• بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده وشامل موارد زیر است:

بازیهای رایانه ای امروزه بخش لاینفک نظام تفریحی کودکان و نوجوانان ما شده اند. اگر دیروز پسران ما در کوچه و خیابان دور هم جمع می شدند و فوتبال گل کوچک، هفت سنگ و یا بازی های دسته جمعی دیگری نظیر ” زو” ، ” گانیه” و حتی تیله بازی می کردند و  مهارت ارتباطات اجتماعی را فرا می گرفتند؛ اگر دیروز دختران ما در قالب ” خاله بازی”، ” یه قل دو قول”، ” کش بازی”، ” لی لی ” و سایر بازی های گروهی، فنون رابطه سالم با دیگران را می آموختند؛ امروز همه کودکان و نوجوانان پای مونیتورها و تبلت های رایانه ای نشسته اند و حاضر نیستند با هیچ یک از هم سن و سالان خود رابطه برقرار کنند.
لازم نیست در مورد عواقب این انزوای اجتماعی صحبت کنیم، زیرا به خوبی می توان شواهد آن را در راهروهای دادگاه خانواده مشاهده کرد.
جوانانی که تجربه ارتباط سالم و عادلانه با هم نوع خود را ندارند و از هر فرصتی برای بازگشت به دوران تجرد و انزوا استقبال می کنند. حتی اگر این فرصت به قیمت ثبت طلاق زناشویی در زندگی آنها باشد!
فناوری‌های جدید ارتباطی و رسانه های نوین، زندگی امروز ما را آسان تر از زندگی نسل های قبلی کرده است. اجداد ما برای با خبر شدن از احوالِ بستگان و دوستان خود در نقاط دوردست  ناچار به تحمل رنج سفر و یا ارسال قاصد بودند که گاهی این سفرها و رفت و برگشت قاصد، هفته ها و ماهها به طول می انجامید.

دشواری رابطه میان افرادی که در فاصله دوری ازهم زندگی می کردند، سبب می شد تا آنها معمولاً از یکدیگر بی خبر باشند و یا حداکثر از تغییرات عمده در زندگی همدیگر نظیر ازدواج کردن، حج رفتن، بچه دارشدن و یا وفات یکدیگر مُطَّلِع شوند. اما اکنون شرایط نسبت به گذشته تغییر کرده و ارتباطات ساده تر شده است.

کافی است اراده کنیم و در چشم برهم‌زدنی با خانواده‌هایمان از هزاران فرسنگ‌ دورتر صحبت کنیم و تصویرشان را ببینیم و با آنها گپ بزنیم. کافی است با لمس یک دگمه به دوستانمان در “فیس بوک” و “لینکدین” پیام دهیم و یا با آنها در “وایبر” و “واتس‌آپ” سخن بگوییم و از حال و روزشان باخبر شویم. ازدواج یا تولدفرزندشان را تبریک بگوییم، از خرید خانه و خودرویشان خوشحال و احتمالا از شنیدن مشکلاتشان دلگیر شویم.

 این راحتی در ارتباطات گسترده با اقصی نقاط دنیا را مدیون اختراع فناوری های جدید ارتباطی و استفاده از رسانه های نوین هستیم؛ اما همین فناوری‌های خوب همانند چاقویی دو لبه هستند که اگر با ویژگی های آنها آشنا نباشیم و یا فرهنگ استفاده سالم از آنها را ندانیم، ممکن است به جان زندگی و خانواده‌مان بیفتند. امروز دسترسی آسان به رسانه های نوین نظیر گیرنده های ماهواره ای و یا فناوری های جدید ارتباطی نظیر تلفن همراه، بلوتوث، سایت های اینترنتی، وایبر، واتس آپ  و …، اگرچه تبادل اطلاعات و تجارب را میان مردم دنیا از زن و مرد گرفته تا پیر و جوان آسان کرده و بدون شک موجب افزایش آگاهی ها و ارتقای دانش عمومی آنها شده است ، ولی در بسیاری از موارد به دلیل نادیده گرفتن خطوط قرمز و بی توجهی به فرهنگ صحیح استفاده از این وسایل، نهاد خانواده های سنتی نشانه گرفته شده و روابط سالم میان افراد جامعه  دچار ضعف و بیماری شده است.

در این میان جوانان که به طور طبیعی گرایش بیشتری نسبت به استفاده از رسانه های نوین برای ارتباط با یکدیگر دارند، آسیب های بیشتری می بینند و همین نسل آسیب دیده در آینده، جامعه را با مشکلات اجتماعی فراوانی نظیر طلاق زناشویی، بی مبالاتی و عدم مسئولیت پذیری، تنبلی و رخوت در انجام امور روزمره، ناتوانی در ارتباط حضوری با سایر افراد جامعه و مشکلات دیگری از این دست روبرو خواهد کرد.

