• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDF تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سوره مبارکه «حمد» که با نام‌هاى؛ الحمد، الفاتحه، فاتحة الکتاب، سبع المثانى، امّ الکتاب و… خوانده مى شود از زیباترین و پرمحتواترین سوره‌هاى قرآنى است به گونه‌اى که امام رضا(علیه السلام) فرموده‌اند: خیر و حکمتى که در سوره حمد جمع آمده است. در جاى دیگر قرآن نیست ۱ و پیامبر گرانقدر اسلام آن را برترین سوره کتاب خدا ۲ و شریفترین گنج عرشی۳ دانسته‌اند.
براى قرائت این سوره شریفه پاداش‌هاى فراوانى ذکر شده است که دلالت بر عظمت این سوره مبارکه دارد. از امام باقر(علیه السلام) روایت شده است: هر کس سوره حمد را قرائت کند خداوند در خیر دنیا و آخرت را به رویش مى گشاید.۴ و پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) قرائتش را برابر با قرائت یک سوم قرآن برشمرده‌اند
استفاده مردم از این سوره در نمازهاست. همانطور که آگاهیم قرائت سوره حمد در قرائت نمازها واجب است و نمازگزاران حداقل روزى ده بار این سوره را قرائت مى کنند.

دومین: نوع استفاده مردم از سوره حمد، در قرائت آن براى اموات است. مرسوم است که براى مردگان سوره حمد قرائت مى شود. منشأ این عمل روایاتى است که درباره قرائت سوره حمد براى اموات و هدیه ثواب آن براى ایشان است.

سومین : گونه کاربرد سوره حمد در بین مردم، شفاجویى از این سوره است.بسیارى از مردم این سوره را براى شفاى از بیمارى قرائت مى کنند. اصطلاح «دم زدن» آب که در آن پس از قرائت سوره حمد بر ظرف آب مى دمند و آن را به مریض مى خورانند، نیز از همین باب است. منشأ این عمل نیز روایاتى که در باب شفاجویى از ایات قرآن بویژه سوره حمد وارد شده است.
سوره حمد در فرهنگ عامیانه:
تأثیرپذیرى فرهنگواره‌هاى ایرانى از یکمین سوره قرآن کریم به چند گونه است:
۱٫ در پاره‌اى از این عبارت‌ها نام این سوره به صورت «حمد» یا «الحمد» آمده است که یکى از نام‌هاى مشهورو پرکاربرد این سوره مى باشد. نام این سوره بر اساس نخستین کلمه از ایه دوم این سوره است.
۲٫ در گروهى دیگر از این فرهنگواره‌ها نام دیگر این سوره یعنى «فاتحه» یا «الفاتحه» مورد استفاده است. از آنجا که قارى قرآن با گشایش کتاب با این سوره مواجه مى شود و در حقیقت گشاینده کتاب قرآن است «الفاتحه» و «فاتحة الکتاب» خوانده مى شود.

حمد و سوره را درست کردن

رسمى است قدیمى به معناى قرائت حمد و سوره را به طور صحیح یادگرفتن. منشأ پیدایش این رسم، حساسیت متدینان به صحّت نمازهاست. معمولاً متدینان کم سواد، حمد و سوره نماز خود را نزد فردى با سواد یا روحانى مى خوانند تا به درست خواندن و صحیح بودن نماز خود، اطمینان یابند. نمونه‌اى از کاربرد این تعبیر در فرهنگ مردم چنین است:

«الآن مسافران روى پشت بام مجاور، حمد و سوره‌شان را درست مى کنند».

۲٫ الحمدلله

«الحمدلله رب العالمین» به معناى «خدا را شکر» معمولاً در پاسخ از احوالپرسى و در مقام تشکر از کسى که احوالپرسى مى کند، گفته مى شود. گاهى اوقات نیز در شکرگزارى از خداوند گفته مى شود، مانند:

«باز الحمدلله، به سلامت آمدى، جاى شکرش باقى است».

۳٫ صراط المستقیم

به معناى راه راست و مستقیم است.گاه به مجاز به معناى راستى و درستى مى اید، نیز به هر گونه راهى که راست و مستقیم باشد گفته مى شود و گاهى در جواب پرسش از آدرس گفته مى شود:«صراط المستقیم».

۴٫ به هیچ صراطى مستقیم نبودن

به معناى اینکه شخص در هیچ کارى، استوارى و پایدارى نداشته و پس از مدتى آن را رها مى کند و در هیچ راهى و صراطى مستقیم نیست. این عبارت کنایه از در هیچ کارى ثابت نبودن و روش ثابتى نداشتن است.

