• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فی در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در آغار سده نوزده، در آن دوران كه هريك از مكتب‏ها و جنبش‏هاي ادبي قلمروئي از جهان هنر و ادب را ويژه خود ساخته بود، جنبش ديگري بنام سمبوليسم پا به پهنه هستي گذارد.
اين جنبش در حقيقت شورش و عصيان نسل جوان در برابر تمام هستي‏ها و پديده‏هاي اجتماعي و هنري و اخلاقي بود.
سمبوليسم مكتبي ادبي بود كه بدبيني و نوميدي را با وهم و رويا، همراه با احساس و خيالي ژرف و نيز درهم آميخته بازباني آكنده از كنايه و اشاره كه ويژه خود اين مكتب است، بيان مي‏داشت.
سمبوليسم تنها بر پايه «اصالت احساس» تكيه داشت و هنرمندان اين مكتب براي احساس‏هاي خود به هيچ اصل ديگري گردن نمي‏نهادند و از هيچ منطق و واقعيت ديگري پيروي نمي‏كردند
سرايندگان و نويسندگان در اين مكتب هريك با زباني رمزي ويژه خويش سخن مي‏گفتند زيرا كه اين گفته «مالارمه» شاعر سمبوليك سرآغاز انديشه‏ها و گفتار آنان بود كه مي‏گويد:
«نام بردن از يك چيز سه چهارم لطف شعر را تباه مي‏سازد، زيرا كه جاذبه‏ي هر شعر بستگي به خرسندي خاطر دارد كه خواننده در نتيجه درك نكته‏ها و مضمونهاي شعري به كمك گمان خود به دست مي‏آورد. با اشاره و كنايه چيزي را نماياندن يا احساسي را برانگيختن، زيبائي انديشه هنري را به كمال مي‏رساند.»

از همين رو بود كه اين رمزها و كنايه‏ها (سمبل‏ها) به نوشته‏ها يا سروده‏هاي هنرمند سمبوليك ويژگي خيال‏انگيزي مي‏داد و پديده‏هاي هنري او را به شكل يك پديده عرفاني يا روحاني مي‏نماياند.
مالارمه در جاي ديگر مي‏نويسد: « يك عبارت زيباي بي‏معنا خيلي با ارزش‏تر از يك عبارت بامعناست كه زيبائي چنداني ندارد. »
سمبوليك‏ها به كمك « جادوي واژه‏ها » آنچنان جهان مادي و معنوي و محسوس و نامحسوس را بهم پيوستند كه آهنگ و طنين واژه‏ها خود سرانجام بيش از هر موضوع ديگري آنها را بسوي خويش كشيد و گاه هدف برجسته برخي از سرودها گرديد.
در همه پديده‏هاي هنري سمبوليكي، يك احساس و خيال ژرفي كه آميخته با نوميدي و بدبيني است به چشم مي‏خورد. اين احساس سركش همواره درون‏بين و خودنگر است و با رويا و خيال همراه است. سخنوري درباره اين گروه هنرمندان مي‏گويد:
« آنان به همه چيزها و پديده‏ها معناهائي نامحدود نبخشيدند، به گونه‏اي كه هرچيزي با ماوراء‏الطبيعه بستگي پيدا مي‏كند، اما شيوه بيان آنان دلپسند و نامفهوم است. »
از آنجا كه سمبوليك‏ها به ستيزه‏جوئي با هر قيدوبند منطقي و رئاليستي در شعر و هنر برخاستند، مكتب سمبوليسم در برابر رئاليسم قرارگرفت. 
اين شيوه در هنر تئاتر نيز اثر بخشيد و رواج‏يافت و نمايشنامه‏نويسان بزرگي همچون موريس مترلينگ بشيوه سمبوليسم نمايشنامه نوشتند. 
از آنجا كه اين دسته هنرمندان اصول استوار و پابرجائي را پيروي نكردند و با زبان ويژه رمزي خود سخن از احساس و رويا و خيال به ميان آوردند هر كس از خواندن آثار آنان به اندازه نيروي درك و احساس خود، چيز خواهد فهميد. 
پيشواي اين مكتب در فرانسه شارب‏ بودلر بود كه بهره زيادي در برانگيختن اين جنبش دارد. همچنين ادگارد آلن‏پو (امريكائي) و موريس مترلينگ (بلژيكي) از رهبران شناخته اين مكتب بشمار ميروند.
