• بازدید : 48 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

هدف از اين پروژه ساخت امپلي فاير دو كاناله EMG و مدلسازي فعاليت ايزومتريك ساعد و به دست اوردن رابطه كيفي بين نيروي وارد بر كف دست و دامنه EMG دو عضله دو سر و سه سر بازو و ميزان نيروي متوسط ايجاد شده در انهاست.
سيگنال EMG دو عضله به وسيله كارت صوتي به كامپيوتر داده شده و از نرم افزار MATLAB براي نمايش و پردازش داده ها استفاده مي شود.سپس اضافه كردن وزنه هادر كف دست و مطالعه EMG دو عضله و انتگرال قدر مطلق انها روابط مطرح شده در قسمت بالا را به دست مي اوريم.
در بخش مدلسازي پس از ساده سازي به مدلسالزي ماهيچه دو سر بازو مي رسيم كه براي ثبت پاسخ ان از سنسوري كه خودمان طراحي كرديم استفاده مي كنيم و پاسخ اين سنسور را هم با كارت صوتي به كامپيوتر مي دهيم. 
در اثر انتقال سيگنالهای عصبی به عضله , تارهای عضلانی فعال شده و ايجاد پتانسيل عمل می نمايد که به آن EMG گويند که در واقع تجلی اراده انسان برای انجام حرکت است . انتشار اين پتانسيل های عمل در طول عضله ادامه يافته و بر روی پوست قابل دريافت می گردند . با نصب الکترودهای پوستی می توان اين سيگنالها را از سطح پوست دريافت نمود . سيگنالEMG به عنوان يک ابزار غير تهاجمی برای کنترل دست مصنوعی به کار می رود . اين سيگنال حاوی اطلاعات زيادی در حوزه زمان و فرکانس است که محققان با تبديلات رياضی متنوع , سعی در استخراج و تحليل اينگونه اطلاعات داشته اند . 
سيگنالهای EMG از نظر فرکانس در محدودهhz 25 تا چند کيلو هرتز تغيير می کنند و دامنه های سيگنال بسته به نوع سيگنال والکترودهای استفاده شده از ۱۰۰ ميکروولت تا ۹۰ ميلی ولت تغيير می کنند , بنا براين تقويت کننده های EMG نسبت به تقويت کننده های ECG  پاسخ فرکانسی وسيعتری را پوشش مي دهند ولی در عوض لازم نيست فرکانسهای بسيار پايين را مانندECG  پوشش دهند . و اين امر بدليل وجود آرتيفکت ناشی از حرکت در فرکانسهای پايين بسيار مطلوبست چرا که ميتوانند بدون تحت تأثير قرار دادن سيگنال مؤثر , فيلتر شوند . 
در نمودارشكل ۱-۱ مقايسه اي بين محدوده تغييرات فركانس و ولتاژ سيگنال EMG و سيگنالهاي متداول ديگر انجام شده است :

 
شكل ۱-۱-مقايسه دامنه و فركانس EMG با سيگنالهاي حياتي ديگر
همانطور كه ملاحظه مي كنيد سيگنال EMG نسبت به سيگنالهاي ECG,EEG,EOG محدوده فركانسي وسيعتري را شامل مي شود و همينطور شامل فركانسهاي خيلي كم نمي شود و نسبت به آنها دامنه بزرگتري نيز دارد . ولي دامنه آن نسبت به پتانسيل عمل آكسون پايين تر است و فركانسهاي پايين تري را نسبت به آن پوشش مي دهد .
از آنجاييکه در اين پروژه از الکترودهای سطحی استفاده شده است , سطوح سيگنالها پايين و پيک دامنه های آنها از ۱/۰ تا ۱ mv  است . 
اما اگر از الکترودهای سوزنی فرو رونده در ماهيچه استفاده شود , سيگنالهای EMG می توانند دارای دامنه ای در حدود دو برابر حالت قبلی شوند و در نتيجه به بهره کمتری برای تقويت نياز دارند و همچنين از آنجاييکه سطح الکترودهای سوزنی EMG نسبت به الکترودهای سطحی به مراتب کمتر است , امپدانس منبع مولد سيگنال بالاتر بوده و لذا امپدانس ورودی بالاتر تقويت کننده لازم است . 
در مراکز بهداشتی و درمانی EMG اغلب به روش سوزنی انجام می شد و روش سطحی با وجود بهداشتی بودن و عدم درد , بندرت به کار می رفت زيرا اين روش دارای شکل موج کاملا” تصادفی است و استخراج پارامترهای آن بدون استفاده از روشهای پردازش کامپيوتری امکان پذير نيست , ولی اخيرا” با پيشرفتهای انجام گرفته در روشهای پردازش کامپيوتری بتدريج استفاده از الکترودهای در ثبت EMG رو به افزايش است .
يکی از مناسبترين روشهای تحليل EMG همراه با الکترود سطحی , بررسی محتوای فرکانسی سيگنال و استخراج ويژگيهای آن با استفاده از تابع چگالی طيف توان است . 
منابع نويز : 
بطور کلی سيگنال EMG توسط دو نوع منبع نويز می پذيرد :
     1- منابع بيولوژيکی 
  2- منابع غير بيولوژيکی
منابع بيولوژيکی شامل حرکات ساير عضلات مانند عضله قلب و حرکات ناشی از ضربان رگهای خونی است و منابع غير بيولوژيکی شامل سيستمهای اندازه گيری و تداخلات برق شهر  و محيط اطراف آن و حرکات شخص آزمايش دهنده و حرکت الکترودها می باشد . 
ثبت کننده EMG شامل  مدارهايی است که می تواند سيگنال بسيار ضعيف EMG را که حداکثر دامنه ای به اندازهmv 1 دارد و دارای نويز نيز می باشد , را پردازش کرده و با کمترين نويز و دامنه قابل قبول در خروجی ظاهر سازد  
در طراحی مدار ثبت کننده EMG بدليل اينکه پهنای باند فرکانسي اين سيگنال عموما” بين ۲۵ تا ۱۰۰۰ هرتز است , از يک فيلتر بالا گذر و يک فيلتر پايين گذر استفاده شده است .
ثبت کننده سيگنالهای حياتی بطور کلی عبارت است از بکارگيری تجهيزاتی الکترونيکی که بعضی از وقايع فيزيولوژيکی نرمال و يا غير نرمال درونی انسان را به شکل سيگنالهای سمعی و بصری نمايش می دهد و به ا و ياد می دهد که روی وقايع احساس نشده و يا غير ارادی خود با ديدن اين سيگنالهای سمعی و بصری کار کند . 
در زمينه مسائل مربوط به توانبخشی مفيد ترين ثبت کننده , EMG است . اما سيگنال EMG به تنهايی قابل استفاده نيست چونکه بيمار و پزشک معالج سيگنالهای EMG را نمی بينند و اين سيگنالها بايد به علائم صوتی و تصويری قابل درک تبديل شوند .
تجربيات نشان می دهد که بيمار در حين آزمايش ثبت EMG به تقاضای پزشک برای تغيير اندازه فعاليت ماهيچه ای , پاسخ مثبت می دهد .
مقدار IAV ويا ا نتگرال قدر مطلق يکی از مشخصه های مهم سيگنال است که با نيروی انقباض عضلانی رابطه دارد . 
يکی از ا هداف اوليه همه ثبت کننده های EMG , قادرسازی بيمار به اعمال کنترل ارادی بر عضلات مخطط (عضلات ارادی ) خود است که به منظور افزايش فعاليت ماهيچه های ضعيف و کاهش فعاليت ماهيچه های متشنج به کار مي رود 
در آموزش کلينيکی , بيمار از طريق سيگنالهای سمعی و بصری , از انقباضهای خيلی کوچک و خيلی بزرگ ماهيچه اش  آگاه می شود
در انتخاب ابزار ثبت کننده EMG بايد به دو نکته توجه داشت : 
۱٫ ثبت کننده های شنيداری در انواع مختلف وجود دارد که بايد در آنها توجه داشت که کدام يک از آنها بيمار را به فعاليت بيشتر ترغيب می کند . 
۲٫ در ثبت کننده های تصويری بيمار با ديدن سيگنال بر روی اسيلوسکوپ به به فعاليت بيشتر ترغيب می شود .

