• بازدید : 70 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه بررسی عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی در شهرستان خواف-خرید اینترنتی تحقیق بررسی عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی در شهرستان خواف-پایان نامه بررسی عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی در شهرستان خواف-

این فایل در ۵۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
معمولاً برای پدیده هایی چون عقب ماندگی اقتصادی، فقر، جهل و وابستگی دلایلی متفاوت بیان می شود. این پدیده ها در دایره بسته ای فرض می شوند که هر کدام تشدید کننده دیگری است

بررسی مسائل و مشکلات سوادآموزی از اهمیت ویژه ای برخوردار است چرا که عدم موفقیت در باسواد کردن بی سوادان جامعه در طی سالیان دراز علی رغم صرف هزینه گزاف و تأسیس سازمانهای مختلف سوادآموزی با مدیریت های متفاوت و به کارگیری منابع مادی و نیروی انسانی قابل توجه، عدم توجه کافی به تجربیات قبلی مسائل و مشکلاتی است که از گذشته همواره موجود بوده و در هر دوره به هر شکلی خاص بر سر راه این پیکار بزرگ قد علم کرده است.

مسئله تحقیق

آیا بین برخی از شاخص های اجتماعی، فرهنگی و بیکاری و… با عدم استقبال سوادآموزان از کلاس های نهضت سوادآموزی در شهرستان نیشابور رابطه وجود دارد؟ و تحلیل و مسائل مشکلات سوادآموزی در شهرستان نیشابور می باشد.

بیان موضوع:

خیل مسائل و مشکلات سوادآموزی در ایران موضوع این پژوهش است. مشکلات مربوط به آموزش بزرگسالان، به ویژه سوادآموزی در جامعه ما در سابقه تاریخی و طولانی برخوردار است که طی دورانهای مختلف به شکلی خاص تکرار شده و ادامه یافته است. قانون فرهنگ ایران در سال ۱۲۹۰ تصویب گردید و بر طبق آن مقرر شده که تعلیمات ابتدایی برای همه اطفال از ۷ سالگی اجباری است و در سال ۱۳۳۲ قانون تعلیمات اجباری به تصویب رسید. به عبارتی دیگر در طول ۸۰ سال گذشته طبق قوانین مختلف، سازمان های دولتی ملزم به اجرای برنامه های سوادآموزی شدند و اما در واقع از سال ۱۳۱۵ شمسی بود که کلاس های اکابر رسماً شروع به کار کردند. در آغاز تأسیس جمهوری اسلامی ایران هنوز حدود ۱۵ میلیون از جمعیت بالای ۷ سال جامعه یعنی ۷۰ درصد جمعیتی که می توانست بالقوه باسواد باشد بی سواد بودند. به عبارت دیگر در هر دوره برنامه های گوناگون و بودجه سنگین به سوادآموزی بزرگسالان بی سواد اختصاص می یافت که به دلایل گوناگون از جمله تحمیلی بودند اکثر برنامه ها و طرح های سوادآموزی و در نظر نگرفتن نیازهای آموزشی و شغل بزرگسالان و عدم تطبیق محتوا و مواد آموزشی با مسائل فرهنگی و منطقه ای و علایق و انگیزه های بی سوادان، عدم احساس مسئولیت و تعهد اخلاقی از سوی برخی از مسئولین و جنبه تبلیغاتی یافتن طرح ها و برنامه های مبارزه با بی سوادی و بسیاری عوامل دیگر سبب گردید که بی سوادان همکاری لازم را با برنامه های سوادآموزی نداشته باشند و از شرکت در کلاسها خودداری کنند. یا قبل از اتمام کلاسهای دوره ای آموزشی را رها سازند.


هدف تحقیق:

هدف تحقیق بررسی رابطه برخی از شاخصهای (اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و…) یا عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی در شهرستان نیشابور می باشد.

فرضیات تحقیق:

۱- بین وضع اقتصادی سوادآموزان با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.

۲- بین باورهای فرهنگی مردم با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.

۳- بین تبلیغات دولت در مورد نهضت با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.

۴- بین برخوردهای آموزشیار با سوادآموز با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.

۵- بین علاقه سوادآموزان به یادگیری با استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.

۶- بین اوقات فراغت سوادآموزان با سوادآموز با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.

۷- بین سن سوادآموزان با عدم استقبال آنها از کلاسهای نهضت سوادآموزی رابطه وجود دارد.

