• بازدید : 68 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ليچينگ مرحله اي مهم از فراوري اورانيوم است. ليچينگ بر مبناي مواد مورد مصرف به دو دسته كلي تقسيم مي شود يكي ليچينگ اسيدي و ديگري ليچينگ قليايي است. در ليچينگ اسيدي معمولاً از اسيد سولفوريك و در ليچينگ قليايي معمولاً از محلول كربنات بي كربنات سديم دقيق استفاده مي كنند.
ليچينگ كربناتي (قليايي) مواد ريزتر مي خواهد و انتخابي تر عمل مي كند، به طور مثال كانه هاي حاوي بيشتر از ۹-۷ درصد كربنات بهتر است كه به صورت كربناتي ليچ شوند. البته ساير فاكتورها نيز بايد منظور شوند كه عبارتند از ميزان بازيابي اورانيوم، آب مصرفي، … . اگرچه ليچينگ اسيدي در بيشتر كارخانه هاي اورانيوم استفاده مي شود، ولي ليچينگ قليايي نيز داراي مزايايي به شرح زير است
– محلول براي كاني هاي اورانيوم به صورت خاص عمل مي كند. با بيشتر گانگها واكنش نمي دهد.
– محلول كربناتي در مقايسه با منحلول اسيدي خورندگي كمتري دارد.
– اورانيوم مي تواند مستقيماً از محلول رسوب داده شود، و جدايش آن از عناصر ديگر آسانتر مي گردد.
– محلول كربناتي به آساني مي تواند باز توليد شود.
اين روش معايبي نيز دارد كه به شرح زير است:
– براي در برگرفتن كاني هاي اورانيوم توسط محلول خردايش ريز نياز است چرا كه قادر به حل كردن و نفوذ در گانگ نيست.
– بعضي كاني هاي گانگ مثل سولفات كلسيم و پيريت ي توانند با معرف قليايي واكنش داده و مصرف آنرا بالا ببرند.
– بيشتر كاني هاي مقاوم اورانيوم در وضعيت قليايي حل نمي شوند.
بنابراين خواص كاني شناس كانه نيز در تعيين نوع عمليات موثرند، اسيدي يا قليايي بودن عمليات بستگي به گانگ موجود و نوع كاني اورانيوم دارد.
ليچينگ اسيدي
مقدمه
روش ليچينگ انتخابي براي حل اورانيوم از كانه بستگي به خواص فيزيكي و شيميايي كانه از قبيل نوع كاني هاي اورانيوم، درجه آزادي، طبيعت ديگر كاني‌هاي موجود در تركيب دارد.
ليچينگ اسيدي عموماً به ليچينگ با اسيد سولفوريك اشاره دارد. اسيد نيتريك خواص اكسيد كنندگي قوي دارد ولي بسيار گرانقيمت تر از اسيد سولفوريك است كه نيترات اورانيل در محلول رقيق تشكيل خواهد شد. نيترات اورانيل سازگار بااستفاده از روش تعويض يوني نوع آنيونيكي مي باشد. اسيد نيتريك زماني كه عمليات روي كانه عيار بالاست استفاده مي شود. اسيد هيدروكلريك براي ليچينگ در عملياتي كه از تشويه نمكي استفاده شده است، كاربرد دارد. در اين عمليات اسيد از گازهاي تشويه بازيابي مي شود. از طرف ديگر اسيد هيدروكلريك بسيار گرانقيمت است. همچنين خورندگي شديد دارد. كلريدفريك و سولفات فريك همچنين براي بسياري از كاني‌هاي اورانيم دار به عنوان Lixiviant استفاده مي شود.
اسيد سولفوريك در محلول به شكل سولفات و بي سولفات و يون هيدروژن يونيزه مي‌شود. در واكنش با اورانيوم شش ظرفيتي توليد سولفات اورانيل و كمپلكس آنيونيك سولفات اورانيل طبق واكنش زير مي كند: 
 
اورانيوم حل شده ممكن است در هر يك از شكلهاي فوق يافت شود، كه به غلظت اورانيوم و اسيد، درجه حرارت و ديگر كمپلكسهاي موجود در سيستم بستگي دارد. حضور يون سولفات براي تشكيل كمپلكس يون اورانيل مهم است و عدم حضور آن به رسوب فلز طبق واكنش زير كمك مي كند:
 
از نقطه نظر ترموديناميكي، هيدروليز اورانيل، آسانتر از واكنشهاي كمپلكس شدن است. با وجود اين با حضور يون سولفات، واكنش كمپلكس از نظر سينتيك مساعدت مي شود.
يكي از مزاياي استفاده از اسيد سولفوريك در ليچينگ توليد كمپلكس سولفات آنيونيكي است، چرا كه رزين هاي تعويض يوني آنيونيك، خاصيت انتخابي بيشتري نسبت به نوع كاتيونيك براي اورانيوم دارند. 
اورانيوم موجود در كاني ها در شكل ۴ ظرفيتي بايد قبل از حل شدن، اكسيد شونده آهن فريك به عنوان يك اكسيد كننده اصلي عمل مي كند، كه اورانيوم ۴ ظرفيتي را در عمليات ليچينگ اسيدي، اكسيد مي كند. آهن در اثر وجود در تركيبات كاني ها يا عمليات مقدماتي، سائيده شدن آسيا و سنگ شكن ها، هميشه حضور دارد. ولي ممكن است به صورت فرو (دو ظرفيتي) باشد. از دي اكسيد منگنز (پيرولوزيت) جهت اكسيد كردن آهن II به آهن III استفاده مي شود.
مصرف اسيد تابعي از تركيب گانگ موجود در كانه است، كليت، دولوميت، مگنزيت و سيدريت سريعاً با اسيد دقيق در دماي معمولي واكنش مي دهند. سولفيدها، آهن فلزي، بعضي فسفاتها، موليبداتها، و اناداتها، اكسيدها، فلوريدها اسيد اضافي را مصرف مي كنند و محلول را هنگامي كه درجه حرارت يا غلظت اسيد افزايش يابد، آلوده مي كنند. واكنشهاي تيپيك به شرح زير است:
 

انحلال بعضي كمپلكسهاي آلومينوسيلكاتها مثل رسهاي هيدراته يا ديگر سبكلاتها قابل حل در اسيد ممكن است با بالا رفتن درجه حرارت اتفاق افتد، كه طبق واكنش زير عمل مي شود:
 
