• بازدید : 257 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با نگاهي به موضوع مورد بررسي و با توجه به پژوهشها و بررسيهايي تا به اميرو انجام گرفته و به ثبت رسيده است احتمالاً ممكن است تفاوت ميان افراد از لحاظ هوش هيجاني با سلاما رواني آنها به بساري از مسائل كه در اينجا گنجانيده . نمي شود پرداخته شده باشد . در اين پژهش ما به دنبال مسائلي از لين قبيلي هستيم كه :
با شناخت از هوش هيجاني مي توان سلامت عمومي را در افراد پيش بيني كرد .
با بررسيهاي انجام شده مي توان در نظر داد كه كدام يك از مؤلفه هاي سلامت عمومي مي تواند بيشتر در هوش هيجاني تأثير داشته باشد و در جهت رفع يك تلاش نمود 
هدف اصلي اين پژوهش بررسي رابطه هوش هيجاني با مؤلفه هاي جسماني بايد كاركردي اجتماعي ، افسردگي شديد ، اضطراب و در كل سلامت عمومي باشد شناساندن يك مسئله كه چطور هوش هيجاني در سلامت عمومي فرد مي تواند تأثير گذار باشد و با در نظر گرفتن اينكه خانواده ها با كلامشان و عملكردشان مي توانند كودك را در جهت شناخت خود و رفتارش و در عين حال شناخت ديگران نقش داشته باشند و با توجه به اينكه هوش هيجاني زير مجموعه اي از هوش اجتماعي است و مي تواند فرد را در جهت سازگاري با جامعه همراه نمايد .

۴- امكان بررسي موضوع اهميت آن از لحاظ علمي و نظري :
عوامل متعددي در سازگاري و رضايت از زندگي دخيل مي باشند كه مي توان هوش هيجاني را در اينجا نام برد كه در جهت سازگاري و بهداشت رواني هر چه بيشتر افراد تأثير گذار مي باشند .
هوش هيجاني نيز مانند هوش غير شناختي دشوار است هوش هيجاني نوع ديگري اسز هوش است كه مشتمل بر شناخت احساسات خويشتن و استفاده از آن براي اتخاذ تصميم هاي مناسب در زندگي است . توانايي مطلوب خلق و خو وضع رواني و كنترل تكانش هاست عاملي است كه به شكست ناشي  از دست نيافتن به هدف و شخص ايجاد انگيزه اميد مي كند ( دانيل گلمن ۱۳۸۸ ، ص ۱۸ ) در واقع باعث مي شود كه فرد همدلي و هم حسي را لمس نمايد .
گلمن ضمن مهم شمردن هوش غير شناختي و هيجاني مي گويد هوش بهر در بهترين حالت خود تنها عامل ۲۰ درصد از موفقيت هاي زندگي است و ۸۰ درصد موقعيت ها به عوامل ديگر دابسته است و سرنوشت افراد در بساري از موارد در گروه مهارت هايي از هوشهايي ديگر از قبيل هوش هيجاني را تشكيل مي دهد .
با توجه به اينكه سلامت عمومي در سازگارتري بهتر فرد با محيط پيرامون خود از مسائل اصلي جامعه مي باشد مي توان انتظار داشت كه هوش هيجاني مي تواند چقدر در تأثير گذاري فرد در سازگاري هر چه بيشتر او با اجتماع خود نقش آفرين باشد و او در جهت كمال و موفقيت روز افزون ياري نمايد .

۵- سوالهاي پژوهش : 
ساختار جامعه بر پاية سلامت عمومي جامعه استوار است .
در اين پژوهش سوالهايي از اين فبيل مطرح مي شود .
آيا هوش هيجاني با مؤلفه بدني سازي رابطة معناداري دارد .
آيا هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معناداري دارد .
آيا هوش هيجان با مؤلفه بدكاركردي اجتماعي رابطة معنا داري دارد .
 
آيا هوش هيجاني با مؤلفة افسردگي و خيم رابطة معنا داري دارد .
آيا هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معنا داري دارد .

۶- فرضيه هاي تحقيق :‌
با توجه به سؤالهايي كه مطرح شد فرضيه هاي زير تدوين شده است .
هوش هيجاني با سلامت رواني رابطة معناداري دارد . 
هوش هيجاني با مؤلفه بدن سازي رابطة معناداري دارد .
هوش هيجاني با مؤلفه اضطراب و بي خوابي رابطة معنا داراي دارد .
هوش هيجاني با مؤلفه بدكاري اجتماعي رابطة معنا داري دارد . 
هوش هيجاني با مؤلفه افسردگي و خيم رابطه معنا داري دارد .

۷- متغير پژوهش و تعريف عملياتي و اطلاعاتي : 
۶-۷-۱- متغير پيش بيني كننده :‌
متغيري است كه تغيير آم در دست پژوهشگر است كه به آن متغير مستقل نيز مي گويند . متغير پيش بيني كننده ( مستقل) در اين پژوهش ميزان هوش هيجاني مي باشد.


۷-۲- متغير پيش بيني شونده :
متغيري است كه تحت تأثير متغير پيش بيني كننده (مستقل) مقدارش فرق مي كند و در اين پژوهش ميزان متغير پيش بيني شونده وابسته ، است (دلاور ، ۱۳۷۴ ، ص ۴۹ ) سلامت رواني همراه مؤلفه هايش .
متغير وابستة رفتاري را كه مي خواهد اثر متغير مستقل را بر روي آن مورد مطالعه قرار دهد مشخص مي كند لذا افراديكه در پرسشنامه آزمون هوش هيجاني نيمرة بالايي را كيب كند از سلامت رواني بالايي برخوردار است . (مفلامري ، ۱۳۷۹) 

۷-۳- هوش هيجاني :
با توانايي درك خود و ديگرا يعني شناخت هرچه بيشتر احساسات ، عواطف خويش و ارتباط سازگاري قفرد با مرد و محيط پيوند دارد . (گلكن ، ۱۳۸۰)

۷-۴- هيجان :
پاسخ به بلافاطلة ارگانيسم با توجه به درجة جذابيت يك موقعيت خاص ( واكمير ، ۱۹۹۰ ، ص ۲۹ )


۷-۵- سلامت رواني :
سازمان جهاني بهداشت ، بهداشت رواني را چنين تعريف مي كند بهداشت رواني در درون مفهوم كلي بهداشت جاي ميگيرد و بهداشت يعني توانايي كامل براي ايفاي نقشهاي اجتماعي ، رواني جسمي ، شخصي كه از بهداشت رواني برخوردار است مي‌توان شمار صفهاي خود را با دنيايي بيرون و درون حل كند . اگر شخص توان انجام دادن سازگاري با محيط را نداشته باشد تعارض هاي او به صورت نوروز نشان مي دهد و به شخص نوروتيك تبديل مي شود .

۷-۶- علائم جسماني : 
تعريف نظري :
علائم جسماني نشانه هايي بيمارگونه حاكي از يك بيماري جسماني هستند . كه ممكن است در اثر مصرف دارو و يك بيماري جسماني با يك اختلال رواني ظاهر شوند . (كاپلان و سادوك ، ۱۹۹۳ ، ص ۹۵ )
 
تعريف عمليات : 
علائم جسماني ، نمراتي است كه پرشهاي هفت گانه مقياس   در فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد و ميزان علائم كه هر آزمودني از خود نشان مي دهد ميزان نمره اي است كه از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .

۷-۷- اضطراب و اختلال در خواب :
تعريف نظري :
اضطراب ، احساس دلواپسي ، به علامت انتظار نظري است كه ممكن است دروني يا بيروني باشد .
بي خوابي يا اختلال در خواب فقدان يا كاهش توانايي به خواب رفتن است كه به سه كل بي خوابي اول شب ، وسط شب و آخر شب ظاهر مي شود كه غالباً با يك اختلال نظير اضطراب و افسردگي ،  يك علت عضوي معلوم يا مصرف مواد مربوط مي شود . (كاپلان و سادوك ، ۱۹۹۴ )

تعريف عملياتي :
اضطراب و بي خوابي نمراتي است كه از پرسشنامه هاي هفت گانه مقياس   از فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان برخورد داري هر آزمودني از آن ميزان نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
۸-۷- اختلال در كنش اجتماعي :
تعريف نظري :
كنش اجتماعي در فرهنگ علوم رفتاري به صورت زير تعريف هر عنل طبيعي يا مصنوعي كه آثار اجتماعي توليد مي كند اين اصلاح در برنامه نحصيلي براي ااشاره به جنبه فعاليتهاي عمومي مربوز به زندگي گروهي در تمام فرهنگها بكار مي رود ( شعاري نژاد ، ۱۳۶۴ ، ص ۳۰ )
تعريف زير از كنش اجتماعي ، مجموعه عملياتي است كه از طريق آن پاكي از اشكال ساخته يافته اجتماعي تجلي مي نمايد نقش است كه يك عضو و يا جزء از حيات اجتماعي در درون ساخت جزيي يا كلي ايفا مي كند تمامي جلوه هاي عيني و قابل مشاهده كه موجبات انطباق و سازگاري يك نظام خاص اجتماعي را فراهم مي آورد و بر همين اساس اختلال در كنش اجتماعي يا كنش اجتماعي نا مطلوب هر جلوه عيني يا قابل مشاهده است كه اين سازگاري نظام را كاهش ميدهد .
 
تعريف عملياتي :
اختلال در كنش اجتماعي ، نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس از فرو ۲۸ ماده اي پرسشنامه سلامت عمومي بدست مي آيد . و ميزان آن در هر ازمودني ، ميزان نمراه ايت كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
۹-۷- افسردگي شديد يا اساسي :
تعريف نظري :
اين اصلاح بسيار وسيع و تا حدودي مبهمي است براي شخص عادي  حالتي مشخص يا غمگين و گرفتگي و بي حوصلگي است و براي پزشك گروه وسيعي از  اختلالات خلقه يا زير شاخه هاي متعدد را تداعي مي كند .
خصووصياتاصلي حالات افسردگي كاهش عميق ميل به فعاليتهاي لذا بخش روز مره مثل معاشرت ، تفريح ، ورزش ؟ روابط جنسي است .اين ناتواني براي كسب لذت حالتي ناقد و پايا دارد . به طور كلي ، شدن افسردگي بستگي به تعاد علايم و درجة متعدد آن دارد و خفيف ترين شكل ممكن است فقط محدودي از علايم اصلي وجود داشته باشد . مهمترين علامت افسردگي همين ناتواني در كسب لذت در چيزهايي است كه قبلاً لذت بخش بوده است و غمگيني يكي از خصوصيات افسردگي است لذا در تمام انواع جزيي از علائم بيماري نيست . بيمار ممكن است بجاي غمگيني از گيچي و اضطراب و عدم تمركز فكري شكايت داشته باشد احساس درماندگي ، ميل به خود سلامت گري ، كاهش اعتماد به نفس از شايع ترين علائم افسردگي است ( پورافكاري ، ۱۳۷۳ )
در افسردگي اساسي بيمار ممكن است رابطة خود را با واقعيت از دست بدهد ، دچار هذيان شود و چه بسا دست به خودكشي بزند غالباً گفته مي شود كه چنين فردي پسيكوتيك است . ( وهاب زاده ، ۱۳۷۳ ، )
تعريف عملياتي :
افسردگي اساسي نمراتي است كه پرسشهاي هفت گانه مقياس   از فرم ۲۸ ماده اي پرسشنامه يلامت عمومي بدست مي آيد و شدت آن در هر آزمودني نمره اي است كه آن آزمودني از پاسخدهي به اين مقياس گرفته است .
چكيده فصل :
در اين فصل موضوع تحقيق عبارتست از رابطة هوش جرياني با سلامت رواني كه از جهت ابعاد هدف و اهميت آن از لحاظ علمي و نظري مورد بحث قرار گرفت موضوع تحقيق از نظر شناخت آگاهي از وجود هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد .هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش هيجاني در رابطه با سلامت رواين بررسي گرديد . هدف اصلي در اين تحقيق بررسي هوش و هيجان در افراط و رابطة آن با سلامت رواني و مؤلفه هاي آن مي باشد در پايان فصل تعاريف عملياتي و اصطلاحي متغير هاي مستقل و وابسته ارائه شده است .
 
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر

دانلود پروژه پایان نامه با عنوان بررسي سلامت رواني سالمندان آسايشگاهي و غير آسايشگاهي شهرستان ابهر

نوع فایل : Word

تعداد صفحات : ۱۲۹

پايان نامه جهت دريافت درجه كارشناسي در رشته روانشناسي عمومي

شرح محتوا

فهرست
عنوان صفحه 
چکيده ۱
فصل اول : کليات تحقيق ۲
مقدمه ۳ 
بيان مسأله ۵ 
سؤال مسئله ۶
اهميت و ضرورت تحقيق ۷ 
فرضيه هاي تحقيق ۸ 
تعاريف عملياتي و نظري واژه ها و مفاهيم ۹ 
فصل دوم : پيشينه و ادبيات تحقيق ۱۱ 
تعريف ۱۲ 
مشکل تعريف ۱۲ 
تاريخچه ۱۹ 
مختصري درباره تاريخچه بهداشت رواني در ايران ۲۵ 
اهميت، دامنه، حدود و زيان بخشي بيماري هاي رواني در جامعه ۳۴
علل افزايش و شيوع بيماريهاي رواني ۴۰
با شور و شوق پير شدن ۴۸ 
خانواده ۵۱ 
دوستي ها ۵۳ 
روابط اجتماعي : تنهايي و انزوا ۵۴
محل زندگي ۵۵
خانه سالمندان ۵۶ 
سالمند کيست؟ ۶۰
قانون سالمندى ۶۲
واقعيات خانه سالمندى ۶۶
نگاهي به خانه سالمندان و گرايش افرادپير براي ورود به اين خانه ها ۷۰
چرا اين عزيز را به جمع هم سالان خود نبريم؟ ۷۲
مراکز ارائه دهنده خدمات بهداشتي به خانواده ۷۴
آيا سالمندان گرايشي به خانه سالمندان دارند؟! ۷۷
مشکلات اقتصادي عزت نفس سالمندان را خدشه دار مي کند ۸۱
افراد سالمند و مشکلاتشان درخانه سالمندان ۸۳
تحقيقات انجام شده ۹۰
فصل سوم : روش تحقيق ۹۲ 
جامعه آماري ۹۳ 
نمونه روش نمونه گيري ۹۳ 
ابزار اندازه گيري در تحقيق ۹۴ 
شيوه اجراي آزمون ۹۵ 
نمره گذاري ۹۶ 
روش تحقيق ۹۷ 
روش تجزيه و تحليل دادها ۹۸ 
فصل چهارم : يافته ها و تجزيه و تحليل دادها ۹۹
تجزيه و تحليل داده ها ۱۰۰
آزمون فرضيه تحقيق ۱۰۲
نمودار مربوط به تجزيه و تحليل دادها ۱۰۷ 
فصل پنجم : بحث و نتيجه گيري ۱۱۰ 
بحث و نتيجه گيري ۱۱۱
محدوديت ها ۱۱۴
پيشنهادات ۱۱۵ 
منابع ۱۱۶ 
پيوست ۱۱۸ 

چکيده :

 درتحقيق حاضر سلامت رواني سالمندان آسايشگاهي و غير آسايشگاهي شهرستان ابهر مقايسه شد . فرضيه هاي عنوان شده عبارت بودند از اينکه بين سلامت رواني سالمندان آسايشگاهي و غير آسايشگاهي تفاوت وجود دارد و بين خرده آزمونهاي رواني مانند اختلال اضطرابي ، جسماني ، افسردگي ، اجتماعي سالمندان آسايشگاهي تفاوت وجود دارد که جامعه مورد عبارت بود از ، سالمندان آسايشگاهي و غير آسايشگاهي که ۶۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب گرديد و آزمون سلامت رواني گلد برگ بر روي آنها اجراء گرديد نتايج بدست آمده حاکي از آن بود که بين سالمندان آسايشگاهي و غير آسايشگاهي در زير مقياس هاي سلامت رواني و خود سلامت رواني تفاوت وجود دارد . به عبارت ديگر ، سالمندان غير آسايشگاهي از سلامت رواني کمتري نسبت به سالمندان آسايشگاهي برخوردار بودند .

