• بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هميشه پيشرفت اقتصادي منطقه اي به حفظ و افزايش درصد شغل ها ، محصولات ، توليدات ناحيه اي و ثروت کمک کرده است سياست ها و برنامه هايي که به منظور دستيابي به اين اهداف ترتيب داده مي شوند در ثبات و شکل گيري حرفه ، سختي و ملايمت سرمايه زيربنايي و سازماندهي مجدد آن تأکيد دارد هيچ از يک از اينها تغيير پذير نيستند اما يک تجديد سازماني کيفي يا تغيير در تأثير نمايان آن ضروري است به طرزي روزافزون تأکيد و تأثير بر ثبات شکل گيري و سياستهاي توسعه سرمايه بيشتر مي شود و به همان ميزان به لحاظ محرک و انگيزه در تحکيم قدرت ، سرمايه سخت زيربنايي کمتر مي شود علي الخصوص سياست توسعه اقتصادي مدرن و همزمان منطقه اي بر لزوم پيشرفت و نوآوري ، روابط سرمايه گذاري و صنعت تکنولوژي اتحاد جمعي به لحاظ تلاش به منظور حفظ و گسترش ميزان رقابت در مسير تحکيم و در نهايت حرفه ، بيشتر از سياستهاي زيربنايي جذب و جوانب ، اهميت مي دهد به آن معنا که يک تغيير اساسي و عمده از مديريت استراتژيک مناطق و سياستهاي در برگيرند.(ACS etal.2002) بايد صورت پذيرد.
يکي از مهمترين و جالبترين سؤالاتي که امروزه در رابطه با توسعه اقتصاد منطقه اي مطرح مي باشد اين است که چرا سياست و برنامه ريزي مرتبط با آن در راستاي بررسي مجدد اتحاد يکپارچه ، روابط سرمايه گذاري ، پيوستگي صنعتي صنعت تأثيرپذير و تکنولوژيکي عمل مي کند بخش ابتدايي اين مقاله به بررسي اين سؤال مي پردازد سپس اين سياست جهت يابي في الفور ، بحث و با نمونه هايي آشکار مي شود و به اين نقطه منتهي مي شود که حداقل دو فاکتور اوليه وجود دارند که پيشرفت نتيجه بخش، امور سرمايه گذاري و ثبات سياست توسعه شکل گيري را تحت تأثير قرار خواهند داد مشتمل بر رهبري استراتژيکي توسعه اقتصاد منطقه اي و لزوم دستيابي به اطلاعات مفيد و کاملتر به منظور برنامه ريزي و تصميم گيري در اين راستا مي باشد يک خلاصه از تحليل اخير در ارتباط با هدايت و رهبري و نقش آن در توسعه اقتصادي منطقه به منظور پراهميت ساختن پيوستگي بالقوه سياست ارائه شده است چندين پاسخ جديد مورد بحث و بررسي در رابطه با ايجاد آگاهي و اطلاعات ضرورت دارند که فراهم آوري شده اند نتايج را مي توانيد در انتهاي پروژه مشاهده کنيد.
۲- سياست تغيير توسعه اقتصاد منطقه اي : دلايل (علتها)
(۲۰۰۱) William & Stimson ، (۲۰۰۱) ۸ kulkarni (2002) Stoujh etal و ديگران دريافته اند که اوايل قرن ۲۰ و اواخر قرن ۲۱ شاهد بلوغ ناقص و زودرس يک تکنولوژي نماي جديد اول بصورت ترانزيستور ، سپس ريزپردازنده ، در همين روزهاي پيشين انتشار اخير با تکنولوژي روابطي ، اطلاعاتي (ICT) و زيربناي ارتباط از راه دور بوده است ICT اساساً داراي اطلاعات ذخيره و انتقال داده شد. مردمي به منظور آگاهي بخشيدن به تمام دنيا مي باشد جهاني شدن ارتباط از راه دور در مسير رشد و گسترش ICT تبادل و کنش متقابلي با احتمال خاصه هاي موارد بحراني يا تقريباً رايگان ايجاد کرده است . (Andreteh 2001 , p.4) ، بنابراين ارزيابي دقيق و گسترده ICT اين زمينه را فراهم مي آورد که مردم به دنبال دستيابي به اطلاعات باشند و همه چيز را در عمل و حقيقت به نحوي که مقياس آن در چندين سال پيش قابل تصور نبوده است تجربه کنند.