اسيد سيليك و شكل كلوئيدي دارد، كه ممكن است به صورت ژله اي رسوب نمايد، اين امر باعث بروز مشكلاتي در مراحل بعدي مي شود و رسوب مجدد بعد از انحلال يك موضوع مهم در شيمي ليچينگ است. شكست و نگهداشتن وضعيت اكسيداسيون در محلول ممكن است تركيبات نمكي اورانيوم را نتيجه دهد، كه در مقاديري از PH از محلول رسوب مي كند.
  • بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

رس‌ها از نظر فيزيكي، ذراتي هستند كه در محدوده قطري كوچكتر از ۲ ميكرون قرار دارند كه از آنها رسهاي سيليكاتي معمولاً از كانيهاي اوليه مانند فلدسپاتها، ميكاها آمفيبول و پيروكسين تكامل مي‌يابند. درباره تشكيل آنها عقايد متعددي ابراز شده كه با اندك اختلافي در مطالب زير منتشر كند:
الف: تجزيه و تغيير شكل فيزيكي كانيهاي سيليكاتي لايه‌اي مانند ميكاها فلدسپاتها آمفيبول  وپيروكسين.
ب: تجريه شيميايي كانيهاي اوليه مخصوصاً فلدسپاتها همراه با تركيب و تبلور مجد عنصر نهابي تجزيه( كريستاليزاسيون مجدد)
راجع به الف – سيليكاتهاي متورق با حفظ ساختمان و تركيب اصلي خود تغيير ماهيت مي‌دهند. بدين ترتيب كه از بين طبقات داربست‌ها، يونهاي آزاد شده و جاي خود را به مولكولهاي آب محتوي هيدروژن آزاد (H3O = هيدرونيوم) مي‌دهند مثلاً در مورد موسكوويت كه داربست كريستالي محكمي دارد وضع از اين قرار است:
يونK موجود در فواصل لايه‌ها در اثر تجزيه بعدي جاي خود را به يونهاي H داده و خود بصورت آزاد در محلول خاك وارد مي‌شود ساختمان كرستالي كاني جديد كه همان رس ايليت۱ با كاني قبلي يعني موسكوويت شباهت كامل داشته و فقط در بين لايه‌ها جاي پتاس يونهاي هيدروژن مستقر شده‌اند اگر به محيط مزبور كه رسها تازه تشكيل يافته ايليت در آن فراوان‌اند به مقدار كافي نمكهاي محتوي پتاس اضافه شود پتاس مي‌تواند در فواصل لايه‌ها مجدداً وارد شده و تركيب محكمي را بوجود آورد در اين شرايط پتاس ديكر قابل تبادل نبوده و بيشتر حالت تثبيت۲ پيدا مي‌كند.
روند تجزيه ارتوكلاس به رس داراي تركيب شيميايي ساده يعني كائولينيت   بدين نحو است:
 
پتاس آزاد شده در اين فعل انفعال تخريب مبين اين موضوع است كه در اثر هوازدگي كاني‌هاي اوليه در محيط‌هاي متفاوت خاك عناصر شيميائي( بسته به تركيب سنگ ما در اوليه) در خاك براي تغذيه گياه آزاد مي‌شوند.
ملاحظه دقيق فرمول شيميائي ساده‌ترين رس‌ها معلوم مي‌سازد كه آنها تركيبات ثانوي سيليكتهاي متورق آبدار آلومينيوم بوده و فرمل كلي آنها را مي‌توان عبارت از   دانست در تركيب شيمياي انواع مختلف رسها نسبت: 
 
متفاوت بوده و بين ۲ و ۷ متغير است.
در شرايط آب و هوائي مختلف زمين و در ارتباط با زمان تشكيل رسهاي متفاوتبي پديد آمده‌ان چنانكه در شرايط اقليمي استوائي و نيمه استوائي مرطوب در خاكها رسهاي كائولينيتي بيشتر تشكيل مي‌گردد در صورتي كه در شرايط نيمه مرطوب معتدل رسهاي ايليت و مونتمور يلونيت  از نظر مقداري غلبه دارند. خاكهاي لسي و همينطور خاكهاي شور تحت تأثير آب زيرزميني اكثراً محتوي ايليت فراواني‌اند ايليت از سنگ مادرهاي داراي واكنش اسيدي بويژه گرانيت و ديوريت نيز بمقدار قابل توجهي در خاكها ايجاد  مي‌شود در حاليكه از تخريب سنگهاي آذرين بازيك مانند بازالت كانيهاي رسي مونتمور يلونيت و ورمي كوليت  پديد مي‌آيند.
از طرف ديگر در محيطهاي متنوع تشكيل در اثر جابجائي يونهاي شركت كننده در ساختمان رسها ممكن است رسهاي جديدي تشكيل گردند چنانكه ايليت در آب و هواي گرم و مرطوب با اندك تغييراتي مي‌تواند به مونتموريلونيت و سپس كائولينيت تبديل گردد(۵۵,۵ )
راجع به ب- در وضعيت كرستاليزاسيون مجدد ساختمان داربستهاي كريستالي كاني اوليه بكلي متلاشي شده و عمل تخريب تا مرحله تشكيل مولكول و يوتن پيش مي‌رود. در اين ضمن مخصوصاً مقدار اكسيدهاي و هيدروكسيدهاي فلزي Al,Si در محيط افزايش مي‌يابد.
از مولكولهاي مزبور در اثر تبلور سنتري كاني رسي جديدي بوجود مي‌آيد مراحل تشكيل رس از يون‌‌ها فقط در شرايط قليائي و خنثي امكان پذير است زيرا يون Si از سيليكا تها و Al از آلومينات‌ها مي‌توانند همزمان در جوار همديگر بصورت آزاد باشند و تركيب سنتزي انجام دهند. در غير اين صورت به سبب انحلال متفاوت آنها در واكنش‌هاي مختلف مجاورت Al,Si بطور آزاد ممكن نيست(۷۲ ). اين ادعا را C.W.correns بامنحتي شكل (۲۳) اثبات مي‌كند.
ضمن اعمال سنتر از تركيب مواد مذكور قبلاً كلوئيدهاي ژلي سيليكاتي آلوميينوم با نسبت   كوچكتر ساخته شده و پس از گذشت ساليان متمادي و كهنه شدن كلوئيدهاي مزبور تشكيل داربست هاي كريستالي داده و به كريستالهاي كامل ثانوي تبديل مي گردند . 