آشنایی با سبک هنری سمبولیسم
گرایشهای هنری نوین در قرن بیستم: 
سمبولیسم: Symbolism
سمبولیسم در لغت به معنای رمز گرایی و نمادگرایی است. سمبولیسم، جنبشی نامحسوس در هنر بود که در دهه های ۱۸۸۰و ۱۸۹۰ در ارتباطی نزدیک با جنبش ادبی سمبولیستی در شعر فرانسه ظهور و شکل گرفت. این جنبش واکنشی بود به اهداف طبیعت گرایانه ی مکتب امپرسیونیسم و نیز به اصول رئالیسمی که توسط کوربه وضع شد.” نقاشی اساسا هنری عینی است و فقط می تواند شامل بازنمایی چیزهایی شود که واقعی و موجودند… شیء انتزاعی به قلمرو نقاشی تعلق ندارد” 
موریه شاعر، در تضاد مستقیم با این ایده، مرامنامه ی سمبولیستی را در فیگارو در۱۸ سپتامبر۱۸۸۶ انتشار داد و در آن اظهار داشت: اصل اساسی هنر” جامه پوشاندن به ایده به شکل حسی است” و کلمه ای بود که اولین بار برای نقاشیهای “ونگوگ” و ” گوگن” به کار رفت.
سمبولیسم واقعیت محض را مبتذل و ناچیز می شمرد و مدعی بود که باید واقعیت را به شکل سمبول(نماد) شناخت درونی هنرمند از آن واقعیت ارائه کرد. در سمبولیسم ذهنیت رمانتیسیسم شکل افراطی به خود گرفت. علاوه بر ذهنیت افراطی، سمبولیستها اصرار داشتند که هنر را از هرگونه کیفیت سودمند بزدایند و شعار” هنر برای هنر” (پارناسین)را ترویج دهند.
هدف سمبولیسم حل مناقشه بین دنیای مادی و معنوی است. به همان ترتیب که شاعر سمبولیست زبان شعری را پیش از همه به عنوان بیان نمادین زندگی درونی مورد توجه قرار داد، آنها نیز از نقاشان می خواستند تا بیانی بصری برای رمز و راز بیابند. 
نمادگرایان بر این باور بودند که تجسم عینی، کمال مطلوبی در هنر نیست، بلکه باید انگارها را به مدد نمادها القا کرد. بر این اساس آنان عینیت را مردود شمردند و بر ذهنیت تأکید کردند. همچنین کوشیدند رازباوری را با گرایش به انحطاط و شهوانیت در هم آمیزند.
نقاشان سمبولیست تصور می کردند رنگ و خط در ماهیت خود قادر به بیان ایده هستند. منتقدین سمبولیست بسیار تلاش داشتند تا بین هنرها و نقاشی های رودن که با اشعار بودلر و ادگار آلن پو قابل قیاس بود و با موسیقی کلود دبوسی توازی هایی برقرار سازند. از این رو سمبولیست ها بر ارجح بودن ذهنیت وانگیزش بر توصیف( یا نمایش) مستقیم و صریح تشبیهات تأکید می ورزیدند.
هنرمندان سمبولیست از نظر سبک و روش کار بسیار متنوع بودند. بسیاری از هنرمندان سمبولیست از نوع خاصی تصویر پردازی مشابه به نویسندگان سمبولیست، الهام می گرفتند. اما گوگن و پیروان او از موضوعات متظاهرانه و افراطی کمتر استفاده می کردند و غالبا صحنه های روستایی را بر می گزیدند. با وجود آن که نوعی حس مذهبی شدید و پر رمز و راز، مشخصه ی این جنبش بود، ولی همین حس شدید شهوانی و انحرافی، مرگ، بیماری و گناه از جمله موضوعات مورد علاقه جنبش بود.اگر چه سمبولیسم عمدتا در هنر فرانسه بحث می شود اما تاثیر فراگیر و گسترده تری داشت و هنرمندان مختلفی چون “مونش” به عنوان بخشی از جنبش در مفهوم گسترده ی آن مورد توجه هستند.
در مجموع از دیدگاه سمبولیست ها واقعیت آرمان درونی، رویا یا نماد فقط می توانست به صورت غیر مستقیم با واسطه بیان شود، یعنی با استفاده از کلید ها یا تمثیل هایی که نمایانگر واقعیت درونی بودند.
پل گوگن که زندگی اجتماعی خود را با کار دلالی سهام در پاریس آغاز کرد از روی ذوق شخصی به نقاشی و جمع آوری آثار هنرمندان معاصر پرداخت. در سال ۱۸۸۹ وی در مقام شخصیت اصلی هنر نوظهور سمبولیسم خوانده شد. پیروان رمزگرای گوگن خود را “نبی ها” ( کلمه عبری به معنای پیغمبر) می نامیدند.

عتیقه زیرخاکی گنج