• بازدید : 53 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود پایان نامه تاثیر آموزش های مهارت های زندگی در سلامت روان افراد-دانلود رایگان پایان نامه تاثیر آموزش های مهارت های زندگی در سلامت روان افراد-خرید اینترنتی پایان نامه تاثیر آموزش های مهارت های زندگی در سلامت روان افراد-پایان نامه تاثیر آموزش های مهارت های زندگی در سلامت روان افراد

این فایل در ۸۰صفحه ابل ویرایش تهیه شده است وبه موارد زیر می پردازد:
روان شناسان در دهه های اخیر در بررسی اختلالات رفتاری وانحرافات به این نتیجه رسیده اند که بسیاری از اختلالات وآسیب ها در ناتوانی افراد در تحلیل صحیح و مناسب از خود وموقعیت خویش ریشه دارد به تو ضیحات بیشتر در ادامه مطلب توجه فرمایید برای آشنایی بیشتر با این فایل.

با استفاده از آزمون t براي مقايسه گروه هاي مستقل به تأييد يا رد فرضيه ها پرداختيم كه نتايج به شرح زير است :

۱٫     بين ميزان افسردگي افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود دارد .

۲٫     بين ميزان اضطراب افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود دارد .

۳٫     بين ميزان خود بيمار انگاري افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود دارد .

۴٫     بين ميزان وسواس افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود ندارد .

۵٫     بين ميزان حساسيت افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود دارد .

۶٫     بين ميزان پرخاشگري افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود دارد .

۷٫     بين ميزان پارانويا افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود ندارد .

۸٫     بين ميزان فوبي افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود دارد .

۹٫     بين ميزان روان پريشي افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود ندارد .

۱۰٫بين ميزان سلامت روان افرادي كه آموزش مهارت هاي زندگي را ديده اند با افرادي كه نديده اند تفاوت وجود دارد .

هدف اصلي سازمان بهداشت جهاني از ايجاد طرح مهارت هاي زندگي در زمينه بهداشت رواني اين است كه جوامع مختلف در سطح جهان نسبت به گسترش ، به كارگيري و ارزيابي برنامه آموزشي مهارت هاي زندگي كه متمركز بر رشد و توانايي هاي رواني مانند حل مسئله ، مقابله با هيجانات ، خود آگاهي ، سازگاري اجتماعي ، كنترل استرس بين كودكان و نوجوانان است اقدام نمايند . ( ناستاسيا ، مقاله )

پژوهش ها نشان مي دهند كه آموزش مهارت هاي زندگي به ارتقاء بهداشت رواني كودكان و نوجوانان در ابعاد مختلف زندگي كمك مي كند و از اساسي ترين برنامه هاي پيشگيرانه در سطح اوليه به شمار مي رود . سلامتي بخش اصلي يك زندگي شاد است و مدارس نقش مهمي در آگاه ساختن نوجوانان پيرامون مسائل بهداشتي و سلامتي و آموزش علوم زندگي به آنان دارد . ( خاني ، ۱۳۷۷ ، ص ۲۵ )

مهارت هاي زندگي در جهت ارتقاي توانايي هاي رواني ـ اجتماعي هستند و در نتيجه سلامت رواني ، جسماني و اجتماعي را تأمين مي كند . آموزش مهارت هاي زندگي فرد را قادر مي سازد ، تا دانش ارزشها و نگرش هاي خود را به توانايي هاي بالفعل تبديل كند . بدين معنا كه فرد بداند چه كاري بايد انجام بدهند و چگونه آن را انجام دهد .                مهارت هاي زندگي منجر به انگيزه در رفتار سالم مي شود . همچنين براحساس فرد از خود و ديگران و همچنين ادراك ديگران از وي مؤثر است . در ضمن منجر به افزايش اعتماد به نفس مي شود . بنابراين به طور كلي مي توان گفت كه مهارت هاي زندگي منجر به افزايش سلامت روان افراد مي شود . ( نوري و خاني ۱۳۷۷ ، ص ۲۵ )

آموزش مهارت هاي زندگي نقش اساسي را در بهداشت رواني ايفا مي كند . البته زماني كه در يك مقطع رشدي مناسبي ارائه شود نقش برجسته تري خواهد داشت به طور يقين مي توان گفت كه بسياري از نوروز ها و سايكوزها ناشي از نقص در رشد مهارت هاي زندگي اساسي است در واقع مي توان گفت آموزش اين مهارت ها نقش درماني دارد 

  • بازدید : 24 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق روانشناسی و ورزش -خرید اینترنتی تحقیق روانشناسی و ورزش -دانلود رایگان مقاله روانشناسی و ورزش -تحقیق روانشناسی و ورزش 
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده است :
تئوریها و پژوهشهای جدید اساساً در حوزه های شخصیت نگرشهای نسبت به ورزش پرخاشگری در ورزش اضطراب و استرس نفوذهای اجتماعی انگیزش و کسب مهارت می باشد همچنین نمونه های متنوعی از رشته های ورزش از جمله فوتبال وزنه برداری و …. را شامل می شود. در ادامه برای آشنایی بیشتر توضیحات بیشتری را می دهیم.
 ضرورت روانشناسی ورزشی : 
 آیا می دانید علت اینکه وزنه برداری در رده تیم ملی اعزامی به المپیک وقتی روی صحنه می رود فراموش می کند به دستان خود گچ بزند چیست؟ 
 آیا می دانید علت اینکه تکواندو کاری در رده تیم ملی اعزامی به المپیک وقتی روی تشک مسابقه می رود فراموش می کند کلاه مخصوص خود را بر سر گذارد چیست؟ 
 آیا می دانید علت اینکه دوچرخه سواری در رده تیم ملی اعزامی به مسابقات آسیایی وقتی در ابتدا خط استارت قرار می گیرد چنان پاهایش می لرزد که نمی تواند روی پنجه رکاب دوچرخه نیرو وارد کند و از مسابقه باز می ماند چیست؟ 
 مسلماً پاسخ شما شامل توضیح مسائل فنی این رشته های ورزشی نیست و بر روی کلمه اضطراب متفق القول هستید. 
 اضطراب یکی از مهمترین مسئله هایی است که انسان با آن دست به گریبان است. به خصوص زمانی که پای رقابت در میان باشد. در اکثر کتابها و مقالات بیشتر به مسائل تخصصی رشته های ورزشی توجه شده است.
 اما آیا می دانید طبق تحقیقات به عمل آمده بسیاری از عدم موفقیت های ورزشی ریشه در علل روانی دارد. 
 از آن رو تصمیم گرفتیم تا با طرح سلسله مقالات روانشناسی و آموزشی اضطراب، نقش کوچکی در موقعیت های آتی ورزشکاران شطرنج باز ایران عزیزمان داشته باشیم. 
 روان شناسی ورزش چیست؟ 
 روانشناسی در ورزش، محدده ای از موضوعات شامل «انگیزه پایداری و موفقیت، ملاحظات روانش شناختی در صدمات ورزشی و توان بخشی، روش های مشاوره با ورزشکاران، ارزیابی استعدادها، پیگیری تمرینات، خودباوری برای موفقیت، مهارت ورزشی، ورزش جوانان و روش های بالا بردت کارایی و خودتنظیمی» را دربر می گیرد. 
 هر چند غالباً برداشت عمومی چنین است که روانشناسی ورزش تنها مربوط به ورزشکاران حرفه ای است اما این حوزه تخصصی دربر گیرنده محدوده وسیعی از موضوعات علمی، کلینیکی و کاربردی مربوط به ورزش و تمرینات است. دو زمینه اصلی در روان شناسی ورزش وجود دارد : یکی کاربرد روانشناسی در بالا بردن انگیزه و کارآیی و دیگری تاثیر ورزش در بهبود سلامت روانی و عمومی. 
 آمادگی روانی چیست؟ 
 همه ما با مراجعه به حافظه خود می توانیم لحظاتی را در مسابقات ورزشی به خاطر آوریم که تیم با ورزشکاری با وجود آمادگی کامل جسمانی وقتی، به دلیل شرایط نامناسب روانی از ارائه بهترین عملرکد خود ناتوان مانده است. 
 ضعف آمادگی روانی در ورزشکاری که آمادگی جسمانی مطلوب دارد، به مثابه اتومبیل آماده و پرسرعتی است که راننده ای ناشی و ناآماده در آن نشسته باشد. 
 هرقدر هم که جسم آماده و ورزیده باشد، اگر ذهنی که آن را هدایت می کند فاقد ورزیدگی و آمادگی باشد جسم به درستی هدایت نخواهد شد. 
 احتمالاً در ۳۰ سال پیش، واژه آمادگی جسمانی برای مربیان و ورزشکاران قدری نامفهوم بوده است، اما امروزه در پاسخ به مفهوم آمادگی جسمانی، بی درنگ عوامل متشکله آمادگی جسمانی مانند : قدرت، استقامت و … به ذهن خطور می کند. همانطور که آمادگی جسمانی مستلزم صرف زمان کافی برای تمرین و تقویت عوامل آن است، آمادگی روانی نیز از عواملی همچون مهارت در توجه، مهارت در کنترل اضطراب و استرس، حفظ انگیزش، حفظ و افزایش اعتماد به نفس و … تشکیل می شود. رسیدن به آمادگی روانی نیز به مرور و با صرف زمان و امکان پذیر می شود و مستلزم این است که مدیران و مربیان آگاه چنین فرصتی را برای ورزشکاران فراهم آورند. 
 ضرورت آمادگی روانی : 
 بستکتبالیستی که در تمرین همه پرتاب های پنالتی را تبدیل به گل می کند، چه می شود که در مسابقه از به ثمر رساندن یک پنالتی ناتوان می ماند؟ آیا وضعیت او با تمرین جسمانی و مهارتی بیشتر، بهتر خواهد شد؟ بعید به نظر می رسد، زیرا او مهارت لازم را دارد و این را در تمرین نشان می دهدف ممکن است مشکل او ناتوانی در حفظ توجه و کنترل اضطراب ناشی از هیجان مسابقه باشد. این مسئله با هدایت وی به سمت تمرینات توجه و تمرکز و یا مهارت کنترل اضطراب قابل حل است وگرنه انجام تمرینات جسمانی بیشتر، مشکل او را حل نخواهد کرد. 
 امروزه، قهرمانان سطوح عالی و المپیک بخشی از زمان تمرینات خود را صرف تمرینات آمادگی روانی می کنند. در بسیاری از رشته های ورزشی، تا ۱۰ نفر اول مسابقات جهانی، به لحاظ فنی و جسمانی در یک سطح اند و آنچه نفرات برتر را متمایز می سازد، آمادگی روانی آنهاست (تفاوتی که ایجاد تفاوت می کند). در دنیای امروز رقابت دیگر فقط بر سر تکنیک برتر نیست، ورزشکاری پیروز است که از آمادگی روانی بالاتری برخوردار باشد.
 روانشناس ورزش چه کاری انجام می دهد ؟ 
 روان شناس ورزش، روانشناسی است که در حوزه های زیر تخصص دارد : 
 – بهبود کارآیی از طریق به کارگیری مهارت های روان شناسی 
 – موضوعات مربوط به سلامت روانی ورزشکاران 
 – همکاری با سازمان ها و نهادهای متولی ورزش 
 – عوامل رشدی و اجتماعی موثر بر مشارکت ورزشی 
 با وجودی که روان شناسی ورزش یکی از رشته های روان شناسی محسوب می گردد اما معمولاً دوره های آموزشی آن در دانشکده های تربیت بدنی و ورزش ارائه می شود نه در دانشکده های روان شناسی. البته در اکثر دانشکده های روان شناسی، درسی با عنوان روان شناسی ورزش ارائه می شود. 
 این حرفه برای چه کسانی مناسب است؟ 
 هر فرد تنها براساس تناسب با نیازها، علائق، استعداد و اهدافش می تواند در مورد یک حرفه تصمیم بگیرد. اگر کسی به ورزش یا تمرینات ورزشی علاقه مند نباشد احتمالاض این حرفه مناسب او نیست. اما اگر فردی از کمک به دیگران برای رسیدن به حداکثر توانائیشانف حل مسائل پیچیده و کارکردن در قالب یک تیم لذت می برد احتمالاً روان شناسی ورزش می تواند شغل مناسبی برای او باشد. 
 مزایا و معایب این حرفه : 
 روان شناسی ورزش نیز مثل تمامی حرفه ها دارای مزایا و معایب خاص خود است. از جمله مزایای آن می توان به موارد زیر اشاره کرد : 
 – کار به صورت مشارکتی و تیمی 
 – فرصت های تخصصی گسترده و متنوع (مثل آموزش، ورزش جوانان، آموزش ورزشکاران حرفه ای). 