سئوال تحقیق:

آیا علاوه بر موارد یاد شده از قبیل (باورهای فرهنگی، وضع اقتصادی، محدودیت های زمانی، سن، علاقه) عوامل دیگری هم در عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی مؤثرند یا خیر؟


روش انجام تحقیق:

برای انجام این تحقیق از روش «همبستگی» جهت بررسی رابطه شاخصهای (اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و…) با عدم استقبال سوادآموزان از کلاسهای نهضت سوادآموزی استفاده می شود.

جامعه آماری:

جامعه: کلیه سوادآموزان در شهرستان نیشابور و آموزشیاران نهضت سوادآموزی خواف.

نمونه: ۱۰۰ نفر از سوادآموزان در روستای زرداب شهرستان نیشابور و ۲۵ آموزشیار نهضت سوادآموزی نیشابور انتخاب شده اند.

روش جمع آوری اطلاعات:

اطلاعات مورد نیاز در این تحقیق از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است که دربرگیرنده مواردی مثل وضع اقتصادی، اوقات فراغت، ویژگیهای آموزشیار، تبلیغات دولت، تشویق های نهضت و خوش اخلاقی آموزشیاران، باورهای فرهنگی و حاوی ۱۵ سئوال می باشد و در اختیار سوادآموزان قرار گرفته است.


تعریف علمی مفاهیم و متغیرهای مورد مطالعه:

سواد: (Literacy)

سواد به معنی مهارت در خواندن، نوشتن و ریاضیات پایه است. میزان این مهارتها طبق ضوابط برابر است با مهارت ها و معلومات تدوین شده در برنامه های آموزشی ابتدایی تا آخر سال چهارم.

آموزش بزرگسالان: (Adult Education)

روندی است که در آن افرادی که به گونه ای دوره آموزشی آنان قطع شده است، آگاهانه برای دگرگونی یا پیشرفت اطلاعات دانش و مهارتهای خویش فعالیتهای سازمان یافته و پی در پی داشته باشند.

نهضت سوادآموزی

مکانی است که در آن افرادی که از خواندن و نوشتن در مدرسه محروم بودند یا می باشند به آنجا می آیند و به سوادآموزی مشغول می باشند.

با سواد: باسواد به کسی گفته می شود که بتواند مطالبی را که می خواند درک کند و بتواند وقایع ساده روزانه زندگی خود را بنویسد کسی که فقط خواندن بداند. نیمه باسواد شناخته شده است.

خودشکوفایی: (Self-Actualization)

واژه ای است که روند توسعه توانایی ها و استعدادهای فرد و قبول خویشتن، هماهنگ کردن و با تکمیل محرکها را نشان می دهد.

بالغ و رشید (Alult)

شخصی که به سن تمیز رسیده و کاملاً رشد کرده است و معمولاً به بعد از ۲۱ سالگی اطلاق می شود ولی این سن در همه جوامع یکسان نیست

