• بازدید : 73 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

بعضى گفته اند: چند روزى به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) وحى نشد، به طورى كه مردم گفتند خدا با او وداع كرده ، در پاسخشان اين سوره نازل شد و خداى تعالى به اين وسيله آن حضرت را شاد كرد، و در سوره مورد بحث ، هم احتمال مكى بودن هست و هم مدنى بودن .
وَ الضحَى وَ الَّيْلِ إِذَا سجَى

اين دو آيه سوگند به ضحى و به ليل است ، و كلمه ((ضحى )) به طورى كه در مفردات آمده به معناى گسترده شدن نور خورشيد است . ولى بعدها آن زمانى را كه نور خورشيد گسترده مى شود نيز ضحى ناميدند، و مصدر ((سجو)) كه فعل سجى مشتق از آن است ، وقتى در كلمه ليل استعمال مى شود، معناى سكونت و آرامش شب را مى دهد، پس ((سجوالليل )) آن هنگامى است كه ظلمت شب همه جا را فرا گيرد.
((توديع )) كه مصدر فعل ((ودع )) است به معناى ترك است ، و كلمه ((قلى )) – به كسره قاف – به معناى بغض و يا شدت بغض ‍ است ، و اين آيه جواب دو سوگند اول سوره است ، و مناسبت نور روز با مساءله وحى ، و تاريكى شب با انقطاع وحى بر كسى پوشيده نيست .
وَ لَلاَخِرَةُ خَيرٌ لَّك مِنَ الاُولى

اين آيه در معناى ترقى دادن مطلب نسبت به مفاد آيه قبل است ، و مفاد آيه قبلى موقف كرامت و عنايت الهى را براى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) اثبات مى كرد، در اين آيه مى فرمايد تازه زندگى دنياى تو با آن كرامت و بزرگى كه دارى ، و با آن عنايتى كه خداى تعالى به تو دارد در برابر زندگى آخرتت چيزى نيست ، و زندگى آخرت تو از دنيايت بهتر است .
وَ لَسوْف يُعْطِيك رَبُّك فَترْضى

اين آيه شريفه آيه قبل را تثبيت مى كند و مى فرمايد: در زندگى آخرت خداى تعالى آنقدر به تو عطا مى كند تا راضى شوى ، هم عطاى خدا را مطلق آورده ، و هم رضايت رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را.
________________________________________
ترجمه تفسير الميزان جلد ۲۰ صفحه ۵۲۳
ولى بعضى از مفسرين گفته اند: اين آيه ناظر است به هر دو زندگى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله وسلم )، هم به زندگى دنيائى اش ، و هم به زندگى آخرتيش .
مقصود از اينكه خطاب به پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود خدا تو را ((يتيم )) و((ضالّ)) يافت . چند وجه در اين باره
أَ لَمْ يجِدْك يَتِيماً فَئَاوَى

اين آيه و دو آيه بعدش به بعضى از نعمت هاى بزرگى اشاره مى كند كه خداى تعالى به آن جناب انعام كرده بود، آرى رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) هنوز در شكم مادر بود كه پدرش از دنيا رفت ، و دو سال بود كه مادرش درگذشت ، و هشت ساله بود كه كفيل و سرپرستش و جدش عبد المطلب از دنيا رفت ، كه از آن به بعد در تحت تكفل عمويش ‍ ابو طالب قرار گرفت .
بعضى گفته اند: مراد از يتيم در اين آيه پدر مرده نيست ، بلكه منظور بى نظير بودن است همچنان كه در بى نظير را هم در يتيم مى گويند، و معناى اين آيه اين است كه : مگر نبود كه خدا تو را فردى بى نظير از بين مردم دانست ، و در نتيجه مردم را دور تو جمع كرد؟
وَ وَجَدَك ضالاًّ فَهَدَى