 به عنوان معایب این حرفه می توان به موارد زیر اشاره کرد : 
 – تاکید بر کار گروهی بای افرادی که دارای ذهن مستقلی هستند می تواند مشکل باشد. 
– نیاز به آموزش، تمرین و تجربه ی زیاد
 تاثیر موسیقی در هنگام ورزش کردن : 
 مقدمه ای بر تاریخچه ورزش : 
 ورزش کمابیش از دوره باستان در همه جوامع حضور داشته است و از آنجایی که انسانها همه چیز را به قاره خود به ویژه یونان و روم باز می گردانند اصل ورزش را از یونان دانسته اند. 
 در زمانهای قدیم مادران به دختران خود فنون خانه داری و پدران به پسرانشان فنون تیراندازی ماهیگری شکار و جنگ را می آموختند تا برای حفاظت و حراست از جان خود به کسی نیازی نداشته باشند. 
 در میان تمامی کشورها ایران تنها کشوری بود که به امور ورزشی و تربیت بدنی اهمیت زیادی می داد زیرا ورزش را به منظور چابکی و ایجاد انرژی در بدن و توانایی و سلامتی را وسیله مهمی برای ارتشی قوی و پیرومند می دانستند. ایرانیان از پنج سالگی تا بیست سالگی سه چیز را می آموختند : 
 1 ) سواری                     2 ) تیر و کمان              3 ) راستگویی 
 موسیقی می تواند یک عامل محرک برای ما در هر لحظه از زندگی باشد حال اگر ما بخواهیم تاثیر آن را در هنگام ورزش کردن کودکانمان بخوانیم در ابتدا ما نمی توانیم سبکه خاصی را به انها تحمیل کنیم ولی پیشنهاد ما این است که از موسیقی هایی که محرک های خوبی هستند در هنگام ورزش کردن استفاده کنیم، به عنوان مثال سبک (Techno) . 
 چرا این سبک از موسیقی راما پیشنهاد می کنیم؟ 
 زیرا شدت و سرعت (Tempo) این سبک نا خداگاه ما را به حرکت در می آورد و این حرکات را اگر ما فرم و نظم خاصی به آنها دهیم حرکات فرمیک و یا ورزشی می توانیم نامگذاری کنیم که تعداد آنها و فرم صحیح شان باید مشخص باشد تا انرژی زیادی از ما هدر نرود و خستگی بعد از این حرکات به جای شادابی برای ما باقی نماند. 
 اگر هر روز صبح در کنار فرزندانمان ورزش کنیم و آنها را به این امر عادت دهیم که فقط روزانه با موزیک ۳۰ دقیقه ورزش کنید، بعد از یک مدت سیستم بدن به این برنامه روزانه عادت می کند و این عادت موجب سلامتی بدن می شود که در آینده آن شخص نشان داده می شود. 
 همان طور که در مقاله قبل گفته شد که صبح ها از موسیقی برای کودکانمان استفاده کنیم و حس حاکم بر فضایی را که انها دوست دارند برایشان ایجاد کنیم. اگر ما بتوانیم ورزش را در این برنامه روزانه قرار دهیم یک برنامه تقریباً کامل را برای آنها درست کرده ایم. 
 نکته : بچه ها اگر مقدار خوابشان کامل باشد صبح ها به راحتی از خواب بیدار می شوند و آن روز را از صبح با این برنامه ایی که هر روز برایشان تکرار شده است خوب شروع می کنند ولی اگر شب زمان زیادی را نشسته باشند و خواب کافی نداشته باشند به این برنامه هیچ وقت تن نمی دهند و یا اگر آنها را مجبور کنیم که ورزش کنند و موسیقی شاد گوش کنند می توانیم بگوییم روز خوبی را شروع نکرده اند و بداخلاقی از زمانی که از خواب به زور بلند شده اند شروع می کنند و در مدرسه یا مهد کودک به جای گوش کردن به مطالب به چرت زدن می پردازند. 
 ورزش می تواند یک عامل محرک خوب برای روحیه و شادابی کودکانمان باشد ولی اگر طبق برنامه و قائده و اصول باشد. پس بیائیم آن حس حاکم بر فضایی را که فرزندانمان برای ورزش کردن دوست دارند برایشان درست کنیم تا با شادابی خاصی هر روزشان را شروع کنند. 
 درمان افسردگی با ورزش : 
 جسم و روح، دو بعد سازنده یک انسان و هستی دهنده به او، از گذشته به عنوان مبحثی فراگیر مورد بحث و بررسی فلاسفه و بزرگان علم و ادب و مربیان تعلیم و تربیت بوده و هنوز هم پایه و اساس تئوریهای انسانگرایانه قرن حاضر است. انسان امروزی، به علت گسترش و رشد چشمگیر تکنولوژی و روابط میان فردی، کمتر فرصت تأمل و اندیشه ژرف در رفتار و کردار خود را یافته و بیشتر تحت تاثیر، نفود و تسلط محرکهای بیرونی و محیطی قرار گرفته و دچار از خود بیگانگی و مشکلات روحی و روانی گشته است که به نوبه خود، چنین مشکلاتی مسبب دوری انسان از مسیر رشد و تکامل به هنجار شده و او را به سمت و سوی نابهنجاری سوق می دهد. 
 افسردگی به عنوان یکی از معضلات و ناراحتی های روحی و روانی، در حال حاضر طیف وسیعی از مراجعان به کلینیک ها و درمانگاههای مشاوره و روانشناسی را تشکیل می دهد. مالیخولیا از زمانهای دور، با زندگی انسان در کشاکش بوده و آن را دچار رکود وبی نظمی ساخته است و نویسندگان و هنرمندان بسیاری از جمله ویلیام شکسپیر، ونسان ونگوگ، تئودور داستایوفسکی و دیگران در مورد آن اثراتی به جا گذاشته اند. 
 افسردگی به عنوان یک بیماری روانی، تاثیرات عمیقی در خلق و خو، میزان حرکتی بدن، رفتار خودآزارانه ( منجر به خودکشی)، اختلالات شناختی، فیزیولوژی و بی نظمی های مربوط به زمان خواب را به دنبال داشته و در زمینه های فردی و اجتماعی شخص را به انزوا کشانده و از اجتماع و فعالیتهای آن بازداشته و سیر قهقرایی را در روند رشد فرد باعث می شود. در حیطه درمان افسردگی همچون دیگر بیماریهای روانی، تحقیقات و پژوهشهای بی شماری صورت گرفته و تکنیک های دارو درمانی، روان درمانی، شوک درمانی و درمانهای شناختی و … از جمله تکنیکهای خاص درمانی در این نوع به خصوص بیماری مدنظر قرار گرفته و هر روزه با گذشت زمان گامهای موثری در جهت شناخت، بررسی و درمان آن برداشته می شود. 
 ورزش به عنوان یکی از بدیع ترین روشهای درمانی در افسردگی، بیش از پیش و با اتکا به تحقیقات و بررسی های محققان، توجه عموم را به خود جلب کرده و بیماران و مراجعین افسرده ای که ذهنیتی منفی و مایوس شونده از دیگر روشهای درمانی دارند، با تکیه بر این شیوه درمانی، افق روشنی در بهبود خود از ناراحتی ها و تنشهای روحی را تجربه کرده اند. 
 در پژوهشی با مقایسه سه عامل «دویدن» «روان درمانی با زمان محدود» و «روان درمانی با زمان نامحدود» به درمان افسردگی پرداخته شد. در این پژوهش، تعداد ۲۴ مرد و زن به طور تصادفی به یکی از سه گروه موردنظر گمارده شدند. بیماران شرکت کننده در گروه درمان ورزشی «دویدن» مطابق برنامه ای از قبل تعیین شده، طی ۱۰ هفته و هر هفته سه بار می دویدند. از آنها خواسته شده بود که فقط روی دویدن تمرکز و از بحث درباره افسردگی شان خودداری کنند. بیماران تحت روان درمانی به مدت ۱۲ هفته به طور سرپایی در یک درمانگاه درمان شدند. در پایان همه گروهها با استفاده از فهرست علائم (۱) (۹۰ – SCL) مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج ارزیابی در هر سه گروه نشان دهنده کاهش نمره های افسردگی در مقایسه با قبل از درمان بود. 
 در مطالعه دیگری به وسیله گریست و همکارانش (۱۹۸۴) ۶۰ آزمودنی مبتلا به افسردگی خفیف به طور تصادفی به یکی از سه وضعیت درمانی یعنی ورزش، گروه درمانی (۲) و آرامش آموزی گمارده شدند. پس از ۱۲ هفته درمان سطح افسردگیف اضطراب و حساسیت بین فردی آزمودنی های سه گروه ارزیابی شد. تحلیل نتایج دهنده بهبود هر سه گروه در مقایسه با قبل از 
 تعریف روانشناسی از روش و سلامت روحی : 
 سلامت حالت کامل آسایش و کامیابی زیستی، روانی و اجتماعی است و صرف فقدان بیماری یا معلولیت (ناتوانی) سلامت نیست …. . 
 در تلاش برای تعریف روانشناسی سلامت، ابتدا باید سعی شود که سلامت به مثابه یک مفهوم تعریف شود. مشهورترین تعریف سلامت در نظامنامه سازمان بهداشت جهانی(world heal the organization) به شرح زیر صورت گرفته است : 
 سلامت حامل آسایش زیستی، روانی و اجتماعی است و صرف فقدان بیماری با معلولیت (ناتوانی) سلامت نیست. 
 ابعاد منفی و مثبت این تعریف به وسیله داونی ۱۹۹۶(Dawnie etall) ، و همکاران ۱۹۹۶ ، مورد ملاحظه قرار گرفته است. در قسمت اول تعریف، آنها اعتقاد دارند که سلامت به مثابه یک مفهوم مثبت نگریسته می شود (کیفیت مثبت : آستیش، بهزیستی) در قسمت دوم تعریف، سلامت در بعد منفی به مثابه فقدان بیماری یا معلولیت نگریسته می شود (اشاره ضمنی به ابعاد منفی دارند). با درنظر گرفتن هر دو بعد تعریف، این مطلب را می رساند که سلامت حقیقی هم شامل پیشگیری از نابهنجاری و بیماری (مثل ناخوشی، بیماری) و نیز ارتقای سلامت مثبت است که این امر (ارتقای سلامت مثبت) خیلی مورد غفلت قرار گرفته است. 
 بنیارد ۱۹۹۶ (Banyard)؛ تعریف سلامت برمبنای کامل صحت و آسایش زیستی، روانی و اجتماعی را مورد انتقاد قرار داده و اظهار می کند که رسیدن به آن حالت در عمل خیلی مشکل است. از سوی دیگر این تعریف از عوامل گسترده اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که ممکن است در این حالت سهیم باشند، غفلت کرده است. این تعریف همچنین مستلزم آن است که افرادی که کامل نیستند، سالم نیز نیستند. در زمینه روان شناسی سلامت، رویکردهای متفاوتی وجود دارد از جمله مدل زیستی پزشکی(Biomedical model) و مدل زیستی روانی اجتماعی (Biopsychosocial model) که در اینجا به آخرین مدل ارائه شده توسط دوانی و همکاران ۱۹۹۶ ، اشاره می کنیم/ 
 مدل جدید سلامت روحی و روانی با ورزش : 
 به عنوان راهی برای حل بعضی از مسائل زندگی، با درنظر گرفتن سلامت به مثابه یک مفهوم نسبی، به جای مفهوم مطلق، دوانی و همکارن ۱۹۹۶، مدل جدیدی از سلامت را ارائه داده اند که در شکل ۱ نشان داده شده است. 
  • بازدید : 44 views
  • بدون نظر
خرید ودانلود پایان نامه بررسي وضعيت سلامت مراجعه‌كنندگان به مراكز ترك اعتياد سازمان بهزيستي قبل و بعد از ترك اعتياد-خرید اینترنتی تحقیق  بررسي وضعيت سلامت مراجعه‌كنندگان به مراكز ترك اعتياد سازمان بهزيستي قبل و بعد از ترك اعتياد-دانلود رایگان پایان نامه  بررسي وضعيت سلامت مراجعه‌كنندگان به مراكز ترك اعتياد سازمان بهزيستي قبل و بعد از ترك اعتياد-پایان نامه  بررسي وضعيت سلامت مراجعه‌كنندگان به مراكز ترك اعتياد سازمان بهزيستي قبل و بعد از ترك اعتياد
این فایل در ۳۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سازمان ملل در تعريف خود از توسعه انساني، شاخص برخورداري از زندگي طولاني همراه با تندرستي و سلامت را مورد توجه قرار داده است. بنابراين، بدون توجه به عوامل تهديد كننده سلامت انسانها، نمي‌توان به نحو مطلوب در مسير توسعه و رفاه پايدار قدم برداشت. 
در سطح اجتماعي در كنار خيل عظيمي از بيماري‌ها، رفتارهاي مخاطره‌آميزي هم وجود دارند كه تهديد‌كننده تندرستي افراد و زمينه‌ساز بروز اختلالات جسماني، رواني و اجتماعي در زندگي آنهاست. يكي از اين رفتارها، كه به‌‌صورت گسترده سلامتي انسان‌ها را در معرض تهديد جدي قرار مي‌د هد اعتياد يا سوء مصرف مواد مخدر (Drug Abuse) است.
سوء مصرف مواد مخدر پديده‌اي است كه بشر تقريباً در تمام جوامع و در اغلب زمان‌ها به نوعي درگير آن بوده است. صرف‌نظر از نوع ماده مورد استفاده، آنچه در مورد اين پديده، مهم و در اغلب اجتماعات انساني مشترك به نظر مي‌رسد، پيامدهاي جسماني ، رواني و اجتماعي آن است كه تا حدود زيادي با پيامدهاي منتسب به اكثر بيماري‌ها متفاوت به نظر مي‌رسد. 
در بعد جسماني اختلال در كاركرد فيزيولوژيك بدن بر اثر تأثير مستقيم مواد، زمينه‌سازي براي بروز انواع بيماري‌هاي خطرناك نظير سرطان، آسم، برونشيت و …، افزايش ميزان خطر پذيري فرد هنگام قرار گرفتن در موقعيت‌هاي خطرناك (حوادث و سوانح و …)، افزايش خطر ابتلا به بيماري‌هائي نظير ايدز و هپاتيت در شكل‌هاي خاص سوء مصرف مواد (تزريق) ؛ در بعد رواني اختلال در تعادل رواني و شناختي و در بعد اجتماعي بروز ناهنجاري‌هاي رفتاري و اجتماعي در دو سطوح عملكردها و روابط خانوادگي، شغلي و … و بروز آسيب‌هاي اجتماعي و جرائم از پيامدهاي اين پديده به شمار مي‌رود . همچنين براساس شرايط فرهنگي و  اجتماعي برخي اختلالات اجتماعي نظير انزوا () و تفكيك (segregation) نيز از پيامدهاي سوء مصرف مواد مخدر محسوب مي‌شوند. بنابراين عواقب ناشي از اين پديده آنچنان وسيع و گسترده و از نظر ميزان تأثير عميق و مزمن به نظر مي‌رسد كه با پيامدهاي بسياري از بيماري‌ها و رفتارهاي مخاطره‌آميز قابل مقايسه نيست.
از آنجا كه پديده اعتياد از نظر تعداد، ميزان رشد و گروه سني جمعيت درگير، بخش قابل توجه و مهمي از جمعيت كشور را تحت تأثير خود قرار داده است، از اين رو بررسي پيامدهاي ناشي از آن بر سلامتي معتادان، علاوه بر خود آنها، بر سلامتي كل جامعه نيز تأثير گذار خواهد بود.
سلامت يكي از بنيان‌هاي اصلي زندگي انسان و شرط ضروري ايفاي نقش‌هاي اجتماعي وي به‌شمار مي رود و انسان‌ها بويژه گروهايي كه سلامتي آنها به نوعي در معرض خطر قرار دارد در صورتي مي‌توانند به فعاليت‌هاي فردي و جمعي خود به نحو مطلوب ادامه دهند كه خود را سالم احساس كنند و در عين حال جامعه نيز آنها را سالم بداند.
به‌طور كلي افراد جامعه هريك تصوري درست يا نادرست از سلامتي خويش دارند،        اما در سطح اجتماعي ارزيابي سلامت يا عدم سلامت يك جمعيت به آساني ارزيابي‌هاي فردي مبتني براحساس يا تصور و يا مبتني بر معيارهاي پزشكي نيست. چنين كاري نيازمند انجام تحقيقات و پژوهش‌هاي جامعي است كه بدون نياز به معاينات باليني و روش‌هاي فيزيولوژيكي بتوانند ابعاد مختلف سلامتي گروه‌هاي هدف را مورد بررسي قرار دهند.
از سوي ديگر هر چند سنجش سطح سلامت با معيارهاي موجود پزشكي به لحاظ روش شناختي امري آسان و در عين حال زمان بر و هزينه زاست اما در سطح اجتماعي و با استفاده از معيارهاي چندگانه و جامع نگر، به دليل وجود رابطه با شرايط و واقعيت‌هاي اجتماعي (كه خود موجب تعدد و گاه تفاوت تعاريف ارائه شده از مفهوم سلامت مي‌گردد) از پيچيدگي خاصي برخوردار است، در عين حال پيچيدگي ياد شده نبايد مانع تلاش در جهت مشخص ساختن وضعيت سلامتي افراد و گروه‌هاي اجتماعي و تأثير عوامل محيطي بر آن گردد، زيرا شناخت مجموعة متغيرهاي مستقل و وابسته در اين مسير مي‌تواند گامي موثر در برنامه‌ريزي هاي بهداشتي و درماني بويژه براي گروه‌هاي در معرض تهديد باشد.
در كشور ما كه داعيه گام برداشتن در مسير توسعه را دارد. ارتقاء وضع سلامت مردم جايگاه ويژه‌اي را در برنامه‌ريزي سازمان‌هاي ذيربط به خود اختصاص داده است و اين در حالي است كه تلاش عملي قابل توجهي براي شناخت وضع موجود در سطح كل جامعه و نيز در سطح گروه‌هاي آسيب‌پذير خاص كه به جهت عوامل مختلف، سلامتي آنها دچار اختلال و آسيب‌جدي شده، انجام نگرفته است، بنابراين به نظر مي‌رسد گام نهادن در اين مسير در شرايط كنوني ضرورتي مضاعف يافته و از جهات مختلفي اهميت داشته باشد:
الف ـ مطالعه وضع سلامتي افراد جامعه در يك سطح محدود مي‌تواند به آشكار شدن مسائل نظري و روش شناختي موضوع كمك نموده و موجب  فراهم آمدن ابزارهاي مناسب و قابل اعتماد براي مطالعه بعدي گردد.
ب ـ بررسي وضع سلامتي افراد يك گروه خاص مي‌ تواند برنامه‌ريزان را در سياست‌گذاري هاي خود با توجه به فضاي اجتماعي و گروه‌هاي موثر بر سلامتي ياري رسانده و تصميم‌گيري‌ها را به سمتي سوق دهد كه منابع اندك مالي و انساني بخش‌هاي دولتي و خصوصي به حداكثر كارايي و اثر بخشي برسد.
دـ نتايج حاصل از شناخت فوق قادر است از تأثير برافكار عمومي، تصور مردم عادي، معتادان و وابستگان آنها را از ابعاد مختلف پديدة اعتياد به نحوي شكل دهد تا در دراز مدت ميزان جذابيت مواد مخدر براي گروه‌هاي در معرض خطر و ساير گروه‌ها كاهش يابد.
بدين‌ترتيب تحقيق حاضر بر آن است تا علاوه بر آزمون روش‌هاي خاص سنجش سلامت بر روي افراد معتاد، به بررسي سطح سلامت اين افراد در ابعاد مختلف و نيز ميزان تغييرات آن در اثر ترك اعتياد بپردازد.
۲ـ۱ـ اهداف پژوهش
تحقيق حاضر در پي تأمين دو هدف اساسي به شرح زير است:
الف ـ افزايش دانش موجود و گسترش تحقيقات جامعه‌شناسي پزشكي در حيطه سلامتي معتادان و بررسي ميزان كارائي ابزارهاي سنجش سلامتي بر روي گروه هدف.
ب ـ بررسي و شناخت وضع سلامتي افراد معتاد و تأثير ترك اعتياد بر آن.
۳ـ ۱ـ سئوالات پژوهش
 الف ـ وضع سلامتي افراد معتاد قبل  و بعد از ترك اعتياد چگونه است و آيا در ابعاد مختلف سلامت مددجويان قبل و بعد از ترك تغيير معني داري بروز خواهد يافت؟
ب ـ تفاوت نرخ سلامتي در ابعاد مختلف در ميان افراد داراي ويژگي‌هاي فردي و اجتماعي متفاوت (سن، جنس، وضع اقتصادي و …) چگونه است؟
ج ـ تأثير ويژگي‌هاي فردي و اجتماعي بر تغييرات  وضع سلامتي در اثر ترك اعتياد در چه حد است؟ 
د ـ تأثير ويژگي‌هاي مربوط به وضع اعتياد افراد نظير نوع ماده مخدر، سن شروع، تعداد ترك، روش ترك و … بر تغييرات وضع سلامتي در اثر ترك چيست؟
 