شكل (۲۳) – قابليت انحلال Si و Al و Fe در واكنش‌هاي مختلف

 
در اين شرايط با وجود بازهاي فراوان و بالا بودن pH ، رسهاي سه لايه و در واكنش‌هاي پائين تر ، رسهاي دولايه تشكيل مي شوند ( ) . 
ضمن فعل و انفعالات مذكور ، اكسيدهاي آلومينيم ( ) و هيدروكسيدهاي آهن ( ) به عنوان كلوئيدهاي قليائي ضعيف ، و اكسيدهاي سيليسيم محلول ( ) يا اسيد سيليسيك ، بعنوان كلوئيدهاي اسيدي ضعيف انجام وظيفه مي نمايند. 
مراحل تجزيه مواد به مولكولها و يونها ، سبب افزايش مواد غذائي قابل دسترس گياه در خاك شده ، سنتز آنها برعكس با كم شدن يونهاي معدني توام است . معمولاً در شرايط طبيعي ، اعمال سنتزوكريستاليزاسيون مواد بكندي صورت مي گيرد . 
از گروه هاي مختلف كاني هاي ثانوي ، رسهاي سيليكاتي حائز اهميت اند . 
در آب و هواي نيمه خشك و مرطوب قسمت اعظم رسها را رسهاي سيليكاتي تشكيل مي‌دهند درصورتيكه شرايط گرم و استوائي مناسب براي تشكيل رس‌هاي هيدوركسيدي هستند. در شرايط اخير به علت وجود امكان تخريب‌هاي شديد و مداوم سيليكاتها درخاك تامرحله مولكولي اكسيدي و هيدروكسيدي و يوني Mg,Fe,Al,Si وغيره تجزيه مي‌شوند ار مواد نهايي تجزه در اثر فعل و انفعالات مخصوص سنتزي و از سنتزيونهاي OH,Ca,Mg,Fe,Si,Al و غيره ممكن است رس‌هاي هيدروكسيدي بوجود آيند.(۸ )

ساختمان عمومي رسها:
بطوريكه قبلاَ نيز ذكر گرديد رس بذراتي از خاك اطلاق مي‌شود كه با داشتن منشاء معدني قطرهاي كوچكتر از ۰۰۲/۰ ميليمتر داشته باشند. بديهي است كه در اين محدوده درشتي كه از ۲ ميكرون شروع و تا به مرحله مولكولي و يوني ختم مي‌شود چه قطر ذرات مختلفي قرار مي‌گيرند بعنوان مثال قطر يوني يك اتم اكسيژن ۶۴/۲ آنگستروم۱ است.)
رسهاي ثانوي قبل از مجاورت با آب ساختمان بلوري ثابت داشته  و پس از جذب آب متسع  و خاصيت كلوئيدي پيدا مي‌كند در اين حال قادرند ساير اجزاء و قطعات موجود در خاك را احاطه كرده و سپس بهم بچسبانند.
عناصر شيميايي تشكيل دهنده رسها كه بصورت رديفهاي منظم توسط همديگر نگهداري و تركيب مي‌شوند مجموعاً داربستهاي كريستالي را بوجود مي‌آورند كه در آنها يونهاي كوچك مانند Al,Si توسط يونهاي درشت OH و O بصورت واحد اندازه‌گيري طول و معادل   ميليمتر است.
واحدهاي ساختماني چهار وجهي   احاطه شده‌اند در چهار وجهي‌ها اتمهاي O درزوايا و Si در مراكز قرار گرفته‌ و با ايجاد واحد   چهار بار منفي اضافي دارند كه توسط ارتباط تركيبي با ساير واحدها خنثي مي‌گردند در واحد ساختماني ديگر يعني هشت وجهي‌ها  نيز كاتيون Al وگاهي بجاي آن Fe,Mg در مركز يونهاي o و OH در زوايا واقع شده‌اند   و  ارتباط تركيبي دو چهار وجهي با هم بوسيله يك پل اكسيژني بوده و دو هشت وجهي در يك وجه كامل توسط سه اكسيژن با OH از پهلو با هم ارتباط تركيبي دارند يك كاني رسي از اجتماع تركيبي منظم دو نوع واحد ساختماني مذكور تشكيل شده است در انواع مختلف رسها يونهاي ديگري مانند Fe,Mg و غيره بجاي بعضي از آلومينيوم ‌ها و سيليسيم‌ها نشسته‌اند.
در مشاهدات ميكروسكوپ الكتروني و به كمك طيف اشعه‌هاي مختلف و ساير روشهاي تجزيه مشابه در هر ذره اكثر فرمهاي مطبق نامنظم با شش وجهي مطبق دارند سه نوع سطح مشاهده مي‌شود:
۱ سطوح خارجي        2- سطوح دروني          3- سطوح كناري 
  • بازدید : 26 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق خاک-خرید اینترنتی تحقیق خاک-دانلود رایگان مقاله خاک-تحقیق خاک
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