آگاهي همه جانبه و بهابخشيدن به نظريات علمي ، کشف و تشخيص مؤثر که فرصت ها را به دنبال دارد به خصوص ، شرکتها و مؤسسات به سرعت به دنبال تعيين و تشخيص عوامل متفاوت هزينه بودند و زمانيکه بحث پس انداز مطرح شد به عمليات اجرايي پرداختند اين امر حداقل در پاسخ سياسي سيستميک را در اين بخش از ناحيه ها به همراه داشت (۲۰۰۱ Audutseh) . مناطق ، هزينه هاي کمتري را به خود اختصاص مي دهند اما کارگران کاآزموده به طرزي فزاينده ، عمليات توليدي سنتي را جدا از کشورهايي با دستمزد بالا جذب مي کنند (بطوريکه در چين هزينه هاي حاشيه اي تلاش و کار نزديک به صفر است ) و هزينه کشورهايي با دستمزد بالاتر هر چه بيشتر جايگزين سرمايه گذاري ، زحمت و مشقت در راستاي حفظ اين امکانات مي شود بنابراين توجهي براي رشد و گسترش اوليه مرحله جهاني شدن اقتصاد و پاسخهاي منطقه اي مربوطه را پيشنهاد مي کند.
همانطور که Audutseh  (4.p ، ۲۰۰۱) و ديگران اشاره دارند ، جهاني سازي يک اجبار شايع نمي باشد بلکه تنها در جهت بهبود و پيشرفت ICT تلاش مي کند تغيير سياسي در بخشهاي ديگر جهان همچون اروپاي مرکزي ، شرقي ، چين ، هند و ويتنام به تحکيم مناطق غيرقابل دسترس سابق منجر مي شود بطوريکه (گسترش و توسعه) امکانپذير شد و دسترسي را با کمترين هزينه مقدور ساخت اما کار و زحمت واجد شرايط(مشروط) را افزايش داد.
پاسخ به دستمزد بالاي کشورهاي توسعه يافته ، دو شکل پيدا کرد يکي شتاب و عجله براي جايگزيني سرمايه ، يعني به خصوص تکنولوژي جانشين براي کار و تلاش در جهت حفظ حداکثر توليدات سنتي و فعاليتهاي توليد و ساخت بود البته ، اين امر در بعضي از مشاغل ضرر و زيان ايجاد مي کند اما نه در عمليات در حال اجرا و ؟ .
مگر اينکه تفاوتهاي جهاني حقوق بيشتر از جايگزيني سرمايه که تنها بصورت مقطعي مؤثر هستند بسيار زياد باشد اين روند تنها يک توجه و نگراني مقدماتي پشت نمايش هاي اخير wto مي باشد.
يک پاسخ نسبي در برگيرنده ، فعاليت در حال تغيير اقتصاد در حقوق هاي بالا و صنايع کارمندي بالاتر مي باشد به معناي تغيير روند ثبات و شکل گيري شغل در فشردگي تکنولوژي يا صنايع معرفتي است بنابراين ، دليل تصويب افزايش يک ثبات در اتحاد ، يکپارچگي و سياست سرمايه گذاري جهت يافته مي باشد.
در نتيجه ، ICT و جهاني سازي کشورها با دستمزدهاي بالا و مناطقي براي تمرکز سياست توسعه اقتصادي ، در جهت ايجاد حتي مشاغلي با دستمزد بالا پيش مي رود و حفظ محيطي که از طريق نوآوري و فعاليتهاي کاملاً تکنولوژيکي به رقابت دست مي يابند . يعني اينکه در کجا و به چه لحاظ کشورهاي توسعه يافته با حقوق بالا داراي امتياز قياسي مي باشند.
بحث کلي در شکل ۱ و۲ جايي که تکنولوژي پيشروي مي کند را به تصوير کشيده است (علي الخصوص ICT) بطوريکه براي سهيم شدن اوليه در جهت دستيابي به اطلاعات يا کاهش ميزان آگاهي از محيط خارج ديده شده است قيمت فاکتور يا مابه التفاوت هزينه را منتج مي شود و در عوض تجارت و منطقه دور از کرانه از کشورهاي توسعه يافته را افزايش مي دهد .

عتیقه زیرخاکی گنج