۲ـ مباني نظري و تجربي پژوهش
۱-۲- تعريف مفاهيم
۱-۱ـ۲ـ سلامت
از آنجا كه سلامت مهم ترين و مناقشه برانگيزترين مفهوم اين تحقيق است، بررسي اجمالي فضاي مفهومي موجود در مورد آن اهميت زيادي دارد، به طور كلي تعاريف متعددي از مفهوم سلامت نزد محققان و انديشمندان رشته‌هاي پزشكي، بهداشت و جامعه شناسي وجود دارد. اين مسئله نشان مي‌دهد هيچ شيوة ساده و آساني براي ارائه تعريف از مفهوم سلامت وجود نداشته و دستيابي به تعريفي كه مورد قبول همگان باشد، براحتي ميسر نيست. 
سلامت بي‌ترديد مهم‌ترين جنبه از مسائل حيات انسان به شمار مي‌رود كه از دوران قديم ذهن انديشمندان را به خود مشغول كرده است. كساني نظير افلاطون كه سلامت را به عنوان «هماهنگي ميان عملكردهاي بدن» و افرادي نظير جالينوسي كه در مقابل سلامت، بيماري را به عنوان «برهم خوردن تعادل» فرض كرده‌اند جزء متقدميني هستند كه به تعريف اين مفهوم پرداخته‌اند. همچنين در طول ۳۰ سال گذشته تعداد زيادي از تحقيقات مربوط به سلامت تعاريف متعددي از آن ارائه كرده‌اند. به عنوان نمونه در منابعي نظير مركز ملي سلامتي آمريكا، ۱۹۶۴؛ بيلوك، ۱۹۷۱؛ برسلو، ۱۹۷۲؛ الينسون، ۱۹۷۴؛ بالينسكي و برگر،۱۹۷۵؛ كاپلان، ۱۹۷۶؛ ساكت، ۱۹۷۷؛ سازمان بهداشت جهاني، ۱۹۷۹؛ وير، ۱۹۸۱؛ هيدي و ديگران ، ۱۹۸۵ و … تعاريف گوناگوني از مفهوم سلامت به چشم از مي‌خورد (Blaxter,1998:2) كه سعي خواهد شد تعاريفي كه نزديكي بيشتري با اهداف تحقيق حاضر دارند مورد اشاره قرار گيرند. 
به‌طور كلي در تعاريف پزشكي، سلامت معادل عدم وجود بيماري فرض مي‌شود.  بنابراين در حوزة دانش پزشكي به جاي ارائه تعريف از سلامت عموماً به ارائه تعريف بيماري بسنده مي‌شود. يكي از اين تعاريف كه مبتني بر پزشكي جديد است بيماري را به عنوان «انحراف متغيرهاي بيولوژيك قابل اندازه‌گيري از حد عادي يا وجود اشكال آسيب شناختي طبقه‌بندي و تعريف شده تلقي مي‌نمايد» (Ibid:3).
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق مطالعه ميزان سلامت رواني در كارمندان اداره بهزيستي شهر نيشابور -خرید اینترنتی تحقیق مطالعه ميزان سلامت رواني در كارمندان اداره بهزيستي شهر نيشابور -دانلود رایگان پایان نامه مطالعه ميزان سلامت رواني در كارمندان اداره بهزيستي شهر نيشابور -پایان نامه مطالعه ميزان سلامت رواني در كارمندان اداره بهزيستي شهر نيشابور 