۵٫ فاتحه یا الفاتحه
این کلمه که نام سوره اول قرآن نیز مى باشد به صورت‌هاى مختلفى کاربرد دارد.
الف ـ «دیروز به فاتحه فلانى رفتم» به معناى شرکت در مجلس ترحیم و یادبود است.
ب ـ «براى اموات خود فاتحه خواندم»،به مجاز به این سوره و سوره اخلاص گفته مى شود و وقتى کلمه فاتحه گفته مى شود منظور هر دوى این سوره‌ها است.
جمله‌اى است که معمولاً در مجالس ترحیم به همین صورت یا به صورت فاتحه مع الاخلاص و الصلوات و گاهى به صورت دعا:«رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات» به کار مى رود. این جمله را با صداى بلند بر زبان مى آورند تا حضّار سوره فاتحه و اخلاص بخوانند و صلوات بفرستند.

۷٫ جابجا کنعبد جابجا کنستعین

به مفهوم هر سخن جایى و هر نکته مقامى دارد به کار مى رود و همچنین به معناى گاهى این و گاهى آن و هر کارى جاى خود دارد،استعمال مى شود.اصل این مثل از آنجاست که از دانشمندى ظریف ـ به مزاح ـ پرسیدند: سبب چیست که لفظ ایاک در ایه: «ایاک نعبد و ایاک نستعین» تکرار شده است در صورتى که به رعایت ایجاز و اختصار ممکن بود گفته شود: «ایاک نعبد و نستعین». دانشمند جواب داد: براى این که اگر «ایاک» تکرار نشده بود، معنى اش این بود که عبادت و استعانت همیشه با هم باشد در صورتى که بعضى جاها خدا را عبادت مى کنیم بدون قصد استعانت و بعضى اوقات از خدا استعانت مى کنیم که به عبادت اشتغال نداریم و آنگاه بر سبیل ظرافت گفت:ایاک نعبد و ایاک نستعین؛یعنى جابجا کنعبد و جابجا کنستعین».

۸٫ تا ولا الضالّین چیزى را قبول داشتن(قبول کردن)

کنایه‌اى است از پذیرش کامل و بدون شرط یک مطلب،به معناى این که گوینده تمامى موضوع و مطلب مورد نظر را قبول دارد. گاهى در ابتداى گفتار گفته مى شود و از گوینده مطلب مى خواهند که مطلب را ادامه ندهد، چون من تا ولاالضالینش را مى پذیرم. تشبیه به اینکه از ابتداى سوره حمد تا پایانش که ولاالضالین باشد را قبول دارم. پس کنایه حاضر به معناى «به همه جزئیات موضوع گردن نهادن است».

۹٫ مثل الحمد از برداشتن

هر گاه بخواهند درستى حفظ بودن مطلبى را به مخاطب گوشزد کنند و به او اطمینان دهند که مطلب مورد نظر را به صورت کامل در حافظه دارند از این عبارت استفاده مى کنند. چون سوره الحمد را تمامى مسلمانان از بردارند و در بیان آن نیز دچار هیچ لکنت یا فراموشى نمى شوند.

۱۰٫ فاتحه کسى (یا چیزى) را خواندن

به معناى از کسى یا چیزى صرف نظر کردن است. در محاورات عامیانه در صورتى به کار مى رود که بخواهند مفهوم چیزى را نابود شده و از دست رفته و به اتمام رسیده را برسانند. تعبیرات «فاتحه اش را خواندم» و«باید فاتحه‌اش را خواند» به کار مى برند.

۱۱٫ مثل الحمد توى دهن‌ها(یا سر زبان‌ها) افتادن

از آنجایى که سوره حمد به صورت روزانه و بیش از سوره هاى دیگر قرآن بر سر زبان مسلمانان جارى مى شود، بیشتر توى دهن‌ها و سرزبان‌هاست. هر گاه فردى به نیکى بر سر زبان‌ها باشد و همه از او یاد کنند و اصطلاحاً«نُقل هر محفل و نُقل هر مجلسى باشد» مى گویند فلانى مثل الحمد توى دهن‌ها افتاده است. و نیز بخواهند شهرت خبرى یا شایعه شدن مطلبى را بیان دارند از این تعبیر استفاده مى کنند.
  • بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش هیه شده وشامل موارد زیر است:

يعني بر تمام امورم ، ياري از خدا مي طلبم . خدائيكه ، پرستش و بندگي، جز براي او ،شايسته نيست.
خداءيكه دادرس است ،آنگاه كه از او دادخواهي شود. پذيرا و جوابگو است،هر آنگاه كه خوانده شود.
(رحمن):همان {كسي}است كه؛ به روزي بندگانش شديدا متمايل است !و مواد روزيش را از  آنان نبرد ، اگر فرمانش نبرند!   (رحيم) رحيم است ، به بندگان مؤمن . واز رحمت وي است ، كه صد رحمت آفريد! واز آن ،رحمت واحدي ، در همة آفريدگان قرار داد
الحمد و الله  رب العالمين.
بندة من مرا حمد گفت و اقرار كرد نعمتهائي كه در اختيار دارد از ناحيه من است ، و بلاهائي كه به او نرسيده بازبه لطف و تفضل من است؛و من شما فرشتگان را گواه ميگيرم كه نعمتهاي دنيائي و آخرتي او را زياد نمود ، بلاهاي آخرت راازاو دور كنم، همانطوريكه بلاهاي دنيا را ازوادور كردم.
{الحمد الاه}! چون بشناسائي همه قادر نيستند . زيرا ؛ نعم و عطاي او ؛بيش از آنست كه بشمار درآيد ه آنست كه ؛خداوند برخي از نعمي را كه ببندگانش ارزاني داشته! سر بسته- بآنها معرفي كرده است .چون ؛ تفضيلا ! بشناسائي همة آنان قادر نيستند . زيرا ؛ نعم وعطاي او ، بيش از آنست كه بشمار درآيدوشناخته شود.     {رب العالمين} مالك و خالق و روزي رسان آنها است-از آنجا كه ميدانند!واز آنجاكه نميدانند! پس ؛ روزي معلوم و تقسيم شده است .آدم بهر روش وآئين كه ميخواهد در دنيا رفتار نمايد- در هر حال وموقعيتي كه هست- روزي باو ميرسد ! تقوي تقوي دار زيادش نميكند ! وتبهكاري فاسق وفاجر، ونقصانش نمي آيد . بين بني آدم و روزيش پردهاي است!َ كه روزي،طالب وجوياي او است!تا آنجا كه اگر ؛ احدي از شما ، درطلب روزيش درنگي نمايد ، روزيش
۱

در جست او است! همچنان كه ؛ مرگ ومير بجوستجوي وي است!.
الرحمن الرحيم.
در خواست عطف وعنايت (بيشتري) است! ويادياز نعم و الطاف او است! كه،بر تمام آفريدگانش ارزاني داشته! بتفضيلي كه :بنده ام شهادت داد كه: من رحمن رحيم هستم ،من نيز شما را شاهد ميگيرم كه بهرةاورااز نعمت ورحمت خود فراوان ساخته ، نصيبش رااز عطاء وبخشش خودم بسيار مي كنم.{رحمن}همان كسي كه به روزي بندگانش شديدا متمايل است ! و مواد روزي خود را از آنان نبرد ، اگر چه فرمانش نبرند. بافراد با ايمان ، در كاهش بندگي و طاعتشان رحيم است.و بافراد كافر كيش و ناسپاس ! – كه خواستار كمك و همراهي اند ، با رفيق ومدارا ! بآنان – رحيم است.  
واز رحمت او است كه نيروي بلند شدن و غذا خوردن از كودك،گرفته است!بجاي آن تاب وتوان به مادرش داد! واو را به كودك خويش دلسوز و مهربان آفريد! تا بتربيت و پرستاريش قيام كند. و اما {الرحيم} معنايش اينست كه: او به بندگان مؤ منش رحيم است .واز رحمت او است كه صد رحمت آفريد!از آن رحمت واحدي در خلايق و همة آفريدگان قرار داد.و بآن مردم بيكديگر رحيم و دلسوزند!.و مادر به فرزندش مهربان است..
مالك يوم الدين
اقرار واعترافي است، برستاخيز و(روز) حساب ومجازات وپاداش !. واثبات
و تحكيم سلطنت و  ملك آخرت ، براي حضرت مولي سبحانه!- همانند اثبات سلطنت و ملك دنيا-و در حديث چنين است:{خدا بر اقامة روز جزا – كه همان روز حساب است – قادرو توانا است. قادر است،كه آنرا ،از زمان و قوعش جلو بيندازد!و از اوقـات بـروزش بـتاخير افكنـد! او در روز جزا –نيز
 
