• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن-خرید اینترنتی پایان نامه كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن-دانلود رایگان سمینار كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن-پایان نامه كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن-دانلود رایگان پروژه كاربرد سنجش از دور و اطلاعات ماهواره اي در معادن
این فایل در ۷۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وبه موارد زیر می پردازد:
اين گزارش بر مبناي بررسي هاي زمين شناسي معدني در منطقه اي در حدود ۵۰ كيلومتري جنوب ريگان بم- كرمان تنظيم شده است . منطقه مورد بررسي از نظر اكتشاف و پي جوئي منابع مس پرفيري مورد نظر شركت اكتشاف ملي مس ايران بوده است و فعاليتهاي اين شكرت در حال حاضر پي جوئي و اكتشاف مقدماتي را پشت سر گذاشته است و وارد اكتشاف نيمه تفضيلي شده است

۱-۱)                   تاريخچه مختصري از سنجش دور

سنجش از دور بدون دو دستاورد مهم زير نمي توانست وجود داشته باشد:

الف) توانائي دور شدن از زمين به حد كافي به طوري كه بتوان چشم انداز ارزشمندي به سطح زمين داشت.

ب)اختراع راه هاي اخذ تصوير.

اولين بالون هوايي گرمي كه انسان بر روي آن سوار بود در سال ۱۷۸۳ ميلادي به هوا رفت واولين روش ضبط تصوير در سال ۱۸۳۹ اعلام شد.ولي بيست سال بعد اين دو دستاورد جديد با همديگر تلفيق شدند و آن وقتي بود كه «گاسپار» توانست با يك بالن به بالا رفته و از آسمان دهكده اي را در نزديكي پاريس عكسبرداري نمايد.

در يك قرن بعد كاربردهاي نظامي، پيشرفت سنجش از دور را شدت بخشيدند. در خلال جنگ داخلي آمريكا (۶۵-۱۸۶۱) افراد يونيون به وسيله بالن به بالا فرستاده شدند تا موقعيت دفاعي كنفدراتها در اطراف ريچموند را عكسبرداري كنند. شناسائي با عكاسي هوايي با استفاده از هواپيمايي موتوردار در خلال جنگ جهاني اول به وقوع پيوست (۱۸-۱۹۱۴) كه اولين كاربرد مؤثر عكسهاي هوائي را در زمينه هاي مختلف مثل كارتوگرافي جنگلباني و زمين شناسي در سالهاي بعد ممكن ساخت در طول دهه هاي ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ دوربينها، فيلمها و وسايل تفسير عكسهاي هوايي به طور قابل توجهي پيشرفت كردند. شناسائي با عكس هوائي در جنگ جهاني دوم رل مهمي را در بسياري از عمليات نظامي بازي كرد. قبل از جنگ و در خلال آن رادار بوجود آمد و توسعه يافت و از سنجنده هاي فروسرخ حرارتي در خلال جنگ به طور آزمايشي استفاده شد.

در طول دهه ۱۹۵۰ عكاسي فرو سرخ رنگي جاي خود را در مطالعات پوشش گياهي باز كرد و رادار هواپيمايي پهنونگر معرفي گرديد. رادار با دريچه مصنوعي (SAR) با بوجود آمدن موفق پردازشگر نوري بوجود آمد. در همان دهه فنون عكاسي و مهارتهاي تفسير با پرواز هواپيماهاي جاسوسي مافوق صوت U2 آمريكايي برفراز خاك شوري سابق به پيشرفتهاي نائل گرديد.

از اوايل دهه ۶۰ به اين طرف تعدادي از ماهواره هاي شناسائي نظامي در مدار بودند كه خيلي ازآنها تصاويري بررسي فيلم عكاسي ضبط مي كردند. عموماً فيلم هاي برداشته شده در قوطي هاي سربسته از ماهواره بيرون انداخته شده و وارد جو زمين مي شوند و با چتر نجات شروع به پائين آمدن مي كردند كه به وسيله هواپيما قبل از رسيدن به زمين گرفته مي شدند. دليل اين كار اين بوده است كه هر كدام از ابرقدرتها بدين وسيله مطمئن شوند كه رقيب ديگر خودش را براي جنگ آماده نمي كند. ماهواره هاي مدرن شناسائي مي توانند اجسامي كوچكتر از ده سانتي متر را بر روي زمين تشخيص دهند. اين ماهواره اصولاً نظامي و محصولات آنها محرمانه است. ما در اين فصل به ماهواره هاي غير نظامي كه اصطلاحاً ماهواره هاي منابع زميني ناميده مي شوند خواهيم پرداخت.

سنجش از در غير نظامي از فضا در سال ۱۹۵۹ با مخابره عكس هاي تلويزيوني نه چندان خوب از ماه توسط ماهواره «لوناي» شوري و اخذ عكس از سطح زمين توسط  ماهواره “Explorer-6” آمريكائي آغاز شد. با تصميم آمريكا براي فرستادن انسان به كره ماه ابزارهاي سنجش از دور متعددي بر روي ماهواره اي كه در دهه ۱۹۶۰ به دور ماه مي چرخيدند تعبيه گرديد. اين ابزارها بايستي قبل از گذاشتن بر روي ماهواره توسط هواپيما بر روي زمين آزمايش شدند كه خود تشويق گر عكاسي و سيستم هاي اسكن كننده براي كاربري هاي متعدد و وسيع بر روي زمين كه ما امروز آنها را مي شناسيم گرديد.

سنجش از دوره كره زمين توسط ماهواره هاي بدون سرنشين در آوريل ۱۹۶۰ با پرتاب كردنTIROS  اولين سفينه از سري ده سفينه

Television and Infrored baservation satellites  آغاز شد كه پيشاهنگ ماهواره اي مدار پائين هواشناسي امروز به شمار مي روند.

ماهواره هاي “TIROS” يك جفت دوربين مينياتوري تلوزيوني و چندين راديومتر اسكن كننده فروسرخ و يك سنجنده غير تصويري امواج زمين با خود حمل مي كردند. از آن تاريخ تا به حال قابليت تفكيك مكاني و ظرفيت اطلاعات طيفي تصاوير ماهواره اي به طور قابل توجهي بهبود يافته است. تاريخچه سنجش از دور از مدار زمين از دهه ۱۹۶۰ به اين طرف را به راحتي با پيشرفتهاي ماهواره هاي هواشناسي قبل از توحه به ساير زمينه ها مي توان مشخص كرد. فهرست اسامي سري ماهواره هاي مختلف هواشناسي كه “TIROS” را دنبال نمودند به جهت  عمليات آنها بعد از پرتاب و يا نامگذاري آنها به نام بنگاههايي كه آنها را پرتاب كردند گيج كننده است. آخرين “TIROS” در اوايل ۱۹۶۵ به فضا پرتاب شد و بعضي از آنها تا ۱۹۶۸ نيز كار مي كردند.