این فایل در۶۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مفهوم سلامت سازماني مفهوم بي نظيري است كه به ما اجازه مي دهد تصوير بزرگي از سلامت سازمان داشته باشيم. در سازمانهاي سالم، كارمندان متعهد و وظيفه شناس و سودمند هستند و از روحيه و عملكرد بالايي برخوردارند. 
سازمان سالم جايي است كه افراد با علاقه به محل كارشان مي آيند و به كاركردن در اين محل افتخار مي كنند. درحقيقت سلامتي سازمان از لحاظ فيزيكي، رواني، امنيت، تعلق، شـــــايسته سالاري و ارزشگذاري به دانايي، تخصص، و شخصيت ذي نفعان، و رشد دادن به قابليتهاي آنها و انجام وظايف محول شده از سوي فراسيستم هاي خود در اثربخشي رفتار هر سيستمي تاثير بسزايي دارد
آموزش و پرورش به عنــــوان اساس و زيربناي توسعه فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي و سياسي هر جامعه است، امروزه در اغلب كشورها آموزش و پرورش صنعت رشد قلمداد مي شود و پس از امور دفاعي بيشترين بودجه دولتي را به خود اختصاص مي دهد. از آنجايي كه بخش قابل توجهي از آموزش و پرورش در مدارس صورت مي گيرد مدارس به عنوان يك نظام اجتماعي حساس و مهم، از جايگاه خاصي برخوردارند. مدارس در صورتي خواهند توانست وظيفه خطيري را كه به دوش آنهاست به نحواحسن انجام دهند كه سازمانهاي سالم و پويايي باشند.
به نظرمايلز سلامت سازماني عبارت است از دوام و بقاي سازمان در محيط خود و سازگاري با آن و ارتقا و گسترش توانايي خود براي سازگاري بيشتر. ازنظر لايدن و كلينگل سلامت سازماني يك مفهوم تقريباً تازه اي است و شامل توانايي سازمان براي انجام وظايف خود به طور موثر و رشد و بهبود سازمان مي گردد. يك سازمان سالم جايي است كه افراد مي خواهند در آنجا بمانند و كار كنند و خود افرادي سودمند و موثر باشند.
بنابراين، مدارس سالم موجبات انگيزش و علاقه مندي به كار را در معلمان به وجود آورده و از اين طريق اثربخشي خود را بالا مي برند. 
ازطرفي ديگر، جو سازماني سالم و حمايتگر باعث اعتماد بيشتر افراد و روحيه بالاي آنان و بالطبع باعث افزايش كارايي معلمان مي شود كه افزايش كارايي معلمان به نوبه خود عامل مهمي در افزايش اثربخشي مدرسه محسوب مي شود.
مطلب ديگري كه در كنار مفهوم سلامت سازماني توجه به آن حائزاهميت است نقش مديريت به عنوان عامل اصلي ايجاد و ارتقاي سطح سلامت در سازمان است. در مدارس مديران وظايفي دارند كه براي انجام آن بايستي نقشهاي سازماني و روابط بين فردي و اهداف مدرسه را به طور روشن بفهمند و درجهت تامين نيازهاي اعضاي مدرسه و ارباب رجوع تلاش كنند و سازمان مدرسه را قادر به برخورد موفقيت آميز با نيروهاي داخلي و خارجي كرده تا بتواند نيروهاي مخرب را نيز درجهت هدف اصلي سازمان هدايت كرده و با تامين اهداف مدرسه، سودمندي و ادامه حيات آن را تضمين كنند. 
مفهوم سلامت
سلامت به معني فقدان بيماري و نارسايي در ارگـــانيسم است. 
مايلز معتقد است صرف نظـــــر از اشكالاتي كه مفهوم ارگانيسم پنداري سازمان و نوع آرماني بودن مفهوم سلامت كامل به بار مي آورند. رويكرد سلامت سازماني از لحاظ فهم پوياييهاي سازمانها و پژوهش و كوشش جهت بهسازي آنها، مزاياي علمي قابل ملاحظه اي دارد. 
سلامت سازماني
سلامت سازماني را مايلز در سال ۱۹۶۹ تعريف كرد و ضمن پيشنهاد طرحي براي سنجش سلامت سازمانها، خاطرنشان كرد كه سازمان هميشه سالم نخواهدبود. به نظر او سلامت سازماني اشاره مي كند به دوام و بقاي سازمان در محيط خود و سازگاري با آن و ارتقا و گسترش توانايي خود براي سازش بيشتر. 
عباس زاده ويژگيهاي سازماني كه جو سالمي دارد را به شرح زير بيان مي كند:
در مبادله اطلاعات قابل اعتماد است؛
داراي قابليت انعطاف و خلاقيت براي ايجاد تغييرات لازم برحسب اطلاعات به دست آمده است؛
نسبت به اهداف سازمان داراي يگانگي و تعهد است؛
حمايت داخلي و آزادي از ترس و تهديد را فراهم مي آورد، زيرا تهديد به ارتباط خوب و سالم آسيب مي رساند، قابليت انعطاف را كاهش داده و به جاي علاقه به كل نظام، حفاظت از خود را تحريك مي كند. 
لايدن و كلينگل درمورد سلامت سازماني مي نويسند؛ سلامت سازماني مفهوم تقريباً تازه اي است و تنها شامل توانايي سازمان براي انجام وظايف به طور موثر نيست بلكه شــامل توانايي سازمان براي رشد و بهبود نيز مي گردد. ناظران در سازمانهاي سالم كاركناني متعهد و وظيفه شناس، روحيه بالا، كانال هاي ارتباطي باز و موفقيت بالا مي يابند و يك سازمان سالم جايي است كه افراد مي خواهند در آنجا بمانند و كار كنند و به آن افتخار كنند و خود افرادي سودمند و موثر هستند. 
پوياييهاي سازماني: سالم تا غيرسالم: سلامت سازمــاني مدرسه چارچوب ديگري براي مفهوم سازي جو عمومي مدرسه است. مفهوم سلامتي مثبت در يك سازمان، توجه را به شرايطي جلب مي كند كه رشد و توسعه سازمان را تسهيل كرده و يا مانع پوياييهاي سازمان است. 

