• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اللهمّ احينى مسكينا و امتنى مسكينا واحشُرنى فى زمرة المساكين‏(۱)؛ خدايا! مرا مسكين و فقير زنده نگاه‏دار، فقير بميران و در زمره فقيران محشورم نما.»
به راستى اين خواست و پيام رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم سيره عملى وى در زندگى با بركت و پر رحمتش بود كه تجلى آن در تمام سال‏ها، ماه‏ها، روزها، و… در وجود آن خورشيد دو عالَم همچنان روشن ماند و مى‏توان جلوه اين اخلاق حضرت را با يك بررسى مختصر در تمامى شئون زندگانى آن حضرت نظاره كرد. قرآن نيز در تبيين جايگاه واقعى و تكوينى رسول گرامى مى‏آورد:
«اى پيامبر! وجود تو براى تمام عالم هستى، رحمت است.»(۲)
امام باقر عليه السلام در بيان نخستين اصلِ اقتصاد در زندگى مى‏فرمايد: «در بررسى وضعيت اقتصادى خويش ملاك و الگوى خود را آن كس كه بيش از تو مال دارد، قرار نده؛ به گونه‏اى كه آرزوى داشتن آنچه را او دارد، بنمايى و بر آنچه خود دارى، خشنود نباشى!»
پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم نه تنها در زندگى، مسكين گونه زيست؛ بلكه در هنگامه وفات هم فقيرانه به ديدار معبود شتافت. چنانچه ابن عباس مى‏گويد:
«انّ رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم تَوَفَّى و درعه مرهونة عند رجلٍ من اليهود على ثلاثين صاعاً من شعير اخذها رزقاً لعياله(‏۳)؛ حضرت هنگام وفات زره مبارك را در برابر ۳۰  پيمانه (‏۴) جو(كه براى برآوردن نيازهاى تغذيه‏اى خانواده، قرض گرفته بود) نزد مرد يهودى در گرو نهاده بود.»
عايشه مى‏گويد:
پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله و سلم در حالى از دنيا رفت كه از خويش دينار، درهم، گوسفند و شترى به جا نگذاشته بود.(۵)
اگر در درستى آنچه كه گذشت، ترديدى به خويش راه ندهيم و به توجيه و تأويل نپردازيم، چه‏ بسا بتوان از آنچه كه در سيره رفتارى آن حضرت يافت مى‏شود، بهره جست و براى تحقق آن در زندگى رهروان و الگوپذيران آن حضرت، به تلاش و كوشش پرداخت و با اراده‏اى قاطع و نفى هر توجيه و تأويلى، بدان عمل نمود.
در اين راستا به كلامى از امام باقر عليه السلام در بيان نخستين اصلِ اقتصاد در زندگى مى‏پردازيم كه مى‏فرمايد:
«در بررسى وضعيت اقتصادى خويش ملاك و الگوى خود را آن كس كه بيش از تو مال دارد، قرار نده؛ به گونه‏اى كه آرزوى داشتن آنچه را او دارد، بنمايى و بر آنچه خود دارى، خشنود نباشى!»
در پى اين دستورالعمل، امام باقر عليه السلام به آياتى از قرآن استناد نموده، و نحوه زندگى رسول گرامى را يادآور مى‏شود:
«فانّما كان قُوتُه الشَّعير و حلواه التَّمر و وقودُهُ السَّعف اذا وجده(‏۶)؛ غذاى رسول گرامى، جو و شيرينى ايشان، خرما و سوخت وى براى تهيه غذا و گرما، شاخه‏هاى درخت خرما بوده، البته تهيه اين‏ها هم اگر برايش امكان‏پذير مى‏بود.»
تكيه و تأكيد بر جو و خرما(۷) به عنوان مهم‏ترين مواد غذايى مورد استفاده حضرت، بيانگر نوع زندگى و سيره تغذيه‏اى ايشان است. در زمانى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم بالاترين جايگاه اجتماعى را دارا بود و رهبرى يك حكومت و بزرگ‏ترين مسئوليت اجرايى را در دست داشت و ساكنان شهر مدينه، از انواع گوشت‏، لبنيات و غذاهاى ديگر استفاده مى‏كردند، خرما و جو، ارزان‏ترين و فراوان‏ترين كالاى موجود بود كه تهيه آن براى محروم‏ترين ساكنان مدينه امكان‏پذير بود. 
با بررسى بيشتر در مى‏يابيم كه اين نوع زندگى تنها ويژه شخص ايشان نبوده، بلكه خانواده آن حضرت نيز همين روش را داشته‏اند. 
عايشه مى‏گويد:
«والذى بعث محمّداً بالحقّ ما رأى مُنخلاً ولا اَكَلَ خُبزاً منخولاً منذ بعث الله الى ان قُبِضَ صلى الله عليه و آله و سلم …(۸)؛ سوگند به خدايى كه محمد صلى الله عليه و آله و سلم را به حق برگزيد، از آن زمان كه خداوند وى را به پيامبرى برگزيده تا آنگاه كه فراخوانده شد، آرد جوى نرم شده (الك شده) و نان جوىِ با آرد نرم در منزل ايشان ديده نشده است!»
عروة، با تعجب مى‏پرسد: پس چگونه جوىِ سخت را مى‏خورديد؟
عايشه در پاسخ مى‏گويد: پيوسته آخ، آخ، مى‏گفتيم!
تكيه و تأكيد بر جو و خرما به عنوان مهم‏ترين مواد غذايى مورد استفاده حضرت، بيانگر نوع زندگى و سيره تغذيه‏اى ايشان است. در زمانى كه پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلم بالاترين جايگاه اجتماعى را دارا بود و رهبرى يك حكومت و بزرگ‏ترين مسئوليت اجرايى را در دست داشت و ساكنان شهر مدينه، از انواع گوشت‏، لبنيات و غذاهاى ديگر استفاده مى‏كردند، خرما و جو، ارزان‏ترين و فراوان‏ترين كالاى موجود بود كه تهيه آن براى محروم‏ترين ساكنان مدينه امكان‏پذير بود.
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم زمانى براى خانواده، چنين برنامه غذايى را اجرا مى‏نمايد كه توانايى استفاده از هر نوع امكانات و لوازم را براى بهترين زندگى اقتصادى دارد. روزى زنى از انصار براى منزل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم زيراندازى هديه مى‏آورد، پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ضمن آن كه از عايشه مى‏خواهد آن را به وى برگرداند، مى‏فرمايد:
«فوالله لو شئتُ لأجرى الله معى جبال الذّهب والفضّة(۹)؛ به خدا سوگند! اگر اراده مى‏كردم، خداوند براى من كوه‏هاى طلا و نقره را فراهم مى‏نمود.» 
پيامبر گرامى به ما مى‏فهماند كه اين گونه زيستن، بر اساس نداشتن و محروميت نيست، بلكه تفكر و خواست قلبى و عملى خاتم پيامبران اين چنين بوده است. حضرت در كلامى فرمود: 
«والقُربة الى الله حُبّ المساكين والدّنو منهم(‏۱۰)؛ نزديكى به پروردگار، با عشق ورزيدن و نزديك شدن به مسكينان به دست مى‏آيد.»
رسيدن به اين «حُبّ» با استفاده از انواع بهترين خوراكى‏ها، صورت نمى‏گيرد. چگونه مى‏توان انتظار هم نشينى و همراه شدن با مسكين را داشت و از طرف ديگر به مانند آنان زندگى نكرد؟ حضرت فرمودند: دوست داشتن و نزديك شدن به مسكينان، عاملى در تحقق قرب به خداوند است. زمانى مى‏توان به مسكين نزديك شد كه مانند او به تغذيه خويش بپردازيم. گروه مسكين علاوه بر ناتوانى مالى، امكان استفاده از مواد غذايى را به طور كمّى و كيفى نيز ندارد. در اين راستا پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرموده است:
«والتّباعد من الله الشّبع (‏۱۱)؛ سير خوردن، باعث دورى از خداوند مى‏شود.»
پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم نه تنها خود بر اين كلام جامه عمل پوشاند، بلكه در خانواده به چنين سيره‏اى دست يافت، چنانچه عايشه مى‏گويد
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

