• بازدید : 37 views
  • بدون نظر
این فایل در ۹۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انواع مختلفی از سازهای به کار رفته در موسيقی های ملل مختلف جهان از جمله ايران و انواع متنوع تر آنها که در موسيقی غربی و بيشتر به صورت دسته جمعی در ارکستراسيونهای غربی به کار گرفته می شوند دارای ساختار مختلف و مواد به کار رفته متفاوتی می باشد، اما تمامی سازها را می توان به طور کلی به چهار دسته يا گروه اصلی تقسيم بندی نمود که عبارتند از:
۱-سازهای زهی
۲-سازهای بادی: سازهای بادی چوبی، سازهای بادی برنجی
۳-سازهای ضربی: سازهای ضربی پوستی، سازهای ضربی سنجی يا فلزی
۴-سازهای کلاويه ای (پدال دارد) 
اين مجموعه به معرفی و بررسی متداول ترين سازهای کلاسيک و بومی ايران و ارکستر سمفونيک جمع آوری شده است.که بطور برجسته به بررسی سازهای بادی ايرانی مانند نی، سرنا، کرنا، دوزله، بالابان و … / سازهای بادی چوبی مانند فلوت، پيکولو، ابوا، کلارينت، فاگوت و … / سازهای بادی برنجی مانند ترومپت، ترومبون، هورن، توبا و … از لحاظ تاريخچه، ساختمان، ساختار و قسمتهای مختلف ساز، رنج صوتی و ميدان صوتی، نحوه قرارگيری در ارکستر، رنگ صدا، کاربرد آنها و … سخن گفته ايم. 
مقدمه 
ساز بادی سازی است که دارای تشديدکننده‌ای معمولاً لوله يا مجرای توخالی است که در آن ستونی از هوا يا در اثر دميدن نوازنده در دهنی مانند نی و يا توسط دستان او مانند آكاردئون به ارتعاش در می‌آيد. تغيير در ارتفاع يا اجرای نت‌ها با باز و بسته کردن کليدها برای بلند وکوتاه کردن طول لوله تشديد کننده يا سوراخ‌های روی ساز يا تغيير حالت لب و دهان نوازنده انجام می‌شود.
سازهای بادی را به دو دسته بزرگ بخش می‌کنند: سازهای بادی چوبی و سازهای بادی برنجی. مهمترين عضو خانواده سازهای بادی فلوت کلاسيک می باشد. اما اين نام‌ها را نبايد به معنی آن گرفت که لزوماً اين سازها از چوب يا برنج ساخته شده‌اند. مثلاً ساکسوفون از نظر ساختمان و نحوه توليد صدا بسيار به کلارينت نزديک است و مانند کلارينت جزو سازهای بادی چوبی به‌شمار می‌رود هرچند که بدنه آن از برنج يا فلز ديگری ساخته می‌شود. يا فلوت ريکوردر که در گذشته بسيار رايج بود و از چوب ساخته می‌شد و امروز برای آموزش موسيقی به کودکان رواج دارد و از پلاستيک ساخته می‌شود ولی جزو سازهای بادی چوبی است. در واقع فرق اين دو دسته نه در جنسی است که از آن ساخته شده‌اند بلکه به نحوه توليد صدا در دهنی آن‌ها مربوط می‌شود. در سازهای معروف به برنجی صدا از لرزيدن لب‌های نوازنده درون کاسه دهنی حاصل می‌شود و در سازهای معروف به چوبی صدا از لرزش قميش يا لرزش لايه‌های هوا در گذر از روی تيغه يا لبه دهنی به‌وجود می‌آيد.
انواع سازهای بادی:
دسته سازهای بادی مشروحه به دو رده کلی تقسيم می شوند:
۱-رده بادی های چوبی که خود بر سه قسم هستند:
 قسم اول: سازهاي بي زبانه مانند ني و بالابان كه هوا بطور ساده يا با برخورد به لبه سوراخ ورود به داخل لوله وارد می شود.
قسم دوم: سازهاي يك زبانه مانند دوزله كه هوا در ورود به لوله زبانه اي ازجنس ني به نام قميش را مي لرزاند.
قسم سوم: سازهاي دو زبانه مانند سرنا كه هوا از ميان دو تيغه نازك متكي به هم از جنس نی عبور کرده، سبب لرزش آن دو می شود.
بديهي است كه كيفيت صدا در هر يك از انواع سازهاي بالا با يكديگر متفاوت است.
۲-رده بادي هاي برنجي مانند كرميل كه به عوض سوراخ يا زبانه، دهاني اي لنگي يا فنجاني شكل دارند و لبهاي خود عبورداده به درون لوله مي فرستد. كيفيت صدا در اين رده قوي تر و درخشان تر است. 
نيروي محركه توليد صوت در تمام سازهاي بادي هوا و در قسمت اعظم آنها نفس آدمي است كه در نوع اخير نوازنده ساز نمي تواند صوتي را بيش ازمدت معيني بكشد زيرا او براي تازه كردن نفس احتياج به قطع صوت دارد. زير و بم شدن صوت در سازهاي بادي به چند عامل بستگي دارد كه مهمترين آنها كوتاهي با بلندي لوله و نيز قطر مقطع آن است؛ به عبارت ديگر هر چه لوله كوتاه تر و نازك تر شود صوت حاصل زيرتر خواهد بود، عامل ديگر فشار هوا است. به اين ترتيب كه هر چه هوا با فشار بيشتري به لوله داخل شود صوت حاصل در فواصل معيني زيرتر خواهد شد. قسمت اعظم سازهاي بادي سازهای انتقالي هستند، يعني اصوات حاصل از اجراي هر نت به نسبت معيني زيرتر يا بم تر از اصوات استاندارد شده در سازهاي غيرانتقالي است.
