها در برابر خوردگي، سايش و دماي بالا، اين مواد را براي كاربرد در تجهيزات صنعتي زيادي مناسب ساخته است. افزايش بازده و كاهش مصرف انرژي، محرك تحقيقات بر روي سراميك¬هاي ساختاري پيشرفته است. در سال ۲۰۰۵ شاهد بازار جهاني ۴٫۵ ميليارد دلاري براي سراميك¬هاي ساختاري خواهيم بود و رشد خوبي در بازار اجزاي مقاوم به سايش، ياطاقان‌ها، درزگيرها، تجهيزات فرآيندها و پوشش¬هاي سراميكي محقق مي‌شود. بيشترين مواد اوليه مورد استفاده در سراميك¬هاي ساختاري انواع گوناگون اكسيدآلومينيوم، زيركونيا، كاربيد سيليسيم و نيتريد سيليسيم مي‌باشد. 
  • بازدید : 66 views
  • بدون نظر
دانلود گزارش کارآموزی كارخانه شيشه هاي سكوريت جام‌جم-خرید اینترنتی گزارش کار آموزی كارخانه شيشه هاي سكوريت جام‌جم-گزارش کارآموزی كارخانه شيشه هاي سكوريت جام‌جم
این فایل در ۶۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
ابتا روي شيشه نقشه كشي شده و با استفاده از دريل بر روي آن سوراخ ايجاد شده و بوش زده مي‌شود سپس وارد دستگاه شستشو شده و شيشه به طور كامل تميز مي‌گردد

مرحله‌ي سرد كردن

۱-   سخت سازي

۲-   سردكردن براي اينكه به دماي محيط برسد

 

هرچه قطر شيشه كمتر باشد در نتيجه بايستي فشار و سرعت وزش باد سرد بيشتر باشد. سپس در قسمت كنترل كيفيت شيشه از نظرهاي زير مورد بررسي وار مي‌گيرد.

– طول و عرض

– از نظر ظاهر دانه نداشته باشد. (كه براي اين مهم مي‌توان از دستگاه پلاريزكوپ استفاده كرد كه اين دستگاه تشكيل شده است از ۲ صفحه‌ي پلاريزكوپ كه ميزان نشكن بودن را مشخص مي‌كند.

 شیشه از نظر ساختمان مولکولی در حالت جامد آرایش مولکولی نامنظم دارد. در درجه حرارت‌های بالا ، شیشه مثل هر مایع دیگری رفتار می‌کند. اما با کاهش دما ، گرانروی آن بطور غیر عادی افزایش می‌یابد و باعث می‌شود مولکول‌ها نتوانند در آرایشی که لازمه کریستال شدن است، قرار گیرند. به این ترتیب شیشه از نظر ساختمان مولکولی مانند مایعات نامنظم است، ولی این ساختمان غیر منظم ، دیگر متحرک نیست.

شیشه جسمی سخت است که سختی آن در حدود ۸ می‌باشد و همه اجسام بجز الماسه‌ها را خط می‌اندازد. وزن مخصوص شیشه ۲٫۵ گرم بر سانتیمتر مکعب بوده و بسیار تُرد و شکننده است. شیشه در مقابل تمام مواد شیمیایی حتی اسیدهای قوی و بازها مقاومت کرده و تحت تاثیر خورندگی واقع نمی‌شود، به همین علت ظرف آزمایشگاهی را از شیشه می‌سازند. فقط اسید فلوئوریدریک (HF) بر آن اثر داشته و شیشه را در خود حل می‌نماید.


تاریخچه

شیشه گری ، یکی از قدیمیترین حرفه‌هایی است که بشر بدان اشتغال داشته است. مصری‌ها سازنده اولین اشیای شیشه‌ای بوده‌اند که ظروف بدست آمده از حفاریهای مصر قدمت ۵۰۰۰ ساله دارد. رومیان نیز در فن شیشه گری مهارت داشته‌اند و در این صنعت از سایرین پیشرفته‌تر بودند. رونق شیشه سازی در نخستین ادوار تاریخ اسلامی صورت گرفته است، زیرا هنری بود که در مساجد و زیارتگاه‌ها و تزئینات مذهبی جلوه خاصی داشته و مورد استفاده قرار می‌گرفت.