منشاْ سيگنال EMG : 
 سيگنال EMG   از  ترکيب  اجزای  کوچکتری  به  نام  پتانسيل  عمل  واحد  حرکتی                                      (motor unit action potential ) که توسط واحد های مختلف توليد می شود تشکيل شده است .
واحد حرکتی کوچکترين واحد عملکردی يک ماهيچه است که می تواند به طور ارادی فعال شود .
پتانسيلهای الکتريکی در دو طرف غشاء , عملا” در تمام سلولهای بدن وجود دارند . سلولهای عصبی و عضلانی , سلولهای قابل تحريک هستند يعنی قادر به توليد ايمپالسهای الکتروشيميايی در غشاء خود هستند . 
هر فيبر عصبی به طور طبيعی به دفعات زياد منشعب شده و ۳ الی چند فيبر عضلانی را تحريک می کند . سيگنا لهای عصبی توسط پتا نسيل های عمل که تغييرات سريع در پتا نسيل غشاء سلولهای عصبی هستند , انتقال می يابند . پتا نسيل عمل برای هدايت سيگنال عصبی در طول فيبر عصبی به حرکت در می آيد تا اينکه به ا نتهای فيبر می رسد . محل تماس رشته های عصبی با فيبر عضلانی تقريبا” در وسط آن و به نام محل تماس عصبی _ عضلانی (Neuromuscularjunction )  می باشد به طوريکه پتا نسيل عمل در هر دو جهت به سوی انتهای فيبر عضلانی سير می کند . فيبر عصبی در انتهای خود منشعب شده و مجموعه ای از ترمينالهای منشعب شده عصبی تشکيل می دهد که در يک فرو رفتگی از سطح فيبر عضلانی قرار می گيرد , اما به طور کامل در خارج غشاء پلاسمايی فيبر عضلانی قرار دارد . فرو رفتگي غشاء فيبر عضلانی موسوم به ناودان سيناپسی و فضای بين ترمينال عصبی و غشاء  فيبر عضلانی موسوم به شکاف سيناپسی است . 
قطر عصب در حدود يک دهم قطر فيبر عضلانی است و ايمپالسهای عصبی به تنهايي نمي توانند جريان لازم را در فيبر عضلانی ايجاد کنند و استيل کولين مانند يک تقويت کننده عمل می کند .
پتانسيل های عمل ايجاد شده در واحد های حرکتی عضله به صورت هدايت حجمی در فضای عضله پخش شده , به سطح پوست می رسند . با قرار دادن الکترود , مجموعه ای از پتانسيلهای فوق الذکر که می توانند از نظر زمانی با هم اختلاف فاز داشته باشند , دريافت می شوند . سيگنال دريافت شده همان سيگنال EMG می باشد . هنگامی که يک ايمپالس عصبی به محل تماس عصبی_ عضلانی می رسد , عبور پتانسيل عمل از روی غشاء ترمينال عصب , باعث می شود تا حدود ۱۲۵ وزيکول استيل کولين به داخل شکاف سيناپسی آزاد شود . استيل کولين نفوذ پذيری غشای عضله را نسبت به يونهای سديم با بار مثبت زياد می کند و اين امر موجب بروز يک پتانسيل عمل در فيبر عضلانی مي شود . پتانسيل عمل در طول غشاء فيبر عضلانی سير می کند و باعث رها شدن مقادير زيادی از يونهای کلسيم و داخل شدن آنها به سارکو پلاسم محيطی فيبرها می شود . يونهای کلسيم نيروهای جاذبه ای بين فيلمانهای اکتين و ميوزين ايجاد می کنند , و موجب لغزيدن آنها بر روی يکديگر می شوند و بنابراين فر آيند انقباض صورت می گيرد 
انرژی لازم جهت ادامه اين فرآيند به وسيله شکستن پيوند های پر انرژی ATP و تبديل آن به ADP حاصل می شود . از طرف ديگر چنانچه استيل کولين ترشح شده در همان حال باقی بماند , ايجاد ايمپالسهای متوالی خواهد کرد . حدود ۵/۱ ثانيه استيل کولين توسط آنزيمی در سطح غشاء به شکل اسيد استيک و کولين تبديل می شود . در نتيجه تقريبا” بلا فاصله پس از تحريک فيبر عضلانی به وسيله استيل کولين , ماده محرک از بين می رود . 
فعاليت الکتريکی عضلات اسکلتی برای نخستين بار توسط piper (1912) ثبت گرديد و EMG 
نام گرفت . امروزه از اين سيگنال نه تنها به عنوان ابزار تشخيص کلينيکی عضله , بلکه به عنوان شاخصی برای ارزيابی عضلات در فعاليت های ورزشی و يا به عنوان ورودی جهت کنترل اندام مصنوعی به کار می رود . 
ماهيت سيگنال EMG سطحی يک فرآيند تصادفی غير ايستا است , دامنه و طيف فرکانسي آن حتی با ثابت نگه داشتن فعاليت ماهيچه , تغيير می کند , که با تقريب قابل قبولی در فواصل کوتاه زمانی ايستا است . سيگنال EMG بر آيند زمانی _ فضايی پتانسيل های تارهای عضلانی است که مي توان توسط الکترود در سطح پوست برداشت . تغيير حالت انقباضی عضله , مشخصات زمانی و فرکانسی سيگنال EMG را تغيير می دهد , زيرا فيبرهای عضلاني متفاوتی فعال می شود و از همين خاصيت برای تشخيص نوع حرکت استفاده می شود . EMG با توجه به نوع الکترود , به دو روش سوزنی و سطحی انجام می شود که در EMG  سطحی از الکترودهای ديسکی استفاده می شود و پيک سيگنالهای دريافت شده بين ۰٫۱ تا ۱ ميلی ولت می باشد . امپدانس الکترودها بين ۲۰۰ تا ۵۰۰۰ اهم متغير است و به نوع الکترود , محل تماس الکترود و الکتروليت و فرکانسی که امپدانس را مشخص می کند بستگی دارد . نکته مهم در پهنای باند سيگنال دريافتی (۲۵-۱۰۰۰hz) , عدم وجود مؤلفه DC آن می باشد که علت آن می تواند مربوط به شکل فيبر عضلانی باشد . پس از بازگشت يونهای پتاسيم به خارج غشاء مرحله ديگری بنام After potential  آغاز می شود که حدود ۵۰ تا ۱۰۰ ميلی ثانيه دوام دارد . 
در اين مرحله پمپ سديم و پتاسيم مجدد ا” يونهای سديم را به خارج سلول هدايت می کند تا غلظت نرمال درون و برون غشاء حفظ شود . اين مرحله می تواند به گونه ای باشد که انتگرال سطح  زير منحنی صفر شود , در واقع از ديد تبديل فوريه , اين سيگنال ديگر دارای مؤلفه DC  نخواهد بود . (اختلاف  پتانسيل ۹۰ ميلی ولتی در واقع در دو طرف غشاء قرار دارد و توسط الکترود سطحی دريافت نمی شود . )
تغيير حالت انقباضی عضله , مشخصات زمانی و فرکانسی سيگنال EMG را تغيير می دهد , زيرا فيبرهای عضلانی متفاوتی فعال می شوند و همين خاصيت است که می تواند برای تشخيص نوع حرکت از سيگنال EMG استفاده نمود . 
بررسي الکترودها
الکترودهای پتانسيلهای حياتی , عمل وساطت بين بدن و دستگاه اندازه گيری الکترونيکی را به منظور اندازه گيری و ثبت پتانسيلها را فراهم می آورند . 
هنگامی که دو محلول آبی يونی با غلظتهای مختلف توسط يک غشاء نيمه تراوای انتخاب کننده يون جدا می شوند , پتانسيل الکتريکی در اين غشاء به وجود می آيد . می توان نشان داد که اين پتانسيل با معادله زير تعيين می شود :
E = -RT Ln[C1/C2]/(nF)
در اين رابطه , C1وC2 فعاليتهای يونها در هر طرف غشاء می باشند . هنگامی که يک فلز با محلول در تماس قرار گيرد اختلاف پتانسيلی بين بين آن فلز و مايع برقرار می شود . تيغه ای ازجنس نقره و محلولی از کلريد نقره را در نظر بگيريد و در حالت تعادل لايه نازکی به صورت تک ملکولی از يونهای نقره سطح تيغه را فرا گرفته است که به آن لايه Helmholtz می گويند . در داخل محلول مماس بر اين لايه , لايه ای از يونهای کلر که غلظت نسبی آن بصورت نمايی نسبت به فاصله کم می شود و به لايه Gouy- Stern مشهور است , قرار دارد . به اين دو لايه  double layer  گفته می شود که در محل تماس يک فلز با محلول الکتروليت آن به وجود می آيد . مقدار اين پتانسيل بين ۱۰۰ تا ۸۰۰   ميلی ولت  می باشد  و  در حالت پايدار مقدار آن  از  رابطه زير قابل محاسبه می باشد : 
E = E0+ RT*Ln(C)/F
که در اين رابطه ۹۶۵۲F= و۳۱۴/۸ R= ثابت گازها است . 
چنانچه الکترودی از نقره داخل و يا روي بدن قرار گيرد ديگر نمي توان از اين رابطه استفاده نمود       
بنابراين پوشاندن اين الكترود با لايه اي از كلريد نقره ، آن را تبديل به الكترودي قابل استفاده خواهد نمود كه امروزه به عنوان الكترود پايدار مورد استفاده قرار مي گيرد . اين لايه به صورت  لايه اي نفوذ ناپذير غير هادي رسوبي و تقريبا” غير محلول در آب قرار دارد و نقش آن ايجاد يك محيط يوني اشباع شده در سطح فلز مي باشد . رابطه بين غلظت يونهاي كلر ونقره در اين لايه به صورت زير مي باشد : 
C(Ag) = Ksp/C(Cl )
كه در اين رابطه Ksp ثابت حلاليت بوده و براي محلول اشباع در دماي ثابت مقدار ثابتي است . اين رابطه مشخص مي كند كه غلظت يونهاي نقره به وسيله يونهاي كلر تعيين مي شود . غلظت يونهاي نقره مقدار پتانسيل نيمه سلولي (پتانسيل بين فلز و الكتروليت ) را معين مي كند ودر نتيجه پوشش AgCl  بوسيله يونهاي منفي كلر بارهايي را با محيط كلريد سديم و به وسيله يونهاي مثبت نقره بارهايي را با الكترود نقره رد و بدل مي كند . با استفاده از روابط قبلي مقدار اين پتانسيل برابر خواهد بود با : 
E(Ag_AgCl) = E0(Ag_AgCl) – RT * Ln(C(Cl))/F
كه بخش آخر اين رابطه تنها به فعاليت يون كلر و درجه حرارت محيط بستگي دارد . بستگي اين ولتاژ به غلظت يونهاي كلر باعث مي شود كه ولتاژ مزبور كاملا” مشخص و پايدار باشد و چنانچه اختلالي مانند دور شدن يكباره يونهاي كلر ونقره رخ دهد اين يونها بلا فاصله بوسيله پوشش رسوبي الكترودها جايگزين مي شوند و الكترود پايدار خواهد شد .
  • بازدید : 59 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دوربین دیجیتال یک دستگاه الکترونیکی است که برای گرفتن عکس و ذخیرهٔ آن بجای فیلم عکاسی از حسگرهای حساس به نور معمولاً از نوع CCD یا CMOS استفاده می‌کند و تصویر گرفته شده توسط سنسور طی چند مرحله به حافظهٔ دوربین برای استفاده فرستاده می‌شود.
مخترع دوربین دیجیتال استیون سسون می‌باشد که در زمان اختراع این دستگاه کارمند شرکت ایستمن کداک بود و بدین ترتیب اولین دوربین دیجیتالی تاریخ، توسط این شرکت ثبت گردید. اکنون در سه قطع دوربین (دوربین قطع کوچک, دوربین قطع متوسط و دوربین قطع بزرگ) تکنولوژی دیجیتال تحولاتی ایجاد کرده به عنوان نمونه ساخت پشتی دیجیتال برای دوربین قطع متوسط که با آداپتور قابل نصب بر روی دوربین قطع بزرگ نیز می باشد
از لحاظ عملکرد کلی، دوربین‌های دیجیتال بسیار شبیه به دوربین‌های عکاسی دارای فیلم یا غیر دیجیتال می‌باشند. این دوربینها همانند دوربین‌های معمولی دارای یک منظره یاب، لنز برای کانونی کردن تصویر بر روی یک وسیله حساس به نور، وسیله‌ای برای نگهداری و انتقال چند تصویر گرفته شده در دوربین و یک جعبه در بر گیرنده تمام این تجهیزات می‌باشد. در یک دوربین معمولی فیلم حساس به نور تصویر را ذخیره می‌سازد و بعد از عملیات شیمیایی برای نگهداری تصویر از آن استفاده می‌شود. در حالی که در دوربین دیجیتال این کار با استفاده از ترکیبی از فناوری پیشرفته سنسور (حسگر) تصویر و ذخیره در حافظه انجام می‌گیرد و اجازه می‌دهد که تصاویر در شکل دیجیتال ذخیره شوند و به سرعت بدون نیاز به عملیات خاصی (نظیر عملیات شیمیایی بر روی فیلم) در دسترس باشند.

گرچه اصول کلی این دوربین‌ها شبیه به دوربین‌های فیلمی هستند، نحوه کار داخل این دوربین‌ها کاملاً متفاوت است. در این دوربین‌ها تصویر توسط یک سنسور CCD یا یک CMOS گرفته می‌شود. CCD بصورت ردیفها و ستونهایی از سنسورهای نقطه‌ای نور هستند که هر چه تعداد این نقاط بیشتر و فشرده تر باشد، تصویر دارای دقت بالاتری است) هر سنسور نور را به ولتاژی متناسب با درخشندگی نور تبدیل کرده و آن را به بخش تبدیل سیگنال‌های آنالوگ به دیجیتال ADC می‌فرستد که در آنجا نوسانات دریافتی از CCD به کدهای مجزای باینری (عددهای مبنای دو بصورت صفر و یک) تبدیل می‌شود. خروجی دیجیتال از ADC به یک پردازنده سیگنال‌های دیجیتال DSP فرستاده می‌شود که کنتراست و جزئیات تصویر در آن تنظیم می‌شود و قبل از فرستادن تصویر به حافظه برای ذخیره تصویر، اطلاعات را به یک فایل فشرده تبدیل می‌کند. هر چه نور درخشنده‌تر باشد، ولتاژ بالاتری تولید شده و در نتیجه پیکسل‌های رایانه‌ای روشن‌تری ایجاد می‌شود. هر چه تعداد این سنسورها که به‌صورت نقطه هستند بیشتر باشد، وضوح تصویر به دست آمده بیشتر است و جزئیات بیشتری از تصویر گرفته می‌شود.
تمام این پروسه، پروسه‌ای هماهنگ با محیط زیست است. سنسورهای CCD یا CMOS در تمام مدت عمر دوربین در جای خود ثابت بوده و بدون نیاز به تعویض کار می‌کنند. ضمناً به علت عدم وجود قطعات متحرک عمر دوربین بسیار بیشتر می‌شود. سنسور CCD از میلیون‌ها سنسور نوری تشکیل شده است و حساسیت به نور آن از سنسورهای CMOS بهتر است. در عوض در سنسور CMOS مصرف انرژی کمتر بوده و مشکل Over Expouser کمتر بوجود می‌آید. دوربینهای دیجیتال در بطن کار، از دوربین‌های آنالوگ پیروی می‌کنند، با این تفاوت که در این دوربین‌ها، همان طور که از اسمشان نیز برداشت می‌شود، کنترل بخش‌های مختلف از جمله فوکوسر و … به صورت دیجیتالی انجام شده و یا در صفحه حساس این دوربین‌ها، سی سی دی و سی ماس، جایگزین فیلم‌های قدیمی شده است.