واژه هاي کليدي : سالمندي ، آسايشگاه و سلامت رواني . 

فصل اول

کليات تحقيق 

مقدمه  

در طول قرن بيستم انسان بيش از تمام تاريخ دست خوش دگرگوني از نظر شيوه هاي زندگي ، روابط اجتماعي و مسائل بهداشتي روانپزشکي شده است . تلاش شتابزده براي صنعتي شدن و گسترش سريع شهرنشيني و زندگي ماشيني که لازمه آن مقبول شيوه هاي نوين زندگي است اثر معکوس بر سلامت انسان گذاشته و مسائل بهداشتي تازه اي را به بار آورده است اوضاع اجتماعي ، اقتصادي ، سياسي و فرهنگي نابسامان جهان و بار مشکلات اجتماعي و محيطي و رواني واکنش هاي بيمارگونه بسياري در افراد و جوامع به وجود آورده است که خود سبب وخيم تر شدن اوضاع و نامساعد تر شدن محيط زيست شده است . پيري روز بروز مسئله جدي و بزرگي در کشورهاي در حال پيشرفت و پيشرفته مي شود و بخصوص افراد پير و طرز زندگي آنان اکثراً مسائل رواني، اجتماعي ، فرهنگي ، اقتصادي را پيش مي اورند و دوران پيري از نظر سلامت رواني بسيار حايز اهميت است و از نظر پيشگيري بايد به خاطر داشت که معمولي ترين بيماري هاي رواني در افراد پير عبارتند از پيسکوزهاي پيري ، اختلالات رواني ناشي از اختلالات عروقي ، کمبود اکسيژن و از بين رفتن فعاليت هاي عادي مغز که با کم شدن روابط اجتماعي از دست دادن مسئوليت و تربيت پسران و دختران بعلت ازدواج و جدا شدن آنها ، بازنشسته شدن و از دست دادن نزديکان و اطرافيان توأم مي گردد و حتي گاهي جدا سازي سالمندان از خانه و کاشانه و در کنار خانواده و بچه ها بودن مي تواند در روحيه آنها به قدري تأثير گذار باشد که نتوان کاري از پيش برد . از اوايل انقلاب صنعتي بطور روز افزوني خانواده ها ، از زير بار مسئوليت سالمندان شانه خالي مي کنند وسالمندان هم اکنون بين تازه واردين بسياري از بيمارستانهاي رواني کشورها پيشرفته حتي ۴۰ درصد از مجموع بستري شدگان را تشکيل مي دهند اگر چه در گروههاي سني بالا تعداد از زنان مسن خيلي بيشتر از مردان است و لي تعداد مردان بستري شده در اين بيمارستانها بيشتر از زنان مي باشد زيرا در اين سنين زنان انعطاف پذيري بيشتري از مردان اند و خود را بهتر اداره مي کنند . هم چنين از تعداد بستري شدگان تعداد بيشتري بيمار از طبقات پايين اجتماع که از نظر اقتصادي فقيرتر بوده و تحت بزرگي از سکنه شهرهاي بزرگ را تشکيل مي دهند وجود دارد به طوري که افراد مسن همگي از انزواي اجتماعي دلتنگند والدين مي نالند که فرزندانشان آنقدر کار مي کنند و يا به خود مشغولند که فرصت ديدار و يا حتي تلفن کردن به آنها را ندارند و گاهي اوقات وارد شدن به يک آسايشگاه مي شود محل دوم زندگي سالمندان که هر کدام از اين محيط ها  مي توانند تاثيري سو برروي سالمند داشته باشد . اين پديده ها شايد بيشتر مربوط به عوامل اجتماعي است تا عدم هماهنگي در ميزان وقوع بيماري در سنين بالا و اين نکته شايان توجه است .

  • بازدید : 70 views
  • بدون نظر

بررسی مقايسها ي رابطه هوش هيجاني با سلامت روانی و پيشرفت
تحصيلي در دانشجويان شاهد و غيرشاهد دانشگاه تهران
چاپ شده در مجله روانشناسی و علوم تربیتی

نویسندگان:
علی اکبر حدادی کوهسار
کارشناس ارشد روانشناسی بالينی دانشگاه تهران
رسول روشن
استاديار دانشگاه شاهد
علی اصغر اصغر نژاد فريد
استاديار دانشگاه علوم پزشکی ايران


بررسی مقايسها ي رابطه هوش هيجاني با سلامت روانی و پيشرفت
تحصيلي در دانشجويان شاهد و غيرشاهد دانشگاه تهران
چاپ شده در مجله روانشناسی و علوم تربیتی

نویسندگان:
علی اکبر حدادی کوهسار
کارشناس ارشد روانشناسی بالينی دانشگاه تهران
رسول روشن
استاديار دانشگاه شاهد
علی اصغر اصغر نژاد فريد
استاديار دانشگاه علوم پزشکی ايران

  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر

در اینج فایلی برای شما گذاشته ام که  تاثير هوش هيجاني بر سلامت رواني و موفقيت تحصيلي از دبيرستان به دانشگاه را برای شما باز می کند. اطلاعات بسیار خوبی درانتقال از دبيرستان به دانشگاه براي بسياري از دانشجويان موقعيتي استرس زا می باشد. نمونه هايي از اين استراس زاها عبارتند از: تغيير در ساختار، روابط با والدين و خانواده مخصوصا جدايي آنها، برقراري روابط جديد، يادگيري عادت هاي درس براي محيط تحصيلي جديد، پذيرش و تمرين استقلال بعنوان يك بزرگسال. آمادگي ها و توانمندي هاي فرد براي مقابله با اين عوامل استرس زا همواره مورد توجه پژوهشگران، متخصصان بهداشت و سلامت رواني، روانشناسان باليني و متوليان امور آموزش و تربيتي بوده است. دوستانی که علاقه به مطالعه پیرامون این موضوع دارنداین پایان نامه کمک زیادی به آنها می کند.امیدوارم مفید فایده واقع شود.

  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اگر چه براي سلامت رواني  تعاريف مختلفي ارائه شده است و از سوي افراد و مجامع علمي مختلف تعاريف متفاوتي ارائه شده است ولي همگي بر اين نكته تأكيد دارند كه شخصي را مي توان سالم دانست كه از نظر جسمي و رواني در شرايط مساعد و مطلوبي قرار داشته باشد.
در برخي موارد و مطالعات براي بررسي و سنجش ميزان سلامت رواني از مطالعات 
همه گير شناسي استفاده مي شود. براي تغيير در ميزان و شدت سلامت رواني در افراد همواره دلايل و متغيرهاي متفاوتي شناسايي شده است. عواملي چون بيماري يا فوت يكي از بستگان ، تغيير شغل، مسائل اقتصادي، ويژگيهاي جسماني و … كه در مواجهه با چنين شرايطي از روشهاي مقابله اي و پيشگيرانه در سطوح مختلف براي بهبود سلامت روان در افرادجامعه استفاده مي شود.
آيا سلامت رواني در بين كارمندان دانشگاههاي مختلف متفاوت است؟
بيماريهاي رواني از بدو پيدايش بشر وجود داشته و هيچ فردي در مقابل آن مصونيت ندارد. و اين خطري است كه بشر را تهديد مي كند. عدم سازش و وجود اختلالات رفتاري در جوامع انساني بسيار مشهود و فراوان است و در هر طبقه و صنفي و هر گروه و جمعي اشخاص نامتعادلي زندگي مي كنند. بنابراين در مورد همه افراد اعم از كارگر، دانش پژوه، پژشك ومهندس و زارع، استاد دانشگاه و… خطر ابتلاء به ناراحتي هاي رواني وجود دارد. به عبارت ديگر هيچ انساني در مقابل اين امراض مصونيت ندارد ( شاملو، ۱۳۸۲).
مسأله سلامت روان و بيماري رواني امروزه هر لحظه اهميت بيشتري پيدا مي كند بخصوص اينكه مشخص شده است كه بسياري از بيماري هاي جسماني ريشه در مسائل رواني دارند.
با مشخص شدن اهميت سلامت روان نيز هر لحظه بر ميزان مطالعات و بررسي هايي كه با هدف سبب شناسي و يا مشخص كردن ميزان شيوع اختلالات رواني در سطح اجتماع انجام مي پذيرد افزوده مي شود كه در همين راستا مي توان به مطالعاتي كه در نيوهان، مانهاتان، نيويورك، استراليا، اسپانيا كه توسط افرادي همچون گلدبرگ، كارنويوسكي، گير، واركوئر، و نكردف ، در خارج از كشور انجام شد و نيز مطالعاتي كه توسط باش، داويريان، باقري، بهادرخان كه در مناطق مختلف ايران انجام شده است اشاره كرد. كه نتايج تحقيقات آنان نشان دهنده شيوع اختلالات رواني و رفتاري در همه سطوح جامعه و تحت تأثير متغيرهاي مختلفي همچون جنسيت است.
بررسي هايي كه در رابطه با سلامت روان انجام شد نشان مي دهند كه اولاً متغيرهاي مختلفي همچون سن،جنس، وضعيت اقتصادي ، وضعيت جسماني و … مي توانند بر ميزان سلامت رواني افراد تأثير گذار باشند دوم اينكه هرگونه تغييري در ميزان سلامت روان افراد
 مي توانند تأثيرات زيادي و حتي جبران ناپذيري از خود به جاي  بگذارد و درمان و رفع چنين  اختلالاتي هزينه هاي بسياري بر فرد در اجتماع تحميل مي كند. بطور مثال سازمان بهداشت جهاني در ارتباط با خودكشي اعلام داشته است كه بار مالي ناشي از كارافتادگي در بيماري رواني تاحدي است كه اين اختلال را همسطح بيماريهاي قلبي و سرطان قرار 
مي دهد.
اين نكته بسيار واضح است كه اختلالات رواني از يك طرف باعث از كار افتادگي نيروي كار مي شوند و از سويي ديگر برميزان بيماريهاي جسماني مزمن مثل سرطان بيماريهاي قلبي و عروقي و ديابت و ايدز تأثير مي گذارند و ازآنها تأثير مي پذيرند و عدم توجه به اختلالات رواني پيش آگهي اين بيماريها را هم ضعيف مي كند. اما يكي از مسائلي كه در ارتباط با سلامت روان امروز مورد توجه قرارگرفته است، اشتغال و شرايط و ويژگيهاي محل كارمي باشد. نظامهاي اداري، شرايط كاري ، نوع اشتغال، طول مدت و نوع كار، شيفت كاري و … از جمله مسائلي هستند كه مي توان آنها را در ارتباط با هر سازمان و اداره بخصوص در ارتباط با مدارس و مراكز آموزش عالي بررسي كرد. مراكز آموزش عالي و دانشگاهها از اين جهت كه بعنوان عاليترين مراكز آموزشي در هر كشور شناخته 
مي شوند، انتظار مي رود كه شايسته ترين رفتارها را از خود بروز داده و از بهترين شرايط جسمي و روحي برخوردار باشند و وجود هر گونه ناراحتي جسمي و روحي باعث افت كارايي در ميان كاركنان مراكز آموزشي مي شودكه خسارات و ضرر و زيانهاي جبران ناپذيري را به دنبال خواهد داشت . واضح است كه مقامات دولتي و مديران ارشد چنين مراكز و سازمانهايي لازم است كه توجه خاصي به وضعيت بهداشت رواني كاركنان خود داشته باشند و ميزان سلامت رواني كاركنان را مورد بررسي قرار دهند و به نتايج حاصله توجه خاصي نشان دهند و با ارائه و تنظيم برنامه ها و راهكارهايي جديدتر و ايجاد تغييراتي در محيط ، ميزان و شرايط كاري كاركنان در جهت بهبود و ارتقاء سطح كيفي و كمي خدمات خود به مراجعه كنندگان گامهايي اساسي بردارند.
اهميت و ضرورت تحقيق 
اين نكته بسيار واضح است كه بيماريهاي رواني از بدو پيدايش بشر وجود داشته اند و هيچ فردي در مقابل آن مصونيت ندارند و خطر ابتلاء به بيماريهاي رواني همه افراد جامعه از هر طبقه و صنفي و از هرگروه و جمعي كه باشند را تهديد مي كند. تحقيقاتي كه در گذشته توسط محققان بسياري و در نقاط مختلفي ازدنيا انجام شده است همواره بر وجود بيماريهاي رواني در همه جوامع تأكيد داشته اند. بطور مثال ساترلوئيس ( ۱۹۹۳ ) در كنفرانس جهاني حقوق بشر تعداد بيماران رواني را در سرتاسر جهان بيش از نيم ميليارد نفر گزارش كرد كه تقريباً نيمي از اين بيماران از خدمات بهداشتي و درماني لازم محروم 
بوده اند. سازمان بهداشت جهاني در سال ۱۹۹۳ شايعترين بيماريهاي رواني را در سرتاسر جهان به ترتيب افسردگي اضطراب و بيماريهاي روان تني معرفي نموده است
 ( فخريان ،۱۳۷۵ ).
 در ايران نيز پژوهشي هايي در زمينه همه گير شناسي بيماريهاي رواني انجام شده است. بطور مثال در پژوهشي كه توسط باش و همكاران در سال ۱۳۴۲ انجام گرفت شيوع اين بيماري را در افراد بالاي ۵ سال ۹/۱۱ درصد گزارش كرد و در پژوهشي كه در مناطق شهري و روستايي كشور در سال ۱۳۷۸ انجام گرفت شيوع كلي بيماريهاي رواني را
 21 درصد نشان داده كه شيوع بيماريهاي رواني در زنان بيشتر از مردان است . با دقت به نتايج تحقيقات گذشته كه شيوع بيماريهاي رواني در اجتماع را در سطح بالايي نشان 
مي دهند و با ذكر اين نكته كه كاركنان شاغل در دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي و همچنين دانشجويان و افراد مراجعه كننده به چنين مؤسساتي جمعيت كثيري از افراد جامعه را تشكيل مي دهند و از ديگرسو دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالي همگي از نظر شهرت و اهميت وسعت، تعداد كاركنان و دانشجويان و بالاخره از نظر امكانات و تسهيلات با يكديگر برابر نيستند اين ضرورت احساس مي شود كه پژوهشي در زمينه بررسي سلامت رواني كاركنان مؤسسات آموزش عالي و مقايسه آنها بايكديگر انجام پذيرد كه ضمن پاسخگويي به سئوالان محقق بتوانيم به شناسايي عوامل خطر زايي كه سلامت رواني كارمندان و كاركنان چنين مؤسساتي را تهديد مي كنند پرداخته و در جهت رفع موانع و مشكلات قدم برداريم و در كل اقدامات پيشگيرانه را در جهت كاهش ميزان بروز بيماريهاي رواني در سطح اجتماع و متقابلاً در سطح مؤسسات آموزش عالي و دانشگاهها برداشته و سطح سلامت روان را در اين قشر از جامعه افزايش داده و در جهت رشد و شكوفايي هر چه بيشتر اجتماع قدم بر داريم.
 