خاک‌های رسی چون دارای دانه‌های بسیار ریزی هستند به خاک سرد معروفند و در مقابل رشد گیاهان مقاومت نشان داده و رشد آنها را محدود می‌کنند
خاک‌های سیلتی :
۵۰% این نوع خاک‌ها را ذرات سلیت تشکیل داده است که دارای قطری بین ۰٫۰۵ تا ۰٫۰۰۲ میلی‌متر می‌باشند و بر حسب اینکه ناخالصی مثل ماسه ، رس و غیره بهمراه دارند به نام خاک‌های سیلتی ماسه‌ای و یا سیلتی رسی معروفند.
خاک‌های ماسه‌ای :
این خاک‌ها از ۷۵% ماسه تشکیل شده‌اند. قطر دانه‌ها از ۰٫۰۶ تا ۲ میلیمتر است و بر حسب اندازه دانه‌های ماسه به خاک‌های ماسه‌ای درشت ، متوسط و ریز تقسیم می‌گردند. مقدار کمی رس خاصیت خاک‌های ماسه‌ای را تغییر می‌دهد و این نع خاک آب را بیشتر در خود جذب می‌کند تا خاک‌های ماسه‌ای که فاقد رس هستند.
خاک‌های اسکلتی :
خاکهای اسکلتی به خاکهایی اطلاق می‌گردد ک در حدود ۷۵% آن را دانه‌هایی بزرگتر از ۲ میلی‌متر از قبیل قلوه سنگ ، دیگ و شن تشکیل می‌دهند. این خاک‌ها ، آب را به مقدار زیاد از خود عبور می‌دهند و لذا همیشه خشک می‌باشند. 
اهميت خاک در رشد گياهان 
به طور کلي خاک از نظر تأمين آب و مواد غذايي براي گياهان حائز اهميت است. همچنين، محيطي است که ريشه گياهان را در خود نگه مي دارد. اکسيژن لازم براي گياه توسط خلل و فرج خاک به گياه مي رسد و گاز دي اکسيد کربن زايد به وسيله اين حفرات از خاک خارج مي شود خاک محيط رشد گياه است و توسعه ريشه ها در آن باعث پايداري مستقيم ماندن گياه مي شود.
در حال حاضر خاک براي بسياري مصارف مهندسي، از جمله دفن زباله ها و مواد زايد ديگر نيز مورد استفاده قرار مي گيرد. بنابراين تعريف خاک از نظر مهندسي راه و ساختمان با تعريف متخصصين کشاورزي متفاوت است. 
نحوه به وجود آمدن خاک 
در آغاز پيدايش، کره زمين به صورت توده مذابي بوده که با سردشدن تدريجي سطح خارجي آن سفت و سخت شده به صورت پوسته جامد (ليتوسفر) در آمده است، با گذشت زمان و تغيير و تحولات به وجود آمده در اين پوسته جامد، سنگ هاي آذين، رسوبي و دگرگوني تشکيل شده است. اين سنگ ها در مجاورت هوا و آب تحت تأثير عوامل جوي و موجودات زنده و عوامل فيزيکي و شيميايي، تغييراتي را متحمل شده، به تدريج خاک به وجود مي آيد. خاک حاصل در حال تکامل بوده، با گذشت زمان موادي به آن اضافه و يا خارج مي شود. مثلاً آبياري زياد بخشي از مواد موجود در سطح خاک را به طبقات پايين تر مي برد و يا در اثر تبخير شديد در نواحي خشک بعضي از مواد محلول به سطح خاک مي آيند. در نتيجه فعاليت هاي ياد شده به تدريج در خاک لايه ها و طبقاتي تشکيل مي شود که ازنظر جنس، رنگ و ضخامت با يکديگر تفاوت دارند. اين لايه ها در خاک شناسي ، افق ناميده مي شود. مجموع افق هاي خاک را نيمرخ خاک يا پروفيل خاک مي گويند.
________________________________________
dehkhoda
۰۱-۰۸-۲۰۰۹, ۱۱:۰۰ PM
افق هاي خاک 
انواع افق هاي خاک (از سطح خاک تا سنگ بستر) عبارتند از : 
افق o : مسطح ترين افق خاک است و در مناطق جنگي و پر باران به وجود مي آيد.
افق B: در خاک هاي مسن و تکامل يافته زير افق A قرار دارد ( در خاک جوان که مراحل تکاملي را طي نکرده است وجود ندارد) اين افق محل تجمع مواد شسته شده از افق A مي باشد. به همين علت به آن افق ذخيره مي گويند.
افق c : زيرا افق B و در صورت نبود افق B در زير افق A قرار دارد. اين افق معمولاً حاوي قطعاتي از سنگ هاي بستر و سنگ هايي که خاک از آن ها تشکيل يافته، مي باشد. 
http://www2.irib.ir/amouzesh/h/hpics/hkhakoab-63-a.gif
شکل ۱-۳ صفحه ۶۳) 
خاک از نظر کشاورزان بومي و تجربي به دو بخش تقسيم مي شود:
خاک سطح الارض (خاک فوقاني) : 
شامل بخشي از خاک است که فعاليت هاي کشاورزي در آن انجام مي شود. از نظر علمي اين بخش خاک شامل افق A و بخش فوقاني افق B مي باشد. 
خاک تحت الارض (خاک تحتاني) : 
اين بخش در زيرخاک سطح الارض قرار دارد به علت تراکم و فشردگي زياد فاقد تهويه مناسب است و به ندرت ريشه گياهان در آن توسعه مي يابد. اين بخش افق C بخش زيرين افق B را در بر مي گيرد. 
اجزاي تشکيل دهنده خاک 
اگر کلوخه خاکي را با ذره بين نگاه کنيم، دو بخش کاملاً متمايز در آن مي يابيم خاک از نظر کشاورزان بومي و تجربي به دو بخش تقسيم مي شود : 
http://www2.irib.ir/amouzesh/h/hpics/hkhakoab-66-a.gif
خاک سطح الارض (خاک فوقاني) : 
شامل بخشي از خاک است که فعاليت هاي کشاورزي در آن انجام مي شود. از نظر علمي اين بخش خاک شامل افق A و بخش فوقاني افق B مي باشد.
خاک تحت الارض (خاک تحتاني) اين بخش در زير خاک سطح الارض قرار دارد به علت تراکم و فشردگي زياد فاقد تهويه مناسب است و به ندرت ريشه گياهان در آن توسعه مي يابد. اين بخش افق C و بخش زيرين افق B را در بر مي گيرد.
________________________________________
اجزاي تشکيل دهنده خاک 
اگر کلوخه خاکي را با ذره بين نگاه کنيم، دو بخش کاملاً متمايز در آن مي يابيم
الف – بخش جامد
ب – بخش خلل و فرج http://www2.irib.ir/amouzesh/h/hpics/hkhakoab-66-b.gif
الف – بخش جامد خاک :
بخش جامد خاک از دو قسمت تشکيل مي شود : 
۱٫ مواد معدني 
۲٫ مواد آلي 
۱٫ مواد معدني :
شامل ذرات ريز و درشت خاک با شکل هاي مختلف است که از کاني هاي حاصل از تجزيه سنگ ها تشکيل شده است. اين گونه مواد بر اساس اندازه يا قطر به ذرات ريز تقسيم مي شوند:
شن:
قطر اين ذرت ۲-۰۵/۰ ميلي متر مي باشد. با ايجاد خلل و فرج جريان هوا و آب را در خاک تسهيل مي نمايند.
لاي :
قطر اين ذرات ۰۵/۰ – ۰۰۲/۰ ميلي متر مي باشد. اين ذرات پودر مانند و نرم هستند و مقدار قابل توجهي آب مورد نياز گياه را در خود نگه مي دارد.
رس :
قطري کم تر از ۰۰۲/۰ ميلي متر دارد. اين ذرات به علت ريز بودن بيش از حد با نام کلوييد در خاک شناخته مي شوند. اين ذرات آب و عناصر غذايي مورد نياز گياه را درسطح خود نگهداري کرده و به مرور در اختيار گياه قرار مي دهد. 
۲ – مواد آلي : 
در اثر فعاليت انواع جانداران درشت ( کرم ها – موريانه ها و حشرات …) و انواع جانداران ريز ( قارچ ها – باکتري ها – جلبک ها …) مواد آلي درخاک ايجادمي شود. به طور مثال باکتري ها و قارچ ها باعث پوسيدن گياهان شده و مواد آلي ريزي به نام هوموس (گياخاک) توليد مي کنند. اين مواد ضمن جذب آب و نگهداري مواد غذايي، ذرات معدني خاک را به هم مي چسباند. مواد آلي نيز جزء کلوييدهاي خاک محسوب مي شوند. 
ب – بخش خلل و فرج : 
به فضاهاي خالي بين ذرات جامد خاک، خلل و فرج مي گويند. خلل و فرج هوا و آب مورد نياز ريشه گياهان را در خود جاي مي دهند.
________________________________________
سه نوع خلل و فرج وجود دارد: 
– خلل و فرج درشت :
آب در اين خلل و فرج تحت تأثير نيروي ثقل سريع تخليه مي شود و محل ذخيره هوا محسوب مي شود.
– خلل و فرج متوسط :
در انتقال و هدايت آب کارآيي دارند
– خلل و فرج ريز : 
محل نگهداري و ذخيره آب است.
– در يک خاک خوب به طور معمول ۵۰ درصد مواد جامد و ۵۰ درصد خلل و فرج وجود دارد. بين حجم هوا و حجم آب يک رابطه دو طرفه وجود دارد. يعني با افزايش حجم آب از حجم هوا کاسته مي شود و برعکس. 
بافت خاك 
اندازه نسبي ذرات خاك را «بافت خاك» مي گويند كه نشانگر ريزي و درشتي خاك است. 
خاك ها از نظر بافت به سه دسته تقسيم مي شوند : 
خاك هاي سبك : 
خاك هايي هستند كه مقدار شن آن ها زياد و قدرت نگهداري آب آن ها كم است و چون رطوبت خود را زود از دست مي دهند حاصل خيزي ضعيفي دارند. عمليات شخم در اين خاك ها به سهولت انجام مي شود. مقدار رس اين خاك ها كمتر از ۱۲ درصد و يا مجموع رس و سيلت آن ها كمتر از ۲۰ درصد بوده و درصد شن آن ها بيش از ۸۰ درصد است.
خاك هاي متوسط : 
خاك هايي هستند كه مقدار رس آن ها ۳۰-۱۰ درصد مي باشد. اين خاك ها حاصلخيزي نسبتاً بالايي دارند و رطوبت خود را نسبتاً خوب حفظ مي نمايند. بافت هاي لوم ، لوم لاي، لوم رس ماسه اي در اين گروه جاي دارند. 
خاك هاي سنگين : 
ميزان رس اين خاك ها بيش از ۳۰ درصد است. اين خاك ها قدرت نگهداري آب بالايي دارند. حاصلخيزي خوب و بالايي دارند ولي به دليل جذب آب به مدت طولاني، از نظر تهويه براي گياهان مشكل ايجاد مي نمايند. 

