• بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هنر اقوام و ملل در حكم حركتي است بالنده، تحت تاثير شرايط ويژه اجتماعي- اقليمي مسلط بر محيط زيست انسانها و محل نشو و نماي آنان. هنرهاي ملي، عموما نشانه هايي است از سير تكامل فرهنگ و اوضاع و احوال ويژه هر قوم.
انسان ابزار ساز براي گردآوري ، حمل و تقل و نگهداري خوراك و اشيا مورد نيازخود احتياج به سبد و پس از آن ظروف سفالين پيدا كرد. و بدين گونه پس از سبد بافي سفالگري كهن ترين دستافريده آدمي گرديد.
تعريف:” سفال = سفال = سوفال = سوفار = سفاله “. اين اصطلاحات، بنابر تعريف لغتنامه ها و دايره المعارفها، عموما به معناي “اشيا ساخته شده از گل پخته هستند، مانند: كاسه، كوزه و غيره “
همچنين “سفالينه، سفال ساخته شده را گويند”.
“سفالين” نيز شامل”انواع اشيايي است كه از سفال سازند”.
اصطلاح سفال، به معناي عمومي “پوستهاي گردو، پسته، بادام و فندق و پوست انار خشك ” نيز آمده است. تكه سفال، به قطعات شكسته اشيا سفالين گفته مي شود.
اصطلاح اروپايي “سراميك” نيز دقيقا داراي مفاهيم “سفال” در زبان فارسي است، كه از “واژه يوناني keramikos كه خود از keramon يا keramos به معناي (خاك رس )” مشتق شده، گرفته شده است.
بنابراين” سفالگري ” نيز به هنر يا صنعت ساخت ظروف و اشيا گلي پخته “اطلاق مي شود” معمولا (محصولات را ) اگر بدون لعاب باشند، سفال ، و اگر لعابدار باشند، بر حسب گل و لعابي كه در آنها به كار رفته ، بدل چيني مي نامند. سفال، در واقع، نخستين محصول هنري و صنعتي مردمان اوليه، و حاصل نياز و شعور آدمي، در به كارگيري عوامل طبيغت است، و از آنجا كه مواد اوليه آن: خاك، آب و آتش (حرارت) در سرزمينهاي محل سكونت بشر يافت مي شده، نشانه هاي توليد آنرا، در تمامي نقاط مسكوني انسان مشاهده مي كنيم. 
سفال را به طور كلي به دو دسته تقسيم مي كنند:
۱- سفالهاي ترد(= شكننده)، كدر و نفوذ پذيركه در حرارت كم پخته شده اند. اين گروه شامل گل هاي پخته و سفالينه ها هستند.
۲- سفالهايي كه داراي مقاومت زياد و رنگ شفاف هستند. اين نوع سفالها به خاطر پخته شدن در حرارت زياد، دربرابر مايعات نفوذ ناپذير شده اند.چينيها، مقاوم ترين و نفوذناپذيرترين انواع سفال شمرده مي شوندكه تركيبات خميرويژه و ميزان حرارت بسيار زياد، موجب استحكام و درخشندگي آنها مي شود.نخستين گونه هاي سفال، كه ساخته دست اجداد بسيار دور انسان است، ار نوع ترد، زبر و نفوذ پذير بوده و در ساخت آنها از چرخ و كوره استفاده نمي شده است. اما با گذشت زمان،
 رفته رفته كيفيت آن مرغوب تر شده و به نوع مقاوم و نفوذ ناپذير تبديل شده است.  
الكساندربرونيار(A.Brongniart) ميگويد:
” هيچ صنعتي را مانند سفالگري نمي شناسم كه در مطالعه علمي و اصول و مباني تاريخي خود در انطباق با اقتصاد و علم، تا اين حدآرا و غقايد گوناگون، جالب توجه و غني را عرضه كند. هيچ مصنوع دست انسان، اين صفات را در خود، يكجا جمع ندارد”.
سفال در دوران پيش از تاريخ 
عقيده باستانشناسان بر اين است كه سفالگري، بهد از سبد بافي، كهنترين صنعت بشري بوده است، زيرا كه تزئينات كهنترين سفالهاي منقوش، تقليد از سبد بافي را آشكارا نشان مي دهد و مضمون آنها نيز تقليدي از كار سبد بافي است. 
موره (A.Moret) عقيده دارد كه: ” در دوران نوسنگي در ساختن اشيا از الياف ني و جگن استفاده مي شده و ظروف مخصوص غذا را به تقليد از پوسته هاي سفت و خالي شده ي ميوه هايي مانند گردو و نارگيل، شكل مي داده و به كار مي برده اند”. 
علل و اهميت توليد سفال در دوران كهن
سفال، براي نخستين بار، در دوران استقرار انسان در مكان هاي ثابت، يعني دوران كشاورزي، براي مصارف زندگي روزانه ابداع شده و به كار رفته است. ظروفي مانند فنجان، قدح، ديگ يا ديزي براي پختن غذا، و كوزه ها يا خمره هاي بزرگ براي نگه داري توشه و مايعات مورد استفاده قرار مي گرفته است. 
اين گونه سفالهاي مصرفي نسبت به سفالهاي آييني كه براي تدفين با مردگان به كار مي رفته، اغلب داراي بدنه هاي بسيار ضخيم و تزيينات نه چندان زيبا بوده است. سفالهاي تدفيني كه غالبا داراي بدنه هاي نازك و تزئينات بسيار غني بوده، احتمالا مورد استفاده روزانه قرار نمي گرفته است. تنها در شهر سوخته و دينخواه تپه سفالهايي در قبرها به دست آمده است كه شبيه همان ظروفي است كه كه در زمان حيات شخص مورد استفاده قرار مي گرفته است.  
در واقع سفالگري هنري است كه به صورت سنتي، از ادوار بسيار كهن ، طي گذشت هزاران سال اصول فني با ارزشي را تا امروز حقظ كرده است . ارزش هنري سفال، امكان شناخت حرفه ها ، صنايع، جوامع و ديگر آثار مادي طوايف بشري در قلمرو فرهنگهاي گوناگون را فراهم مي سازد.
سفال كهن: زمينه اي براي كتابت
سفالگر دوران باستان، عوامل و عناصر طبيعت و مفاهيم آن را به وسيله خطوط هندسي ابتدايي با علامت هاي تصويري به شيوه هاي قرار دادي خود نشان مي داده است. بنابراين مي توان گفت كه دست نوشته هاي آدمي، از راه علامت ها و تصاويرروي سفال هاي كهن پديد آمده است. 
كاوشهاي انجام شده در تپه هاي مختلف، وجود گورستانهاي زير زميني وسيعي را در جوامع كشاورزي، كه سفال مهمترين بازمانده مادي آنهاست نشان مي دهد، و به دليل نبود اسناد مكتوب تا پيش از ظهور خط و كتابت، سفال مهمترين شاخص طبقه بندي دوران ها و فاصله جغرافيايي آن جوامع از يكديگر شمرده ميشود.
در اين زمينه، نمونه هاي سفالين بسياري از نقاط مختلف باستاني ايران با خطوط تصويري و اشكال هندسي نامنظم بدست آمده است، كه تغيير نمادها، اشكال، مضمون هاي هنري و رنگ هاي آنها را در دوران مختلف، مي توان به عنوان نشانه هايي بر تحولات مربوط به تكامل تمدن هر منطقه تلقي كرد و در اين زمينه از آنها بهره گرفت. 
روش هاي مختلف تزيين سفال كهن ايران
 تزيين برشدار
در اين نوع تزيين خمير سفال را به وسيله قلمي از ني، استخوان، يا چوب ميخراشيدند. اين نوع تزيين بيشتر اوقات با دست آزاد (بدون تكيه گاه) انجام مي شده است. براي ترسيم خطوط افقي از چرخ استفاده مي كردند،بدين صورت كه: نوك قلم، در مقابل قطعه سفالي كه در حال چرخيدن بوده، بي حركت قرار مي گرفته و خطوط افقي ايجاد ميكرده است. براي ايجاد خطوط موجدار عمودي، سفال را ثابت نگه داشته و خطوط را از بالا به پايين و بر عكس ترسيم مي كرده اند.
نقوش اين نوع تزيين، بيشتر خطوط موازي، افقي يا عمودي، منحني يا موجدار بوده است. معمولا خطوط عميق تر در روي سطح، موجب مقاومت كمتر سفال مي شده و به شكستن ظروف در محل شيارها مي انجاميده است.
تزيين كنده كاري
طرز عمل كنده كاري روي ظروف سفالين شبيه به تزيين برش دار بوده، ولي با وسيله نوك گردي كه در عمل گودي كمتر و پهناي بيشتري ايجاد مي كند، انجام مي شده است، و به جاي ارائه يك برش خطي، برشي مانند مثلث يا نيم دايره و غيره، كه درسايه دار بوده، ايجاد مي شده است.
بيشتر اوقات تزيينات قبل از پخت انجام مي شده و تزيين بعد از پخت، نادر بوده است.گاهي اوقات هم ابتدا ظروف را با گلابه مي پوشاندند و تزيينات را به صورت كنده كاري، روي سفال نقش مي كردند، سپس با لعاب شفاف يا مات آن را مي پوشاندند. نقش كنده را زماني كه خمير هنوز نرم بوده، يا بعد از خشك شدن آن انجام مي دادند. 
نقوش اين تزيين در دوران ابتدايي به صورت خطوط نا منظم انجام مي شده، ولي به تدريج نقوش انسان، حيوان و گياه نيز به صورت كنده كاري بر روي ظروف يا پيكره ها ظاهر شده است.
تزيين قالبي
اين نوع تزيين با فشردن گل رس مرطوب درون قالبي از گل پخته، يا فلزي انجام مي شده است. بديعي است قالبهايي كه داراي طرح گود بوده اند، تزيين به صورت بر جسته نمايان مي شده و قالب هايي با طرح برجسته، تزيين گود را ايجاد مكرده اند.
قالب گيري را ميتوان به حالتي مخصوص از چاپ تشبيه كرد و بايد توجه داشت كه تزيين به دست آمده با اين روش در حقيقت نتيجه دو عمل مختلف است: 
۱- تهيه قالب از گل پخته يا فلز
۲- توليد تكراري اشيا به وسيله آن قالب 
قالب وسيله توليد نامحدود و تكراري، با روش دستي بوده است. نمونه هايي در دست است كه سفالگر نام خود را بر آن حكاكي كرده، كه به عقيده بعضي از كارشناسان اين نام كمتر به عنوان امضاي اثر، و بيشتر به عنوان علامت يا نشانه مالكيت به كار برده مي شده است. بي ترديد كاربرد قالب نيز در طول زمان و در شرايط اجتماعي مختلف، تغيير يافته و به تدريج تكامل يافته است.
تزيين مشبك
اين تزيين با سوراخ كردن يا بريدن قسمتهايي از بدنه سفال ايجاد مي شده است. در دوران ابتدايي اين روش فقط در ساختن اشيا معين و مشخصي مانند انواع شمعدانها به كار مي رفته است، كه با عبور نور از سوراخ هاي آن زيبايي خاصي به وجود مي اورده است، و چون وجود سوراخها يا برش ها در بدنه ظروف، براي نگه داري يا حمل مايعات مناسب نبوده، اين روش طبعا براي ظروف مصرفي به كار نمي رفته است. 
در برخي از اين نوع تزيين ها كه سوراخ ها كوچكتر بوده، در هنگام پخت، لعاب سوراخ ها را پرميكرده است.
نمونه تكامل يافته تر اين نوع تزيين كه نهايت پيشرفت در هنر سفالگري را نشان مي دهد،به صورت تنگ هاي ” دو لايه” يا ” توري” ساخته ميشده است كه لايه مشبك بيروني، سطح ظروف اصلي را مي پوشانده و لايه داخلي براي نگه داري مايعات به كار مي رفته است. اين نوع ظروف بشتر در دوران سلجوقي و مغول توليد مي شده است. 
تزيين برجسته( افزوده )
 براي انجام اين نوع تزيين، سفالگران نقوش مورد نظر خود را جداگانه با خمير باربوتين ساخته و سپس به صورت قطعات كوچك مانند: گل، خوشه انگور، نوار و غيره، بر سطح ظروفي كه هنوز خشك نشده بود، وصل ميكرده اند.
Barbotine : خميري است كه در ساخت چيني به كار مي بردند تا ترد شود، و همانطور كه در بالا گفته شد، براي وصل كردن تزيينات برجسته نيز به كار مي رفته است.
تزيين مينياتور
اين تزيين، با روشي كاملا ظريف، و بارنگهايي كمياب كه آبي و طلايي در آنها تسلط دارد، انجام مي شده است.
بين قرون ششم وهشتم ه.ق.گرايش به انتخاب مينياتور در تزيين سفال، كه قبلا نيز مورد توجه بوده است،در ظروف زرين فام ري مشاهده ميشود. چندين قطعه از سفالهايي كه از يورش مغول به سلامت باقي مانده است، با تزهيبهايي از دوره سلجوقي و دست نوشت شده به وسيله ي سفالگران به دست آمده است. 
سفالگران، در اين دوره، ترجيح مي داده اند، كه هماهنگي آرايشي اصيلي از اسب سواران، شكارچيان و شاهزاده خانمهاي نشسته در جمع درباريان را، كما بيش با نقوش اسليمي (Arabesque  )  ماهرانه پديد آوردند.
 نمونه ديگري از تزيين مينياتور، بر ظرف زرين فامي است در فرير گالري، و الهام گرفته از خسرو و شيرين نظامي كه خسرو را نشسته و شيرين را در حال شست و شو در چشمه نشان مي دهد. اين ظرف داراي تاريخ  607 هجري قمري (۱۲۱۰ ) ميلادي با امضاي “سعيد شمس الدين الحسني” و متعلق به كاشان است.
Arabesque: 1- اسليمي، عربانه: نقوش شاخ و برگي گردان و در هم تابيده.
۲- خط دورگير: در نقاشي، خطي خيالي كه كناره متن تصويررا تعيين وآن رااز زمينه مجزا مي كند.
نقل از: واژه نامه مصور هنرهاي تجسمي. پرويز مرزبان، حبيب معروف. 
تزيين چند رنگ 
سفال چند رنگ، در شوش نيز در هزاره سوم توليد مي شده است. ” همچنين نمونه هايي از اين نوع سفال توسط هيئت باستانشناسي دمرگان و دمكنم از اين ناحيه به دست آمده كه متعلق به هزاره هاي دوم و اول پيش از ميلاد است و هم اكنون در موزه لوور، سالن شوش قرار دارد” 
اين نوع تزيين در شهر سوخته در هزاره چهارم، در سگزآباد و تپه گيان در هزاره هاي سوم و نيمه هزاره دوم و ديگر شهرهاي باستاني نيز توليد مي شده است. 
به علت اينكه كاربرداين روش دشوار، و نتايج آن نامطمئن بوده است، بتدريج به فراموشي سپرده شده و از هزاره اول پيش از ميلاد توليد ان بسيار محدود بوده است.
توليد ظروف چند رنگ، حدود اواخر قرن هشتم هجري (دوره عباسيان) دوباره تدريج شد و تا دوران صفويه متداول بود. در قرن نهم ه.ق. بهترين نمونه هاي سفال چند رنگ را در نمونه هاي كوباچه مشاهده مي كنيم.
در اين روش سعي مي شده از نقوش تزئيني گوناگون روي ظرف واحدي استفاده شود. عده اي از متخصصان ايران را مبدا توليد اينگونه سفال مي دانند.
تزيين تحريري يا كتيبه اي
 اين تزيين عمدتا بعد از حمله اعراب روي ظروف سفالين ظاهر شده، و شامل تحرير خطوط كوفي، نسخ و ثلث است. تا قبل از دوران سلجوقي، عموما خط كوفي براي تزيين ظروف به كار مي رفته است، اما بعد از اين دوره براي تزيين از خط نسخ و ثلث استفاده شده است.
خط كوفي را در دو نوع، كوفي ساده و تزئيني، روي ظروف نقش كرده اند. مسلما خطوط كوفي تزييني از كوفي ساده، زيبا تر و متنوع تر است، و سفالگر نيز با هدف زيباتر زيباتر نشان دادن اين خطوط حروف را با مهارت و تناسبهاي خاصي تزيين كرده است.
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