در ایران نیز ساختن شیشه قدمت چند هزار ساله دارد. و نخستین واحد ماشینی تولید شیشه ساختمانی در ایران در سال ۱۳۴۰ شروع بکار کرد.

 

ترکیبات سازنده شیشه

اجزای اصلی تشکیل دهنده شیشه

با نگاه به جدول عناصر ، کمتر عنصری را می‌توان یافت که از آن شیشه بدست نیاید، ولی سه ماده کربنات دو سود ، سنگ آهک و سیلیس ، مواد اصلی تشکیل دهنده شیشه می‌باشند. مواد شیشه ساز مورد تایید موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی ایران عبارتند از سیلیس (SiO2) ، دی‌اکسید بور (B2O3) ، پنتا اکسید فسفر (P2O5) که از هر کدام بتنهایی می‌توان شیشه تهیه نمود.

 

گدازآورها

کربنات سدیم (Na2CO3) ، کربنات پتاسیم (K2CO3) و خرده شیشه ، سیلیکات سدیم و پتاسیم (Na2SiO3 , K2SiO3) که حاصل ترکیب سیلیس با گدازآورها می‌باشند، در آب حل می‌شوند و از شفافیت شیشه به تدریج کم می‌کنند. به همین علت است که اغلب شیشه‌های مصرف شده در گلخانه پس از چند سال کدر می‌شوند و نور از آنها بخوبی عبور نمی‌نماید.

 

تثبیت کننده‌ها

برای آنکه مقاومت شیشه را در مقابل آب و هوا ثابت کنیم، باید اکسیدهای دو ظرفیتی باریم ، سرب ، کلسیم ، منیزیم و روی به مخلوط اضافه کنیم که به این عناصر ، ثابت کننده می‌گویند.

 

تصفیه کننده‌ها

موجب کاستن حباب هوای موجود در شیشه می‌شوند و بر دو نوعند:

۱٫                 فیزیکی: سولفات سدیم (Na2SO4) ، کلرات سدیم (NaClO3). با ایجاد حباب‌های بزرگ حباب‌های کوچک را جذب و از شیشه مذاب خارج می‌کنند.

۲٫                 شیمیایی: املاح آرسنیک و آنتیموان ترکیباتی ایجاد می‌کنند که حباب‌های کوچک داخل شیشه را از بین می‌برند.

تا اینجا به موادی اشاره کردیم که عدم وجودشان ، در مواد اولیه باعث از بین رفتن مرغوبیت کالا می‌شد. حال به چند ماده دیگر که به نوعی در تولید شیشه سهیم هستند، اشاره می‌کنیم.

 

  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق کاشی کاری-خرید اینترنتی تحقیق کاشی کاری-دانلود رایگان مقاله کاشی کاری-دانلود فایل تحقیق کاشی کاری
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
جز مهم کاشی، لعاب است. لعاب سطحی شیشه مانند است که دو عملکرد دارد: تزیینی و کاربردی. کاشی های لعاب دار نه تنها باعث غنای سطح معماری مزین به کاشی می شوند بلکه به عنوان عایق دیوارهای ساختمان در برابر رطوبت و آب، عمل می کنند. 