 یکی از مهم‏ترین آموزه‏های قرآن و اهل بیت علیهم السلام خدمت‏به مردم و نیازمندان جامعه است . از دیدگاه مکتب حیاتبخش اهل بیت علیهم السلام خدمتگزاری به افراد جامعه، حد و مرزی ندارد و یک دین باور حقیقی در تمام صحنه‏های زندگی با الهام از رهبران آسمانی خویش می‏کوشد تا باری را از دوش دیگران بردارد و خدمتی را به بشر ارائه کند; گر چه فرد مخدوم، هم کیش او نباشد، البته خدمت‏به اهل ایمان اهمیت ویژه‏ای دارد 
امام حسین علیه السلام با تاکید بر این باور وحیانی می‏فرماید:
«اعلموا ان حوائج الناس الیکم من نعم الله علیکم فلاتملوا النعم فتتحول الی غیرکم; (۱) بدانید نیازمندیهای مردم که [به شما مراجعه می‏کنند] از نعمتهای الهی است پس نعمتها را افسرده نسازید [یعنی مبادا با رنجاندن مردم نیازمند کفران نعمت کنید] که این وظیفه خدمت رسانی به دیگران محول خواهد شد .»
بزرگ رهبر جهان اسلام حضرت خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله در پیامی جهانی به پیروان خود چنین رهنمود می‏دهد:
«ایما مسلم خدم قوما من المسلمین الا اعطاه الله مثل عددهم خداما فی الجنة; (۲) هر مسلمانی که به گروهی از مسلمانان خدمت کند خداوند متعال به تعداد آنان، خدمتگزارانی را در بهشت‏به او عطا خواهد کرد .»
اساسا یکی از مهم‏ترین آرزو و درخواستهای ائمه اطهار علیهم السلام از خداوند متعال توفیق خدمتگزاری به مردم بوده است و آنان این خواسته ارزشمند خویش را در قالب دعاها و سخنان گهربار خویش ابراز می‏نمودند . امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم الاخلاق با پروردگار متعال چنین نجوا می‏فرماید:
«واجر للناس علی یدی الخیر ولاتمحقه بالمن (۳); خداوندا! انجام کارهای خیر را برای مردم، به دست من اجرا کن و خدمات نیکم را با منت گزاری ضایع مگردان .»
رفع نیاز حاجتمندان و کمک به ارباب رجوع، از نکات قابل توجهی است که در جوامع حدیثی و منابع فقهی بخشهای مستقلی برای آن منظور شده است . «قضاء حاجة المؤمن‏» ، «خدمة المؤمن‏» ، «الاهتمام بامور المسلمین‏» ، «الطاف المؤمن و اکرامه‏» برخی از عناوین این ابواب است . در متن این گفتارهای سودمند، افزون بر ثوابهای اخروی خدمت رسانی، به نتایج پربار این صلت‏خداپسندانه در دنیا نیز اشاره شده است . در یکی از همین روایات، حضرت سیدالشهداء علیه السلام به خدمتگزاران راستین به مردم نوید می‏دهد:
«من نفس کربة مؤمن فرج الله عنه کرب الدنیا والاخرة (۴); هر کس اندوهی رااز دل یکی از اهل ایمان بزداید، خداوند متعال غصه‏های دنیا و آخرت او را از میان برداشته [مشکلاتش را حل خواهد نمود ].» بنابراین خدمت رسانی در جامعه اسلامی، بویژه از سوی کارگزاران و مسئولان و صاحبان قدرت و مال و متنفذان، امری لازم و ضروری است . و شایسته است که هر مسلمان وظیفه شناس و مسئولیت‏پذیر در هر پست و مقامی که باشد در امر خدمت رسانی همت نماید و تلاش خود را مضاعف گرداند .
خاطر ناشاد را دلشاد کردن همت است
باغ آفت دیده را آباد کردن همت است
صید مرغان حرم کردن ندارد افتخار
طایری را از قفس آزاد کردن همت است
نان بریدن شیوه مردان والا نیست، نیست
نان برای نوع خود ایجاد کردن همت است
در زمان ناتوانی یاد یاران فخر نیست
روز قدرت از ضعیفی یاد کردن همت است
در این نوشتار سعی شده که عمل مقدس خدمت رسانی در سیره و سخن شاخص‏ترین الگوی خدمتگزاران، یعنی حضرت سیدالشهداء علیه السلام بررسی شده و برخی از زیباترین رفتارها و گفتارهای آن خادم راستین امت اسلام و جامعه بشری به خوانندگان بزرگوار عرضه شود; زیرا آن حضرت، پناه بی‏پناهان، دستگیر یتیمان و اسوه کامل خدمتگزاران است . حضرت مهدی علیه السلام در زیارت ناحیه مقدسه خطاب به آن بزرگوار می‏فرماید:
«کنت ربیع الایتام وعصمة الانام وعز الاسلام ومعدن الاحکام وحلیف الانعام; [ای جد بزرگوار!] تو بهار یتیمان، حافظ وپناه مردم، مایه سرافرازی اسلام، کانون احکام و معارف الهی و هم پیمان بخشش و احسان بودی .»
آری امام حسین علیه السلام نمونه بارز خدمتگزاری و خدمت رسانی به مردم دردمند بود، او با اعمال و رفتار خویش نه تنها گرهی رااز زندگی گرفتاران باز می‏کرد بلکه چگونه خدمت کردن به دیگران را به علاقه‏مندان خویش و بشر دوستان عالم عملا آموزش می‏داد .
آداب خدمت رسانی 
در سیره امام حسین علیه السلام در زمینه خدمت رسانی نکات ظریفی وجود دارد که دقت‏بیشتر خادمان دلسوز را می‏طلبد . توجه به شخصیت و حیثیت افراد در امر خدمت رسانی از مهم‏ترین ویژگیهایی است که شایان توجه می‏باشد; چرا که اگر در ضمن اجرای نیکی و احسان و کمک به ارباب رجوع به عزت نفس و آبروی افراد بی‏توجهی شود، نه تنها عمل خدمت رسانی نتیجه مثبت نخواهد داد بلکه مایه انزجار و نفرت نیز خواهد بود . دراین صورت شیرین‏ترین ثمره خدمت‏به تلخ‏ترین خاطره‏ها تبدیل خواهد شد; به همین جهت، حضرت سیدالشهداء علیه السلام به این نکته لطیف توجه خاصی داشت و در مواجهه با نیازمندان این شیوه را رعایت می‏کرد . دو نمونه از رفتار آن حضرت را در این زمینه با هم می‏خوانیم:
۱ . روزی شخصی از انصار برای حل مشکل خود به پیشگاه آن بزرگوار آمد . او هنوز لب به سخن نگشوده بود که امام علیه السلام از چهره نگران و سیمای گرفته او، دردها و رنجهای درونی‏اش را دریافت و به وی فرمود:
«یا اخا الانصار صن وجهک عن بذلة المسالة وارفع حاجتک فی رقعة فانی آت فیها ما سارک انشاءالله; ای برادر انصاری، خواسته‏ات را به صورت شفاهی مطرح نکن . خواسته خود را در کاغذی بنویس تا انشاءالله من با انجام دادن آن، موجبات خوشحالی تو را فراهم آورم .»
او نیز در نامه‏ای چنین نوشت:
«یااباعبدالله، من به فلانی پانصد دینار بدهکارم و او مرا تحت فشار قرار داده، با او صحبت کن تا به من مهلت دهد .»
امام نامه‏اش را مطالعه کرده و سپس به درون منزل رفت و کیسه‏ای حاوی هزار دینار آورد و به مرد انصاری داد و به او فرمود:
«پانصد دینار آن را به طلبکار خود پرداخت کن و بابقیه این پول به زندگی‏ات سامان ده .»
و در ادامه افزود:
«ولاترفع حاجتک الا الی احد ثلاثة: الی ذی دین، او مروة، او حسب، فاما ذوالدین فیصون دینه واما ذوالمروة فانه یستحیی لمروته واما ذوالحسب فیعلم انک لم تکرم وجهک ان تبذله له فی حاجتک فهو یصون وجهک ان یردک بغیر قضاء حاجتک (۵); [ای برادر، اگر روزی گرفتار شدی] مشکل خود را به جز برای سه کس اظهار نکن:
۱ . افراد دیندار; ۲ . جوانمرد; ۳ . انسانهایی که شرافت‏خانوادگی دارند .
دیندار برای حفظ دین خود [به تو یاری می‏رساند] و جوانمرد به سبب مردانگی خود حیا می‏کند [و به کارت رسیدگی می‏کند] و فرد اصیل و شریف نیز می‏داند که تو با رفتن نزد او از آبرویت مایه گذاشته‏ای و برای انجام دادن خواسته‏ات کوشیده، آبرو و شخصیت تو را حفظ می‏کند .»