همان طور كه پارسونز مي گويد: همه سيستم هاي اجتماعي، اگر قرار باشد كه رشد و توسعه يابند، بايد چهار كاركرد اساسي (انطباق)، (كسب هدف)، (يگانگي)، و (دوام). را با موفقيت انجام دهند. به عبارت ديگر، سازمانها درحل چهار مشكل موفق باشند:
۱ – مشكل كسب منابع كافي و سازش با محيط خود؛
۲ – مشكل تعيين و اجراي هدف؛
۳ – مشكل نگهداري وحدت در داخل سازمان؛
۴ – مشكل ايجاد و حفظ ارزشهاي منحصر سيستم.
بنابراين، سازمان بايد با نيازهاي انطباق و كسب هدف و نيز نيازهاي بياني، يگانگي اجتماعي و هنجاري برخورد بكند، درواقع فرض بر اين است كه سازمانهاي سالم، به طور اثربخشــــي هر دو دسته از نيازها را برآورد مي كنند. 
ويژگيهاي سازمان سالم
براساس ابعاد و ويژگيهايي كه مايلز، بنيس، سرجيوواني، آرجريس، پارسونز و ديگران براي سازمانهاي سالم قائلند، ساعتچي ويــژگيهاي سازمان سالم را به شرح زير بيان مي كند:
اهداف موسسه براي اكثريت كاركنان سازمان روشن است و كليه فعاليتها درجهت اهداف انجام مي پذيرد؛
كاركنان نسبت بـــه سازمان احساس تعلق مي كنند و علاقه مند به اعلام نظرات خود درمورد مشكل هستند؛ زيرا نسبت به حل آنها با خوش بيني اقدام مي شود؛
مسائل در چارچوب امكانات موجود به صورت فعال و واقع بينانه برطرف مي شود. كاركنان در جهت حل مشكلات به صورت غيررسمي و فارغ از عنوان و مقام رسمي با يكديگر همكاري مي كنند و درگير اين نيستند كه ببينند مديران سطح بالا چگونه فكر مي كنند و حتي خواسته ها و نظرات رئيس موسسه را موردسوال قرار مي دهند؛
تصميم گيري براي افزايش كارايي موسسه براساس عواملي از قبيل توانايي، احساس مسئوليت، وجود اطلاعات، حجم كار، زمان منــــاسب و تجزيه وتحليل منطقي صورت مي گيرد؛
برنامه ريزي در موسسه براساس واقعيتها، آينده نگري، عملكرد و برقراري نظم صورت مي گيرد و در اين مورد روحيه همكاري وجود دارد. به عبارت ديگر، قبول مسئوليت توسط مشـــاركت فعال كليه اعضا به خوبي مشاهده مي شود؛
قضاوت و خواسته هاي منطقي كاركنان سطوح پايين سازمان موردتوجه و احترام است؛
مسائلي كـــــه در موسسه موردبررسي و حل و فصل قرار مي گيرند، شامل نيازهاي شخصي و روابط انساني نيز مي شود؛
تشريك مساعي به صورت آزاد و داوطلبانه صورت مي گيرد. كاركنان آماده براي كمك و همكاري سازنده درجهت نيل به اهداف تعيين شــــده هستند، و در اين راستا تلاش زيادي مي كنند؛
هرگاه بحراني موسسه را تهديد كند، براي رفع آن با يكديگر متحد شده و خود را موظف به رفع بحران مي دانند؛
تضاد در امر تصميم گيري مهم تلقي مي شود و به طور موثر با همكاران مطرح مي گردد، كاركنان آنچــــــه را احساس مي كنند ابراز مي دارند و از ديگران نيز همين توقع را دارند؛
يادگيري حين انجام كار به مقدار زيادي براساس طريق، و كوشش خود يادگيرنده و راهنمايي و توصيه ياددهنده صورت مي گيرد. كاركنان يكديگر را به عنوان يك فرد مستعد و توانا براي يادگيري و توسعه مي بينند؛ انتقاد گروهي درارتباط با پيشرفت كار به طور عادي انجام مي گيرد؛ صداقت در رفتار كاملاً مشهود است و كاركنان نسبت به يكديگر احساس احترام و تعلق دارند و خود را تنها حس نمي كنند؛
كاركنان كاملاً متحرك هستند. براساس انتخاب و علاقه در فعاليتها مشاركت مي كنند و حضور در موسسه برايشان مهم و لذت بخش است؛
مديريت و رهبري به صورت انعطاف پذيري در موسسه اعمال مي شود و در مواقع لزوم، مديريت و سازمان خود را با موقعيتها و تغييرات محيط تطبيق مي دهد؛
حس اعتماد، آزادي ومسئوليت متقابل در بين همكاران زياد است. افراد واقف هستند كه چه چيزهايي براي سازمان مهم است و چه چيزهايي كم اهميت؛
قبول ريسك به عنوان يكي از شرايط توسعه و تغيير، موردقبول مديريت و كاركنان موسسه است؛
موسسه معتقد است كه افراد بايد از اشتباهات گذشته ياد بگيرند كه چنين اشتباهاتي اثراتي در كار داشته است؛
عملكرد ضعيف در موسسه به فوريت تشخيص داده مي شود و به طور منــاسب و دسته جمعي براي رفع آن اقدام مي گردد؛
ساخت سازماني و خط و مشي ها و دستورالعملها طوري تنظيم شده است كه بتواند كاركنان را در انجام وظايف كمك كرده و بقا و سلامت موسسه را در بلندمدت تضمين كند. درضمن ساخت ســازماني، دستورالعملها و خط مشي هاي سازمــان در موارد لزوم تغيير مي كند تا موسســه بتواند خود را با شرايط محيطي تطبيق دهد؛
در موسسه علاوه بر نظم، تحرك سازنده وجود دارد و ابداعات و ابتكارات به مقدار زيادي مشهود است. روشهاي سنتي موردسوال قرارگرفته و درصورت عدم كارايي كنار گذاشته مي شود؛
سازمان، سرعت خود را با امكانات و تغييرات بازار كه خريدار محصولات و يا خدمات موسسه است تطبيق مي دهد، و كاركنان سعي در پيش بيني آينده دارند؛
بين مسئوليت و اختيار تعادل و توازن منطقي وجود دارد و امور موسسه به دليل نداشتن بوروكراسي بيمار، به سرعت انجام مي شود.
لايدن و كلينگل برخي از نشانه هاي ضعف سلامت ســازماني را به شرح زير بيان مي دارند: 
۱ – كاهش سودمندي و منفعت سازمان؛
۲ – افزايش غيبت كاركنان؛
۳ – فقدان كانال هاي ارتباطي باز؛
۴ – اتخاذ همه تصميمات در سطوح عالي سازمان؛
۵ – فقدان تعهد كاركنان نسبت به سازمان؛
۶ – وجود سطوح پاييني از روحيه و انگيزش در كاركنان؛
۷ – ناديده انگاشتن اعتبار سازمان توسط كاركنان؛
۸ – فقدان وجود رفتارهاي غيراخلاقي در سازمان؛
۹ – اهداف منظم و دسته بندي شده؛
۱۰ – فقدان دوستان مجرب و يا اطمينان براي كاركنان در سازمان؛
۱۱ – فقدان برنامه هاي آموزشي و توسعه اي؛
۱۲ – فقدان اعتماد بين كاركنان سازمان.
مولفه هاي سلامت سازماني
لايدن و كلينگل باتوجه به يافته هاي تحقيق آماري كه درمورد ارزيابي سلامت سازماني دانشكده آموزش عالي انجام داده اند براي سلامت سازماني ۱۱ مؤلفه (بعد جداگانه اما مرتبط به هم) ارائه كرده اند: بعد اول) ارتباط: در سازمان سالم ارتباط مستمر ميان كاركنان و به همان خوبي ميان زيردستان و فرادستان بايد تسهيل شود. ارتباط بايد دوطرفه باشد و در سطوح مختلف سازمان برقرار باشد. در سازمان سالم، بحثهاي چهره به چهره به همان اندازه اهميت اسناد و مدارك نوشته شده، مهم است.
بعد دوم) مشاركت و درگير بودن در سازمان: در يك سازمان سالم كاركنان همه سطوح به طور مناسبي درگير تصميم گيريهاي سازمـــــان مي شوند.
  • بازدید : 56 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان تحقیق بررسی  رابطه سلامت روانی افراد  درونگرا با سلامت  روانی افراد  برونگرا-خرید اینترنتی مقاله بررسی  رابطه سلامت روانی افراد  درونگرا با سلامت  روانی افراد  برونگرا-دانلود رایگان پایان نامه بررسی  رابطه سلامت روانی افراد  درونگرا با سلامت  روانی افراد  برونگرا-پایان نامه بررسی  رابطه سلامت روانی افراد  درونگرا با سلامت  روانی افراد  برونگرا

