• بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامکل موارد زیر است:

سوره سجده آیه ۱۸
افمن کان مؤمناً کمن کان فاسقا لایستون
ترجمه : آیا کسی که مؤمن است همانند کسی است که فاسق است؟ نه هرگز این دو برابر نیستند.
نمونه: جمله به صورت استفهام انکاری مطرح شده، استفهامی که پاسخ آن از عقل و فطرت هر انسانی می جوشد که این دو هرگز برابر نیستند، در عین حال برای تاکید، با ذکر جملۀ «لایستوون» این نابرابری را مشخص تر می کند.
در این آیه «فاسق» در مقابل «مومن» قرار گرفته و این دلیل بر آن دارد که فسق مفهوم گسترده ای دارد که هم کفر را شامل می شود و هم گناهان دیگر را،
چرا این کلمه از جمله «فسقت الثمره» (یعنی میوه از پوستش خارج شد و یا در موردی که هستۀ خرما از گوشت آن جدا می شود و به بیرون می افتد ) گرفته شده، سپس به خارج شدن از اطاعت فرمان خدا و عقل، اطلاق گردیده است، و می دانیم هر کس کفر می ورزد و یا مرتکب گناهانی می شود از فرمان پروردگار خود، خارج شده است این نکته نیز قابل توجه است، که میوه مادامی که در پوست خود قرار دارد سالم است، همینکه از پوست خارج شد، فاسد می شود، و بنابراین فاسق شدنش همان و فاسد شدنش همان.
جمعی از مفسران بزرگ در ذیل این آیه نقل کرده اند که روزی «ولید بن عقبه» به «علی (ع) » عرض کرد من از تو با زبانی گسترده تر و فصیحتر و نیزه ای تیزتر دارم (اشاره به اینکه به پندار خودش هم در سخنوری و هم در جنگ جوئی پیشتاز تر است).
علی (ع) در پاسخ او فرمود: لیس کما تقول یا فاسق! «این چنین نیست که تو می گوئی ای فاسق»  اشاره به اینکه تو همان کسی هستی که در داستان جمع آوری زکات از طایفه «بنی المصطلق» آنها را متهم به قیام بر ضد اسلام کردی و خداوند در سوره حجرات در آیه ۶  یا ایها الذین آمنوا آن جائکم فاسق بنبا فتبینوا … تو را تکذیب و فاسق خواند .
بعضی در اینجا افزوده اند که آیه افمن کان مؤمنا کمن کان فاسقاً بعد ازاین گفتگو نازل شده اما با توجه به اینکه سوره مورد بحث (سوره سجده ) در مکه نازل گردیده و داستان «ولید» و در بنی المصطلق» در مدینه اتفاق افتاد به نظر می رسد که این از قبیل آیه بر یک مصداق روشن باشد.
ولی بنا بر قول بعضی از مفسران که آیه فوق و دو  آیۀ بعد از آن را مدنی می دانند، مشکلی از این نظر باقی نمی ماند و مانعی ندارد که این سه آیه بعد از گفتگوی فوق  نازل شده باشد. 
سوره سجده آیه ۱۸
افمن کان مؤمنا لمن کان فاسقا لایستون. 
المیزان : آنکه مومن است با آنکه عصیان پیشه است چگونه مانند و یکسانند.
در تفسیر قمی در رواییاتی از ابن الجاورد از امام باقر (ع) آمده است که علی (ع) و ولید بن عقبه با هم مشاجره کردند و ولید می گفت به خدا قسم م از تو شجاعترم و نیزه من از نیزه تو تیزتر و در صف تیر اندازان ثابت قدم تر. و علی (ع) فرمودند ساکت باش تو فاسق هستی و بس که این آیه نازل شد.
در کتاب احتجاج از حسن بن علی (ع) در حدیثی که را جع به احتجاج آن حضرت با عده ای از اطرافیان معاویه  است فرمود که ای ولید تو چگونه علی (ع) را ناسزا می گویی در حالیکه خداوند ا را در ۱۰ آیه از قرآن مومن خوانده است؟  و تو را در قرآن فاسق معرفی کرده؟ و سوره ۱۸ سجده را تلاوت کردند. 
سوره انفال آیه ۶۲
هو الذی ایدک بنصره و بالمومنین.
ترجمه: او همان کسی است که تو را با یاری خود و مومنان تقویت کرد.
نمونه 
بارها خطرات بزرگی برای تو فراهم ساختند و نقشه ی خطرناکی که طرح کردند که از طریق عادی غلبه بر آن ممکن نبود اما تو را در برابر همه اینها حفظ کرد. به علاوه این مومنان مخلص که گرد تو را گرفته اند و از هیچ گونه فداکاری مضایقه ندارند قبلا مردمی از هم پراکنده و با یکدیگر دشمن بودند خداوند نور هدایت بر آنها پاشید و در میان دلهای آنها الفت ایجاد کرد. مانند: اختلاف طایفه اوس و خزرج و یاران مهاجر پیامبر که از مکه آمده بودند پیش ازاسلام با هم دوستی نداشتند و سینه هایشان از کینه ی یکدیگر پر بود اما خداوند همه آن کینه ها را شست و از میان برد بطوری که از ۱۱۳ نفر رزمندگان بدر که حدود ۸۰ نفر از مهاجران و بقیه از انصار بودد ارتشی کوچک یک پارچه و متحد بوجود آمد که دشمن را در هم شکست. این الفت و پیوند دلها از طرق مادی و عادی امکان پذیر نبود اگر تمام آنچه را در روی زمین خرج می کردی هیچگاه نمی توانستی در میان دل هایشان الفت ایجاد کنی ولی این خدا بود که در میان آنها بوسیله ایمان الفت ایجاد کرد. در اینجا باید به دو نکته توجه کرد:
اول: بعضی از مفسران آیه توفیق را تنها اشاره به اختلاف اوس و خزرج که از انصاربودند  دانسته اند ولی با توجه به این که مهاجران و انصار هر دو در یک صف به یاری پیغمبر برخواستند روشن می شود که مفهوم آیه یک مفهوم وسیع است.