سري دوم عبارت اند از ۹ ماهواره بود كه بين ۱۹۶۶ و ۱۹۶۹ پرتاب شدند. اين تاريخهاي عملياتي آنهاست و شامل سالهاي تمرين و تجربه آنها نمي باشد. اين ماهواره ها (TIROS Opietational systeme) TOS ناميده مي شدند، با اين همه اين ماهواره ها به نامهاي ESSA-1 تا ۹ نامگذاري شده بودند كه مخفف:

Environmental Scineces service Adminesteartion آمريكا كه اداره كننده آنها بوده است مي باشد. سري سوم عملياتي TOS شامل شش ماهواره بود كه بين ۱۹۷۰ و ۱۹۷۶ پرتاب شدند و بسياري از آنها در نامگذاري دوباره به نام NOAA-1 و غيره ناميده شدند كه مخفف Oceanic and atmospheric Admineastration National مي باشد اين ماهواره با يك سيستم اسكن كننده خطي به نام 

 (Advanced very high Resolution radiometr) AVHRRمجهز بودند كه براي دريافت طيف بينشي، فروسرخ نزديك و فروسرخ حرارتي به كار مي رفتند و اندازه پيكسل آنها به كوچكي يك كيلومتر بود. بعلاوه در آنها سنجنده اي فروسرخ و كهموج آزمايش اتمسفري براي اندازه گيري فرابنفش خورشيدي كه در برخورد با اتمسفر به فضا پراكنده مي شود و نيز تبادل انرژي زميني كار گذاري شده بود.يك خاصيت غير هواشناسي تصاوير AVHRR توانايي آنها در تهيه نقشه تغييرات پوشش گياهي در اشل جهاني بود.

بين سالهاي ۱۹۶۴ تا ۱۹۷۸ سنجنده هاي  مختلفي  بر روي ماهواره هاي سري “Nimbus” كه توسط ناسا  اداره مي شدند آزمايش شد. همچنين وسايل مختلفي كه بعدها در ماهواره هاي TIROS.N به كار گرفته شد بر روي آنها آزمايش شد، از جمله اسكنرهاي رنگي ساحلي كه سنجنده اي حساس به درخشندگي كلروفيل بود.

سري ماهواره هاي هواشناسي نظامي آمريكا، كوربين، ويديكان و استكنر در آنها به كار گرفته مي شد و داده ها را مستقيماً به كشتي هاي در  حال سفر در اقيانوسها مخابره مي كنند مدت زيادي  هست كه سرگرم فعاليت اند و به نام

 (Defence Metoorological satellite program) DMSP مي باشند.

سري ماهواره هاي زمين آهنگ كه بر روي خط استوا و در فاصله خيلي بالاتر قرار گرفته و نسبت به زمين ساكن هستند در سال ۱۹۶۷ با پرتاب 

Application technology satellite) ATS-1) كه دوربين اسكن كننده چرخان براي توليد يك تصوير از بيشتر نقاط نيم كره غربي در مدت ۲۵ دقيقه را در خود نگه داشت آغاز شد ماهواره  هاي چند مليتي ديگري كه دستگاههاي پيشرفته بيشتري در خود داشتند به دنبال آمدند.

غير از مثالهاي نظامي در اواخر دهه ۸۰ ماهواره هاي هواشناسي و داده هايي كه از آنها اخذ مي شدند توسط مؤسسات ملي و بين المللي اداره مي دشند و هنوز اداره مي شوند. اين سازمانها عبارتند از‍: NOAA در آمريكا،   (European Space Agency)ESA و (World Metoorological Organization) WMO و غيره.

عكسبرداري از زمين به طور سازمان يافته  به وسيله فضانوردان در پروازهاي Gemini در طول سالهاي ۱۹۶۵ بنيان گذاري شد. اين عكس برداري ها براي مشخص هاي زميني و زمين شناسي انتخاب شده و براي ساير مقاصد و همچنين پديده هاي اقيانوسي مثل درخشندگي ناشي از بازتاب جالب امواج در نظر گرفته مي شدند. اين مطالعات توجه زيادي را در جامعه سنجش از دو غير نظامي به خود جلب نمود كه به ايجاد يك ماهواره قادر به ضبط تصاوير با قدرت تفكيك بالا براي ادامه مطالعات زميني منجر شد.

يك اسكنر بينشي و فروسرخ (Multi Specral Scanner) MSS  كه اندازه پيكسل آن ۸۰*۸۰ متر بود و يك سيستم دوربين تلويزيوني ويديكان (vidican) بر روي نسخه اصلاح شده ماهواره (Nimbuse) كار گذاشته شد كه

 (Earth Resources Technology Satellite) ERTS نام گرفت. اين ماهواره كه در ژوئيه ۱۹۷۲ پرتاب و نامش بعدها به لندست يك تغيير يافت اين ماهواره از سري لندستها گرديد.

اين ماهواره داده هايي را كه جامعه سنجش از دور خارج از جامعه هواشناسي لازم داشت فراهم نمود. لندست ۲ و ۳ مشابه لندست اول بودند ولي لندست چهارم و پنجم كه در سالهاي ۸۲ و ۸۴ پرتاب شوند داراي وسايل پيشرفته هستند. سنجنده

 (Thematic Mpper) TM در لندست چهارم و پنجم جاي RBV را گرفت. اين سنجنده بيشتر به سمت فروسرخ بازتابي رفته و در مقابل ۸۰*۸۰ متر اندازه پيكسل MSS اندازه پيكسل ۳۰*۳۰ متر مي باشد ولي MSS هنوز هم همان اندازه پيكسل ۸۰*۸۰ متر (۷۹) متر را دارد تا از اين رو تداوم داده ها برقرار باشد.