آجر نيز از جمله مصالح ساختماني مي‌باشد كه توليد و عرضه آن بطور قابل ملاحظه‌اي كمتر از ميزان تقاضا در جامعه مي‌باشد يكي از علل عمدة اين وضعيت سرمايه گذاري نسبتاً بالاي اين صنعت مي‌باشد . 
متأسفانه عليرغم اينكه ساخت ماشين آلات آجر و محصولات همرديف (نظير بلوك، سفال ، و كاشي كف و. . . ) از تكنولوژي بالايي هم برخوردار نيست ولي هنوز وابستگي به ماشين آلات خارجي بويژه براي ظرفيت هاي بالا وجود دارد موضوع سرمايه گذاري نسبتاً بالا بويژه در صورتيكه امكان استفاده از ارز دولتي مقدر نباشد و عدم كارآيي روشهاي كاملاً نسبتي جهت پاسخگويي به نياز جامعه زمينة استفاده از طرحهايي كه ضمن استفاده از امكانات ماشيني و موجود در جامعه وابستگي تكنولوژيكي كمتر و سرمايه‌گذاري كمتري را نياز داشته باشد
مطالعات اقتصادي: 
۲-۱ تعريف محصول : 
آجر مادة ساختماني سختي است كه از پختن خشت خام بدست مي‌آيد . خشت گلي است كه به آن شكل هندسي داده شده و از مخلوط كردن خاك با آب بدست مي‌آيد . جهت تهية گل آب را در داخل خاك مي‌ريزند و بعد از مخلوط نمودن آن را مالش مي‌دهند بطوريكه دانه‌هاي خاك با آب مخلوط شود  مواد خارجي و زائد نظير سنگ ريزه ، ريشه هاي گياهان و …  نبايستي در گلي كه براي توليد خشت بكار مي‌رود وجود داشته باشد در زمانهاي قديم براي اينكه كارگران كلية مواد خارجي موجود در داخل گل را پيدا كرده و جدا نمايند صاحب كارگاه مخصوصاً سكه‌هاي پولي را داخل گل مي‌اندازد و كارگران براي اينكه سكه را پيدا كنند بالاجبار مواد خارجي موجود در گل را نيز بيرون مي‌آورند. 
 
اشكال مختلف:
آجر در زمانهاي مختلف در ابعاد متفاوتي ساخته شده و بكار مي‌رفته است. در دوران ساسانيان آجر با ابعاد ۷*۴۰*۴۰ سانتي‌متر ساخته مي‌شده است و آجري كه بنام قراقي معروف مي‌باشد داراي ابعاد ۵*۲۰*۲۰ سانتي‌متر مي‌باشد . آجر مورد نظر در طرح در حالت پخته شده داراي ابعاد ۵۵*۱۰۵*۲۲۰ ميلي‌متر مي‌باشد كه حدود ۲۰% حجم آن را فضاي خالي (سوراخ) تشكيل مي‌دهد (شكل يك) ابعاد آجر مذكور در حالتيكه بصورت خشت‌تر و خشت خشك مي‌باشد عبارتند از: 
در حالت خشك (ميليمتر): ۵۶*۱۰۷*۲۲۴
در حالت خشت‌تر (ميليمتر) : ۵۹*۱۱۴*۲۳۹
ساير مشخصات:
وزن آجر مورد نظر در حالت پخته شده درحالتيكه حدود ۲۰% فضاي خالي بصورت سوراخ و حفره در داخل آن مي‌باشد ۸/۱ كيلوگرم خواهد بود. قدرت تحمل فشار اين نوع آجر بايستي حداقل حدود ۱۲۰ كيلوگرم بر سانتي‌متر مربع باشد . رنگ آجر توليدي متناسب با حداكثر دماي پخت و همچنين تركيبات خاك مي‌تواند بصورت قرمز يا سفيد باشد. 

استاندارد آجر : 
آجر توليدي مطابق استاندارد شمارة ۷ مؤسسه استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران توليد خواهد شد. ويژگي‌هاي آجر مورد نظر در قسمت (۴-۲) استاندارد فوق الذكر آمده است. 
۲-۲ موارد مصرف و كاربرد: 
آجر توليدي كه از كيفيتي مناسب و قابل قبول برخوردار است مي‌ تواند در ساخت ساختمانهاي مسكوني، تجاري و صنعتي و بعنوان آجر نما مورد استفاده قرار گيرد. 
۲-۳ كالاي رقيب جانشين : 
با توجه به تنوع مصالح ساختماني مي توان عمدتاً از آجر معمولي (فشاري) ،‌سنگ سيمان سفيد و رنگي و پوششهاي فلزي (ورقهاي فولادي و آلومينيومي رنگي) بعنوان كالاهاي رقيب و يا كالاهائي كه بعضاً جانشين آجر نما خواهد شد نام برد. كاربرد هر يك از مصالح فوق به فاكتورهاي متعددي نظير ، جنس بدنه ساختمان و طراحي اوليه، دسترسي بيشتر به يكي از مصالح فوق نسبت به ساير مصالح ، نوع ساختمان از نظر صنعتي، تجاري يا مسكوني بودن ، كيفيت مورد انتظار : قيمت هر يك از مصالح فوق و بعبارت ديگر قدرت خريد افراد مختلف بستگي دارد، با توجه به اين موضوع كه قيمت سنگ و پوششهاي فلزي در مقايسه با آجر بالا مي‌باشد و كيفيت پوششهاي سيماني و طول عمر آن در مقايسه با آجر بسيار كمتر مي باشد مي‌توان از آجر نما بعنوان يكي از مصالح ساختماني كه از نظر قيمت و كيفيت در مجموع مناسب‌تر از ساير مصالح مي‌باشد نام برد؛
۲-۴ قيمت فروش: 
در حال حاضر بازار براي آجر نما نيز همانند برخي كالاهاي ديگر قيمتهاي متفاوتي وجود دارد ،‌ قيمت فروش اين كالا بصورت دولتي ۹۰۰ ريال ودر بازار آزاد متناسب با كيفيت آن ۲۵۰ ريال براي هر عدد آجر نيز مي‌رسد قيمت تمام شده آجر در طرح ۸۵۰ ريال و قيمت فروش آن ۹۵۰ ريال پيش‌بيني شده است. 
مقايسه قيمت فروش آجر نما با ساير محصولات مشابه به بطور مجرد و به تنهايي معقول و منطقي نمي باشد و در حقيقت با توجه به اينكه نماي ساختماني (روكار) با بدنه ساختمان (توكار) مستقيماً ارتباط دارد اين مقايسه به مقايسه يك واحد از ساختمان مثلاً يك متر مربع از ساختمان هاي مختلف با نماي مختلف باز مي‌گردد كه در حالتهاي متفاوت نتايج متفاوتي بدست مي‌دهد. 
 
