• بازدید : 68 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

فلسفه آفرینش انسان بندگی و عبادت و عبودیت اوست. این صریح کلام الهی در قرآن کریم است که می فرماید:
« و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون»
جن و انس را، خبر برای پرستش و بندگی خود نیافریدم.
۱٫ عظمت خدا:
برخورد با یک شخصیت عظیم، انسان را به تواضع وا می دارد، دیدار با یک دانشمند بزرگ، آدم را به تکریم و احترام وا می دارد، چون که انسان در برابر عظمت و دانش آن شخصیت و این دانشمند خود را کوچک و کم سواد می بیند. خداوند، مبدأ همه عظمت ها و جلال هاست. شناخت خداوند به عظمت و بزرگی، انسان ناتوان و حقیقی را به کرنش و تعظیم وا می دارد.
احساس نیاز و وابستگی:
انسان، برخوردار از عجز ونیاز و ناتوانی است و خداوند، در اوج بی نیازی و غنای مطلق و سر رشته دار امور انسان هاست. این هم عاملی است، تا انسان در برابر خداوند، «بندگی» کند.

۳٫ سپاس نعمت:
توجه به نعمت های بی حساب و فراوانی که از هر سو و در هر  زمینه ما را احاطه کرده قوی ترین انگیزه را برای پرستش پروردگار ایجاد می کند. نعمت هایی که حتی پیش از تولد انسان شروع می شود در طول زندگی همراه ماست و در آخرت هم اگر شایستگی داشته باشیم از آنها بهره مند خواهیم شد. در قرآن به این نکته اشاره شده و به مردم زمان پیامبر(ص) می فرماید:
« فلیعبدو ارب هذا البیت الذی اطعمهم من جوع و آمنهم من خوف»
باید خدای کعبه را عبادت کنند؛ خدایی که آنان را از گرسنگی نجات داد سیر کرد و از ترس ایمن ساخت.

موضوع ۲:
چگونه عبادت کنیم؟
مگر نه اینکه آدرس هر خانه را باید از صاحبخانه گرفت
عبادت حضور در برابر خدایی است که صاحب جهان است، و نشستن بر سرمائده های معنوی پروردگار است که برای« بندگی» فراهم کرده است. پس چگونگی عبادت را باید از او فرا گرفت و به دستور او عمل کرد و دید که او چه چیز را عبادت دانسته و عبادت به چه صورت از ما طلبیده و بهترین عبادت آنست که:
۱٫ آگاهانه باشد
دو رکعت نماز انسان آگاه و دانا، از هفتاد رکعت شخص نادان بهتر است و عبادت کننده نا آگاه، همچون الاغ آسیاب است که می چرخد ولی پیش نمی رود.
امام صادق(ع) می فرماید:
کسی که دو رکعت نماز بخواند و بداند با که سخن می گوید، گناهانش بخشیده می شود در اینصورت است که نماز، معراج روح می شود و عامل بازدارنده از فساد و موجب قرب به خدا.
۲٫ عاشقانه باشد:
آنچه موجب نشاط روح در عبادت می شود و عابد، از پرستش خود لذت می برد، عشق به الله و شوق به گفتگو با اوست. عبادت های بی حال و از روی کسالت و سستی و خمودی، نشانه نداشتن شور و شوق نیایش و نجوا با پروردگار  است. آنان که از عبادت لذت نمی برند مانند بیماری هستند کهاز غذای لذیذ  لذت نمی برند، اگر این شوق و عشق باشد، دیگر چندان نیازی به تبلیغ و تشویق و تحریک از بیرون نیست، بلکه انگیزه درونی انسان را به عبادت وامی دارد و آنگونه که برای دیدار یک شخصیت معروف و محبوب، لحظه شماری می کنیم و ازآن دیدار مسرور می شویم شنیدن صدای اذان اعلام فرا رسیدن لحظه دیدار است.