۲


مالك است! از اينرو ؛ بحق داوري كند !آنكه ؛دامن خويش بجور و ستم ،آلوده است! در انروز مالك 
هيچ حكم وداوري نيست ، بدانگونه كه – در دنيا- آنكه صاحب اختيار و مالك احكام ، ستم كند!.}در حقيقت ؛اوروز رستاخيز –مالك سرنوشت خلايق است و هر كه در دنيا ، از شك وترديدش اثري بجاي مانده! يا سخت به گردنكشي پرداخته است، چنين فردي را بآتش افكند! واز رنج وعذاب خداي عزوجل !برايش گريز و امتناعي نيست وهر كه در دنيا جبين كرنش وفروتني ! بر آستان او سائيده!.
وبر اين خصلت بندگانش ؛ رنگ دوام و حفاظت داده است ، برحمت بيكرانش اورا در بهشت
۲برين جاي دهد.! شما شاهد باشيد همان طور كه بنده ام اعتراف كرد به اينكه من مالك روز جزا هستم ، در آن روز كه روز حساب است، حساب اوراآسان ميكنم ، وحسنات او را قبول نموده از گناهانش صرف نظر ميكنم.
اياك نعبد و اياك نستعين.
تنها ترا ميپرستم ! اي خدائي كه نعمت فراوان و رحمت گوناگون بما ارزاني داشته اي ! با ذلت و كرنش و فروتني ! دون ريا و شهرت و جاه- خالصانه ترا فر مانبرداريم. و تنها از تو ياري مي طلبيم! بر طاعت و بندگي ات – آنچنان كه فرمودي – از تو كمك ميخواهم . واز دنيا ي خود آنچه از او نهيش كردي حذر كنيم، و تقوي پيشة خود سازيم واز شيطان كه درگاه مقدست دور است و از جن وانس گمراه كنندة سركش ،واز ستمگران آزار پيشه، بدامن عصمت و پاكي ات چنگ زنيم!..
اياك نستعين (يعني) بر طاعت و بندگي ات تنها از تو كمك مي خواهيم و در كنار زدن حيله و شر دشمنانت اي خدا!از تو كمك ميجوئيم. و آنچه بفرمائي! امر ، امر تو است. 
او است ، پروردگار جهان و جهانيان و بسوي او است بازگشت هر چيزي و براي او است ، ملك و 
۳

نعمت و رحمت دو جهان و از اينرو هر ستايش و ثنائي را شايسته! و بعد از آنكه ، نمايان ساخت كه 
بر عالميان فرض است كه بر آستانش خاضع و فروتن آيند و بطاعت و بندگي اش طوق ذلت و خواري بگردن نهد و خواست روش حق و حقيقت را درافعال و كردار بندگان – از حيث { جبر و تفويض} – بپا كند ؛ فرمود: اياك نعبد و اياك نستعين .
اشاره بر اينكه افعال بندگان براي آنها آفريده شده! آنها بياري پروردگار – بگناه و عصيان – دامن خويش نيالايند!و به نيروي او توفيق طاعت و بندگي حاصل كنند. و اشاره بر اينكه ؛ بندگي مطلوب خدا ، آن عبادت خالصي است كه از بندگي با اراده و اختيارشان ، صادر شود!- در حاليكه ؛ از خدا بر استكمال طاعت و سنت و اداي و ظيفه اش ياري بجويند ! 
اينست معني : { الامربين الامرين} كه با { اياك نعبد}، جبر از بين ميرود ، وبا { اياك نستعين}، 

تفويض!

اهدنا الصراط المستقيم.