دوم: این قانون تنها مربوط به مسلمانان نخستین نبوده امروز هم که اسلام سایه خود را بر سر هشتصد میلیون مسلمان جهان گسترده و از نژادها مختلف و اقوام کاملا متفاوت و گروههای اجتماعی متنوع پیروانی دارد هیچ حلقه اتصالی نمی تواند آنها را بهم متحد سازد (جز حلقه اتصال ایمان و توحید) اموال، ثروتها به تنهایی کاری از آنها ساخته نیست باید همان شعله ای در دل ها افروخته شود که در قلوب مسلمانان نخستین بود و نصرت و پیروزی نیز تنها از همین راه اخوت اسلامی میسر است. 
سوره انفال آیه ۶۲
هو الذی ایدک بنصره و با لمؤمنین .
و اگر دشمنان بفکر فریب دادن توباشند البته مطمئن باش که خدا ترا کفایت خواهد کرد اوست که به نصرت خود و یاری مومنان ترا موید و منصور گردانید.
المیزان
در الدرامنثور آمده است که ابن عساکر از ابی هریره روایت کرده است که گفت:
بر عرش خدا نوشته شده : «لا اله الا انا وحدی لا شریک لی محمد عبدی و رسولی ایدته بعلی» 
معبودی نیست غیر از من به تنهایی و مرا شریکی نیست محمد بنده و فرستاده من است که او را به وسیله علی (ع) تایید نمودم.
آیه هوالذی ایدک بنصره و بالمومنین، متعرض آن است.
در تفسیر برهان از شرف الدین نجفی نقل کرده که گفته است تاویل این آیه را ابو نعیم در حلقه اولیا به سند از ابن هریره آورده و گفته است که این آیه در حق علی (ع) نازل شده است و مقصود از کلمه مؤمنین حضرت علی (ع) است. 
سوره انفال آیه ۶۴
یا ایها  النبی حسبک الله و من اتبعک من المؤمنین.
ترجمه : ای پیامبر، خداوند و مومنانی  که از تو پیروی می کنند برای حمایت تو کافی است.
نمونه 
بعضی از مفسران نقل کرده اند که این آیه هنگامی نازل شد که طائفه یهود «بنی قریظه» و« بنی نضیر» به پیامبر (ص) هشدار داد که به آنها اعتماد و تکیه نکنند، بلکه تکیه گاه خود را تنها خدا و مومنان قرار دهد.
حافظ «ابو نعیم» که از علمای معروف اهل سنت است در کتاب فضائل الصحابه به اسناد خود نقل کرده است که این آیه دربارۀ علی بن ابیطالب نازل شده و منظور از مؤمنین  علی (ع) است . کراراً گفته ایم که اینگونه تفسیرها وشان نزول ها ایه را منحصر و محدود نمی کند بلکه منظور این است شخصی مانند علی (ع) که در صف اول مومنان قرار دارد نخستین تکیه گاه پیامبر بعد از خدا میان  مسلمین  است هر چند که دیگر مومنان نیز در صفوف  بعد یار و یاور پیامبر (ص) هستند. 
سوره انفال آیه ۶۴
یا ایها النبی حسبک الله و من اتبعک من المومنین.
ای رسول، خدا ترا کفایت کند و مومنانیکه پیروان تواند.
المیزان
نظر علامه در مورد کلمه اتباع در جمله «من اتبعک من المومنین » اگر به معنب پیروی در تمام جهات از پیامبر اکرم (ص) باشد پس می شود گفت که منظور علی (ع) است.
درالدرالمنثوراست که بزاز از ابن عباس روایت کرده که پس از اینکه عمر مسلمان شد مشرکین گفتند مسمانان امروز از ما انتقامشان را گرفتند و خداوند این آیه را نازل فرمود. ولی ولی علامه می فرماید این سخن درستی نیست چون پیامبر در آن زمان موقعیت و قدرت جنگیدن نداشتند تا محتاج یاوری باشند و خداوند هم این آیه را نازل کنند. و همچنین عمر چهلمین نفری بود که  مسلمان شد در حالی که این آیه در مدینه در ضمن آیات سوره انفال شده و عدۀ مسلمانان هم در آن زمان  صدها نفر بوده بوده است. ابن اسحاق و ابن ابی حاتم از زهری روایت کرده اند که این آیه دربارۀ انصار نازل شده است یعنی روزی که انصار به آنحضرت ایمان آوردند  و یا اینکه از آن حضرت پیروی کرده اند. 

عتیقه زیرخاکی گنج