مراد از ((ضلال )) در اينجا گمراهى نيست بلكه مراد عدم هدايت است ، و منظور از هدايت نداشتن رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم )، حال خود آن جناب است ، و يا صرفنظر از هدايت الهى مى خواهد بفرمايد اگر هدايت خدا نباشد تو و هيچ انسانى ديگر از پيش ‍ خود هدايت نداريد مگر به وسيله خداى سبحان ، پس رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) هم نفس شريفش با قطع نظر از هدايت خدا ضاله و بى راه بود، هر چند كه هيچ روزى از هدايت الهى جدا نبوده و از لحظه اى كه خلق شده بود ملازم با آن بود، در نتيجه آيه شريفه در معناى آيه زير است ، كه مى فرمايد: ((ما كنت تدرى ما الكتاب و لا الايمان ))، و از همين باب است كلام موسى كه بنا به حكايت قرآن كريم از آن جناب گفته بود: ((فعلتها اذا و انا من الضالين ))، يعنى هنوز به هدايت رسالت اهتداء نشده بودم .
________________________________________
ترجمه تفسير الميزان جلد ۲۰ صفحه ۵۲۴
نقل اقوال مفسرين در مراد از ضلالت در آيه شريفه
قريب به اين معنا گفتار بعضى از مفسرين است كه گفته اند: مراد از ضلالت ، از دست دادن علم است ، همچنان كه در آيه ((ان تضل احديهما فتذكر احديهما الاخرى ))، ضلالت به اين معنا آمده ، و مويدش آيه زير است كه مى فرمايد: ((و ان كنت من قبله لمن الغافلين )).
بعضى ديگر گفته اند: معنايش اين است كه خدا تو را در بين مردم گمشده يافت ، مردم تو را نمى شناختند، و قدرت را نمى دانستند، و او مردم را به سوى تو و اينكه چه كسى هستى دلالت و هدايت كرد.
بعضى ديگر گفته اند: اين آيه به گم شدن رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در راه هوازن و مكه اشاره دارد، آن زمان كه رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) در دامن حليمه سعديه دختر ابى ذويب بود، و حليمه به طورى كه در روايت آمده مى خواست وى را به جدش عبد المطلب برساند، در بين راه متوجه شد كه محمد (صلى اللّه عليه و آله وسلم ) نيست .
بعضى ديگر گفته اند: اشاره است به آن واقعه اى كه در كودكى آن جناب رخ داد، و در دره هاى مكه گم شد.
و بعضى آيه را اشاره به داستان گم شدنش در راه شام دانسته اند كه با عمويش ابو طالب در كاروان ميسره غلام خديجه به شام مى رفت ، و در بين راه ناپديد شد.
و بعضى ديگر وجوه ديگرى ذكر كرده اند كه ضعفش براى هر خواننده اى روشن است .
وَ وَجَدَك عَائلاً فَأَغْنى

كلمه ((عائل )) به معناى تهى دستى است كه از مال دنيا چيزى ندارد، و رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) همينطور بود، و خداى تعالى او را بعد از ازدواج با خديجه دختر خويلد (عليهاالسلام ) بى نياز كرد، و خديجه تمامى اموالش را با همه كثرتى كه داشت به آن جناب بخشيد.
________________________________________
ترجمه تفسير الميزان جلد ۲۰ صفحه ۵۲۵
تو يتيم بودى و درد يتيمى كشيده اى ، پس بر يتيم قهر مكن . تهيدست بوده اى و طعمفقر چشيده اى ، پس سائل را از خود مران و…
ولى بعضى گفته اند: مراد از اغناء، استجابت دعاى آن حضرت است .
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ

راغب مى گويد: كلمه ((قهر)) به معناى غلبه كردن بر كسى است ، اما نه تنها غلبه كردن ، بلكه غلبه توام با خوار كردن او، و قهر به يك يك اين دو معنا هم گفته مى شود.
وَ أَمَّا السائلَ فَلا تَنهَرْ

كلمه ((نهر)) كه مصدر فعل نهى ((لا تنهر)) است ، به معناى زجر و رنجاندن با غلظت و خشونت است .
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّك فَحَدِّث

كلمه ((تحديث )) كه مصدر فعل امر ((حدث )) است ، وقتى در نعمت بكار رود تحديث نعمت به معناى ذكر و ياد آورى و نشاندادن آن است ، حال يا به زبان و يا به عمل ، و اين عمل شكر نعمت است ، و اوامر و نواهى اين چند آيه يعنى خوار نكردن يتيم ، و نرنجاندن فقير، و نشاندادن نعمت ، دستور به همه مردم است ، هر چند كه خطاب متوجه به شخص رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) شده .
و اين آيات سه گانه به خاطر اينكه حرف ((فاء)) در ابتداى آيه اولى در آمده نتيجه گيرى از آيه قبل است كه عنايات الهى نسبت به رسول خدا (صلى اللّه عليه و آله و سلم ) را مى شمرد، گويا فرموده : تو طعم ذلتى را كه يتيم مى چشد چشيده اى ، و ذلت و شكسته شدن دل او را احساس كرده اى ، پس هيچ يتيمى را خوار مشمار، و مال او را هم خوار مدار و در آن تجاوز مكن ، و نيز تو تلخى گمراهى و احتياج به هدايت را، و تلخى فقر و تهى دستى را درك كرده اى ، پس هيچ سائلى را كه از تو مى خواهد حاجتش را بر آورى از خود مران ، حاجتش اگر هدايت است و اگر معاش است برآور، و تو طعم انعام خدا را بعد از فقر و تهى دستى چشيده اى ، و ارزش جود و كرم و رحمت خدا را مى دانى ، پس نعمت او را سپاس گوى ، و همه جا نعمتش را يادآور شو، و از مردم پنهانش  مدار.
بحث روايتى
در تفسير قمى در ذيل آيه ((و الضحى )) امام فرموده : ضحى به معناى بلند شدن نور خورشيد است ، ((و الليل اذا سجى )) يعنى شب در هنگامى كه همه جارا تاريك كند.
بحث روائى

عتیقه زیرخاکی گنج