  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

طول دوره آموزش پيش دبستاني۱/ ۲سال است که ازسن ۴سالگي آغاز گرديده و تا سن۶سالگي به طول مي انجامد. اين مقطع آموزشي در زمره آموزش رسمي و رايگان بوده اما گذراندن آن براي کودکان اجباري نمي باشد. طبق آمارسال ۱۹۹۴،نسبت مربيان به کودکان در مراکز آموزش پيش دبستاني به نسبت ۹/ ۱۶است.اين آموزش مبنايي است براي رشدو ارتقاء دانش،مهارت وقوه ابتكاركودك،ازميان انواع آموزشهاي پيش‌دبستاني،مهدكودك رايجتراست كه مدت يك تادوسال براي كودكان۴تا۶ساله بطول مي‌انجامد.كودكستان نيز براي بچه‌هاي ۳ساله و كوچكتر است.
كودكستان و مهد كودك
كودكستان(KB) مؤسسه‌اي است براي رفاه اجتماعي كودكان و يكي از مدارس پيش‌دبستاني به حساب مي‌آيد. اساسي‌ترين اهداف اين گونه مؤسسات اين است كه فعاليتهاي آموزشي را فراهم ببينيد كه باعث رشد و توسعه جسم وذهن كودكان شود وهمچنين نيروي ابتكار، خلاقيت و تفكر آنان رانيزرشد دهد.مهد كودك(TPA) براي مراقبت از نوزاداني كه والدين آنها مشغول به كار هستند تدارك ديده شده است. در كشور اندونزي، سازمانهاي مربوطه همچون سازمان امور اجتماعي، سازمان فرهنگ و آموزش و انجمنها و مؤسسات خود اداره مي‌شوند. براساس قانون مصوبة دولت درباره آموزش پيش دبستاني، تنها كودكان زير سه سال مي‌توانند در كودكستانها و مهدكودكها پذيرفته شوند. با وجود اينكه اطلاعات متناوب دقيق و كاملي از تعداد كودكستانها و مهد كودكها در دسترس نيست، اما مي‌توان تعداد اين نوع مؤسسه، در كشور اندونزي را نسبتاً كم تخمين زد. از اطلاعات بدست آمده در سال ۱۹۹۷ اين طور برآورد مي‌شود كه از ميان كودكستانهاي موجود در استانها و شهرهاي بزرگ اندونزي تعداد ۲۰۲ كودكستان با ظرفيت ۶۱۸۵ نفري، از سري مؤسسات خصوصي اداره مي‌شده‌اند و حدود ۷۵۹ مهدكودك با ظرفيت ۱۷۰۴۸ نفري، كه در ادارات، بازارها و باغها قرار داشتند از طرف دولت حمايت مي‌شده است. تقريباً مي‌توان گفت كه تعداد كودكان ۳ تا ۵ سالي كه در برنامه‌هاي ECD از طريق KB(كودكستانها) و TPA(مهدكودكهايي)كه ازسوي سازمان امور اجتماعي وسازمان فرهنگ و آموزش(MOEC) اداره مي‌شوند، نسبتاً كم است. اين رقم درسال ۱۹۹۷ به ۱۴/۰ درصد در سطح مهدكودكها و ۰۰۵/۰ درصد درسطح كودكستانها مي‌رسد. اطلاعات جمع‌آوري شده كه ميزان شركت كنندگان را كه بر اساس جنسيت آنها تخمين زده، قابل دسترسي نيست. بر اساس اطلاعات بدست آمده در سالهاي ۱۹۹۷ و۱۹۹۸، اين‌طور به نظر مي‌رسد كه افزايشي بالغ بر۱۹/۱۰درصد در تعداد كودكستاتها وجود داشته‌است. بر طبق اطلاعات جمع‌آوري شده، هنوز همه استانها داراي كودكستان نمي‌باشند. از ۲۷ استان، فقط ۱۳ استان كودكستان دارند.
كودكستانها به‌ عنوان مدارس پيش‌دبستاني، از طريق كانان مدرسه‌اي به اجرا در مي‌آيند تا كمكي باشند براي رشد نگرش اساسي، شناخت، مهارت و خلاقيت كودكان در بيرون از محيط خانواده قبل از ورود به مقطع آموزش ابتدايي. كودكان شركت كننده در اين كودكستانها، كودكان ۴ تا ۶ سال مي‌باشند، چرا كه در اين مقطع آموزشي از كودكان شركت كننده، انتظار مي‌رود كه قادر به درك و جذب برنامه‌هاي ارائه شده در اين كودكستانها(TK) باشند. در كشور اندونزي اين نوع آموزش هنوز از جمعيت بالايي برخوردار نيست، بطوريكه، با وجود افزايشي كه در ميزان ناخالص پذيرش((GER)Gross Exrollment Rate) وجود داشته است، اما هنوز آن طور كه بايد و شايست نيست. در نواحي شهرنشين ميزان ناخالص پذيرش(GER) كودكان در كودكستانها بالغ بر ۶۵/۳۶ درصد در ۱۹۹۰ بوده است كه اين رقم تا ۴۶/۴۳ درصد در سال ۱۹۹۵ افزايش داشته است. اين كاهش ۹۶/۴۱ درصدي درسال ۱۹۹۶ رخ داد و پس از آن كاهش‌ها و افزايش‌هاي نامحسوس ديگر نيز وجود داشته،و بالاخره در سال ۲۰۰۰ ميزان ناخالص پذيرش(GER) را تا ۳۰/۴۲ درصد تخمين زده‌اند.