۲ . روزی مردی بینوا که بر اثر فشار زندگی جانش به لب رسیده و دستش از همه جا کوتاه شده بود به امید رسیدن به نوایی به مدینه آمد . او در آنجا از کریم‏ترین و سخی‏ترین فرد سؤال کرد .
به او گفته شد: حسین بن علی علیه السلام شریف‏ترین و سخی‏ترین فرد مدینه است . مرد بینوا در جستجوی آن امام بزرگوار به مسجد آمد و حضرت را در حال نماز دید . او در همان جا با خواندن ابیاتی خواسته‏اش را مطرح نمود:
  • بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كلمه بيت المال مركب از دو واژه ((بيت)) و ((مال)), به معناى خانه دارايى و خزينه مال است. و در اصطلاح به دو معنا مىآيد: گاهى به معناى اموال عمومى و حكومتى و هر آنچه كه مردم به نحوى در آن حق دارند, استعمال مى شود و گاهى به معناى مكانى كه اموال عمومى در آن نگهدارى مى شود. معناى اول قائم به اموال است و معناى دوم قائم به مكان است. 
با نگاهى در منابع روايى و تاريخى به دست می آيد كه لفظ بيت المال و استعمال آن در زمان پيامبر اكرم(ص) وجود نداشته است. بلكه اين اصطلاح در چند دهه بعد از وفات آن حضرت, خصوصا در زمان حكومت على(ع) رواج يافته است. بنابراين اگر اين اصطلاح در زمان حاضر در مورد اموال عمومى در زمان پيامبر اكرم(ص) به كار برده مى شود, از باب حكايت از معناى آن خصوصا معناى اول آن است, نه اين كه اين لفظ در گفتار پيامبر(ص) و صحابه در زمان حكومت آن حضرت استعمال شده باشد(۱)
سيره پيامبر(ص) در اداره بيت المال 
گرچه دوران حكومت پيامبر(ص) و به تبع آن, اداره امور بيت المال از ناحيه آن حضرت, محدود به ده سال بود و از طرفى منابع تإمين كننده بيت المال و مصارف آن محدود به مدينه و اطراف آن بوده است, ولى با اين حال شيوه آن حضرت در گردآورى, حفظ و نگهدارى, تقسيم و مصرف آن در موارد خاص خود داراى جايگاه خاصى است. چه اين كه سيره علمى و عملى آن حضرت نشان از حضور قطعى قدرت سياسى و مديريتى وى در اداره امور مالى مسلمانان مى باشد. و اين مى تواند سرمشق مناسبى براى تمام مديران بيت المال باشد. همان طور كه حضرت على(ع) خود را ملزم به تبعيت از آن حضرت در مديريت بيت المال مى داند و سيره آن حضرت را سرمشق رفتارهاى خود قرار مى دهد; چنانچه مى فرمايد: 
(( و انى حاملكم على منهج نبيكم(ص) و منفذ فيكم ما امرت به ان استقمتم لى و بالله المستعان الا ان موضعى من رسول الله(ص) بعد وفاته كموضعى منه ايام حياته فامضوا لما تومرون و قفوا عند ما تنهون عنه(۲);من شما را به راه و روش پيامبر (ص) خواهم برد و به آنچه فرمان داده شده ام درباره ى شما عمل خواهم كرد. اگر به آنچه مى خواهم[ تن سپرديد و] مستقيم شديد و[ البته] از خدا بايد يارى جست. بدانيد كه موضع من نسبت به رسول الله(ص) پس از رحلت او همچون موضع من در دوران زندگى اوست. پس نسبت به آنچه امر مى شويد, ملتزم و نسبت به آنچه نهى مى شويد, متوقف شويد.)) 
و نيز مى فرمايد: ((كان خليلى رسول الله(ص) لا يحبس شيئا لغد و كان ابوبكر يفعل و قد رإى عمربن الخطاب فى ذلك ان دون الدواوين و اخر المال من سنه الى سنه و اما انا فإصنع كما صنع خليلى رسول الله(ص) ;(۳) دوستم رسول خدا(ص) چيزى را براى فردا نگه نمى داشت و ابوبكر اين كار را مى كرد و[ اما] عمر بن خطاب در اين كار نظر كرده و دفاتر حقوق و عطايا را تدوين كرد و مال را از اين سال تا آن سال به تإخير انداخته[ و انبار مى كرد] و اما من همان كارى را مى كنم كه دوست من رسول خدا (ص) مى كردند.)) 
و باز مى فرمايد: ((محوت دواوين العطايا و اعطيت كما كان رسول الله(ص) يعطى بالسويه و لم إجعلها دوله بين الاغنيإ(۴); دفاتر حقوق و عطايا را[كه به دستور عمر طبق ملاك هاى طبقاتى تعيين شده بود] از بين بردم. و مانند رسول خدا(ص) كه به طور مساوى تقسيم مى كرد, آن را به مساوات تقسيم كردم و آن را در دست توانگران قرار ندادم.)) 
امام صادق(ع) نيز بر تإسى از سيره پيامبر(ص) تإكيد مى كند, شيوه آن حضرت را به عنوان حكم خداوند مطرح مى كند. نمونه اش جواب از سوالى درباره نحوه تقسيم بيت المال است كه مى فرمايد: ((هذا هو فعل رسول الله(ص) فى بدو امره(۵); اين[ تساوى در حقوق] همان شيوه رسول خدا(ص) در[ همان] ابتداى حكومتش است(( 
از جمله اوصاف مهدى(ع) نيز اداره امور بيت المال به شيوه پيامبر(ص) ذكر شده است. عبدالله بن مسعود از پيامبر(ص) در مورد اوصاف آن حضرت نقل مى كند كه: ((يقسم المال بالسويه و يجعل الله الغنى فى قلوب هذه الامه;([ (۶مهدى (عج]( مال را طبق مساوات تقسيم مى كند و خداوند قلب هاى اين امت را لبريز از بى نيازى خواهد كرد.)) 
O منابع مالى بيت المال 
۱ ـ انفال 
((انفال)) عبارت است از هر مالى كه اختصاص به مقام نبوت و ولايت امر دارد.(۷) (يسئلونك عن الانفال قل الانفال لله وللرسول);(۸) ((اى پيامبر! از تو در مورد انفال سوال مى كنند, بگو: انفال مال خدا و رسول اوست.)) 
زمين هاى باير, سواحل درياها, جنگل ها, كوه ها, اموال پادشاهان, غنائم برجسته و مال بى وارث از مصاديق انفال هستند كه پيامبر اكرم(ص) طبق مصلحت اسلام و مسلمين, از آن ها بهره بردارى و به مصرف مى رساند.(۹)
۲ ـ خمس 
((خمس)) عبارت است از يك پنجم درآمد سالانه و بعضى اموال ديگر كه به حاكم اسلامى تحويل داده مى شود. 
(واعلموا إنما غنمتم من شيىء فإن لله خمسه و للرسول…);(۱۰)((اى مومنان بدانيد كه هر چه به شما غنيمت رسد خمس آن, مال خدا و رسول اوست((. 
منفعت كسب, معدن, گنج, مال حلال مخلوط به حرام, غواصى, غنيمت جنگى و زمينى كه كافر ذمى از مسلمان بخرد, از مواردى است كه خمس به آن تعلق مى گيرد.(۱۱) بله در زمان پيامبر اكرم(ص) طبق تصريح مورخان و مفسران و فقهإ, خمس اختصاص به غنيمت هاى جنگى داشته است و در غير آن, پيامبر اكرم(ص) از مردم خمس نگرفته است. گرچه بعضى از عالمان گفته اند كه خمس در زمان پيامبر اكرم(ص) اختصاصى به غنايم جنگى نداشته بلكه از مطلق درآمد بوده است, و مستند خود را نامه هاى آن حضرت به قبايل و عاملان خود در نقاط مختلف محدوده حكومت اسلام قرار داده اند و گفته اند بدون آن كه جنگى ميان پيامبر اكرم(ص) و قبيله اى باشد و يا قبيله اى به اذن آن حضرت جهادى كرده باشد, پيامبر اكرم(ص) از آن ها مطالبه خمس كرده است, كه يك نمونه اش عبارت است از: 
نمايندگان اعزامى قبيله ((عبد قيس)) به پيامبر(ص) عرض كرند: ميان ما و شما, مشركان قبيله ((مضر)) قرار دارند و ما جز ماه هاى حرام وقت ديگرى نمى توانيم به خدمت تو برسيم; به ما دستورى بده كه اگر به آن عمل كرديم, داخل بهشت شويم و ديگران را نيز به آن دعوت كنيم. پيامبر اكرم(ص) در پاسخ آن ها فرمود: شما را به چهار چيز امر و از چهار چيز نهى مى كنم ; شما را امر مى كنم به اين كه به خدا ايمان بياوريد. و سپس در مقام توضيح به آن ها فرمود: شهادت به وحدانيت خدا و اين كه محمد فرستاده اوست, اقامه نماز, دادن زكات و ديگر اين كه يك پنجم آنچه به دست شما مى رسد بپردازيد. 
پيامبر اكرم(ص) از فرزندان عبد قيس نمى خواست خمس غنايم جنگى را بپردازند; زيرا آن ها جهاد نكرده بودند تا غنيمت هاى جنگى به دست آورند, حتى از ترس مشركان قبيله ((مضر)) قادر نبودند جز در ماه هاى حرام از منطقه ى خود خارج شوند. بنابراين منظور از غنيمت در اين گونه از روايات نبوى(ص) همان مطلق درآمد است. (۱۲(
به هر حال خمس در زمان آن حضرت, اختصاص به غنيمت ها داشته است و يا به مطلق در آمد تعلق مى گرفته, از منابع مهم مالى بيت المال محسوب مى شده است. چه اين كه در طول ده سال حكومت آن حضرت, ده ها جنگ با مشركان و اهل كتاب اتفاق افتاد كه در بيشتر آن ها غنيمت هاى فراوانى به دست آمد و پيامبر اكرم(ص) خمس آن غنيمت ها را به نفع حكومت اسلامى از جنگجويان اخذ مى كرد. 
۳ ـ زكات 
))زكات)) نيز يكى از منابع مالى تإمين بيت المال در زمان پيامبر اكرم(ص) بوده است كه بر گاو , گوسفند, شتر, خرما,گندم, جو, كشمش, طلا و نقره ى سكه دار تعلق مى گيرد.(۱۳) 
۴ ـ جزيه 
))جزيه)) يك نوع مالياتى است كه از اهل كتاب در برابر مسئوليتى كه دولت اسلامى به منظور تإمين امنيت جانى, عرضى و مالى آن ها را به عهده مى گيرد, دريافت مى شود و طبق مصالحى كه حاكم اسلامى معين مى كند, مصرف مى شود. (قاتلوا الذين لا يومنون بالله و لا باليوم الاخر و لا يحرمون ما حرم الله و رسوله و لا يدينون دين الحق من الذين اوتوا الكتاب حتى يعطوا الجزيه عن يد و هم صاغرون)(۱۴); ((اى اهل ايمان, با هر كه از اهل كتاب كه ايمان به خدا و روز قيامت نياورده است و آنچه را خدا و رسولش حرام كرده, حرام نمى داند و به دين حق نمى گرود, كارزار كنيد تا آن گاه كه با ذلت و تواضع به اسلام جزيه دهند((
۵ ـ خراج 