تعيين بافت خاك به روش صحرايي (روش لمسي) : 
در اين روش مقدار كمي از خاك را با آب مخلوط كنيد تا گل نسبتاً سفتي به وجود آيد، آن را بين انگشت شست و اشاره فشار دهيد اگر حالت زبري احساس شد خاك شني، اگر حالت چسبندگي داشت خاك رسي و اگر حالت صابوني داشت خاك سيلتي است. 
ساختمان خاك 
ترتيب قرار گرفتن ذرات خاك(شن، لاي،رس) در مجاورت يكديگر و تشكيل ذرات بزرگتر (خاكدانه) را ساختمان خاك مي گويند. سهولت نفوذ ريشه ، فعاليت هاي موجودات ذره بيني خاك ، تهويه و استفاده گياهان از مواد غذايي، همگي تحت تأثير ساختمان خاك هستند.
در تشكيل ساختمان خاك، عوامل مختلف فيزيكي، شيميايي، بيولوژيكي و آب و هوايي مؤثر مي باشد. درتخريب ساختمان خاك عواملي نظير فشار، گرما ، باران شديد، نوع زراعت و غيره نقش به سزايي دارند.
  • بازدید : 72 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مشخصات فلز مذاب ، به ريژه هنگامي كه از درجه حرارت بالا وارد قالب مي شود بگونه اي است كه ممكن است به انجام فعل و انفعالات فيزيكي و شيميايي ميان مذاب و مواد قالب يا منجر شود. 
انجام اين واكنشها مي تواند به خواص فيزيكي و مكانيكي قطعه آسيب رسانده و از توليد قطعه سالم و بدون عيب جلوگيري نمايد. 
ايجاد سطوح زبر و خشن (در قطعه) يكي از اين موارد است كه در قالب هاي ماسه اي بطور قابل توجهي مشاهده مي شود. 
فلز به دليل دارا بودن ويژگي هاي حالت مذاب (مايع)  مواد قالب و ماهيچه را تر نموده و به داخل آن نفوذ مي كند. 
البته بعضي موارد نفوذ مذاب از طريق ترك هاي ايجاد شده در اثر انبساط حرارتي در سطح قالب صورت مي گيرد. 
پس از نفوذ مذاب به داخل يا قالب ، فعل و انفعلات شيميايي ميان فلز و اجزاي تشكيل دهنده قالب، يا ماهيچه يعني ماسه و چسب صورت مي گيرد كه محصول اين فعل و انفعلات به سطح قطعه چسبيده و موجب زبري و ناهمواري سطوح آن مي شود. 
براي جلوگيري از ايجاد چنين عيبي در قطعه ريختگي بايستي به طريقي از انجام فعل و انفعال ميان فلز و قالب، ممانعت بعمل آورد. 
با توجه به پيشرفت هاي حاصل شده در زمينه هاي مواد و فرايند كه با انتخاب ماسه و چسب مرغوب و نيز كنترل روش قالبگيري مي توان اين عيب را تا حدودي برطرف نمود ولي به دليل بالا رفتن هزينه توليد، استفاده از اين روش اقتصادي نبوده و مناسبترين روش استفاده از پوشش هاي سطحي قالب با مواد ديرگداز معيني مي باشد. 
در مورد قالب هاي دائمي، فعل و انفعال شيميايي بين مذاب و قالب از اهميت كمي برخوردار است (البته در مواردي نيز اهميات زيادي برخوردار مي باشد) با اين حال پوشش قالب در افزايش عمر قالب و نيز مانع شدن از چسبيدن قطعه ريختگي به قالب و نيز سطح تمام شده خوب نقش تعيين كننده اي دارد. 
انواع مواد پوششي در قالب هاي موقت
بطور كلي مواد پوششسي قالب و ماهيچه را مي توان به دو گروه جامد و مخلوط مايع تقسيم نمود. 
مواد پوشش جامد كه بيشتر در قالب هاي ماسه اي تر بكار مي روند، شامل مواد ديرگدازي نظير مواد سيليكاتي، مواد كربني و مواد اكسيدي مي باشند. 
اين مواد با استفاده از غربال هاي بسيار ريز و يا كيسه پودر به سطح قالب پاشيده مي شوند و يا با ابزار و وسايل مخصوص به سطح قالب ماليده مي شوند و پودر اضافي توسط فوتك يا هواي فشرده از محفظه قالب خارج مي گردد. 
مواد پوششي مخلوط مايع اصولاً در قالب هاي ماسه اي خشك بكار مي روند. اين مواد ۵ جزء اصلي دارند كه عبارتند از : 
۱) مواد ديرگداز :  (Refractory meterils)
۲) عامل يا سيستم ناقل:   (Carrier system)
۳) عامل تعليق يا غوطه ور سازي : (Suspension system) 
۴) عامل يا سيستم چسب : ‌(Binder system)
۵) اصلاح كننده هاي شيميايي : (Chemical modifiers)
مواد ديرگداز 
هر يك از مواد ديرگداز از را مي توان به عنوان ماده ديرگداز از پوشش به كار برد مثل: 
اكسيد زيركونيم كربن در شكلهاي مختلف
سيليكات زيركونيم اكسيد سيليسيم
اكسيد منيزيم اكسيد منيزيم – كلسيم
اوليوين اكسيد آلومنيمي (موليت)
كروميت ميكا
پروفيليت اكسيد آهن
تالك مگنزيت