در نواحي روستا نشين درصد شركت كنندگان كمتر از نواحي شهري است. و از لحاظ كاهش و افزايش، همان وضعيت كه در شهرها مي‌بينيم در مورد آنها نيز صادق است. با وجودي كمي شركت كنندگان، اما افزايشي را از ۹۴/۸ درصد تا ۲۳/۱۱ درصد مابين سالها ۱۹۹۰ تا ۱۹۹۵ داشته‌ايم. در طي يك دورة ۱۰ ساله افزايش شمار كودكان دختر و پسر در كودكستانهاي خصوصي بيشتر از كودكستانها عمومي بوده است.در سال ۱۹۹۰ شمار دانش آموزان در كودكستانهاي خصوصي ۴۲/۱۶درصد بوده درحالي كه شمار دانش آموزان در كودكستانهاي عمومي فقط ۰۷/۰ درصد بوده است.هرسال اين درصد افزايش پيدا كرد تا اينكه درسال ۱۹۹۵درصد شركت كنندگان كودكستانهاي خصوصي به ۱۳/۲۰ ودرصد شركت كنندگان كودكستانهاي دولتي به ۱۰/۰ رسيد. شمار شركت كنندگان در مدارس خصوصي در سال ۱۹۹۶ كاهش ۸۶/۱۸ درصدي داشته و در سال ۲۰۰۰ افزايش ۸۸/۱۹ درصدي. درحالي كه كودكستانهاي دولتي تا سال ۲۰۰۰، با وجود نامحسوس بودن، دائماً افزايش داشته است به طوريكه اين درصد در سال ۲۰۰۰ تا ۱۷/۰ درصد تخمين زده شده است. شمار كودكان دختر و پسر در كودكستانهاي دولتي به نظر يكسان مي‌رسد، اما دركودكستانهاي خصوصي نه. در سال ۱۹۹۰ تفاوت مابين تعداد كودكان دختر و پسر نسبتاً زياد است بطوريكه ۵۵/۱۳ درصد كودك پسر و ۵۱/۱۹ درصد كودك دختر در اين كودكستانهاي خصوصي شركت داشته‌اند. اين رقم در سال ۱۹۹۵ تقريباً متعادل مي‌شود و اينطور تخمين زده مي‌شود كه در سال ۲۰۰۰ شمار كودكان دختر ۴۶/۲۰ درصد و كودكان سر ۳۱/۱۹ درصد خواهد بود(الحاق جدول ۶ را ببينيد). علت اين شرايط و وضعيت اين است كه بيشتر كودكستانها نه از جانب دولت، كه از جانب بخش‌ها خصوصي اداره مي‌شوند؛ بطوريكه هنوز جامعة كم درآمدتر نتوانسته‌اند از اين برنامه استفاده كنند.هنوز اطلاعات دربارة درصد دانش آموزان سال اول ابتدايي، كه شانس حضور در برنامه ECD را دارند تهيه ديده نشده است. به هر حال، بر اساس بررسي تعداد كل دانش آموزان سال اول ابتدايي كه قبلاً در مدارس پيش دانشگاهي شركت داشته‌اند را مي‌توان تقريباً درصد دانش آموزان مقطع ابتدايي كه در مدارس پيش دبستاني شركت داشته‌اند بسيار كم بوده است، حدود ۶/۲۶ درصد در سال ۱۹۹۴ و در سالهاي ۹۶/۱۹۹۵ حدود ۱۱/۲۷ درصد كه درسالهاي ۹۷/۱۹۹۶ به ۴۵/۲۷ درصد افزايش يافت، اگر چه يك مدت بعد يعني در سالهاي ۹۸/۱۹۹۷ به ۲۶/۲۳ درصد كاهش يافت.اين آمار نشان مي‌دهد كه كودكاني كه شانس ورود به مدارس پيش دبستاني را قبل از ورود به مقطع ابتدايي(SD) دارند كمتر از ۳۰ درصد مي‌باشد. اين در حالي است كه بر اساس يافته‌هاي تحقيقي كه توسط دفتر توسعه و تحقيق فرهنگي و آموزش (The Office Of Educational and Culturch Research and Development)(Balitbang Dikbud) با همكاري مؤسسات مربوطة ديگر انجام گرفته، نشان مي‌دهد كه تفاوتي در توانايي دانش آموزان كه در كودكستانها شركت كرده‌اند و آنهايي كه شركت نداشته‌اند وجود دارد، مخصوصاً در توانايي زبان و مهارتهاي اجتماعي آنها.
برنامه هاي آموزشي 
ازجمله مهمترين برنامه هاي آموزشي مراکز آموزش پيش دبستاني اندونزي ميتوان از موارد ذيل نام برد:
پنكاسيلا
آموزش علوم اخلاقي و ديني 
اصول و قوانين 
مهارتهاي زباني 
انگيزش هارموني 
خلاقيت 
مهارتهاي اجتماعي 
مهارتهاي دستي
توانائيهاي بدني
بهداشت 
اهداف آموزشي
هدف آموزش پيش‌دبستاني افزايش رشد جسمي و فكري محصلان درخارج از محيط خانواده و قبل از ورود به دبستان مي‌باشد.از جمله ديگر اهداف مقطع آموزش پيش دبستاني ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود :
تقويت رشد جسمي و ذهني كودكان خارج از محيط خانواده قبل از ورود به مدرسه ابتدايي و برنامه آموزشي خارج از مدرسه .
رشد گرايشات،دانش،مهارت و توانائيهاي اخلاق به منظور اينكه کودکان با محيط سريعتر و آسانتر وفق پيدا كرده و رشد و توسعه بيشتري بيابند .