اهداف تحقيق 
هدف كلي 
هدف اصلي از انجام اين تحقيق بررسي ميزان تفاوت سلامت رواني كليه افرادي است كه در دو دانشگاه هنر و پيام نور نيشابور مشغول به فعاليت مي باشند.
اهداف جزئي 
۱ ـ بررسي تفاوت كاركنان دو دانشگاه در ميزان سلامت روان 
۲ ـ بررسي تفاوت سلامت رواني با نوع فعاليت ( اداري ـ خدماتي ) در كاركنان دو دانشگاه 
۳ ـ بررسي تفاوت دو جنس در ميزان  سلامت روان در بين كاركنان دانشگاه 
۴ ـ بررسي رابطه سن با سلامت روان در كاركنان دو دانشگاه 
۵ ـ بررسي رابطه مدت فعاليت با سلامت روان در كاركنان دو دانشگاه
 
 
سئوالات تحقيق 
۱ ـ آيا ميزان سلامت رواني در بين كاركنان دو دانشگاه متفاوت است ؟
۲ ـ آيا ميزان سلامت رواني در كاركنان زن و مرد دو دانشگاه متفاوت است ؟
۳ ـ آيا ميزان سلامت رواني در بين كاركنان بخشهاي اداري و خدماتي در دو دانشگاه متفاوت است ؟
۴ ـ آيا بين سن و سلامت رواني در كاركنان دو دانشگاه رابطه وجود دارد ؟
۵ ـ آيا بين ميزان سلامت رواني و مدت فعاليت در دو دانشگاه رابطه وجود دارد؟

 
متغيرهاي تحقيق 
متغير وابسته : سلامت رواني 
متغير مستقل : نوع دانشگاه ، جنسيت ، نوع فعاليت ، سن ، مدت فعاليت .
متغير مزاحم : ميزان درآمد، تعداد فرزندان، طبقه اقتصادي، ميزان تحصيلات.
  • بازدید : 58 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

موضوع تحقیق حاضر با توجه به اهمیت بیماری روانی خصوصاً افسردگی در جوامع امروز انتخاب گردیده هدف اصلی مورد نظر در این مطالعه تعیین میزان افسردگی به روش غربالگری (بک) در دختران دبیرستانی تعیین گردیده است.
نمونه انتخاب شده شامل ۶۰ نفر می باشد که به روش خوشه¬ای و تصادفی انتخاب گردیده است. در هر مقطع تحصیلی اول و دوم و سوم دبیرستان ۲۰ نفر انتخاب گردیده است. بعد از انتخاب گروهها تست افسردگی بک (فرم ۲۱ سوالی) در بین گروهها اجرا گردید بعد از جمع آوری داده های خام و تحلیل آماری نتایج به روش تحلیل واریانس یک طرفه (ANOVA) انجام گرفت. نتایج حاکی از آن است که بین میانگین افسردگی دانش آموزان بر اساس پایه تحصیلی آنها رابطه معناداری مشاهده نگردیده است.
بیماری های روانی از بدو پیدایش بشر وجود داشته و هیچ خردی در مقابل آن مصونیت ندارد و این خطری است که مرتباً بشر را تهدید می کند. شاید کمتر کسی که در طول زندگی خود لحظاتی نگرانی و افسردگی را احساس نکرده باشد.
فراموش کردن جزء روانی بهداشت و سایر جنبه های رفتاری بیماری و اساسی ترین خطای موجود در نظام بهداشتی محسوب می شود  . بعضی آمارها نشان می دهد که حدود ۳۰ درصد از مردم در طول حیات خود به افسردگی مبتلا می شوند. 
افکار خودکشی در همه سنین دیده می شود و بیشترین میزان آن هنگامی است که با یک اختلال افسردگی شدید همراه باشد. خطر خودکشی که علت ۱۲ درصد مرگ ومیرها در دوره نوجوانی است در نوجوانان مبتلا به اختلالات افسردگی بالاست.
در دانش آموزانی که دچار تعارض و عدم امنیت روانی هستند به ناچار بخشی از نیروی فکری خود را صرف حل مسایلی خواهند کرد که باعث خستگی آنان شده و لذا دامنه توجه و دقت فرد افت کرده وتوجهی به مسائل کلان نخواهند کرد که در نهایت به افت تحصیلی می شود و این چرخه سبب افت تحصیلی وعدم امنیت روانی خواهد شد. دانش آموزان بعنوان نسل آینده ساز یکی از سرمایه های بنیادی جوامع محسوب می شوند که توجه به بهداشت روانی آنان از اهمیت زیادی برخوردار است.(حمید رضا رصافیانی)
در این پژوهش به بررسی میزان شیوع افسردگی در دانش آموزان مقطع دبیرستان در شهر تهران می پردازیم. تا آماری دقیق از شیوع علائم افسردگی در مقاطع ذکر شده و بررسی عوامل مؤثر در ایجاد آن می باشد بدست آوریم. امید است تا مسائل و مشکلات مختلفی را که دانش آموزان را به سوی افسردگی سوق می دهد شناسایی کرده و بتوانیم با توسل به راه حلهای مناسب با آنها مقابله کنیم . همچنین تعیین میزان شیوع افسردگی در یک جامعه می تواند به عنوان حداقل یکی از فاکتورهای روانی آن جامعه بکار آید.
بنابراین لزوم تحقیقاتی در رابطه با افسردگی که می تواند به تشخیص و ارتقاء اطلاعات عمومی از بیماری گردد، ضروری به نظر می گردد.

ضرورت انجام تحقیق:
افسردگی بیماری جدی است که هر سال ۵/۱ میلیون آمریکایی را مبتلا می کند و موجب می شود که نه تنها خود آنها، بلکه خانواده و دوستان آنها نیز رنج ببرند. خبر خوب اینکه افسردگی نیز مانند سایر بیماریها قابل درمان است، با این حال بیشتر افراد افسرده (نزدیک به ۳/۲ آنها) متوجه بیماری خود نمی شوند و در نتیجه درمان مورد نیاز را دریافت نمی کنند. اکثر مردم نیز افسردگی را یک بیماری نمی دانندبلکه آن را ضعف یا نقص شخصیتی می پندارند . (انجمن پزشکی امریکا). افراد افسرده و خانواده هایشان نیاز دارند و مایلند در مورد عوامل بروز افسردگی اطلاعاتی بدست آوردند.
وجود چنین تحقیقاتی ضرورت بررسی بیشتر اختلالات روانی ناشی از افسردگی را در دانش آموزان توجیه می نماید. چرا که این مطالعات تا روشن تر نمودن مسائل، رهنمودهای لازم برای برنامه ریزی آتی را در اختیار مسئولین قرار خواهد داد. به علاوه اینگونه تحقیقات، زمینه مناسبی برای مطالعات بعدی تلقی شده و افراد علاقمند را قادر خواهد ساخت تا از نتایج بدست آمده استفاده نموده و در صورت لزوم به انجام پژوهش های مشابه بپردازند. بنابراین نتایج این تحقیق در راستای تکمیل مطالعات پیشین ضمن آشکار نمودن میزان افسردگی در دختران مقطع دبیرستان، اطلاعات لازم را در اختیار برنامه ریزان قرار خواهد داد که متناسب با نتایج حاصله اقدامات مورد نیاز را نیز به عمل بیاورند.
علاوه بر این علاقمندان به مسائل تعلیم وتربیت نیز می توانند از این مطالب سود برده و در صورت تمایل چنین مطالعاتی را دنبال نمایند.

اهداف تحقیق:
هدف کلی: 
این تحقیق به بررسی میزان افسردگی در دختران دبیرستان منطقه ۱۵ شهر تهران پرداخته است. بنابراین بررسی و مقایسه افسردگی این ۳ مقطع در رابطه با میزان شیوع افسردگی ، کلی ترین هدف تحقیق محسوب می گردد. به عبارت دیگر، تحقیق حاضر ضمن آشکار نمودن چگونگی میزان افسردگی ۳ گروه مذکور، آنها را با یکدیگر مقایسه می کند با توجه به مطالب فوق دستیابی به دانش و بینش جدیدی که از طریق بررسی این موضوع حاصل می گردد از مهمترین اهداف تحقیق حاضر به شمار می رود.
هدف جزیی:
تعیین میزان افسردگی در دانش آموزان دختر مقاطع تحصیلی دبیرستان شهر تهران

بیان فرضیه:
بررسی میزان افسردگی دانش آموزان دختر مقاطع تحصیلی دبیرستان بر اساس پایه تحصیلی 


متغیرها:
متغیر مستقل:
در این پژوهش متغیر مستقل مقطع تحصیلی دانش آموزان دختر می باشد.
متغیر وابسته:
در این پژوهش متغیر وابسته افسردگی می باشد.
واژه های کلیدی:
میزان: به وسیله این میزان وفور کلیه موارد بیماری (جدید و قدیم) اندازه گیری می شود. 
تعریف نظری افسردگی: حالت روانی که با احساس غمگینی، تنهایی، ناامیدی، ضعف عزت نفس و تقبیح خود شخص است، علائم همراه مشتمل¬اند بر کندی روانی – حرکتی یا گاهی تهییج، کناره گیری از تماس میان فردی و نشانه های نباتی از قبیل بی خوابی و بی اشتهایی ، این اصطلاح به چنین خلقی یا به اختلال خلقی اشاره دارد.
تعریف عملیات افسردگی: در این پژوهش بر اساس نمره تست (بک)(۲۱ سوال) درجات مختلف افسردگی تعیین میگردد.
دانش آموز دختر مقطع دبیرستان: دانش آموز دختری که در دوره دبیرستان مقاطع اول و دوم و سوم ، در یکی از مراکز آموزشی شهر تهران در سال تحصیلی ۱۳۸۶ مشغول به تحصیل می باشد.
  • بازدید : 38 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۳صفحه قابل ویرایش تهیه شد وشامل موارد زیر است:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه  مطالعه ميزان سلامت رواني در كارمندان اداره بهزيستي شهر نيشابور  را دراختیار شما عزیزان قرار داده ایم  . این پروژه پایان نامه در قالب ۷۳صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز در مقایسه با سایر فروشگاهها با قیمت مناسب در اختیار شما قرار میگیرد

از این پروژه پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .
۱-۱ مقدمه ……………………………………………………… ۳
۱-۲ بيان مسئله …………………………………………………… ۴
۱-۳ اهميت و ضرورت تحقيق ………………………………………… ۵
۱-۴ اهداف تحقيق ………………………………………………… ۶
۱-۵ فرضيه ها و سئوالات تحقيق ……………………………………… ۶
۱-۶ متغيرهاي تحقيق ……………………………………………… ۷
۱-۷ تعريف مفهومي و عملياتي ………………………………………… ۸
فصل دوم
پيشينه تحقيق و پايه هاي نظري
۱-۲ پيشينه نظري تحقيق …………………………………………… ۱۱
۲-۱-۱ مفهوم سلامت روان ………………………………………… ۱۱
۲-۱-۲ تاريخچه سلامت روان در جهان ………………………………… ۱۲
۲-۱-۳ تاريخچه سلامت روان در ايران ………………………………… ۱۴
۲-۱-۴ مفهوم سلامت روان از ديدگاه هاي مختلف ……………………… ۱۷
۲-۱-۵ سلامت روان از نظر مكاتب …………………………………… ۱۸
۲-۱-۶ اصول سلامت روان ………………………………………… ۲۰
۲-۱-۷ هدف ايجاد سلامت روان ……………………………………… ۲۳
۲-۱-۸ مكانيزم هاي دفاعي و نقش آن در سلامت روان ……………………… ۲۵
۲-۱-۹ جمع بندي ………………………………………………… ۲۸
۲-۲ پيشينه عملي تحقيق …………………………………………… ۲۹
۲-۲-۱ همه گير شناسي در ايران ……………………………………… ۲۹
۲-۲-۲ بررسي همه گير شناسي در جهان ……………………………… ۳۱
فصل سوم
روش شناسي تحقيق
۳-۱ روش تحقيق ………………………………………………… ۳۸
۳-۲ جامعه آماري ………………………………………………… ۳۸
۳-۳ نمونه تحقيق ………………………………………………… ۳۹
۳-۴ ابزار تحقيق ………………………………………………… ۳۹
۳-۴-۱ مقياس هاي چهارگانه آزمون …………………………………… ۴۰
۳-۴-۲ موارد كاربرد و محدوديت هاي آزمون …………………………… ۴۰
۳-۴-۳ نمره برش آزمون …………………………………………… ۴۱
۳-۵-۳ پايايي آزمون ……………………………………………… ۴۲
۳-۶ اعتبار پرسشنامه ………………………………………………… ۴۲
۳-۷ روش جمع آوري اطلاعات و اجرا ……………………………… ۴۳
۳-۸ تجزيه و تحليل آماري ………………………………………… ۴۳
فصل چهارم
يافته هاي تحقيق
۴-۱ داده هاي آماري جامعه مورد مطالعه ………………………………… ۴۵
۴-۲ ميانگين سلامت رواني جامعه مورد مطالعه …………………………… ۴۸
۴-۳- تجريه و تحليل فرضيه و سئوالات تحقيق …………………………… ۵۰
فصل پنجم
بحث و نتيجه گيري
۵-۱ بحث و نتيجه گيري …………………………………………… ۵۹
۵-۲ نتيجه گيري كلي ……………………………………………… ۶۱
۵-۳ محدوديت هاي تحقيق ………………………………………… ۶۱
۵-۴ پيشنهادات تحقيق ……………………………………………… ۶۲
منابع تحقيق ……………………………………………………… ۶۳
پيوست
پيوست ………………………………………………………… ۶۶
فهرست جداول
جدول ۲-۱ مقايسه بررسي هاي انجام شده در مورد شيوع بيماريهاي رواني در مناطق مختلف جهان و ايران ۳۵
جدول ۴-۱٫ داده هاي آماري جامعه مورد مطالعه ………………………… ۴۶
جدول ۴-۲ ميانگين و واريانس جامعه مورد مطالعه ………………………… ۴۸
جدول ۴-۳ مقايسه نمرات زنان و مردان در آزمون ………………………… ۵۰
جدول ۴-۴ محاسبه ضريب همبستگي سن كارمندان با نمرات سلامت رواني …… ۵۲
جدول ۴-۵ مقايسه ميانگين ها و انحراف معيار سه گروه اشتغال ……………… ۵۳
جدول ۴-۶ تجزيه و تحليل واريانس ها ………………………………… ۵۴
جدول ۴-۷ مقايسه ميانگين هاي گروه هاي مختلف فعاليت ………………… ۵۴
جدول ۴-۸ تجزيه و تحليل واريانس هاي گروه هاي مختلف فعاليت …………… ۵۶
جدول ۴-۹ محاسبه ضريب همبستگي سنوات كاري با سلامت رواني ………… ۵۶
فهرست نمودارها
نمودار هسيتوگرام ۴-۱ نمرات سلامت رواني و فراواني آن در مردان و زنان …… ۴۶
نمودار هيستوگرام ۴-۲ سن آزمودني ها و فراواني آن در مردان و زنان ……… ۴۸
نمودار ۴-۳ مقايسه ميانگين هاي سه گروه اشتغال ………………………… ۵۰
نمودار ۴-۴ ميانگين هاي سلامت رواني گروه هاي مختلف فعاليت …………… ۵۲
چکیده:

«اگر سلامتي رواني انسانها مهمتز از سلامتي جسمي آنها نباشد لااقل هم سطح آن خواهد بود» (مطهري)
از آغاز پيداش انسان همواره مسأله سلامتي او نيز مطرح بوده است. 
اما عموما بعد جسماني او نيز در نظر گرفته مي شود و كمتر كسي است كه به بعد رواني آن نيز اهميت بدهد. در حاليكه به تعريف سازمان بهداشت جهاني «سلامتي تنها نبود نقص عضو يا نبود بيماري نيست بلكه حالت كامل رفاه جسمي رواني است».ت (گنجي ۱۳۷۶)
براي اينكه سلامت جسمي و رواني يك جامعه را بررسي كنيم نمي توانيم تمامي افراد آن جامعه را ارزيابي كنيم بلكه از نمونه گيري از جامعه مورد نظر استفاده كرده و نتايج را به جمعيت مبنا تعميم مي دهيم. به همين خاطر وارد قلمرو علمي شده ايم كه «همه گير شناسي» نام دارد. و آن علمي است كه تمامي جنبه ها و رويدادها و حالات مختلف تندرستي جامعه را در بر مي گيرد. متأسفانه با توجه به اهميت بالاي همه گير شناسي بيماريهاي رواني به خصوص همه گير شناسي در ارتباط با سازمانها و نهادهاي دولتي و خصوصي ، اين نوع مطالعات در ايران كمتر انجام پذيرفته است كه عوامل بسياري از قبيل وقت گير بودن، زحمت زياد، داشتن هزينه هاي سنگين مطالعاتي، و از طرف ديگر عدم سناخت كافي نسبت به اختلالهاي رواني عوارض و پيامدهاي آن بر روي افراد خانواده و اجتماع در اين بابت تأثير گزار بوده است.
در بحث راجع به سلامت رواني عوامل متعددي هستند كه مي توانند بر ميزان سلامت رواني تأثير گذار باشند. مثلاً : عواملي همچون سن، جنس، نوع اشتغال و طبقه اجتماعي- اقتصادي را مي توان نام برد. كه ما در اين تحقيق به بررسي بعضي از اين عوامل مي پردازيم.
با اميد اين كه دست اندر كاران مسادل بهداشتي و بخش درمان و آموزش پزشكي امكانات و سرمايه اي لازم در اين زمينه مبذل دارند تا شاهد انجام پژوهشهاي بيشتري در مورد سلامت رواني در مركز مختلف باشيم.



