• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نتايج وملاحظات شيوه ي كاري در نظر گرفته شده درنوزدهمين نظر شوراي قواعد حسابداري درمورد مانده هاي هفت حساب، پيرامون آماده سازي صورت حساب تغييرات وضعيت مالي با استفاده از مفهوم حساب وجه نقد  به صورت زيراست:
۱-حساب هاي دريافتي تجاري به عنوان نتيجه اي ازفروش هاي اعتباري به وجودآمده اند ومانده ي حساب هاي دريافتي تجاري نشان دهنده ميزان فروش مي باشد،و با ميزان وجه نقدي مشخص نميشود . افزايش در، مانده ي حساب هاي دريافتي تجاري نشان دهنده اين است كه، پول نقد واقعي توليد  شده از افزايش  موجود در  مانده ي حساب هاي دريافتي تجاري جداست، و برابر با ميزان فروش گزارش شده در صورتحساب حاصل از درآمداست.  و بر عكس  كاهش خالص  در، مانده ي حسابهاي  دريافتي بايد به ميزان فروش گزارش شده در صورتحساب هاي درآمدي اضافه شود، تا به وجه نقدي به وجود آمده برسيم.در آماده كردن يك صورتحساب از تغييرات وضعيت مالي افزايش(كاهش)به وجود آمده دراين مانده ي حساب بين  دو دوره مقدار استفاده ازوجه نقد (منابع نقد )را نشان ميدهد.
موجوديها يك بخش سازنده قيمت تمام شده كالاهاي فروخته شده مي باشند .  به طوري كه يك تغييرخالص در موجودي ها ،پول  نقداستفاده شده براي قيمت تمام شده كالاهاي فروخته نشد را تحت تاثير قرار مي دهد. و ظهور يك افزايش درموجودي هاي پايان دوره نسبت به موجوديهاي اول دوره  باعث كاهش قيمت تمام شده كالاهاي فروخته شده مي شود . بهرحال   وجه  نقد را  اينگونه فرض كرديم كه براي افزايش مانده ي موجوديها  استفاده شد. وقتي در، مانده ي موجودي ها يك افزايش ايجاد شود، وجه نقد استفاده شده براي بهاي تمام شده كالاي فروخته شده همان  قيمت تمام شده كالاهاي فروخته شده مي باشد كه درصورتحساب فعلي به صورت يك افزايش در مانده ي موجودي ها  ظاهر شده.يك تحليل مشابه به اين نتيجه منجر شد كه به وجود آمدن يك كاهش در، مانده ي موجودي هاي پايان دوره با توجه به موجودي هاي ابتداي دوره، همان طور كه در صورتحساب كنوني نشان داده شد،باعث ايجاد رشد در افزايش خالص هزينه هاي كالا فروخته شده مي شود، امادر حاليكه يك كاهش  دروجه نقد مورد استفاده قرار گرفته است .
۳- هزينه استهلاك نشان دهنده تخصيص سيستماتيك هزينه هاي دارايي هاي ثابت به دوره هاي سود دهي حاصل ازدارايي ثابت است. فرايند تشخيص استهلاك روي وجه نقد تاثير نمي گذارد. و با استفاده از  هزينه استهلاك به عنوان يك هزينه مي توان سود حاصل از فعاليت عملياتي راتعيين كرد،بنابراين در تشخيص وجه نقد حاصل از فعاليت عملياتي بايستي استهلاك را به سود حاصل اضافه نمود.
۴-ماليات هاي درآمدي انتقالي به دوره هاي آتي تفاوت ميان ماليات هاي تطبيق داده شده با           سودهاومقدار پول پرداخت شده در دوره است. براي مثال اگرمابين دو دوره  مانده ي قسط هاي ماليتهاي در آمد منتقل شده به دوره هاي بعدي افزايش يابد،مبلغ ماليات درآمد پرداخت شده كمتر از هزينه ماليات درآمد مشخص شده مي باشد.و بنابراين يك افزايش در قسط هاي ماليات در آمد منتقل شده به دوره هاي بعدي هزينه اي را نشان مي دهد كه نيازمند پول نقد نيست وبايدبه روشي مشابه با (استهلاك)به درآمد خالص اضافه شود. وبرعكس اگر قسط هاي ماليات درآمد منتقل شده كاهش يابند، مبلغ پرداخت شده بيشتر از هزينه ماليات بر درآمد است  و استفاده از وجه نقد را نشان مي دهد.   
۵-خريد ساختمان با صدور وام هاي بلند مدت نيازمند استفاده از بودجه به معناي پول نقدنيست،   بهر حال نوزدهمين نظر شورايAPB آشكار ساختن تمام تغييرات مهم را در وضعيت اقتصادي ضروري     مي داند. وخريد ساختمان بايد به عنوان استفاده اي  از وجوه نقد  و صدور وام هاي بلند مدت نيز بايد به عنوان منبع وجه نقد  نشان داده شود.