))خراج)) در اصطلاح فقهى عبارت است از مال الاجاره اى كه حاكم اسلامى از طريق اجاره دادن اراضى مفتوح عنوه وصول مى كند. 
اراضى مفتوح عنوه به زمين هايى گفته مى شود كه مسلمانان به امر معصوم(ع) و به وسيله ى جنگ از كفار مى گيرند كه شامل باغ ها, تإسيسات و ساختمان هاى موجود در آن اراضى نيز مى شود.(۱۵(
سرزمين خيبر از اين قبيل است كه پيامبر اكرم(ص) بعد از فتح و گرفتن آن از دست يهوديان ساكن در سال هفتم هجرى بنابر پيشنهاد يهوديان, آن سرزمين را در اختيار يهوديان قرار داد و در عوض, آن ها مى بايد نيمى از درآمد حاصل از زمين ها و باغ هاى آن سالانه به پيامبر اكرم(ص) بپردازند.(۱۶(
((عبدالله رواحه)) كه بعدها در جنگ موته به شهادت رسيد, هر سال از طرف پيامبر(ص) براى ارزيابى محصول خيبر و تنصيف آن, به آن جا سفر مى كرد و او پس از تخمين محصول, سهميه ى مسلمانان را جدا و به مدينه انتقال مى داد.(۱۷)
در مقابل زمين مفتوح عنوه, زمين هاى طوع يا فيىء است زمين هايى است كه بدون آن كه جنگى در گرفته باشد ساكنان كافر آن زمين ها, آن را رها كرده و يا به ميل خود, در اختيار مسلمانان قرار داده باشند. اين زمين ها جزو ))انفال)) و در اختيار امام مسلمين است
  • بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سيره به معناي سنت و روش است كه در سيره نبوي دنبال مي‌شود. قديمي‌ترين سيره بجا مانده، سيره نبوي ابن اسحاق شيعي است كه ابن هشام بعدها آنرا به زبان اهل تسنن برگرداند و به خلفاي سني مذهب زمانش تقديم نمود. در هر حال، سيره نبوي از كتاب‌ها و آثار مربوط و نزديك به زمان ايشان قابل جمع‌آوري است اما چون اكثر وقايع نگاران زمان ايشان روحيه جنگ محوري و رفتار سياسي موثر را داشتند كمتر در سيره فرهنگي، علمي، اقتصادي و … ايشان اثري بجا گذاشتند
– دوران مكّي:
پيامبر گرامي اسلام در سن ۴۰ سالگي در مكه به پيامبري مبعوث گرديد.  در حالي كه رفتارش سرآمد همگان بود و از شدت صداقت و امانت‌داري به امين معروف شده بود. پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در شرايطي به رسالت مبعوث گرديد كه جهل در سراسر عربستان بيداد مي‌كرد، علم در پايين‌ترين حد خود بود با توجه به روايات از شرايط بعثت انبياء نبودن علم در جامعه و وجود گمراهي در آن دانسته شده از اين رو پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آْله و سلم كه درياي علم و حكمت ومعرفت بود براي مردمي كه به لحاظ علم و حكمت تهي و نزديك به تهي بودند، بايد تعليم رسالت مي‌نمود.
در ابتدا با سطح فردي دعوت آغاز به كار نمود. بسياري سعي كردند اين دوره را دوران مخفي رسالت ايشان بدانند در حالي كه پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم و علي عليه‌السلام و حضرت خديجه (س) در كعبه نماز مي‌گزاردند البته تا كمي پيش از آن براي عبادت همواره به خارج شهر مي‌رفتند نبايد فراموش كرد كه در جامعه مكه هنوز موحدين حنيف زندگي مي‌كردند كه از نسل حضرت ابراهيم عليه‌السلام و متصديان امور كعبه محسوب مي‌شد و اينان نبودند مگر قبيله قريش كه نسب ايشان را به حضرت ابراهيم عليه‌السلام مي‌رساندند .
تا سه سال شرايط به همين منوال مي‌گذشت تا اينكه پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در جريان عشيره اقربين با دعوت از خويشان هاشمي‌اش با ملايمت و مهرباني آنها را به اسلام فرا خواند . نتيجه اين ميهماني مسلمان شدن عده زيادي بود كه جعفربن ابيطالب و عبيده بن حارث از اين شمار هستند . خلاف آنچه كه برخي منابع اشاره كرده‌اند به اين ترتيب شمار مسلمانان به خود نظم گرفت و پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در اين نظام به لزوم مساعدت و همراهي كسي براي شكل دادن يك نظام كارآمد توجه داشتند كه علي عليه‌السلام به اين دعوت پاسخ همكاري داد و برخي بخاطر مشاغل فراوان، تجارت و .. كمتر از علي عليه‌السلام نوجوان مي‌توانستند در راستاي اين اهداف از خود تلاش بروز دهند. مسئوليت‌پذيري علي عليه‌السلام قبلاً در همراهي‌هايش در حراء با پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم جاي شبهه براي اين انتخاب باقي نگذاشت و به لحاظ فكري هم ۳ سال بود كه با باورهاي اسلامي خو گرفته بود و با تربيت در دامان پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم با نفس معارف الهي آشنا بود. با اين حال، الگوهاي موجود در نظام قبيله اي باعث خرده گرفتن قوم به ابيطالب شد به اينكه « تو بايد از پسرت اطاعت كني»   اما اين الگوهاي رايج باعث ايجاد هيچ تغييري در تصميم پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم نداشت و با باور شايسته محور وبدون توجه به الگوهاي سنت شده ناكارآمد، آنها را عملي مي‌نمود.
كم‌كم پس از بيان هست‌ها و بايدها، سخن از نيست‌ها و نبايدها به ميان آمد و انتقاد از خدايان و بت‌ها باعث جبهه گرفتن بخشي از قريش و اهل مكه عليه ايشان شد . در راس اين مخالفان ابوجهل – از اشراف بني مخزوم- و بني اميه بودند ابولهب – عموي پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم – نيز به تدريج با تحريكات همسرش و ديگران به جناح مخالف و پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم پيوست.
با بالا گرفتن تعاليم پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم، كم كم شدت مخالفت مخالفان افزوده شد از اين رو در گام‌هاي نخستين با وساطت و ريش سفيدي، سعي در حل بحران نمودند. آنها نزد ابوطالب رفتند كه بزرگ قومش بود اما ابوطالب از پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم حمايت كرد و قريش از اين جبهه ناكام گشت . گام بعد استهزاء و تمسخر به ساحت مقدس ايشان بود. اگر چه پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم با سكوت و احترام در مقابل اين بي‌احترامي‌ها برخورد مي‌نمود، با اين حال در اين ساحت، ابوجهل كار را به گستاخي مي‌كشاند كه با عكس‌العمل حمزه، در تنبيه او و ظاهر شدن اسلام حمزه، جان تازه‌اي به دعوت بخشيده شد . 
اين بار قريش كه در مقابل شخص پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم خلع سلاح شده بود، طرفداران ايشان و مسلماناني كه از ساختار قبيله‌اي قدرتمندي برخوردار نبودند را تحت فشار و ستم قرار داده سميه و همسرش ياسر در اين مرحله به شهادت رسيدند. عده ديگري هم كه در شرايط مشابه به سر مي‌بردند طبق سفارش پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم به حبشه هجرت نمودند. اين جريان در سال ۵ بعثت رخ داد . پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم، جعفربن ابيطالب را كه همانند او از جايگاه قبيله‌اي خوبي برخوردار بود، با اين گروه و به عنوان امير آنها و جانشين خودش انتخاب نمود. مناظره جعفر با هيئت مسيحي حبشه و نجاشي بيانگر درايت و فهم او در علوم ديني است.  مسلماً در جامعه مذهبي و مسيحي حبشه حضور چنين فردي ضروري بود مسيحي شدن يكي از اين مسلمانان بيانگر اهميت جعفر و تدبير خوب پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در انجام اين مهم بود. قريش سعي در استرداد اين عده نمود كه با حمايت نجاشي از اهداف آنها كه توسط جعفر تبيين گرديد بي‌نتيجه و ناكام ماند!!
پس از اين جريان، نزول سوره نجم بود. اين آيه سجده واجبه دارد وقتي اين سوره نازل شد و پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم آن را در مكه قرائت نمودند و اين باعث شد تا مسلمانان سر به سجده بگذارند كه در كمال ناباوري، گويي همه اهل مكه سر به سجده گذاشته بودند اين جريان شاهد است به بروز ننمودن اسلام عده‌اي از مسلمانان، كه تاثير زيادي در مكه به همراه داشت و خبر آن به حبشه هم رسيد كه بيانگر در ارتباط بودن اين ده مركز و درايت پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در تسهيل ارتباط با مسلمانان حبشه بود.
رفتن مسلمانان به حبشه باعث كمتر شدن مسلمانان در مكه و بالا گرفتن فشارقريش بر اين عده بود. در اين شرايط بود  كه طرح محاصره اقتصادي- فرهنگي بني‌هاشم به اجرا درآمد، ۳ سال در بدترين وضعيت گذشت بدون كسب و كار تجارتي حضرت خديجه (س)، با درك واقعي رسالت نبوي صلي‌الله عليه و آْله و سلم همه ثروتش را هزينه نموده و خرج تسهيل سختي‌هاي شعب ابيطالب نمود. ابوطالب مسلمانان را كه بني‌هاشم و بني‌مطلب بودند جمع كرد تا در اين شمار كم مسلمين بتواند پايگاهي ايجاد نموده و جان پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم را حفظ نمايد . مسلماً قدرت كم مسلمانان باعث اجتماع آنها در شعب بود و ممانعت از خطرات احتمالي و پشتيباني از هم و تسهيل شرايط محاصره اقتصادي در داخل شهر.
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر

این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:


يكى از شاخصه هاى پر اهميت در پيشرفت اسلام اخلاق نيك و كلام‏دلاويز و پرجاذبه پيامبر اكرم (ص) با انسان‏ها بود، اين خلق نيكوتا بدان حدى بود كه معروف شد سه چيز در پيشرفت اسلام نقش به‏سزايى داشت: ۱- اخلاق پيامبر (ص) ۲- شمشير و مجاهدات حضرت على (ع) ۳- انفاق ثروت حضرت خديجه (س) در قرآن مجيد، به نقش اخلاق پيامبر (ص) در پيشرفت اسلام و جذب‏دل‏ها تصريح شده است، آن جا كه مى‏خوانيم: «فبما رحمة من الله‏لنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم‏و استغفر لهم و شاورهم فى الامر; اى رسول ما! به خاطر لطف ورحمتى كه از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربان‏گشته‏اى، و اگر خشن و سنگدل بودى، مردم از دور تو پراكنده‏مى‏شد
پيامبر اسلام (ص) علاوه بر اين كه ارزش‏هاى اخلاقى را بسيار ارج‏مى‏نهاد، خود در سيره عملى‏اش مجسمه فضايل اخلاقى و ارزش‏هاى والاى‏انسانى بود، او در همه ابعاد زندگى با چهره‏اى شادان و كلامى‏دلاويز با حوادث برخورد مى‏كرد. به عنوان مثال، در تاريخ آمده‏است:در سال نهم هجرت هنگامى كه قبيله سركش طى بر اثر حمله‏قهرمانانه سپاه اسلام شكست‏خوردند، عدى بن حاتم كه از سرشناسان‏اين قبيله بود به شام گريخت، ولى خواهر او كه «سفانه‏» نام‏داشت‏به اسارت سپاه اسلام درآمد. سفانه را همراه ساير اسيران به مدينه آوردند و آنان را درنزديك در مسجد در خانه‏اى جاى دادند، روزى رسول خدا (ص) از آن‏اسيران ديدن كرد، سفانه از موقعيت استفاده كرده و گفت: «يامحمد هلك الوالد و غاب الوافد فان رايت ان تخلى عنى، و لا تشمت‏بى احياء العرب، فان ابى كان يفك العانى، و يحفظ الجار، و يطعم‏الطعام، و يفشى السلام، و يعين على نوائب الدهر; اى محمد!پدرم (حاتم) از دنيا رفت، و نگهبان و سرپرستم (عدى) ناپديد شدو فرار كرد، اگر صلاح بدانى مرا آزاد كن، و شماتت و بدگويى‏قبيله‏هاى عرب‏ها را از من دور ساز، همانا پدرم (حاتم) بردگان‏را آزاد مى‏ساخت، از همسايگان نگهبانى مى‏نمود، و به مردم غذامى‏رسانيد، و آشكارا سلام مى‏كرد، و در حوادث تلخ روزگار، مردم‏را يارى مى‏نمود.» پيامبر اكرم (ص) كه به ارزش‏هاى اخلاقى، احترام شايان مى‏نمود، به‏سفانه فرمود: «يا جارية هذه صفة المؤمنين حقا، لو كان ابوك مسلما لترحمناعليه; اى دختر! اين ويژگى‏هايى كه برشمردى، از صفات مؤمنان‏راستين است، اگر پدرت مسلمان بود، ما او را مورد لطف و رحمت‏قرار مى‏داديم.» آنگاه پيامبر (ص) به مسؤولين امر فرمود:«خلوا عنها فان اباها كان يحب مكارم الاخلاق; اين دختر را به‏پاس احترامى كه پدرش به ارزش‏هاى اخلاقى مى‏نمود، آزاد سازيد.» آن گاه پيامبر (ص) لباس نو به او پوشانيد، و هزينه سفر به شام‏را در اختيار او گذاشت، و او را همراه افراد مورد اطمينان به‏شام نزد برادرش رهسپار كرد. 