مخابره: شاید مهم‌ترین و اصلی ترین دلیل تولید دوربین دیجیتال را بتوان مخابره نامید چرا که تولید آن پس از درخواست موسسات تحقیقات فضایی از تولید کنندگان تجهیزات عکاسی برای تصویری قابل مخابره جهت تحقیقات فضایی شکل گرفت
هزینهٔ کمتر: به لحاظ اینکه در هر دوره عکاسی دیگر احتیاج به خرید، ظهور و چاپ فیلم نیست.
مقدار خطای کمتر: به علت پیش نمایش بهتر عکس و نشان دادن عکس در همان زمان می‌توان در صورت مشاهدهٔ خطایی فاحش عکس را مجدادا ثبت کرد در صورتی که در عکاسی آنالوگ پس از مرحلهٔ ظهور می‌توان چنین تشخیصی داد که معمولاً دیر است
مقدار ریسک پایین: از بین رفتن یا افت کیفیت شدید فیلم به علت زمان، حرارت، و نور دیدگی، خطای ظهور، چاپ، تاریخ فیلم و… طبیعتاً حذف شده و جای خود را از لحاظ ریسک تنها به خطاهای الکترونیکی بسیار ناچیز می‌دهد.
نگهداری بهتر: امکان آرشیو میلیون‌ها عکس در یک فضای بسیار کم با ماندگاری بسیار طولانی تر
عکس‌برداری متوالی:در دوربین‌های آنالوگ به طور معمول بیشترین تعداد عکس برداری متوالی بیشتر از ۳۶ عدد (به لحاظ تعداد کاست) نمی‌شد به غیر از مواردی خاص که گاهی تا ۳۶۰ عدد اضافه می‌شد (با حجمی مزاحم) ولی با زحمتی چندین برابر برای تعویض فیلم! در صورتی که در دوربین‌های جدید دیجیتال با فشار دادن دکمه شاتر می‌توان بیش از هزاران عکس را بدون توقف در یک کارت حافظه بسیار کوچک جا داد.

  • بازدید : 65 views
  • بدون نظر
این فایل در قالبwordتهیبه شده وشامل موارد زیر است:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه کارشناسی ارشد رشته  مهندسی پزشکیکمّی¬سازی سطح استرس با استفاده از سیگنال¬های سایکوفیزیولوژی را دراختیار شما عزیزان قرار داده ایم   . این پروژه پایان نامه در قالب ۲۰۰صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیز درمقایسه با سایر فروشگاهها با قیمت مناسب تری در اختیار شما قرار می گیرد

از این پروژه پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید 
عنوان
صفحه
چکیده ۱
مقدمه ۲
فصل اول: علم سايکوفيزيولوژي و مفاهیم و مبانی استرس
               1- 1- تاريخچه علم سايکوفيزيولوژي ۴
               1-2- اصول و مباني سايکوفيزيولوژي ۷
               1-3- انواع تکنیک¬های سایکوفیزیولوژی                                                                               10
                        1-3-1- شاخص¬هاي سيستم اعصاب خودکار                                                           10
                        1-3-2- اندازه¬گيري فعاليت مغزي ۱۱
                        1-3-3- تشخيص حالات با استفاده از رفتار شخص                                               15
                 1-4- تعریف استرس ۱۷
               1-5- استرس خوب و استرس بد ۱۹
                 1-6- عوامل برانگيزنده استرس                                                                                                       20
                        1-6-1- استرس شغلی ۲۱
               1-7- نشانه¬هاي استرس ۲۳
               1-8- حد مطلوب استرس ۲۴
               1-9- مراحل ایجاد استرس                                                                                         24
               1-10- اثرات استرس بر بدن و بيماري¬ها مرتبط با آن ۲۶
              1-11- بیوفیدبک ۳۶
                        1-11-1- انواع بیوفیدبک ۳۷
فصل دوم: سیگنال¬های سايكوفيزيولوژيكي وآزمایش ثبت داده 
               2-1- مقدمه     39
               2-2- پلتيسموگراف ۴۰
                        2-2-1- فتو پلتيسموگرافي                         41
                        2-2-2- روش¬هاي اندازه¬¬گيري سيگنال فتوپلتيسموگراف
۴۱
               2-3- سيستم الکتريکي پوست               42
                        2-3-1- تاريخچة کشف فعاليت الکتريکي پوست ۴۳
                        2-3-2- فوايد و مشکلات استفاده از فعاليت الکتريکي پوست (EDA) 44
             2-4- تغييرات نرخ ضربان قلب ۴۶
                        2-4-1- تاريخچه استفاده از سيگنال تغييرات نرخ ضربان قلب   46
                        2-4-2- دورنمای فیزیولوژی سيگنال تغييرات نرخ ضربان قلب   47
                        2-4-3- تعيين تغييرات نرخ ضربان قلب با استفاده از سيگنال فتوپلتيسموگراف ۴۸
               2-5- مروری بر آزمایش¬های استفاده شده در تحقیقات ۵۱
                        2-5-1- آزمایش بر اساس بازی کامپیوتری ۵۱
                        2-5-2- آزمایش بر اساس پروتکل رانندگی اتومبیل ۵۴
                        2-5-3- آزمایش بر اساس نمایش فیلم ۵۷
               2-6- آزمایش طراحی¬ شده در این تحقیق ۵۹
               2-7- سوژه¬های تحقیق ۶۲
فصل سوم: پردازش سیگنال¬های سايكوفيزيولوژيكي
                 3-1- مقدمه ۶۴
                 3-2- پردازش سیگنال فتوپلتيسموگراف ۶۶
                         3-2-1- پيش¬پردازش سيگنال فتوپلتيسموگراف ۶۶
                         3-2-2- استخراج ویژگی در حوزه زمان از سیگنال PPG 70
                         3-2-3- استخراج ویژگی در حوزه فركانس از سیگنال PPG 72
                 3-3- پردازش سیگنال تغییرات نرخ ضربان قلب ۷۵
                         3-3-1- استخراج ویژگی از سیگنال تغییرات نرخ ضربان قلب ۷۵
                                    3-3-1-1- استخراج ویژگی در حوزه زمان از سیگنال HRV 75
                                    3-3-1-2- استخراج ویژگی در حوزه فرکانس از سیگنال HRV 76
                                    3-3-1-3- استخراج ویژگی در حوزه زمان-فرکانس از سیگنال HRV 77
                                    3-3-1-4- استخراج ویژگی¬های غیرخطی از سیگنال HRV 78
                 3-4- پردازش سيگنال هدايت الكتريكي پوست ۸۵
                         3-4-1- استخراج ويژگي از سيگنال هدايت الكتريكي پوست ۸۷
                 3-5- نرمال کردن ویژگی¬ها
۸۸
فصل چهارم: انتخاب ویژگی¬های بهینه و تفکیک سطوح استرس
      4-1- مقدمه ۸۹
      4-2- شبكه¬هاي عصبي ۹۰
           4-2-1- شبكه¬هاي عصبي پرسپترون چند لايه ۹۰
           4-2-2- توابع فعاليت ۹۱
           4-2-3- الگوريتم به روز رساني وزن¬ها ۹۱
           4-2-4- باياس لايه¬ها ۹۲
           4-2-5- روش آموزش شبكه ۹۲
      4-3- تركيب شبكه¬هاي عصبي و الگوريتم ژنتيك ۹۲
           4-3-1- اصطلاحات ژنتيک ۹۳
           4-3-2- اجزاء الگوريتم ژنتيك ۹۳
           4-3-3- طراحي تابع برازندگي و رشته¬ها ۹۴
           4-3-4- نتایج تفکیک¬ به روش ترکیب شبکه عصبی و الگوریتم ژنتیک ۹۵
      4-4- نتایج تفکیک به روش آنالیز تفکیکی قدم به قدم ۹۹
      4-5- ماشین¬های بردار پشتیبان ۱۰۳
           4-5-1- نتایج تفکیک¬ به روش ماشین¬های بردار پشتیبان ۱۰۵
      4-6- مقایسه تحلیل خطی و غیرخطی سیگنال HRV 108
      4-7- مقایسه تفکیک¬کننده¬های استفاده¬شده در این تحقیق ۱۱۲
      4-8- تفکیک سطوح استرس بر اساس رأی¬گیری ۱۱۳
      4-9- شاخص استرس ۱۱۵
          4-9-1-  شاخص بر اساس ویژگی¬های بهینه  سیگنال HRV در روش LDA 115
          4-9-2-  شاخص NSRPIAD
۱۱۹
فصل پنجم: نتیجه¬گیری و پیشنهادات
      5-1- بحث و نتیجه¬گیری ۱۲۳
      5-2- پیشنهادات ۱۲۶

     مراجع
۱۲۸
    پیوست۱ ۱۳۳
    پیوست۲ ۱۳۸
چکیده:
سايکوفيزيولوژي هنوز يک شاخه علمي جوان است. بررسي¬هاي تاريخي در يک قرن گذشته نشان مي¬دهد تحقيقاتي که در آن با تغيير فاکتورهاي رواني به اندازه¬گيري يک يا چند واکنش فيزيولوژيکي مي¬پرداخته¬اند از سال ۱۸۷۸ تا ۱۹۵۴ توسط افراد مختلفي صورت مي-گرفته و پس از آن نيز تحت عنوان سايکوفيزيولوژي انجام پذيرفته است. اولين نشريه علمي كه به سايكوفيزيولوژي اختصاص يافت در سال ۱۹۵۵ انتشار يافت. مجمع محققان سايكوفيزيولوژيكي نيز ۵ سال بعد از آن تأسيس شد و اولين مجله علمي سايکوفيزيولوژي نيز حدود  25 سال قبل چاپ شده است. (Ax، ۱۹۶۴)
اگرچه سايکوفيزيولوژي با قوانين رسمي آن بيش از ۵۰ سال سابقه ندارد اما توجه و علاقه به درک تعاملات روحي رواني و رخدادهاي فيزيولوژيکي را مي¬توان در فيلسوفان و دانشمندان مصر و يونان قديم يافت. فيلسوف يوناني، هراکليتوس (۶۰۰ قبل از ميلاد) از ذهن به عنوان فضايي که مرزهاي آن هيچگاه شناخته نمي¬شود ياد مي¬کند. افلاطون (۴۰۰ قبل از ميلاد) معتقد بود که استعدادهاي فکري در سر، احساسات در نخاع و به صورت غيرمستقيم در قلب و غرايز در زير ديافراگم قرار دارند که کبد را تحت تأثير قرار مي¬دهند. همچنين وي معتقد بود که روح و جسم به طور اساسي با يکديگر متفاوت هستند و در نتيجه مشاهده پاسخ¬هاي فيزيولوژيکي هيچگونه 
زمينه¬اي براي استنتاجات حالات روحي ايجاد نمي¬کند. در قرن دوم پس از ميلاد جالينوس (۲۰۰-۱۳۰م) فعاليت¬هاي سايکوفيزيولوژيکي را به صورت قواعدي فرمول¬بندي نمود که تا قرن هيجدهم، اين قوانين حاکم بود. بر اساس تشريح حيوانات و مشاهدات وي از بدن انسان، جالينوس فرض کرد که اخلاط انسان مي¬تواند نمايشگر احساسات، حرکات و افکار و آسيب¬هاي جسمي و روحي بر اساس اختلالات موجود در آنها باشد. نقش ارگان¬هاي بدن توليد و پردازش اين اخلاط مي¬باشد و اعصاب را به عنوان ابزاري براي تفکر و عمل مي¬شناخت. عقايد جالينوس چنان در تفکر غربي نفوذ کرده بود که تقريباً براي ۱۵۰۰ سال بدون رقيب بود.
در قرن شانزدهم فرنل (۱۵۵۸- ۱۴۹۷) اولين کتاب فيزيولوژي را چاپ نمود. هرچند که          دسته¬بندي¬هاي فرنل در مشاهدات تجربي شديداً تحت تأثير تئوري جالينوس بود، در آن برخي حرکات خودکار را ذکر نموده است که امروزه آنها را رفلکس مي¬دانيم. اين نقطه سرآغازي براي انحراف از ديدگاه متداول و جداسازي نحوه کنترل حرکات بدن بود. فراگيري آناتومي انساني در اين بازه زماني آغازي بر کشف خطاهاي جالينوس در توصيفاتش بود و راه را براي تحقيق بر روي تئوري فيزيولوژي و نحوه شناسايي بيماري¬ها باز نمود. در اين قرن  دو حادثه ديگر رخداد که اثر عميقي در نوع استنتاجات سايکوفيزيولوژي داشت. 
در ۱۶۰۰، ويليام گيلبرد تفاوت بين الکتريسيته و مغناطيس را دريافت و در کتاب خود «Magnete» استدلال مي¬کند که مشاهدات تجربي و آزمايشات بايد جاي حدسيات احتمالي و فرضيه¬هاي دانشمندان فيزيولوژي را بگيرد. به علاوه گاليله (۱۶۴۲-۱۵۶۴) به اين بحث پرداخت که حکيمان خداشناس و فيلسوفان هيچ حقي براي کنترل تحقيقات و فرضيه¬هاي علمي ندارند و فقط مشاهدات و آزمايشات و نتايج حاصل از آنهاست که مي¬تواند حقايق فيزيکي را بيان کند. گاليله همچنين از محدوديت¬هاي داده¬هاي حسي مطلع بود و با توجه به اينکه احتمال خطا و تفسير غلط وجود داشت، اعتقاد داشت که رياضيات به تنهايي نمي¬تواند يک نوع از قطعيت و اطمينان را ايجاد کند. فرانسيس بيکن (۱۶۲۶-۱۵۶۱) در قدم بعدي يک روش علمي را انتخاب نمود و آن اضافه کردن استقرا در مشاهدات و افزودن تحقيق در استنتاج است.
فرمول¬بندي بيکن و کارهاي بعدي وي بر روي منطق استنتاج علمي موجب ايجاد يک ترتيب آشنا در استنتاجات علمي شد:
۱- تدوين فرضيه¬هاي مختلف
۲- تدوين يک آزمايش با خروجي¬هاي احتمالي مختلف
۳- اجراي آزمايش و بدست آوردن نتايج آشکار
۴- اجراي مراحل براي تصحيح احتمالات باقي مانده 