۶-پرداخت بخشي از بدهي هاي جاري  با استفاده از مفهوم نقدي بودجه ها يك استفاده از وجه نقد  رانمايش مي دهد. 
۷-در فروش يك دارايي ثابت دو بخش مهم وجود دارند كه بايد درمعامله مد نظر قرار داد،(۱)بازيابي ارزش دفتري (۲)سود يا ضرر نهايي در معامله. سود و ضرر نهايي فقط در درآمد هاي خالص منعكس مي شود، و نتيجه فعاليت هاي معمولي براي تغييرات درصورتحساب اهداف وضعيت مالي نيست(اگر چه بخشي از فعاليت هاي معمولي براي صورتحساب اهداف درآمدي است). سود(ضرر)بايد از درآمد خالص كسر (اضافه) شود،و تمام اقدامات فروش بايد  به عنوان منبع پول نقد مشخص شوند.درشيوه هاي رايج نتيجه درآمدها در سمت چپ مبلغ در آمدهاي خالص قراردارد و تنها بارزش دفتري به  عنوان منبعي از وجه نقد  به اين مبلغ اضافه مي شود.
۴٫سخت افزار اريك ريتيل(نوامبر۱۹۷۲ .شماره سوم)
الف.”مبناي نقدي” واژه ايست كه براي افراد متفاوت معاني متفاوتي را مي دهد.اما در وسيع ترين مفهوم آن، وقتي يك شركت تجاري از مبناي نقدي استفاده مي كند و پول نقدي را از منابع ديگر به جز فعاليت هاي تجاري بدست مي آورد بايدهزينه هايي  را بپردازد،و وقتي براي اهدافي غير از فعاليت هاي تجاري پرداخت هاي نقدي انجام مي دهد.يك سري هزينه هاي را نيز متحمل مي شود. به عبارت ديگر درآمد بر مبنا نقدي، پول نقد حاصل از فعاليت هاي تجاري است.  
اگرچه درآمد وهزينه ها به سادگي وبي هيچ غرضي اندازه گيري مي شوند، اين رويكرد داراي ارزش مفهومي كمتريست زيرا كه قادر نيست درآمد را با هزينه ها تطابق دهد. وبنا براين درآمد بر مبناي نقدي در يك دوره ممكن است اندازه گيري ضعيفي از ميزان عملكرد آن دوره باشد، وترازنامه (بيلان)مالي در صورتي كه شركت تجاري اقدام به گرفتن وام نموده باشد، پول نقد را به اضافه، حقوق صاحبان سهام  و بدهي ها آشكار مي سازد.ودر صورتي كه شركت تجاري مقادير عظيمي از دارايي ها و بدهي ها را داشته باشد، اين قبيل گزارشات(بررسي ها ) بسيار ناكافي خواهد بود.
نظر وبررسي حسابداران  نسبت به مبناي نقدي نوعي از بررسي هاي تعديل يافته است، كه در آن موجودي ها ، دارايي هاي ثابت، بدهي هاي مربوطه وهمچنين حقوق صاحبان سهام تشخيص داده ميشوند ، و براي مبناي  تعهدي محاسبه مي شوند.
وبنابراين اين رويكرد ارزش مفهومي تري را داراست، زيرا حداقل يك تطبيق نسبي ما بين هزينه ها و درآمد ها وجود دارد.ودر نتيجه درآمد بدست آمده مي تواند يك اندازه گيري منطقي از فعاليت تجاري را به ما بدهد. و از آنجايي كه  موجودي ها  ودارايي هاي ثابت شركت(كارخانه) بخش عظيمي از سرمايه يك شركت را تشكيل مي دهند،نسبت به ديگر اقلام مادي آشكارتر خواهند بود.
ديدگاه(نظر) ديگر حسابداران نسبت به مبناي نقدي  اين گونه است، كه زماني درآمد ها شناسايي شوند كه پول نقد دريافت شده باشد. هزينه براي مبناي تعهدي محاسبه شوند. وچون اين رويكرد تطابق بهتري را ميان هزينه و درآمد به وجود مي آورد ومنجر به يك تشخيص بهترو كامل تري از دارايي هاي ثابت وبدهي ها مي شود ، نسبت به رويكرد هايي كه قبلا بحث كرديم بهتر مي باشد. اين رويكرد مانند روش محاسبه اقساط،يك روش قابل قبول در محاسبه درآمد، آن هم زماني كه مجموع ارزش فروش كاملا تضمين نشده مورد توجه قرار گرفت.

عتیقه زیرخاکی گنج