• بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل به صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فضايل ، ارزش هاى خدادادى است كه از آنها به عنوان ارزش هاى فطرى و طبيعى ياد شده است ; ارزش هايى كه انسان از راه معرفت و دانش و تمرين هاى عملى و رياضت هاى شرعى آنها را به دست مى آورد . و هر آنچه ضد آن است ، و قرار داشتنش بر صفحه ى وجود انسان از قدر و قيمت او مى كاهد و وى را به شرارت و گناه و مزاحمت براى ديگران و پايمال كردن حقوق انسان ها مى كشاند ، رذايل ناميده شده است .
انصاف و عدل ، جود و كرم ، تواضع و فروتنى ، صدق و صداقت ، امانت دارى و وفاى به عهد ، شجاعت و عفت ، مهرورزى و ادب از جنس فضايل ; و ظلم و ستم ، بخل و حرص ، تكبر و خودبينى ، نفاق و دورويى ، ترس و شهوت رانى ، و كينه و بى تربيتى از جنس رذايل است .
از آنجا كه بر اساس آيات قرآن و روايت اهل بيت (عليهم السلام) فضايل ، پرتو و شعاع ايمان و رذايل ، نشانه ى كوردلى و تاريكى درون و حالت بسيار زشت فسق است ، بايست ديدگاه قرآن و روايات را در مورد اين دو صفت دانست و ما در قدم اول تلاش كرده ايم مؤمن و فاسق را ـ كه يكى برخودار از فضايل و ديگرى آلوده به رذايل است ـ از نگاه قرآن و روايات بشناسيم و بررسى نماييم 
وجود مبارك حضرت حق در يكى از آيات سوره ى مباركه ى سجده پرسش زير را مطرح كرده و به آن پاسخ مى دهد .

 أَفَمَن كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لاَ يَسْتَوُونَ )(۱) .

آيا كسى كه مؤمن است همچون كسى است كه از فرمانِ ] خداى [ بيرون رفته ؟! هرگز برابر نيستند .

سبب اين كه خود به آن پاسخ مى دهد اين است كه : غير او به حقايقى كه در اين پرسش نهفته است آگاهى ندارد . و پس از آن در آيات ديگر ، تفسير و توضيحى نسبت به آيه اى كه حاوى پرسش و پاسخ است مى آورد .

حضرت حق در اين آيه ى شريفه مى پرسد : آيا كسى كه مؤمن است ، يعنى اعتقاد به خدا و قيامت دارد و داراى فضايل اخلاقى است و كارهاى پسنديده انجام مى دهد ، با كسى كه از مدار طاعت حق بيرون افتاده ، و از فضاى پاك انسانيت خارج شده ، و از حوزه ى امن خدا گريخته و به ناچار اسير شيطان ها و ديوان و غولان و هوا و هوس شده ، و از اعتقاد به خدا و قيامت تهى گشته ، و به رذايل اخلاقى دچار آمده و به كارهاى ناپسند روى آورده مساوى ويكسان است؟

پاسخ مى دهد : هرگز اين دو نفر برابر و مساوى نيستند ; زيرا :

مؤمن در اوج ارزش و فاسق در نهايت پستى است .

مؤمن مقرب حضرت حق و فاسق در دورى از درگاه دوست است .

مؤمن سزاوار پاداش و فاسق مستحق كيفر و عذاب است .

مؤمن اهل نجات و فاسق محروم از نجات است .
حوزه ى ايمان و حوزه ى فسق

از تفاوت هاى بسيار مهمى كه در آيات و روايات درباره ى مؤمن و فاسق مطرح است اين است كه : مؤمن هنگامى كه به عبادت و طاعت و انجام كار نيك و عمل صالح برمى خيزد ، براى او ـ به تناسب معرفت و عمل و ايمان و خلوصش ـ اجر و پاداشى مقرر است ، و اگر به علّتى دچار لغزش و خطا شود ، قابل آمرزش و مغفرت است . از حضرت امام صادق (عليه السلام) روايتى به اين مضمون نقل شده است :