اين طرح در علوم فيزيکي به سرعت پذيرفته شد ولي فلاسفه و حکيمان وجود انسان را از رخدادهاي طبيعي جهان جدا مي¬دانستند و به آرامي به فراگيري فيزيولوژي و رفتار انساني پرداختند.
رساله دکتراي ويليام هاروي (۱۶۵۷-۱۵۷۸) اولين گام مهم براي استفاده از اين جزئيات در استنتاجات عملکرد فيزيولوژيکي بود. در اين رساله مباني نظريه جالينوس در مورد حرکت خون در شريان¬ها و وريدها که آنها را مستقل از هم مي¬داند زير سؤال رفته است و هاروي نشان مي¬دهد که نقش قلب در پمپاژ خون، باعث گردش پيوسته آن به صورت يکطرفه در اين سيستم است. از آن زمان به بعد نقش تحقيق و بررسي مباني فيزيولوژيکي و آناتوميکي شدت گرفت و ارگان¬هاي انسان از لحاظ عملکرد و تشابه آن به سيستم¬هاي الکتريکي، مکانيکي، هيدروليکي از جهات مختلف ارزيابي شد. در اين ميان نحوة فعاليت¬هاي اصلي روحي و رواني نيز يکي از موضوعات مورد علاقه براي بررسي بود.
  • بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

موضوع آزمايش : تقويت كننده هاي تفاضلي و بررسي پاسخ فركانسي 
در رابطه بالا ، عملكرد تقويت كننده تفاضلي به وضوح مشخص است در اين رابطه   نويز موجود در محيط هستند ، همانطور كه مشخص است چون هر دو ورودي در يك مكان قرار دارند بنابراين   است . 
از مزاياي تقويت كننده ي تقاضاي اين است كه اگر نويزي در محيط باشد به طريقه ي بالا به طور خودكار حذف مي شود . همچنين اين تقويت كننده يك تقويت كننده ي ابزار دقيق است و در مدارهاي مخابراتي و ضرب كننده ها تأثير اساسي دارد . 
در طراحي مدار تقويت كننده ي تفاضلي از مقاومت  براي افزودن بر پايه اي حرارت استفاده مي شود . اما با اضافه كردن اين مقاومت گين در حالت AC به شدت كاهش مي يابد براي كم كردن اين اثر يك خازن باي پس به مدار اضافه مي كنيم در اين مدار در فركانس هاي پائين خازن به حالت اتصال كوتاه نمي رسد بنابراين مقاومت اخير به حالت باي پس نخواهد رسيد . 
تقويت كننده ي تفاضلي در واقع تفاضل سيگنال هاي ورودي را تقويت سيگنال هاي ورودي به ترانزيستوري را مي توان به صورت زير نمايش داد :
 
قسمتي را كه در هر دو ورودي مشترك است Vic ( مدمشترك ) مي نامند . 
و قسمتي را كه ۱۸۰ اختلاف فازي دارد را Vid ( مد تفاضلي مي نامند )
gm1=gm2
آناليز DC‌( از مقاومت دروني منبع جريان  صرف نظر مي كنيم .
 
آناليز AC ( خازن ها اتصال كوتاه منابع DC=0 )
آناليز DC شامل دو بخش است.  
۱ ـ تحليل مد مشترك 
۲ ـ تحليل مد تفاضلي 
ابتدا تحليل مد مشترك را بررسي مي كنيم در حالت مد مشترك آثار  را زماني كه Vd=0 است بررسي مي كنيم . 
 
چون جريان اميتر دو ترانزيستور برابر است . بنابراين مي توان يعني از مدار را تحليل كرد و به كل مدار تعميم داد . 
                         

چون غالباً   است . باتوجه به رابطه بالا متوجه مي شويم كه سيگنال هاي مشترك به شدت تضعيف مي شوند. 
درحالت ايده آل فرض مي كنيم كه Acm ( بهره مد مشترك ) برابر صفر است . 
حال به بررسي تحليل مد تفاضلي مي پردازيم . 
با توجه به جهت جريان بس ها و تفاوت علامتي ورودي ها مي بينيم كه :
jb1=-ib2
بنابراين جريان در بين دو ترانزيستور مي چرخد و هيچ جريان سيگنالي از مقاومت  عبور نمي كند . 
بنابراين نقطه A حالت زمين مجازي دارد . 
حال نيم مدار مشترك را تحليل مي كنيم :
 
نسبت حذف مد مشترك (common mode Rejection Ratic)
 
در حالت ايده آل CMRR يك تقويت كننده تفاضلي بي نهايت است كه با توجه به رابطه بالا مي بينيم كه CMRR به ,gm بستگي دارد كه براي بزرگ كردن  مي توان از يك منبع جريان با مقاومت دروني ( خروجي ) بزرگ در استفاده كرد . 
مداري به شكل زير مي بنديم 
 
ابتدا مي خواهيم بهره تفاضلي مد مشترك را محاسبه كنيم . 
ورودي هاي مدار را برابر ۷۰mv قرار مي دهيم و در فركانس ۵Kit2 آن را به مدار اعمال مي كنيم . 
حال خروجي ها را اندازه مي گيريم . 
 
تقويت كننده تفاضلي 
بهره مُد تفاضل از رابطه ي زير بدست مي آيد . 
 
در حالت ايده آل فرض مي كنيم   است در اينجا 
 
كه تقريباً صفر است . 
براي ديدن بهره تفاضلي يكي از Voهارا invert مي كنيم سبب دكمه ADD را مي زنيم . 
حال مي خواهيم بهره تفاضلي را به دست آوريم . 
V1=6mv,V2=0
پس خروجي ها را اندازه گيري مي كنيم :
Vo1=100mv
Vo2=-100mv
بهره ور در مد تفاضلي از رابطه زير بدست مي آيد .
 
 
براي بدست آوردن فركانس قطع بالا فركانس را آنقدر زياد مي كنيم تا بهره به ۰٫۷ مقدار خود برسد . فركانسي كه در ان بهره ۰٫۷ حالت اول در اينجا :
 
فركانس قطع پائين 
 
حال مي خواهيم اثر  را در فركانس قطع بررسي كنيم ، مقاومت  را بر مي داريم و خروجي را از يك سر مي گيريم و فركانس قطع را بررسي مي كنيم . 
Vd=6mv Vo=100Mv
فركانس قطع در اين حالت :
 
مي شود  ، مشاهده مي كنيم كه مقاومت  فركانس قطع را كاهش مي دهد . 
همين حالت را از لحاظ تئوري بررسي مي كنيم . 
با داشتن  مدار معادل به شكل زير در مي آيد .
تقويت كننده اول يك كلتور مشترك است كه پهناي باند خوبي داريم و به همين علت فركانس قطع بيش از حالتي خواهد بود كه  در مدار است . 
 
آزمايش شماره ۷ :
موضوع آزمايش : تقويت كننده هاي عملياتي و كاربرد آن ها  
vo=Av(Vi=Vi)
AV : بهره حلقه از 
يك تقويت كننده ي عملياتي ، تقويت كننده اي با بهره تقويت بالا ، امپرانس ورودي زياد و اچه اسن خروجي كم است . طبقه ي ورودي اين تقويت كننده با يك تقويت كننده تفاضلي كه داراي دو ورودي و حداقل يك خروجي است ساخته مي شود. 
و طبقه ي خروجي ان از يك تقويت كننده ي پول پوش استفاده مي كنند . 
امپ لامپ ها داراي دو كاربرد حلقه باز و حلقه بسته هستند كه كاربرد حلقه بسته مي تواند به دو صورت فيزيك + يا – ميباشد ، وقتي براي اپ لمپ از فيربك استفاده مي كنيم در صورتيكه مختلف فاز بين ورودي و خروجي ۰ يا ۳۶۰ باشد فيزيك + است در غير اين صورت اگر اين مخلف ۱۸۰ درجه باشد فيربك منفي است .
مدار داخلي اين تقويت كننده را مي توان به صورت زير نشان داد . 
در حالي ايده آل  
جريان ورودي به پايه هاي آپ لمپ حدود ۱۰na است كه آن را به طور تقريبي صفر در نظر مي گيريم . 
بايد توجه داشت كه هيچ گاه ولتاژ مدار هيچ نقطه از مدار نمي تواند بيشتر از VCC يا كمتر از -Vcc ( يعني حداكثر و حداقل ولتاژ مدار ) باشد . 
با توجه به فرمول و نكته ي فوق هر گاه در حالت حلقه باز ولتاژ پايه ي مثبت اپ لپ از پايه ي منفي آن اندكي بيشتر شود خروجي Vcc خواهد بود  و اگر ولتاژ پايه ي منفي اندكي از ولتاژ پايه ي مثبت باشد خروجي -Vcc خواهد بود . 
به حالتي كه خروجي برابر Vcc مي شود اشباع مثبت و به حالتي كه vcc برابر -Vcc مي شود اشباع منفي مي گويند . 
در حالت عملي 
ولتاژ شروع مثبت : Vcc-1
ولتاژ اشباع منفي :-Vcc+2
در واقع خروجي اپ لپ در حالت حلقه باز به صورت يك موج مربعي است چون به علت نوسانات ولتاژ همواره ولتاژ پايه هاي مختلف با هم متفاوت هستند . 
 
در تقويت كننده ها از فيربك منفي استفاده مي كنيم 
هرگاه آن گاه : 
يعني در فيربك منفي همواره ولتاژ پايه هاي آپ لمپ برابرند 
بنابراين در حالت فوق ولتاژ نقطة A صفر است . 
 
به علت علامت منفي در فرمول قبل اين تقويت كننده را Inverting مي گويند . 
در صورتيكه مدار را به شكل زير ببنديم :
 
چون در اين تقويت كنده ورودي با خروجي اختلاف فاز ندارد آن را  
مي نامند . 
 شرح آزمايش :
مداري به صورت زير مي بنديم 
مي خواهيم تحقيق كنيم كه با به ازاي  بهره آپ امپ چه تغييري مي كند . 
همچنين لازم به ذكر است كه مقاومت R را در پايه ي مثبت آپ لامپ قرار داده ايم تاجريان ناچيزي كه مادر حالت تئوري صفر مي كنيم از آن عبور كند در صورت عدم وجود اين مقاومت مدار كار نمي كند. 
مقدار اين مقاومت هواره برابر  است. 
با توجه به آنچه در قسمت تئوري بيان كرديم اين مدار به صورت inverting طراحي شده است . 
همواره بايد دقت داشت كه هيچ گاه به تنهائي به آپ لمپ سيگنال اعمال نمي كنيم . بنابراين در لحظه راه اندازي مدار ابتدا منبع تغذيه روشن و پس سيگنال ورودي به آپ لمپ را اعمال مي كنيم و در موقع خاموش كرده و مدار ابتدا سيگنال را قطع مي كنيم وسپس منبع تغذيه را خاموش مي كنيم .
ميزان بهره مدار قبل را در حالت تئوري محاسبه مي كنيم :
ابتدا ميزان مقاومت R را محاسبه مي كنيم :
اهم  
در آزمايش R=1K قرار مي دهيم . 
 
سيگنالي با دامنه ۶۰mv و فركانس ۱۰۵khz به مدار اعمال مي كنيم ولتاژ خروجي مدار به صورت زير است . 
 
