• بازدید : 41 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين سوره چنان كه از نا مش پيدا است (سورةاخلاص و سورة توحيد) از توحيد پروردگار و يگانگي او سخن مي گويد و در چهار آية كوتاه چنان توصيفي از يگانگي خداوند كرده كه نياز به اضافه ندارد.
در شان نزول اين سوره از امام صادق (ع) چنين نقل شده:( يهود از رسول الله (ص) تقاضا كردند خداوند را براي آنها توصيف كند پيغمبر (ص) سه روز سكوت كرد و پاسخي نگفت  تا اين سوره نازل شد و پاسخ آنها را بيان كرد ).
در بعضي از روايات آمده : اين سؤال كننده (عبدالله بن صوريا) يكي ازسران معروف يهود بود و در بعضي روايات ديگري آمده :( عبدالله بن سلام) چنين سؤالي را در مكه كرد سپس ايمان آورد و ايمان خود را همچنان مكتوم مي داشت.
فضيلت تلاوت اين سوره :
در فضيلت تلاوت اين سوره روايات زيادي در منابع معروف اسلامي آمده است كه حاكي از عظمت فوق العادة آن مي باشد ازجمله : در حديثي از پيغمبر اكرم (ص) مي خوانيم كه فرمود : ايعجز احدكم ان يقرا ثلث القران في ليله؟:(آياكسي از شما  عاجز است ازاين كه يك سوم قرآن را در يك شب بخواند)؟!
يكي از حاضران عرض كرد :اي رسول خدا ! چه كسي توانايي بر اين كار را دارد؟!
پيغمبر فرمود : اقروا قل هو الله  احد : (سورةقل هو الله احد را بخوانيد)
در حديث ديگري از امام صادق (ع) مي خوانيم : (هنگامي كه رسول خدا (ص) بر اجازة (سعد بن معاذ) نماز گزارد فرمود :هفتاد هزار ملك كه در ميان آنها (جبرئيل) نيز بود بر اجازه ي او نماز گزاردند! من از (جبرئيل) پرسيدم : او به خاطر كدام عمل مستحق نماز گزاردن شما شد؟ گفت : به خاطر تلاوت (قل هو الله احد) در حال نشستن و ايستادن و سوار شدن و پياده شدن و رفت و آمد).
ودر حديث ديگري از امام صادق (ع) ميخوانيم : كسي كه يك روزو شب بر اوبگذرد و نماز هاي پنج گانه رابخواند و در آن (قل هو الله احد) 
را نخواند به او گفته ميشود : يا عبد الله! لست من المصلين!:(اي بنده ي خدا تو از نماز گزاران نيستي)!
در حديثي ديگر از پيغمبر اكرم (ص) آمده است كه فرموده : ( كسي 
كهايمان به خدا و روز قيامت دارد خواندن سورة (قل هو الله احد ) رابعد از هرنماز ترك نكند. چرا كه هر كس آن را بخواند خداوند خير دنيا  و آخرت را براي اوجمع مي كند و خودش و پدر و مادرش و فرزندانش را مي آمرزد.)
از روايت ديگري استفاده مي شود :( خواندن اين سوره به هنگام ورود به خانه روزي را فراوان مي كند و فقر را دور مي سازد.)
روايات در فضيلت اين سوره بيش از آن است كه در اين مختصر بگنجد و آنچه نقل كرديم تنها قسمتي از آن است .در اين كه : چگونه سوره ي (قل هو الله احد) معادل يك سوم قرآن است؟ بعضي گفته اند : به خاطر اين كه قرآن مشتمل بر (احكام) و (عقائد) و (تاريخ) است و اين سوره بخش (عقائد)را به طور فشرده بيان
 مي كند.
بعضي ديگر گفته اند : قران سه بخش است : ( مبدا) و (معاد) و (آنچه در ميان اين دو ) قرار دارد و اين سوره بخش اول را شرح
 مي دهد. اين سخن قابل قبول است كه تقريبا يك سوم قرآن پيرامون توحيد بحث مي كند و عصارةآن در سورة (توحيد) آمده است. 
اين سخن را با حديث ديگري درباره ي عظمت اين سوره پايان
 مي دهيم :((از امام علي بن حسين (ع ) درباره ي سوره ي توحيد  سؤال كردند فرمودند : ان الله عز‍وجل علم انه يكون في آخر الزمان اقوام متعمقون فانزل الله تعالي قل هو الله احد و الايات من سوره الحديد الي قوله: ( ؤهو عليم بذات الصدور) فمن رام ورا ذلك فقد هلك:(خداوند متعال مي دانست : در آخر الزمان اقوامي مي آيند 
كه در مسائل تعمق و دقت مي كنند لذا سوره ي (قل هو الله احد ) و آيات آغاز سوره ي (حديد) تا (عليم بذات الصدور) را (پيرامون مباحث توحيد و خداشناسي ) نازل فرمود هر كس بيش از آن را طلب كند هلاك مي شود.))
تفسير سوره :
 بسم الله الرحمن الرحيم.
به نام خداوند بخشنده ي مهربان 
بهترين سرآغاز: ميان همه ي مردم جهان رسم است كه هر كار مهم و پرارزشي را به نام بزرگي از بزرگان آغاز مي كنند و نخستين كلنگ هر مؤسسه ي ارزنده اي را به نام كسي كه مورد علاقه ي آنان است بر زمين مي زنند يعني آن كار را با آن شخصيت مورد نظر از آغاز ارتباط مي دهند .