در طول دهه ۱۷۰ اوايل دهه ۸۰ داده هاي لندست با قيمت ارزان به طور مساوي در اختيار جامعه دانشمندان و ساير  مصرف كنندگان قرار مي گرفت. در سال ۱۹۸۵ عمليات لندست به كمپاني خصوصي “EOSAT” واگذار شد. اين پايان دوره كاربري سنجش از دور به صورت تجربي و شروع دوره اداره عمليات به صورت تجارتي به شمار مي رود. قيمتها هم اكنون به صورت تجارتي بوده و داده ها با توافق كپي رايت (حقوق محفوظ) در اختيار قرار ميگيرد. ولي دسترسي به داده ها بدون در نظر گرفتن مليت هنوز هم رعايت مي گردد. در طول دهه ۸۰ سازمانهاي متعددي در بيرون آمريكا ايستگاه گيرنده زميني خودشان را براي دريافت مستقيم داده ها از ماهواره لندست داشتند و قادر به فروش تصاوير تحت اجازه “EOSAT” بودند. و هم اكنون نيز به همين طريق انجام مي شود.

نخستين سري ماهواره هاي سنجش از دور غير ‎آمريكائي توسط سازمان فضائي فرانسه كه “SpoTi” ناميده شد، در سال ۱۹۸۶ به فضا پرتاب شد. اين اولين سيستم پوش بروم در يك ماهواره بدون سرنشين بود و براي اولين بار تونايي برداشت تصاوير به طريق سه بعدي را داشت كه اين عمل با نگاه مايل ماهواره انجام مي شود. مثل نسل جديد سري لندست اسپارت بر اساس سازمان تجارتي اداره مي شد. در ۱۹۸۷ ژاپني ها با پرتاب

ماهواره MOS-1 (Marine Observation Satellite) و در سال ۱۹۸۸ هنديها با ماهواره IRS-1  وارد بازار رقابت تجارتي شد.

نقطه عطف ديگري در تاريخ سنجش از دور ماهواره

 (Heat Capacity Mapping Mission)  HCMM بود كه در سال ۱۹۸۷ پرتاب و عمرش خيلي كوتاه بود. اين ماهواره دوباره در روز تصاوير فروسرخ حرارتي را براي تعيين اينرسي حرارتي برمي داشت. و ماهواره “Stasat” نيز در سال ۱۹۸۷ كه نخستين ماهواره “seasat” نيز در سال ۱۹۷۸ كه نخستين ماهواره راداري بود در فضا پرتاب شد ولي عمر آن فقط ۱۰۴ روز به طول انجاميد. رادارهاي تصوير بردار نيز بر روي سه شاتل پرواز داده شده و ساير سيستم هاي مختلف رادار (SAR) براي ماهواره هاي آينده برنامه ريزي شده اند.