در اين حالت Rf را   فرض كرديم كه بهره بدست آمده به صورت تقريبي با حالت تئوري آن كه بهره -۵۰۹ بود مطابقت دارد. 
در صورتيكه ورودي همان سيگنال قبل باشد ولي مقاومت RF را ۱k قرار دهيم خروجي به صورت زير خواهد بود . 
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

APDS سيگنال را در طي فرايند آشكارسازي تقويت مي كنند . آنها از يك اصل مشابه با لوله هاي «فوتومولتي پلاير» بكار رفته در آشكارسازي تشعشع هسته اي استفاده مي كنند . در لوله فوتومولتي پلاير : 
۱-يك فوتون واحد كه بر روي دستگاه عمل مي كند يك الكترون واحد منتشر مي نمايد . 
۲-اين الكترون از طريق يك ميدان الكتريكي شتاب داده مي شود تا اينكه به يك ماده هدف برخورد نمايد .
۳-اين برخورد با هدف باعث «فيلتراسيون ضربه اي» مي شود كه الكترون‌هاي متعددي را منتشر مي نمايد . 
اين الكترون ها از طريق ميدان شتاب مي گيرند و به هدف ديگر مي‌خورند . 
۵-اين امر الكترون بيشتري منتشر مي كند و فرايند تكرار مي شود تا اينكه الكترون ها به يك عنصر جمع آوري كننده برخورد مي كند . لذا ، طي مراحل گوناگون ، يك فوتون به يك جريان از الكترون ها منجر مي شود . 
APD ها با لوله هاي فوتومولتي پلاير فرق دارند . لوله‌هاي‌فوتومولتي‌‌ پلاير‌ 
لوله هاي خلاء با هدف هايي قرار گرفته در طول لوله مي باشند . APD‌ها از همان اصول استفاده مي كنند اما تكثير در داخل خود ماده نيمه هادي صورت مي گيرد . اين فرايند در APD ها منجر به يك تقويت داخلي بين ۷ تا ۱۰۰ برابر مي شود . هر دو الكترون و سوراخ ها (حفره ها) اكنون مي توانند به فرايند تقويت كمك نمايند . با اين حال ، يك مسئله كوچك وجود دارد . با نگاه به   آشكار مي شود كه وقتي يك الكترون يك اتم را يونيزه مي‌كند يك الكترون اضافي و حفره اضافي توليد مي شود . الكترون به طرف چپ عكس حركت مي كند و حفره به سمت راست مي رود . اگر حفره در اتم يونيزه شود يك الكترون (و يك حفره) آزاد مي كند و الكترون به چپ حركت مي كند و دوباره شروع مي نمايد !‌
اگر سوراخ ها و حفره ها داراي فرصت برابر براي يونيزاسيون باشند مي‌توانيم يك بهمن كنترل نشده بدست آوريم كه هرگز متوقف نمي شود ! بنابراين وسايل طوري ساخته مي شوند كه يكي از حاملان بار داراي يك استعداد و آمادگي بيشتري براي يونيزاسيون نسبت به ديگري باشند . 
نتيجه فرايند فوق آن است كه يك فوتون وارد شونده منفرد بتواند منجر به توليد بين ۱۰ تا ۱۰۰ و يا چندين جفت حفره – الكترون شود . موارد مهم درباره دستگاه فوق الذكر آن است كه ناحيه تكثير خيلي كوچك است و جذب داخل لايه n بجاي نزديك به اتصال رخ دهد . يعني ، جذب و تكثير در نواحي جداگانه اي صورت مي گيرند . شكل ۱۰۳ را ملاحظه كنيد . دو عامل مهم وجود دارد : ۱-استحكام ميدان الكتريكي مورد نياز خيلي بالا است( ) . در حضور چنين ميدان قوي اي ، نقائص در ناحيه تكثير (مثل عدم انطباق هاي شبكه اي ، ناخالصي ها و حتي تغييرات در غلظت دو پانت) مي توانند توليد نواحي كوچكي از تكثير كنترل شده موسوم به «ميكروپلازماسي» نمايند . براي كنترل اين پديده ناحيه تكثير لازم است كوچك باشد . براي ايمني اين امر، حلقه محافظ فوق الذكر نصب شده است . در اطراف لبه هاي ناحيه تكثير شما مي توانيد بي نظمي هايي و نقائصي را در ماده ببينيد . بدون حلقه محافظ اين موارد بصورت محل هايي براي ميكروپلازماس عمل مي كنند . بعلاوه ، براي ايجاد يك ميدان الكتريكي با استحكام لازم ما لازم است يك ولتاژ باياس كاربردي بكار بريم كه با ضخامت ناحيه تكثير افزايش مي يابد . (براي دو برابر ضخامن ناحيه – دو برابر ولتاژ كاربردي مورد نياز خواهد بود ) . دماي ولتاژها (ولتاژهاي بالاتر از ۱۲ ولت) گران قيمت بوده و به سختي در دستگاه‌هاي نيمه هادي كنترل مي شوند و بنابراين سعي مي كنيم ولتاژ كاربردي را حداقل نماييم ) . يك APD يك ديود P-i-n با يك باياس معكوس بسيار بالاست . يك باياس معكوس ۵۰ ولت براي اين دستگاه ها در مقايسه با ديودهاي p-i-n بكار رفته در مورد فوتوكانداكتيو ، مناسب است كه باياس معكوس شده براي حدود ۳ ولت است .(يا كمتر) 
در گذشته ، APD ها در بازار به باياس معكوس چند صد ولت نياز داشتند اگرچه اخيراً‌ ولتاژهاي كمتري بدست آمده اند . تفاوت ساختاري اصلي بين APD و يك ديود p-i-n در ناحيه «i» است كه نام گذاري مجدد لايه p گرفته است . و بويژه ضخيم تر از يك ناحيه است و دستگاه براي تضمين يك ميدان الكتريكي يكنواخت در كل لايه طراحي مي شود . حلقه محافظ در اين شكل براي جلوگيري از تعامل (اندركش) هاي ناخواسته در طرف لبه هاي ناحيه تكثير مي باشد . دستگاه به اين صورت عمل مي كند : 
فوتون هاي ورودي عمدتاً از اتصال n-p عبور مي كنند (چون خيلي نازك است ) و در لايه ها جذب مي شوند . اين جذب كننده يك الكترون آزاد در نوار باند هادي توليد مي كند و يك حفره در باند والانس (ظرفيت) توليد مي گردد . 
پتانسيل الكتريكي در لايه n براي جذب الكترون ها به طرف يك كنتاكت و حفره به طرف كنتاكت ديگر ، كافي است . در شكل الكترون ها به طرف لايه n+ در بالاي دستگاه جذب مي شوند زيرا وقتي دستگاه باياس معكوس مي‌شود بار مثبت را حمل مي كند . گراديان پتانسيل در لايه n براي حامل هاي كاربرها بار كافي نيست و آنها نمي توانند انرژي كافي براي انجام تكثير را بدست آورند . 
اطراف اتصال بين لايه هاي n+ و p ميدان الكتريكي بقدري شديد است كه حاملان بار (در اين مورد فقط الكترون ها) شتاب سريع مي گيرند و انرژي را بر مي دارند . وقتي اين الكترون ها (در حال حركت با انرژي زياد) با ساير اتم‌ها در شبكه برخورد مي كنند جفت هاي حفره – الكترون جديد توليد مي‌‌كنند . اين فرايند يونيزاسيون ضربه اي نام دارد و حاملان بار منفي كه جديداً آزاد شده اند(الكترون ها و حفره ها هر دو) شتاب مي گيرند (در جهات مخالف) و ممكن است مجدداً برخورد نمايند . 
بدلايل فوق ناحيه اتصال خيلي نازك است و نمي تواند فوتون هاي برخوردي بسياري را جذب نمايد . 
بسياري از APD ها طوري طراحي مي شوند كه لايه تهي سازي در كل ناحيه p تا مرز ناحيه n ادامه مي يابد . مواد مختلفي براي هر كدام از سه نوار باند طول موج مهم بكار برده مي شوند :
nm800  براي باند ميكرون : 
در اين باند سيليكون معمولاً بكار مي رود ، اگرچه ژرمانيوم نيز بطور معقول منطقي و خوب كار مي كند . دستگاه هاي ژرمانيوم سطوح نويز بالاتر از دستگاه هاي سيليكوني توليد مي كنند . سيليكون داراي يك انرژي فاصله باند نسبتاً زياد بوده و فط براي طول موج هاي كمتر از حدود ۱ ميكرون بكار مي رود . در عمل ، طول موج هاي كوتاه فقط براي ارتباطات فاصله كوتاه (كمتر از ۵۰۰ متر) مصرف مي شوند . دقيق سازي در چندين فواصل كوتاهي عموماً براي حصول و بهره برداري از حساسيت يك APD كافي نمي باشد . 
باند ۱۳۱۰nm : باندي است كه با اكثر سيستم هاي ارتباطات با بعد مسافت طولاني موجود بكار مي رود . APD هاي ژرمانيوم بطور وسيعي بكار مي‌روند ولي آلياژهي نيمكه هادي ۷-۱۱۱ مصرف زيادي دارند كه به دليل سطوح نويز بالا در ژرمانيوم است . 
باند ۱۲۵۰nm : APD هاي ۷-۱۱۱ بطور وسيعي در باند ۱۵۵۰nm استفاده مي شوند . معمولي ترين سيستم مواد مورد استفاده InEaAs/inp   است كه كارير اصلي حفره ها هستند (نه الكترون ها) 
خصوصيات APD : حساسيت ، سرعت عملكرد ، توليد پهناي باند – و سطح نويز آنهاست . 
حساسيت APD ها : دليل اصلي براي استفاده از آنها است . 
سرعت عمل كردن : همان عوامل محدود كننده سرعت ديودهاي p-i-n  بر روي APD ها تاثير مي گذارند . 
با اين حال ، با APD ها يك عامل ديگر وجود دارد . «زمان برپايي بهمن» چون هر دو حامل مي توانند يونيزاسيون ايجاد كنند يك بهمن مدت طولاني مي‌‌تواند دوام داشته باشد . اين امر توسط حركت پس و پيش الكترون ها و حفره ها ايجاد مي شود وقتي كه يونيزاسيون ها رخ مي دهند . اگر آمادگي براي يونيزاسيون در حامل بار اقليت نسبتاً كم باشد ، آوالانژ آهسته خواهد شد و متوقف مي گردد . اما اين امر مدتي طول مي كشد . لذا زمان ايجاد برپايي آوالانژ ، سرعت حداكثر APD را محدود مي كند . 