مواد فوق الذكر در بسياري از تركيبات وجود دارند و به همين دليل مي توان پوشش هايي با خواص وسيع تهيه كرد. سليس (SiLiCa) ، آلومين (Alumina) و كربن عمومي ترين مواد مصرفي محسوب مي شوند و آب ، الكل (ايزوپروپيل، متانول) ، نافتا (Naphtha) ، حلالهاي كلرينه شده مثل : 
۱،۱، ۱- تري كلرواتان (۱,۱,۱- Trichloroethene) يا كلروتين (chlorothene) و يا متيل كلرايد (Methylen chloride) و نيز هيدروكربورهاي آلفاتيك به عنوان مايعات ناقل به كار برده مي شوند. 
۲) عامل ناقل :
عامل ناقل اين امكان را فراهم مي سازد كه ماده ديرگداز بر روي و سطح ماسه قالب نشانده مي شود پس از آنكه پوشش بر روي ماسه ايجاد گرديد، عامل ناقل بايد جابجا و برداشته شود كه اين عمل معمولاً بر اثر تبخير پديد مي آيد. هنگامي كه عامل ناقل آب است، خشك كردن با مشعل يا در گرمخانه مخانه قابل اجرا است اگر عامل ناقل الكل باشد، تبخير و مشتعل شدن بسهولت صورت مي گيرد. مواد فرار به راحتي در هوا خشك مي گردند و نيازي به مشعل يا گرمخانه وجود ندارد. 
۳) عامل تعليق : 
عمل به تعليق در اوردن در حقيقت حفظ توزيع يكنواخت ماده اي ديرگداز در محلول است ، هنگامي كه آب به كار گرفته مي شود. بنتونيت سديم مورد استفاده قرار مي گيرد و زمانيكه ناقل الكلي به كار برده مي شود بنتونيت آلي مصرف مي شود. 
۴) عامل چسب‌:
عامل ايجاد چسبندگي در پوشش معمولاً يك صمغ آلي (Orgaric resin) است و اين صمغ شبيه صمغ هاي مصرفي در اتصال ماسه ها عمل مي كند مقدار چسب مصرفي به چگالي و ريزي ديرگداز بستگي دارد. 
اصلاح كننده هاي شيميايي : 
اصلاح كننده ها به پوشش اضافه مي شوند تا قابليت خيس كنندگي (Wettability) افزايش يابد برخي از انها نيز وظيفه از بين بردن باكتري ها را بر عهده دارند. 
علاوه بر اجزاي فوق ممكن است موادي براي بهبود بخشيدن مشخصات پوششي به آن اضافه شود، به عنوان مثال، ماده فعال در سطح قالب (موادي كه در تغيير تنش سطحي مذاب مؤثر باشد)موادي كه براي بهبود خاصيت چسبندگي و يا موادي براي جلوگيري از كف كردن پوشش اضافه شود. 
مواد ديرگداز علاوه بر دارا بودن شكل و اندازه مناسب، بايستي تا حد امكان از وزن مخصوص پاييني برخوردا باشند تا غوطه ور شدن آنها در داخل ماده حلال يا واسطه به آساني صورت گيرد. 
انبساط حرارتي اين مواد بايستي پايين بوده و از نظر شيميايي نسبت به مذاب خنثي باشند. 
فراواني و پايين بودن قيمت نيز از اهميت قابل توجهي برخوردار مي باشد. 
براساس نوع فلز مذاب و نيز شرايط ريخته گري ، ممكن است از مواد ديرگداز مختلفي استفاده شود، اين مواد عبارتند از : 
پور سيليسي ، زيركن كروميت، آلومين، شاموت، اليوين ، منيزيت و كروم منيزيت جهت دستيابي به پوشش يكنواخت ، توزيع يكنواخت ذرات مواد ديرگداز در سراسر مخلوط پوششي امري ضروري است، به دليل اختلاف موجود در وزن مخصوص مواد ديرگداز و ماده حامل يا واسطه ، از موادي به نام عامل غوطه ور سازي استفاده مي شود. 
در مورادي كه ماده حلال يا واسطه آب باشد، معمولاً بنتونيت به عنوان عامل غوطه ور سازي به كار مي رود. 
Na2o.Sio2.H2o يا Cao.Sio2.H2o (Ca2+,Na+ بجايAl3+)
نقشي عامل چسبي در مخلوط مواد پوششي ايسنت كه باعث چسبيدن ذرات مواد ديرگداز به يكديگر و نيز اتصال آنها به سطح قالب مي شود. 
ميزان چسب مورد نياز معمولاً به اندازه ذرت مواد ديرگداز بستگي دارد. 
ولي به هر حال به دليل اثرات نامطلوب ناشي از مقادير زياد مواد چسبي ، بايستي سعي شود تا مقدار اين مواد در مخلوط پوشش به كمترين مقدار ممكن كاهش يابد. 
در تهيه مواد پوششي از چسب هاي متعددي استفاده مي شود. در مواردي كه حلال يا واسطه آب باشد، موادي نظير خاك هاي مختلف، نشاسته ، ملاس چغندر قند، شكر ، سيليكات سديم و رزينها (صمغ ها) محلول يا نامحلول در آب به عنوان چسب به كار مي رود. علاوه بر اين از روغنهايي كه در اثر حرارت و يا در مجاورت هوا خودگير مي شوند نيز مي توان استفاده نمود. 
اين خواص عبارتند از : حفظ ثبات و استحكام ديرگدازي ، عدم تمايل به واكنش با مذاب.
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:
يافتن يك روش نقاشي كه هيچگونه نقطه ضعفي نداشته باشد بسيار غريب به نر مي رسد. اين موضوع در مورد نقاشي با تكنيك بي نظير «سيليكات »نيز صدق مي كند.بسيار ضروري است كه كار در اين روش روي سطوح هموار وجاذب انجام گيرد. تركهايي كه بر اثر جمع شدن سطح بوجود مي آيند، همچنين سوراخهاي پرشده، به وضوح بعد از اتمام كار در اين تكنيك مشاهده مي گردند. مسئله مهم اين است كه نبايد روي سطوحي كه قبلا با آب آهك يا محلولهاي رنگي يا رنگ روغن نقاشي شده اند كار كرد. در واقع هيچ ماده حلالي نميتواند آنطور كه بايد و شايد رنگ روغن را از روي سطح بردارد، تاآنكه رنگ «سيليكات» بتواند بخوبي جذب زمينه گردد.
براساس تجربياتي كه مولف در اين زمينه داشته مي توان ابزار كرد كه : آب آهك و يا رنگهاي محلول را ميتوان با برسهاي سيمي-آنچنانكه دانه هاي شن لايه بتوانند، ماده سيليكات را بطور هميشگي درون خود حفظ و نگهداري كنند-برداشت.
توليد كنندگان رنگهاي «سيليكات» مواد مناسب كمكي را براي استفاده در شرايط حاد پيشنهاد مي كنند. بعنوان مثال ماده «فيكس كروست» ساخت «لوهوالدورك» وماده«دوموسيلين» ساخت «سيلين فارب ورك» براي جلوگيري از تكه تكه شدن لايه رنگ ويا كار روي سطوح ناهموار و يا لايه هاي تعميري عرضه شده اند.
مايع «اچينگ» براي لايه سيماني خالص وساروج شني كه اصولا سطوح بسيار جاذبي هستند،مطرح مي گردد. استفاده از محلول «هيداكسيدباريم» در صورت استفاده بر روي ديوار، حالت ديوار را بطور مرتب از «سولفات كلسيم» به «سولفات باريم» تغيير مي دهد واين امكان را بوجود مي آورد كه حتي در موارد اضطراري بتوان روي لايه سنگ گچ نيز كار كرد. اينگونه مواد را ميتوان از توليد كنندگان مختلف وتحت عناوين تجاري تهيه كرد. مسئله اي كه بسادگي نمي توان براي آن راه حلي پيشنهاد وعرضه كرد موضوع رطوبت بالارونده زمين است. اين مشكل در واقع به نقاش مربوط نمي شود وبراي آن بايد به معمار و يا مهندس سازنده بنا مراجعه كرد. در هر حال هنرمندان مايلند كه براي بعضي نقائص فني مواد يا محصولات يك توليد كننده خاص ويا بعضي تكنيكهاي بخصوص را بهانه كار خود قرار دهند. در بخشهاي قبل راجع به سه مشخصه اصلي تكنيكهاي نقاشي صحبت شد.
هنگامي كه براي يافتن دلايل نقاط ضعف جستجو مي شود بايد تمامي عوامل را بطور يكسان مورد توجه قرارداد، اين مسئله شالم روش هاي كاري- مورد اجرا براي تركيب موادرنگي وحلال-زمينه كار ووسائل ديگر نيز مي شود.
مسئله ديگري كه در انتها بايد به آن اشاره كرد، انواع صمغ تركيبي انتشاري است كه فضاهاي كار را امتداد مي بخشد و امكانات عملي مناسبي را براي اجرا ايجاد مي كند. در ضمن گفته ميشود اين ماده بعنوان يك تثبيت كننده نيز عمل مي كند.