  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

معلمان عموماً بر این باورند که پرونده ای که آنان از دانش آموزان خود تهیه می کنند ابزار مهمی برای سنجش پیشرفت شاگرد و دارای چنان قابلیت انعطافی است که زمینه ساز رویکردهای گوناگون تدریس است . این پرونده سنجشی که حاوی اطلاعات فراوان و مستمر راجع به وضعیت پیشرفتهای دانش آموز است . برای قضاوت درباره شاگرد و مقایسه او با سایر دانش آموزان ، تصمیم گیر ی درباره جایدهی دانش آموز ، یه بکار گیر ی شیوه های متناسب تدریس ، و بررسی ثمر بخشی فعالیتهای معلم به کار می آید . این روش را برخی از محققان به عنوان یک شیوه مستقل و متفاوت سنجش به حساب می آورند که فرصتهای مناسبی را در اختیار معلم قرار می دهد تا سنجش دانش آموزان را به تدریس کلاس مربو ط نماید . 
پرونده ای اختصاصی که برای دانش آموزان تهیه می شود . اگر چه معمولاً محتوای متفاوتی دارند و هدفهای کما بیش مختلفی را دنبال می کنند . عموماً نموداری از فعالیتهای دانش آموزان و حاوی پیشرفت کار ، انگیزه و علاقمند یو ، خود سنجیهای شاگرد هستند ( هرمان  و همکاران ، ۱۹۹۳ ؛ آرتر  و اسپاندل  ، والنسیا  و کالفی  ، ۱۹۹۱ ؛ پاولسون  و همکاران ، ۱۹۹۱ ) . 
این پرونده ا گاهی توسط معلم ، گاهی با همکاری معلم و شاگرد و گاهی توسط یک ارزشیابی کننده خارج از کلاس درس تهیه می شود . چگونگی ارزشیابی این پرونده ها نیز با یکدیگر متفاوت است . این کار گاهی به رو ش نمره گذاری کلی یا تفضیلی ، و گاهی از طریق توصیف وضعیت دانش آموز صورت می گیرد . 
 رزنیک  و رزنیک کارکرد سنجش یا آزمون در دورة کنونی را در سه مقولة اصلی توضیح داده و گفته اند که سنجش پرونده ای ابزار کار آمدی در هر سه مورد ( یعنی در اجرای تدریس ، گزینش و گواهی دادن به دانش آموز ، و ارزشیابی ثمر بخشی برنامه ها ) است . آنها  می گویند برای هر نوع از سنجش موضوعات گوناگون و روابط متفاوت بین نتایج آزمون و برنامة درسی و تدریس وجود دارد . 
آن نوع از سنجش که به اجرای تدریس مربوط است باید با برنامة درسی ارتباط داشته باشد . هدف از این سنجش آن است که به معلّم و شاگرد کمک کند تا در مورد میزان دانش شاگرد ( یعنی آنچه می داند و آنچه نمی داند ) و سطح مهارت های او اطّلاعات لازم را به دست آورند و این اطّلاعات را راهنمای تدریس قرار دهند . وصول به این هدف مستلزم سنجش مداوم ، بازخورد دادنِ سریع به دانش آموز ، و دستیابی به اطّلاعات دقیق راجع به او است . 
نوع دیگری از سنجش که برای گزینش و پذیرش و یا گواهی دادن به دانش آموز به کار      می رود باید همراه با دریافت اطّلاعات دقیق راجع به وی باشد . این نوع سنجش که معمولاً در آموزش ویژه به کار گرفته می شود وسیله ای برای پیش بینی عملکردهای آتی دانش آموز است و نیازی ندارد که به برنامة درسی ارتباط داشته باشد . همچنین ، به نظر رِزنیک و رِزنیک ، این آزمون ها می تواند حالت غیر مستمرّ داشته باشد و نیازی به بازخورد سریع نیز ندارد . به نوشتة آنها « در سنجشی که برای گزینش صورت می گیرد مهمّ این است که بتوانیم ، با کمک یک استاندارد مشترک ، دانش آموزان خود را با شاگردان سایر مدارس مقایسه کنیم . 
در نوع سوم سنجش ، یعنی ارزشیابی میزان ثمر بخشی عمومی برنامه ها هدف این است که اطّلاعاتی راجع به عملکرد کلّی مدرسه به دست آوریم و  به همین جهت به اطّلاعات دقیق راجع به یکایک دانش آموزان و مهارت های آنها نیازی نداریم . همچنین ،‌ به بازخورد سریع و آزمون مستمرّ نیز احتیاجی نیست . 
برخی دیگر از محقّقان ،‌ علاوه بر ثمر بخشی عمومی آزمون ها که مورد توجّه معلّمان و مسؤولان آموزشی و دیگر نهادهای دولتی است ، به ضرورت پاسخگویی آزمون ها به نیازهای خود دانش آموزان و والدین آنها توجّه کرده و آن را یک ضرورت اخلاقی و وظیفة اختصاصی سنجش شاگرد دانسته اند ( نگاه کنید به بِرگس  ،۱۹۹۲ ، و فار  ، ۱۹۹۴ ) . آنها این « پاسخگویی به شاگرد یا مُراجع » را تا حدّ پاسخگویی به والدین و سرپرستان نیز فرا می برند و معتقدند که معلّم باید نتایج سنجش و تدریس را نه تنها با شاگرد در میان گذارد بلکه والدین و افراد ذیصلاح خارج از کلاس درس را نیز در جریان امر قرار دهد . نوع اطّلاعاتی که به هر یک از این افراد ارائه می شود ممکن است با دیگری متفاوت باشد . اطّلاعات مورد نیاز معلّم و شاگرد این است که پیشرفت شاگرد را مشخّص کنند و به این وسیله برنامة تدریس را تدارک ببینند . امّا عموم مردم نیازمند آنند که بدانند کارآیی مدرسه تا چه حدّی است . فار ( ۱۹۹۴ ) معتقد است که والدین به هر دو نوع اطّلاعات مذکور نیازمندند . 
با چنین ادراکی از سنجش است که سنجش پرونده ای می تواند پاسخگوی نیازهای معلّم و شاگرد و والدین و یا افراد دیگری در خارج از کلاس درس باشد . این روش سنجش ، حتّی اگر شیوه ای مستقلّ و یا معادل با شیوه های روان سنجی به حساب نیاید ، کمک ارزشمندی برای معلّم و تدریس است و پروندة‌ ارزشیابی  و پروندة مستند  دانش آموز و معلّم نیز به حساب می آید . در این نوع سنجش ، همان طور که پاولسون و همکاران( ۱۹۹۱ ) می نویسند : « دانش آموز به جای آن که موضوع سنجش باشد ، شریک سنجش است . » آرتر و اسپاندل ( ۱۹۹۲ ) براساس اظهار نظرهای تعدادی از متخصّصان تعلیم و تربیت در انجمن ارزشیابی شمال غرب  ( NWEA ) تعریف زیر را از سنجش پرونده ای ارائه نموده اند :
« پروندة دانش آموز یک مجموعة هدفدار از فعالیت های او است که شرح حال تلاشها ، پیشرفتها ، و دستیابی های شاگرد در یک حوزة معیّن را ارائه می دهد . این مجموعه باید در برگیرندة سهم دانش آموز در انتخاب محتوای پرونده ، دستورالعمل های گزینش و پذیرش ، معیارهای قضاوت دربارة شایستگیها ، و شواهد مربوط به واکنش های شخصی دانش آموز باشد ». 
برخی از متخصّصان پا را از این نیز فراتر گذاشته و تأکید می کنند که « واکنش های شخصی دانش آموز ، ارزشیابی وی از خود ، و انتخاب شخصی او ، اولویّت برتری از معیارهای استاندارد دارد » . 
آنچه مسلّم است این است که آزمون های سنّتی ، و از جمله آزمون های استاندارد چند گزینه ای ، تناسب لازم را با نگرش ها و پیشرفت های تدریس و یادگیری ندارد . مشکل اساسی این آزمون های سنّتی همان پیش فرض های فلسفی رفتارگرایی و به خصوص جدا کردن موضوع مطالعه از زمینة طبیعی آن  و نادیده گرفتن روابط عنصر مورد مطالعه با سایر اجزاء  است . 
در مورد پیش فرض اوّل ، یعنی جدا کردن موضوع مطالعه از زمینة طبیعی آن ، چنین پنداشته می شود که گویا هر جزء از یک مهارت ، مقولة ثابتی است و در هر جا و هر موقعیّتی شکل یکسان و همانندی به خود می گیرد . به همین جهت نتایج حاصل از آزمون در فضای روان سنجی را ، که معمولاً متفاوت از فضای طبیعی ـ مثلاً محیط کلاس درس ـ است ،‌به محیط های طبیعی تعمیم می دهند . امّا واقعیّت این است که ،‌ به قول رزنیک و رزنیک ( ۱۹۹۲ ) « ما نمی توانیم سنجش معتبری از شایستگی فرد در یک وضعیّت کاملاً متفاوت از محیط طبیعی عملکرد او انجام دهیم . 