معضلات آموزشي
اصليترين معضل پيش روي مراکز آموزش پيش دبستاني ،عدم توسعه مراقبتهاي كودكان طي سالهاي اولية زندگي است.درحاليكه تمام مردم درتلاش براي افزايش تحقق اين برنامه هستند، بحران اقتصادي موجود در كشور اندونزي تأثيري جدي درتحقق همه برنامه هاي آموزشي از جمله برنامة آموزشي متعلق به كودكان درسالهاي اوليه تولد آنها داشته است. جامعه مستقيماً تأثيرات اجتماعي آن را تجربه كرده است، مخصوصاً مراقبتهاي بهداشتي براي كودكان درسالهاي اولية تولد بسيار نا اميد كننده است. اين بحران باعث شده است كه مردم نتوانند ازغذاهاي مناسب و با كيفيت بالا استفاده  كنند، بخصوص مردم فقير چرا كه آنها قادر نيستند هم غذاهايي با كيفيت بالا بخرند و هم با كميت بالا. علاوه بر اين، كاهش بوجود آمده در خدمات بهداشتي نيز مسائل تغذيه أي و بهداشتي زيادي براي جامعه بخصوص براي كودكان و مادران باردار، به بار آورده است .
اگرچه ، اطلاعات خاصي در دسترس نيست ، با وجود اين اينطور تصور مي رود كه تا پايان سال ۱۹۹۸، ۴ ميليون كودك زير ۲سال از سوءتغذيه أي كه به خاطر بحران اقتصادي بوجود آمده بوده، رنج مي بردند. اگر به اين رقم كل، شمار ديگر نوزادان را نيز اضافه كنيم اين تعداد دو برابر خواهند شد . وضعيت موجود توسعه هوش كودكان علاوه بر كيفيتشان را به تأخير مي اندازدكه اين خود بيني از اثرات كمبود مراقبتهاي بهداشتي در طول دوران كودكي است كه بحران اقتصادي منجر به آن شده است.كودكان نمي توانند بطور مطلوب پيشرفت كنند چرا كه نيازهايشان درزماني كه در خانه از آنها مراقبت مي شود، تحقق نمي يابد.دركشوراندونزي،مهدكودكها و كودكستانهايي براي كودكان پيش دبستاني وجود دارد، اطلاعات جمع آوري شده اينطور نشان مي دهد كه درصد کودکاني كه تا به حال به تحصيل پرداخته اند نسبتاً كم بوده است.با وجود چنين وضعيت اقتصادي،نيازبه ارجحيت بيشتري نسبت به فرستادن کودکان به مهد كودكها و كودكستانها، دارد. علاوه بر اين، شهريه هاي مدارس و هزينه هاي ديگري كه براي كمك به مهد كودكها و كودكستانها بايد پرداخت بسيارگران است.بعلاوه،كيفيت مهد كودكها و كودكستانها هنوز پايين است، از جمله كيفيت معلمان ومراحل تدريس و يادگيري که همه اينها به خاطر فقدان حمايت مالي ايجاد شده است.
ازجمله ديگر معضلات ميتوان به موارد ذيل اشاره نمود :
ميزان شركت دانش آموزان ۲تا ۴سال دركشور اندونزي تنها ۲درصد است ؛كه خيلي كمتراز حد متعارف ۴۱ درصدي كشورهاي عضو برنامه OECD (سازمان همكاري و توسعه اقتصادي) مي باشد. 
وجود پراكندگي غير عادي مدارس هم از جنبه استاني و هم از جنبه شهري روستايي

عتیقه زیرخاکی گنج