بعد از بيان علوم ودانش همگاني و همه جانبه مبدا و معاد و روشنگري وظيفه بندگي و اظهار آخرين گفتار ممتاز مولي ، بعظيـم ترين مقاصـد و عاليـترين هدف اشاره نموده اسـت . و آن خواستن هدايت از پيشگاه مقدس خدايتعالي ! به { صراط مستقيم} است و خواستار استقامت و ثبات بر آن هدايت و آئين و خواهان رشد وكمال در دين جاوداني او ! و تمسك ، بحبل  متين او و افزون خواهي معرفت و بينش او و دوري از سلوك راه و روش گمراهان ! و دورويان و تبه كاران كسانيكه ؛ جلوه هاي دل انگيز رحمت بيكران حق از نپذيرفتند! و خشم و غضب اوليائش را بر آشفتند !. كسانيكه ؛ در آينده نزديك – بحالشان – ترا واقف وآگاه سازيم!.
اين ، گوشه اي از نواحي جامع و همگاني فاتحه در فرهنگ و علوم قراني است. آنگاه ؛ اساسي ترين و مهمترين هدف قرآني كريم – از معارف ديني و الهي و معرفه النفس – اينستكه؛ بين اصول دين و مذهب و فروعشان گرد آورد ، و ســورة مقدس فاتحه اجــمال و خلاصه آنها رادر بردارد و اصــول 
پنجگانه – توحيد و عدل و نبوت و امامت و معاد را شامل است و بر عبوديت و بندگي ، دلالت دارد عبوديتي كه ؛ از آن ، جزئيات و شاخ و برگ دين ، متفرع است.
فاتحه شريف !، آئين و روش حق را واضح و روشن ميسازد!. 
اين سوره با منشور : { الحمد لاه رب العالمين ، الرحمن الرحيم ، مالك يوم الدين} ، بزرگترين وحدانيت حق را بازگو ميكند! و از قيوميت ذاتي احدي ! و ربوبيت سرمدي اش ! حكايت دارد !. و از سروري دائمي الوهيتش نغمه، سر دهد! و از ملك ازلي و ابديش، لب از كند و ار نعم و لطف بيدريغش ! {كه پيوسته شامل همگان است و رحمت فراوان كه ويژه مومنين است خبر دهد و حقيقه ؛ رحمت عام و لطف عميمش نهايت عدل و انصاف را متضمن است !- رحمتي كه ؛ در ملك و ملكوت  آفريدگانرا – جميعا – فرا گيرد و از اتصاف خدا به عاليترين مراتب كمال آگاه سازد. 
اين ، توصيف همه جانبه { صفات ذات و صفات فعل } او است كه دلالت بر رجوع و بازگشت خلايق بسوي او دارد !.( تا آنانرا كه ؛ بزشتي گرائيدند ، بجزاي كردارشان برساند ! و بآنانكه ؛ رفتار نيك، از وجودشان سر زد، نيكوترين پاداش دهد..) 
آنگاه ؛ بعد از اشاره بر عبوديت كامل و همه جانبه – در فروع-و بعد از بيان اعتقاد درست در افعال بندگان بآنان فرمان داد كه ؛ در جستجوي هدايت و راه به { صراط مستقيم} باشند . و او است راه روشنگر حق كه سالك راه خدا را بخدا ، ميرساند ! ( راهي است كه ؛) بخشنودي پروردگار، منتهي ميشود. صراط المستقيم ، جز طريق آنكه ؛ بر بندگان ، ولايت دارد ، طريق ديگر نيست.و عتبار حدوث و بقا ، نبوت وامامت ازآن منشعب ميگردد! كه زمامش را بهر دو اعتبار، پيامبر اعظم بر عهده دارد! و امامت را باعتبار دوم- جانشين پاكش ! . هر كه ؛ باين دوعزيز الوجود ، راهي يافت ، حقيقه! بخدا ، رهنمون شدو فرمان خدا و رسولش را بگردن نهاد!
  • بازدید : 93 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