این فایل در ۹۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
هر قدر بشر به  طرف تکامل  پیش می رود و سطح اطلاعات  مردم   وسیعتر  می شود انسان به شناسایی روحیات حقیقی اشخاص احتیاج  بیشتری پیدا می کند در ادامه توضیحات مفصلی درباره فایل می دهیم.
اهداف پژوهش
هدف از پژوهش حاضر : بررسی  رابطه سلامت روانی افراد  درونگرا با سلامت  روانی افراد  برونگرا می باشد .
تعریف مفاهیم 
تیپ شخصیتی ، تعریف عملی: نمره ای است  که آزمودنی  در آزمون درونگرایی و برونگرایی آیزینگ بدست می آورد
تیپ شخصیتی ، تعریف نظری :  تیپ شخصیتی شالوده  کل رفتار را تشکیل داده  و شرح می دهند که چگونه  ما خود  را به دنیای  واقعی مربوط ساخته  یا با آن  تطبیق می دهیم . بیشتر شخصیتها ترکیبی از چند تیپ هستند ، ولی معمولا یک تیپ  غالب است (شاملو ، ۱۳۶۰).
سلامت روانی ، تعریف نظری : علم  و هنر  نگهداری  و به حداکثر رساندن سلامت روانی و پیشگیری از بیماریهای  روانی . ( شاملو ، ۱۳۶۰ )
سلامت روانی  ، تعریف عملی : نمره ای  است که آزمودنی در آزمون SCL-90  بدست می آورد 
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر

این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

– در توصيف احساساتتان از ضمير«من» بهره بگيريد. استفاده از ضمير«من» در 
گفته هايتان به جاي ارزشيابي يا سرزنش ديگران، احساسات شما را نشانه مي گيرد(مانند «من ناراحتم» به جاي مرا ناراحت كردي)
در ادامه برای اشنایی بیشتر شما توضیحات مفصل می دهیم
– به هنگام صحبت كردن، احساسات خود را با برخي از رفتارهاي خاص ديگر پيوند دهيد. مثلا بگوييد«من آزرده شدم وقتي بدون خداحافظي رفتي، ولي نگوييد«من آرزده شدم چون تو آدم بي ملاحظه اي هستي»
 5- صريح باشيد. حرف خود را مستقيم و بدون واسطه به شخص مورد نظرتان بزنيد. تقاضاي خود را در يك يا دو جمله ساده و قابل فهم بيان كنيد.
۶- بكوشيد درباره اين كه ديگري در مورد شما چه فكري مي كند و يا چه احساسي دارد، چه انگيزه هايي دارد، ممكن است چه واكنشي نسبت به شما نشان دهد، هيچگونه حدس و گماني نزنيد.
۷- از طعنه و كنايه زدن، ترور شخصيت يا توهين به ديگران بپرهيزيد(مانند استفاده از واژه هايي مانند«تو هرگز…»«تو هميشه»،«تو دائما … و غيره»)
۸- از برچسب زدن اجتناب كنيد.
۹- از گفتن جملاتي كه با«چرا؟»،«تو…» شروع مي شوند، خودداري كنيد. اينگونه جملات شخص را در موضع دفاع قرار مي دهد.
۱۰- از مخاطب باز خورد بگيريد: (حرفهايم را روشن گفتم؟ موقعيت را چطور مي بيني؟! دريافت بازخورد به شما كمك مي كند تا هر گونه كج فهمي را اصلاح كنيد و ديگران دريابند شما در ارتباط باز هستيد و عقايد، احساسات، تمايلات و خواسته هاي خود را بيان مي كنيد.
۱۱- انتظارات خود را ارزشيابي كنيد: (آيا آنها مستدل هستند؟)
۱۲- انتظارات خود را تعديل كنيد.(ناصر خياباني)
به تقاضاها و خواسته هاي غيرمنصفانه«نه بگوييد»
۱- ابتدا از موضع خود مطمئن شويد، يعني مشخص كنيد كه مي خواهيد بگوييد بله يا خير. اگر مطمئن نيستيد، بگوييد براي پاسخ دادن بايد كمي فكر كنيد. به شخص مقابل بگوييد كه بداند چه زماني پاسخ خواهيد گفت.
۲- اگر شما كاملا متوجه نشده ايد كه فرد مقابل از شما چه تقاضايي دارد از او توضيح روشني بخواهيد.
۳- تا آنجا كه مي توانيد كوتاه و موجز سخن بگوييد، يعني دليلي موجه براي امتناع خود ارائه دهيد ولي از توجيه و توضيحات مفصل اجتناب ورزيد. چنين عذرهايي چه بسا باعث شود خرد مقابل، با شما بحث كند تا شما را از موضع«نه» پايين بياورد. 
۴- هر گا از تقاضايي سرباز مي زنيد، واقعا كلمه«نه» از قدرت بيشتري برخوردار است تا عبارت مبهمي مانند«خوب، من اين طور فكر نمي كنم…»
۵- مطمئن شويد كه رفتارهاي غيركلامي شما آينه پيامهاي كلامي تان هستند. وقتي«نه» را بر زبان مي آوريد سرتان را به نشانه نفي تكان دهيد. خيلي از افراد وقتي مي كوشند از تقاضايي امتناع ورزند، ناآگاهانه لبخند مي زنند و با سر موضوع را تصديق مي كنند.
۶- به صراحت از كلمه نه و افعال منفي مثل«من نمي آيم» و«من تصميم خود را گرفته ام، من نمي خواهم» استفاده كنيد. اين تاكيد نشان مي دهد كه شما پس از تفكر به دو شيوه(بله يا خير) انتخاب خود را كرده ايد.
۷- اگر پس از بارها تكرار«نه» همچنان فرد مقابل، بر دريافت پاسخ مثبت از سوي شما اصرار داشت. سكوت اختيار كنيد.(اين كار در گفتگوي تلفني ساده تر است) يا موضوع گفتگو را تغيير دهيد.
۸- احساس گناه نكنيد. شما مسئول مشكلات همه نيستيد يا نمي توانيد همه را خشنود نگه داريد.
۹- يادتان باشد در اغلب موقعيت ها براي عذر خواهي از امتناعتان، نيازي به گفتن«متاسفم» نيست. بيان متاسفم يعني شما از حق اساسي«نه» گفتن خود با تسامح و تساهل برخود 
كرده ايد.
شما مي توانيد تصميم خود را تغيير دهيد و به تقاضاهايي كه قبلا پاسخ مثبت داده بوديد«نه» بگوييد و مي توانيد به هر آنچه در بالا گفته شد«بله» بگوييد و تصميم هاي خود را تغيير بدهيد(ناصر خياباني)
بهاي ابراز وجود:
ابراز وجود داراي مزاياي متعددي است. اما بهايي دارد كه افراد جرات مند بايد آن را بپردازند. اين بها شامل اختلال در زندگي شخصي، در دو رنج همراه با رويارويي صادقانه و توجه آميز، و مبارزه شخصي و طاقت فرساي مربوط به تغيير رفتارهاي عادت شده خود فرد مي باشد.
بهاي ديگر جراتمندي در اين واقعيت نهفته است كه ماه، خود- بودن اصيل نيز مي تواند تجربه اي دردناك باشد. اصالت در يك رابطه، مايه خوشحالي و صميميت است اما به تضاد و كشمكش نيز مي تواند منجر شود. شايد در اين ميان، سنگين ترين بها، آزمايش قدرت اراده اي باشد كه براي انصراف فرد از اتكاي زياد به عادت هاي سلطه پذيري يا پرخاشگري، و پرورش راه هاي جديدتر و كارآمدتر براي برقراري رابطه لازم است(رابرت بولتون)
سلامت روان
ساتر(۱۹۸۵) معتقد است كه سلامتي مفهوم نسبتا انعطاف پذيري است و ممكن است كه آن را منحصرا به عنوان نبودن بيماري و ناتواني در نظر گرفت و يا آن را بصورت مثبت تري مانند آنچه در اساسنامه سازمان بهداشت جهاني(۱۹۴۸) آمده است تعريف كرد سلامتي عبارت است از حالت سلامت كامل جسمي و رواني و تنها نبودن بيماري و يا ناتواني اطلاق نمي شود.
از ديدگاه سازمان جهاني بهداشت تندرستي و سلامتي بدون سلامت روان بي معنا خواهد بود. با توجه به اين تعريف، عدم وجود امكانات ضروري براي پيشرفت انساني محيط اجتماعي و خانوادگي، عدم وجود عدالت اجتماعي، فقر، بيماري جسمي و خشونت همگي در تخريب سلامت روان فرد موثرند. پيشگيري و درمان اختلالهاي رواني دو روي يك سكه اند و بالا بردن سطح بهداشت روان اجتماع بايد با يك تحول فرهنگي متكي بر ارزشهاي فرهنگي آن جامعه صورت گيرد تا به نتيجه مطلوب برسد.
تعريف و عنايت بخش از سلامت روان براي فرد مستلزم داشتن احساس مثبت و سازگاري موفقيت آميز و رفتار شايسته و مطلوب است. پزشكان و روانپزشكان بهداشتي كه در سازمانهاي بهداشتي با طب پيشگيري و برنامه هاي اجرايي سر و كار دارند و به اصطلاح ديد بهداشتي دارند مانند اپيدميولوژيتها براي تعريف بهنجاري از نرمال ميانگين معروف منحني توزيع عمومي استفاده مي كنند. روان پزشكان فردي را از نظر رواني سالم مي دانند كه تعادلي بين رفتارها و كنترل او در مواجهه با مشكلات اجتماعي وجود داشته باشد. روان كاوان از شخصيت ايده آل صحبت مي كنند و كارشناسان سازمان بهداشت رواني: سلامت فكر و روان را اينطور تعريف مي كنند. سلامت روان عبارت است از قابليت ارتباط موزون و هماهنگ با ديگران، تغيير و اصلاح محيط فردي و اجتماعي حل تضادها و تمايلات شخصي به طور منطقي، عادلانه و مناسب.
طبق تعريف واتسون۱ موسس مكتب رفتارگرايي رفتار گرايي رفتار عادي نمودار شخصيت انسان سالم است كه موجب سازگاري او با محيط در نتيجه رفع نيازهاي اصلي و ضروري او بشود.
كارل راجرز۲ مي گويد: سلامت رواني عبارت است از سازش فرد با جهان اطرافش به حداكثر امكان بطوريكه باعث شادي و برداشت مفيد و موثر بطور كامل شود.
كينزبرگ۳«در مورد سلامت رواني مي گويد: عبارت است از تسلط و مهارت در ارتباط با محيط بخصوص در سه فضاي مهم زندگي، عشق، تفريح»
از تعاريف فوق چنين استنباط مي گردد كه سلامت رواني، علمي است كه براي بهزيستي و رفاه اجتماعي كه تمام زواياي زندگي از محيط خانه گرفته تا مدرسه و دانشگاه، محيط كار و مسايل اقتصادي و اجتماعي را در بر مي گيرد. داشتن سلامت روان بايد افراد را قادر سازد تا تواناييهاي جسمي و رواني خود را به حداكثر رسانيد از استرسهاي ناشي از عوامل بين افراد جلوگيري كرده، زندگي اجتماعي و اقتصادي بارور و هماهنگ با محيط داشته باشند(ميلاني فر ۱۳۷۸)



تعريف بهداشت رواني براساس ۲ مكتب زيست گرايي و روان كاوي
مكتب زيست گرايي:
مكتب زيست گرايي در مطالعه رفتار انسان، بيشترين اهميت را بر بافت ها و اعضاي بدن قابل مي شود. 
اين مكتب كه پايه ي اصلي روان پزشكي را تسكين مي دهد، بيشتر به بيماري رواني توجه دارند. نه بهداشت رواني، زيرا بيماري رواني را جز ساير بيماريها، به حساب مي آورد. ديدگاه روان پزشكي، براي تبين بيماري رواني، بر پديده ها و اختلالهاي فيزيولوژيك اهميت مي دهد و درباره فرد، ديد تعادل حياتي دارد طبق اين ديد، بهداشت رواني عبارت است از نظام متعادلي كه خوب كار مي كند، اگر تعادل به هم بخورد، بيماري رواني ظاهر مي شود(گنجي ۱۳۷۶)
مكتب روانكاوي
زيگموند فرويد، بنيانگذار مكتب روانكاوي بود، بهمين دليل روانكاوي به آساني از طرف روانپزشكي پذيرفته شده است. بعلاوه مكتب روانكاوي مكتب زيست گرايي شباهتهايي دارند. روانكاوي مثل زيست گرايي بر مفهوم تعادل بين ساختها، تشخيص و درمان استوار است. روانكاوي معتقد است كه شخصيت افراد از سه عنصر تشكيل شده است. نهاد، تنها عنصر ذاتي شخصيت است. عنصري كه به هنگام تولد حضور دارد. نهاد منبع همه نيروهاي غريزي فرد است و از اصل كسب لذا پيروي مي كند. نهاد عموما به شيوه تكانشي، غيرمنطقي و غيراخلاقي عمل مي كند. من از تولد به بعد همراه با رشد كودك ساخته مي شود من تابع اصل واقعيت است. من برتر در اوايل كودكي آغاز مي شود و از اصل آرمانها و كمال جويي پيروي مي كند. من برتر براي فرد وجدان اخلاقي فراهم مي آورد، او را از ممنوعيتهاي پدر و مادر و الزامهاي اجتماعي آگاه مي كند. به نظر روانكاوان، بهداشت رواني زماني تضمين مي شود كه من با واقعيت سازگار شود همچنين تكانشهاي غريزي نهاد به كنترل درآيد. فرد بايد بين سه عنصر شخصيت، نهاد، من، من برتر تعادل برقرار كند. بنابراين اگر بين نهاد من و من برتر تعارض بوجود آيد بيمار رواني ظاهر خواهد شد
  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق بسکتبال-خرید اینترنتی تحقیق بسکتبال-دانلود رایگان مقاله بسکتبال-تحقیق بسکتبال
این فایل در ۱۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 بَسکِتبال یک ورزش گروهی و با کمک یک توپ است. هدف هر تیم از انجام بازی کسب امتیاز از طریق انداختن توپ در داخل حلقه تیم مقابل می‌باشد، لذا تاکید فراوانی بر تقویت مهارت‌های پرتاب صورت می‌گیرد. هر توپی که از حلقه حریف عبور کند و داخل آن برود گل نامیده می‌شود.
    پیدایش بسکتبال
   تاریخچه بسکتبال زادگاه بازی بسکتبال آمریکاست . این بازی در اوایل پاییز سال ۱۸۹۱ میلادی توسط شخصی به نام جیمز نای اسمیت پایه ریزی و ابداع شد . اما ، از قرن‌ها پیش در میان ساکنان نقاط مختلف قاره آمریکا ، به ویژه آمریکای مرکزی و جنوبی انواعی از بازی و مسابقه رایج بوده که کم و بیش به بسکتبال شباهت داشته‌است .
   سابقه تاریخی در کشور آرژانتین ، نوعی بازی سنتی و قدیمی در میان گله دار‌ها متداول است که آن را (پاتو) (PATO) می‌نامند . در این بازی ، دو تیم سوار بر اسب در می‌دانی وسیع به تاخت و تاز می‌پردازند و هر تیم کوشش می‌کند توپی را که شش حلقه (مانند دستگیره) بر بدنه آن هست ، با پرتاب کردن و پاس دادن به یاران خودی ، به آن سوی میدان برساند و از حلقه و توری سبدی که در انتهای میدان بر روی ستونی چوبی نصب شده ، عبور دهد . این بازی تا حدی شبیه بسکتبال است اما شباهت بازی پوک تاپوک با ورزش بسکتبال بیش از پیش است . پوک تاپوک ، در میان اقوام متمدن قاره آمریکای جنوبی و مرکزی رواج بسیار داشت به ویژه اقوام مایا و تولتک (در ناحیه مکزیک کنونی) این بازی را کهن با توپ و حلقه‌های ثابت در می‌دانی وسیع انجام می‌شد ، با علاقه و هیجان زیادی برگزار می‌کردند.
  تولد ورزشی به نام بسکتبال
   جیمز نای اسمیت یک پزشک کانادایی بود که با ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرد و تابعیت آن کشور را گرفت . در سال ۱۸۹۱ یعنی زمانی که دکتر نای اسمیت در دانشگاه ورزش اسپرینگ فیلد (واقع در ایالت ماساچوست آمریکا) درس می‌داد ، رئیس دانشگاه از او خواست ورزشی ابداع و اختراع کند که دانشجویان بتوانند در فصل زمستان در سالن به آن بپردازند تا آمادگی جسمانی خود را برای پرداختن به مسابقات می‌دانی فوتبال ، هاکی و بیسبال ، در فصل بهار و تابستان حفظ کند .
   دکتر نای اسمیت پس از بررسی رشته‌های موجود ورزشی ، دریافت که ورزش جدید باید :
توپ در آن نقش داشته باشد . 
به صورت گروهی به اجرا در آید . 
اصل رقابت در آن رعایت شود . 
و بر مهارت استوار باشد . 
هیچ گونه خشونتی و برخوردهای سخت بدنی مبتنی نباشد . 
   حاصل این افکار و اندیشه‌ها ورزشی شد به نام بسکتبال که امروزه پس از سپری شدن نزدیک به یک قرن و اندی از اختراع آن ، از پر طرفدارترین و هیجان انگیزترین رشته‌های ورزش بین المللی است . دکتر نای اسمیت در شروع کار دو سبد که مخصوص حمل میوه بود بر دیوار دو طرف سالن ورزش دانشگاه و در ارتفاعی بلندتر از قد یک انسان قد بلند نصب کرد و به دو گروه از ورزشکاران جوان دانشگاه آموزش داد که توپی را دست به دست بدهند و سعی کنند آن را به درون سبد بیندازند . در این حال ، تیم مقابل باید بکوشد که مانع از انجام این کار شود و توپ را هم از چنگ حریف بربایند و تصاحب کند. نخستین مسابقه‌ای که به این ترتیب و به صورتی تجربی ترتیب یافت میان دو تیم ۹ نفره در کالج اسپرینگ فیلد بود و اولین گل تاریخ بسکتبال را هم یکی از بازیکنان به نام «ویلیام چیلس» به سبد انداخت . بعدها شخصی به نام «فرانک ماهان» با توجه به اینکه در زبان انگلیسی سبد را بسکت (BASKET) و توپ را بال (BALL) می‌گویند ، این ورزش را بسکتبال نامید . دکتر نای اسمیت ، برای آنکه بازی بسکتبال خشن نشود ، مقررات دقیقی برای آن به وجود آورد . بعضی از مقررات اولیه بسکتبال چنین بود :
بازیکنان حق نداشتند توپ را از دست هم بربایند . بازیکنی که توپ را در اختیار داشت ، نباید با آن راه برود یا بدود . هل دادن و هر نوع خشونت ممنوع بود . فقط بازیکنانی که توپ را در اختیار نداشتند می‌توانستند به هر طرف بدوند و جا بگیرند . بازیکن توپ به دست باید توپ را به طرف یاران خود پرتاب کند و به آنها برساند .