تا دو قرن پس از ظهور اسلام در منطقه بین النهرین شاهدی بر رواج صنعت کاشیکاری نداریم و تنها در این  زمان یعنی اواسط قرن سوم هجری، هنر کاشیکاری احیا شده و رونقی مجدد یافت. در حفاری های شهر سامرا، پایتخت عباسیان، بین سالهای ۸۳۶ تا  883 میلادی بخشی از یک کاشی چهارگوش چندرنگ لعابدار که طرحی از یک پرنده را در بر داشته به دست آمده است. از جمله کاشی هایی که توسط سفالگران شهر سامرا تولید و به کشور تونس صادر می شد، می توان به تعداد صد و پنجاه کاشی چهارگوش چند رنگ و لعابدار اشاره کرد که هنوز در اطراف بالاترین قسمت محراب مسجد جامع قیروان قابل مشاهده اند. احتمالا بغداد، بصره و کوفه مراکز تولید محصولات سفالی در دوران عباسی بوده اند. صنعت سفالگری عراق در دهه پایانی قرن سوم هجری رو به افول گذاشت و تقلید از تولیدات وابسته به پایتخت در بخش های زیادی از امپراتوری اسلامی مانند راقه در سوریه شمالی و نیشابور در شرق ایران ادامه یافت. در همین دوران، یک مرکز مهم ساخت کاشی های لعابی در زمان خلفای فاطمی در فسطاط مصر تأسیس گردید.

نخستین نشانه های کاشیکاری بر سطوح معماری، به حدود سال ۴۵۰  ه.ق باز می گردد که نمونه ای از آن بر مناره مسجد جامع دمشق به چشم می خورد. سطح این مناره با تزئینات هندسی و استفاده از تکنیک آجرکاری پوشش یافته، ولی محدوده کتیبه ای آن با استفاده از کاشیهای فیروزه ای لعابدار تزئین گردیده است.

شبستان گنبد دار مسجد جامع قزوین( ۵۰۹  ه.ق) شامل حاشیه ای تزئینی از کاشیهای فیروزه ای رنگ کوچک می باشد و از نخستین موارد شناخته شده ای است که استفاده از کاشی در تزئینات داخلی بنا را در ایران اسلامی به نمایش می گذارد. در قرن ششم هجری، کاشیهایی یا لعابهای فیروزه ای و لاجوردی با محبوبیتی روزافزون رو به رو گردیده و به صورت گسترده در کنار آجرهای بدون لعاب به کار گرفته شدند.

 تا اوایل قرن هفتم هجری، ماده مورد استفاده برای ساخت کاشی ها گل بود اما در قرن ششم هجری، یک ماده دست ساز که به عنوان خمیر سنگ یا خمیر چینی مشهور است، معمول گردید و در مصر و سوریه و ایران مورد استفاده قرار گرفت.

در دوره حکومت سلجوقیان و در دوره ای پیش از آغاز قرن هفتم هجری، تولید کاشی توسعه خیره کننده ای یافت. مرکز اصلی تولید، شهر کاشان بود. تعداد بسیار زیادی از گونه های مختلف کاشی چه از نظر فرم و چه از نظر تکنیک ساخت، در این شهر تولید می شد. اشکالی همچون ستاره های هشت گوش و شش گوش، چلیپا وشش ضلعی برای شکیل نمودن ازاره های درون ساختمانها با یکدیگر ترکیب می شدند. از کاشیهای لوحه مانند در فرمهای مربع یا مستطیل شکل و به صورت حاشیه و کتیبه در قسمت بالایی قاب ازاره ها استفاده می شد. قالبریزی برخی از کاشی ها به صورت برجسته انجام می شد در حالی که برخی دیگر مسطح بوده و تنها با رنگ تزئین می شدند. در این دوران از سه تکنیک لعاب تک رنگ، رنگ آمیزی مینائی بر روی لعاب و رنگ آمیزی زرین فام بر روی لعاب استفاده می شد.

تکنیک استفاده از لعاب تک رنگ، ادامه کاربرد سنتهای پیشین بود اما در دوران حکومت سلجوقیان، بر گستره لعابهای رنگ شده، رنگهای کرم، آبی فیروزه ای و آبی لاجوردی-کبالتی- نیز افزوده گشت.

