• بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

يكي از بركات انقلاب ما ضمن اسلامي بودن آن كه شاخصه اصلي آن بوده و هست ظهور و پديدار شدن نيروئي به نام بسيج بود كه در ميان انقلاب هاي موجود در جهان يك عنصر متمايز محسوب ميشود .
تمامي انقلابها و نظام هائي كه براي حفظ و ادامه حيات خود تلاش ميكنند در درون خود نيروهائي را دارند كه به ان آرمان و اعتقاد پايبند بوده و در اين راه حاضر به جانفشاني ميباشند و  غالبا اين نيروها در ارتش و يا نيروهاي شبه نظامي ان مشغول خدمت ميشوند و دائره حضور انان فقط يك حركت نظامي صرف بوده و هست اما نيروي بسيج كه به بركت انقلاب شكل گرفت 
در واقع يك اعتقاد و تفكر ديني را بدنبال خود داشته و هر حركت وعمل خود را متصل به دين دانسته و آن را نوعي عبادت ميداند و گستره حضورش را فقط يك نظامي گري  صرف ندانسته كما اينكه حركت نظامي خود را هم طبق قالب هاي تكراري و كلاسيك دنيا دنبال نكرده و نخواهد نمود در نبرد نظامي عبادت را فراموش نكرده و هر تير خود را هم كه به سمت دشمن پرتاب مينمود اداي گوشه اي از اعمال شرعي خود محسوب ميكند و در اين راه شهادت را نه يك آرمان بلكه راهي براي رسيدن به لقاي الهي دانسته و رضاي خدا را براي خود اصل قرار داده است و در هر كار خود و در شغل هنر و تمامي زواياي زندگي خود اين تفكر را بصورت عملي اجرا ميكند .
بسيج مدرسه عشق است . بسيج لشکر مخلص خداست . اين دو جمله زيبا جزئي از عبارات بلند و پر محتوا و جذابيست که امام راحل (ره) در پاسخ به اخلاص ، جانفشاني ، ايثار ، مردانگي و جوانمردي کساني بيان داشته اند که براي دفاع از اسلام و ايران در دوران سخت دفاع مقدس قيام کردند.
بسيج در بدو تشکيل ونيز در دوران  شکوفائي خود ، پيش و بيش از آنکه يک ازسازمان رسمي باشد ، يک فرهنگ و تفکر بود . فرهنک و تفکري بلند از ايثار و فداکاري و گذشت و اخلاص و… فدا کردن خود و همه دارائي و وجود خود، بدون هيچ چشمداشتي، آنروزها بسجي نه تنها توقع تشکر هم نداشت بلکه اگر از او تشکر هم مي شد خود را مغبون مي ديد ، آنان حتي از خداوند هم انتظار تشکر نداشتند . آنان منت خدا را مي کشيدند که عمل شان را قبول فرمايد و…
من هيچگاه توفيق بسيجي بودن را نداشته ام اما همواره در مقابل آنهمه بزرگي و عظمت روح بسيجيان خاضع بوده ام و معتقدم امروز براي جامعه و کشور ما حفظ فرهنگ و تفکر بسيجي ، يک ضرورت است و لذا چند نکته را به مناسبت هفته بسيج  و در جهت حفظ اين فرهنگ يادآوري مي کنم.
۱-در بسيج نبايد کيفيت فداي کميت شود ، آنچه که بسيج را مهم مي کرد عده زياد بسيجيان نبود بلکه کيفيت فوق العاده و کارائي آنان بود . امروز تکيه سازمان بسيج به افزايش کمي ، امري است که مي تواند بسيج را از محتواي خود خالي کند .
 ۲- اوّلين شرط ورود به بسيج بايد همانند گذشته، فداکاري و گذشت  باشد . ايجاد انگيزه هاي مادي و بعضا” غير موجه براي جذب جوانان و بويژه دانش آموزان به بسيج ، باعث گسترش سازمان بسيج خواهد شد اما مشخص نيست با فرهنگ بسيجي چه خواهد کرد.
 ۳- استفاده از بسيج به عنوان يک حزب ، خيانتي بزرگ به بسيج و فرهنگ بسيجي خواهد بود . بسيجي نبايد و نمي تواند موضع سياسي نداشته باشد ليکن نبايد سازمان بسيج به يک حزب سياسي  تبديل شود . آزادي راي و عقيده سياسي بايد بر بسيجيان حاکم باشد ، همانطور که در زمان دفاع مقدس چنين بود .
 ۴-  امر بسيج فراتر از امور نظامي است و اگر ضرورت هاي دوران دفاع ، وابستگي اين نهاد به سپاه را توجيه مي کرد ، امروز لازمه فرگير شدن بسيج ، ايجاد طرحي نو در سازمان بسيج است  و اولين ضرورت آن استقلال بسيج از نيروهاي مسلح است .
به اميد روزي که فرهنگ گذشت و فداکاري بر ارکان جامعه ما حاکم شود انشاالله .