اسگرافيتوي خشك
(توضيح: «اسگرافيتو» نوعي تزئين روي ظروف سفالين و غيره است كه در اثر خراشيدن  سطح ظرف ، و رنگ كردن آن ايجاد مي شود، مثل بعضي ظروف مربوط به قرن ۱۷ كه در شهر بولونا ساخته مي شد.
در ابتداي بحث بايد روي اين نكته تاكيد كرد كه اين روش شكل ديگري از تكنيك «اسگرافيتو» سنتي معمول است. به هر حال از آنجايي كه اين روش قادر بوداثرات قابل توجه وجذابي را بوجود آورد «اسگرافيتوي» خشك، بتدريج يك روش مورد پسند ومقبولي گشت. تا زماني كه يك كار با ايمان واعتقاد هنري صحبت مي كند و تا وقتي كه يك هنرمند موارد مورد مصرفش را درست وصحيح بكار مي برد، هر روشي- هر چند هر غيرطبيعي و عجيب- مي تواند مناسب باشد وبراي اجرا تجويز گردد. خراشيدن يك لايه خشك، البته خارج از اين بحث مي باشد، اما در هر حال اينكار به آساني روي يك لايه نازك و يا تا حدي كلفت لايه آب آهك انجام پذير است.
وسائل مورد استفاده در اين روش، تراشنده هاي قوس دار- ويا با حالتهاي ديگر-هستند.
اين موضوع قبلا نيزذكر شده است كه براي تزئين يك ديوار با روش «اسگرافيتو» بايستي آنرا به قسمتهايي كه بتوان طي مدت يك روز روي آن كار كرد، تقسيم نمود. اگر چه در مقايسه با «فرسك» مدت زمان بيشتري در اين روش در اختيار هنرمند قراردارد. پس براي «اسگرافيتو» ميتوان بزرگترين اندازه ها را آماده و ملاطگذاري كرد وسپس نقاشي نمود.
بدين ترتيب هنرمند ميتوان هر زمان كه مايل است و به هر مدت كه دوست دارد روي ديوارش كار كند. براي انتقال طرح بايد «كارتن»(طرح مقدماتي) را سوراخ كرد و روي كاربرد. خطوطي كه بعد از طرح گذاري روي سطح بوجود مي آيند وبراي كار لازم هستند را ميتوان بعد بوسيله پارچه پاك كرد.
نقاشي برلين به نام «ويلهلم دوهم» كه اكنون در امريكا زندگي مي كند، ديوارهاي عظيم يك كليسا را به طريق زير كار كرد:ابتدا يك لايه اكسيد قرمز حاوي دانه هاي خشن توسط يك بناي ماهر روي ديوار رفت، سپس سطح كار با استفاده از يك ماله كاملا صاف شد اين كار باعث گرديد كه دانه هاي خشن موجود در ملاط اثرات ناجوري را در سطح كار بوجود آوردند( يعني همان حالتي كه گاهي اوقات بر روي ديوارهاي نماي خارجي بعضي ساختمانها ديده مي شود.)
زماني كه لايه، خود را آنقدر گرفت كه رنگهايش به سادگي نريختند، مايع‌آب آهك كمرنگ با استفاده از يك قلم كار كرده به آرامي روي كار رفت، در اين حال دقت مي شد كه از دويدن رنگ توي خراشهايي كه توسط دانه هاي خشن بوجود آمده بودند خودداري شود. اين سطح ناهموار، يك ظاهر زنده خوشايند به ديوار مي داد. در فضاهاي بزرگي كه از وسائل خراش دهنده استفاده مي شد سطح ناهموار از برداشته شدن كامل آب آهك سطح كار جلوگيري مي كرد و اين عمل باعث بوجود آمدن يك سطح و بافت خوشايند مي گرديد.
اين مثال مي تواند اين موضوع را ثابت كند كه يك هنرمند با استفاده از تجربيات كاري و همچنين ابداعات ذهني مي تواند راه و طريق بيان خاص خويش را پيدا و عرضه كند. اين روش نه تنها براي اجراي كارهاي بزرگ روي ديوارهاي عظيم، حتي روي كارهاي كوچك وجزئي نيز قابل استفاده مي باشد. اين نوع كار كه بطور اجمال و گذرا در اينجا مطرح شد بسيار به كار گرافيستها نزديك است. براي مثال ملاط معمولي يك ديوار مي تواند با يك رنگ تيره پلاستيك رنگ آميزي شود كه اين ملاط در عمل مي تواند با يك لايه رنگ روشن پوشانده شود.قبل از آنكه لايه رنگ نرم، سفت شود، خطوط لازم و مناسب را مي توان با استفاده از تراشنده هاي معمولي يا حتي با يك چاقوي جيبي و يا به وسيله قلم خراشنده كارهاي «اچينگ» عمل آورد و كاركرد. و در ضمن مي توان فقط به خط بسنده نكرد وسطوح مناسب را از كار كاملا در آورد. بهتر است رنگ زيرين از چندين لايه تشكيل شده باشد تا يك وقت بر حسب اتفاق به لايه اصلي صدمه اي نرسد. روشهاي مختلف ديگري را مي توان با استفاده از رنگهاي تيره روي رنگهاي روشن بوجود آورد. مثلا بافتهاي گوناگوني ميتوان با استفاده از رنگهاي  تيره روي رنگهاي روشن بوجود آورد. مثلا بافتهاي گوناگوني ميتوان با استفاده از شانه هاي فولادي بوجود آورد. برسهاي سيمي و سمباده هاي خشن و يا تكه هاي شيشه نيز در اين زمينه مناسبند. اما بايد توجه كرد كه هنرمند نبايد فريفته ووسوسه شود تا براي بدست آوردن اثرات بي ارزش و ساده به كار صدمه زند و به قول معروف بيش از حد لازم افراط نمايد.