ابوالقاسم عبد الله بن محمد بن علی بن ابی طاهر، مورخ دربار ایلخانیان و یکی از نوادگان خانواده  مشهور  سفالگر اهل کاشان به نام ابوطاهر، توضیحاتی را در خصوص برخی روشهای تولید کاشی، نگاشته است. وی واژه هفت رنگ را به تکنیک رنگ آمیزی با مینا بر روی لعاب اطلاق کرد. این تکنیک در دوره بسیار کوتاهی بین اواسط قرن ششم تا اوایل قرن هفتم هجری از رواجی بسیار چسمگیر برخوردار بود

  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود فایل تحقیق مصالح(کاشی-سیمان-رسها)-دانلود رایگان تحقیق مصالح(کاشی-سیمان-رسها)-خرید اینترنتی تحقیق مصالح(کاشی-سیمان-رسها)-دانلود رایگان مقاله مصالح(کاشی-سیمان-رسها)-تحقیق مصالح(کاشی-سیمان-رسها)-دانلود رایگان پروژه مصالح(کاشی-سیمان-رسها)
این فایل در ۶۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يكي از دلائل استفاده از كاشي مسئله محكم‌بودن، مقاوم‌بودن اين ماده در مقابل حوادث طبيعي مانند باد، باران، آفتاب. عناصر شيمياي و كنش‌ها و واكنش‌هاي فيزيكي در ساختمان مي‌باشد در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مکفصلی می پردازیم

انواع كاشي

از آثار بدست آمده چنين برمي‌آيد كه كاشي‌هايي كه در اندازه‌هاي متفاوت چهارگوش و يا به شكل دايره يا اشكال غيرهندسي كه در كنار كاشي‌هاي كتيبه‌اي به كار رفته‌ست قبل از ق ۱۲ ميلادي ساخته‌نشده و نمونه‌هاي قبلي به صورت فاحشي با كاشي‌هاي كارگاه كاشان- كه شاخص عالي‌ترين و فراوان‌ترين نمونه‌هاست- چه در كيفيت ساخت چه در مهارت نقاشي روي كاشي متفاوتند.۲

بعد از به كاربردن كاشي‌هاي مربع شكل كاشي معرق در سطوح داخلي و خارجي بنا كه قابل استفاده بود به كار گرفته‌شد اما در روي گنبدها كه در زمستان در معرق برف و يخبندان قرار مي‌گرفت و در عوامل طبيعي تاب نداشت از آن استفاده نمي‌شد بلكه به جاي آن كاشي‌هايي با ضخامت چند برابر كاشي معمولي استفاده مي‌كردند كه به كاشي نره‌اي نام داشت.[۱] كلمة معرق كه براي نوعي كاشي كه استفاده مي‌شود كلمه‌اي عربي‌ست و به معناي دژ- برج و باروري مستحكم و به معناي ديگر معقل از گره‌زدن زانوي شتر حاصل مي‌شود و در كاشيكاري نقوشي كه از تركيب در خانه‌هاي شطرنج به شكل مربع و مربع مستطيل و از پيچش قطعات در جوار يكديگر انجام مي‌شود. حالت گره را تداعي مي‌سازد كه در نتيجه كلمه معقل را بوجود مي‌آورد.[۲] كاربرد معقلي در ني‌سازي بنا: ۱- در قبال هزينه زياد كاشي معرق بسيار كم هزينه‌ست. ۲- با توجه به تهيه معرق و كاشي هفت‌رنگ كه مستلزم وقت زيادست تهيه كاشي معقلي به دقت بسيار كمتر محتاج‌ست و ابعاد اين كاشي بسيار كوچكترست و از قرار گرفتن آجر و كاشي در كنار هم و در قطعات جدول‌بندي به كار معقلي شكل مي‌گيرد ۲، ۵/۲و ۴،۵ سانتي‌متر.[۳]


كاشي معقلي به سبك كمال مطلوب كاشي‌كاري و آجر كاري‌ست و بسيار طرحهاي هندسي به روش معقلي و خط در هم پيچيده به بناها زيبايي چشمگير بخشيده‌اند رسمي‌بندي نوع ديگر كاشي‌كاري‌ست كه در آن گچبري و آجركاري و كاشي‌كاري به طور مركب در تزئين سقف استفاده مي‌شود در بين اينها شيوه مقرنس‌سازي كه در اجراي آن از انواع مصالح ساختمان از جمله كاشي استفاده مي‌شود و به بهترين وجه زينت‌بخش سقف ايوانها و داخل گنبدهاست.۱

 

انواع كاشي و يژگيهاي آن:

كاشي‌هاي مورد استفاده در كارهاي ساختماني كه به صورت صنعتي توليد مي‌شوند به دو گروه كاشي‌هاي ديواري و كاشي‌هاي كف كه به آنها اصطلاحاً سراميك مي‌گويند تقسيم مي‌شوند:

الف) كاشي ديواري: اين كاشي‌ها در ابعاد مختلف مانند : ۱۰×۱۰ ، ۱۰×۱۵ ، ۱۵×۱۵ ، ۲۰×۱۵ و در ضخامت‌هاي ۴ تا ۱۲ ميلي‌متري متناسب با ابعاد كاشي توليد مي‌شود خاصيت جذب آب كاشي ديواري نبايد بيش از ۱۲ تا ۱۴ درصد باشد و بايد در برابر حرارت و رطوبت و سرما به اندازه كافي مقاومت كند تغييرات ناگهاني دما( ۲۰ تا ۱۰۰ درجه سانتي‌گراد) را بخوبي تحمل كند بدون آنكه هيچگونه اثر ترك‌ در بدنه يا لعاب آن ظاهر شود. بعلاوه كاشي بايد در برابر مواد شيميايي به اندازه كافي مقاوم باشد و از نظر تركيب و رنگ لعاب هيچگونه تغييري در آن پديد نيايد. كاشي ديواري با توجه به خصوصيات فوق براي زيبائي حفظ بهداشت و جلوگيري از رطوبت در آشپزخانه، حمام.دستشويي و ساير محيط‌هاي بهداشتي مورد استفاده قرار مي‌گيرد.

ب)كاشي كف( سراميك): اين كاشي نيز مانند كاشي ديواري در ابعاد مختلف توليد مي‌شود كه در حال حاضر مهمترين آن۱× ۱ سانتي‌متر و بيشترين آنها ۵۰×۵۰ سانتي‌متر مي‌باشد. كاشي كف بسته به ابعاد كاشي در ضخامتهاي مختلف از ۸ تا ۲۵ ميلي‌متر توليد مي‌شود. خاصيت جذب آب اين كاشي نبايد از ۲ درصد بيشتر باشد و بايد در برابر سائيدگي و فشار و ضربه مكانيكي داراي مقاومت زيادي باشد.

كاشي كف به علت دارابودن خواص مذكور و واجد شرايط‌بودن و داشتن امتيازاتي از قبيل رنگ‌ناپذيري، مقاومت در برابر اسيد و قليا و بالاخره پايداري زياد در برابر سرما و گرما براي پوشش كف حمام، آشپزخانه، كشتارگاه‌ها، انبارها و راهروها و سالنهاي عمومي بكار مي‌رود.۱


كاشي‌سازي

كاشي‌سازي انواع مختلفي دارد اختلاف عمده‌شان از نظر رنگ و لعاب و نوع مصالح و شرايط حرارت پخت آن مي‌باشد. كاشي از جنس به دو گروه تقسيم مي‌شود: ۱- كاشي گلي ۲- كاشي جسمي و تفاوت اين دو نوع كاشي در اين است كه كاشي گلي از خاك رس و خاكستر ساخته مي‌شود در حاليكه كاشي جسمي از آسياب سنگ چخماق، سيلس و مقداري گل سرشور مي‌باشد.

– كاشي گلي: با غربال ناخالصي‌شان از بين مي‌رود و به نسبت معين از خاكستر چوب يا كاه مي‌ريزد چرا كه مقداري از چسبندگي گل از بين رفته و كاشي به هنگام تراش راحت كار شود. سپس خاك را درون آبي ريخته مي‌گذارند به مدت طولاني (چند روز) باقي‌بماند تا ذرات خاك بخوبي مرطوب شوند و آماده ورزدادن شود آب اضافي را گرفته و فشار مي‌دهند و بعد از آن اضافه‌ها را توسط سيفي نازك برمي‌دارند و مي‌‌گذارند گل قالب شده كمي خشك شود زيرا اگر لعاب بدان داده‌شود بدليل زيادي آب به هنگام پخت لعاب آن جدا مي‌شود بعد از آن لعاب داده و حرارت مي‌دهند و كاشي گلي تهيه مي‌شود امروزه اين كار توسط ماشين صورت مي‌گيرد و چون خوب ورز نمي‌شوند به هنگام قالب‌گيري تاب برمي‌دارند و دورزير زيادي دارند.