۳- برسيهاي فني: 
۳-۱- تكنولوژي هاي مختلف :
تكنولوژي ساخت خط توليد و تجهيزات آجر در اكثر كشورهاي جهان اعم از كشورهاي پيشرفته و يا در حال توسعه وجود دارد،  در حال حاضر در كشور خطوط توليد نصب شده عمدتاً از آلمان غربي ، تعدادي از ايتاليا و تعدادي نيز از اروپاي شرقي از جمله يوگوسلاوي و تعدادي نيز ساخت داخل مي‌باشد . 
با توجه به برتري تكنولوژي آلمان غربي نسبت به ايتاليا و كشورهاي اروپاي شرقي نسبت به اروپاي غربي انتخاب تجهيزات ساخت آلمان غربي براي ظرفيت ۶۰ ميليون قالب در سال به بالا ‚ تجهيزات ساخت ايتاليا براي ظرفيت ۴۵ ميليون  قالب، تجهيزات ساخت كشورهاي اروپاي شرقي براي ظرفيت ۳۰ ميليون قالب در سال و تجهيزات ساخت داخل براي ظرفيت ۲۰ ميليون قالب در سال مناسب مي‌باشد. 
۳ـ۲ بررسي روشهاي مختلف توليد :
توليد آجر نما در دو بخش صورت مي‌گيرد . بخش اول شامل آماده سازي و عمل آوري گل تبديل آن به شمش گل و بخش دوم شامل برش شمش به آجر خام، خشك كردن آجر خام و پخت آن مي‌باشد .
۳-۲-۱- آماده سازي و عمل آوري گل و تبديل آن به شمش گل: 
در اين بخش خاك به ذرات ريز تبديل شده، در صورت دارا بودن ريشه گياهان، ‌اين قبيل ناخالصي‌ها از آن جدا شده و به ميزان ۳۰-۲۸ درصد به آن آب اضافه شده و گلي هموژن و يكنواخت حاصل مي‌گردد. كه پس از خروج از دستگاه اكسترودر و در برش داده مي‌شود . در عمل مراحل مختلف عمل آوري به نوع خاك ، وجود ناخالصي هاي نظير شن و ماسه ، ريشه گياهان و وجود ناخالصي‌ها و مواد نظير سنگ آهك و …. در خاك بستگي دارد . برحسب خصوصيات خاك مصرفي مي‌توان در خطوط مختلف توليد كه در آن تجهيزات مختلفي را به كار رفته استفاده نمود. جهت تشريح بيشتر موضوع تجهيزات و وسائلي كه در يك خط توليد آجر مورد استفاده قرار مي‌گيرد را معرفي نموده و سپس خطوط مختلف توليد و خصوصيات هر يك از آنها را بيان مي‌نمائيم. 
۳-۲-۱-۱ تجهيزات و وسائل مختلف: 
در شكل شماره ۲ تصوير تجهيزات مختلف مورد مصرف در خط توليد آجر نشان داده شده است ،ذيلاً به معرفي خصوصيات هر يك از ا ين دستگاه ها مي‌پردازيم . 
الف ـ  نقاله: شكل شماره ۱و ۲ شكل مذكور دو نوع نقاله را نشان مي‌دهد . نقالة نوع اول ،نقاله لاستيكي ،صاف مي‌باشد .شيب اين نقاله مي‌تواند تا ۳۰ در جه بوده و با ظرفيت حمل بار از ۳۰ تا ۶۰ متر مكعب در ساعت ساخته مي‌شود . نقاله شماره ۲، نقالة لاستيكي با غلطكهاي جانبي بوده و مقطه آن به صورت   V و مقعر مي باشد. اين نقاله ها تا شيب ۲۰ درجه مي‌ توانند مورد استفاده قرار گيرند. و باظرفيت حمل بار از ۳۵ متر مكعب تا ۱۵۰ متر مكعب در ساعت ساخته مي‌شود. 
ب – دستگاههاي اكسترودر:  اين دستگاه گل را به صورت متراكم درآورده و به شمش با مقطع مورد نياز خارج مي‌سازد. 
ج – مخلوط كن دو محوره: در اين دستگاه آب به خاك اضافه شده و مخلوطي هموژن يا پلاستيسيتة لازم را فراهم مي‌گردد. 
د- باكس فيدر : باكس فيدر دستگاهي است كه با خريد و نصب آن سه هدف دنبال مي‌شود:
۱ـ خاك مورد نياز جهت مصرف ۳۰ تا ۴۰ دقيقه در آن ذخيره شده و به اين ترتيب از قطع جريان مواد جلوگيري ميكند. 
۲ـ خط توليد را با جريان يكنواختي تغذيه نموده و به اين ترتيب از فشار به دستگاهها جلوگيري مي‌نمايد . 
۳ـ امكان  اسپري نمودن آب بر روي خاك را امكان پذير مي‌سازد و به اين ترتيب به عمل آوري گل كمك مي‌كند . 
هـ ـ آسياب غلطكي : آسياب غلطكي كه  به خرد كردن كلوخه‌ها و تبديل آن به خاك يا ذراتي با ابعاد حداكثر چند ميليتر قبل از وارد شدن به مخلوط كن كمك مي‌كند وبه اين ترتيب عمل آوري خاك را بهتر مي‌سازد و به اين منظور فاصله بين دو غلطك را برحسب نوع خاك مصرفي از ۳ تا ۵ ميلمتر تنظيم مي‌نمايند . 
در صورتيكه در خاك مصرفي موادي نظير سنگ آهك وجودداشته باشد به منظور خرد نمودن و پودر نمودن اين گونه مواد كه وجود آنها به صورت كلوخه خرد نشده منجر به فرسودگي و خرد شدن آجر پس از مصرف در اثر جذب آب مي گردد. استفاده از آسياب غلطكي ضروريست . 
دستگاه اكسترود همراه با مخلوط كن دو محوره و پُمپ تخليه: 
اين دستگاه پس از مخلوط نمودن گل آنرا به صورت تكه‌ها ي گل درآورده و در محفظة خلاء كه توسط پمپ خلاء ايجاد مي‌شود مي‌ريزد تا پس از تخليه هواي موجود در گل توسط قسمت پائين دستگاه كه اكسترودر مي‌باشد متراكم شده و به صورت شمش از دستگاه خارج مي‌شود. 
زـ خرد كننده: مكانيزم اين دستگاه به گونه‌اي است كه علاوه بر خرد كردن كلوخه‌ها مواد سخت داخل خاك  كه تا سه موس سختي دارند، تكه‌هاي سنگ را از خاك جدا نموده و از خط خارج مي‌سازد 
ح – مخلوط من يا سرند : دستگاه مخلوط كن يا سرند هنگامي مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه در داخل خاك ريشة گياهان و از اين قبيل مواد وجود داشته باشد. كلية تجهزات فوق بجز خرد كن و مخلوط كن يا سرند در داخل كشور ساخته مي شود. 
۳-۲-۱-۲ خطوط مختلف توليد با توجه به خاك مصرفي: 
برحسب نوع خاك مصرفي و وجود ناخالصي هايي نظير تكه سنگ ، ريشة گياهان و همچنين توان سرمايه گذاري ،‌خطوط مختلفي متشكل از تجهيزات مختلف مي‌توانند مورد استفاده قرار مي‌گيرند . طي صفحات بعد هفت خط مختلف عمل آوري گل نشان داده شده است موارد كاربرد هر يك از خطوط فوق عبارتند از :‌
خط شماره ۱: 
اين خطوط مركب از يك نقاله لاستيكي مقعر ، يك دستگاه مخلوط كن ،‌ يك دستگاه نقالة ديگر جهت انتقال مخلوط‌كن به دستگاه اكسترودر   و يك دستگاه اكسترودر مي‌باشد . اين خط توليد زماني مي‌تواند استفاده قرار گيرد كه خاك مصرفي كاملاً مناسب و بدون ناخالصي‌ها يي نظير شن و ماسه و ريشة درخت بوده و مستلزم تغذيه مداوم خاك به داخل نقاله مي‌باشد. 
خط شماره ۲:‌
در خط شماره دو كه مشابه به خط شمارة يك باكس فيدر اضافه شده كه جريان يكنواخت خاك به خط توليد و همچنين جلوگيري از وقفه در خط باعث مي‌شود.
 
خط شمارة ۳: 
در خط شماره ۳ براي خاكهايي كه در داخل آنها كلوخه و شن وجود دارد مورد استفاده قرار مي‌گيرد  در اين قسمت نسبت به خط شمارة ۲ يك دستگاه آسيات غلطي اضافه شده است كه قبل از دستگاه مخلوط كن قرار گرفته و با تنظيم فاصلة دو غلطك خاك را به نرمي مورد نظر مي‌رساند. 
خط شمارة ۴ : 
در خط شماره ۴ بجاي دستگاه اكسترودر خط شماره ۳ در نظر گرفته شده بود يك دستگاه اكسترودر وكيوم دار كه مخلوط كن نيز بهمراه دارد در نظر گرفته شده است. اكسترودر همراه با پمپ تخليه و مخلوط كن فوق الذكر منجر به افزايش كيفيت شمش گل خروجي خواهد شد بطوريكه كيفيت آن را به كيفيت مطلوب خواهد رسانيد . 
خط شماره ۵ : 
با اضافه شدن يك دستگاه خرد كن به خط شماره ۴، به خط شمارة ۵ مي‌رسيم اين خط بايستي زماني مورد استفاده قرار گيرد كه خاك همراه ناخالصيهاي نظير ماسه، تكه سنگ، و …. با حداكثر سختي ۳ موس باشد. 
 
خط شماره ۶ :‌ 
خط شماره ۶ مخصوص خاكهايي است كه فاقد شن ، ماسه و تكه هاي سنگ بوده ولي همراه با ريشه‌هاي گياهان مي‌باشد . اين خط همانند خط شماره ۴ مي‌باشد با اين تفاوت كه به جاي مخلوط كن سادة دو محوره از مخلوط كن سرند دار استفاده شده است. 
خط شماره ۷ :
 خط كاملي است كه براي خاكهائي كه سخت بوده و داراي ناخالصيهايي نظير شن، ماسه ، تكه‌هاي سنگ، سنگ آهك ريشه‌هاي گياهان ميباشد مورد استفاده قرار مي‌گيرد. 
خط توليد انتخاب شده در طرح: 
با توجه اينكه طرح به صورت تيپ تهيه مي‌شود بايستي خط توليدي انتخاب شود كه پاسخگوي نياز مناطق و محلها و خاكهاي مختلف باشد، بهمين دليل و با فرض اينكه خاك مورد مصرف بدون ريشه‌هاي گياهان و درختان باشد خط شماره ۵ در نظر گرفته شده است. از مخلوط كن سرندار بجاي مخلوط كن معمولي وجود دارد در غير اين صورت خاكهاي رس كشور از عمق ۵۰ سانتي متر سطح زمين به پائين فاقد ريشه‌هاي گياهان مي‌باشد. 
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انسانها هنر را براي تسکين خود برگزيده‌اند ، چه هنرمندان و چه مخاطبان اثر هنري در هنر مايه آرامش مي‌جويند .
آنچه در هنر به نظر اصل است ،‌ زيبايي است . هرچند در هرزماني زيبايي را به شکل‌هاي مختلفي درک مي‌کنند.
بعضي هنر را آينه واقعيت‌هاي موجود درجهان از طبيعت تا زندگي آدمها به حساب مي‌آورند . يعضي زماني نام هنر را بر چيزي ميگذارند که سازنده‌ اش با آن احساس آرامش کند و آنچه در نظر دارد به تمامي بيان کرده باشد . بعضي مي‌گويند ؛ اگر مخاطب به درستي نفهمد که هنرمند چه مي‌گويد ،‌ اثر چه ارزشي مي‌تواند داشته باشد . بعضي از شکل اثر حرف مي‌زنند که اگر اثر هنري از قواعد و شکل درست هنر پيروي نکند ،‌ يک اثر هنري خلق نکرده است . اما اکنون همه اين گروه‌ها بعد از قرن‌ها بحث مي‌دانند که اثر هنري درواقع همه اينهاست . و تک تک اين گروه‌ها حق دارند ولي بدون بقيه ناقص هستند 
بسته به آنکه هنرمند چه ابزاري را براي بيان هنرش انتخاب کند ،‌ هنرها شاخه‌هاي مختلفي را تشکيل داده‌اند. همچنان که بايد بدانيم بعضي سخن‌ها را فقط با بعضي ابزارها مي‌توان گفت . مثلا شايد هيچوقت نتوانيم ،‌صرفا از روي يک شعر حافظ يک فيلم سينمايي بسازيم ، ‌زيرا حافظ با دقت مطلبي را انتخاب کرده که صرفا با شعر بيان مي‌شود . د راين صورت اين اثر براي هميشه بصورت يک شعر باقي‌ است و هيچکس خود آنرا به زبان ديگر در‌نمي‌آورد . و لي شده است که يک اثر هنري با يک ابزار ديگر بيان بسيار زيبايي به ‌خود گرفته است . اما همچنان که گفته شد ،‌اصل در هنر زيبايي است . باهر ابزاري که مي‌طلبد ،‌بايد چيز زيبا را خلق کنيم و آنرا به جهان و آدم‌ها هديه کنيم . اين مي‌تواندبراي هميشه ماندگار باشد. مانند مجسمه سازي در دوره‌اي از يونان يا نگارگري دوره عباسي در ايران .


