• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

محتواى اين سوره را مى توان در هفت بخش خلاصه كرد:
۱ـ عظمت قرآن مجيد و اهميت آن .
۲ـ بيان گوشه اى از دلائل توحيد در برابر مشركان .
۳ـ ذكر پاره اى از ادعاهاى ((طبيعى مسلكان )) و پاسخ قاطع به آن .
۴ـ اشاره كوتاهى به سرنوشت بعضى از اقوام پيشين همچون بنى اسرائيل .
۵ـ تهديد شديد نسبت به گمراهانى كه اصرار و پافشارى بر عقائد انحرافى خود دارند.
۶ـ دعوت به عفو و گذشت در عين قاطعيت و عدم انحراف از مسير حق .
۷ـ اشارات گويايى به حوادث تكان دهنده قيامت .
نـام ايـن سوره ((جاثيه )) است به تناسب آيه ۲۸ اين سوره ـجاثيه يعنى ;Š كسى كه به زانو درآمده ـ و اشاره به وضع بسيارى از مردم در صحنه قيامت در دادگاه عدل الهى است.
فضيلت تلاوت سوره :. 
در حديثى از پيامبر(ص ) مى خوانيم : ((كسى كه سوره جاثيه را بخواند (و البته در آن انديشه كند و در زنـدگـى خـود به كار بندد)خداوند عيوب او را روز قيامت مى پوشاند و ترس و وحشت او را به آرامش مبدل مى سازد)).
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر.
(آيه )ـ.
همه جا نشانه هاى اوست :. 
اين سوره ششمين سوره اى است كه با حروف مقطعه ((حاـميم )) (حم ) آغازشده است .
مـفـسـر معروف ((طبرسى )) در آغاز اين سوره مى گويد: بهترين سخن اين است كه گفته شود ((حـم )) نـام ايـن سـوره است ;Š و نامگذارى اين سوره به ((حم )) اشاره به اين است كه اين قرآن كه سراپا اعجاز است از حروف الفبا تشكيل شده .
(آيـه )ـ و شـايد به همين دليل بلافاصله از عظمت قرآن ياد كرده , مى گويد:((اين كتاب از سوى خداوند عزيز و حكيم نازل شده است )) (تنزيل الكتاب من اللّه العزيز الحكيم ).
((عـزيز)) به معنى قدرتمند و شكست ناپذير, و ((حكيم )) به معنى كسى است كه از اسرار همه چيز آگاه است و تمام افعالش روى حساب و حكمت مى باشد.
(آيـه )ـ سـپـس بـه بـيان آيات و نشانه هاى عظمت خدا در آفاق و انفس پرداخته , مى گويد: ((در آسمانها و زمين نشانه هاى فراوانى است براى آنها كه اهل ايمانند و طالب حقند)) (ان فى السموات والا رض لا يات للمؤمنين ).
عـظـمت آسمانها از يك سو, و نظام شگفت انگيز آنها ـكه ميليونها سال مى گذرد و برنامه هاى آنها بدون كمترين انحراف و دگرگونى ادامه مى يابدـ از سوى ديگر, و ساختمان زمين و عجائب آن از سوى سوم هريك آيتى از آيات خداست .
(آيه )ـ پس از اين آيات آفاقى به آيات انفسى پرداخته , مى گويد: ((و درآفرينش شما و جنبندگانى كـه در سـراسـر زمـين پراكنده ساخته نيز نشانه هايى است براى جمعيتى كه اهل يقينند)) (وفى خـلـقـكـم ومـا يـبث من دابة آيات لقوم يوقنون )آرى ! هريك به نوبه خود آيت و نشانه اى از علم و حكمت و قدرت بى پايان مبدا آفرينش است .
(آيـه )ـ در ايـن آيـه از سه موهبت بزرگ كه هريك نقش مهمى در حيات انسان و موجودات زنده ديگر دارد, و هريك آيتى از آيات خداست , نام مى برد:مساله ((نور)) و ((آب )) و ((هوا)).