سالگرد تشکيل بسيج مستضعفان، يادآور خاطره پرشکوه مجاهداتي است که در دوران هشت ساله جنگ تحميلي، زيباترين تابلوهاي ايثار و فداکاري همراه با نجابت و فروتني و توأم با شجاعت و رشادت را ترسيم کرده است. خاطره جوانمردان پاکدامن و غيوري که شيران روز و زاهدان شب بودند و صحنه نبرد با شيطان زر و زور را با عرصه جهاد با نفس اماره به هم آميختند و جبهه جنگ را محراب عبادت ساختند. جواناني که از لذات و هوسهاي جواني براي خدا گذشتند و پيراني که محنت ميدان جنگ را بر راحت پيرانه سر ترجيح دادند و مرداني که محبت زن و فرزند و يار و ديار را در قربانگاه عشق الهي فدا کردند؛ خاطره انسانهاي بزرگ و کم ادعايي که کمر به دفاع از ارزشهاي الهي بستند و از هيبت دروغين قدرتهايي که براي حفظ فرهنگ و ارزشهاي جاهلي غرب به مصاف ارزشهاي الهي آمده بودند، نهراسيدند.
– هر کس که در دل براي سرنوشت خود، سرنوشت اين ملت و آينده ايران اسلامي ارزش قائل است آن کسي که براي استقلال و هويت ملت خود ارزشي قائل است، آن کسي که از تسلط قدرتهاي بيگانه بيزار است، آن کسي که برايش آينده اين کشور و اين ملت و آينده دنياي اسلام يک هدف بزرگ محسوب مي شود، آن کسي که از رنج هاي ملت فلسطين دلش خون است … آن کسي که مايل است بيش از يک ميليارد مسلمان دنيا قدرت عجيبي را تشکيل بدهند که بشريت را به سمت کمال هدايت کنند و خودشان در قله کمال قرار بگيرند، آن کسي که اين احساسات و اين درکها را دارد و حاضر است در اين راه قدمي بردارد او بسيجي است. 
– بسيج يعني حضور بهترين و بانشاط ترين و باايمان ترين نيروهاي عظيم ملت در ميدان هايي که براي منافع ملي، براي اهداف بالا، کشورشان به آنها نياز دارد، هميشه بهترين و خالص ترين و شرافتمندترين و پرافتخارترين انسانها اين خصوصيات را دارند. بسيج در يک کشور، معنايش آن زمره‌اي است که حاضرند اين پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برايش سرمايه گذاري کنند.
– انکار بسيج و بي احترامي به آن، يا نابخردانه است، يا خائنانه است. تا وقتي براي اين کشور امنيت لازم است تا وقتي که اين کشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد. يعني هميشه، چون هميشه احتياج به امنيت هست، به نيروي بسيج به انگيزه بسيجي، به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.
جملات زيباي فوق الذکر گزيده اي از سخنان گوهر بار مقام عظماي ولايت ورهبري عظيم الشأن در باب بسيج بود ولي افسوس که شعارهايي زيباست و در مقام عمل چيزي جز تزوير و ريا در لباس بسيج يافت نمي شود و در همين لباس وسلاح مقدس ، ملت شريف ايران در انتخابات اخير رياست جمهوري با انتخاب فردي عوام فريب و ريا کار ، تير خلاصي را به خود و مملکت خود زدند و خدا رحم کند که آخر و عاقبت اين عبارت مقدس ” يعني بسيج ” چه خواهد شد .
زندگي اجتماعي ايران پر از تشابهات باورنکردني . تضادها و تناقضهاست . همانطور که گفتيد . بسيج نام زيبا و مقدسي است و بايد بيش از کميت به کيفيت بينديشد . همانطور که عنوان سازندگي مبارک و مقدس است و لازم بود بيش از آنکه به کميت و دروغ و فريب آلوده شود . به کيفيت و مقدسي اين نام مبارک پرداخته ميشد . خيلي جالبه متضاد ديدگاهتون در باب بسيج مدرسه عشق است مطلب نوشتيد . شايد خواستيد ……..
خودمانيم . توي همهمه سياست بازي آقايون . عنوان محافظه کاري بيش از همه شايسته تفکرات شما و دوستانتان است . 
چرا نظرات خوانندگان وبلاگتان را درج نميکنيد . درست نيست در فضاي خودموني قهوه خانه حرفها و نظرات را سانسور کنيد . مشدي ( بگذاريد افتخار آزادي بيان در وبلاگتون حاکم باشه )
نکنه اينجا قهوه خونه نوع اربابي ( کارگزاراني )است . و هر نکته ايي که مرشد رو خوش نيايد . درج نميشود . واژه بسيج به معناي اجتماع افرادي با هدف تقويت مسئله خاصي در زمينه امور اجتماعي، اقتصادي و رفاهي است. حال اينکه امروزه همانند ديگر تعصبات نا آگاهانه واژه اي مقدس و واژه اي …گرديده، گويي روحي در درون الفاظ وجود دارد.
سالها مردم ايران خود را در تسخير ذهنيت هاي نا صحيح آورده اند. امروزه بسيجي که در ايران مصرح است منحصرا رنگ و بوي سياسي داشته و باعث عدم نظام مندي و پايداري انقلاب گرديده است، طوريکه که انقلابيون و فداکاران اصلي اين مرز و بوم فراموش شده اند و صرفا افراد غير متعهدي که به هيچ عنوان در عرصه انقلاب تلاش نموده اند با ورود به بسيج، کشور را به باد مسخره گرفته اند که بزرگترين آنها احمدي نژاد رييس جمهور … ايران است.

عتیقه زیرخاکی گنج