۱-۲ بيان مسئله
بيماري هاي رواني از بدو پيدايش بشر وجود داشته و هيچ فردي در مقابل آن مصونيت ندارد، و اين خطري است كه بشر را تهديد مي كند. عدم سازش و وجود اختلالات رفتار در جوامع انساني بسيار مشهور و فراوان است. در هر طبقه و صنفي و هر گروه و جمعي اشخاص نامتعادلي زندگي مي كنند.
بنابراين در مورد همه افراد اعم از كارگر، دانش پژوه ، پزشك و مهندس زارع، استاد دانشگاه و … خطر ابتلا و ناراحتي هاي رواني وجود دارد. به عبارت ديگر هيچ انساني در مقابل اين امراض مصونيت ندارد. (شاملو ۱۳۸۰)
اين موضوع براي كساني كه ارتباط نزديكي با معلولان جسمي و ذهني دارند و يا كساني كه در مؤسسات نگهداري از بيماران رواني كار ميك نند، اهميت بيشتري پيدا مي كنند.
ادارات بهزيستي از جمله مؤسساتي است كه كاركنان شاغل در آن داراي يك ارتباط متقابل چه بصورت مستقيم يا غير مستقيم با معلولان جسمي و ذهني و حتي بيماران رواني هستند كه اين امر باعث ايجاد استرس و اضطراب در كاركنان بهزيستي مي شود و بدين ترتيب محيط كاري در بهزيستي حالتي تنش زا پيدا مي كند.
با چنين وضعيتي مقامات دولتي و مديران ارشد چنين سازمانهايي لازم است، توجه خاصي به وضعيت بهداشت رواني كاركنان خود داشته باشند. ميزان سلامت رواني كاركنان را مورد بررسي قرار دهند و به نتايج حاصله توجه خاصي داشته باشند با ارائه و تنظيم برنامه هاي جديدتر و ايجاد تغييراتي در محيط ، ميزان و شرايط كاري در بهزيستي در جهت بهبود سلامت رواني كاركنان خود علي الخصوص زنان داشته باشند.چرا كه زنان شاغل در بهزيستي، هم در منزل و هم در محيط كاري وظيفه اي سنگين را به دوش مي كشند و به دليل دوم اينكه تمام تحقيقات گذشته خارجي همچون مطالعات نيوهاون، مانهاتان وتحقيقات داخلي كه توسط باش و بهادرخان و ديگر افراد در زمينه همه گير شناسي بيماريهاي رواني انجام شده است بر اين امر تأكيد داشته است كه سلامت رواني وابسته به جنسيت است و همواره ميزان سلامت رواني در زنان كمتر از مردان بوده است.
منظور از سلامت رواني همان احساس رضايت و بهبود رواني و تطابق كافي اجتماعي با موازين مورد قبول هر جامعه مي باشد. (فرهنگ روانپزشكي كمپل – پورافكاري ۱۳۷۳)
همچنين در فرهنگ روانشناسي لاروس سلامت رواني را استعداد رواني براي هماهنگ و خوشايند و مؤثير كردن كار براي موقعيتهاي دشوار و توانايي داشتن تعريف كرده است.
اما هنوز مشخص نشده است كه :
آيا سلامت رواني بر متغيرهاي ديگر نيز وابسته است؟ 
آيا متغير هايي همچون سن، اشتغال، نوع فعاليت، سنوات كاري و … در ميزان سلامت رواني چنين كاركناني تأثير گذار هستند يا خير؟
البته بسيار واضح است كه دانستن ميزان شيوع و عوامل ايجاد كننده اين آسيبها در سنين و جنسهاي مختلف مي تواند اطلاعات مفيدي را براي برنامه ريزيهاي بلند مدت و كوتاه مدت در اختيار قرار دهد و با تدابير قابل اتخاذ بر اساس اين اطلاعات مي توان از بسياري از مشكلات جلوگيري كرده و در كاهش هزينه هاي مروبط مؤثر باشد.

۱-۳ اهميت و ضرورت تحقيق
اگر نگاهي به آمار و ارقام شيوع بيماريهاي رواني در كشورهاي مختلف و پژوهشهاي بسيار اندكي كه در ايران انجام گرفته بيندازيم، اهميت اين پژوهش آشكار تر مي شود.
ساتر لويس (۱۹۹۳) در كنفرانس جهاني حقوق بشر تعداد بيماران رواني را در سرتاسر جهان بيش از نيم ميليارد نفر گزارش كرد كه تقريبا نيمي از اين بيماران از خدمات بهداشتي و درمان لازم محروم بوده اند.
سازمان بهداشت جهاني در سال (۱۹۹۳) شايعترين بيماري هاي رواني را در سرتاسر جهان به ترتيب ، افسردگي، اضطراب و بيماري هاي رواني تني معرفي نموده است (فخريان فولادي ۱۳۷۵) . در ايران پژوهشهاي در زمينه همه گير شناسي بيماري هاي رواني انجام شده بطور مثال: در پژوهشي كه توسط باش و همكاران در سال (۱۳۴۲) انجام گرفت شيوع اين بيماري در افراد بالاي ۵ سال ۹/۱۱ درصد گزارش شد. در پژوهشي كه توسط بهادرخان در سال (۱۳۷۲) انجام گرفت. شيوع كلي بيماريها ۶/۱۶ درصد گزارش شد در پژوهشي كه در مناطق شهري و روستايي كشور در سال (۱۳۷۸) انجام گرفت، شيوع كلي بيماري هاي رواني را ۲۱ درصد نشان داده كه شيوع بيماري در زنان بيشتر از مردان است با دقت در نتايج تحقيقات گذشته كه شيوع بيماريهاي رواني در اجتماع را در سطح بالاي نشان مي دهند و با ذكر اين نكته كه افراد شاغل در ادارات و سازمانها، جمعيت كثيري از جوامع شهري را تشكيل مي دهند. اين ضرورت احساس مي شود كه پژوهشي در زمينه بررسي سلامت روان و ارتباط آن با اشتغال در سازمان و ادارات انجام پذيرد.
تا ضمن پاسخگويي به سوالات محقق بتوانيم به شناسايي عوامل خطر زايي كه سلامت روان كارمندان را تهديد مي كنند پرداخته، در جهت رفع موانع و مشكلات قدم برداشته آموزشهاي لازم را انجام دهيم، و در كل اقدامات پيشگيرانه را در جهت كاهش ميزان بروز بيماري هاي رواني در سطح اجتماع و متقابلاً در سطح ادارت و سازمانها برداشته و سطح سلامت روان را در اين قشر از جامعه افزايش داده . در جهت رشد و شكوفايي هر چه بيشتر اجتماع قدم برداريم.

۱-۴ اهداف تحقيق
هدف كلي
هدف اصلي از انجام اين تحقيق بررسي ميزان سلامت رواني كليه افرادي است كه در اداره بهزيستي شهر نيشابور مشغول به فعاليت هستند.

۱-۴-۱ اهداف جزئي
۱٫ بررسي تفاوت دو جنس در سلامت روان.
۲٫ بررسي رابطه سن درسلامت روان.
۳٫ بررسي تفاوت اشتغال در سلامت روان.
۴٫ بررسي تفاوت سلامت روان با نوع فعاليت.
۵٫ بررسي رابطه سلامت روان با سنوات كاري.

۱-۵ فرضيه و سوالات تحقيق
فرضيه تحقيق
ميزان سلامت رواني در كارمندان مرد بيشتر از كارمندان زن است.

سوال تحقيق
۱٫ آيا بين سلامت رواني كارمندان با سن آنها رابطه معني داري وجود دارد؟
۲٫ آيا بين سلامت رواني كارمندان رسمي و پيماني و شركتي تفاوت معني داري جود دارد؟
۳٫ آيا تفاوت معني داري در ميزان سلامت رواني افرادي كه فعاليت حمايتي اجتماعي، توان بخشي، اداري و خدماتي انجام مي دهند وجود دارد يا خير؟
۴٫ آيا بين ميزان سلامت رواني و سنوات كاري كارمندان رابطه معني داري وجود دارد؟

۱-۶ متغيرهاي تحقيق
در اين بررسي متغيرهاي تحقيق بر اساس فرضيه و سوالات تحقيق مشخص شده اند.
در فرضيه تحقيق:
متغير وابسته- سلامت رواني متغيير مستقل- جنسبت
در سوال اول:
متغير وابسته : سلامت رواني. متغير مستقل : سن.
سوال دوم:
متغير وابسته: سلامت رواني. متفير مستقل: نوع اشتغال
سوال سوم:
متغير وابسته: سلامت رواني. متغير مستقل: نوع فعاليت.
سوال چهارم:
متغير وابسته: سلامت رواني. متغير مستقل: سنوات كاري.
متغير مزاحم: ميزان درآمد، تعداد فرزندان ، طبقه اقتصادي ، نوع مدرك تحصيلي، سطح تحصيلات، ميزان رضايت از زندگي.

 
  • بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه کارشناسی رشته روان شناسی    هنجاريابي آزمون افسردگي كودكان مارياكواس براي كليه دانش آموزان دختر و پسر مقطع راهنمايي شهرستان تربت حيدريه در سال ۸۴-۸۳ را دراختیار شما قرار داده ایم  این پروژه پایان نامه در قالب ۱۷۳صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز درمقایسه با سایر فروشگاهها با قیمت مناسب در اختیار شما قرار میگیرد