توليد پهناي باند – عابدي : 
مقدار قابل قبول «خوبي» يك فوتودتكتور محصول پهناي باند عايدي است. اين امر معمولاً بصورت يك عدد دريافتي بر حسب dB خوب در پهناي باند و دتكتور (آشكارساز) بر حسب Ghz بيان مي شود (سريعترين سرعت كه مي‌تواند آشكار شود ) . يك APD جريان خوب ممكن است داراي يك توليد پهناي باند دريافتي   باشد . 
نويز : APD ها عموماً نويزي هستند هنگامي كه پديده تكثير براي تمام الكترون شامل موارد آزاد شده توسط حرارت محيط بكار مي روند . اين امر بويژه يك مشكل در دستگاههاي با طول موج بلندتر است . در جايي كه انرژي فاصله باند كم باشد . در طراحي دستگاه ها بايد شيب پتانسيل براي تكثير كافي باشد ، اما بيشتر از مقدار لازم نباشد . مقادير بيشتر باياس مي تواند باعث يونيزاسيون خودبخود گردد . در فواصل بسيار طولاني ، كاربردهاي ناحيه وسيع در جايي كه حساسيت مهمتر از ساير عوامل است . APD معمولاً استفاده مي شود . وقتي سرعت زياد مي شود و سيستم تقويت شده وارد مي‌شوند ، نويز توليد شده توسط APD ها يك محدوديت مي گردد . در اين سيستم ها مردم از آشكارسازهاي p-i-n با تقويت كننده هايي استفاده مي كنند تا شما حساسيت بيشتر از يك APD و يك نويز بسيار كمتر را بدست آوريد . 
فوتودتكتورهاي رابط – هترو : از مواد موجود ، APD هاي تهيه شده با سيليكون داراي بهترين پاسخ هستند و كمترين نويز را دارند و ودريافتي بالايي بدست مي آيد . ولي ، سيليكون نمي تواند در طول موج هاي بلندتر از ۷ ميكرون آشكار مي گردد كه بدليل انرژي فاصله باند آن است و نمي تواند نور را در طول موج هاي بلند جذب كند (اگر مي توانستيم به كريستال سيليكون با چشم هاي ۱۵۰۰ نانومتري نگاه كنيم چيزي شبيه به يك الماس و شفافيت با يك R1 را مي ديديم ) . ايده يك APD هتروجانكشن عبارت اند از تعويض ماده سيليكون لايه tp ماده اي است كه نور را در باندهاي طول موج زياد جذب كند. In Ga As يك چنين ماده اي است . ميدان هاي الكتريكي در داخل دستگاه طوري نصب مي شوند كه آشكارسازي در ماده In Ga As رخ دهد ولي تكثير فقط در لايه i سيليكون مجاز است (حداقل سازي نويز) درخشندگي مي تواند از هر دو طرف باشد اگرچه درخشندگي درون ماده زمينه (سيليكون) عموماً ترجيح داده مي شود . مشكل بزرگ آن است كه چگونه شبكه هاي لايه i    Si و In Ga As را تطبيق دهيم . اين امر با يك فرايند «فيوژن ويفر» انجام شده است . دستگاه حاصل يك فوتو دتكتور رابط – هترو سيليكون نام داشته است.(Ship) اين ساختار يك توليد پهناي باند – دريافتي بالاتر را با نويز كمتر از APD هاي موجود فراهم مي كند يك توليد ۳۵۰GHz گزارش شده است . در حال حاضر اين دستگاه ها در تحقيق مي باشند اما محصولات تجاري بزودي وارد بازار مي شوند . فوتودتكتورهاي موج -در حال حركت – وقتي شما سعي مي كنيد يك p-i-n بسازيد آشكارساز با سرعت بالا كار مي كند و مسائلي جدي بوجود مي آيد . حداكثر فركانش پاسخ توسط زمان جايجايي ، نفوذ حفره ها و الكترون ها در لايه i تعيين مي شود . (جابجايي و نفوذ به مهاجرت يك حامل بار در لايه i كمك مي كند ) جايجايي و نفود آهسته هستند و زمان كمي براي دستگاه طول مي كشد تا به يك پالس نور پاسخ دهند . براي سريعتر كار كردن دستگاه ، شما بايد ضخامت لايه i را كم كنيد . اما كاهش ضخامت لايه i  تاثيرات كاپاستيانس بين لايه p و لايه n را زياد مي كند. اين كاپاتيانس زياد شده باعث آهسته شدن پاسخ دستگاه مي گردد . براي شمارش كاپاتيانس افزايش يافته شما بايد مساحت سطح دستگاه را كم كنيد . لذا وقتي دستگاه سريعتر مي شود بايد خيلي كوچكتر گردد و وقتي كوچكتر مي شود جريان كمتري توليد مي كند . شكل ۱۰۴ ، تاثير يك كاهش جدي در راندمان كوانتوم (QE) آشكارسازهاي p-i-n در سرعت هاي بالاتر از   ملاحظه مي گردد . اين كاهش راندمان علاوه بر كاهش طبيعي در سرعت هاي بالا است ؛ كاهش «طبيعي» راندمان در سرعت هاي بالاتر رخ مي دهد زيرا يك آشكارساز به يك سري فوتون براي آشكار كردن نياز دارد . وقتي سرعت مضاعف مي شود تعداد فوتون هاي لازم يكسان باقي مي ماند . لذا براي حصول همان سطح خروجي از يك آشكارساز هر وقت كه سرعت دو برابر مي شود ، آشكارساز حساسيت اش نصف مي شود! لذا براي حضول همان BER شما لازم است تا قدرت را در آشكارساز مضاعف نماييد هر زمان كه شما سرعت را مضاعف نماييد (ساير موارد ثابت مي باشد.) پاسخ به كاهش راندمان كوانتوم ، ايجاد آشكارساز بصورت يك دستگاه انتقال موج است . 
اصول اين دستگاه  در شكل ۱۰۵ ديده مي شود . تعدادي از آشكارسازهاي p-i-n بصورت يك راهنماي موج نوري يكپارچه مي شوند طوري كه نور جذب شده در يك مورد در مورد ديگر حركت مي كند . اگر خروجي ها با هم وصل مي شوند . شما بهبود زيادي را بدست مي آوريد زيرا خروجي در زمان هاي مختلف مي آيد كه بستگي به زمان رسيدن نور به دستگاه دارد . در تركيب بندي Tw ، نور ورودي به راهنماي موج در طرف چپ دستگاه با آشكارسازهاي p-i-n يكي پس از ديگري برخورد مي كند . هر آشكارساز داراي يك تقويت كننده يكپارچه ماده در اين تركيب بندي است . خروجي آشكارسازها بر روي راهنماي موج الكتريكي قرار دارد كه بر روي آن سيگنال موج در همان جهت سيگنال نوري حركت مي نمايد . ايده كلي ، انطباق سرعت انتشار نور در راهنماي موج با سرعت انتشار الكتريكي در راهنماي موج الكتريكي است . لذا ، خروجي ها تمام آشكارسازها اضافه مي‌گردد . هنگكامي كه هر آشكارساز ، سيگنال خروجي خودش را بر روي راهنماي موج قرار مي دهد . 
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۸۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پس از اختراع ليزر در سال ۱۹۶۰ ميلادي ، ايده بكارگيري فيبر نوري براي انتقال اطلاعات شكل گرفت . خبرساخت اولين فيبر نوري در سال ۱۹۶۶ همزمان در انگليس و فرانسه با تضعيفي برابر با ؟ اعلام شد كه عملاً در انتقال اطلاعات مخابراتي قابل استفاده نبود تا اينكه در سال ۱۹۷۶ با كوشش فراوان پژوهندگان، تلفات فيبر نوري توليدي شديداً كاهش داده شد و به مقداري رسيد كه قابل ملاحظه با سيم‌هاي هم محور بكار رفته در شبكه مخابرات بود .
فيبر نوري از پالس‌هاي نور براي انتقال داده‌ها از طريق تارهاي سيلكون بهره مي‌گيرد . يك كابل فيبرنوري كه كمتر از يك اينچ  قطر دارد مي‌تواند صدها هزار مكالمه صوتي را حمل كند . فيبرهاي نوري تجاري ظرفيت ۵/۲ گيگابايت در ثانيه تا ۱۰ گيگابايت در ثانيه را فراهم مي‌سازند . فيبر نوري از چندين لايه ساخته مي‌شود . دروني‌ترين لايه را هسته مي‌نامند . هسته شامل يك تار كاملاً بازتاب‌كننده از شيشه خالص (معمولاً) است . هسته در بعضي از كابل‌ها از پلاستيك كاملاً بازتابنده ساخته مي‌شود ، كه هزينه ساخت را پايين مي‌آورد . با اين حال ، يك هسته پلاستيكي معمولاً كيفيت شيشه را ندارد و بيشتر براي حمل داده‌ها در فواصل كوتاه به كار مي‌رود 
يك پوشش محافظ پلاستيكي سخت لايه بيروني را تشكيل مي‌دهد . اين لايه كل كابل را در خود نگه مي‌دارد ، كه مي‌تواند صدها فيبر نوري مختلف را در بر بگيرد . قطر يك كابل نمونه كمتر از يك‌اينچ است .
از لحاظ كلي ، دو نوع فيبر وجود دارد : تك حالتي و چند حالتي . فيبر تك حالتي يك سيگنال نوري را در هر زمان انتشار مي‌دهد ، در حالي كه فيبر چند حالتي مي‌تواند صدها حالت نور را به طور همزمان انتقال بدهد .
۲-۱ فيبر نوري در ايران 
 در ايران در اوايل دهه ۶۰ ، فعاليت پژوهشي در زمينه فيبر نوري در پژوهشگاه ، بر پائي مجتمع توليد فيبر نوري در پونك را در پي داشت و عملاً در سال ۱۳۷۳ توليد فيبر نوري با ظرفيت ۵۰۰۰۰كيلومتر در سال در ايران آغاز شد. فعاليت استفاده از كابل‌هاي نوري در ديگر شهرهاي بزرگ ايران آغاز شد تا در آينده نزديك از طريق يك شبكه ملي مخابرات نوري به هم بپيوندند.
 فيبر نوري يك موجبر استوانه‌اي از جنس شيشه يا پلاستيك است كه دو ناحيه مغزي و غلاف با ضريب شكست متفاوت و دو لايه پوششي اوليه و ثانويه پلاستيكي تشكيل شده است. برپايه قانون اسنل براي انتشار نور در فيبر نوري شرط : مي‌بايست برقرار باشد كه به ترتيب ضريب شكست‌هاي مغزي و غلاف هستند. انتشار نور تحت تأثير عواملي ذاتي و اكتسابي دچار تضعيف مي‌شود. اين عوامل عمدتاً ناشي از جذب فرابنفش، جذب فروسرخ، پراكندگي رايلي، خمش و فشارهاي مكانيكي بر آنها هستند. منحني تغييرات تضعيف بر حسب طول موج در شكل زير نشان داده شده است. سيستم‌هاي مخابرات فيبر نوري گسترش ارتباطات و راحتي انتقال اطلاعات از طريق سيستم‌هاي انتقال و مخابرات فيبر نوري يكي از پر اهميت‌ترين موارد مورد بحث در جهان امروز است. سرعت دقت و تسهيل از مهم‌ترين ويژگي‌هاي مخابرات فيبر نوري مي‌باشد. يكي از پر اهميت‌ترين موارد استفاده از مخابرات فيبر نوري آساني انتقال در فرستادن سيگنال‌هاي حامل اطلاعات ديجيتالي است كه قابليت تقسيم‌بندي در حوزه زماني را دارا مي‌باشد. اين به اين معني است كه مخابرات ديجيتال تامين‌كننده پتانسيل كافي براي استفاده از امكانات مخابره اطلاعات در پكيجهاي كوچك انتقال در حوزه زماني است. براي مثال عملكرد مخابرات فيبر نوري با توانايي ۲۰ مگاهرتز با داشتن پهناي باد ۲۰ كيلوهرتز داراي گنجايش اطلاعاتي ۱,۰% مي‌باشد. امروزه انتقال سيگنالها به وسيله امواج نوري به همراه تكنيكهاي وابسته به انتقال شهرت و آوازه سيستم‌هاي انتقال ماهوارهاي را به شدت مورد تهديد قرار داده است. دير زماني است كه اين مطلب كه نور مي‌تواند براي انتقال اطلاعات مورد استفاده قـرار گيرد به اثبات رسيده است و بشـر امـروزه توانسته است كه از سرعت فوق‌العـاده آن به بهترين وجه استفاده كند. در سال ۱۸۸۰ ميلادي الكساندر گراهام بل ۴ سال بعد از اختراع تلفن موفق به اخذ امتياز نامه خود در زمينه مخابرات امواج نوري براي دستگاه خود با عنوان فوتو تلفن گرديد، در ۱۵ سال اخير با پيشرفت ليزر به عنوان‌ يك منبع نور بسيار قدرتمند و خطوط انتقال فيبرهاي نوري فاكتورهاي جديدي از تكنولوژي و تجارت بهتر را براي انسان به ارمغان آورده است. مخابرات فيبر نوري ابتدا به عنوان يك مخابرات از راه دور قراردادي تلقي مي‌شد كه در آن امواج نوري به عنوان حامل يك يا چند واسطه انتقال استفاده مي‌شد. با وجود آنكه امواج نوري حامل سيگنالهاي آنالوگ بودند اما سيگنالهاي نوري همچنان به عنوان سيستم‌ مخابرات ديجيتال بدون تغيير باقي مانده است. از دلايل اين امر مي‌توان به موارد زير اشاره كرد : ۱) تكنيكهاي مخابرات در سيستم‌هاي جديد مورد استفاده قرار مي‌گرفت.         2) سيستم‌هاي جديد با بالاترين تكنولوژي براي داشتن بيشترين گنجايش كارآمدي سرعت و دقت طراحي شده بود. ۳) انتقال به كمك خطوط نوري امكان استفاده از تكنيكهاي ديجيتال را فراهم مي‌ساخت. اين مطلب نياز انسان را به دسترسي به مخابره اطلاعات را به صورت بيت به بيت پاسخگو بود.
توانايي پردازش اطلاعات در حجم وسيع : از آنجايي كه مخابرات فيبر نوري داراي كارايي بالاتري نسبت به سيمهاي مسي سنتي هستند بشر امروزي تمايل چنداني براي پيروي از سنت ديرينه خود ندارد و توانايي پردازش حجم وسيعي از اطلاعات در مخابره فيبر نوري او را مجذوب و شيفته خود ساخته است.
آزادي از نويزهاي الكتريكي : بافت يك فيبر نوري از جنس پلاستيك يا شيشه به دليل رسانندگـي انتخاب مي‌شود. در نتيجه يك حامـل موج نـوري مـي‌تواند از پتـانسيل مـوثـر 
ميدانهاي الكتريكي در امان باشد. از قابليت‌هاي مهم اين نوع مخابرات مي‌توان به امكان عبور كابل حامل موج نوري از ميان ميدان الكترومغناطيسي قوي اشاره كرد كه سيگنالهاي نام برده بدون آلودگي از پارازيت‌هاي الكتريكي و يا سيگنالهاي مداخله‌گر به حداكثر كارايي خود خواهند رسيد.
۳-۱ فيبرهاي نوري نسل سوم 
طراحان فيبرهاي نسل سوم، فيبرهايي را مد نظر داشتند كه داراي كمترين تلفات و پاشندگي باشند. براي دستيابي به اين نوع فيبرها، محققين از حداقل تلفات در طول موج ۵۵/۱ ميكرون و از حداقل پاشندگي در طول موج ۳/۱ ميكرون بهره جستند و فيبري را طراحي كردند كه داراي ساختار نسبتاً پيچيده‌تري بود. در عمل با تغييراتي در پروفايل ضريب شكست فيبرهاي تك مد از نسل دوم، كه حداقل پاشندگي آن در محدوده ۳/۱ ميكرون قرار داشت، به محدوده ۵۵/۱ ميكرون انتقال داده شد و بدين ترتيب فيبر نوري با ماهيت متفاوتي موسوم به فيبر دي.اس.اف ساخته شد.
۴-۱ كاربردهاي فيبر نوري
۱٫ كاربرد در حسگرها : استفاده از حسگرهاي فيبر نوري براي اندازه‌گيري كميت‌هاي فيزيكي مانند جريان الكتريكي، ميدان مغناطيسي، فشار، حرارت، جابجايي، آلودگي آب‌هاي دريا، سطح مايعات، تشعشعات پرتوهاي گاما و ايكس در سال‌هاي اخير شروع شده است. در اين نوع حسگرها، از فيبر نوري به عنوان عنصر اصلي حسگر بهره‌گيري مي‌شود بدين ترتيب كه ويژگي‌هاي فيبر تحت ميدان كميت مورد اندازه‌گيري تغيير يافته و با اندازه شدت كميت تأثيرپذير مي‌شود.
۲٫ كاربردهاي نظامي : فيبر نوري كاربردهاي بي‌شماري در صنايع دفاع دارد كه از آن جمله مي‌توان برقراري ارتباط و كنترل با آنتن رادار، كنترل و هدايت موشك‌ها، ارتباط زيردرياييها ( هيدروفون ) را نام برد.
۳٫ كابردهاي پزشكي : فيبر نوري در تشخيص بيماري‌ها و آزمايشهاي گوناگون در پزشكي كاربرد فراوان دارد كه از آن جمله مي‌توان چنده‌سنجي ( دزيمتري ) غدد سرطاني، شناسايي نارسايي‌هاي داخلي بدن، جراحي ليزري، استفاده در دندانپزشكي و اندازه‌گيري مايعات و خون نام برد.