  در آغاز ، ته سبد هم بسته بود و هر بار که توپ به درون سبد می‌افتاد باید کسی به کمک نردبان توپ را از سبد بیرون بیاورد . در سال ۱۸۹۲ شخصی به نام «لئو آلن» سبد بسکتبال را که تا آن روز از ترکه چوب یا الیاف بود و به همین دلیل به زودی پاره و فرسوده می‌شد ، از سیم بافت تا استحکام بیشتری داشته باشد . دیری نگذشت که این ورزش جدید طرفداران زیادی در میان دانشجویان دانشگاه اسپرینگ فیلد و دیگر دانشگاه‌ها یافت .دکتر نای اسمیت هم مقررات و قوانین بسکتبال را کامل تر کرد و نسخه‌هایی از آن را به هر دانشگاه یا باشگاهی که علاقمند بود ارسال داشت . این مقررات در سال ۱۸۹۲ میلادی به صورت کتابچه‌ای برای استفاده عموم منتشر شد . کشور کانادا نخستین کشور خارجی بود که ورزش بسکتبال به آن راه یافت . دیگر کشور‌ها هم بتدریج و در سال‌های بعد پذیرای این ورزش جدید شدند : فرانسه در سال ۱۸۹۳ ، چین و هندوستان در سال ۱۸۹۴ ، انگلستان در سال ۱۸۹۴ ژاپن در سال ۱۹۰۰ و .. . نخستین مسابقه رسمی بسکتبال در سال ۱۸۹۶ بین دو تیم از دو دانشگاه شیکاگو و آیوا برگزار شد . نتیجه این بازی تاریخی ۱۵ بر ۱۲ به سود تیم دانشگاه شیکاگو بود . در سال ۱۹۳۰ دکتر نای اسمیت کتابی درباره خواص بسکتبال تالیف کرد تا نشان دهد که بازی بسکتبال گرچه بسیار پر تحرک است اما حتی برای سالمندان هم خطری ندارد و آسیبی متوجه اعضای حیاتی بدن (قلب و کلیه) نخواهد شد .
    قوانین ابتدایی
   با گذشت زمان قوانینی برای انجام بازی وضع شد. مثلا تعداد بازیکنان هر تیم ۹ نفر تعیین گردید. سپس به ۷ نفر تقلیل یافت و بالاخره این تعداد به ۵ نفر کاهش یافت و تثبیت شد. هر بازیکن می‌توانست در موقع وقوع خطا به جای کلیه بازیکنان تیم خود پرتاب آزاد را انجام دهد. هر تیم می‌توانست از شروع تا پایان بازی توپ را در زمین خود به طور دلخواه نگهداری نماید. هر بار که توپ گل می‌شد بازی با [[جامپ بال: |بین طرفین]] یا جامپ بالjump ball از وسط زمین ادامه می‌یافت. بازیکنان بلند قد می‌توانستند در نزدیک سبد قرار گیرند و توپ را به آرامی در سبد جای دهند (قانون سه ثانیه وجود نداشت). در آن زمان سعی شد توجه مدیران مدارس و مسئولان سازمان‌های ورزشی را به آموزش بسکتبال جلب نمایند. باوجود این تلاش مداوم و پیگیر، آموزش بسکتبال برای مربیان حالت جنبی داشت و اساساً فعالیت آن‌ها در ورزش‌های رقابت‌آمیز دیگری مانند فوتبال آمریکایی متمرکز بود.
    پیشرفت بسکتبال بعد از جنگ جهانی اول
   بعد از جنگ جهانی اول بسکتبال تبدیل به ورزشی رقابت‌آمیز و بزرگ شد. با گذشت زمان مربیان بسکتبال وضعیت مناسبی پیدا کردند و فعالیتشان مؤثر واقع شد. بسکتبال شناخته شد و به اروپا گسترش یافت. در سال ۱۹۲۴ نخستین مسابقات جهانی بین تیم‌های بسکتبال فرانسه، ایتالیا، انگلستان و آمریکا در پاریس برگزار گردید و از سال ۱۹۳۲ فدراسیون آماتوری بسکتبال در ژنو با نمایندگی چند کشور تشکیل شد. در مسابقات المپیک ۱۹۳۶ برلین برای نخستین بار ۲۳ کشور در مسابقات رسمی بسکتبال شرکت نمودند و آمریکا قهرمان المپیک گردید.
    تجهیزات مورد نیاز
     لباس
   لباس بازی برای زنان و مردان بلوز بی‌آستین و شلوارک است و نام تیم در جلوی بلوز و شمارهٔ بازیکن در پشت و جلوی آن نوشته شده‌است. در بازی‌های بین‌المللی شماره‌های بازیکنان از ۴ تا ۱۵ است. بازیکنان بسکتبال معمولاً از کفش‌های ساقدار استفاده می‌کنند که از مچ پا حفاظت بیشتری می‌کند
   در دو سال نخست که بازی بسکتبال ابداع شد، توپ فوتبال را برای بازی به کار می‌بردند. اما چون این توپ سبک بود در سال ۱۸۹۴ میلادی اولین توپ مخصوص بسکتبال توسط یک کارخانه دوچرخه سازی تولید شد که اندکی از توپ فوتبال بزرگ تر بود. در سال ۱۹۳۷ نوع دیگری توپ بسکتبال بزرگ تر اما سبک تر به بازار آمد و آنگاه در سال ۱۹۴۹ توپی ساخته شد به همین شکل و اندازه و وزن فعلی که هنوز هم مورد استفاده‌است. توپ بسکتبال بزرگتر از توپ‌های معمولی است و آن را از جنس چرم، لاستیک یا پلاستیک می‌سازند و هنگام استفاده باد می‌کنند. میزان فشار هوای داخل توپ باید به حدی باشد که در صورت رها شدن از ارتفاع ۱٫۸۰ متر، پس از اصابت به زمین کم تر از ۱٫۲۰ و بیش تر از ۱٫۴۰ متر از زمین بلند نشود. محیط یک توپ قانونی بسکتبال پس از باد شدن باید حداقل ۷۵ سانتی متر و حداکثر ۷۸ سانتی متر باشد

عتیقه زیرخاکی گنج