از این پروژه پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .
بيان مسئله :
سلامت به معني : «  بي گزند شدن، بي عيب شدن، رهايي يافتن، نجات يافتن، امنيت، عافيت، تندرستي، خلاص از بيماري، آرامش صلح، سالم، تندرست بودن مي‌باشد  » (معين، ۱۳۷۵ ، ج۵،  ص ۷۷۸  ). 
مفهوم سلامت رواني به معناي  خود آگاهي حل تعارضات و كشمكش‌هاي دروني و شامل خود شكوفايي يعني بالفعل ساختن توانايي‌هاي روان شناختي  ذاتي و دروني فرد است.
سلامت شامل سلامت جسمي و رواني مي‌باشد در سلامت رواني بنا به عقيد آلفرد آدلر فرد برخوردار از سلامت روان شناختي توان با جرات عمل كردن را براي رسيدن به اهدافش دارد چنين فردي روابط سازنده اي با ديگران دارد. به اعتقاد او فرد سالم مطمئن و خوش بين است. عملكرد او مبتني بر نيرنگ  نيست فرد سالم ضمن پذيرش مشكلاتش در حد توان به رفع آن‌ها اقدام مي‌كند خلاصه اينكه سلامت روان يعني داشتن اهداف شخصي در زندگي، روابط خانوادگي مطلوب، كنترل عواطف و احساسات و پذيرش اشتباه و كوشش براي حل آنها. 
 به نظر كارل راجرز نيز شخص سالم انساني است بسيار  كارآمد كه از تمام  توانايي‌هايش بهر مي‌گيرد و به طور خلاصه انسان بر خوردار از سلامت روان شناختي داراي اين خصوصيات است.
۱ ـ آمادگي كسب تجربه  2ـ زندگي هستي دار ۳ ـ اعتماد به ارگانيزم خود ۴ ـ احساس آزادي ۵ ـ  خلاقيت و آفرينشگري انسان غير سالم فرديست كه مبتلا به اختلال روانشناختي باشد و ويژگي‌هاي فوق را نداشته باشد ( ارجمند، ۱۳۸۲ ). 
براي بيشتر مردم مفاهيم اختلال رواني خيلي گنگ بوده و تصورات آنها در اين خصوص تحريف شده و رنگي از ترس و پيشداوري به خود گرفته است. 
اختلال رواني يك بيماري با تظاهرات روانشناختي يا رفتاري همراه با ناراحتي قابل ملاحظه و اختلال كاركرد ناشي از يك آشفتگي زيست شناختي،  اجتماعي،  روانشناختي، ژنتيك، فيزيك يا شيميائي است. ارزيابي آن بر حسب انحراف از يك مفهوم هنجاري صورت مي‌گيرد  (كاپلان، سادوك، ۱۳۸۰ ). 
   طبقه بندي اختلالات رواني بر اساس  DSM   IV  IR    به شرح زير مي‌باشد :     1_ اختلالاتي كه نخستين بار در دوره شيرخوارگي، كودكي، يا نوجواني آشكار مي‌شود
۲ ـ  دليريوم، دمانس،  اختلالات شيدائي و ساير اختلالات شناختي
۳ ـ اختلالات رواني ناشي از اختلال طبي عمومي
۴ ـ اختلالات وابسته به مواد 
۵ ـ اسكيزوفرني و ساير اختلالات پسيكوتيك
۶ ـ اختلالات اضطرابي 
۷ ـ اختلالات شبه جسمي 
۸ ـ اختلالات ساختگي 
۹ ـ اختلالات تجزيه اي
۱۰ ـ  اختلالات جنسي 
۱۱ ـ اختلالات خوردن  
۱۲ ـ اختلالات كنترل تكانه 
۱۳ ـ اختلالات انطباق  
۱۴ ـ اختلالات شخصيت  
۱۵ ـ  اختلالات خلقي : اين اختلال در تمام سنين كودكي و نوجواني روي مي‌دهد و دو نوع اختلال را شامل مي‌شود. 
الف ) اختلالات دو قطبي : مشخص با نوسان شديد خلق بين افسردگي و نشئه و بهبودهاي موقت و عود.
ب ) اختلالات افسردگي : اختلال افسردگي اساسي، خلق شديداً افسرده، كندي رواني ـ حركتي،  نگراني، احساس ناراحتي، منگي وحيرت، بي تابي،  احساس گناه، افكارخود كشي  ومعمولا عود كننده.
اختلال افسرده خوئي :  شكل حقيقت تر افسردگي معمولا ناشي از فقدان يا رويدادي مشخص (نوروز افسردگي هم ناميده مي‌شود  ).
افسردگي با الگوي فصلي ( اختلال عاطفي فصلي SAD هم ناميده مي‌شود  ) بيشتر در ماه‌هاي زمستان مشاهده مي‌شود  (سادوك،۰ ۱۳۸ ).
يكي از اختلالات مهمي كه در طبقه بندي  اختلالات  رواني مي‌گنجد اختلالات افسردگي مي‌باشد. مفهوم افسردگي كودكان و نوجوانان موضوع قابل بحث و در خور توجهي است. در پانزده سال اخير امكان بروز عارضه افسردگي در كودكان به همان شكل افسردگي در بزرگسالان وجود دارد، وعلائم ونشانه۱يي شبيه به بزرگسالان  در آنها ديده مي‌شود (‌هارينگتون، ۱۳۸۰ ).
علائم و نشانه‌هاي افسردگي در نوجواني از ديدگاه بك عبارتند از  : 
۱ ـ  عوامل شناختي اي كه باعث مي‌شوند نوجوان، آينده را به صورت منفي ببيند          
۲ ـ عوامل عاطفي و هيجاني چون خشم و نبود تجربيات خوشايند و لذت بخش              
۳ ـ  عوامل انگيزشي كه شامل دوري گزيدن از جامعه و تمايل به خودكشي مي‌گردد      
۴ _ عوامل رفتاري و فيزيولوژيكي كه بي فعاليتي،  نوسان در اشتها، آشفتگي در خواب و اظهار خستگي مفرط را شامل مي‌شود(افروز، ۱۳۸۰ ).
از عوامل مؤثر در افسردگي نوجوانان مي‌توان از رفتارهاي بزه كارانه در سطح خانواده و جامعه مانند پرخاشگري،  فرار از منزل، مشكلات مدرسه اي مانند عدم پيشرفت تحصيلي،  و همچنين مشكلات مربوط به برقراري رابطه با گروه همسن و سال ( مثل طرد شدن توسط آن‌ها ) را نام برد (افروز، ۱۳۸۰ ).
داده‌هايي در مورد هنجارهاي سن و جنس موجود است، تفاوت‌هاي سني و جنسي اندك، اما مهمي آشكار شد : كودكان بسيار خردسال نسبت به كودكان بزرگ تر افسردگي كمتري نشان دادند، و دختران، به خصوص در گروههاي سني پايين تر،  افسردگي كمتري ابراز كردند (‌هارينكتون، ۱۳۸۰ ). 
از آنجايي كه افسردگي در ميان كودكان و نوجوانان در دهه‌هاي اخير بسيار شايع شده است. و مشكلاتي از قبيل، تحصيلي، شخصيتي و اجتماعي در بين آنها بسيار ديده مي‌شود. در نتيجه نياز به تشخيص و درمان سريعتر آنها لازم مي‌باشد.  به اين منظور براي تشخيص افسردگي از ابزارها و روشهاي متفاوتي از جمله، مصاحبه، مشاهده، پرسشنامه و آزمونها استفاده مي‌كنند. كه معروفترين وسيله اندازه گيري در بين اين ابزارها همين آزمونها مي‌باشد ( سيف، ۱۳۷۱ ).
آزمون وسيله اي است كه به طور علمي تهيه مي‌شود و اندازه گيري عيني تواناييهاي افراد را فراهم مي‌آورد. آزمون وسيله اي است كه به طور علمي تهيه مي‌شود، منظور از علمي تهيه شدن يك آزمون اين است كه آزمون بايد مثل هر وسيله اندازه گيري ديگر ويژگيهايي را براي خود داشته باشد. يك آزمون نيز در درجه اول بايد دقت اندازگيري داشته باشد و در درجه دوم چيزي را اندازه بگيرد كه براي اندازگيري آن تهيه شده است. دو ويژگي فوق را اصطلاحاً اعتبار و روايي مي‌نامند. علاوه بر دو  ويژگي بالا، يك آزمون خوب ويژگي ديگري نيز دارد كه به آن حساسيت يا قدرت طبقه بندي مي‌گويند. منظور اين است كه يك آزمون بايد بتواند آزمودنيها را طبقه بندي كند بدين معنا كه بتواند تفاوتهاي فردي آنها را به خوبي نشان دهد  ( گنجي، ۱۳۷۱ ). 
در آموزش و پرورش و روانشناسي، آزمونها به چند منظور عمده مورد استفاده قرار مي‌گيرند :  
براي اندازه گيري تواناييهاي شناختي و تواناييهاي حركتي و نيز براي اندازه گيري ويژگيهاي شخصيت و ويژگيهاي عاطفي. بنابراين، آزمونهاي مختلف را مي‌توان به دو دسته كلي آزمونهاي توانايي و آزمونهاي عاطفي تقسيم كرد.
از آزمونها به عنوان يك روش نظامدار ( سيستماتيك ) براي اندازه گيري نمونه اي از رفتار فرد استفاده مي‌شود، براي اينكه بتوان آن رفتار را با توجه به معيار يا هنجار ارزشيابي كرد  (سيف، ۱۳۷۱). 
براي تشخيص افسردگي در كودكان از روشهاي متنوعي از جمله مصاحبه، مشاهده، پرسشنامه و آزمون استفاده مي‌شود. كه از پرسشنامه‌ها و آزمونهاي مهمي كه در اين زمينه ساخته شده و مورد استفاده قرار گرفته است، مي‌توان از پرسشنامه افسردگي كودكان ‌«ماريا كواس » ( CDI )، پرسشنامه بك ( BDI )، مقياس افسردگي اصلي براي مطالعات همه گير شناسي  ( CES _ D )، مقياس درجه بندي افسردگي ) DSRS (، مقياس افسردگي كودكان  )   ( CDSنام برد  (‌هارينگتون، ۱۳۸۰ ). 
بدون شك ما در جامعه اي زندگي مي‌كنيم كه فشارهاي رواني بر تمام زندگي ما اثر گذاشته و اجتناب از آنها امكان ناپذير است. و اين فشارهاي رواني در سنين پايين مشكلات عديده اي از جمله تحصيلي، شخصيتي، و اجتماعي بوجود مي‌آورد نياز به تشخيص اين بيماري درسنين كودكي و نوجواني بيشتر احساس مي‌شود. براي اينكه بتوانيم افرادي را كه دچار افسردگي شده از افراد سالم جدا كنيم نياز به يك معيار اندازگيري دقيق داريم و لذا به دليل نداشتن يك معيار دقيق از خود براي اندازگيري ناگزيريم كه از ابزارهاي ديگران براي جدا كردن افراد سالم از غير سالم استفاده كنيم. ابزار ساخته شده توسط ديگران چون تحت تأثير فرهنگ جامعه خود آنها قرار دارد، نمي توان آن را در فرهنگ‌هاي مختلف بكار برد، مگر كه با آن فرهنگ انطباق دهيم و آنها را بر اساس فرم فرهنگي، جنسي و سني فرهنگ خود هماهنگ كرد.  از اين رودر اين پژوهش به دنبال آن هستيم كه مشخص سازيم كه آيا پرسشنامه افسردگي كودكان  (ماريا كواس ) از اعتبار و روايي لازم برخوردار است و آيا نتايجي كه از آن بدست 
مي آيد داراي دقت و ثبات لازم براي جامعه مورد پژوهش مي‌باشد.









 
اهميت پژوهش :
امروزه نياز به احساس امنيت و آرامش روان از اساس ترين نيازهاي فطري انسان است. احساس امنيت و بهره مندي از آرامش روان، ضروري ترين بستر پديد آيي خلاقيت‌ها، شكوفايي استعدادها، تعالي وجود و توسعه و تحول پايدار در عرصه‌هاي مختلف حيات فردي و اجتماعي است. ما در جامعه زندگي مي‌كنيم كه از تنش و فشار رواني بدور نيستيم، در نتيجه روز به روز به تعداد افرادي كه دچار بيماريهاي رواني بخصوص افسردگي مي‌شوند افزوده مي‌شود همين افزايش نرخ افسردگي دربين كودكان و نوجوانان توجه مسولان را به خود جلب كرده است. اما اولين جايگاه رشد شخصيت و تربيت نوجوانان، محيط خانواده مي‌باشد. در خانواده است كه او راه و رسم زندگي را مي‌آموزد. چگونگي برخورد والدين با رويدادها و حوادث مختلف زندگي، در تربيت و بهداشت رواني فرزندانشان نقش بسزايي دارد. اما به دليل ناآگاهي والدين در مورد بيماري رواني فرزندشان نياز به اين است كه به والدين اطلاعاتي در مورد بيماري افسردگي داده شود و آنها را از علائم و نشانه‌هاي اين بيماري آگاه كرده، توجيه و راهنمايي خانواده‌هاي جوانان افسرده تنها درباره نشانه‌هاي افسردگي، اغلب راهگشا و مفيد واقع مي‌شود و همچنين والدين جواناني كه احتمال خود كشي در آنها هست نيازمند توصيه‌هايي درباره شيوه‌هاي كاهش خطر هستند. از آنجايي كه اين بيماري رواني روز به روز در حال افزايش مي‌باشد و به دليل عوارض نامطلوبي كه بر رشد شخصيتي و اجتماعي و همچنين تحصيلي كودكان و نوجوانان دارد نياز به بررسي بيشتري دارد جوانان افسرده معمولا افكار خودكشي دارند و برخي از آنها اقدام به خودكشي مي‌كنند. براي مثال رييان و همكاران ( ۱۹۸۷ ) دريافتند كه حدود۰ ۶ درصد كودكان و نوجوانان مبتلا به افسردگي شديد فكر خودكشي در سر دارند. به نظر مي‌رسد در كودكان كه گرايش به خودكشي داشته اند خطر افسردگي بيشتر بوده است. پنفر و همكاران ( ۱۹۹۱ ) دريافتند كه جواناني كه اقدام به خودكشي كرده اند در دوره پيگيري ۶ _ ۷ سال بعد احتمالا ده بار بيشتر از جواناني كه چنين اقدامي نكرده بودند داراي اختلال خلق و خو بودند  (‌هارينگتون، ۱۳۸۰ ). 
افسردگي در كودكان و نوجوانان مورد توجه روز افزون مسؤولان بهداشت رواني در مدارس قرار گرفته است. به خصوص كه ممكن است كه كودكان « گوشه گير و كم تحرك و ساكت » كمتر مورد توجه قرار گيرند، و احتمال ارجاع آنها براي آموزش ويژه نسبت به كودكاني كه مشكلاتشان را برون فكني مي‌كنند كمتر باشد و معلمان، همانند والدين از افسردگي نوجوانان بي اطلاع اند و نياز به آگاهي بيشتري در مورد اين بيماري دارند (‌هارينگتون، ۱۳۸۰ ).
يكي ازدلايل ديگري كه انجام اين پژوهش را ضروري مي‌كند، عدم وجود يك معيار مناسب براي آزمونهاي افسردگي كودكان ونوجوانان است، تا بتوان بوسيله اين آزمونها كودكان افسرده را ازكودكان غير افسرده و سالم جدا كرد. از آنجايي كه تأثيرات مخربي، اين بيماري بر روح و روان كودكان مي‌گذارد نياز به شناسايي زودرس آن احساس مي‌شود. كه اين كار را تنها از طريق ابزارهاي عيني و دقيق ميشود، انجام داد و يا استفاده از آزمونها است كه مي‌شود كودكان افسرده را تشخيص داد و به درمان آنها پرداخت. از ديگر سوي با عنايت به عدم آگاهي مردم از شيوه‌هاي برخورد با بيماران رواني اجراء بكارگيري شيوه‌هاي نادرست برخورد با بيماران رواني، اجراي پژوهش حاضر ضرورت دارد، زيرا  مي‌توان ميزان وقوع اختلالات را در هر تيپ مشخص، و زمينه ارتباطي آموزش و پيشگيري از اختلالات را فراهم سازد. از ديگر عوامل ضرورت اين پژوهش اين است كه افراد به بهداشت جسمي خود نسبت به بهداشت رواني جدي تر هستند، زيرا مراجعه به پزشك را براي مسائل رواني خود مايه شرمندگي تلقي نموده و در صورتي كه وضع خود را شناختن در پي چاره برآمدن راهي اساسي براي كسب سلامت است و در نهايت درك بهتري از ماهيت انسان راهي را براي حل مشكلات ذكر شده در پيش قرار دهد. از آنجايي كه در دوران نوجواني، نوجوان رشد شخصيتي و جسمي خود را حس مي‌كند و همچنين بخاطر بحراني بودن اين دوران، نوجوان به محيطي سالم و عاري از هر گونه ناامني دارد. و هرگونه اختلال در اين دوران باعث از بين رفتن استعدادها و تأثير نامطلوب بر جسم و روان نوجوان مي‌گذارد و تأثيرات بسيار مخربي ديگري بر روحيه آنها مي‌گذارد.از ديگر سو به دليل نداشتن يك معيار دقيق از خود براي اندازه گيري ناگزيريم از ابزارهاي ساخته شده توسط ديگران استفاده كنيم از آنجا كه اين آزمونها در فرهنگ خود آنها هنجاريابي شده وقابل استفاده در جوامع ديگر نيست لذا نياز به  انطباق باجوامع خودمان را دارد.و بايد آنها را براساس نرم فرهنگي، جنسي و سني فرهنگ خود هماهنگ كنيم. انجام اين پژوهش را مهم مي‌دانم.به طور كلي،هدف اصلي پژوهش حاضر،تعيين روايي و پايايي آزمون ماريا كواس توسط پژوهشگر ومشخص كردن ميزان شيوع اختلالات افسردگي در نوجوانان شهرستان  تربت حيدريه خواهد بود.از اهداف فرعي  اين پژوهش بررسي عوامل مؤثربر افسردگي نوجوانان وارتباط متغيرهايي همچون سن، جنس، تعداد اعضاي خانواده، وضعيت تحصيلات پدران، وضعيت اشتغال متفاوت پدران ومادران،  شهر و روستا،جايگاههاي متفاوت فرزندان، با افسردگي مي‌باشد. 
اميد است نتايج پژوهش حاضر بتواند براي والدين و متوليان امور آموزش وپرورش كه ضامن تعليم و تربيت نوجوانان مي‌باشند مفيد و همچنين بتوانيم، ازاين پرسشنامه به عنوان يك معيار  تشخيصي در تشخيص و درمان افسردگي نوجوانان در جامعة مورد پژوهش  استفاده كنيم.

اهداف تحقيق : 
اهداف كلي : 
 الف ) ارائه جداول نرم و هنجار جهت آزمون افسردگي كودكان مارياكواس براي گروه مرجع نوجوانان دختر و پسر مدارس راهنمايي شهرستان تربت حيدريه. 
ب ) بررسي ميزان روايي آزمون افسردگي كودكان مارياكواس براي گروه مرجع نوجوانان پسر و دختر مدارس راهنمايي شهرستان تربت حيدريه .
ج ) بررسي ميزان پايايي آزمون افسردگي كودكان مارياكواس براي گروه مرجع نوجوانان پسر و دختر مدارس راهنمايي شهرستان تربت حيدريه .
اهداف جزئي : 
الف ) بررسي رابطه بين افسردگي در نوجوانان و تحصيلات پدر.
ب ) بررسي رابطه بين افسردگي در نوجوانان و تعداد اعضاي خانواده آنها.
ج ) بررسي رابطه بين افسردگي در نوجوانان و مشاغل مختلف پدر و مادر. 
د ) بررسي ميزان شيوع افسردگي در دختران و پسران و ميزان تفاوت آنها.
ه ) بررسي ميزان شيوع افسردگي در دانش آموزان روستايي و شهري و تفاوت شدت آنها .
ر ) بررسي ميزان شيوع افسردگي و شدت آن در سنين مختلف.
ز ) بررسي رابطه بين افسردگي نوجوانان و جايگاه فرزندي آنها  .