يکي از مسائل مهم در هنر امروز بصري شدن بيش از اندازه آن است ،‌بصري شدن يعني آثار هنري از راه ديدن در ما تاثير مي‌گذارند . امروز هر کسي مي‌داند که معني يک قلب ، عشق است . يا همه وقتي تصوير ميکي ماوس رامي‌بينيم ،‌در حاليکه بکلي با يک موش واقعي فرق مي‌کند آنرا تشخيص ميدهيم . همچنانکه بسياري از رنگها تاثيرات خاصي روي بيننده خود مي‌گذارند.اين کاري است که هنرمندان در طول قرن‌ها انجام داده‌اند . و همچنان هم معاني جديدي را در ذهن ما مي‌کارند . هنرهاي بصري به انواع مختلفي موجود هستند . اما بايد بدانيم که هميشه هنرها درهم تاثير ميگذارند و گاه از هم جدا ميشوند . يک عکاس مي‌تواند از يک نقاشي ايده عکس بگيرد ،‌يا نقاشي با شنيدن يک موسيقي به فکر کشيدن يک تصوير بيافتد . يا طراحي صحنه از نقاشي ساده پرده‌ها شروع کند ولي آنقدر دور شود که از دل آن نورپردازي ،‌ طراحي لباس و رشته مجزايي بنام طراحي صحنه شکل بگيرد . همچنين بسياري از رشته‌ها نه بصورت غير مستقيم با هنر در ارتباط هستند ‌،مانند معماري که يک رشته مهندسي به حساب مي‌آيد ولي معماربايد يک هنرمند خوب هم باشد ،‌ يا سينما بصورت عکس علاوه برآنکه هنر است با مسائل فني و تکنيک هاي فني دست و پنجه نرم مي‌کند . درهر زمينه‌اي سعي برآن شده علاوه برآنکه توضيحات به سادگي ارائه شود ،‌ولي يک قسمت براي دوستاني که علاقه‌مند هستند درآن رشته دست به تجربه‌هاي شخصي بزنند، ‌در نظر گرفته شود. 

هنر ابتدايي :
     مقصود ما از هنر ابتدايي جلوه هاي آفرينش هنري توسط انسانهايي است که هنوز نتوانسته اند پاي در جاده تمدن بگذارند و از اين رو فرهنگ آنها ساده و ابتدايي است . هنر ابتدايي از يک طرف شامل هنر غارنشينان زمانهاي بسيار دور مي شود و از سوي ديگرهنر انسانهايي را در برمي گيرد که در زمانهاي اخير و حتي امروز در نقاط دور افتاده کره زمين زندگي بدوي خود را مي گذرانند . در حدود ۵۰ هزار سال قبل يعني دوران ديرينه سنگي انسان در غارها زندگي مي کرد . او نقاشيهايي از خود باقي گذارده که از هر لحاظ موجب شگفتي بشر امروزي است .
     هنر غارنشينان را مي توان اولين بخش از تاريخ تفکر ، تخيل و خلاقيت بشري بشمار آورد . چرا که به واسطه قابليت ساختن تصوير و نماد ( سمبل ) بود که بشر توانست بر محيط خود مسلط شود .
در غارهاي جنوب فرانسه و شمال اسپانيا تولد اين توانايي بشري را مشاهده مي کنيم . انسان غارنشين بوسيله تصاوير ي که به ديواره اين غارها کشيد ، مي توانست تجربيات زندگي پر کنکاش خويش را ثابت و پا برجا نگه داشته و جريانات بهم پيوسته زندگي را بصورت شکلهاي ساکن و مجزا از هم نشان دهد . طريقه ترسيم پيکر ( فيگور ) حيوانات آنطور که در نقاشيهاي غار لاسکو فرانسه ديده مي شود طبيعت گرايانه ( ناتورالسيمتي ) است . طوري که نقاش سعي کرده حرکت پيکر حيوان را تا حد امکان طبيعي و نزديک به واقعيت نشان دهد . گر چه پيکرها بسيار نزديک به طبيعت و درست کشيده شده اند ، ترتيب و آرايش آنها برروي ديوارها نشان مي دهد که هنرمند به هيچ وجه در بند رابطه تصاوير با يکديگر نبوده است و هيچ تنظيمي در مورد کمپوزيسيون ( ترکيب بندي ) صورت نگرفته است . 
     هنرمند شکارگر از سطوح نامنظم و دست نخورده ديوارها يعني از برجستگي و فرورفتگي ها و لبه ها با مهارت استفاده کرده است تا به شکلهاي خود واقعيت بيشتري بدهد . بطور مثال يک برآمدگي ديوار که در داخل طرح يک گاوميش قرارمي گيرد مي تواند حجم شکم جانور را القاء کند .
 
هنرهاي بدوي : 
     درميان فرهنگ هاي مختلف بشري فرهنگ سرخ پوستان ، اسکيموها و برخي سياه پوستان را اغلب بدوي ( پريمي تو ) مي نامند . مردم در اين فرهنگ ها در تماس مستقيم با طبيعت زندگي مي کنند و براي ارتباط با نياکان واقعي و اساطيري خويش و همينطور با عالم وجود از آيين ها و مراسم روحاني و نيز دست ساخته هاي جادويي استفاده مي کنند از اين رو قسمت عمده آثار هنري آنها جنبه مذهبي دارد که در اين ميان تنديس هاي خلاصه و اغراق شده از پيکره آدمي داراي اهميت بسزايي است . اين مردم چون علاقه خاصي به حفظ سنت هاي خويش داشتند در آثارشان صورتک هايي ( ماسک هايي ) نيز مشاهده مي شود . صورتکها تقريباً هميشه ارواحي را بطور تمثيلي و نمادين ( سمبليک ) مجسم مي کنند . بدين معني که مردم با استفاده از صورتک خود را به شکل ارواح نياکان موجودات اساطيري قهرمانان ، حيوانات و خدايان طبيعي در مي آورند .
     آثار سياه پوستان افريقايي و آنچه به هنر آفريقايي مشهور است در واقع آثاريست که توسط سياهان مناطق استوايي قاره آفريقا بوجود آمده است . در اين ميان تنديسهاي چوبين شهرت بيشتري دارند . در اغلب تنديسهاي آفريقايي پيکر انسان به طرزي تجويدي (آبستره ) و دور از واقع نشان داده مي شود .( آبستره : برداشت شخصي از يک موضوع ) اما بايد اشاره کنيم که گاهي شيوه هاي طبيعت گرايانه نيز در کار تنديس سازان سياه پوست بروز مي کند . مثلا در يک مجسمه مفرقي که بي ترديد تنديس يکي از پادشاهان باستاني نيجريه است . پيکر شاه با حجم پردازي واقع گرايانه ارائه مي شود .
     آثار سرخپوستان امريکايي و آثار حکاکي و نقاشي روي صخره نيز در ميان آثار سرخپوستان اوليه اهميت دارد . تصور مي شود که اينگونه نمايشها و حکاکي ها اکثراً در مکانهايي جاي گرفته که از آنها براي اجراي مراسم دسته جمعي ويا سبک اعمال مذهبي خصوصي استفاده مي شده است . در بعضي نمونه هاي صخره نگاري نقوش تازه اي روي نقش هاي قبلي کشيده شده اند که حاکي از تکرار مراسم در همان مکان است . 

هنر بين النهرين : 
     با حضور سومريان و آغاز تاريخ مکتوب ، جادوي کهن جاي خود را به مذهب خدايان داد . خدايان توفان ، آسمان ، آب ،ماه ، خورشيد ، عشق و باروري . از نمونه هاي بدست آمده از آثار سومريان معلوم مي شود که هنرمندان سومري براي ساختن تصاوير و پيکرهاي انساني قواعدي ابداع کرده بودند . چشم هاي بزرگ پيکره هاي هل اسمرو دارک از جمله خصوصيات هنر پيکره سازي سومري است . در پيکره هاي کوچک روي يک جعبه تدابير تصويري ديگري مي بينيم . پيکره ها به نحوي قرار گرفته اند که همانند يک نوار فيلم توالي صحنه ها را نشان مي دهند . اين صحنه ها عبارتند از صحنه هاي پيروزي نظامي و مناظر بعد از آن ، اکثر پيکره ها نيم رخ هستند . اما چشمها همچنان که در هنر خاور نزديک معمول است تمام رخ و بسيار بزرگند . هنرمند همه حالتها و زاويه ديدهايي را که ممکن است به پنهان شدن يا مبهم شدن بخش هاي مشخصه پيکرها بيانجامد از کار خود دور مي کنند .مثلاً وقتي پيکري در وضعيت نيم رخ کامل قرار مي گيرد معمولاً بايد يک دست و يک پا از نظر پنهان شود . بدن نصف پهناي واقعيش را داشته باشد و چشم بطور کامل ديده نشود . اما هنرمند سومري همه اين قواعد را زير پا مي گذارد . او از بعد نمايي و ديد خاصي استفاده مي کند که نمونه آن را در گاوهاي غار لاسکو ديده ايم .
 
هنر آکد : 
     تنديس برنزي پادشاهي که از نينوا بدست آمده است . تجسمي است از مفهوم جديد حاکميت مطلق .
     مشخصات تنديس : چشمهاي بزرگ که به واسطه فقدان سنگهاي گرانبهايي که زماني در داخل حفره آنها قرارداشته اند بزرگتر هم شده است و ابروهاي بهم پيوسته آن ظاهراً از سنتي ديرينه سرمايه گرفته است . دهان حساس اين تنديس نيز يادآور واژه ( زن آکدي ) است .
     وحدت شکلهاي طبيعي و غيرطبيعي که وجه مشترک هنرهاي بين النهرين است با وضوح بيشتري ديده مي شود . لوحه سنگي نارامسين که معروف به لوحه پيروزي نارامسين است که ديگر از مشخصات هنر آکدي است .فرزند جنگ طلب سارگن سپاهيان پيروزمند خود را به بالاي يک کوه جنگلي رهبري مي کند . پادشاه که از همه سربازان بلند قامت تر است پا بر پيکر دو تن از دشمنان نهاده و حالت مشخص دارد . او سرپوشي شاخدار بر سر گذاشته است که کنايه از الويت اوست .
درمقايسه پيکره هاي اين لوح سنگي ، پيکره هاي سومري خشک و رسمي به نظر مي رسد . هنرمند آکدي در اين اثر گرچه از لحاظ تجسم پيکره ها به سنت هاي کهن پايبند است مع الهذا بر احساس و بينش شخصي تکيه مي کند . 
 