۳٫ خالصانه باشد:
هیچ چیز همچون دریا و خود نمایی و مردم فریبی، آفت عبادت نیست. و از آن طرف، هیچ چیز چون خلوص، ارزش آفرین عبادت و نماز نمی باشد. البته داشتن اخلاص در عبادت بسیار دشوار است و دل و جان را از تهاجم وسوسه های ابلیسی رهاندن رنجی بزرگ دارد و همتی بلند و اراده ای نیرومند می طلبد و تنها پشیمانی بر زمین زدن و قرائت نام داشتن کافی نیست.
۴٫ خاشعانه باشد:
خشوع حالت قلبی انسان در عبادتست آنکه نیاز و عجز خود را می داند و عظمت و کمال الهی را می شناسد و در عبادت خود در برابر آن خدای بی همتا و آگاه می یابد؛ دل، حالتی متناسب با این«حضور» چیدا می کند، قلب ، خاشع  می شود و نگاه افتاده می گردد؛ توجه از هر چیز دیگر بریده و به معبود متوجه می شود.
۵٫ مخفیانه باشد:
شیطان دشمن رستگاری انسان است. س.گند خورده که همواره در راه انسان، چاه گمراهی و پرتگاه گناه بکند و همون خود، اسان را هم جهنمی کند. از این رو، برای تباه ساختن عمل عبادی انسان دام می گسترد و عبادت او را فاسد می سازد ی یا از طریق سلب توفیق از انسان.
و یا از راه کشاندن به گناه که موجب تباه شدن و هدر رفتن رحمت انسان از طریق بندگی می شود.

موضوع۳:
اقسام نماز بر حسب آثار:
۱٫ نماز ناب، نمازی است که با بالاترین درجه از عشق و معرفت شیرین خشوع و حضور خوانده شود نمازی که نمازگزار آنی غافل از خدا معطوف به دنیا نشود.
۲٫ نماز پرآثار، نمازی است که آگاهانه و عاشقانه برگزارند نمازی ناب و پر از حضور توسط انسانهای خالص و ناب، اینگونه نمازها در انسان سازی و جامعه سازی نظیر ندارند و مخصوص عارفان و بندگان صالح خدا هستند. افسوس که عارفان در جامعه اندک هستند.
۳٫ نماز موثر، چنانچه آفات نماز؛ یعنی «جهل» «ضعف» «سهو» «ریا» را به «آگاهی» «ایمان» «توجه» و «اخلاصی» بدل کنیم، نمازمان ؛ نماز موثر تری خواهد بود.
اینگونه نماز نماز مومنانی است که اهل علم و معرفت اند.
۴٫ نماز کم اثر، نمازی است که غالباً از اول وقت خود به تأخیر می افتد و چنانچه در آغاز وقت خوانده شود باز هم با توجه کامل و حضور دل خوانده نمی شود این نماز همان نماز ساهی و غافل است. همان نمازی که در خور ویل می باشد.
۵٫ نماز بی اثر، نمازی است که نماز گزارنده، آن را از روی اعتقاد و به عنوان یک تکلیف بلکه برای چشم و گوش دیگران و به عنوان یک فریب می خواند و چون نمازش خالی از انگیزه های خدایی و بدور از آگاهی و احساس تعهد و مسئولیت است و گاهی نماز می خواند وگاهی نمی خواند چنین نمازی بی ثمر و فاقدآثار نیک می باشد بلکه زیانبار ایت و بزرگترین آفت نماز« جهل و ریا» و بهترین عوامل بهبود نماز و هرکار دیگر « اخلاص و آگاهی» است.

موضوع۴:
آثارهای بداشتی – درمانی- روحی و روانی- اخلاقی و تربیتی- تربیتی و اجتماعی- وضو طهارت- اضاعه نماز- ترک نماز.