مـى فـرمـايـد: ((درآمد و شد شب و روز, و رزقى را كه خداوند از آسمان نازل كرده و به وسيله آن زمين را بعد از مرگش حيات بخشيده , و همچنين در وزش بادها,نشانه هايى است براى جمعيتى كـه تـعقل و انديشه مى كنند)) (واختلا ف الليل والنهار وما انزل اللّه من السما من رزق فاحيا به الا رض بعد موتها وتصريف الرياح آيات لقوم يعقلون ).
مـسـالـه نـظام ((نور و ظلمت )) و آمد و شد شب و روز كه هريك با نظام خاصى جانشين و خليفه ديگرى مى شود بسيار حساب شده و شگفت انگيز است .
در مرحله دوم از رزق حياتبخش آسمانى , يعنى باران , سخن به ميان آمده كه نه در لطافت طبعش كلامى است , و نه در قدرت احياگريش سخنى , و همه جا نشانه زندگى و طراوت و زيبائى است .
و در مـورد سـوم سخن از وزش بادها است بادهايى كه هواى پراكسيژن زنده راجابه جا مى كنند, و در اخـتيار جانداران مى گذارند, هواى آلوده به كربن را براى تصفيه به دشتها و جنگلها و صحراها مـى فرستند, و پس از تصفيه به شهرها و آباديهامى برند, و عجب اين كه اين دو دسته از موجودات زنده يعنى ((حيوانات )) و((گياهان )) درست بر ضد هم عمل مى كنند, اولى اكسيژن را مى گيرد و گـاز كـربـن مـى دهـد, و دومـى كربن را مى گيرد و اكسيژن مى دهد تا تعادل در نظام حيات برقرارگردد, و با گذشت زمان ذخيره هواى مفيد زمين نابود نشود.
وزش بـادهـايى كه علاوه بر اين , تلقيح گر گياهان , و باروركننده آنها, و افشاننده انواع بذرها در سـرزمينهاى مختلف , و پرورش دهنده مراتع طبيعى و جنگلها, و موج آفرين در دل اقيانوسهاست , مـوجـى كه به دريا حيات و حركت مى بخشد, و آب را ازعفونت و فساد حفظ مى كند, و نيز همين بادها كشتيها را بر صفحه اقيانوسها به حركت در مى آورند.
(آيـه )ـ سـپـس در ايـن آيه به عنوان يك جمع بندى نسبت به بحثهاى گذشته , و بيان عظمت و اهـمـيـت آيات قرآن , مى فرمايد: ((اينها آيات الهى است كه ماآن را به حق بر تو تلاوت مى كنيم )) (تلك آيات اللّه نتلوها عليك بالحق ).
به راستى اگر آنها به اين آيات ايمان نياورند به چه چيز ايمان خواهند آورد؟.
و لـذا در پـايان آيه مى افزايد: ((پس اين گروه كافر به كدام سخن بعد از سخن خدا و آياتش ايمان مى آورند))؟! (فباى حديث بعد اللّه وآياته يؤمنون ).
آرى ! به راستى قرآن مجيد آن چنان محتوائى از نظر استدلال و براهين توحيدى و همچنين از نظر پـند و اندرز دارد كه هر دلى كمترين آمادگى در آن باشد,او را به سوى خدا و پاكى و تقوا دعوت مى كند, هرگاه اين آيات بينات در كسى اثرنبخشد هرگز اميدى به هدايت او نيست .
(آيه )ـ.





واى بر دروغگوى گنهكار!. 
آيات گذشته نشان مى داد كه گروهى هستند كه سخنان الهى با انواع دلائل توحيدى و مواعظ و انـدرزهـا را مـى شـنـوند ولى در آنها اثر نمى كند, در اينجا از اين گروه و عواقب اعمال آنها بطور مشروح سخن مى گويد.
نخست مى فرمايد: ((واى بر هر دروغگوى گنهكار))! (ويل لكل افاك اثيم ).
((افاك )) به معنى كسى است كه بسيار دروغ مى گويد, و گاه به كسى كه دروغ بزرگ مى گويد هرچند زياد هم نباشد گفته شده .
از اين آيه به خوبى روشن مى شود كه موضع گيرى خصمانه در برابر آيات الهى كار كسانى است كه سرتاپا آلوده گناه و كذب و دروغند, نه پاك نهادان راستگو.