هنربابل :
     يکي ازجلوه هاي هنر بابل لوحه سياه رنگي است که متن قوانين حمورابي به طور زيبا برآن کنده شده است . شامل نقش برجسته اي از حمورابي است . در اينجا حمورابي از خداي خورشيد براي ارائه قوانين مذکور الهام مي گيرد .
خداي خورشيد در وضعيت سنتي تجسم پيکره ها ( نيم رخ و تمام رخ ) نمايانگر شده است . در حالي که حمورابي به وضعيت نيم رخ نزديکتر است و اين دوگانگي ساختاري براي نشان دادن مقام هر يک از اين دو شخصيت است . خداي خورشيد که مقامي بالاتر دارد و با حالتي تشريفاتي و رسمي ارائه شده است . 
 
هنر آشور :
     اساساً هنر کنده کاري روي سنگ و نقش برجسته است و برخلاف ساير تمدنهاي بين النهرين از آشوريان تنديسهاي استوانه اي و گرد به ندرت باقي مانده است . حتي چهارپايان بالدار هم تنديسهاي نقش برجسته اي به حساب مي آيند که در بستر سنگي خود گرفتار مانده و بصورت نقش برجسته در سه سطح هستند .
    روايت جشنها به صورت تصوير به سطوح صاف و يکدستي احتياج داشت که بر روي آن لشکرکشي ها ، محاصره ها ، فتوحات ، کشتارها و شکار حيوانات وحشي که تمامي اوقات پادشاهان را اشغال مي کرد تقريباً بدون پايان و انجام تکرار مي شود . هنرمندان که در محدوده يک سطح چهار گوش کار مي کردند ، زباني يک تصويري ابداع کرده بودند که در عين خشکي و قراردادي بودنش قدرت توصيفي و روايي فراوان داشت . پيوستگي و ادامه داستانهاي نقش برجسته آشور ي تنها در کنار کتيبه هاي سنگي قطع مي شود . يکي از نمونه هاي بارز حالت تشريفاتي و رسمي در هنر آشوري را در نقش برجسته اي از آشور نصيريان دوم مي توانيم ببينيم که در آن پادشاه در گوشه اي نشسته و به آرامي جام خود را بالا برده است .
    ضمن آنکه شخصيت پر اهميت سمت چپ موجود بالدار که در حال پاشيدن آب متبرک است عمل پادشاه را بخشي از يک آئين مذهبي جلوه مي دهد .
 
هنر مصر :
    يکي از جلوه هاي هنر مصري تنديسهاي سنگي است که تنديس يکي از فرعون ها به نام خفرن يکي از مجموعه تنديس هاي شبيه به هم است که براي مقبره او ساخته شده است . در اين تنديس خفرن بر تختي نشسته است که در روي پايه هاي آن نقش ترکيبي از ساقه هاي دو گياه بومي مصر به نام پاپيروس و لوتوس علامت اتحاد مصر اوليا ومصر صفلا کنده کاري شده است .
    بالهاي محافظ شاهين که بر سر او گسترده شده اشاره به مقام رسمي خفرن ( خداي خورشيد دارد ) . او ملبس به دامن سنتي فراعنه کهن و سرپوش کتاني است . که پيشانيش را پوشانده و به طرزي چين دار بر روي شانه هايش افتاده است . ظاهراً قالب گونه تنديس به خاطر آن است که پيکر تراش مصري تنديس خود را به روش تراش قالب گونه قسمتهاي اضافي از تخته سنگ بوجود مي آورد . يعني يک طرح نيم رخ و يک طرح تمام رخ در روي تخته سنگ مي کشيد و بعد به برداشتن و تراشيدن قسمت هاي زائد مي پرداخت . 
 
هنر هند :
    تعداد زيادي از مهر هاي حکاکي شده سنگي که در موهبخودارو بدست آمده اند تداخل عناصر هنري هند و خاور نزديک را به نمايش مي گذارند . در حقيقت کشف يکي از همين مهرهاي موهبخودارو در يک ناحيه باستان شناسي بين النهرين بود که باستان شناسان را در تعيين قدمت و تاريخ تمدنهاي هندي ياري داد . مفهوم نوشته هاي روي مهرها هنوز کشف نشده است . نقشهاي چهارپايان ، نمودار گاوکوهان دار هندي کرگردن و فيل است . در روي يکي از مهرها پيکر يشسته اي ديده مي شود که حالت نشستن او نماينگر يکي از حرکت هاي آيين هند است که تا به امروز هم مرسوم است و يوگا نام دارد . 
تدبير ۳ کله نشان دادن اين پيکر ( دو نيم رخ و يک تمام رخ ) :
    از جمله تدابيري است که ۲۰۰۰ سال بعد نيز براي نمايش يکي از خدايان هندي موسوم به شيوا بکار گرفته مي شود . اين تداوم و پيوستگي در طرز نمايش پيکره ها و ريشه هاي عميق سنن مذهبي را در هندوستان نشان مي دهد . 
    اولين نشانه هاي ايين بودائي بر هنر هند را در ستوني که به دستور امپراطور آشورکا ساخته شده بود مي توانيم ببينيم . همه شکل هاي کنده بر اين سر ستون تمثيلي هستند . چرخ علامت دور زندگي ، مرگ و تولد دوباره است . اين چرخ زندگي معمولاً معناي ديگري نيز داشته ، در اينجا يادآور پيامي است که بودا درباره چرخاندن چرخ قانون داده است . مجموعه اين چهار شير ( چهار ربع دايره ) و چرخ که از نمادهاي باستاني خورشيد مايه گرفته است معنايي از عالم وجود را بيان مي کند . شيرها به معني ديگري نيز هستند اما در اينجا نشانگر بودا هستند .

هنر يونان باستان :
    به اعتقاد يونانيان نظم طبيعت و نظم عقل هردو زيبا و ساده است . و زيبايي چيزها با شناخت ما از آنها يکي است . لذا زندگي خوب و دست يابي به روح زيبا در گرو پيروي از آن حکم يوناني است که مي گويد :
    خودت را بشناس . پس انسان از طريق انديشه به زندگي خوب دست مي يابد . انسان بر طبق آن قوانين طبيعي زندگي مي کند که بتواند آنها را کشف کند بنابراين خويشتن يا خود اهميت عمده مي يابد و آنگاه که انسان به خودآگاهي کامل برسد لزوماً طبيعت را شناخته است . يونانيان بر مبناي چنين اعتقادي آثار هنري خود را مي آفرينند . 
آثار بجا مانده از هنر يونانيان : 
     از يونانيان آثار قابل توجه نقاشي بر جاي نمانده است . اما يونانيان روي ظروف سفالين خود نقوش و تصاويري را ترسيم مي کردند . تعداد زيادي از اين ظروف در دست است و ازروي تصاوير آنها بررسي نقاشي يوناني براي ما ممکن مي شود . در ظروف عتيقه يوناني مي بينيم که براي اولين بار پيکر انسان مورد مطالعه تحليلي قرار مي گيرد . آن شيوه تکرار يک حالت واحد به تدريج جاي خود را به روشي مي دهد که متکي بر مطالعه دقيق وضعيت و حرکت بدن انسان زنده است . اين تغيير البته فوراً صورت نگرفت بلکه مراحل منظمي را پشت سر گذاشت . پيکر انسان از نخستين حضور خود در روي ظروف به صورت نقش مايه عمده هنر يوناني در آمد . اما همين نقش مايه نيز براي متکامل شدن مراحلي را طي کرد . مثلاً در گلان ديفيلون پيکره ها از حد نماد فراتر نمي رود و بصورت شکلهاي هندسي لوزي و مثلث هستند که با خصوصيات شکل هاي هندسي و منظم نوارهاي روي گلدان کاملاً هماهنگ هستند . حال آنکه پيکره هاي روي ظرف ديگري که تقريباً ۳۰۰ سال بعد ساخته شده است تا حد زيادي شکل طبيعي دارند .
نخستين نمونه هاي پيکره سازي يوناني که قدمت آنها به اوايل سده نهم پيش از ميلاد مي رسد تنديسهاي کوچکي از حيوانات و پيکره هاي انساني هستند که از مصالحي نظير مس ، برنز ، سرب ، عاج و سفال ساخته شده اند . اما مجسمه هاي ساده بزرگ به اندازه طبيعي يا بزرگتر از آن حوالي سده ششم پيش از ميلاد ظاهر مي شود .
     نمونه اي از اين پيکره ها که حدود ۱۸۰ سانتيمترقد دارد شکلي استوانه اي دارد که شايد از پيکره هاي بين النهرين مايه گرفته باشد . يونانيان نيز پيکره هايي نزديک به شکل طبيعي انسان مي ساختند و آنها را رنگ مي کردند . يک نمونه از اين پيکره ها که در آن حجم پردازي چانه ، گونه و گوشه هاي دهان با ظرافت خاصي صورت گرفته است .
    در قرن ۵ قبل از ميلاد معمار و پيکره ساز معتبري در يونان پيدا شد که به ياري همکارانش شهر آتن را بصورت يک شهر زيبا و هنري درآورد . پيکره هاي او اسلوب طبيعت پردازي را پايه گذاري کرد . پس از او پيکره ساز ديگري به نام ميرون حرکت را به پيکره سازي اضافه کرد . پيکره ديسک انداز يکي از آثار معروف ميرون است 
 
هنر باختر در دوره نوزآيي ( رنسانس ) 
   معمولا هنر دوره نوزآيي را به دو دوره تقسيم مي كنند.
دوره اول يا اوائل رنسانس :
از اواخر سده سيزدهم آغاز مي شود و تا نخستين سالهاي قرن پانزدهم ادامه مي يابد.
دوره دوم :
دوره اي است كه در آن هنرمندان طراز اول مهارت هاي تكنيكي خود را به كمال مي رسانند. اين دوره را اوج رنسانس مي گويند.
در دوره اخير با استفاده از الگوهاي كلاسيك يونان و روم باستان نوعي هم نوايي متعادل كلاسيك و ناب بوجود آمد.
كلاسيسم :
كلاسيسم عبارت است از اصول و قواعد يا كيفيت هاي جمال شناختي كه در هنر يونان و روم باستان يافت مي شود. از لحاظ لغوي كلاسيسم يعني پيروي از اصول كلاسيك و خود كلمه كلاسيك علاوه بر معناي تحت اللفظي اش (عالي و نمونه )‌در زمينه هنر و ادبيات معرف خصوصيات (‌و يا متابعت از اصول و روشهاي )‌ هنري و ادبي يونان و روم باستان است .
از جمله آثار كلاسيك يوناني و رومي ( ديسك انداز ، اثر ميرون و منظره چوپاني است ) از مرحله اوج رنسانس بي شك بايد تنها از يك پيكره ساز و نقاش نمونه بياوريم و او ميكل آنژ است (پيكره موسي يكي از آثار ميكل آنژ است ) كه در اصل قرار بود در قسمتي از مقبره پاپ (ژوليوس دوم ) ‌نصب شود . خشم عظيمي كه مي رود از چشمها و پيكر حضرت موسي بيرون بريزد ، با چرخشي كه ميكل آنژ به سر او داده است بيان روشنتري به خود گرفته است .
در بين نقاشان بدعت گذار قرن پانزدهم ماساچو جوان ترين آنها بود ، در تابلوي باج سه مرحله از يك رويداد مذهبي را در كنار هم قرار داده است . تضاد روشنايي و تاريكي در تابلو ايجاد بعد كرده و تابلو را به يك نقش برجسته تشبيه كرده است . 
يكي ديگر از نقاشان قرن پانزدهم ساندرو بوتچلي بود او در دنياي هنر بعنوان يكي از استادان خط ( در مقابل رنگ )‌شناخته شده است . صورت يك مرد جوان يكي از آثار بوتچلي است . در اين تابلو گرچه بوتچلي وضعيت سه رخ را انتخاب كرده اما نظير بسياري از هنرمندان معاصر خود ترجيح داده است كه شخصيت باطني مدل را اشكار نكند . اين حالت تشريفاتي در اغلب تك چهره هاي اين دوره ديده مي شود. ودليل آن احتمالا اين بوده است كه خود مدلها نمي خواستند بيننده تابلو از خصوصيات رواني وشخصي شان چيزي بفهمند.
از استادان بزرگ نقاشي در مرحله اوج رنسانس دو تن شاخص تر از ديگرانند . يكي لئو ناردو داوينچي و ديگري رافائل نام دارند.در تابلوي باكره صخره ها ، لئو ناردو نشان داده است كه حجم پردازي با تاريكي و روشنايي و بيان حالات عاطفي را روح و قلب نقاش مي دانسته است ، و موفق ترين اثر لئوناردو از حيث بيان حالتهاي دروني تابلوي شام آخر است .
شايد بتوان گفت كه رافائل بارزترين نماينده مرحله اوج رنسانس است او با وجود آنكه شديدا تحت تاثير لئو ناردو و ميكل آنژ بود اما شيوه اي شخصي بوجود آورد كه خصوصيات هنر اوج رنسانس را بوضوح در آن مي بينيم . در تابلوي ازدواج باكره رافائل از حالت هاي تشريفاتي پيكره هاي جلويي كاسته و شخصيتهاي خود را در عمق بيشتري جاي داده و به اين ترتيب نه تنها براي آنها امكان حركت هاي آزادتري فراهم آورده بلكه فاصله ي ميان پيكره ها و عمارت زمينه را بهتر پر كرده است 
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فلات ایران با تنوع اقلیمی خود به احتمال زیاد یكی از مهمترین خاستگاههای اصلی پیدایش و گسترش صنعت سفالگری در آسیای غربی می باشد. روند رو به رشد سفالگری در طول هزاران سال، در هیچ منطقه ای از آسیای غربی مثل ایران نبوده است. نقاط عطف این روند بدون تردید در پیدایش سفال در حدود هزاره هشتم پ.م در منطقه زاگرس مركزی و پیدایش چرخ سفالگری و تعامل كوره های سفال پزی در هزاره چهارم پ.م نمود پیدا كرده است.