آثار بهداشتی درمانی نماز:
بهداشت عمومی:
پاک نگه داشتن بدن، لباس، جای نماز و پرهیز از نجاستهاست که موجب زدودن میکروبها و آلودگیها از محیط زندگی و حفظ بهداشت جسمانی است.
وضو موجب نشاط و سلامت است و مانند غسل دارای آثار روحی و معنوی است.
بهداشت دهان و دندان:
پاکی نیمی از ایمان است. یعنی نیمی از نماز است. مسواک زدن نیمی از وضو است.
سلامت تغذیه:
نمازگزار مسلمان، حق ندارد از غذاها و نوشیدنی های حرام استفاده کند. خوردن نوشیدنیهایی که نجس شده باشند، حرام است، یعنی علاوه بر آشکار تن، درون جسم مسلمان نیز باید از نجاستهای بیرونی محافظت گردد.
نگهداری بدن از میکروبها و ویروسهای ناشی از گناه و حفظ سلامت نسل:
نماز باعث تقوی است و تقوی نه تنها روح را بلکه جسم را نیز از آلودگی های ناشی از گناه نگه می دارد و بیماریهای ناشناخته و خانمان براندازی که امروز در جهان شایع شده است سلامت نسل بشر را به مخاطره افکنده است نتیجه تبهکاری کسانی بوده که اهل نماز و نیایش نبوده اند.
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب PDFتهیه شده وشامل مواد زیر است:

معنا و مفهوم نماز
نـمـاز در لـغت به معناى پرستش, نياز, سجود, بندگى و اطاعت, خم شـدن بـراى اظـهـار بـندگى و اطاعت و يكى از فرايض دين و عبادت مـخصوصى است كه مسلمانان پنج بار در شبانه روز به جا مى آورند.
نـماز يعنى خدمت و بندگى, فرمان بردارى, سر فرود آوردن و تعظيم كردن به نشانه احترام.
نماز, داروى نسيان و وسيله ذكر خداوند است. نـمـاز, رابـطه معنوى مخلوق با خالق است. نماز يعنى دل كندن از مـاديـات و پـرواز دادن روح; يـعـنى پا را فراتر از ديدنى ها و شنيدنى ها نهادن.
فـلـسـفـه, فايده و آثار, شرايط و آداب و اوصاف نماز در آيات و روايـات بـسـيارى آمده كه پرداختن به همه آن ها در اين جا ممكن نـيـسـت, لـكـن بـه طور مختصر قطره اى از درياى معارف اسلامى را درباره نماز بازگو مى كنيم.
نماز, بزرگ ترين عبادت و مهم ترين سفارش انبيا است. لقمان حكيم پـسـرش را بـه نـمـاز تـوصـيه مى كند.۱ حضرت عيسى(ع) در گهواره فـرمـود: خـدايـم مـرا بـه نـماز و زكات سفارش كرده است.۲ حضرت ابـراهـيـم(ع) هـمـسر و كودك خويش را در بيابان هاى داغ مكه آن هـنـگـام كه هيچ آب و گياهى نداشت, براى به پا داشتن نماز مسكن داد.۳ پـيـشـوايـان مـعـصوم ـ عليهم السلام ـ هنگام نماز رنگ مى باختند.
گـرچـه بـعـضـى نـمـاز را به خاطر بهشت يا ترس از عذاب جهنم مى خـوانند, اما حضرت على(ع) نه براى تجارت و ترس از آتش, بلكه به خاطر شايستگى خدا براى عبادت نماز مى خواند.۴
نـمـاز, اهرم استعانت در غم ها و مشكلات است. خداوند مى فرمايد:
از صبر و نماز در مشكلات كمك بگيريد و بر آن ها پيروز شويد. نـمـاز بـه مـنزله پرچم و نشانه مكتب اسلام است. پيامبر اكرم مى فرمايد: (علم الاسلام الصلوه).
نـماز به منزله سر نسبت به تن است. پيامبر(ص) مى فرمايد: (موضع الصلوه من الدين كموضع الراس من الجسد).۵
نـمـاز بـراى اولـياى خدا شيرين و براى غير آنان دشوار و سنگين است. قرآن مى فرمايد: (وانها لكبيره الا على الخاشعين).۶
در اهـمـيـت نـمـاز همين بس كه حضرت على(ع) در جنگ صفين و امام حـسين(ع) در ظهر عاشورا دست از جنگ كشيدند و به نماز ايستادند. و آن گـاه كـه بـه عـلى(ع) ايراد گرفتند كه چه هنگام نماز است؟
ايـشـان فرمود: ما براى همين مى جنگيم تا مردم اهل نماز باشند.
در زيـارت نـامـه وارث مـى خـوانيم: (اشهد انك قد اقمت الصلوه; شهادت مى دهم كه تو نماز را برپا داشتى.)
حضرت على(ع) درباره نماز بارها سخن به ميان آورده كه در اين جا به چند نمونه اشاره مى كنيم.
الـف) درباره بركات نماز مى فرمايد: فرشتگان, آنان را در بر مى گيرند و آرامش بر آنان نازل مى شود, درهاى آسمان بر آنان گشوده و جايگاه خوبى برايشان آماده مى شود.۷
ب) در خـطـبـه ۱۹۶ نهج البلاغه گوشه هايى از مفاسد اخلاقى هم چون كـبر و سركشى و ظلم را برمى شمارد و آن گاه مى فرمايد: نماز به هـمـه وجـود انـسـان آرامـش مى بخشد, چشم ها را خاضع و خاشع مى گـردانـد, نـفس سركش را رام و دل ها را نرم و تكبر و بزرگ منشى را محو مى كند.
ج) هـم چـنين در نامه اى به محمد بن ابى بكر مى نويسد: نماز را در وقـت مـعين آن به جاى آر و به خاطر آسوده بودن از كار نماز, پيش از وقت معين آن را برپاى مدار و آن را واپس مينداز.۸
آداب نماز و آثار تربيتى آن
شـرايـط و آداب نماز به قدرى زياد است كه تمام نظام ها و روابط انـسـانـى را بـه طور خودكار تنظيم و اصلاح مى كند. توجه به همه آثـار تـربيتى نماز كار مشكلى است ولى ما چند نمونه آن را بيان مى كنيم:
۱٫ ادب در بـرابـر سـخـن امـام جماعت; در نماز جماعت وقتى امام مشغول خواندن حمد و سوره است بايد ساكت باشيم.
۲٫ مـراعات حقوق ديگران; آب وضو, مكان نمازگزار و لباس او بايد حـلال و از مـال ديگران و غصبى نباشد; حتى اگر از مال خمس نداده لباس تهيه كند, نمازش باطل است.
۳٫ تـغـذيـه و بهداشت نمازگزار; اگر نمازگزار از مشروبات الكلى اسـتـفـاده كـرده باشد, تا چهل روز نمازش مورد قبول نيست. لباس نـمـازگـزار نيز بايد پاك باشد و بهتر است به هنگام نماز عطر و مسواك زد و موها را شانه كرد.