(آيه )ـ سپس به چگونگى موضع گيريهاى آنها اشاره كرده , مى افزايد:((پيوسته آيات الهى را كه بر او تلاوت مى شود مى شنود اما بر اثر تكبر همواره اصراربر مخالفت دارد گوئى اصلا آن را نشنيده )) (يسمع آيات اللّه تتلى عليه ثم يصرمستكبرا كان لم يسمعها).
و در پـايـان آيـه آنـهـا را شديدا به كيفر سختى تهديد كرده , مى گويد: ((چنين كسى را به عذاب دردناك بشارت ده ))! (فبشره بعذاب اليم ).
هـمـان گـونـه كـه او دل پـيـامـبر و مؤمنان را به درد آورده ما نيز او را به عذاب دردناكى مبتلا مى سازيم .
(آيـه )ـ سـپـس مى افزايد: ((و هرگاه (اين مستكبر لجوج ) چيزى از آيات ما رابداند و از آن آگاه شود آن را به باد استهزا مى گيرد)) (واذا علم من آياتنا شيئا اتخذهاهزوا).
او همه آيات ما را ـچه آنها را كه دانسته و چه آنها را كه ندانسته ـ به استهزا وسخريه مى گيرد!.
واين نهايت جهل و بى خبرى است كه انسان چيزى را انكار يا مسخره كند كه اصلا نفهميده است , و اين بهترين دليل لجاج و عناد آنهاست .
و در پـايـان آيه مجازات اين گروه را چنين بيان مى كند: ((براى آنها عذاب خواركننده اى است )) (اولئك لهم عذاب مهين ).
(آيـه )ـ اين آيه ((عذاب مهين )) را چنين شرح مى دهد: ((پشت سرشان دوزخ است )) (من ورائهم جهنم ).
تعبير به پشت سر, با اين كه دوزخ جلو آنها قرار دارد, و در آينده به آن مى رسند, ممكن است از اين نظر باشد كه آنها اقبال به دنيا كرده , و آخرت و عذاب الهى را ناديده گرفته و پشت سر انداخته اند.
و بـه هـر حـال در دنـبـالـه آيـه مى افزايد: اگر آنها گمان مى كنند اموال سرشار, وبتها وخدايان سـاختگيشان , گرهى از كار آنها مى گشايد سخت در اشتباهند, چرا كه ((هرگز آنچه را به دست آوردنـد آنها را (از عذاب الهى ) نجات نمى بخشد و نه اوليائى كه غير از خدا براى خود برگزيدند)) مايه نجاتشان خواهند بود (ولا يغنى عنهم ماكسبوا شيئا ولا مااتخذوا من دون اللّه اوليا).
و چـون هيچ راه فرار و نجاتى نيست بايد در آتش قهر و غضب الهى بمانند ((وعذاب بزرگى براى آنهاست )) (ولهم عذاب عظيم ).
آنـها آيات الهى را كوچك شمردند, خداوند عذاب آنها را بزرگ مى كند, آنها بزرگى فروختند خدا نيز عذاب عظيم به آنها مى دهد.
(آيـه )ـ بـه دنـبال بحثهائى كه درباره عظمت آيات الهى در آيه هاى گذشته آمده در اينجا همين معنى را تعقيب كرده , مى گويد: ((اين (قرآن ) مايه هدايت است ))(هذا هدى ).
حـق را از بـاطل جدا مى سازد, صحنه زندگى انسان را روشن مى كند, و دست رهروان راه حق را گرفته به سر منزل مقصود مى رساند.
((و كـسـانى كه به آيات پروردگارشان كافر شدند عذابى سخت و دردناك دارند)) (والذين كفروا بايات ربهم لهم عذاب من رجز اليم ).
(آيه )ـ.
همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار!. 
سـپـس رشـتـه سـخـن را به بحث توحيد كه در آيات نخستين اين سوره مطرح شده مى كشاند و درسهاى مؤثرى از توحيد و خداشناسى به مشركان مى دهد.