در مورد پیش بینی فرض دوم ، یعنی نادیده گرفتن روابط جزء مورد مطالعه با سایر اجزاء ، چنین اندیشیده می شود که کارآیی در یک مهارت پیچیده از طریق یادگیری خرده مهارت ها یا اجزای آن مهارت به دست می آید و سنجش این خُرده مهارت ها مبیّن و معیار پیشرفت در آن معیار پیچیده است . پژوهش های اخیر در روان شناسی شناختی حاکی از آن است که « پیچیدگی مهارتهای ترکیبی در همان ترکیب و تأثیر و تأثر متقابل اجزاء آنها است » که باید در جریان بررسیهای همه جانبه و پویا کشف شود . 
آزمون های سنّتی که اندازه گیری های غیر مستقیم را اساس کار خود قرار می دهند ، نمی توانند این پیچیدگی و پویایی را در متغیّر معیار خود به درستی منعکس کنند .   همچنین ، از آنجا که اندازه های غیر مستقیم حاصل از آزمون ها با هدف های مستقیم مورد نظر ِ همخوانی ندارد نوعی از محدود نگری در برنامه های درسی را به همراه می آورد . استفاده از آزمون های سنّتی به عنوان سنجش های تحمیلی خارجی  مورد انتقاد بسیاری از متخصّصان قرار گرفته است . به برلاک  ، ۱۹۹۲ ؛ موس  و همکاران ، ۱۹۹۲ ؛ موس ، ۱۹۹۲ ) . به نظر  این گونه سنجش ها توجّه خود را بر استاندارد بودن آزمون از بابت اینکه « چه چیزی را و چگونه اندازه می گیرد ، و تکالیف و شرایط اجرا و اقدامات نمره گذاری کدام است » قرار می دهد تا « قابلیّت مقایسة تکلیفی را با تکلیف دیگر ، نمره ای را با نمرة دیگر ، و موضوعی را با موضوع دیگر » افزایش دهد (کلیفت  ،‌۱۹۹۴ ، صفحة ۹ ) . این آزمون ها توجّه خود را بر افزایش پایایی  ، قابلیّت تکرار  ، و قابلیّت تعمیم  ، معطوف می دارند و به معیارهای معلّم و شاگرد و واقیعت های تدریس و یادگیری در سنجش ، اهمیّت نمی دهند . 
جدایی بین فعالیّت های روزمرّه در کلاس درس و آزمون های تحمیلی خارجی ،‌ باعث جدا کردن معلّم و شاگرد از یکدیگر و موجب تأثیر منفی در تدریس و در پیشرفت دانش آموز   می شود . این آزمون ها در واقع یک الگوی اداری ( بوروکراتیک ) را در برخورد با شاگرد به کار می گیرند و در صدد آن هستند که تبعیّت شاگرد از خط مشی ها و برنامه های درسی سنّتی را بسنجند . روش های جدید سنجش ، برعکس این آزمون ها ، در پی شواهدی است که تصمیم گیری مبتنی بر دانش را به منظور « پاسخگویی به نیازهای شخص دانش آموز » میسّر می سازد ( نگاه کنید به اثری از گملین  و فلمینگ  با همین عنوان « پاسخگویی به نیازهای شخصی دانش آموز » ، ۱۹۸۵ ) . 
نگرش های جدید سنجش ، و از جمله سنجش پرونده ای که مخصوصاً در سواد آموزی و سطوح گوناگون نوشتن و نویسندگی کاربردهای وسیعی یافته است . فرصت های ارزشمندی را برای سنجش تکالیف پیچیده در اختیار ما قرار می دهد . با این روش می توان آنچه را که آموخته شده و چگونگی این آموختن را مورد سنجش قرار داد و از این طریق یادگیری و تدریس را هدایت کرد و اصلاحات لازم را در آنها به عمل آورد . سنجش پرونده ای می تواند تا سطح سنجش در مقیاس بزرگ  و ارزشیابی پرونده ای کشانده شود . « سنجش پرونده ای را می توان برای مقاصد مختلف ارزشیابی ، و از جمله سنجش صلاحیّت ها و پیشرفت ، مورد استفاده قرار داد . » ( مورفای  ، ۱۹۹۴  ). این نوع سنجش به کمک اطّلاعات گوناگونی که توسّط معلّم دربارة عملکردها و پیشرفت دانش آموز  جمع آوری شده و خود دانش آموز نیز نقش مهمّی در تهیّة این اطّلاعات دارد به عمل آید . نمونة کارهای شاگرد ، مشاهدات و اظهار نظرهای معلّم ، آزمون های کلاس درس ، نتایج آزمون های استاندارد ، چک لیست ها ، یادداشتهای مربوط به وقایع اتّفاقی ، و امثال آن از جمله اطّلاعاتی است که در این پرونده جمع آوری می شود . این اطّلاعات معمولاً بی آنکه با معیارهای استاندارد و از پیش تعیین شده سنجیده شود ، به عنوان شواهد عملکرد و پیشرفت دانش آموز و راهنمای تدریس ، مورد ارزشیابی قرار می گیرد . در آموزش ویژه نیز سنجش پرونده ای به عنوان سند پیشرفت دانش آموز مورد استفاده قرار گرفته است ( نگاه کنید به بیچر  ، ۱۹۹۰ ؛ دادلی ـ مارلینگ  ،‌ ۱۹۸۸ ؛ لیپسون  و ویکسون  ، ۱۹۹۱ ) . 
معلمان آموزش ویژه با استفاده از فنون گوناگون سنجش ، اطّلاعات حاصل از اندازه گیری ها و اسناد دیگر مربوط به زمینه های مختلف را در پروندة شاگرد نگهداری می کنند و با تحلیل محتوای پرونده ، تصمیم های لازم را برای تدریس اتّخاذ می کنند و گزارش های لازم برای ارائه به والدین و افراد ذیصلاح را آماده می کنند . در تحلیل محتوای پرونده ، یک چارچوب تفسیری و فهرستی از خصوصّیات مربوط به هر درس یا تکلیف با توجّه به وضعیّت هر دانش آموز مورد استفاده قرار می گیرد . مسؤولیّت این اقدامات بر عهدة معلّم متخصّص است و روایی تحلیل و تفسیر وی از محتوای پرونده به وسیلة کمیتة تخصّصی آموزشی ویژه در مدرسه مورد ارزشیابی قرار می گیرد و چه بسا اطّلاعات تازه ای را برای تکمیل پرونده ،‌ و حتّی تغییراتی را در چارچوب تفسیری مورد نظر ، لازم بداند و به این طریق راه را به سوی سنجش و ارزشیابی مستمرّ و پویا بگشاید
  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سنجش عبارتست از مقايسه كميت هاي نامعلوم با كميت هاي حد نصاب و قراردادي، اين ايده موقعي به مرحله اجراء قرار مي گيرد كه لازم باشد كميت هاي فيزيكي و شيميائي معلوم و اندازه گيري شوند. عمل سنجش بهر صورت كه باشد در تغييرات و فعل و انفعالات مواد اوليه تمام صنايع جهان لازم و ضروريست. زيرا بدلائل زير حس هاي پنج گانه بشر فقط در حدي بسيار محدود در عمل اندازه گيري و سنجش قادر به معلوم تغييرات در اشياء مي باشند. بنابراين ناچار است از وسائلي استفاده كند كه بتواند بدون تماس مستقيم خود عمليات سنجش را با بكار بردن آن وسائل انجام دهد و حتي عمل كنترل را بانجام رساند.
۱-۲- لزوم كاربرد وسائل سنجش و كنترل در صنايع نفت و پتروشيمي 
الف- كنترل كيفيت و كيفيت طبق طرح عمليات بهره برداري و مشخصات تعيين شده
ب- ايمن نگهداشتن واحدهاي صنعتي در شرائط خاص (از نظر خطرات انفجار وكليه حوادث ناشي از صحيح كار نكردن وسائل)
كنترل
بطور كلي در هر فرآيند توليدي صرف نظر از روش توليدي. نوع و حجم محصول و نياز به يك سيستم كنترل كننده داريم تا بطور اتوماتيك همواره روند توليد را تحت نظر داشته و عملكرد صحيح سيستم ها،دستگاهها و آلات و ادوات گوناگون را تضمين نمايد.
بعنوان  مثال در يك كارخانه نوشابه سازي اعمالي از قبيل شستشوي بطري، ضد عفوني كردن آب، پر كردن، نصب تشتك سر بطري و غيره بايستي بطور منظم سريع و بدون خطا صورت گيرد و يا در يك نيرو گاه برق كنترل دور ژنراتورها، ميزان فشار و درجه حرارت در ديگهاي بخار و ساير عوامل بايد بطور دقيق و پيوسته تحت كنترل بوده و از انحراف آنها از مقدار مطلوب جلوگيري شود. هر سيستم كنترل ممكن است از يك يا ند حلقه كنترلي  (Control Loop) تشكيل شده باشد. و هريك از اين حلقه هاي كنترل ممكن است.بطور مستقيم و يا در ارتباط با ساير حلقه ها عمل نمايند.
تعريف حلقه كنترل  CONTROL LOOP
به مجموعه اي از آلات و ادوات ابزار دقيق( اعم از نشان دهنده ها، كنترل كننده ها، مبدل ها و ….) كه در ارتباط با يكديگر قرار داشته و مجموعاً عامي خاصي را تحت كنترل داشته باشند يك حلقه كنترل مي گوييم. مثلاً اگر يك سنسور حرارتي را طوري در ارتباط با يك كليد قرار دهيم كه در درجه حرارت معيني اين كليد وصل شده و در نقطه معين ديگري قطع نمايد. اين دو عنصر رويهم رفته تشكيل يك حلقه ساده كنترل حرارت مي دهند.