فرزندان ما معمولاً از طریق همین رسانه های نوین به جای رابطه سالم با دوستان شناخته شده و افراد مورد وثوق و دریافت اطلاعات مفید، درگیر ارتباط تصادفی با افراد غریبه ای می شوند که بنیاد فکری و جسمی آنها را نابود کرده و آینده آنها را تباه می کنند.

 امروزه آسیب‌های ناشی ازاستفاده غلط فناوری‌های جدید ارتباطی کمتر از اعتیاد به مواد مخدر و ارتکاب به جرایم اجتماعی نیست. حتی برخی معتقدند که فناوری های نوین ارتباطی بر خلاف تصور عمومی بزرگترین مانع توسعه ارتباطات سالم انسانی هستند و به مرور باعث فروپاشی ارتباطات اجتاعی خواهند شد. در هرصورت نمی توان انکار کرد که بی‌توجهی و بی‌مسئولیتی در قبال سایر اعضای خانواده، حضور افراد غریبه‌ در حریم خصوصی زندگی، چشم و همچشمی، مصرف گرایی، عادت به انتشار اخبار دروغ و شایعات بی‌اساس که نگرانی و ترس را در جانمان می‌ریزد، دوست‌یابی‌های خطرناک، روابط بی‌پایه و اساس و … از آسیب‌هایی است که به دلیل نبود فرهنگ استفاده صحیح و قانونمندانه از ابزارهای جدید فناوری بر ما و خانواده وارد می‌شود.

برای کاهش این قبیل لطمات جبران ناپذیر، راه حل منطقی “دوری از رسانه های نوین و فناوری های جدید ارتباطی و تحریم آنها ” نیست! مطمئن باشید که سرعت انتشار اطلاعات و قدرت نفوذ این قبیل رسانه ها بیشتر از توان محدود سازی ماست و چه بسا همین محدودکردن ها باعث گرایش بیشتر فرزندان ما به استفاده مخفیانه از وسایل مذکور شود. اگر می خواهید با چاقو دست خود را نبُرید، نباید قید استفاده از آن را بزنید و هرگز سراغ هیچ وسیله بُرّنده ای نروید. راه حل خوب و مطمئن شناخت لبه تیز چاقو و گرفتن آن از قسمت دسته است.

در مورد فناوری های جدید ارتباطی و رسانه های نوین نیز بهترین راه برای استفاده مطلوب و سالم، شناخت ویژگی های این رسانه ها و کاربرد صحیح از آنها در زندگی روزمره است. به این سطح از آگاهی ایمنی دهنده نسبت به رسانه های نوین اصطلاحاً “سواد رسانه ای” می گویند.

تعریف سواد رسانه ای و اهمیت آن

 صاحب نظران علوم اجتماعی معتقدند که آگاهی ها و اطلاعاتی که انسانها از محیط اطراف دریافت می کنند و به شکل سواد در آنها نهادینه و محفوظ می ماند بر ۳ گونه است:

الف- سواد کلاسیک

مجموعه ای از ادبیات، علوم، فنون، هنرها و  آگاهی های نظری و عملی که در خانه، مدرسه یا دانشگاه به ما آموزش داده می شود، جزو سواد کلاسیک هستند. این نوع آگاهی ها شامل تمامی اطلاعات ریاضی، تاریخی، جغرافیایی، زیستی، ادبی، هنری، ورزشی، فلسفی و غیره می شود که در کتاب های درسی نوشته شده اند و یا ما آنها را در محیط پیرامون خود یادمی گیریم. تا سه دهه پیش آگاهی از این اطلاعات به عنوان مهمترین سطح سواد و دانش قلمداد می شد ولی اکنون داشتن عنواین تحصیلی نظیر  دکترا یا مهندسی و یا حتی مطالعه صدها عنوان کتاب یک سواد برتر محسوب نمی شود. هرچند که دستیابی به سطوح بالاتر سواد و توانایی های علمی مستلزم ، داشتن سواد کلاسیک است.

ب- سواد دیجیتال (رقومی)

دستگاه هایی مانند ماشین حساب، کامپیوتر( رایانه)، موبایل ( تلفن همراه)، فاکس (نمابر)، دی.وی.دی پلیر( پخش کننده های صوتی و تصویری) و غیره که از مدارهای پیچیده الکترونیکی ساخته شده اند و به روش محاسبات دیجیتالی (رقومی) برنامه ریزی شده اند، جزو ابزارهای الکترونیک دیجیتال محسوب می شوند.