سفال (سفالينه). اين اصطلاح، بنابر تعريف لغتنامه‌ها عموما به معنی اشيا ساخته شده از گل پخته هستند، مانند كاسه، كوزه، و غيره… همچنين سفالينه، سفال ساخته شده را می‌گويند

سفالگری، هنری است كه به صورت (شكل) سنتی طی هزاران سال اصول فنی ارزشمند خود را تا به امروز حفظ كرده است. علاوه برارزش‌های هنری با بررسی دقيق اين آثار، امكان شناخت حرفه‌ها، صنايع و آثار مادی طوايف و جوامع بشری در قلمروهای فرهنگ‌های گوناگون را فراهم می‌آيد. بنابرآنچه گذشت، بايد سفال را به عنوان تجلی فعاليت ذهن و خلاقيت و ابداع هنری انسان‌های گذشته ارج نهاد. زيرا سفالگری هنری همگانی بوده كه نه تنها سليقه ابداع كننده، بلكه نشانه‌های معينی از زندگی اجتماعی و دوره زندگی و ويژگی‌های مادی و معنوی آن را به ما نشان می‌دهد، و وسيله مستقيمی برای شناسايی تمدن شهرها، اقوام و ادوار مختلف است. زيرا هر ملتی برای تزئين سفال‌های خويش، نشانه، اشكال و تزئينات ويژه خود را به كار می‌برده است. برای تامين منظور باستان‌شناسان با بهره‌گيری از هنر طراحی و تكنيك‌های دقيق، باستان‌شناسان می‌كوشند به قطعات و اشيا مختلفی كه از مناطق باستانی بدست می‌آيد، جان داده و با به تصوير كشيدن تمام نقوش به كار رفته در سفالينه‌ها به تعيين دوران مورد نظر پرداخته، به اسرار هنر و بسياری از ناشناخته‌های زندگی آن دوران پی می‌برند.
سفال 
هنر سفال سازي نزد باستانشناسان قدر و منزلت خاصي دارد، چه همين قطعه‌هاي كوچك سفال كه به ظاهر ناچيز به نظر مي‌رسد، ما را به زمانه و زندگاني مردم آن روزگاران مي‌رساند. فن سفال سازي درايران، از ابتداي تمدن تا به امروز ادامه يافته و در طي اين مدت تغييرات گوناگوني به خود ديده است. به نوشته گيرشمن، در حدود ده هزار سال پيش، كساني كه دركوهستانهاي بختياري ضمن پرداختن به شكار و تهيه خوراك، به ساخت ظروف سفالي نيز اشتغال داشته‌اند. اين نظريه كه بيشتر باستانشناسان، آغاز صنعت سفال سازي را از ايران مي‌دانند، در خور توجه است. به نوشته پروفسور پوپ در كتاب بررسي هنر ايران «مداركي كه اخيراً به دست آمده قوياً موجب اثبات فرضيه‌هاي چند سال اخير است مبني بر اين كه كشاورزي و شايد صنايع پيوسته به آن يعني : كوزه‌گري و صنعت سفال‌سازي و بافندگي از فلات ايران آغاز شده است». 
سير تكامل سفال‌گري در تپه‌هاي باستاني، خيلي زود ساكنان اوليه را متوجه كرد كه مي‌توانند از طريق سفال نيازهاي خود را برآورده كنند. سفال بهترين اثري است كه از جوامع اوليه بر جاي مانده است، به ويژه در تمدنهاي فلات ايران، مراحل مختلف تمدني را به نام اين سفالها مشخص كرده‌اند: 
تمدنهاي شمال «سفال خاكستري» و تمدنهاي غربي «سفال نخودي» و دوره تمدن ايلام «سفال منقوش». نخست به درون ظرف اهميت داده مي‌شد، ولي بعدها، در سفالينه‌هاي نقشدار تزيينات به جدار بيروني ظرف نقش بست. بيشتر اين ظروف به شكل كاسه، كوزه‌هاي پايه‌دار، ليوان و ظروف شبيه به مجسمه حيوانات است. اختراع چرخ كوزه‌گري در هزاره چهارم در ايران، دگرگوني بزرگي در صنعت سفال سازي پديد آورد. اشياي سفالينه مكشوفه از سيلك و محوطه‌هاي باستاني جنوب شوش، چغاميش و تل‌باكون در تخت جمشيد حاكي ازساخت سفال با چرخ است. در همين دوره تحولي نيز در ترسيم نقوش پيدا شد: نخست با نقوش هندسي و تزييني بدنه ظروف را آرايش كردند و پس از مدتي نقش حيوانات معمول شد و زماني بعد هنرمندان براي بيان اعتقادات و گاه وضعيت محيط و زندگي، موضوع خاصي را به كار مي‌بردند، بيشتر خصايص زندگي اعم از مذهبي، اخلاقي و هنري را با نقش بر سفال مي‌نشاندند. از اكتشافات تپه سيلك، تپه حصار، تپه گيان در نهاوند و ديگر تپه‌هاي باستاني، چنين برمي‌آيد كه از هزاره پنجم قبل از ميلاد، ساكنان اين نواحي به ساختن ظروف سفالين منقوش مي‌پرداختند. 
هنرمند سفالگر پيش از تاريخ ايران با نقاشي روي سفالينه‌ها گويي شعر مي‌سرود. سفالگر نقاش با استفاده از عناصر بصري ساده، اشياء و حيوانات و انسان را مي‌نماياند، مثلاً خطوط موّاج موازي در درون يك دايره و مستطيل، نشاندهنده آب است و مثلثي كه سطح آن چهارخانه بندي شد، نشانگر كوه يا مربعي كه با خطوط افقي و عمودي تقسيم و خطوط موّاج در آن ترسيم شده، احتمالاً نشانه زمين زراعتي است. جانوران منقوش روي ظروف عمدتاً عبارتند از: بز، قوچ، گوزن، گاو، پرندگان و غيره. امّا برخلاف نقاشي غارها در اينجا شكل واقعي حيوان مورد توجه نبوده، بلكه طرح خلاصه و اغراق شده آن مطرح است. زيرا كه آرايش سفالينه در كار سفالگر اهميت بيشتري دارد: او به دلخواه، شكل طبيعي را به شكل تجريدي تبديل مي‌كند تا بدين ترتيب مقاصد تزييني خود را برآورده سازد.
در اين دوره بدنه سفال لطيف و درخشان شد و در تمام تپه‌ها و دهكده‌هاي باستاني كم و بيش اين مراحل طي شده است. مي‌توان گفت كه اين مراحل به دوره تمدني بستگي داشته است. مثلاً زماني كه سفالها خشن و ناصاف بود، خانه‌هاي مردم نيز از گل و چينه ساخته شده بود، امّا در مرحله‌اي كه سفالها نازك و صيقل‌دار شد، خانه‌ها نيز با خشت و آجر ساخته شده‌اند.
در ميان ظروف دوره هخامنشيان تعدادي مجسمه سفالي هست؛ اين مجسمه‌ها، از مجسمه‌هاي طلايي كه بيشتر به شكل شيرند، تقليد شده‌اند. به اين نوع ظروف سفالي، ظروف «ريتون» مي‌گويند.
در دوره اشكانيان به سبب توجه خاص به ظروف زرين و سيمين، ساخت ظروف سفاليني رو به كاهش نهاد. از ويژگيهاي سفال‌گري اين زمان، بايد به لعاب ظروف اشاره كرد. رنگ اين لعابها سبز روشن تا آبي فيروزه‌اي رنگ بود. اشياء باقي مانده از اين دوره، شامل خمره‌هاي بزرگ براي انبار آذوقه، تابوتهاي سفالي با نقش انسان و ظروف گلدان شكل و قمقمه‌هايي كه با لعاب تزيين شده‌اند.
در دوره ساسانيان با اينكه هنر ـ صنعت و معماري رو به كمال گذاشت، ولي صنعت سفال‌سازي پيشرفت چنداني نداشت. شايد اين گونه تزيينات ساده ظروف بدون لعاب، پايه‌اي شد براي به وجود آمدن ظروف با نقش افزوده (باربوتين) اوايل دوره اسلامي.
در علم باستان‌شناسی كه كشف مدارك عينی تاريخی و تعبير و تفسير اين مدارك را بر عهده دارد، اهميت طراحی فنی از يك قرن پيش مورد توجه دانشمندان و محققان قرار گرفته است. باستان‌شناسان قطعات و اشيا مكشوفه را به گروه طراحی سفال می‌سپارند واين گروه با بهره‌گيری از هنر و فن طراحی و تكنيك‌های دقيق می‌كوشند كه تمام جزئييات و تزئينات و نقوش به كار رفته در سفالينه‌ها را به تصوير بكشند.
سفال یکی از قدیمیترین ساخته های دست بشر است که در تمام طول عمر وی از قدیمی ترین ایام تاکنون مورد استفاده قرار گرفته است . به این جهت درگاهنگاری دورانهای پیش از تاریخ نقش مهمی دارد. ساخت سفال با گذشت زمان به نسبت تغییر فرهنگهای پیش از تاریخی و تجربه اندوزی اقوام بشری از نظر جنس، فرم، رنگ و نقش دچار تغییراتی چشم گیر شده است. این تغییرات عاملی تعیین کننده در تقسیم بندی انواع سفالهای پیش از تاریخی و بعد از آن در مورد چگونگی ساخت اولین سفال بدست انسان نظرات مختلفی ارائه شده است. عده ای ریشه سفال را در صنعت سبد بافی می دانند و معتقدند برای اولین بار گلهای اندود کننده کف سبدهای گیاهی پس از خشک شدن و یا قرار گرفتن در آتش و سوختن چوبهای سبد، الهام بخش سفال سازی بوده است. عامل پیدایش صنعت سفال سازی هر چه باشد در این مورد شکی نیست که سفالهای اولیه دست ساز و خشن و ماده چسبندگی آنها شن و گیاهان خرد شده بود است در حدود ۱۰۰۰۰سال پیش که انسانهای ساکن بین النهرین زندگی غار نشینی و دوران جمع آوری غذا را پشت سر گذارده و به دوران تولید غذا شروع نموده بودند. در پهنه دشت بصورت اجتماعات اولیه کشاورزی مستقر شده بودند، تمدنی را بوجود آوردند که از مشخصات آن ساخت سفال های ظریف و زیبای نخودی و قرمز رنگ است. این تمدن همراه با خصوصیات دیگر آن در این منطقه شکوفا گردید و به تدریج در دنیای پیش از تاریخ در منطقه وسیعی گسترش یافت. آثار و بقایای این نوع سفال از شرق دریای مدیترانه تا دره رود سند در حفاری های باستان شناسی در مناطق باستانی آشکار گردیده است. یکی از سنتهای مشخص سفالگری فلات ایران سفال قرمز رنگ منقوش می باشد که در طول هزاره های ششم و پنجم ق.م. در حاشیه ک ویر در فلات مرکزی ایران شکل گرفت و متداول شد. این سفال ها دست ساز و برنگ قرمز و دارای خمیری مخوط با پودر شن یا گیاهان خرد شده می باشد. این نوع سفال طی حفریات باستان شناسی از محوطه های باستانی چشمه علی ،قره تپه شهریار ، اسماعیل آباد ، تپه زاغه ، سیلک و حصار شناسائی شده اند.  مهمترین تحمل در صنعت سفالگری که این صنعت را بکلی دگرگون ساخت اختراع چرخ سفالگری است که در هزاره چهارم ق.م. اتفاق افتاده سفالگران ابتدا از چرخهای کند گردش یا بطئی استفاده کرده و سپس به چرخهای پرسرعت و تند گردش که امروز نیز مورد استفاده کارگاههای سفالگری سنتی است دست یافتند.
از اوائل هزاره سوم ق.م. نوع دیگری سفال از مناطق شمال فلات ایران به سمت داخل فلات نفوذ می کند که به سفال خاکستری معروف است. این نوع سفال چرخساز می باشد و از نظر سبک ساخت و تزیینات تحت تاثیر ظروف فلزی هم عصر خود قرار گرفته است . سفال خاکستری با تکنولوژی بالا و در کوره ای مخصوصی که سفالگر بخوبی در آن کنترل حرارت و میزان اکسیداسیون فعال را اعمال می کرده است پخته شده اند. فرهنگ سفال خاکستری از اوائل هزاره سوم ق.م. در مناطق باستانی یانیک تپه اردبیل ، تورنگ تپه گرگان ، تپه حصار دامغان شناسائی شده است. سفال خاکستری براق در طول عصر آهن یعنی از اواسط هزاره دوم ق.م. به بعد در اکثر نقاط فلات ایران گسترش یافت و در همین دوره به اوج زیبائی ، ظرافت و پیشرفت تکنیکی در ساخت و پخت و و تزیین رسید. از نیمه های هزاره اول ق.م. با رونق فلزکاری صنعت سفالگری رو به افول می رود بطوریکه در دوران تاریخی سفالهای ساخته شده عمدتاً بسیار خشن و بدون نقش هستند و از ظرافت سفالهای پیش از تاریخی خبری نیست
اوج تمدن و هنر سفال در ایران به دوره سلجوقی باز می گردد و لعاب های زرین فام این دوره ، از آثار هنری بی نظیر در دنیا شناخته شده است.
تا كنون نمونه سفالهای پیش از ۸۰۰ محوطه باستانی ایران ، در دوره های فرهنگی پیش از تاریخ، تاریخی و اسلامی فلات ایران در بانك سفال ایران ذخیره شده است. بیشترین تعداد مربوط به مناطق شمال مركزی و شمال غرب ایران می باشد. در حال حاضر ذخایر اطلاعاتی بانك سفال ایران برای آموزش دانشجویان رشته باستان شناسی دانشگاه تهران مورد استفاده قرار می گیرد. لازم به ذكر است، پژوهشگران علاقمند ان دیگر نهادهای آموزشی و پژوهشی كشور نیز میتوانند از اطلاعات این بانك استفاده نمایند.