  • بازدید : 72 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق موزائیک-خرید اینترنتی تحقیق موزائیک-دانلود رایگان مقاله موزائیک-دانلود فایل تحقیق موزائیک-تحقیق موزائیک
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

موزائيك كف پوشي است متراكم از مصالح سنگي و سيماني كه با اشكال مختلف و ضخامت كم ساخته مي شود و كيفيت آن بستگي به خواص مصالح آن دارد.در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با فایل توضیحات مفصل تری را می دهیم

موزائيك كف پوشي است متراكم از مصالح سنگي و سيماني كه با اشكال مختلف و ضخامت كم ساخته مي شود و كيفيت آن بستگي به خواص مصالح آن دارد.

تعيين ابعاد و وضعيت ظاهري موزائيك

اندازه گيري ابعاد در ضخامت موزائيك:

ابتدا طول و عرض نمونه ها را دوبار و ضخامت را سه بار در سه نقطه با دقت اندازه گيري نموده و ميانگين طول و عرضها و ضخامت به عنوان ابعاد موزائيك در نظر گرفته مي شود.

شرح آزمايش:

ابتدا لبه موزائيك با يك سانتي متر فاصله بر روي تكيه گاه دستگاه پرسي تاب خمشي قرار مي دهيم آنگاه آنقدر نيرو وارد مي كنيم تا نمونه بشكند كه از فرمول  بدست مي آيد.

نتيجه:بر روي نمونه ۲ با وارد كردن kg100 موزائيك گسيخته و شكست.

S: مقاومت خمشي بر حسب كيلوگرم بر سانتي متر مربع

شرح آزمايش:

نمونه آزمايش را قبلاً در اون خشك و سپس در هواي آزمايشگاه قرار داده و سرد مي كنيم وزن نمونه را بدست آورده و به عنوان وزن خشك نمونه فرض مي كنيم. آنگاه نمونه را در حوض آب در درجه حرارت ۲۵ الي ۳۰ درجه سانتي گراد به مدت ۲۴ ساعت قرار مي دهيم پس نمونه را از حوض در آورده رطوبت و نم سطحي توسط پارچه خشك كرده و وزني بدست آمده را به عنوان وزن اشباع قرار مي دهيم. كه درصد جذب آب موزائيك از رابطه زير بدست مي آيد.

البته ابعاد نمونه را اندازه گيري نموده و حجم را بدست مي آوريم. سپس اوزان بدست آمده در حالت معمولي و خشك و اشباع را يادداشت نموده و منظور مي نمائيم. آنگاه اوزان مخصوص اشباع و خشك و ظاهري از روابط ذيل بدست خواهد آمد

  • بازدید : 68 views
  • بدون نظر
با سلام خدمت دوستان،  محصولی را که مشاهده می کنید پایان نامه خصوصیات چینی و سرامیک می باشد. . در حال حاضر سرامیک بخش وسیعی از صنایع مختلف معاصر را در برمی گیرد. در عین اینکه این صنعت به قدمت اولین تمدن بشری است ولی اکنون محصولات سرامیکی یکی از مفیدترین پدیده هایی است که در پیشرفت علوم نقش مؤثری را بر عهده دارد.محصولات سرامیکی دارای تنوع بسیار است. بعضی از آنها همواره مورد استفاده عموم قرار می گیرند و بعضی دیگر در رابطه با مصارف خاصی است که متخصصین از آنها بهره برداری می کنند. سرامیک عبارت است از تمام محصولات غیرفلز معدنی که برای به عمل آوردن آن به صورت یک محصول قابل استفاده، احتیاج به درجه حرارت معمولاً بالاتر از ۶۰۰ درجه سانتیگراد را دارد.


عتیقه زیرخاکی گنج