تفسیر در لغت به معنای برگرفتن نقاب از چهره است.
مگو تو آن که نور و کلام مبین است نقابی بر چهره دارد که از آن برگیریم؟
نه، نقابی قرآن ندارد این ما هستیم که باید نقاب از چهره جان برگیریم و پرده از دیده عقل و هوش خود کنار زنیم تا مفاهیم قرآن را دریابیم و روح آن را دریابیم. از سوی دیگر قرآن تنها یک چهره ندارد، یک چهره عمومی دارد که برای همه گشاده است، و نور مبین است و رمز هدایت خلق!
این چهره ها که در لسان احادیث «بطنون» قرآن نامیده شدند برهمه کس تجلی نمی کنند و یا صحیحش را همه چشم ها قدرت دیدن آن را ندارد و تفسیر کمک می کند که حجاب ها کنار برود و به ما شایستگی دید دهد.
ویژگی های سوره ی حمد
این سوره در میان سوره های قرآن درخشش فوق العاده ای دارد که از مزایای زیر سرچشمه می گیرد:
۱- آهنگ این سوره     2- سوره حمد، اساس قرآن است      3- سوره حمد، افتخار بزرگ پیامبر
۴- تأکید بر تلاوت این سوره
محتوای این سوره
این سوره ۷ آیه دارد و هر کدام اشاره به یک مطلب مهم می کند:
«بسم الله» سر آغازی است برای هر کار و استمداد از ذات پاک خدا را به هنگام شروع در هر کار به ما    می آموزد.
«الحمد لله رب العالمین» درسی است از همه ی بازگشت های نعمت و تربیت همه ی موجودات و توجه به این حقیقت که همه این مواهب از ذات پاکش سرچشمه می گیرد.
« الرحمن الرحیم» این نکته را بازگو می کند که اساس خلقت و تربیت و حاکمیت او بر پایه ی رحمت و رحمانیت است و محور اصلی نظام تربیتی جهان را همین اصل تشکیل می دهد.
«مالک یوم الدین» توجهی است به معاد و سرای پاداش اعمال و حاکمیت خداوند بر آن دادگاه عظیم.
«ایاک نعبد و ایاک نستعین» توحید در عبادت و توحید در نقطه ی اتکاء انسان ها را بیان می کند.
« اهدنا الصراط المستقیم» بیانگر نیاز و عشق بندگان به مسأله ی هدایت و نیز توجهی است به این حقیقت که هدایت ها همه از سوی او است!
سرانجام آخرین آیه ی این سوره، ترسیم واضح و روشنی است از صراط مستقیم راه کسانی است که مشمول نعمت  های او شده اند، و از راه مغضوبین و گمراهان جدا است.و از یک نظر این سوره به دو بخش تقسیم می شود. بخشی از حمد و ثنای خدا سخن می گوید و بخشی از نیازهای بنده.
چنان که در «عیون اخبار الرضا» علیه السلام در حدیثی از پیامبر (ص) می خوانیم:
خداوند متعال چنین فرموده: من سوره ی حمد را میان خود و بنده ام تقسیم کردم، نیمی از آن برای من و نیمی از آن برای بنده ی من است، و بنده ی من حق دارد هر چه را می خواهد از من بخواهد:
هنگامی که بنده می گوید:«بسم الله الرحمن الرحیم» خداوند بزرگ می فرماید بنده ام به نام من آغاز کرد و بر من است که کارهای او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر برکت کنم و هنگامی که می گوید : «الحمدلله رب العالمین» خداوند بزرگ می گوید بنده ام مرا حمد و ستایش کرد و دانست نعمت هایی که دارد از ناحیه ی من است، و بلاها را نیز من از او دور کردم، گواه باشید که من نعمت های سرای آخرت را بر نعمت های دنیای او می افزاییم و بلاهای آن جهان را نیز از او دفع می کنم، همانگونه که بلاهای دنیا را دفع کردم.
و هنگامی که می گوید «الرحمن الرحیم» خداوند می گوید: بنده ام گواهی داد که من رحمان و رحیم، گواه باشید بهره ی او را از رحمتم فراوان می کنم و سهم او را از عطایم افزون می سازم و هنگامی که     می گوید «مالک یوم الدین» او می فرماید: گواه باشید همانگونه که او حاکمیت و مالکیت روز جزا را از آن من می دانست، من در روز حساب، حسابش را آسان می کنم، حسناتش را می پذیرم و از سیئاتش صرف نظر می کنم.
و هنگامی که می گوید« ایاک نعبد» خداوند بزرگ می گوید بنده ام راست می گوید، تنها مرا پرستش   می کند، من شما را گواه می گیرم بر این عبادت خالص ثوابی به او می دهم که همه ی کسانی که مخالف این بودند به حال او غبطه خوردند.
و هنگامی که می گوید «ایاک نستعین» خدا می گوید: بنده ام از من یاری جسته و تنها به من پناه آورده، گواه باشید من او را در کارهایش کمک می کنم، در سختی ها به فریادش می رسم و در روز پریشانی دستش را می گیرم.