نمونه‏هايى از اخلاق پيامبر (ص)
در سيره عملى پيامبر (ص) صدها نمونه از اخلاق نيك و زيبا وجوددارد كه هر كدام نشانگر قطره‏اى از اقيانوس عظيم حسن خلق آن‏حضرت است، همان گونه كه خداوند با تعبير «و انك لعلى خلق‏عظيم; و همانا تو اخلاق عظيم و برجسته‏اى دارى‏» به اين مطلب‏اشاره فرموده است، نظر شما را به چند نمونه از آن‏ها جلب‏مى‏كنيم: ۱- عدى بن حاتم مى‏گويد: «هنگامى كه خواهرم سفانه به اسارت‏سپاه اسلام درآمد و من به سوى شام گريختم، پس از مدتى خواهرم‏با كمال وقار و متانت‏به شام آمد و مرا در مورد اين كه‏گريخته‏ام و او را تنها گذاشتم سرزنش كرد، عذرخواهى كردم، پس‏از چند روزى از او كه بانويى خردمند و هوشيار بود، پرسيدم:«اين مرد (پيامبر اسلام) را چگونه ديدى؟» گفت: «سوگند به‏خدا او را رادمردى شكوهمند يافتم، سزاوار است كه به اوبپيوندى كه در اين صورت به جهانى از عزت و عظمت پيوسته‏اى‏». با خود گفتم به راستى كه نظريه صحيح همين است، به عنوان پذيرش‏اسلام، به مدينه سفر كردم، پيامبر (ص) در مسجد بود، در آن جا به‏محضرش رسيدم، سلام كردم، جواب سلامم را داد و پرسيد:كيستى؟ عرض كردم عدى بن حاتم هستم، آن حضرت برخاست و مرا به‏سوى خانه‏اش برد، در مسير راه با اين كه مرا به خانه مى‏برد،بانويى سالخورده و مستضعف با او ديدار كرد، اظهار نياز نمود،پيامبر (ص) به مدتى طولانى در آنجا توقف كرد و آن بانو را درمورد تامين نيازهايش راهنمايى فرمود. با خود گفتم:«سوگند به خدا اين شخص پادشاه نيست.» سپس از آن جا گذشتيم وبه خانه رسول خدا (ص) وارد شدم، پيامبر (ص) از من استقبال وپذيرايى گرمى نمود، زيراندازى كه از ليف خرما بود، نزدم آوردو به من فرمود: بر روى آن بنشين. گفتم: بلكه شما بر آن‏بنشينيد. فرمود: نه، شما بر آن بنشين، خود آن حضرت بر روى‏زمين نشست، با خود گفتم: اين نيز نشانه ديگر كه آن حضرت،پادشاه نيست. سپس مطلبى از دينم را كه راز پوشيده بود بيان‏فرمود، دريافتم كه او بر رازها آگاهى دارد، و فهميدم كه‏پيامبر مرسل مى‏باشد، بيانات و پيشگوييها و مهربانى‏هايش مراشيفته‏اش كرده و همانجا مسلمان شدم.» 
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موار زیر است:

شب يخبندان زمين بود جهان راغباري از جهل ونوميدي فرا گر فته بود وانديشه هاي گمراه در زمين روان بود ند بت ها در هيبت هاي گوناگون سر بلند ميکردند انسان ها بسان رمه هاي بي شبان در کج راهه هاي بي مقصود زمين سر گردان بودندبيش از همه سر زمين سوخته حجاز بود که در اتش ايين هاي پوسيده جاهلي مي سوخت اسمان را خورشيدي دو باره مي بايست تا ذوب کند يخبندان زمين را کي خواهد امد ان پيام اور اخلا ق وسعادت تا جان هاي تشنه را با فرمان هاي زلال اسمانيش سيراب کند همان رسولي که پيامبران پيشين وعده امدنش را داده بودند وشب در راه رسيدن به طلوع صبح جمعه ۱۷ ربيع اول بود مصادف با همان سالي که اصحاب فيل قصد ويراني کعبه کردند وبه سنگ سجيل معذب شدند که ناگهان زمين لرزيد
نگاهي به سيره هاي پيامبر از نظر 
الف : اجتماعي ب : اقتصادي ج : جهاد? : مديريتي 
الف : اجتماعي : قران کريم شخصيت پيامبر اسلا م را ” اسوه” معرفي ميکند ومسلمانان را به پيروي از ايشان فرا ميخواند (( لقد کان لکم في رسول اله اسوه حسنه : پيامبر براي شما الگوي نمونه است ))
دسترسي به چنان الگوي والا مسلمانان را از تقليد هاي خود سري ها بي برنامگي ها ونيز سر در گمي ها در بي راهه ها نجات مي دهد وانها را با را ه ورسم درست زنگي اشنا ميسازد نااشنايي با زندگاني پيشوايان اسماني سبب مي شود مسلمانان از روش هاي ديگر متاثر شوند وراه وروش ناب اسلامي را با ادات واداب وسنن ملي وقومي غلط وانواع بدعت ها بيالايند نمونه هاي زيادي از اين گونه اداب غلط را ميتوان در زندگي مسلمانان يافت که نتيجه انحراف انها از اسلام ناب محمدي است شخصيت ملکوتي ان حضرت ان حضرت چنان است که شناخت کامل ان براي کسي ممکن نيست وحتي سخن گفتن در باره او کار بس دشواري است کسي را اين توانايي نيست که در تمام زمينه ها چون او باشد اما اين وظيفه همه مسلمانان است که تا جايي که ميتوانند خود را شبيه او سازند ودرس زندگي را از او بياموزند به جاي پي روي از اين وان واداب غلط اجتمايي ويا فر هنگ هاي منحط به وي اقدا کنند وتا انجا که ميتوانند پا جاي پاي او بگزارند ما با دسترسي به چنان شخصيت والا واموزش هاي اسماني او خود کفا وبي نياز از ديگران داريم که سرمايه بزرگي براي پيشرفت است 

بعد هاي اجتماعي : 
۱- نماز در نظر رسول خدا (ص)
پيامبر اکرم (ص) علاقه زيادي به نماز داشت و ميفرمود 
(( قره عيني في الصلوه : روشني چشم من در نماز است ))
پيامبر اکرم نماز را به ستون چادر تشبيه کرده ومي فرمود اگر ستون چادر ثابت وپا بر جا باشد طناب ها وميخ ها وپوشش ان پا بر جا خواهد بود وگر نه با شکست ستون هر يک از انهاد سودي نخواهند داشت از اين پيام ميتوان در يافت که روح دين توجه به خدا وار تباط با اوست اگر چنين توجه وار تبا طي در کار نبا شد ساير امو نيز سودي نخواهد داشت
۲- تلا ش وفعاليت :
پيا مبراکرم (ص) از دوران کودکي پر تحرک وعلاقه مند به کار وفعاليت بود سراسر زندگي پيامبر اکرم وساير پيشوايان اسلام تلاش وتحرک بود از خواب واستراحت زياد منع ميکردند وکار را وسيله رشد وشکوفايي روحي ومعنوي انسان معرفي مي نمودند امام علي (ع) فر مودند : تفريحي بهتر از کار نيست يعني کار علا وه بر اينکه وسي له تامين معاش است وبه رشد اقتصادي جامعه ورسيدن به استقلا کمک ميکند رد عين حال وسيله ايجادنشاط روحي و از ميان رفتن افسردگي است واذا در سلامت رواني انسان بسيار موثر است 

۳- سادگي و بي الايشي :
پيامبراکرم (ص) به کم ترين مقدار از نعمت هاي دنيا قناعت مي کرد وکم مينوشيد وکم ميخورد وجامه اي ساده مي پوشيد اما در عين سادگي طر فدار فلسفه فقر نبود مال وثروت رات به سود جامعه وبراي صرف در راههاي مشروع جامعه لازم ميشمرد زندگي او در خانه بي تکلف واکنده از عشق وصلح ومحبت خانوادگي است از غذا هايي که به ان رغبت نمي کرد عيب جويي نمي نمود روي زمين با بي نوا يا ن غذا مي خورد به يار ان خود مي فرمود خوشبخت ترين مردم در نظر من مومني است متعلقاتش کم واز نماز بهره مند باشد 

۴- پاکيزگي واراستگي :
پيامبر اکرم (ص) به پاکيزگي واراستگي توجه خاصي داشت خانه پيامبر با همه سادگي هميشه پاکيزه بود ميفرمود محوطه جلوي خانه خود را جارو بزنيد وتميز کنيد از ناشسته رها کردن ظرف هاي غذا وظروف اب وغذا را بدون سر پوش گذاردن نهي مي کرد دستور داده بود اب ها را مطلقا الوده نسازند ودر موقع شستشوي بدن داخل نهر ها نشوند مي فر مود خداوند ژوليدگي والودگي را دشمن ميداند

۵-عفو وگذشت :
چشم پوشي از خطاي ديگران وگذشتن از حق خود از سجاياي بارز پيامبر اکرم (ص) بود اما نبايد فراموش کرد که ان همه عفو وگذشت همه مر بوط به مواردي بود که جنبه هاي شخصي داشت ولذا در مسايل اصولي وعمومي با کمال قدرت وصلابت عمل ميکرد وتا احقاق حق نمي نمود ارام نمي گرفت در اجراي عدالت ودفاع از حق قاطع وسخت گير بود توصيه وخواهش هيچ کس اور ا از اجراي عدالت باز نمي داشت 

۶-معاشرت با مردم :
رفتار پيامبر (ص) با مردم به قدري محبت اميز بود که مردمان اور ا براي خود پدري مهر بان ودلسوز مي دانستند ودر دشواري ها ومشکلا ت زندگي به او پناه مي بر دند به ياران خود ميفرمود بدي هاي يکديگر را پيش من باز گو نکنيد زيرا دوست دارم بادلي خالي از کدورت باشما معاشرت داشته باشم هنگامي که يکي از اصحاب راغمگين وپريشان مي ديد با شوخي کردن اور را مسرور مساخت ومي فرمود خداوند کسي را که با ترش رويي با برادرانش روبرو شود دشمن ميداند شوخ طبع وبذله گو بود اما هيچ وقت از حريم ادب ووقار خارج نميشد ودر اين کار زياده رويي نمي کرد هر کسي به خانه ان حضرت مي رفت با کمال احترام ومحبت با او رفتار مي نمود تا انجا که گاهي ردا وبالا پوش خود را زير او پهن واز حضور او بلند نمي شد تا وقتي که خود او بلند شود وقتي با مردم مي نشست سعي مي کرد تاانجا که مي شد با انها هماهنگ شود اگر در باره امور معنوي سخن مي گفتند با ان ها همراهي مي نمود واگر در باره امور ظاهري ودنيوي حر ف مي زدند براي اظهار مهرباني با انها هم سخن ميشد 

۷- حقوق همسايه:
پيامبراکرم(ص) به مراعات حقوق همسايه تاکيد بسيار مي کرد ومسلمانان را سفارش مي کرد که روابط خود را با همسايگان بر مبناي نيکي ومحبت بنيان نهند تا انجا که در غزوه “تبوک” اعلام کرد هر کس همسايه خود را ازار رسانده با ما نيايد روزي خطاب به پيروان خود فر مود هر کس به خدا وروز جزا ايمان دارد بايد احترام همسايه اش را مراعات کند حرمت همسايه مانند حرمت مادر بر فرزند است 