۱-۳- عوامل تحت كنترل 
در هر فرآيند توليدي متغيرهاي زيادي وجود دارند كه بايستي تحت كنترل قرار گيرند اما چهار عاملي كه از اهميت بيشتري برخوردار بوده و در صنعت همواره با آنها برخورد خواهيم داشت عبارتند از:
۱- فشار PRESSURE
در مواردي كه با سيالات سروكار داريم (گازها، مايعات، بخار آب) فشار و تغييرات آن از عوامل عمده اي است كه بايستي تحت كنترل قرار گيرد.
۲- جريان سيال FLOW
كه به معني حجم جابجا شده در واحد زمان مي باشد و بخصوص در رابطه با سيلات عامل اصلي كنترل شونده بوده و غالباً با كنترل جريان مي توان ساير متغيرها را نيز كنترل نمود.
۳- سطح (ارتفاع) LEVEL 
در رابطه با مخازن، انبارهاي محصول و موارد مشابه كه محصول در آنها ذخيره شده و يا از آنها برداشت مي شود كنترل سطح مطرح است.
۴- دما TEMPERATURE
تغييرات دما در هر فرآيندي و در رابطه با هر نوع ماده اي (بخصوص در صنايع پتروشيمي) وجود داشته و اگر عوامل بسيار مهمي است كه كنترل آن لازم است. براي اندازه گيري و كنترل هر يك از عوامل فوق آلات و ابزار و روشهاي خاصي وجود دارد كه بموقع خود با آنها آشنا خواهيم شد.
۱-۴- آشنايي با چند اصلاح رايج در ابزار دقيق
قبل از اينكه به بحث در مورد روشهاي اندازه گيري و كنترل بپردازيم بهتر است با چند اصطلاح كه بعد از اين مرتباً با آنها برخورد خواهيم داشت آشنا شويم.
۱- SETTOINT
به معني نقطه از پيش تعيين شده و يا مقدار مطلوب مي باشد و منظور از آن حالت يا مقداري است كه مي خواهيم عامل تحت كنترل را در آن حالت (يامقدار) ثابت نگهداريم. بعنوان مثال اگر بخواهيم دماي اطاق را روي   25 ثابت نگهداريم مي گوييم 
Point  Set برابر   25 است و يا اگر منظور اين باشد كه يك مخزن آب را طوري كنترل كنيم كه همواره باندازه نصف كل ظرفيتش آب داشته باشد بايستي  Set Point  برابر ۵۰% انتخاب گردد.
۲- MEASUREMENT
مقدار اندازه گيري شده (مقدار واقعي) عامل تحت كنترل را گوييم. در مورد مثال دماي اطاق كه مقدار مطلوب   25 بود ممكن است دماي واقعي بيشتر و يا كمتر از اين مقدار باشد مثلاً     25 در اين حالت مي گوييم:
Set Point= 25  
Measurement=22  
۳- OFF SET
تفاوت بين مقدار مطلوب و مقدار واقعي عامل تحت كنترل ار Off Set مي گوييم. بنابراين براي مثال فوق خواهيم داشت:
Off Set=Set Point -Measured 
۲۵  -22  =3  
۴- SIGNAL
ارتباط بين اجزاء مختلف در يك حلقه كنترل از طريق علائمي كه بين آنها رد و بدل مي گردد برقرار مي شود اين علائم ممكن است الكتريكي الكترونيكي باشند. به اين علائم صرف نظر از نوع آنها سيگنال گفته مي شود.
۵- FEEDBACK
در يك حلقه كنترلي همواره سيگنالهايي از طرف كنترل كننده بطرف عامل تحت نترل جهت تصحيح وضعيت آن ارسال مي گردد. براي اطلاع از وضعيت عامل تحت كنترل نيز سيگنالهايي از طرف آن بسوي كنترل كننده برگشت داده مي شود.
۶- حلقه كنترلي باز و بسته  OPENAND CLOSED LOOP
بطور كلي اگر در يك حلقه كنترلي مسير فيدبك برقرار بوده و ارتباط برگشتي ميان عامل تحت كنترل و كنترل كننده برقرار باشد اين حلقه يك حلقه بسته است. اما اگر سيگنال برگشتي وجود نداشته و اين مسير قطع باشد، حلقه كنترل را حلقه باز مي ناميم.
 