۵-۱ فن آوري ساخت فيبرهاي نوري
براي توليد فيبر نوري،نخست ساختار آن در يك ميله شيشه‌اي موسوم به پيش‌سازه از جنس سيليكا ايجاد مي‌گردد و سپس در يك فرايند جداگانه اين ميله كشيده شده تبديل به فيبر مي‌شود. از سال ۱۹۷۰ روش‌هاي متعددي براي ساخت انواع پيش‌سازه‌ها به كار رفته است كه اغلب آنها بر مبناي رسوب‌دهي لايه‌هاي شيشه‌اي در داخل يك لوله به عنوان پايه قرار دارند.
۶-۱ روشهاي ساخت پيش‌سازه
روش‌هاي فرآيند فاز بخار براي ساخت پيش‌سازه فيبر نوري را مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد : 
رسوب‌دهي داخلي در فاز بخار
رسوب‌دهي بيروني در فاز بخار
رسوب‌دهي محوري در فاز بخار
۷-۱ مواد لازم در فرايند ساخت پيش‌سازه
تتراكلريد سيليكون : اين ماده براي تأمين لايه‌هاي شيشه‌اي در فرايند مورد نياز است.
تتراكلريد ژرمانيوم : اين ماده براي افزايش ضريب شكست شيشه در ناحيه مغزي پيش‌سازه استفاده مي‌شود.
اكسي كلريد فسفريل : براي كاهش دماي واكنش در حين ساخت پيش‌سازه، اين مواد وارد واكنش مي‌شود.
گاز فلوئور : براي كاهش ضريب شكست شيشه در ناحيه غلاف استفاده مي‌شود.
گاز هليم : براي نفوذ حرارتي و حباب‌زدايي در حين واكنش شيميايي در داخل لوله مورد استفاده قرار مي‌گيرد.
گاز كلر : براي آب‌زدايي محيط داخل لوله قبل از شروع واكنش اصلي مورد نياز است.

 كاربردهاي فيبر نوري
۱٫ كاربرد در حسگرها : استفاده از حسگرهاي فيبر نوري براي اندازه‌گيري كميت‌هاي فيزيكي مانند جريان الكتريكي، ميدان مغناطيسي، فشار حرارت، جابجايي، آلودگي آب‌هاي دريا، سطح ضايعات، تشعشعات پرتوهاي گاما و ايكس در سال‌هاي اخير شروع شده است. در اين نوع حسگرها، از فيبر نوري به عنوان عنصر اصلي حسگر بهره‌گيري مي‌شود بدين‌ ترتيب كه ويژگي‌هاي فيبر تحت ميدان كميت مورد اندازه‌گيري تغيير يافته و با اندازه شدت كميت تأثيرپذير مي‌شود.
۲٫ كاربردهاي نظامي : فيبر نوري كاربردهاي بي‌شماري در و كنترل با آنتن
۳٫ كابردهاي پزشكي : فيبر نوري درتشخيص آن جمله مي‌توان چنده‌سنجي ( دزيمتري ) غدد سرطاني، شناسايي نارسايي‌هاي داخلي بدن، استفاده در
فن‌ آوري ساخت فيبرهاي نوري
براي توليد فيبر نوري، نخست ساختار آن در يك ميله شيشه‌اي موسوم به پيش‌سازه از جنس سيليكا ايجاد مي‌گردد و سپس در يك فرايند جداگانه اين ميله كشيده شده تبديل به فيبر مي‌شود. از سال ۱۹۷۰ روش‌هاي متعددي براي ساخت انواع پيش‌سازه‌ها به كار رفته است كه اغلب آنها بر مبناي رسوب‌دهي لايه‌هاي شيشه‌اي در داخل يك لوله به عنوان پايه قرار دارند.
روش‌هاي ساخت پيش‌سازه 
روش‌هاي فرآيند فاز بخار براي ساخت پيش‌سازه‌ فيبر نوري را مي‌توان به سه دسته تقسيم كرد : 
رسوب‌دهي داخلي در فاز بخار
رسوب‌دهي بيروني در فاز بخار
رسوب‌دهي محوري در فاز بخار
  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۸۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جزوه حاضر برای درس تجزیه وتحلیل سیستم ها وبر اساس سرفصل های مصوب شورای عالی برنامه ریزی وزارت علوم در جهت افزایش آمادگی داوطلبان برای ورود به دوره کارشناسی ارشد در رشته های مهندسی برق در آزمون سراسری دانشگاههای دولتی ومهندسی پزشکی گرایش بیوالکتریک در آزمون دانشگاه آزاد اسلامی به نحوی تهیه وتنظیم شده است تا بتواند دانش وتوانایی های لازم را برای داوطلبان فراهم سازد ساختارجزوه بر مبنای ۱۸بخش وشامل مباحث اصلی سیگنال ها-سیستم ها-سری وتبدیل فوریه پیوسته در زمان فیلتر کردن ونمونه برداری مدولاسیون سیگنال های پیوسته در زمان تهیه شده امیدواریم که بتواند به شما کمک کند.
سیستم مجموعه‌ای است از اجزای به هم وابسته که به علت وابستگی حاکم بر اجزای خود کلیت جدیدی را احراز کرده از نظم و سازمان خاصی پیروی می‌نماید و در جهت تحقق هدف معینی که دلیل وجودی آن است، فعالیت می‌کند.سیستم‌ها بی‌شمار هستند. برخی از نمونه‌های سیتم عبارت است از:
ملکولها؛ سلولها؛ نباتات؛ حیوانات؛ انسانها؛ جوامع؛ ماشینها و دیگر نظامهای مکانیکی؛ منظومه‌های کیهانی؛ نظامهای اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگی؛ سیستم اطلاعات؛ کامپیوتر؛ نظامهای تولیدی، آموزشی، تامین اجتماعی، خدمات درمانی، ارتباط جمعی، حسابداری، بایگانی، نظام حقوق و دستمزد، باز نشستگی، ارزشیابی کارکنان و کنترل؛ خطی که با آن می‌نویسیم زبانی که با آن تکلم می کنیم و…….در این مقاله، مفاهیم نظام و سیستم، مترادف گرفته شده اند.
درونداد
درونداد‌ها یا داده‌ها عبارت‌اند از:کلیه آنچه که به‌نحوی وارد سیستم می‌شود و تحرک و فعایت سیستم را سبب میگردد.
فرایند تبدیل (میانداد)
دروندادی که به سیستم وارد می‌شود، طبق برنامه  سیستم، در جریان تغییر و تبدیل قرار می گیرد.
مثال: در نظام دانشگاهی، دانشجو که یکی از داده‌های سیستم است، در فرآیند تبدیل قرار می‌گیرد و ذهن او با مفاهیم، واژه‌ها و مطالب علمی آشنا می‌شود و در نگرش او تغییراتی پدید می آید.
برونداد:
داده‌هایی که در فرآیند تیدیل قرار می گیرند، طبق نظم و سازمانی که بر سیستم حاکم است، به صورت کالا یا خدمت، از سیستم به محیط صادر می شوند. دانشجوی فارغ التحصیل، تحقیق و پژوهش، برخی از ستاده‌های نظام دانشگاهی هستند.
بازخور(باز داد)
بازخور فرآیندی دورانی هستند که در آن، قسمتی از ستاده، به عنوان اطلاعات به درونداد پس خورانده می‌شوند و به این ترتیب سیستم را «خود کنترل» می‌سازد.
برای مثال، چنانچه به علت عدم تطا‌بق آموزشهای دانشگاهی با نیاز‌های واقعی بازار کار، دانشجوی فارغ التحصیل نتواند جذب بازار کار شود، ایجاد اصلاحاتی در نظام آموزشی دانشگاه ضرورت دارد.
سیستم‌های اصلی و فرعی
سیستم ها به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم شده‌اند: سیستم فرعی جزعی است که برخود نظارت دارد و وظیفه خاصی را انجام می‌دهد و برای رسیدن به هدف معینی می‌کوشد؛ این سیستم فرعی که نقش ویژه ای ایفا می‌کند، خود یکی از اجزای تشکیل دهنده سیستم بزرگتری است که میتوان آن را «سیستم اصلی»نام نهاد.
تقسیم سیستم ها به باز و بسته، یکی دیگر از طبقه بندیهای سیستم‌ها است. سیستم بسته، سیستمی ساده است که با محیط خود ارتباطی برقرار نمی‌کند یعنی داده های آن به صورت پایان نا پذیر در حال چرخش است مثل سیستم گردش آب؛ بر خلاف آن سیستم باز، سیستمی است که با محیط خود در ارتباط است یعنی چیزی را می گیرد در فر آیند تغییر و تبدیل قرار می دهد و بعد به محیط باز می گرداند. سیستم‌های بسته در برخورد با محیط، سازمان خود را از دست می‌هد یا جهت فعالیتش تغییر می‌کند.
در هر سیستم، عواملی وجود دارند که در خلاف جهت نظم سیستم عمل می‌کنند و مختل کننده‌ی انتظام سیستم هستند. این عوامل را «آنتروپی» می‌خوانند.آنتروپی به دو نوع تقسیم می‌شود: آنتروپی مثبت که عملگردش در خلاف جهت اصلاح انحرافات و به منظور بقای سیستم در محیط عمل می‌کند.
خواص سیستم باز
۱-    کلیت و جامعیت وجودی
سیستم در کلیت وجودی خود خواصی را ظاهر می‌سازد که در اجزای تشکیل دهندﮤ آن، به تنهایی وجود ندارد، این کلیت نیز نتیجه گرد آمدن اجزاء مجرد نیست، بلکه ارتباط اجزاء با یکدیگر و نحوه ترکیب نظم و سازمان یافتن آنهاست که کلیت سیستم را به وجود می‌آورد.
۲-سلسله مراتب
مراتب وجود یک زنجیره مرتبه ای است که هر یک از مرتبه‌ها، ساخت و خواصی علاوه بر ویژگی های مرتبه پیشین دارد.
۳-همبستگی اجزاء
منظور از همبستگی این است که هر جزء در سیستم، به نحوی با سایر اجزاء مرتبط است و به علت وجود این همبستگی، چنانچه در جزیی خللی وارد شود،سایر اجزاء نیز از آن خلل، متاثرمی گردند.
۴-تناسب اجزاء
بین اجزای هر سیستم، تناسب، سنخیت واکمال متقابل موجود است. وجود تناسب بین اجزاء سبب حفظ هویت و کلیت سیستم می‌شود.
۵-گردش دایره وار
فرآیند درونداد، تبدیل و برونداد، جریانی مستمر و مداوم است.
۶-خاصیت تولید مثل
از دیگر ویژگی‌های سیستم های باز، میل به جاودانگی است. سیستم‌ها گرایش به جاودانه سازی خود دارند و تا جایی که امکان داشته باشد به حیات خویش ادامه می‌دهند.
۷-همپایی
سیستم می‌تواند از راه‌ها و مسیر‌های متفاوتی به هدف واحدی برسد. به عبارت دیگر، حالت پایانی واحدی ممکن است از شرایط اولیه متفاوت و با راههای متفاوتی حاصل شود.
۸-گرایش به فنا
درون سیستم‌ها عواملی به وجود می‌آیند که سیستم را از جهت اصلی آن منحرف می‌سازند و تمایل در جهت عدم تعادل دارند.
۹-گرایش به تکامل
منظور از تکامل، عبارت از پیچیدگی ساخت وتنوع خواص است. چنانچه ساختار سیستم، پیچیده‌تر شود و در اثر آن پیچیدگی، عملکرد‌های متنوعتری از سیستم به ظهور رسد و خواص بیشتری ارائه شود، سیستم متکامل تر شده است.
۱۰-گرایش به تکامل یا خود نکهداری پویا
از دیگر ویژگی‌های سیستمهای باز، خصوصیت تعادل گرایی یا خود نگهداری پویا و حالت پا بر جایی است.
منظور از این حالت که به «هوموستاسیس» معروف است، تلاش سیستم در حفظ متغییر‌های ضروری خود، در محدوده‌ای معین به منظور ادامه حیات سیستم می‌باشد.