 
  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در شش هزار سال پیش ازمیلاد اولین نشانه پیدایش کوره پخت، درصنعت سفال دیده می شود و در سه هزار و پانصد سال پیش از میلاد چرخ سفالگری ساده ای که با دست حرکت می کرد ساخته شد. پیدایش چرخ سفالگری تحوّل بزرگی را در ین صنعت بوجود آورد. 
از آغاز نیمه سده گـذشته باستان شناسان تعـداد زیادی ظروف سفالی و اشیاء دیگـر در منطقه ای از مشرق ایران تا عراق و از قـفـقاز با دره سند را از زیر خاک بـیـرون آوردند. سفالهـای پـیش از تاریخ که در این مـنطقه وسیع یافت شده در شیوه و سبک ساختـن تـقـریـبا با مخـتصر تـغـیـیر یکـنواخت و در سطح فـنی بطرز اعـجاب انگـیزی پـیـشرفـته است. نخستین نمونه های آن از شوش در ایلام که اولین سکونت گـاه ایرانیان در پای فلات ایران بود بـدست آمد. سـفالهـای شوش نه تـنهـا مربوط به خود شوش است بلکه سفالینه هـایی که از تـپه موسیان در ۱۶۰ کیلومتری شوش و از سومر و تـل حلف در عراق و از شمال غربی هـندوستان و بلوچستان، یا از فلات ایران در تـپه گـیان و تـپه حصار و تورنگ تـپه و سیلک، یا در قسمت شرق تا آنائـو که امروز در تـرکستان روسیه است 
▪ سفال نقاشی شده سیالک 
کهـنـترین ظرفی که در ایران یافت شده است، ظرف سیاه دود آلودیست که هـمانـند قـدیمی تـرین ظروف سفالی است کهن در جاهـای دیگـر پـیـدا شده است. نخـستیـن ظرفـهـای سفالی که با روش کربن ۱۴ تاریخ آن بـدست آمده و متعـلق به هـزارهً چـهـارم پـیش از میـلاد مسیح است در بـین النهـرین یافت شده است. کهـنـتـرین سفالی که در ایران یافت شده مـتعـلق به هـمان دوره است. این ظرف دست ساز نسبتـاً ابتدایی به دنـبال خود ظرفی سرخ با لکـه های سـیـاه نـاشی از پـخـت ناقـص داشـت. پـیـشرفت فـنی در حرفه کوزه گری سبب بوجود آمدن سبک جـدیـدی شد، این سبک با تـغـیـیرات و وقـفـه هایی که داشت بـیش از ۲۰۰۰ سال در بعـضی از مناطق فلات ایران دوام کرد. 
▪ معـروفـتـرین پـیـشرفـتهای فـنی در رشته سفالینه سازی از این قـرار است 
۱) بـدنه ای از خاک رس ظریف که بدون تـردید آبـدیـده شده است. این ظرف در کوره پـخـته می شد و رنگ آن لیموئی، کرم، زرد، صورتی یا گـاهـی اوقات سرخ تـیـره بود. تـیـغـه های کـرم یا لیمویی رنگ که پـیـدا شده است نشان می دهـد که پـخـت آن در اتـمسفـر احـیا کـنـنده ای انجام شده است. 
۲) تمام ظروف دارای ضخامت یکـنواخت است، آنهـایی که بـلنـدیـشان بـیش از ۱۰ سانـتـیمتر بود ۰.۳ سانـتیمتر ضخامت داشتـند و بزرگـترین آنها که پـیـدا شده است ۳۰ سانتی متر ارتـفاع و ۰.۹۵ سانتی متر ضخامت داشت. 
۳) گـردی کامل و بعـضی عـلاماتی که در موقع چرخ دادن آن بـدست آمده نشان می دهـد که لااقـل در آنروز چرخ کوزه گـری با سرعـت کم که پـیـش درآمد چرخـهـای فعـلی کوزه گـری است به کار برده می شده است. 
۴) تمام ظروف پـیدا شده در دوغ آب خاک رس بـسـیار نـرمی فـرو برده شده بود که سطح آنهـا را اینـقـدر صاف کرده است. 
۵) یک ماده رنگی که از گـرد اسید آهـن آبـدار و اکسید منگـنـز ساخته شده بود درآمیخـتهً فوق به کـار بـرده می شد. در پـخـت دوم این رنگـهـا سیاه و قهـوه ای سیر می شد. 
۶) پـیش از پـایان هـزاره چـهـارم قـبـل از میـلاد چرخ کـندر و کوزه گـری بصورت چرخ تـند امروزی درآمد. لااقـل این موضوع در مورد سفالهـایی که سیلک در مرکـز ایران تـپـه حصار در شمال شرقی ایران پـیدا شده است، صدق می کـند. 
۷) تـقـریـباً در هـمان زمان نوعـی از کوره در ایران بوجود آمد که آتـشخـانه آن در زیر محـل سفالهـا بود و یک در آجری آنهـا را از هـم جـدا می کرد، کوره ها باید از این نوع باشـند. تا نظارت و بـررسی اتـمسفـر لازم برای تولید رنگـهـای کرم و نخودی عـملی باشد. این نوع کوره هـا هـنوز در سراسر کـشور از طرف کوزه گـران و آجرپـزان به کار برده می شود و هـنوز هـم رنگ نخودی را برای آجر تـرجـیح می دهـند. 
۸) سفالهـای قالبی در تـپه حصار و تـل باکـون در جـنوب ایران پـیـدا شده است. در قـسمتهـای مخـتـلف کشور قالبهـای گـلی پخـته شده برای تولید زیاد مجسمه های متعـلق به سالهـای ۲۵۰۰ تا ۱۷۵۰ قـبل از مسیح بدست آمده است. 
۹) سفالینه های خاکستری رنگ با لعـاب سیاه درخشان ابـتـدا در حدود ۲۰۰۰ پـیش از مسیح در تـپـه حصار و در سیلک بوجود آمد. این سفالهـا که در کورهً احیا کـنـنده پـخـته شده اند، اولین نوع سفالسازی لعـابی است که از آن اطلاع داریم. اینجا بجاست یادآور شویم که لعـابکـاری سفال در قرون وسطی در کاشان مـتـداول گـردید، و کاشان تـنـها چـند کیلومتر دورتر از سیلک است. 
تـمام این پـیـشرفـتهـای فـنی در مـدت کـوتاهـی سفالسازی را یکی از حـرفـه های سامان یافـته کـرد. و از آن تاریخ تا کـنون به هـمین نحـو باقـی مانده است. اما مهـارت و استادی کوزه گـران باستان تـنـهـا از نظر فـنی نبوده است، زیـبایی این فراورده هـا فوق العـاده است. به کار بردن رنگـیزه های اکسیدی با قـلم مـو با حرکات متـوالی کاملا مشهـود است. تـزئینات نقـش حـیوانات و نباتات را تـقـریـبا با طرح هـندسی دقیق نشان می دهـد. 
ب) سفالگـری بعـد از اسلام 
تازیان در زمان کوتاهـی سراسر خاک ایران را گـشودند، اشغـال ایران از طرف تازیان ابـتـدا اثـری در کار سفالسازی نـداشت، اما وقـتی که در سال ۷۵۰ میلادی خانواده ایرانی ابوالعـباس بر تخـت خلافت بغـداد تـکـیه زد، فعـالیت فرهـنگی ایرانیـان بار دگـر آغاز گـردید. اسلام بکار بردن ظرفـهـای گـران قـیمت فـلزی به ویـژه زر و سیم را غـدغـن کرده است. از اینرو بار دگـر طبقه حاکمه خریدار ظرفـهـای سفالی شدند و آماده شدند که سفالهـایی که بـسیار خوب آراسته شده و از لحـاظ هـنری در سطح والایی قـرار داشت بخـرند. رفـته رفـته پـیـشیـنه سفالگـری در بـسیاری از مراکز سفالسازی ایران بـنـیاد گـرفت و صاحبان این کارگـاهـها استادان فـن را بکـار گـرفـتـند. نوشته ای که در سنگ محـراب امامزاده یحیی ورامین در نزدیکی تهـران هـست، افـتخـار ساختـن محـراب را به سه کس یعـنی سفالساز، طراح نقـشه و خوش نویس می دهـد. 
▪ از لحاظ تاریخـی دروه اسلامی به سه بخش تـقـسیم می گردد: 
۱) دوره اولیه اسلامی تا آغاز سده یازده میلادی 
۲) دوره میانه اسلامی شامل پادشاهـی سلجوقـیان و مغـولهـا 
۳) دوره متاخر اسلامی از زمان صفویه تا به امروز 