۴٫ همسردارى; كسى كه به همسر خود نيش بزند, نمازش قبول نيست.
۵٫ ولايت; كسى كه اهل نماز است ولى تسليم طاغوت ها است و ولايت و حـكـومـت رهـبـران اسلامى را پذيرا نيست, نمازش قبول نيست; گرچه تمام عمر در كنار كعبه باشد.
۶٫ نـظـم و ترتيب; در تمام كلمات و كارهاى نماز نظم و ترتيب به چشم مى خورد.
۷٫ انـعطاف و هم آهنگى; امام جماعت بايد با مردم هم آهنگ باشد; بـه ايـن معنا كه مراعات ضعيف ترين افراد را بكند. اگر كسى دير بـه جماعت رسيد, امام بايد كمى ركوع خود را طول بدهد تا او نيز بـه نـمـاز بـرسد. مردم نيز بايد خود را با امام هم آهنگ كنند; مـثـلا كسانى كه يك ركعت از نماز جماعت عقب هستند و در ركعت دوم بـه جـمـاعـت پيوسته اند, مى توانند با نوعى انعطاف و تغيير در نماز جماعت شركت كنند.
۸٫ اعـتـماد; اگر هريك از امام يا مردم در انجام قسمتى از نماز شـك كـردنـد, بـايـد بـه يك ديگر اعتماد كنند; يعنى با توجه به رفتار ديگرى تصميم بگيرند.
۹٫ ورزش; اگـرچه نماز براى انجام وظيفه الهى است, ولى طراحى آن طـورى اسـت كه در لابه لاى نماز و حركات ركوع و سجود يك نوع حركت ورزشى نيز نهفته است.
۱۰٫ آمـوزش اجبارى; نمازگزار بايد مسائل و احكام مورد نياز خود را فراگيرد.
۱۱٫ آگـاهـى از اخـبـار; مـردم با شركت در نمازجمعه و جماعت با اخبار و مسائل دينى و مشكلات مسلمانان آشنا مى شوند.
۱۲٫ امـر به معروف و نهى از منكر; (حى على الصلوه) در اذان يكى از بزرگ ترين معروف ها است.
معانى بلند عبارات و الفاظ نماز
نـمازگزار با گفتن (الله اكبر) ابهت همه ابرقدرت ها را مى شكند و خـطـ بـطلان بر همه قدرت هاى طاغوتى, وسوسه هاى ابليس و جاذبه هاى مادى مى كشد.
بـا گفتن (بسم الله) به كار خود قداست و كرامت مى دهد و در خود تـوكـل و وابستگى به قدرت غيبى را ايجاد مى كند و به دنيا اعلام مـى كـنـد قدرتى كه من به او پناه آورده ام, سرچشمه مهربانى ها است.
بـا (الـحـمـدلله) گفتن خود را از اطاعت كردن و بله قربان گفتن انسان هاى سفله و پست رها مى كند.
بـا (رب العالمين) قدرت لايزال خداوندى را بر تمام جهانيان حاكم مى داند.
با (الرحمن الرحيم) تمام هستى را از آن خدا معرفى مى كند.
بـا ايـن جمله بيان مى كند كه نه تنها نعمت هاى مادى خداوند ما را احـاطه كرده بلكه نعمت هاى معنوى خداوند نيز ما را فراگرفته است.
بـا گـفتن (مالك يوم الدين) مسير و آينده را مشخص مى كند و ياد روز سخت دادرسى را در دل زنده مى كند.
تـا ايـن جـا, نمازگزار زمينه براى اظهار بندگى و ابراز نياز و مـددخـواهـى از خدا را فراهم مى كند و بعد از اين مرحله با درك عـظـمـت خـدا و رحـمـتش و ابراز نياز خويش مى گويد: (اياك نعبد وايـاك نـسـتـعـين) تنها مطيع امر تو هستيم نه غلام حلقه به گوش جباران و تنها از تو يارى مى طلبيم.
با گفتن (اهدنا الصراط المستقيم) از خدا طلب هدايت مى كند, چرا كـه با پيمودن اين راه او به تمام هوس ها و افراط و تفريط ها و وسوسه هاى شيطانى پشت پا مى زند.
با گفتن (صراط الذين انعمت عليهم) الگوها را مشخص مى كند.
بـا (غـيـر الـمغضوب عليهم ولا الضالين) به گروه هاى انحرافى كه انسان هاى پاك را اغفال مى كنند, هشدار مى دهد.
بـا ركوع در برابر عظمت پرورگار, اظهار بندگى و اطاعت مى كند و فـروتنى و تواضع و خضوع خود را در برابر عظمت پروردگار نشان مى دهد.
با سجده, تذلل و اظهار كوچكى و خاكسارى در برابر خدا را نمايان مى سازد.
ذكـر مـقـدس (سبحان الله) كه در تمام عبادت ها به چشم مى خورد, حـقـيـقـتـى را در بر دارد كه ريشه در همه عقايد و تفكرات صحيح اسـلامـى دوانده است و زيربناى ارتباط انسان با خدا و صفات كمال او اسـت; روح تعبد و مغز عبادت, همان تسبيح است. توحيد و عدل و نـبـوت و امـامـت و معاد براساس تسبيح خدا و منزه دانستن او از عـيـوب و كـمبودها است. توحيد خالص جز با منزه دانستن پروردگار از شريك و شبيه و عيب و عجز محقق نمى شود.

عتیقه زیرخاکی گنج