شناخت انواع كميت هاي مورد استفاده در سيالات

۲-۱ فشار (PERSSURE)
۱- فشار نسبي   GAUGE PRESSURE
اكثر فشار سنج ها تفاوت فشار سيال را از فشار اتمسفر نشان مي دهند كه اين تفاوت فشار را فشار نسبي گويند.
فشار اتمسفر- فشار مطلق سيال= فشار نسبي سيال
 Gauge pressure =Absolute of Fluid -Pressure Of The Atmosphere
۲- فشار جو  ATMOSPHERE PRESSURE
هوائي كه كره زمين را احاطه كرده است داراي وزن مي باشد كه آنرا فشار هوا گوئيم  و مقدار آن بستگي به ارتفاع و درجه حرارت محيط دارد. تريچرلي براي اولين بار مقدار اين فشار را در كنار دريا بطريق ذيل اندازه گرفت. تستك پر از جيوه اي را در كنار درياي آزاد قرار داد. لوله شيشه اي را بطول يك متر كه به يك طرف آن بسته بود براي جيوه كرده و آنرا وارونه در تشتك قرار داد.
سپس مشاهده نمود كه سطح جيوه درون لوله رفته رفته پائين آمد و در ارتفاع ۳۰ اينچ كه مساوي  76 سانتي متر است از سطح جيوه تشتك قرار گرفت.
علت قرار گرفتن سطح جيوه در اين ارتفاع وجود اختلاف فشار در قسمت بالاي لوله كه خلا مي باشد و فشار جو كه روي سطح جيوه است مي باشد.
تريچرلي از اين آزمايش نتيجه گرفت كه مقدار اين فشار در كنار سطح دريا برابر با     14/70 پوند بر انيچ مربع است.
۲-۲- جريان سيال (دبي) FLOW
جريان يابده شاره (Q): اگر شاره اي كه لوله اي را پر كرده است. با سرعت متوسط v    در اين لوله جريان يابد جريان يا بده (دشارژ) آن . Q  عباراست از:
O=Av
۲-۳- دما( درجه حرارت ) TEMPERATURE
حرارت يا گرما يكي از صورتهاي انرژي است كه در عمليات صنعتي از حساسيت زيادي برخوردار بوده و از جمله متغيرهائي است كه بايستي مورد اندازه گيري و كنترل قرار گيرد. اين انرژي نيز مانند ساير انواع انرژي ها قابل ذخيره شدن انتقال مصرف و نيز تبديل ب صورتهاي ديگر مي باشد. بعنوان مثال يك كتري محتوي آب را درنظر بگيريد كه روي بخاري قرار دارد. انرژي گرمايي از طريق جابجائي از بخاري به كتري آب منتقل شده و باعث گرم شدن آب درون آن مي گردد. (انرژي در آب ذخيره مي گردد) هر چه انرژي ذخيره شده در آب بيشتر باشد درجه حرارت آن دما بالاتر خواهد بود. حتماً در مواقعي كه آب درون كتري در حال جوشيدن است جابجا شدن در كتري را ديده ايد. در اينجا انرژي حرارتي قابل  ذخيره شدن در هر ماده اي مي باشد ( هر جسمي قابل گرم شدن است ) مي دانيد كه اجسام مختلف صرف نظر از حالت فيزيكي كه دارند (جامد، مايع، گاز) از تعداد بسيار زيادي ملكول تشكيل شده اند، كه اين ملكولها همواره در حالت حركت و  جنبش  در جهات مختلف مي باشند. در جامدات ملكولها بسيار نزديك بهم قرار داشته و حركت آنها بسيار جزئي و محدود مي باشد. و همين امر باعث مي گردد كه اجسام داراي شكل مشخص بوده و به آساني تغيير حالت ندهد.
مايعات از ملكولهائي تشكيل شده اند كه با فاصله بيشتري نسبت بهم قرارگرفته و جنبش آنها نيز بسياربيشتر است همين فاصله زياد و جابجائي بيشتر باعث مي گردد كه جسم (مايع) شكل پذير بوده و به شكل ظرف خود درآيد. اگر فاصله ملكولها از هم و جنبش آنها باز هم بيشتر گردد ماده بصورت گاز در مي آيد كه نسبت به دو حالت قبل بسيار سبكتر بوده و قابليت انبساط و پخش شدن در فضاي اطراف خود دارد.
اعمال حرارت به هر يك از مواد فوق باعث تشديد حركت ملكولها گرديده( افزايش انرژي جنبشي آنها) و دماي جسم را بالا مي برد. اگر اين افزايش دما ادامه يابد. جسم ممكن است از حالت جامد به مايع (ذوب شدن يخ) و با از مايع به گاز (تبخير آب) تبديل گردد بطور كلي هر چه انرژي كه يك ملكول جذب كرده بيشتر باشد حركت آن سريعتر مي گردد و بالعكس اگر مقداري از انرژي آن را بگيريم حركتش كند تر خواهد شد. اين تغيير حركت ملكولها را بصورت تغيير دما مشاهده مي كنيم.
۱- تعريف حرارت 
دما عبارت است از معياري براي اندازه گيري انرژي موجود در يك ملكولها در حال حركت واحدهاي مختلفي براي اندازه گيري دما داريم كه از جمله درجه سانتيگراد فار نهايت و كلوين را مي توان نام برد. واحدهاي فوق همگي قراردادي بوده و مبناهاي مختلفي دارند. مثلاً در درجه بندي سانتيگراد نقطه ذوب را برابر صفر (   0) و نقطة جوش آب را برابر صد  (  !00) در نظر گرفته و درجه بندي را بر اين مبنا انجام داده اند. در حالي كه صفر فرانهايت دماي پايين تري را بيان كرده و از نظر قدر مطلق نيز هر ۱۰۰ درجه سانتيگراد برابر با   180  درجه فاز نهايت مي باشد. جدول زير رابطة سه نوع درجه بندي مذكور را نشان مي دهد.
درجه كلوين درجه فار نهايت درجه سانتي گراد
۳۷۳ ۲۱۲ ۱۰۰
۲۷۳ ۳۲ ۰
[۱۰۰] [۱۸۰] [۱۰۰] قدر مطلق
مشاهده مي كنيد كه صفر كلوين بسيار پائين تر از صفر سانتي گراد است      (-273) اين دما را اصطلاحاً  صفر مطلق مي گوئيم با توجه به جدول فوق براي تبديل درجه سانتي گراد به فاز نهايت كافي است كه ابتدا آن را در عدد ۱/۸ ضرب و سپس مقدار ثابت ۳۲ را به آن اضافه كنيم.
TCo×۱۸+۳۲=TF                   (TF-32)/1.8= TCo
و بالاعكس مي توان:
 2- واحد هاي انرژي حرارتي 
در سيستم متريك اين واحد كالري (Cal) مي باشد و آن عبارت است از مقدار گرمائي كه مي تواند يك سانتيمتر مكعب آب ( يك گرم) را باندازه يك درجه سانتي گراد افزايش دهد.
همين واحد در سيستم انگليسي BTU نام دارد كه بصورت زير تعريف مي شود:
يك  BTU مقدار گرمايي است كه اگر به يك پوند آب داده شود دماي آن باندازه يك درجه فاز نهايت افزايش دهد
پوند واحد وزن در سيستم انگليسي است و تقريباً برابر با ۴۵۵ گرم نيرو مي باشد. 
۱BTU=255CAL
۳- گرماي ويژه: C (ظرفيت گرماي ويژه)
عبارت است از مقدار گرمايي كه اگر به يك واحد جرم (وزن) از ماده اي اعمال گردد دماي آن را يك درجه افزايش دهد.
مثلاً هنگاميكه گفته مي شود گرماي ويژه آب در سيستم متريك برابر با يك است منظور اين است كه براي افزايش دماي يك گرم آب باندازه يك درجه سانتي گراد به يك كالري حرارت نياز داريم
واحد گرمايي ويژه در سيستم متريك كالري بر گرم    (cal/groC) و در سيستم انگليسي بي تويو پوند (BTU/lboF) مي باشد. گرماي ويژه از رابطه  بدست مي آيد كه در اين رابطه Q مقدار انرژي گرمائي. M جرم ماده و t تفاوت درجه حرارت اوليه و نهائي مي باشند.
 