اسگرافيتوي خشك روي ساروج شني
اين نوع از «اسگرافيتو»ي خشك ، نمونه اي از تطبيق هنر مدرن، با محيط نامانوس بوجود آمده توسط ساختمانهاي امروزي است. امروزه نماي بسياري از ساختمانهاي تجاري و يا حتي كليساها، با همان ساروج شني كه در آن استفاده شده رها مي شود و هيچ گونه لايه پوشاننده ديگري روي آن نمي آيد. چنين ديوارهايي اگر بخواهند تزئين شوند، بهترين راه،خراشيدن و كندن همان ساروج شني است. براي نفوذ وبريدن سطح سخت ساروج از سمباده هاي با چرخش سريع استفاده مي شود. نقاشي بنام «تئودور ورنر شرودر» اين روش را توسعه وبسط داد.او براي كار خود از يك دستگاه با سرعت بالا ساخت كارخانه «بوش» با دوري در حدود ۲۴ هزار دقيقه و با تيغه هاي قابل تعويض صفحات سمباده استفاده كرد. هر كس با كمي تمرين مي تواند از اين وسيله كوچك الكتريكي استفاده كند. در صورتيكه لبه چرخنده صفحه با زاويه اي خص با ديوار تماس پيدا كند خطوط نازكي را بوجود مي آورد كه در صورت نياز ميتون آن ها را پهن و بازتر كرد. خطوط مستقيم مايل وقوس دار را با اين روش مي توان بوجود آورد. براي داشتن دقت لازم ضروري است كه صفحه گردنده را هر چند يك بار تيز كرد تا بتوان خطوطي مشخص و دقيق بدست آورد. چرا كه سختي سطح كار استهلاك قابل توجهي ايجاد مي كند. بايد متذكر شد كه استفاده از «بندپيچهاي غلطنده ايمني» را نمي توان توصيه كرد چرا كه دانه هاي چسبيده شده در طي عمل تراشيدن از سطح اين وسائل كنده مي شوند.
عمل انتقال «كارتن » طبق معمول (روش قبلي) بر روي سطح كار انجام مي شود. بهترين طرحها براي اين روش طرحهاي كشيده و خطي هستند. «اسگرافيتو»ي شني را رنگهاي «سيليكات » ميتوان رنگاميزي كرد چرا كه اين رنگها با فرآيند شيميايي خود بخوبي به سطح نفوذ مي كنند روش ديگري كه در اين زمينه ميتوان بكار برد رنگاميزي سطوح با استفاده از رنگهاي «سيليكات » و كندن خطوط از ميان آنهاست.
اين روش بخصوص براي ديوارهايي كه با آجر سفيد شده كار شده اند مناسب است چرا كه نرمي آجر، امكان انجام سريع كار بدون تلاش بيش از حد را مي دهد. در صورتي كه طرح بجاي سطح شني به روي لايه سيمان اجرا شود استفاده از آسياب هاي ساخت كارخانه «بوش » با حدود وزن ۵ پوند(حدود ۳ كيلو) به مراتب از نوع ذكر شده اول مناسب تر و راحت تر است. در لايه هاي نرم تر تزئيني، كندن خطوط، كاملا دقيق نخواهد بود. «اسگرافيتو»ي شني يكي از متداولترين روشهايي است كه هنرمندان مجبور به انجام و تطبيق خود با آن هستند وتكنيكي است كه طي كار،هنرمند، خود معلم خود خواهد بود.

عتیقه زیرخاکی گنج