اما آيا بهتر نيست براي پاينده بودن يك برنامه و جاويد ماندن يك تشكيلات آن را موجود پايدار و جاويداني ارتباط دهيم كه فنا در ذات او راه ندارد چرا كه همه ي موجودات اين جهان به سوي كهنگي و زوال مي روند تنها چيزي باقي مي ماند كه با آن ذات لا يزال بستگي دارد. 
توجه به اين نكته لازم به نظر مي رسد كه : ما در همه جا بسم الله مي گوييم چرا بسم الخالق يا بسم الرازق و مانند آن نمي دانيم؟! 
نكته اين است : (الله)-جامع ترين نام هاي خداست و همه ي صفات او را بازگو مي كند اما نام هاي ديگر اشاره به بخشي از كلمات او است مانند خالقيت  رحمت و مانند آن. از آنچه گفتيم : اين (استعانت جستن) به نام خداست و هم (شروع 
كردن او) و اين دو يعني (استعانت) و(شروع) كه مفسران بزرگ ما گاهي آن دو را در تقدير گرفته اند به يك ريشه باز مي گردد. زيرا اين دو لازم و ملزوم يكديگرند يعني هم با نام او شروع مي كنم و هم از ذات پاكش استمداد مي طلبم. 
۱- قل هو الله احد :
بگو : خداوند يكتا و يگانه است :
نخستين آيه از اين سوره در پاسخ سؤالات مكرري كه از ناحية اقوام يا افراد مختلف در زمينه ي اوصاف پروردگار شده بود مي فرمايد : ( بگو او خداوند يكتا و يگانه است) (قل هو الله احد )
آغاز جمله با ضمير (هو) كه ضمير مفردغائب است و از مفهوم مبهمي حكايت
 مي كند در واقع رمز و  اشاره اي به اين واقعيت است كه ذات مقدس او در نهايت خفاء است و از دسترس افكار محدود انسان ها بيرون هر چند آثار او آن چنان جهان را پر كرده كه از همه چيز ظاهرتر و آشكارتر است چنان كه در آيه ي ۵۳ سوره ي (فصلت) مي خوانيم (سنريهم آياتنا في الافاق و في انفسم حتي يتبين لهم انه الحق) : ( به زودي نشانه هاي خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آن ها نشان دهيم تا آشكار گردد كه او حق است ) 
سپس از اين حقيقت ناشناخته پرده بر مي دارد و مي گويد : (او خداوند يگانه و يكتا است .)
ضمنا معني (قل) :(بگو) در اينجا اين است كه : اين حقيقت را ابراز و اظهار كن! 
در حديثي از امام باقر (ع ) آمده است : بعد از ذكر اين سخن فرمود : (كفار و
 بت پرستان با اسم اشاره به بت هاي خود اشاره كرده مي گفتند:(اين خدايان ما است اي محمد ! تو نيز خدايت را توصيف كن تا او را ببينيم و درك كنيم )خداوند 
اين آيات را نازل كرد : (قل هو الله احد …) (ها) در (هو) اشاره به تثبيت و توجه دادن به مطلب است (واو) ضمير غائب است و اشاره به غائب از ديد چشم ها و دور ازلمس حواس) 
در حديث ديگري از امير مؤمنان علي (ع ) مي خوانيم كه فرمود : شب جنگ بدر
(خضر) را در خواب ديدم از او خواستم چيزي به من ياد دهد كه به كمك آن بر دشمنان پيروز شوم گفت : بگو: ( يا هو يا من لا هو الا هو ) هنگامي كه صبح شد جريان را خدمت رسول الله (ص) عرض كردم فرمود : (يا علي ! علمت الاسم الاعظم ) : ( اي علي اسم اعظم به تو تعليم شده سپس اين جمله ورد زبان من در جنگ بدر بود …) 
(عمار ياسر ) هنگامي كه شنيد حضرت امير مؤمنان (ع ) اين ذكر را روز (صفين ) به هنگام پيكار مي خواند عرض كرد : اين كنايات چيست ؟ فرمود : ( اسم اعظم خدا و ستون توحيد است )! 
نكته ها : 
۱- الله :
(الله) اسم خاص براي خداوند است و مفهوم سخن امام (ع ) اين است كه در همين يك كلمه به تمام صفات جلال و جمال او اشاره شده است و به همين جهت آن اسم الهي ناميده شده است. 
اين نام جز بر خدا اطلاق نمي شود در حالي كه نام هاي ديگر خداوند معمولا اشاره به يكي از صفات جمال و جلال او است مانند : عالم و خالق و رازق و غالبا به غير او نيز اطلاق مي شود (مانند رحيم و كريم و عالم و قادر و … ) 
    با اين حال ريشه ي آن معني وصفي دارد و در اصل مشتق از (وله) به معني 
(تحير) است چرا كه عقل ها در ذات پاك او حيران است چنان كه در حديثي از امير مؤمنان علي (ع) آ مده است : ( الله معناه المعبود الذي ياله فيه الخلق و يؤله اليه و الله هو المستور عن درك الابصار المحجوب عن الاوهام و الخطرات ) : ( الله مفهومش معبودي است كه خلق در او حيرانند و به او عشق مي ورزند . الله همان كسي است كه از درك چشم ها مستور است و از افكارو عقول خلق محجوب) 

عتیقه زیرخاکی گنج