گاه در عواطف آنها چنگ زده , مى گويد: ((خداوند همان كسى است كه دريا رابراى شما مسخر كـرد تـا كـشـتـيـهـا به فرمانش در آن حركت كنند, و بتوانيد از فضل اوبهره گيريد و شايد شكر نـعـمتهايش را به جا آوريد)) (اللّه الذى سخر لكم البحر لتجرى الفلك فيه بامره ولتبتغوا من فضله ولعلكم تشكرون ).
(آيه )ـ بعد از بيان نعمت كشتيها كه تماس نزديكى با زندگى روزمره انسانها دارد به مساله تسخير ساير موجودات بطوركلى پرداخته , مى گويد: ((و آنچه را در آسمانها و آنچه را در زمين است همه را از ناحيه خودش مسخر شما ساخت ))(وسخر لكم ما فى السموات وما فى الا رض جميعا منه ).
با توجه به اين كه همه مواهب از ناحيه اوست و خالق و مدبر و پروردگارهمه , ذات پاك او مى باشد پـس چـرا انـسـان به سراغ غير او رود؟ و سر بر آستان مخلوقات ضعيف بگذارد؟ و از معرفت منعم حقيقى غافل بماند؟.
لـذا در پـايـان آيـه مـى افـزايـد: ((در ايـن , نـشانه هاى مهمى است براى كسانى كه تفكر و انديشه مى كنند)) (ان فى ذلك لا يات لقوم يتفكرون ).
در آيـه قـبـل از عـواطف انسانها استفاده مى شد, و در اينجا از عقول وانديشه هاى آنها, چه خداى مـهربانى كه با هر زبان ممكن با بندگانش سخن مى گويد,گاه با زبان دل , و گاه با زبان فكر, و هدف در همه اينها يك چيز بيش نيست , و آن بيدارى انسانهاى غافل و به حركت درآوردن آنها در سير الى اللّه است .
(آيه )ـ سپس به ذكر يك دستور اخلاقى در برخورد با كفار مى پردازد تابحثهاى منطقى سابق را به ايـن وسـيله تكميل كند روى سخن را به پيامبر(ص ) كرده ,مى فرمايد: ((به مؤمنان بگو: كسانى را كه اميد به ايام اللّه (روز رستاخيز) ندارند موردعفو قرار دهند, و نسبت به آنها سخت نگيرند)) (قل للذين آمنوا يغفروا للذين لا يرجون ايام اللّه ).
مـمـكـن است آنها بر اثر دور بودن از مبادى ايمان و تربيت الهى برخوردهاى خشن و نامطلوب , و تـعـبـيرات زشت و زننده اى داشته باشند, شما بايد با بزرگوارى و سعه صدر با اين گونه اشخاص برخورد كنيد, مبادا بر لجاجت خود بيفزايند, وفاصله آنها از حق بيشتر شود.
ولـى براى اين كه اين گونه افراد از اين بزرگوارى و عفو و گذشت سؤاستفاده نكنند در پايان آيه مى افزايد: ((اين به خاطر آن است كه (خداوند در آن روز) هر قومى را به اعمالى كه انجام مى دادند جزا دهد)) (ليجزى قوما بما كانوا يكسبون ).
(آيه )ـ مى فرمايد: ((كسى كه عمل صالحى به جا آورد به سود خود به جاآورده است , و كسى كه كار بـدى انـجـام دهـد بـه زيـان خـود اوسـت , سـپس همه شما به سوى پروردگارتان باز گردانده مـى شـويد)) و نتيجه اعمال خود را مى يابيد (من عمل صالحا فلنفسه ومن اسا فعليها ثم الى ربكم ترجعون ).
ايـن تعبير كه در آيات قرآن كرارا و با عبارات مختلف آمده است پاسخى است به آنها كه مى گويند اطاعت و عصيان ما براى خدا چه سود و زيانى دارد؟ واين چه اصرارى است كه در زمينه اطاعت و نهى از معصيت او مى شود؟!.
ايـن آيـات مـى گـويـد: همه اينها سود و زيانش متوجه خود شماست , اين شماهستيد كه در پرتو اعمال صالح تكامل مى يابيد, و اين شما هستيد كه بر اثر جرم وگناه سقوط كرده در پرتگاه غضب و بعد از رحمت او گرفتار لعنت ابدى مى شويد.

عتیقه زیرخاکی گنج