هرگاه مؤمن قصد گناه كند ولى آن را انجام ندهد ، در پرونده اش ثبت نمى شود ; ولى اگر آن را انجام دهد هفت ساعت به او مهلت مى دهند تا در آن هفت ساعت توبه كند يا عمل خيرى چون نماز به جا آورد ، كه در صورت توبه يا انجام عمل خير گناهش آمرزيده مى شود ، و خطايش مورد مغفرت و آمرزش قرار مى گيرد
نماز فارغ نمى شود مگر مانند روزى كه مادر او را زاييده از همه ى گناهان پاك مى شود . و اگر ميان دو نماز واجب خطايى به او برسد ، پس از اداى نماز ديگر به همان صورت گناهش بر او آمرزيده مى شود . . .

جايگاه پنج نماز واجب براى امت من همانند نهرى است كه بر در خانه ى يكى از شما جارى است ، اگر بر بدن يكى از شما چركى باشد آن گاه در روز پنج بار در آن نهر غسل كند ، آيا در بدنش چركى مى ماند ؟ به خدا سوگند نمازهاى پنج گانه براى امت من در پاك نمودن آنان مانند همان نهر است(۱) .

ولى فاسق كه از دايره ى ايمان و انسانيت بيرون است ، اگر كار نيك و عمل صالحى انجام دهد مورد قبول و پذيرش حق قرار نمى گيرد و اگر گناهى مرتكب شود به مغفرت و آمرزش نمى رسد ; زيرا او با خدا معامله نكرده است . او خدا را باور ندارد و طلب آمرزش و مغفرت از خدا نكرده است ، پس مؤمن و فاسق در هيچ زمينه اى با هم برابر و يكسان نيستند .

اينان اگرچه در دنيا بر سر يك سفره اند ـ سفره ى طبيعت و نعمت ها ـ ولى در آخرت ميان آنان جدايى ابدى خواهد بود . اهل ايمان هميشه در نعمت هاى جاويد بهشت و اهل فسق تا ابد در دوزخ جاى دارند .
ـ مهماندار و پذيرايى كننده از آنان خداست . چنان كه در سوره ى انسان به اين حقيقت والا اشاره شده است :

( عَالِيَهُمْ ثِيَابُ سُنْدُس خُضْرٌ وَإِسْتَبْرَقٌ وَحُلُّوا أَسَاوِرَ مِن فِضَّة وَسَقَاهُم رَبُّهُم شَرَاباً طَهُوراً )(۱) .

بالا پوششان ديباى سبز نازك و ضخيم ، و آرايششان دستبندهايى از نقره است ، و پروردگارشان به آنان شراب پاك كه نه مستى و بيخودى و نه سر درد و رنج ايجاد مى كند به آنان مى نوشاند .

راستى چه بزم خوشى است ، بزمى دايمى و ابدى ، همراه با انواع لباس هاى زيبا وخوش منظره ، و آرايشى از دستبندهاى پر جلوه در جايگاهى چون بهشت و در كنار مهماندارى چون حضرت دوست ، كه خود با رحمت ويژه و محبت و عشق بى نهايتش ، از ميهمانانِ باكرامتش ، پذيرايى مى كند . اين پذيرايى كه با نعمت هاى ملموس انجام مى گيرد تا حدودى قابل درك است .

نوعى ديگر از پذيرايى جنبه ى معنوى دارد ، كه تا انسان به آن نرسد به هيچ صورت براى او قابل درك نيست . پيامبر بزرگ اسلام (صلى الله عليه وآله وسلم) ـ كه در دنيا هم از اين نوع پذيرايى معنوى به طور كامل بهره مند بوده ـ در روايتى به اين حقيقت اشاره فرموده است .

إنَّ النَّبِىَّ لَمَّا وَاصَلَ فِى صَوْمِهِ ، وَاصَلَ أصحَابُهُ اقْتِدَاءً بِهِ ، فَنَهَاهُم عَن صَومِ الوِصَالِ . فَقَالُوا : « فَمَا بَالُكَ أَنتَ يَا رَسوُل الله ؟ » فَقَالَ : « إنّى لَسْتُ كَأحَدِكُم ، إنّى اظَل 

عتیقه زیرخاکی گنج