توانایی استفاده، برنامه نویسی و تعمیر این نوع ابزارهای ارتباطات الکترونیکی را سواد دیجیتال یا رقومی می گویند. مسلماً این سطح از سواد و دانایی بسیار بالاتر از سطح سواد کلاسیک است که خوشبختانه نسل جدید و نوجوانان ما در فراگیری این علوم بسیار پیشرو تر از والدین خود هستند. این یک واقعیت است که نوجوانان سواد دیجیتالی بالاتری نسبت به والدین خود دارند که البته همین تفاوت سطح آگاهی منشا بروز مشکلات اجتماعی نظیر “شکاف اطلاعاتی” میان فرزندان و والدین در خانواده و همچنین از هم گسیختگی روابط اجتماعی و تبدیل آنها به روابط فردی در جامعه شده است. به همین دلیل برخی معتقدند که دستیابی به این سطح از سواد و توانایی علمی نمی تواند تضمین مناسبی برای پیشرفت انسانها و  خوشبختی آنها باشد.

ج- سواد رسانه ای

این بالاترین سطح از دانش و توانایی های علمی  است که به افراد جامعه  می آموزد تا چگونه از محیط پیرامون خود اطلاعات صحیح کسب کنند و از همین اطلاعات سالم برای رابطه سالم با محیط اطراف استفاده ببرند.  درواقع سواد رسانه ای، توانایی علمی استفاده از تمامی رسانه های ارتباطی و شناخت مزایا و معایب هریک و نحوه بکارگیری اطلاعات کسب شده از آنها در زندگی است. سواد رسانه ای به ما این توانایی را می دهد تا قبل از بکارگیری اطلاعات دریافتی از محیط پیرامون، به انگیزه انتشار آنها در جامعه فکر کنیم و اهداف و نتایج استفاده از آنها را مورد بررسی قرار دهیم.

به عنوان مثال اگر بتوانیم هدف از انتشار یک پیام کوتاه در یک سایت اینترنتی  را دریابیم و عواقب انتشار یا الگو گرفتن از آن را  درک کنیم، دارای سواد رسانه ای هستیم. سواد رسانه ای نوعی حفاظ امنیتی برای استفاده کنندگان از ابزار دیجیتال و  رسانه های کلاسیک است تا فقط اطلاعات مفید و به درد بخور این رسانه ها را دریافت کنند و در برابر آثار منفی فناوری های نوین ارتباطی ایمن بمانند.  در عین حال سواد رسانه ای به مردم این توانایی را می دهد تا چگونه از ابزارهای نوین ارتباطی برای تحکیم روابط  با دیگران استفاده کنند.

برای دستیابی به این سطح از توانایی های علمی باید سواد کلاسیک و دیجیتال بالایی داشت و درعین حال رسانه ها و  نحوه عملکرد هریک را شناخت.

در مورد راههای کاهش آثار منفی استفاده از وسایل نوین ارتباطی باز هم  صحبت خواهم کرد.
یکی از عوامل موثر در ارتباطات سالم انسانی ، اعتماد افراد به مخاطبین خود است .

 تصور کنید که بازیگر یک مسابقه فوتبال هستید و تیم شما برای راهیابی به مرحله بالاتر، بازی بسیار حساسی را با تیم مقابل خود آغاز کرده است .

کوچکترین اشتباه از سوی هریک از بازیکنان ممکن است به باخت تیم بیانجامد و استرس شدید حاکم بر مسابقات سبب شده تا بهترین بازکنان هم نتوانند آنگونه که باید و شاید تکنیک های فردی خود را به اجرا گذارند .

در این شرایط سخت و اضطراب آور ، ارتکاب اشتباهات غیر عمدی از سوی هریک از بازیکنان کاملا عادی است .

در چنین شرایطی اگر مربی تیم به علت ارتکاب اشتباه از سوی بازیکنان آنان را مورد انتقاد و سرزنش قرار دهد و یا اگر به استعدادهای تیمی خود اعتماد نکند ، بطور قطع حکم باخت و حذف تیم خود را امضا کرده است و برعکس اگر با آرامش و امیدواری به داشته های تیمی خود اتکا کند و از تمامی بازیکنان انتظار یک بازی روان و منطقی را داشته باشد ، شانس پیروزی تمش را در برابر حریف صد چندان کرده است .

ارتباطات انسانی نیز دقیقا همانند یک بازی حساس فوتبال است ، با همان استرس ها و دلشوره ها

کافیست طرفین ارتباط به یکدیگر اعتماد نکنند و یا با رفتار اضطراب زا نظیر سرزنش های تند و تهدید ، اتکای به نفس را از یکدیگر بگیرند ، بدیهی است فرجام چنین ارتباطی چیست !!

اما اگر به طرف مقابل خود اعتماد کنیم و اجازه دهیم تا او در محیطی آرام و به دور از تهدید و اضطراب برای بهبود روابط دو جانبه تلاش کند ، مسلما شانس موفقیت او در ایجاد رابطه سالم را صد چندان کرده ایم.

عتیقه زیرخاکی گنج