و هنگامی که می گوید « اهدنا الصراط المستقیم ……..» تا آخر سوره. خداوند می گوید این خواسته ی  بنده ام برآورده است و او هرچه می خواهد از من بخواهد که من اجابت خواهم کرد آنچه امید دارد، به او می بخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش می سازم.
تفسیر:
۱- بسم الله الرحمن الرحیم
میان همه ی مردم جهان رسم است که هر کار مهم و پردازشی را به نام بزرگی از بزرگان آغاز می کنند و نخستین کلنگ هر مؤسسه ارزنده ای را به نام کسی که مورد علاقه ی آن هاست بر زمین می زنند، یعنی آن کار را با آن شخصیت مورد نظر از آغاز ارتباط می دهند.
ولی آیا بهتر نیست که برای پاینده بودن یک برنامه و جاوید ماندن یک تشکیلات، آن را به وجود پایدار و جاودانی ارتباط دهیم که فنا در ذات او راه ندارد، چرا که همه ی وجودهای این جهان به سوی کهنگی و زوال می روند، تنها چیزی باقی می ماند که با آن ذات لایزال بستگی دارد.
اگر نامی از پیامبران و انبیاء باقی است به علت پیوندشان با خدا و عدالت و حقیقت است که کهنگی در آن راه ندارد، و اگر فی المثل اسمی از «حاتم» بر سر زبان ها است به خاطر همبستگیش با سخاوت است که زوال ناپذیر است.
از میان تمام وجودها آن که ازلی و ابدی است تنها ذات پاک خداست و به همین دلیل باید همه چیز و هرکاری را با نام او آغاز کرد و در سایه ی او قرار داد و از او استمداد نمود لذا در نخستین آیه ی قرآن   می گوییم « به نام خداوند بخشنده ی بخشایشگر »
این کار نباید تنها از نظر اسم و صورت باشد، بلکه باید از نظر واقعیت و معنی با او پیوند داشته باشد، چرا که این ارتباط آن را در مسیر صحیح قرار می دهد و از هرگونه انحراف باز می دارد و به همین دلیل چنین کاری حتماً به پایان می رسد و پربرکت است.
به همین دلیل در حدیث معروفی از پیامبر(ص) می خوانیم: کل امر ذی بال لم یذکر فیه اسم الله فهو ابتر:«هرکار مهمی که بدون نام خدا شروع شود، بی فرجام است»
امیرالمؤمنین علی (ع) پس از نقل این حدیث اضافه می کند «انسان هرکاری را که می خواهد انجام دهد باید بسم الله بگوید یعنی با نام خدا این عمل را شروع می کنم و هر عملی که با نام خدا شروع شود خجسته و مبارک است و نیز می بینیم که امام محمد باقر (ع) می فرماید:«سزاوار است هنگامی که کاری را شروع می کنیم چه کوچک باشد چه بزرگ، بسم الله بگوییم تا پربرکت و میمون باشد».
کوتاه سخن این که پایداری و بقای عمل بسته به ارتباطی است که با خدا دارد.
به همین مناسبت خداوند بزرگ در نخستین آیات که به پیامبر وحی شد، دستور می دهد که در آغاز شروع تبلیغ اسلام این وظیفه ی خطیر را با نام خدا شروع کند: اقرء باسم ربک.
و می بینیم حضرت نوح (ع) در آن طوفان سخت و عجیب هنگام سوار شدن بر کشتی و حرکت روی امواج کوه پیکر آب که هر لحظه با خطرات فراوانی روبرو بود برای رسیدن به سر منزل مقصود و پیروزی و مشکلات به یاران خود دستور می دهد که در هنگام حرکت و در موقع توقف کشتی «بسم الله» بگویند.
تنها سوره ی توبه است که بسم الله در آغاز آن نمی بینیم چرا که سوره ی توبه با اعلان جنگ به جنایتکاران مکه و پیمان شکنان آغاز شده و اعلام جنگ با توصیف خداوند به « رحمان و رحیم» سازگار نیست.
در اینجا توجه به یک نکته لازم است و آن این که ما در همه جا بسم الله می گوییم چرا نمی گوییم بسم الخالق یا بسم الرزاق و مانند آن؟!
نکته این است که الله چنان که به زودی خواهیم گفت، جامع ترین نام های خداست و همه ی صفات او را یک جا بازگو می کند، اما نام های دیگر اشاره به بخشی از کمالات او است، مانند خالقیت و رحمت او و مانند آن .
به هرحال هنگامی که کارها را با تکیه بر قدرت خداوند آغاز می کنیم، خداوندی که قدرتش مافوق     همه ی قدرت هاست، سبب می شود که از نظر روانی نیرو و توان بیشتری در خود احساس کنیم، مطمئن تر باشیم، بیشتر کوشش کنیم، از عظمت مشکلات نهراسیم و مأیوس نشویم و ضمناً نیت و عملمان را   پاک تر و خالص تر کنیم. و این است رمز دیگر پیروزی به هنگام شروع کارها به نام خدا.
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل موارد زیر است:

امام علی علیه السلام می فرماید: اي بندگان خدا، از دشمن خدا پرهیز کنید، مبادا
شما را به بیماري خود مبتلا سازد و با نداي خود شما را به حرکت درآورد و با
لشکرهاي پیاده و سواره خود بر شما بتازند! به جانم سوگند شیطان تیر خطرناکی
براي شکار شما به چلّه کمان گذارده و تا حد توان کشیده و از نزدیکترین مکان شما
را هدف قرار داده است…
امام علی علیه السلام می فرماید: اي بندگان خدا، از دشمن خدا پرهیز کنید، مبادا شما را به بیماري خود مبتلا سازد و با نداي خود شما را به حرکت درآورد و بالشکرهاي پیاده و سواره خود بر شما بتازند! به جانم سوگند شیطان تیر خطرناکی براي شکار شما به چلّه کمان گذارده و تا حد توان کشیده و از نزدیکترین مکان شمارا هدف قرار داده است…پس شیطان بزرگترین مانع براي دینداري و زیانبارترین و آتش افروزترین فرد برايدنیاي شماست! شیطان از کسانی که دشمن سرسخت شما هستند و براي درهم شکستنشان کمر بسته اید خطرناکتر است. مردم، آتش خشم خود را بر ضد شیطان بکار گیرید و ارتباط خود را با او قطع کنید به خدا سوگند شیطان بر اصل و ریشه شما فخر فروخت و بر حسب و نسب شما طعنه زد.
نقل شده است وقتی شیطان به خداي متعال گفت: لاقعدن لهم صراطک المستقیم ثم
لایتنهم من بین ایدیهم و من خلفهم و عن ایمانهم و عن شمائلهم: من بر سر راه
مستقیم تو در برابر آنها کمین می کنم، سپس از پیش رو و از پشت سر و از طرف
راست و چپ آنها به سراغشان می روم فرشتگان پرسیدند شیطان از چهار سمت بر
انسان مسلط است. پس چگونه انسان نجات می یابد؟ خداوند فرمود: راه بالا و پایین
باز است راه بالا نیایش و راه پایین سجده و بر خاك افتادن است.
کید شیطان ضعیف است.
تعبیر قرآن کریم این است: ان کید الشیطان کان ضعیفا یعنی مکر و کید شیطان از
اول ضعیف بود. نه اینکه حالا ضعیف شده باشد، بلکه ماهیتاً ضعیف است. لیکن این
ضعیف به حساب آمدن در رابطه با خداست، نه کسانی که زیر مجموعه و تابع اوامر
و وسوسه هاي او هستند.
تأکید بر تلاوت سوره حمد
تلاوت آن به انسان، روح و ایمان می بخشد، او را به خدا نزدیک می کند، صفاي دل
و روحانیت می آفریند و اراده انسان را نیرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق
افزون می سازد و میان او و گناه و انحراف فاصله افکند به همین دلیل در حدیثی از
امام صادق علیه السلام می خوانیم:
٣
رن ابلیس اربع رنات، اولهن یوم لعن و حین اهبط الی الارض و حین بعث محمد
صلی الله علیه و آله علی حسن فتره من الرسل و حین انزلت ام الکتاب . “شیطان
چهاربار فریاد کشید و ناله سرداد، نخستین بار روزي بود که از درگاه خدا رانده شد،
سپس هنگامی بود که از بهشت به زمین تنزول یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد
صلی الله علیه و آله بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانی بود که سوره
حمد نازل شد.”
انشاء الله که خداوند ما را از مجاهدان در راه حق قرار دهد، هر نوع جهادي که
شایسته ماست و بر مقتضاي ماست و انشاء اله که ما بتوانیم دامن خود را به گناهان
آلوده نکنیم چراکه امام علی علیه السلام می فرمایند:
ماالمجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف
آن کس که در راه خدا جهاد کند و شربت شهادت بنوشد، بلند مقام تر از آن کس
نیست که توانایی بر گناه داشته باشد و دامن خود را آلوده نکند.
و ما بتوانیم نفس خود را نگه داشته و آلوده نکنیم زیرا شیطان گفته که من در سه
جا حضور پیدا می کنم:
-۱ در میدان جنگ که مجاهد را به یاد خانواده اش می اندازم.
-۲ در دعوا و عصبانیت و خشم میان دو نفر نقش مهمی را ایفا می کنم.
-۳ زمانی که دو جنس مخالف در خلوت هم حضور پیدا می کنند.

عتیقه زیرخاکی گنج