 
تعاريف نظري  واژه‌ها و مفاهيم : 
اختلالات خلقي :   
« اختلالاتي كه مهمترين ويژگي آنها، ناراحتي خلقي اوليه است، اختلالات افسردگي و اختلال دو قطبي كه در آن نوسان خلق بين افسردگي عميق و شنگولي و هيجان زدگي شديد است » ( دبليو، ۱۳۸۳،ص ۱۸۵ ). 
« در فرهنگ جامع لغات روانشناسي و روانپزشكي اختلالات خلقي به معني : هر گروهي از حالات باليني كه با اختلال خلق ( حالت هيجاني دروني فرد ) فقدان احساس كنترل، احساس ذهني، ناراحتي شديد مشخص است ؛ متشكل از افسردگي و ماني است و در DSMIII  اختلال عاطفي ناميده مي‌شود » (كاپلان و سادوك، ۱۳۷۴، ص ۲٫۵ ). 
در فرهنگ لغات اصطلاحات چهار زبانه روان پزشكي اختلالات خلقي اينگونه تعريف شده است : « احساس نامطلوب و ناخوشايند و ناراحتي اي را گويند كه وضع خلقي بصورت رضامندي عمومي، بيقراري، ناراحتي افسردگي و اضطراب تظاهر مي‌نمايد » ( بهرامي و معنوي،۰ ۱۳۷، ص ۳۲۴(. 
افسردگي : 
در فرهنگ لغات معين افسردگي اينگونه تعريف شده است : « پژمردگي، اندوهگيني، انجماد، دلسردي، بي حال شدن است »  ( معين، ۱۳۷۶، ج : اول، ص ۳۱۹ ). 
اختلال افسردگي عبارتست از « پاسخ طبيعي فرد به فشار‌هاي زندگي، اين اختلال در برابر يك تعارض دروني در پاسخ به يك عامل تشخيص خارجي بروز مي‌كند در افسردگي تغيير خلق و دگرگوني افكار برداشتها و عملكردهاي فيزيولوژيك مشاهده مي‌شود » ( گنجي و همكاران، ۱۳۷۶، ص ۷۴ ). 
« حالت رواني مشخص با احساس نوميدي، غمگيني، تنهايي، درماندگي، احترام به نفس پايين و خودملامتگري، نشانه‌هاي همراه مشتملند بر كندي رواني ـ حركتي يا گاه بگاهي تحريك، گريز از روابط بين فردي و علائم نباتي نظير، بي خوابي و بي اشتهايي » ( كاپلان و سادوك، ۱۳۸۲،جلد اول، ص ۸۹ ). 
افسردگي تك قطبي : 
« اختلال افسردگي تك قطبي زماني رخ مي‌دهد كه افسردگي، بر خلق فرد غالب است، اما همه جنبه‌هاي زندگي او را در بر نمي گيرد علائمي مانند، كم خوري يا پرخوري، بي خوابي يا پرخوابي، كاهش سطح انرژي و تنبلي، عزت نفس پايين، كاهش سطح تمركز »  ( افروز، ۱۳۸۰، ص ۲۲ ). 
« افسردگي، احساس نااميدي و بي ارزش بودن، بدبيني شديد، كند تفكر و عمل، بدبيني نسبت به چشم انداز آينده »  ( شريعتي، ۱۳۷۳، ص ۳۹۷ ). 
افسردگي دو قطبي : 
« نوعي نابهنجاري خلقي است كه وجه مشخصه آن نوسانات شديد بين افسردگي و شنگولي و به تناوب بهبودي و عود كردن بيماري مي‌باشد »  ( شاملو، ۱۳۸۳، ص ۱۱۶ ). 
« افسردگي دو قطبي زماني رخ مي‌دهد كه افسردگي، همه جنبه‌هاي زندگي فرد را در بر مي‌گيرد و ممكن است شامل يك دوره مانيا نيز بشود و نياز به دارو درماني و روان درماني دارد » 
( افروز، ۱۳۸۰٫، ص ۲۲ ). 
در فرهنگ لغت افسردگي دو قطبي اينگونه تعريف شده است : « علائم بارز اين بيماري عبارتند از : خوشحالي، افسردگي شديد و يا نوسان بين اين دو، پرش افكار و هيجان زدگي، با حالت خوشحالي همراه است و كندي فقدان حركت و فعاليت با حالت افسردگي توأم است »
(كاپلان و سادوك، ۱۳۷۴، جلد اول، ص ۲۰۷ ).
افسردگي عمده : 
« افسردگي بسيار شديد، عقب ماندگي ذهني و حركتي، نگراني، ناآرامي، گيجي، عصبيت، احساس گناه، فكر خودكشي كه تكرار مي‌شود » ( شاملو، ۱۳۸۳، ص ۱۷۸ ). 
« اختلال افسردگي اساس با يك يا چند دوره اساسي  ( يعني حداقل دو هفته خلق افسرده يا از دست دادن علاقه، به اضافه حداقل چهار علامت ديگر از افسردگي مشخص مي‌شود » ( يرامي،۱۳۷۸، ص ۱۰۶ ). 
« حالت غمزدگي، فقدان علاقه تقريباً به تمام فعاليتها، تغييرات رواني حركتي، فقدان انرژي اشكال در خواب رفتن، احساس گناه و خود ملامتگري، مسائل مربوط به تمركز و افكار مكرر درباره مرگ يا خودكشي »  ( آزاد، ۱۳۷۸، ص ۵۷ ). 
ماني يا شيدايي : 
در فرهنگ جامع لغات روانشناسي و روانپزشكي ماني به معني « اختلال خلقي كه با سر خوشي، بيقراري، بيش فعالي ، تحريك پذيري مفرط و تفكر و گفتار سريع ( پرش افكار ) مشخص مي‌باشد ؛ مشخصه مرحله مينك اختلال دو قطبي است » كاپلان و سادوك ۱۳۷۴، ص ۳۲۵ ). 
در فرهنگ لغت دهخدا درماني يا شيدايي به معني « نادر است كه از ندرت است كه بي همتا و بي مثل و يكه و تنها باشد و همچنين به معني ديوانگي، به آشفتگي گرابيدن است »  ( دهخدا، ۱۳۷۷، جلد ۳، ص ۸۲۱  ). 
« در اين حالت، رفتار شخص مبتلا به ماني شامل خوشحالي زياد، سرحال بودن شديد، سرعت در تفكر، تكلم و حالت هيجاني توأم با حركات زياد جسمي »  ( شاملو، ۱۳۸۳، ص  113 ).
هنجاريابي  : 
هنجاريابي آزمون يعني « همسان كردن روش كار براي اجرا و نمره گذاري آزمون » ( آناستازي، ۱۳۷۹، ص ۲۵ ). 
تبديل كردن مجموعه اي از نمرات خام به صورتي كه منجر به تشكيل توزيعي با شكل تقريبي نرمال شود ( ربر، ۱۳۷۸، ص ۱۵۲ ). 
يكي از مراحل اصلي در استاندارد كردن آزمودنيها وابسته به فرهنگ است (سيف،۱۳۸۳،ص ۳۹۲).
نرم يا هنجار : 
در لغت نامه روانشناسي هنجار به اين معني است كه « آنچه بايد به منزله انكار يا به منزله قاعده در نظر گرفته شود، استاندارد يا ارزش كه معرف يك گروه است » ( دادستان، راد، ۱۳۶۵، ص ۳۵۷ ). 
نرم يا هنجار عبارت است از « متوسط عملكرد گروه نمونه اي از آزمودنيها كه به روش تصادفي از يك جامعه تعريف شده انتخاب مي‌شود »  ( شريفي، ۱۳۷۳، ص ۲۳۱ ). 
« ميانگينهايي كه از اجراي يك آزمون در گروههاي بسيار وسيع بدست مي‌آيد » ( گنجي، ۱۳۷۷، ص ۱۷۳ )  

روايي : 
«  روايي يعني اين كه آزمون بايد چيزي را اندازه بگيرد كه براي اندازه گيري آن ساخته شده است» 
 ( گنجي، ۱۳۷۷، ص ۱۲۴ ). 
در تعريف سنتي گفته مي‌شود روايي آزمون عبارت است از « ميزان كارايي كه براي اندازه گيري خصيصه اي كه به منظور اندازگيري آن خصيصه ساخته شده است » ( شريفي، ۱۳۷۳، ص ۲۱۱ ). 
« روايي اصطلاحي است كه به هدفي كه آزمون براي تحقق بخشيدن به آن درست شده است اشاره مي‌كند »  ( سيف ۱۳۸۱، ص ۲۵۱ ). 
پايايي يا اعتبار : 
« پايايي يك وسيله اندازگيري به دقت آن اشاره مي‌كند. يك آزمون در صورتي داراي پايايي است كه اگر آن را در يك فاصله زماني كوتاه چندين بار به گروه واحدي از افراد بدهيم نمرات حاصل از اين چندين بار اجرا نزديك به هم باشند »  ( سيف، ۱۳۸۱، ص ۲۷۲ ). 
« اعتبار به اين معني است كه نتايج اجراهاي متوالي آن، ثبات يا پايايي داشته باشند » ( گنجي، ۱۳۸۰، ص ۹۴ ). 
« اعتبار آزمون به دقت اندازگيري و ثبات و پايايي آن مربوط مي‌شود » ( شريفي، ۱۳۷۳، ص ۱۸۵ ). 

تعاريف عملياتي واژه‌ها و مفاهيم : 
افسردگي :
 در اين پژوهش منظور از افسردگي نمره اي است كه فرد در آزمون افسردگي مارياكواس بدست مي‌آورد مي‌باشد در صورتي كه نمره اش بالاتر از ۲٫ باشد فرد افسرد تلقي خواهد شد.
روايي :
 در اين پژوهش منظور از روايي محاسبه ميزان روايي آزمون افسردگي مارياكواس از طريق روايي ملاك مي‌باشد. 
پايايي :
 در اين پژوهش منظور از پايايي محاسبه ميزان ثبات يا پايايي نمرات حاصل از اجراي آزمون افسردگي مارياكواس از طريق روش دو نيمه كردن آزمون مي‌باشد. 

سؤالات تحقيق  :
۱ ) آيا آزمون افسردگي مارياكواس از روايي لازم براي اجرا در جامعه مرجع مورد نظر برخوردار مي‌باشد؟
۲ ) آيا آزمون افسردگي كودكان مارياكواس از پايايي لازم براي اجرا در جامعه مرجع مورد نظر برخوردار مي‌باشد ؟

فرضيه‌هاي تحقيق : 

۱ ) بين ميزان افسردگي نوجوانان متعلق به خانواده‌هاي پرجمعيت و كم جمعيت تفاوت معني دار وجود دارد. 
۲ ) بين ميزان افسردگي نوجوانان متلق به خانواده‌ها با تحصيلات پدر بالا و پايين تفاوت معني دار وجود دارد.
۳ ) بين ميزان افسردگي نوجوانان با مشاغل مختلف پدر تفاوت معني دار وجود دارد.
۴ ) بين ميزان افسردگي نوجوانان با جايگاههاي مختلف فرزندي تفاوت معني داري وجود دارد.
۵ ) بين ميزان افسردگي نوجوانان پسر و دختر تفاوت معني دار وجود دارد. 
۶ ) بين ميزان افسردگي نوجوانان شهري و روستايي تفاوت معني دار وجود دارد.
۷ ) بين ميزان افسردگي نوجوانان متعلق به گروههاي سني مختلف تفاوت معني دار وجود دارد.
۸ )  بين ميزان افسردگي نوجوانان داراي مادران شاغل و غير شاغل بودن  تفاوت معني دار وجود دارد.
 
  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

 از ویژگی ها و خصوصیات دائمی و فطری بشر نیازمند بودن موجود انسانی است، از ابتدای توّلد، نیاز به مراقبت، نیاز بهداشت، نیاز به امنیت و در کودکی و نوجوانی، نیاز به آموزش و نیاز به تربیت و نیاز به تغذیه نیاز به ورزش و حرکات و در جوانی نیاز به ازدواج، استقلال، شغل از جمله از مهمترین نیازهای ذکر شده تا اواخر دوره جوانی است. امّا آنچه امروزه بخصوص در نظام های سیستمی و سازمانی و متمرکز ضرورت دارد. حمایت های اجتماعی و سیاسی و … است. که جوانان و افراد سخت به آن نیاز دارند. 
بیان مسئله :
در اجتماعات و جوامع امروزی بهداشت و سلامت روانی از ارجحیّت و اولّویت خاصّی برخوردار است. چرا که در گذشته بسته بودن زندگی مردم و محدودیت های شکل زندگی قومی و قبیله ای و گروهی بصورت پراکنده و عدم نیاز اقوام و گروه های دیگر به یکدیگر مگر فقط در مبادلات اقتصادی محدود، و نیز زندگی ایستا و تکراری کشاورزی و دامداری و یا حداکثر حرفه ای محدود و ابتدایی آنها باعث روابطی ساده و کم زنگ و در عین حال صمیمی و محبت آمیز و شناخته شده و آرام بود . 
امّا امروزه رشد و توسعه و تنوع مؤسسات گوناگون که هر روز شاهد تولّد و خودنمایی آنها سیستم و نیز پیچیدگی کارهای مختلف و گرفتاری انسانها در قوانین و مقررات پیچیده که محصول همین روابط متعدّد است، همواره احساس کمبود وقت و فشار روانی و عدم موفقیت و عدم حمایت از طرف دیگران و انواع اختلالات ناشی از آن مثل افسردگی، اضطراب، عصیّیت و تنش و غیره می نمائیم. که شهر تهران با حجم جمعیت و ترافیک و پیچیدگی کارها و آلودگی های صوتی و هوا و … تا حدّی مبین این ادّعاست. 
امّا طیفی از گروه های ذکر شده در ایران دانشجویان هستند، دانشجویان با توجه به احساسات تند و انتظارات آنی، توقّعات فراوان و انرژی فوق العاده از طرفی و نیز حسّ استقلال و صداقت و یکرنگی در اظهارات و بیانات و نگران از آینده تحصیلی و شغلی و ازدواح و تهیه مسکن و اتومبیل و امکانات دیگر در صدد تحلیل مسایل مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، اداری و … جامعه هستند . 
اوّلین نمود اعتراض و انتقادی دانشجویان در خود دانشگاه از نحوۀ آموزش ها نحوۀ اداره کلاسها، نحوۀ سرویس دهی اداری، نحوۀ ارائه خدمات غذایی، نحوۀ برخورد مسئولان با دانشجویان، نحوۀ اجرای مصوبات دانشگاه و اعتراض به کیفیّت ها و کمیت ها و حتّی گاهی اعتراض به مغایرت برنامه ها و سازماندهی ها و نظارت ها با اصول و مبانی قانون اساسی و منوّیات مقام عظمی رهبری و یا احکام اولیه و ثانویه اصول و فروع دینی و یا اعتقادات و باورهای دینی شکل می گیرد. و در برابر این قبیل افکار و رفتارها و بینش ها و نگرش ها و گرایش ها دو نوع برخورد می توان اتخاذ کرد. 
الف ) ایجاد بسترهای پاسخگویی و جلب مشارکت خود آنها در نحوۀ اداره دانشگاه. 
ب ) عدم توجّه به مباحث ذکر شده و تهدید دانشجویان به اخراج و انفصال و … 
مسلّم است. در صورت نخست دانشجویان با اطمینان از اعتماد گروه مسئولین و اساتید و کارکنان قضایی نوعی احساس یگانگی و خودمانی در خود می بینند و با کمک به برنامه ها و کاستی ها و حتّی مشارکت های مختلف عمومی و اجتماعی و سیاسی کمک دست مسئولین قرار می گیرند. 
توافق و همکاری نسل جوان و مسئولان نهادها و ادارت مختلف اجتماعی و اداری و سیاسی از دو جهت باعث سرعت کارها و امور در نهادها و سازمان ها شده و نیز از طرف دیگر رضایت و خوش بینی و خشنودی جوانان را بدنبال دارد. در مقابل در صورت دوّم، اگر تهدید و تحدید از طرف سازمان ها و مسئولین علیه جوانان و دانشجویان بیشتر گردد. 
جوانان و دانشجویان علیه اقدامات و کارهای مسئولین اظهار نارضایتی می کنند و حتّی به برنامه ریزی ها و خط مشی ها و سیاست های آنان اعتراض می کنند. و در مقابل همۀ کارهای آنها موضوع می گیرند. و جوانان و دانشجویان هم با امور و کارهایی مثل بدحجابی و بی حجابی و عدم همکاری با فعّلیات های عمومی نهادها و سازمان ها و کارشکنی در برابر آنها با قیافه و شکل ناهنجار علیه این اقدامات بر می آیند در این تحقیق نیز با طرح مسایلی از حمایت های اجتماعی در دانشگاه آزاد اسلامی قصد پیدا کردن و کشف ارتباط آن با سلامت روانی هستیم. پس 
آیا بین حمایت های اجتماعی و سلامت روانی دانشجویان رابطه وجود دارد؟ 

اهمیت و ضرورت تحقیق :
شاید در بنای امروزی هیچ مسئله و موضوعی به اندازه حمایت های اجتماعی و سلامت روانی جوانان و دانشجویان وجود نداشته باشد. 
علّت این ادّعا این است که حمایت های اجتماعی در واقع تحقق همان خواسته ها و علایق و انتظارات دانشجویان و جوانان هستند که همۀ انتظارات و خواسته های آنان در زمینۀ تحصیل، اشتغال و ازدواج و خواسته های مختلف اجتماعی و سیاسی است. 
اگر انتظارات و خواسته های جوانان در زمینه تحصیل و رشته های مختلف تحصیلی و ادامه تحصیل فراهم گردد.
اگر خواسته های جونان و دانشجویان در امر اشتغال و آینده شغلی پس از درس و دانشگاه تأمین  تضمین گردد. 
اگر انتظارات دانشجویان در مورد ازدواج و آینده تشکیل خانواده محقّق گردد. اصولاً خود بخود سلامت روانی نیز تا حدّ زیادی تأمین می گردد. زیرا سلامت روانی امروزه تا حدّ زیادی معلول دست یابی جونان و دانشجویان به رشته و تحصیل مورد نظر و شغل و درآمد مورد نظر و حتّی تشکیل خانواده و ازدواج موّفق است. 