۱) دوره اولیه اسلام 
در دوره اولیه اسلام، سفالساز افـتاده و مـتواضع ایرانی در هـمان زمینه پارتـهـا و ساسانـیان کار می کـرد. ظرفـهـای وی بی لعـاب بود و در قـالب فشاری هـا آن را آراسته کرده، تـزیـین می داد و یا ظرفـهایی از لعـاب آبی یا فـیـروزه ای می ساخت. اینگونه قالبهـای فشاری از خاک رس بی لعـاب ساخـته می شد و پـیش از پـخـتـن آن را برای آرایش ظرف کنده کاری می کردند. 
در دوره اولیه سفالگـری ظرفـهـای چـیـنی که از چـین آورده شد سبب تـشویق و تحـریک ایرانیان در توسعـهً صنعـت سفالسازی شد. ثـعالبی و بـیـرونی دو نفـر از مورخین مشهـور دربارهً انواع سفالهـایی که از چـین آورده شد شرحی نگـاشته و مرغوبـیت آن را ستوده اند. 
محـمد بن الحسین می نویسد که فرماندار خراسان در سال ۱۰۵۹ میلادی بـیست تـکه ظروف چـینی از کشور چـین دریافت کرد و آن را به بارگـاه خـلیفهً بغـداد فـرستاد؛ و سفالسازان داخلی را تـشویق به ساخـتن سفالهـایی شبـیه به آن کـرد. در حقـیـقـت در اثـر تـشویق فرمانداران و حـکام محـلی، نوآوری هـا و اخـتراعـات زیادی در فـن بـدل چـینیسازی و تـقـلـید چـیـنیهای دوره تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چیـنـیهای سبک تانگ در ایران بوجود آمد. سفالسازان ایرانی در تـقـلـید از چـیـنـیهای سبک تانگ آنقـدر استاد بودند؛ که در نظر اول هـمه مصنوع آنهـا را بجای چـینی اصل می گـرفـتـند. 
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سفال به زبان ساده  گلى را كه در اثر حرارت آب شيميايى خود را از دست داده باشد سفال مى نامند ، گل سفال  تشكيل شده از خاك 
رس و آب و رس مخلوطى از : آلومين ( AL2O3 ) ، سيليس ( Sio2)  و آب مولكولى مى باشد. براى ساختن گل مناسب سفالگرى 
ابتدا خاك را مى شويند يعنى اين كه ناخالصى هاى آن را جدا مى كنند، سپس دوغاب حاصل را در حوضچه هاى مخصوص  مى ريزند 
تا  رطوبت آن به  حد  نصاب مصرف برسد ، سپس  آن  را به  محل كارگاه  حمل نموده  و  جهت جلوگيرى از خشك  شدن  آن  را  با 
نايلون  و يا مواد  مشابه مى پوشانند . گل موجود با كمى ورز دادن آماده مصرف مى شود. براى ساختن قطعات با چرخ و يا ساخت كاشى هاى  سفالين مقدار  رطوبت لازم  گل كمى  متفاوت است . با كمى تجربه مى توان اين ميزان رطوبت را به درستى مورد استفاده قرار داد . 
بعد ازساخت قطعه ابتدا بايد آن راخشك نمود و يا آب فيزيكى آن را جدا نمود.نبايد قطعات ساخته  شده سفالين خيلى سريع خشك شوند دراين صورت دچارشكستگى ويا تاب برداشتن مى شوند .
به همين منظور قطعات ساخته شده در محل هايى كه جريان هوا  در آن جارى  نباشد نگهدارى 
مى شوند تا قطعه به تدريج و كامل خشك شود، سپپس آن رادرون كوره چيده وپختن آغازمى گردد 
در صورتى كه قطعات سفال كامل خشك نشده باشند  در اين مرحله نيز آسيب خواهند ديد.

                     

حرارت كوره بايد به آرامى افزايش يابدتادرجه حرارت ۵۰۰درجه سانتيگرادهيچگونه تغيير شيميايى 
در خواص قطعات داخل كوره اتفاق نمي افتد به طورى كه اگر كوره راخاموش نموده و قطعات را از آن خارج كنيم مواد تشكيل دهنده رابه صورت گل مجددآ مورد بهره بردارى قرار دهيم ولى بعد از درجه حرارت تقريبى ۵۵۰ (اين ميزان حرارت براي رسي ها متفاوت مى باشد) آب شيميايى قطعات ازدست رفته و كلا مواد تغيير حالت مى دهند به ترتيبى كه بعد از اين كليه خواص شيميايى محصول جديد متفاوت با مواداوليه خواهد بود.اكثر رسى هاى معادن طبيعي بجزدرموارد استثنايى بين درجه 
حرارت ۸۰۰ تا ۱۰۰۰ درجه سانتى گراد به پخت  كامل مى رسند. 
با تغيير نسبت مواد تشكيل دهنده رسى ها مى توان درجه حرارت پخت كامل را تاحدودى بالاوپايين برد وهمچنين رنگ هاى قرمز و 
زرد نزديك به سفيد راتوليد نمود اين نوع بدنه هارابدنه هاى ارتن ور  مى نامند كه دارايى درصد جذب آب زياد(حدود ۵ درصد) مى باشند. 
با تغيير مواد  تشكيل دهنده رسى مى توان قطعات با كيفيت بهتر و درجه حرارت بالاتر مانند بدنه هاى استون ور ، پرسلان ، چينى 
سخت توليد نمود كه موارد فوق در حال حاضر مورد بحث اين يادداشت نمى باشد. 
 در صورت نيازمى توان قطعات پخته شده كه به آن بيسكويت اطلاق مى شود رابه لعاب آغشته نمود ومجددا در كوره قرار دارد. 
چيزي نيست جز پودر شيشه و اكسيد فلزات مختلف براي رنگ هاي گوناگون . مطالب فوق توضيح مختصري از روند توليد سفال بود 
كه ارائه گرديد. 

تاريخچه سفال و سراميک

تاريخچه سفال در ايران :
 سفال يكى از مهم ترين و قديمى ترين دست ساخته هاى هنر بشرى است كه از آغاز كار سفالگرى تاكنون هم چنان پايدار مانده است. مردم سرزمين ايران به سبب موقعيت خاص جغرافيايى و قرار گرفتن بر سر راه شاهراه تمدن ها, نه تنها از نخستين سازندگان آثار سفالى بوده اند بلكه چيره دست ترين سازنده به شمار مى رفته اند. در ايران در چهار منطقه مسكونى, سفالگرى رواج داشته است: ۱- منطقه غرب كوه هاى زاگرس نزديك كرمانشاهان ۲- كرانه هاى جنوبى درياى خزر ۳- شمال غرب اذربايجان    4- جنوب شرق ايران در حاشيه كوير و نواحى مركزى ايران نيز سفال هايى با قدمت هشت هزار ساله به چشم مي خورد. كهن ترين اشيائ سفالى بدست آمده در كاوش هاى باستانى ايران اثار مكشوفه از گنج دره تپه در استان كرمانشاه است كه به هزاره هشتم قبل از ميلاد بر مى گردد. همين طور مناطقى چون غترى در جنوب مازندران نزديكى بهشهر (هشتم قبل از ميلاد) و در مرحله دوم منطقه زاغه دردشت قزوين, چشمه على نزديك تهران و تپه سيلك كاشان.

                       

 سفال هاى مكشوفه از نقاط مذكور خشن و داراى مغز نرم است كه موادى مانند كاه خرد شده و سبزيجات ريز براى چسبندگى به مخلوط اوليه يعنى آب و خاك افزوده اند و چرخ سفالگرى هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است و همين طور حرارت كوره قابل كنترل نبوده است و سفال كاملا سخت و يكرنگى بدست نمى آمده است و گاهى مغز به علت كمى درجه حرارت خاكسترى متمايل به سياه باقى مانده است ( هزاره ششم ق.م.).
 مرحله بعد سفال سازى تكامل بيشترى مى يابد و و از شن نرم و پودر شن به همراه خاك استفاده مى كردند تا ظروفى با جداره بسيار ظريف و نازك بسازند. در اين دوره ساخت ظروف با كف مقعر و بدنه محدب آغاز شد. در هزاره چهارم ق. م. با اختراع چرخ سفالگرى و استفاده از آن در شكل بخشيدن به ظروف سفالى تحولى جديد در صنعت سفالسازى آغاز مى شود و هم چنين تزيينات روى ظروف تنوع بيشترى پيدا مى كند. 

سفالگـرى بعـد از اسلام
تازيان در زمان کوتاهـى سراسر خاک ايران را گـشودند، اشغـال ايران از طرف تازيان ابـتـدا اثـرى در کار سفال سازى نـداشت، اما وقـتى که در سال ۷۵۰ ميلادى خانواده ايرانى ابوالعـباس بر تخـت خلافت بغـداد تـکـيه زد، فعـاليت فرهـنگى ايرانيـان بار دگـر آغاز گـرديد. اسلام بکار بردن ظرفـهـاى گـران قـيمت فـلزى به ويـژه زر و سيم را غـدغـن کرده است. از اينرو بار دگـر طبقه حاکمه خريدار ظرفـهـاى سفالى شدند و آماده شدند که سفالهـايى که بـسيار خوب آراسته شده و از لحـاظ هـنرى در سطح والايى قـرار داشت بخـرند. 

 رفـته رفـته پـيـشيـنه سفالگـرى در بـسيارى از مراکز سفالسازى ايران بـنـياد گـرفت و صاحبان اين کارگـاهـها استادان فـن را بکـار گـرفـتـند.  نوشته اى که در سنگ محـراب امامزاده يحيى ورامين در نزديکى تهـران هـست، افـتخـار ساختـن محـراب را به سه کس يعـنى سفال ساز، طراح نقـشه و خوش نويس  مى دهـد. از لحاظ تاريخـى دروه اسلامى به سه بخش تـقـسيم مى گردد: 
۱ – دوره اوليه اسلامى تا آغاز سده يازده ميلادى
۲ – دوره ميانه اسلامى شامل پادشاهـى سلجوقـيان و مغـولهـا
۳ – دوره متاخر اسلامى از زمان صفويه تا به امروز
  • بازدید : 447 views
  • بدون نظر

قیمت : ۲۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۲۳ اسلاید    کد محصول : ۱۸۷۲۷    حجم فایل : ۷۰۹۶ کیلوبایت   

عنوان مقاله: نقوش سفال ایران باستان

 این مقاله که در قالب فایل power point تقدیم حضورتان می گردد یک مقاله کاملاً تصویری است که انواع نقوش سفال را در دوره های مختلف ایران باستان نشان می دهد. امیدوارم مورد توجه و استفاده شما قرار گیرد.
 


عتیقه زیرخاکی گنج