فصل سوم
انواع وسائل مورد استفاده براي اندازه گيري كميت هاي سيالات

۳-۱ مانومترهاي شيشه اي
۱- تيوب مخرن دار( يك شاخه اي
يكي از راههاي اندازه گيري فشار استفاده از ستون مايع است. بدني ترتيب كه مقداري مايع به چگالي مشخص ( مثلاً جيوه) را درون مخزني كه به يم طرف آن لوله شيشه اي بلند و باريكي متصل است قرار داده و از طرف ديگر فشار را بدان اعمال مي نمايند. به نسبت فشار وارده بر سطح مايع ارتفاع آن درون لوله باريك افزايش مي يابد. در اين حال فشار موجود برابر است با حاصلضرب ارتفاع مايع چگالي 
ارتفاع مايع 
چگالي مايع   فشار
البته در عمل نيازي به ضرب كردن اعداد نداريم زيرا درجه بندي روي لوله باريك مستقيماً بر حسب يكي از آحاد فشار انجام شده است كه ممكن است GR/CM,PSI و يا همان سانتيمتر جيوه باشد.
براي جلوگيري از اشتباه در اندازه گيري با اين وسيله بايستي حتماً به اين نكته دقت شود كه هنگاميكه هيچگونه فشاري روي مانومتر نيست، انتهاي ستون مايع دقيقاً مقابل صفر قرار داشته باشد. شكل فشار سنج نوع يك شاخه اي را نشان مي دهد.
 
 2- U تيو ب ساده
اين وسيله تشكيل شده از يك لوله U شكل كه محتوي مايعي با چگالي مشخشص مي باشد. با اعمال فشار مجهول به يك طرف اين لوله، ارتفاع ستون مايع در طرف ديگر افزايش مي يابد. در اين حالت داريم:
( چگالي و BC ارتفاع ستون مايع) BC× D+ فشاراتمسفر= فشار در نقطه A
و يا مي توان گفت:      BC×D = فشار نسبي در نقطه A
۳- Uتيوب با ساقه مورب
اين نوع U تيوب براي اندازه گيري فشارهاي خيلي كم استفاده مي شود اين U تشكيل شده است از اين ساقه مورب كه يك سر آن متصل به مخزن محتوي مايع و سر ديگر به هواي آزاد مرتبط است(شكل ۳-۳)
فرض كنيم شيب لوله مورت برابر  1/5 باشد    بدين ترتيب مايع درون لوله براي اينكه يك سانتيمتر تغيير ارتفاع دهد بايستي باندازه پنج سانتيمتر در طول لوله 
جابه جا شود. بعبارت ديگر دقت اندازه گيري پنج برابر افزايش يافته است بدين ترتيب فشار خيلي كم را مي توان اندازه گيري نمود.
انتخاب مايع درون مانومترها بستگي دارد به حدود فشاري كه قرار است اندازه گيري شود. براي اندازه گيري فشارهاي خيلي كم معمولاً از آب و براي فشارهاي بالاتر از جيوه استفاده مي شود.
  • بازدید : 72 views
  • بدون نظر

این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين پژوهش به بررسي كامل كارت امتيازي متوازن بعنوان رويكردي نوين جهت سنجش عملكرد سازمان مي پردازد و آنرا بعنوان وسيله اي جهت اجراي استراتژي معرفي مي كند. در ابتداي پژوهش به بررسي كلي سيستمهاي سنجش عملكرد و رويكردهاي موجود در سنجش عملكرد واحدها پرداخته مي شود و در ادامه، پس از معرفي كارت امتيازي متوازن، فازهاي طراحي و اجراي كارت امتيازي متوازن بصورت يك سيستم نظام يافته تشريح مي شوند در ادامه برای آشنایی بیشتر شما با این فایل توضیحات بیشتری می دهیم

  • بازدید : 77 views
  • بدون نظر

پاورپوینت آزمون های تربیت بدنی

شامل ۶۲ اسلاید
تمامی آزمون های مورد استفاده در رشته تربیت بدنی
تاریخچه ان ها
موارد و کاربردها
نحوه ی اجرا
و …


پیشینه مقیاس:

می توان گفت که آزمون های رشد حرکتی کودکان در سنین مختلف مورد توجه بسیاری از صاحب نظران بوده است که اقدام گزل در رأس آنها قرار دارد. در واقع در سنین پیش دبستانی و شیرخوارگی توانایی حسی حرکتی تنها شاخص عینی است که می توان از طریق آن وضعیت کودک را با توجه به هنجارسنی سنجید.                                               

در خصوص کودکان بزرگتر می توان از مقیاس«توامندی حرکتی»نام برد که توسط «بریس»ساخته شده است. ضمنا «اسپنشاد» عملکرد حرکتی را در نوجوانان وارتباط آن با رشد جسمی مورد مطالعه قرار داد و در تحقیقی نشان داد که عملکرد پسران با سن تقویمی , هیجانات, قد ووزن وبه طورکلی بلوغ جسمانی آنان همبستگی مثبت دارد؛ در حالی که بین عملکرد حرکتی دختران و شاخص های مشابه پسران همبستگی پایین ودراکثرموارد ازلحاظ آماری غیر معنادار بوده است.




عتیقه زیرخاکی گنج