فرضیه ها :
هرچه حمایت تحصیلی در مدرسه بیشتر بوده باشد، سلامت دانشجویان بیشتر است. حمایت و هدایت ورود به دانشگاه از طرف دولت باعث سلامت روانی دانشجویان می شود کلاس های تقویتی باعث حمایت از دانشجویان می گردد. 
سلامت جسمانی و طاهری و حمایت جامعه از آن باعث سلامت روانی دانشجویان است. استفاده از اساتید مجرّب و برجسته باعث دیگری دانشجویان و سلامت روانی آنهاست استفاده از آراء و نظرات دانشجویی باعث تقویت حمایت اجتماعی است. 
دادن بورسیه به دانشجویان و حمایت اجتماعی از آنان در سلامت روانی آنها مؤثر استو استفاده از اعضای خانواده در بهبود سلامت روانی دانشجویان مؤثر است. 
اهداف تحقیق :
تعیین رابطه حمایت های اجتماعی و سلامت روانی در بین دانشجویان طبیعی است برای شناخت اهداف اصلی که تا حدّ زیادی کلی و عمده هستند به اهداف جزئی تر و فرعی تر نیازمندیم. که به آنها اشاره می کنیم. 
۱ ) حمایت های اجتماعی منطقه ای برای دانشجویان چه مواردی است. 
۲ ) حمایت های ملی چه مواردی است؟ 
۳ ) سلامت روانی در اثر حمایت های اجتماعی چگونه تغییر می کنند. 
۴ ) در صورت بروز مشکلات حمایت های اجتماعی تا چه حدی باعث سلامت روانی می گردد. 
۵ ) حمایت های مالی و اقتصادی یا حمایت های سیاسی و شخصیتی مهم ترند؟ 
۶ ) چه عواملی در ایجاد و حمایت و بهبود سلامت و بهداشت روانی می توان شمرد. 
(متغیرهای تحقیق) :
متغیرهای تحقیق حاضر عبارتند از :
متغیر مستقل حمایت های اجتماعی : 
متغیر وابسته : بهداشت و سلامت روانی :
توضیح اینکه در این تحقیق در این حدود و هیأت سیستم که نشان دهیم، حمایت های اجتماعی (حمایت والدین از دانشجو در تأمین لباس و شهریه و … حمایت آموزش و پرورش در ارائه بموقع نتایج و گواهی ها و کنکور و غیره در ثبت نام در تأمین وسایل آمد و شد امکانات و خوابگاه …) امکانات جرایدی وروزنامه ای و اینترنتی در ایجاد ارتباط آنها با دنیای علمی و آموزشی، حمایت های معنوی مسئولین در ارائه خدمات لازم و استقبال از برنامه های آنان، حمایت ها یاقتصادی و مالی در ارائه وام و کنار آمدن با شهریه ها، ارائه خدمات اداری و فتوکپی و جزوه و کلاس و کارگاه و آزمایشگاه و لابراتورها و همراهی مسئولین در اجرای متینک های دانشجویی در نقد و انتقاد سازنده مسایل منطقه و دانشگاه و مسئولین و نهادها جهت روشن شدن اذهان مردم فضایی از حمایت های اجتماعی است که در صورت اتفاق و اتحاد و تحقق این امر باعث اعتماد و تفاخر و عزت نفس دانشجویان و در نتیجه سلامت و بزرگی روان دانشجویان می گردد و خدای ناکرده مختلف و تهدید کردن و ایجاد شرایطی سخت در انفصال و اخراج آنها باعث فشار روانی و عدم تخلیه خواسته ها و انتظارات باعث عقده و حسّ انتقام و بدبینی می گردد که در این تحقیق قصد بررسی آن را داریم. 
حمایت اجتماعی : هر گونه تأیید افکار و نظرات دانشجویان و خواسته های معقول و مقبول آنان از طرف خانواده و نهادهای مرتبط با دانشجویان را حمایت اجتماعی می نامیم. 
سلامت عمومی : قرار گرفتن دانشجویان در مسیر ادامۀ تحصیل، و تحصیل کارآمد و ازدواج موفِق و دریافت مقتضی و مورد انتظار همراه با شادی و سلامتی جسمانی سلامت عمومی اطلاق می شود. (محمد محمدی، ۱۳۸۳)
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها :
حمایت : اهتمام عمومی افراد محیط دانشجو (دالدین، اساتید یا مجریّان، مسئولان و …) در ارائه خدمات مرتبط با وظایف و اعتماد و اطمینان به نظرات و انتظارات دانشجویان حمایت های اجتماعی : حمایت هایی که جنبۀ عمومی و اجتماعی (روزنامه ای، نماز جمعه ای، سطح شهری، افکار عمومی، نظر عمومی مسئولین) دارد. و همه در جهت حمایت از دانشجویان است حمایت های منطقه ای : حمایت هایی که فقط در حوزه یا شهرستان امکان برآروده شدن و عملی شدن و تحّقق آن وجود دارد. 
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

وجه مادى انسان است كه عين حيات نيست.
امّا وقتى كه روح به آن تعلق مىگيرد، ديگر مادّه صِرف نيست، بلكه كالبدى حيات يافته است كه با مادّه، تفاوتى اساسى دارد.
بعد از اين كه روح به بدن ملحق شد، درست مانند دو آينه، مقابل يكديگر قرار مىگيرند و به هم آميخته مىشوند، و در اين وضعيت، ديگر جسم و روح را از همديگر جدا نمىدانيم.
درست است كه بدن و روح، جداى از هم بودهاند، اما وقتى به همديگر تعلق مىگيرند ديگر نبايد فكر كنيم كه بدن و روح، مثل مرغ در قفس تن است، بلكه روح با حقيقت مادّه، در هم مىآميزد
نفس:
مجموعهاى است كه ناشى از مجاور شدن روح با تن، به وجود مىآيد و بيشتر، منظور ما در اين كتاب، خواستهاى انسان در رابطه با تن و نفس است، و به عبارت ديگر، منظور، منِ مجازى است كه در فصل آينده از آن، بحث خواهد شد.
روان:
گوهر اصلى انسان است كه در مرحله نهايى خود، مىتواند حتى بدون ابزار يا واسطه (ى بدن) معنى داشته باشد و اين، همان منِ اصلى است.
بنابراين، به نظر مىرسد كه انسان، سه مرتبه يا سه مقام دارد:
مقام اوّل:
مقام روح (= روان) كه قبل از دنياست:
(لقد خلقنا الإنسان فى أحسنِ التّقوي
م)]كه[ براستى انسان را در نيكوترين اعتدال آفريديم.
، كه وجه الهى انسان و مقام اصلى اوست.
مقام دوم:
مقام دنيوى و تنزل يافته و مادّى او، كه انسان در اين مقام، در حجاب تن و نفس است.
مقام سوم:
مقامى است كه انسان بايد به آن برسد و آن، مقام اصلى، يا مقام روح است.
فصل دوم: شناخت نفس و روان
۱ ـ نفس و شئون آن
نفس، از ديدگاه تحليل علمى، به سه جزء تقسيم مىشود:
نفس نباتى، نفس حيوانى و نفس انسانى.
نبات:
عبارت است از:
مادّه + نفس نباتى.
حيوان:
عبارت است از:
مادّه + نفس نباتى + نفس حيوانى.
انسان:
عبارت است از:
مادّه + نفس نباتى + نفس حيوانى + نفس انسانى.
(= ناطقه)اين مراحل، در مورد انسان، شايد چنين مطرح شود كه نفس ناطقه انسانى، مراحل زير را طى مىكند:
نفس نباتى (اوايل جنينى) و نفس حيوانى (اوايل زندگى) و سرانجام، نفس انسانى كه رسيدن به نفس ناطقه است و با كمك عقل، امكانپذير است.
شئون نفس عبارتند از:
اوّل:
شئونى كه از طريق آنها، نفس با بيرون، ارتباط مىيابد كه همان حواس پنجگانه هستند.
دوم:
شئونى كه از طريق آنها، احساس از درون پيدا مىشود، كه همان وهم و خيال است.
(وهم، احساسى است كه در پناه عقل نباشد و خيال، احساس در پناه عقل را گويند.) 
سوم:
عقل، كه قواى حسّى و خيالى را فرمان مىدهد.
قواى پنجگانه:
عبارتند از:
حسّ لامسه، حسّ بويايى، حسّ سامعه و حسّ باصره، كه با آنها، درك محسوسات خارجى انجام مىگيرد و در حقيقت، قواى نفس، در جلوه نازلهاند.
همچنين، اعتقاد دارند كه يك حسّ مشترك هم هست كه عبارت است از ادراكى كه محسوسات و فرآوردههاى حسّى به آن مىرسند و بنابراين، جامع و گردآورنده ديگر محسوسات است.
البته حسّ مشترك، حسّ ششم نيست، بلكه يك طبيعت مشترك ميان حواس پنجگانه است و ادراك حواس پنجگانه، در آن تجمع مىيابند، و تجمع حواس است كه شيئى را به صورت برداشت واحد، تصور مىكند.
خلاصه اين كه، جمع و نتيجه ميان محسوسات را حسّ مشترك نامند.
وهم و خيال:
از محسوسات است و باعث درك معانى مىگردد و به عبارت ديگر، نيروى وهم و خيال، آميزهاى از معنى و مادّه را تصوير مىكند.
در فصول آينده از وهم و خيال، بيشتر بحث مىشود.
عقل:
مراتبى گوناگون دارد و تمام شئون نفس (= حواس و وهم و خيال) را مىتواند تحت فرمان و نظارت خود درآورد.
اگر وهم و خيال و حواس، تحت نظارت و فرمان عقل نباشند، مشكلآفرين خواهند بود.
خلاصه مطلب اين كه نفس، با حسّ ظاهر متحد مىشود كه همان نفس حيوانى است در حالى كه اگر نفس با وهم و خيال و يا با عقل متحد شود، آن را نفس انسانى نامند.
اين مراتب نفس را حركت جوهرى نفس مىناميم و در ذات نفس است و نفس براى ارتباط با بيرون از بدن، توسط شئون خود، اين ارتباط را برقرار مىكند و باعث ايجاد ادراك مىشود كه ادراك، يك حالت غير مادى است و در خيال واقع مىشود، و در حقيقت، در نفس يك حالت تصويرگيرى به وجود مىآيد.
بنابراين:
نفس، جوهرى است كه در ذات و حقيقت خويش، قابليت تحوّل، دارد و از احساس تا وهم و خيال و سرانجام تا عقل و در نهايت، تا عقل كلّ، مىتواند كمال يابد.
همان طور كه ما، در آينه ظاهر، مادّه را مىبينيم، در آينه وجودى (نفس)، نيز تصويرگرى داريم; يعنى آينه وجودى ما، مثل يك نوار، فيلمبردارى مىكند، اما مادام كه در مرحله صورت (= ظاهر) و حسّ بماند، نتيجه اين انعكاس، مجازى خواهد بود، و اين امر، همان برداشت در حسّ و وهم و خيال است (منِ مجازى، اين جا مطرح مىشود); اما اگر تصويرگيريها در آينه وجودى ما (= نفس)، همراه و از روى عقل باشد، برداشت واقعى خواهد بود و سرانجام اگر در پناه عقل كلّ باشد، برداشت حقيقى و بينش حقيقى و نگاه اصلى خواهد بود.
 