فصل دوم : تجزیه و تحلیل سیستم چیست و تحلیل کننده سیستم کیست؟
تعریف تجزیه تحلیل سیستم
تجزیه تحلیل سیستم عبارت است از شناخت جنبه های مختلف سیستم و آگاهی از چگونگی عملکرد اجزای تشکیل دهنده سیستم و بررسی نحوه و میزان ارتباط بین اجزاء آن؛ به منظور دست یابی به مبنایی جهت طرح واجرای یک سیستم مناسب تر است.
تجزیه و تحلیل به ما کمک می‌کند تا موقعیت فعلی سازمان را به خوبی درک کنیم، از جریان کار مطلع شویم و آن را  مورد ارزیابی قرار دهیم و برای رفع نارسائیها و مشکلات، بهترین راه حل را انتخاب و توصیه کنیم.
در یک سازمان، سیستم را مجموعه‌ای از روش‌ها نیز تعریف کرده اند، روشهائی که به یکدیگر وابسته‌ هستند و با اجرای آنها، قسمتی از هدف سازمانی محقق می‌شود روشها نیز به نوبه خود مجموعه‌ای از شیوه‌های مختلف انجام کار هستند که با استفاده از آنها می‌توان به تامین هدف نهائی سازمان کمک کرد.
روش عبارت است از یک رشته عملیات و مراحلی که برای اجرای کل یا قسمتی از یک سیستم انجام می‌شود.
شیوه عبارت است ازتشریح جزئیات و نحوه انجام دادن کار؛ مثل استفاده از کارت جهت حضور و غیاب کارکنان وبا استفاده از کامپیوتر برای تنظیم لیست حقوق کارکنان.

ارتباط مدیریت با تجزیه و تحلیل سیستم
یکی از مهمترین وظایفی که برای مدیران برشمرده‌اند، وظیفه ایجاد تغییر است. مدیران موظفند در عین حال که تعادل سازمان خود را حفظ می‌کنند، همگام با آخرین تغییرات وتحولاتی که در جهان رخ می‌دهد، تغییرات لازم را در سازمان خود به وجود آورند و از جدید‌ترین روش‌ها و شیوه های انجام کار، در اداره امور سازمان خود بهره گیرند.
مدیران باید خود، از عوامل ایجاد تغییر باشند و این اصل را باور داشته باشند که سرعت در پذیرفتن افکار و روش‌های نو، به موفقیت سازمان مطبوعشان کمک می‌کند. آنها باید از همکاران خود بخواهند که در جریان تغییرات، مشارکت موثر داشته باشند و نظرات سازنده و اصلاحی خویش را برای ایجاد تغییرات، مطرح سازند. هرجا که افراد، در فرآیند تصمیم گیری سهیم باشند، همکاری بیشتری در اجرای تصمیم و تغییر نشان می‌دهند هر چه آگاهی افراد از تغییرات و پیامد‌های آنها بیش‌تر باشد، مشارکتشان فزونتر، و مقاومتشان در برابر تغییر، کمتر خواهد بود.
سازمانی پویا و ماندنی است که هدفهای خود را با شرایط و نیازهای متغییر محیطی تطبیق دهد و انعطاف لازم را برای تغییر در ساختار درونی خویش به نحوی که با تغییرات محیطی سازگار باشد، نشان دهد.
با کمک تجزیه تحلیل سیستمها و روش‌ها و شیوه‌های انجام کار، می‌توان اولا: بررسی دوباره‌ای از هدف‌های سازمانی به عمل آورد؛ ثانیا: با نحوه انجام کارها در وضع موجود آشنا شد؛ ثالثا: به کمبودها، نقایص و مشکلات پی‌برد؛ رابعا: با استفاده از روشهای علمی، راهها و شیوه‌های بهتری را انتخاب کرد و به مرحله اجرا گذارد.
چنانچه متخصصین، از خارج سازمان برای تجزیه تحلیل سیستمها و روشهای سازمانی دعوت شوند به علت این که با مشکلات سازمانی خو نگرفته‌اند، بهتر خواهند توانست به نقایص موجود پی ببرند و کمبود‌ها را تشخیص دهند. به علاوه، این افراد با تجربه و مهارتی که در کار خود احراز کرده‌اند، با دید علمی‌تری نسبت به بررسی سیستمهای سازمانی اقدام خواهند کرد. از طرف دیگر، عده‌ای از صاحب‌نظران معتقدند که تجزیه تحلیل امری دائمی و مستمر است و بهتر خواهد بود که واحدی در سازمان برای این منظور دایر شود و این وظیفه مهم را به طور مداوم بر عهده گیرد. به علاوه، شاید کارکنان سازمان چندان مایل نباشند که کارشان توسط افرادی خارج از سازمان مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

وظایف واحد تجزیه تحلیل سیستم‌ها
چنانچه واحد تجزیه تحلیل سیستم‌ها در داخل سازمان به وجود آید،به عنوان واحد ستادی عمل می‌کند و مدیران را در اجرای وظیفه ایجاد تغییر مدد می‌رساند.
ذیلا به اهم وظایف واحد تجزیه و تحلیل سیستم‌ها و روشها اشاره می‌شود:
۱-    بررسی و تجزیه وتحلیل ترکیب و ساخت سازمان به منظور ایجاد تشکیلات مناسب با احتیاجات سازمان.
۲-    استقرار مناسب ترین سیستم‌ها، روش ها و شیوه‌های انجام کار درسازمان.
۳-    تهیه اطلاعات دقیق و به هنگام برای مدیران و مقامات مسئول .
۴-    کوشش در هماهنگ ساختن سازمان با آخرین تغییرات وپیشرفت‌ها ازطریق تجزیه وتحلیل مداوم ومستمر سیستم‌ها و روش‌ها .
۵-    تدوین دستور العمل‌های کتبی و مدون به توصیه مقامات مسئول سازمان.
۶-    بررسی وتجزیه وتحلیل نحوه تقسیم کار، به منظور تقسیم منطقی و صحیح کار بین کارکنان.
۷-    بررسی وتجزیه و تحلیل نمودار جریان کار ، به منظور جلوگیری از تداخل و تکرار و حذف مراحل زائد کار .
۸-    بررسی و تجزیه و تحلیل نحوه تخصیص جا و مکان ، به منظور استفاده موثر از نیروی انسانی و تحصیلات فیزیکی کار .
۹-    اندازه گیری کار به منظور کوتاه کردن زمان انجام کار و ایجاد سرعت در ارائه کالاها و خدمات به مشتریان و ارباب رجوع.
۱۰-بررسی و کنترل فرم های موردنیاز سازمان .
۱۱- بررسی و تجزیه و تحلیل سیستم بایگانی و مدیریت امور اسناد .
۱۲- بررسی نحوه استقرار و اجرای سیستم های جدید « از قبیل سیستم های مکانیزه و کامپیوتری».
۱۳- اعتلای روحیه تعاون و همکاری بین کارکنان سازمان.
۱۴-    تلاش در جهت افزایش سطح اثر بخشی و ثمر بخشی در کل سازمان.

فواید تجزیه و تحلیل سیستم‌ها
۱-    جهت بررسی مسائل مشکلات سازمانی.
۲-    با تجزیه و تحلیل سیستم‌ها است که می‌توان کار را ساده کرد و به افزایش بهره‌وری سازمانی یاری رساند.
۳-    اقدامی در جهت مدد رسانی به مدیران و مقامات مسئول در امر سیاست گذاری و تصمیم‌گیری دانست.
۴-    می‌توان ساختار سازمانی را مناسبتر و روشهای اجرائی کارآمدتر و شیوه‌های عملیاتی پر ثمر‌تر به وجود آورد.
۵-    می‌توان از نیرو وتلاش کارکنان بهترین استفاده را کرد.
۶-    از میزان خطاها وشتباهات کاسته می‌شود.
۷-    روشهای به دست آوردن اطلاعات دقیق و به هنگام از وضع موجود است.

تحلیل کننده سیستم کیست؟
تحلیل کننده یا آنالیست، فردی است علاقه‌مند به کار تجزیه تحلیل سیستمها و روشها و متخصص در این زمینه که با استفاده از آموخته های علمی و تجارب عملیش، صلاحیت لازم جهت انجام دادن بررسی‌های جامع و همه جانبه در امر تجزیه وتحلیل را واجد است.
برخی از ویژگی ‌های آنالیست از این قرار است:
۱-    آنالیست باید به کار تجزیه و تحلیل معتقد و علاقه مند باشد.
۲-    آنالیست باید دارای ذهنی پرسشگر باشد.
۳-    آنالیست موظف است اجزای سیستم را در ارتباط با یکدیگر ببیند و آنها را به صورت هماهنگ و متحد در آورد.
۴-    آنالیست باید متوجه نقش مهم کارکنان سازمان باشد و با مسائل انسانی و ریزه کاری‌های رفتار کارکنان در سازمان آشنا باشد.
۵-    آنالیست بایستی با بررسی کامل و برخورد سیستمی، علت‌ها را از معلولها تشخیص دهد و برای رفع مشکل، نسبت به شناخت علل اصلی به وجود آورنده مشکل، اقدام کند و راه حلهای منطقی و عقلایی،جهت برطرف کردن علل واقعی ارائه دهد.
۶-    آنالیست باید واقعیت را همان گونه که هست ببیند و بکوشد حالت بی طرفی خود را حفظ کند.
۷-    آنالیست باید به ابعاد اخلاقی و جنبه های ارزشی نیز توجه داشته باشد.
۸-    آنالیست باید صبور باشد.
  • بازدید : 150 views
  • بدون نظر

قیمت : ۷۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۹۲    کد محصول : ۱۱۸۹۲    حجم فایل : ۱۳۱۰ کیلوبایت   
با سلام و احترام در خدمت شما هستم با معرفی مقاله با موضوع بررسی سیستم ها و مدارهای مجتمع (IC) کد کننده سیگنال گفتار با استاد راهنما دکتر منصور شیخان و نگارش علی اسلام زاده در  بهمن ۱۳۸۶ . گزارش کار آموزی PDF فارسی در قالب ۹۲ صفحه به همراه عکس به صورت کامل در باره بررسی سیستم ها و مدارهای مجتمع (IC) کد کننده سیگنال گفتار
را برای دانلود شما عزیزان قرار دارم امیدوارم لذت ببرید و استفاده کنید ..


عتیقه زیرخاکی گنج