ب:اقتصادي 

پيامبر گرامي اسلام براي امور اقتصادي امت خود داراي برنامه هاي خاصي بودند وايشان سعي مي کردند که تعادل اجتماعي را ميان مردم برقرار کنند وفقر را از جامعه دور کنند وطوري بيت المال را ميان مردم تقسيم کنند که به همه به طور مساوي سهم برسد 

بعد هاي اقتصادي :

۱-راهي براي مبارزه با فقر :
اسلام ديني اجتماعي است وسعادت فرد را از سعادت جامعه جدا نمي داند در جامعه اي که فقر گريبان عده زيادي از مردم را گر فته باشد فرد مسلمان نبايد نسبت به اين نا برابر ي اجتماعي بي اعتنا باشد ونبايد تصور کند که ميتوان فقط با عباداتي مانند نماز وروزه به رستگاري برسند زيرا رسيدگي وتوجه به خلق خدا نيز عبادت است کمک به نيا زمندان به اندازه اي مهم است که در قران به موارد بسيار(دادن ذکات ) که سبب بهبود وضع اقتصادي جامعه وکاهش فقر ميشود در رديف (بر پا داشتن نماز) ذکر شده واين دو عبارت در کنار هم وبا هم توصيه شده است کساني که خود غرق در ناز ونعمتند ودائما ثروت خود را بيشتر وبيشتر مي کنند ودر فکر مرحومان نيستند از اسلام به دورند حضرت علي مي فرمايند ” خداوند سبحان روزي فقيران را در اموال ثروتمندان معين وواجب کرده وهيچ فقيري گرسنه نمي ماند مگر به علت انکه ثروتمندي از حق او به نوايي رسيده وخداوند ثروتمندان را در اين کار باز خواست خواهد کرد “
  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نقش تغذيه در زندگي انسان فوق العاده با اهميت است؛ چرا که حدوث, بقا و رشد جسم و روح انسان با تغذيه در ارتباط است. در اين زمينه حتي اگر بگوييم سعادت و شقاوت انسان از سفره و تغذيه آغاز مي شود, سخن به گزاف نگفته ايم. اسلام عزيز براي کميت, کيفيت و نوع خوردني هاي انسان اهميت بسياري قايل شده است و دستورالعمل هاي فراواني دارد. قرآن کريم مي فرمايد: فالينظر الانسان الي طعامه _ بايد انسان نگاه کند که چه مي خورد_ (عبس، آيه ۲۴) چرا که سلامتي آينده و برخي زمينه هاي سعادت او در گرو نحوه انتخاب او در تغذيه است.
علم ودين متفق القولند که اکثر بيماري هاي جسماني و انحرافات اخلاقي انسان از پرخوري آغاز مي شود و بيشتر سلامتي و حسن اخلاق او مديون عفت شکم و اندک خوري است. سيرو وسلوک انسان به سوي خداوند از سفره و کنترل شکم آغاز مي شود. تا کسي موفق به تربيت شکم خود نشود و اندک خوري را تمرين نکند, قادر نخواهد بود وقت خواب خود را تنظيم نمايد و همين طور در سلوک, تهجد و خود سازي توفيق چنداني بدست نمي آورد

خواب و خورت ز مرتبه عشق دور کرد           آنگه رسي به دوست, که بي خواب و خورشوي 

شکم و پيرو آن شهوت, گردنه هاي هستند برسر راه انسانيت که اگر انسان از آنها عبور کند, مانع بزرگ ديگري بر سر راه تکامل و سعادت خود نخواهد يافت. اهميت روزه و رمضان نيز به خاطر تاثير تربيتي و سازنده اي است که عمدتا در مورد شکم و شهوت روزه دار دارد و بدين وسيله راه شيطان را مي بندد, انسان را از بند و اسارت نفس مي رهاند و زمينه پرواز معنوي او را فراهم مي آورد.

يکي از قهرمانان اين ميدان که خود يکي از ميدان هاي بزرگ جهاد با نفس است, پيامبر عظيم الشان اسلام, حضرت محمد مصطفي(صلوات الله عليه و آله) است. آن حضرت در نيک خوري, اندک خوري و انتخاب غذاهاي مناسب براي انسان, الگوي تمامي مسلمانان بود؛ بدين خاطر چه شيرين است که به مطالعه سير ه آن حضرت در خوردن و آشاميدن بنشينيم و خورشيد درخشان محمدي را فرا راه زندگي خويش مي سازيم. 
تجمل و آراستگي – سيره اخلاقي پيامبر
                                                             
پيامبر(ص) چون مي خواست به مجلسي وارد شود و با مردم ملاقات کند, به آراستگي ظاهر خويش توجه وافري داشت, در آينه مي نگريست, موي ها و محاسن مبارکش را شانه مي زد, لباس تميز و مرتب مي پوشيد و چنان خويش را معطر مي ساخت که از مسافتي دور, بوي خوش عطر آن حضرت به مشام مي رسيد.

يکي از ياران پيامبر(ص) مي گفت: «قبل از اين که حضرت به مسجد وارد شود, ما خبردار مي شديم, زيرا بوي عطرش مي پيچيد و ما را متوجه ورودش مي ساخت.»

محبوب ترين عطرها نزد آن حضرت(ص) مشک بود. مشکداني داشت که پس از هر وضو بلافاصله آن را بدست مي گرفت و خود را معطر مي ساخت, در نتيجه چون خانه را ترک مي کرد, بوي خوش آن در معبر آن حضرت(ص) منتشر مي شد.

از امام صادق(ع) نقل است هزينه اي که آن حضرت(ص) براي تهيه عطر مي پرداخت, بيش از آن مقداري بود که براي تهيه خوراک صرف مي کرد.

به طور کلي آن حضرت(ص) بوي خوش را دوست مي داشت و از بوهاي بد متنفر بود.

در روايتي به علي(ع) فرمود: «يا علي! 
معيشت و كسب روزي – سيره اخلاقي پيامبر اعظم(ص) 

مردي از انصار از او کمک مادي خواست. پيامبر خدا(ص) از او پرسيد در خانه چيزي داري؟ مرد پاسخ داد: آري! گليمي دارم و کاسه اي چوبين. حضرت(ص) فرمود: آنها را بياور. مرد آنها را آورد. حضرت(ص) آنها را گرفت و فرمود: آيا کسي هست که اين ها را بخرد؟ مردي گفت: هر دو را به يک درهم مي خرم. پيامبر(ص) پرسيد: چه کسي بيشتر مي خرد؟ مرد ديگري گفت: من دو درهم مي خرم. حضرت آنها را به آن مرد داد و دو درهم را گرفت و به مرد انصاري داد و فرمود: با يک درهم غذايي بخر و به خانواده ات بده و با يک درهم ديگه تيشه تهيه کن و برايم بياور.

مرد چنين کرد. حضرت(ص) چوبي را به عنوان دسته در آن قرار داد و فرمود: برو هيزم جمع آوري کن و تا پانزده روز ديگر نزد من بيا.

مرد پس از دو هفته با ده درهم آمد و ب آن لباس و مواد غذايي خريد.
   
راستي چگونه مي توان دستاورد نهايي آفرينش، ثمره تمام و كامل هستي و خلاصه انوار و تجليات و جودي خداوند را در قالب ناقص الفاظ و واژه ها جاي داد؟

ابر انساني كه خالق هستي در حق او فرمود ( لولاك لما خلقت الأفلاك ) اگر تو نبودي هر آينه افلاك را نمي آفريدم. كسي كه تا « قاب قوسين او أدني » به خداوند نزديك شد و مكانتي يافت كه هرگز جبرئيل امين كه ملك مقرب و واسطه وحي الهي بود  بدان مكانت راه نيافت و با صراحت به او عرض كرد: «اگر يك موي بالاتر روم به نور تجلي بسوزد پرم.»

عتیقه زیرخاکی گنج