انواع نفس
نفس امّاره:
يكى از جنبههايى كه در نفس انسان هست و مربوط به خودِ طبيعى است و تحت فرمان عقل نيست، همان نفس امّاره است.
اين نام، در قرآن هم آمده و نفس امّاره، انسان را به بديها سوق مىدهد، كه (انّ النّفس لامّارة بالسّوء).
]بىگمان، نفس به بدى امر مىكند.
[ اين نفس، حتّى تحت تأثير عقل جزئى، با شدتى بيشتر، در جهت ناصواب عمل مىكند.
خواست نفس امّاره، آرزوهاى ناصواب است و انسان را فريب مىدهد، مشغول مىكند، از حال بازمىدارد و قول آينده مىدهد.
نفس امّاره، پايگاه شيطان است.
نفس و شيطان هر دو يك تن بودهانددر دو صورت خويش را بنمودهاندآمال و آرزوهاى نفس امّاره پايانى ندارد; همچون آب شور كه هر چه بيشتر بنوشيم، عطش، فراوانتر مىشود.
دوزخ است اين نفس و دوزخ اژدهاستكو به درياها نگيرد كم و كاستهفت دريا را در آشامه هنوزكم نگردد سوزش آن حلق سوزتمام رذايل اخلاقى، در نفس امّاره شكل مىگيرد و ناشى از نفس امّاره است و بزرگترين پرستش را انسان براى نفس خود، كه صنم اكبر است، انجام مىدهد.
كسى كه مالك نفس خود نباشد، اگر همه دنيا را هم داشته باشد، به گوهر اصلى انسانى نخواهد رسيد كه:
اللّهم أعوذبك من الشّرك الخفىّ.
النّفس هى الصّنم الأكبر.
أعدى عدوّك نفسك الّتى بين جنبيك.
و همين است كه گفتهاند، پيامبر گرامى، همواره در سجده مىفرمودند:
إلهى لا تكلنى إلى نفسى طرفة عين أبداً.
البته گفتيم كه دشمن برونى، شيطان، و دشمن درونى، نفس است.
اما حقيقت اين است كه اگر نفس را در فرمان خويش درآوريم، شيطان نيز دستش كوتاه مىشود:
گر شود دشمن درونى نيستباكى از دشمن برونى نيستبنابراين، هميشه بايد دعاى ما اين باشد كه پروردگارا:
بازخر ما را از اين نفس پليدكاردش تا استخوان ما رسيد 
نفس مطمئنّه:
اگر نفس انسان، از شرور و آلودگيها پاك شود و در پناه عقل كلّى قرار گيرد، به نفس مطمئنّه تبديل مىشود كه به تعبير قرآن كريم:
(يا أيّتها النّفس المطمئنّة إرجعى إلى ربّك راضيّةً مرضيّةً) 
كه نفس، تحت فرمان عقل كلّى و در جهت خدا قرار مىگيرد.
۲ ـ منِ اصلى
منظور از «منِ اصلى»، گوهر اصلى انسانى، يا مقام روح است كه جلوهاى از ذات بارى تعالى است و يا آن چيزى است كه نشأت گرفته از روح است.
منِ انسان، يعنى خودِ انسان كه هست، و هستِ انسان، از هست خدا (به تجلّى) نشأت مىگيرد، و مجرّد است.
بنابراين، من، حد و زمان و مكان ندارد و مشمول مسائل مربوط به مادّه نيست.
من، توسط تن و حواس عمل مىكند و اينها، ابزارِ من هستند، و آثار من را نشان مىدهند.
براى مثال، در موردِ ديدن يا شنيدن، اين دو، پرتوى از مناند كه با ابزار چشم و گوش مىبيند يا مىشنود.
امّا دقت كنيم كه من، مركزى به اسم ديدن يا شنيدن ندارد، بلكه من، بتمامه ديدن و بتمامه شنيدن است و در عين حال، ديدن، عين شنيدن است (و همين طور يديگر شئون) و بين اين ديدن و شنيدن، وحدت است، و شأنى (مث ديدن)، او را از ديگر يشئون (مث شنيدن)، بازنمىدارد.
خلاصه اين كه مسأله حضور محض من، در همه شئون مطرح است.
ارتباط من، با عالم بيرونى به اين صورت است كه آن مادّه، يا هر چه در بيرون ماست، در عالم خيال يا مثال، در درون ما تصوير مىشود و از اين طريق، با عالم بيرون مرتبط مىشويم; ضمن اين كه هيچ گونه اختلاطى با آن عالم بيرونى (= مادّه)، نداريم، و ما از آن منقطع هستيم و توسط اين تصويرگيرى، با بيرون مرتبط مىشويم كه اين برداشت نيز توسط من صورت مىگيرد.
اما، ما به غلط گمان مىكنيم كه در بيرون از من، حالتى وجود دارد، در حالى كه ما آن را در نزد خود ابداع كردهايم.
نتيجه اين كه من، در موطن هر يك از شئونات و ادراكات (شنيدن، ديدن و …) جلوهاى مىيابد، يا اسمى مىشود، در آن شأن.
يعنى من، مىشود ديدن، شنيدن و … .
اين امر، چيزى جز حضور محض من، نيست.
از طرفى گفتيم كه من، تجلّى ذات حق است و هست من، نسبى و عين ربط با پروردگار است.
نتيجه اين كه، من از يك طرف مىبيند و مىشنود و … از يك طرف، تجلّى ذات حق است.
بنابراين، اگر منِ مجازى نباشد (حجابها نباشد) خدا، كه بصير و سميع است، او مىبيند و او مىشنود و … .
اگر در اين امر خيلى دقت كنيم، متوجه مىشويم كه معنى اين حديث كه:
«بنده من مىرسد به جايى كه من مىشوم چشم او، من مىشوم گوش او و… .»
يعنى چه.
و متوجه مىشويم كه اگر يكى از اولياء الله بر سر سفرهاى بنشيند، اگر سفره، شبههناك باشد، دست او جلو نمىرود، يعنى چه.
و سرانجام در جهان هستى و در انسان، مىفهميم كه اين جهان و اين انسان، هستانى هستند كه هستى آنها از اوست.
كاشكى هستى زبانى داشتىتا ز هستان پردهها برداشتىكه يكى هست و هيچ نيست جز اووحده لا شريك الاّ هوسير در نفس خود و در عالم هستى، ما را به آيه مباركه رهنمود مىشود كه:
(سنريهم آياتنا فى الآفاق وفى انفسهم، حتى يتبيّن لهم انّه الحق) 
به زودى نشانههاى خود را در افقها ]ى گوناگون[ و در دلهايشان بديشان خواهيم نمود، تا برايشان روشن گردد كه او خود حقّ است.
آيا كافى نيست كه پروردگارت خود شاهد هر چيزى است؟!و جان كلام اين كه، در حقيقت، ما محسوسات بيرون را توسط چشم، در من شهود مىكنيم (كه اين چيزى جز خود را ديدن نيست) و همين حالت را در رابطه با عالم غيب داريم.
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه اثربخشي آموزش دلگرم سازي شوانكر بر سلامت رواني و رضايت زناشويي همسران جانبازان شهر تهران-خرید اینترنتی پایان نامه اثربخشي آموزش دلگرم سازي شوانكر بر سلامت رواني و رضايت زناشويي همسران جانبازان شهر تهران-پایان نامه اثربخشي آموزش دلگرم سازي شوانكر بر سلامت رواني و رضايت زناشويي همسران جانبازان شهر تهران
این فایل در ۶۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در این پژوهش تلاش شده است تا تأثیر آموزش برنامه ي تدوین شده توسط پژوهشگر با رویکرد شوانکر بر افزایش سلامت روانی و رضایت زناشویی همسران جانباز مورد بررسی قرار گیرد. در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم. 

جنگ در تمام دوران، جوامع بشري را تهديد كرده است. هر جنگي زيانهايي دارد، زيانهاي مالي قابل جبران هستند، اما زيانهاي رواني مشكل جبران مي شوند و از مهمترين عوارض جنگ هستند. فردي كه از جنگ بر مي گردد بايد خود را هم با خانواده وفق دهد و هم با اجتماع، اكثر اين افراد در وفق دادن دچار مشكل مي شوند و خود را در اين ميان غربيه مي پندارند. اين افراد نه تنها خود دچار مشكلات رواني فراواني مي شوند، بلكه خانواده ي  آن ها نيز درگير اين قضيه مي شوند، به خصوص همسران اين افراد در معرض خطر بيشتري هستند و رضايت زناشويي اين افراد كاهش پيدا مي كند. بر طبق آمارها نرخ طلاق در اين افراد دو برابرافراد عادي مي باشد (هاشمي، ۱۳۸۵).

اگر اعضاء خانواده از سوي منابعي حمايت شوند، توانايي بيشتري براي كمك به فرد حادثه ديده دارند. رضايت زناشويي از موارد مهمي است كه موجب سازگاري خانواده مي شود. نظام خانواده بايد نظام محكم و پايداري باشد. بهداشت خانواده يكي از مسائل مهمي است كه در استحكام نظام خانواده نقش دارد.

اختلافات زناشويي عامل خطرساز براي اختلالات رواني مانند افسردگي، اعتياد و … مي باشد. همچنين مشكلات ارتباطي در خانواده با بيماريهاي جسمي نيز همبستگي دارد. افرادي كه روابط رضايت بخش وحمايت كننده دارند، احتمال كمي وجود دارد كه مبتلا به بيماري سختي شوند و اگر هم بيمار شوند سريعتر بهبود مي يابند.

بعد از مرگ ناگهاني در خانواده مشكلات زناشويي و طلاق شديدترين فشارهايي هستند كه افراد تجربه مي كنند (بلوم، آشرو وايت ۱۹۸۷ به نقل از طغياني ۱۳۸۶).

با توجه به نقش رابطه ي زوجين بر سلامت جسم و روان آموزش شيوه هاي مختلف روان درماني ضروري مي باشد.

متأسفانه بيشتر پژوهشهاي صورت گرفته توصيفي است و كمتر آموزشي است. با توجه به افزايش مشكلات زناشويي در همسران جانبازان لازم است به آن ها آموزشهايي داده شود تا با مشكلات خود مقابله كنند و تا حد امكان سبك زندگي خويش راتغيير دهند تا بتوانند علاوه بر بهبود خود به همسرانشان نيز كمك كنند.

تحقيقات نشان داده است كه ‌خود دلگرم سازي[۱] باعث مي‌شود افراد بسيار با جرأت تر، بردبارتر و با اعتماد ‌به نفس بالاتري عمل كنند و نيز داراي رفتار دوستانه تري با ديگران بوده، احساس ثبات بيشتري نموده و همچنين بهتر قادر باشند با مسائل و مشكلات خود مقابله كنند. حال اگر اين روش آموزشي بتواند اين نتايج را در همسران جانبازان ايجاد كند، شايد بتواند بر رضايت زناشويي ونيز سلامت رواني آن ها تاثير بگذارد. اين تحقيق در صدد بررسي اين احتمال مي­باشد.

آدلر[۲]  بنيانگذار روانشناسي فردنگر[۳] چهار نياز اصلي را بيان مي كند كه عبارتند از:

نياز به ارزشمندي، احساس قابليت، نياز به تعلق و دلگرم سازي.

دلگرم سازي آن چيزي است كه باعث مي شود ديگران احساس خوبي داشته باشند، عملكرد مؤثر داشته و براي مشكلات خود به شكلي موثرتر برنامه ريزي كنند، داراي اعتماد به نفس و حس رضايت باشند.

يكي از پيامدهاي دلگرم سازي اين است كه شخص احساس تعلق مي كند و از وقف خود براي بهزيستي جامعه احساس رضايت مي كند. دلگرم سازي هم هدف شخصي وهم هدف اجتماعي دارد. آنچه مهم است داشتن نگرشهاي مثبت نسبت به مسائل اطراف است. اما بسياري از افراد اين گونه نيستند و با احساس عدم كفايت و حقارت زندگي مي كنند. آن ها معتقدند مفيد نيستند. اين ياس و دلسردي بايد توسط افرادي در جهت افزايش دلگرم سازي،رضايت مندي و سلامت رواني و برآوردن نيازهاي زندگي درمان شود. يكي از روشهاي درماني در مواجهه با اين افراد روش آموزشي شوانكر است (باهلمن ودينتر[۴]، ۲۰۰۱).

تئو و آنتینيو شوانكر[۵] اين برنامه ي آموزشي را بر اساس روانشناسي فردنگر آدلر در سال ۱۹۸۰ تهيه كردند. آن ها مفهوم دلگرم سازي را پرورش دادند و آن را از يك مفهوم تئوريك به صورت روش علمي و قابل اجرا در آوردند.

خانواده­هاي جانبازان با مشكلات عديده اي مواجه هستند كه در نتيجه به مشكلات عاطفي و زناشويي در آن ها منجر مي شود.

حال اين سئوال مطرح مي­شود كه آيا روش دلگرم سازي شوانكر قادر است باعث ارتقاء سلامت رواني و رضايت زناشويي همسران جانبازان شود؟!

۲٫ ۱  اهميت و ضرورت تحقيق

خانواده يكي از مهمترين نهادهاي اجتماعي است و يك ارگانيسم زنده است. سلامت آن منوط به سلامت اعضاي آن است. نقص يا تغيير در هر يك از اعضاء بر كل خانواده تاثير گذار است.

مروري بر پژوهشهايي كه در ايران صورت گرفته است، نشان مي دهد كه از سال ۱۳۷۰ تا كنون مشكلات جانبازان و خانواده هاي آن ها رو به افزايش است. با گذشت ۲۸ سال از آغاز جنگ ايران و عراق هنوز جانبازان و خانواده هاي آنان با مشكلات فراواني دست و پنجه نرم مي كنند. با در نظر گرفتن مشكلات و آمارهاي رو به افزايش اين مشكلات، لزوم توجه جدي به اين معضل احساس مي شود. از سوي ديگر آموزشهاي خانواده يكي از اولويتهاي پژوهشي بنياد جانبازان است كه اين پژوهش مي تواند مورد استفاده آن ها و خانواده ي جانبازان قرار گيرد.

همچنين پژوهشهاي بسياري حمايت تجربي قابل توجهي را براي اثرمندي رويكردهاي مختلف زوج درماني در درمان ناهماهنگي هاي زناشويي فراهم مي سازند.

از ضرورتهاي اين پژوهش مي توان موارد ذیل را نام برد:

– ارتقاء بهداشت رواني خانواده هاي شاهد و ايثارگر

– كاهش اختلالات رواني در سطح جامعه

– پايين آوردن ميزان طلاق و عوارض ناشي از آن در خانواده هاي جانبازان

– كوتاه مدت بودن رويكرد مورد پژوهش

و …

۳٫ ۱ هدف تحقيق

هدف اين پژوهش عبارت است از:

«تعيين ميزان اثربخشي روش آموزش دلگرم سازي شوانكر بر سلامت رواني و رضايت زناشويي همسران جانبازان».

۴٫ ۱  فرضیه هاي تحقيق

فرضيه هاي اصلي:

۱- آموزش همسران جانبازان با رويكرد شوانكر رضايت زناشويي آن ها را افزايش مي‌دهد.

۲- آموزش همسران جانبازان با رويكرد شوانكر سلامت رواني آن ها را افزايش مي دهد.

فرضيه هاي فرعي:

۱- آموزش همسران جانبازان با رويكرد شوانكر علائم جسماني آن ها را كاهش مي دهد.

۲- آموزش همسران جانبازان با رويكرد شوانكر مشكلات خواب و اضطراب آن ها را كاهش مي­دهد.

۳- آموزش همسران جانبازان با رويكرد شوانكر كاركردهاي اجتماعي آن ها را افزايش   مي دهد.

۴- آموزش همسران جانبازان با رويكرد شوانكر افسردگي آن ها را كاهش مي دهد.

۵. ۱  تعريف مفاهيم و واژگان اختصاصي طرح

۱٫ ۵٫ ۱ دلگرم سازي:

۱٫ ۱٫ ۵٫ ۱تعريف نظري: دلگرم سازي همه ی آن چيزي است كه از يك فرد انسان ديگري با اين مشخصات مي سازد: احساس بهتر، كاركردهاي مؤثرتر، غلبه مؤثرتر بر مشكلات،
اعتماد به نفس بالاتر، داشتن  رغبت  بيشتر  براي مشاركت در امر سلامت ديگران و به طور كلي جامعه. فرد احساس مي كند به قدر كافي انسان خوبي است و توسط ديگران پذيرفته شده است و همواره احساس مي كند كه: «من مي توانم» (شوانكر، ۱۹۹۱).

۲٫ ۱٫ ۵٫ ۱تعريف عملياتي: فرايندي است كه با استفاده از جلسات آموزشي شوانكر طي ۱۰ جلسه سعي در افزايش وتقويت آن داريم (به پيوست مراجعه شود).




  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر

هدف: هدف از اين تحقيق، بررسي رابطه جو سازماني و سلامت روان كارشناسان سازمان تربيت بدني در سال ۱۳۸۹ مي
باشد.
روش شناسي: جامعه آماري شامل كليه كارشناسان زن و مرد سازمان تربيت بدني بودند ( ۲۹۸=N كه ،) ۱۶۹ نفر آنها با
روش نمونه گيري تصادفي به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گيري، پرسشنامه محقق ساخته ويژگي هاي فردي، پرسشنامه
استاندارد جو سازماني سوسمان و ديپ (۱۹۸۹) و سلامت روان دراگوتيس و همكاران (۱۹۷۶) بودند كه پايايي آنها به وسيله ضريب
آلفاي كرونباخ به ترتيب ۹۱و % ۹۷ب% دست آمد. 


هدف: هدف از اين تحقيق، بررسي رابطه جو سازماني و سلامت روان كارشناسان سازمان تربيت بدني در سال ۱۳۸۹ مي
باشد.
روش شناسي: جامعه آماري شامل كليه كارشناسان زن و مرد سازمان تربيت بدني بودند ( ۲۹۸=N كه ،) ۱۶۹ نفر آنها با
روش نمونه گيري تصادفي به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گيري، پرسشنامه محقق ساخته ويژگي هاي فردي، پرسشنامه
استاندارد جو سازماني سوسمان و ديپ (۱۹۸۹) و سلامت روان دراگوتيس و همكاران (۱۹۷۶) بودند كه پايايي آنها به وسيله ضريب
آلفاي كرونباخ به ترتيب ۹۱و % ۹۷ب% دست آمد. براي تجزيه و تحليل داده ها از روش هاي آماري توصيفي و استنباطي (آزمون
كلموگروف اسميرنوف، ضريب همبستگي پيرسون، ضريب رتبه اي اسپيرمن، رگرسيون چندگانه و تحليل واريانس چند متغيره استفاده
شد.


عتیقه زیرخاکی گنج