فصل اول
سازهای بادی ايرانی
سازهای بادی ايرانی :
بُرغو، بُرغوا
از آلات بادی قديمی به شکل شاخ ميان تهی است که در آن دميده می شده، نوعی از آن از جنس برنج با طول سه برابر سرنا ساخته و از آن سه نغمه ” ا، يا، بح” معادل ” دو، می، دو” استخراج می شده در واقع سازی مانند کُرنا است. نوعی از آن قلمی از جنس فولاد مخصوص است با شيارهای ديواره وظيفه تراش دادن را در ساختمان ساز به عهده دارد.
شاخ آبنوسی
از سازهای بادی چوبی قديمی است که شکل و شمايل شاخ داشته و از جنس چوب آبنوس احتمالاً به شکل شاخ تراشيده و داخل آن را خالی می کرده اند.
بوق
معرب آن بوکسينا و از آلات بادی می باشد. بوق سازی ساده و مارپيچی شکل است با امتداد مخروطی و دهانه ای بازتر و طولی بين ۴۰ تا ۸۰ سانتيمتر که با دميدن از دهانه کوچک نواخته می شود. نوع قديمی
آن از جنس شاخ يا استخوان و يا فلز بوده. نوع ديگر آن را شيپور دستی يا کوچک می نامند که شکارچيان از آن استفاده می کرده اند. از بوق در مراسم و مجالسی مانند بزم و رزم، شکار، حرکت سپاه و شروع جنگ يا عقب نشينی و به طور کلی فرامين و علائمی از طريق صدای بوق بکار می رفته، بوق با ابعاد کوچک تا بزرگ آن و از جنسهای مختلف تقريباً در نزد اکثر ملل وجود داشته و در عزاداری و تعزيه و يا صور جمع و جلب توجه يا خبر نمودن مردم بکار می رفته است.



نی (نای)
لطيف ترين صدای سازهای ارکستر موسيقی ايرانی بی شک متعلق به نی است. نی يا نای قديمی ترين ساز بشر است. انواع و اقسام اين ساز در موسيقی های مقامی ايران وجود دارد و نوع متداول آن در موسيقی رسمی رديف دستگاهي، نی هفت بند است. تکنيک نواختن نی به شيوه امروزی را از استاد نايب اسدالله اصفهانی می دانند.
ساده ترين نوع ساز بادی است که متشكل از يك لوله استوانه اي از جنس ني كه سراسر طول آن از هفت بند و شش گروه تشكيل شده است به اين دليل اين ساز را ني هفت بند نيز مي گويند. ني به قطرهاي متفاوت از ۵/۱ تا ۳ سانتيمتر و طولهايي مختلف حدود ۳۰ تا ۷۰ سانتيمتر ساخته شده است. در تمام آنها روي لوله، كمي در قسمت پايين ۵ سوراخ در طرف جلو و يك سوراخ در قسمت عقب قرارگرفته و در يك يا دو انتهاي ني روكشي برنجي با طولي كوتاه لوله نئي را پوشانده است و لبه لوله در قسمت دهاني آنقدر تيز است كه مي تواند لای دندانها قرار گيرد. 
ني از انواع سازهاي بي زبانه است. هوا توسط نفس نوازنده از انتهاي بالايي به درون فرستاده شده و قسمت اعظم آن از نزديكترين سوراخ باز خارج مي شود. بنابراين باز و بسته شدن سوراخها به توسط انگشتان هر
دو دست نوازنده، طول هواي مرتعش و طول موج ارتعاش را زياد و كم كرده و در نتيجه صوت زير و بم مي شود. 
ساز را نمي توان كوك كرد، يعني كوك آن راچنانكه در سازهاي زهي با پيچاندن گوشي ها ميسر است، تغيير داد. بدين نسبت نمي توان آن را با ساز ديگر منطبق كرد و از اين رو معمولاً درنقش تكنواز ظاهر مي شود. گاه اگر چه بسيار به ندرت كه بخواهند از صوت ني در همنوازي اركستر استفاده كنند، ناگزير نوازنده ساز تعدادي ني را با كوكهاي مختلف فراهم كرده و در دسترس خود مي گذارد تا در طي همنوازي با همراهی صدای خواننده به تناسب موقع از يکی از نی ها استفاده کند.
يکی از کهن ترين سازهای جهان می باشد که در هر فرهنگ و در نزد ملل مختلف از جنسهای مثل چوب، نی خيزران و فلزاتی مانند روی، آهن، مس، برنج و غيره و در ابعاد و اندازه های (بلندی –  کوتاهی) مختلف ساخته شده است و به عنوان ساز تنهايی، ساز چوپانی و غيره ناميده می شود. ساخت نی ملهم از نای (حنجره) انسان است و به همين دليل نزديکترين صوت را از نظر تُن و حالات به صدای انسان دارد. فارابی اشرف آلات موسيقی را حلق انسان می داند و  دوم از نی (نای) نام می برد. نی بی زبانه مشهور و متداول است و نی هفت بند ناميده می شود که از چوب نی خودرو و با تعداد هفت بند و به شکل لوله ای صاف می باشد که در فواصل تقريباً مساوی يک کنگره يا بند به صورت طبيعی قرار دارد.
وسعت صداي ني حدود دو اكتاو و نيم است، ولي ميدان صدا يا كوك در سازهاي مختلف متفاوت مي كند. 
اجراي اصوات در اكتاوهاي بالاتر بوسيله فشار هوا عملي است. به عبارت ديگر با دو برابر كردن فشار صداهاي حاصله يك اكتاو زير مي شود و بايد دانست كه هر ني فاقد يكي دو صدا است. ني از دسته سازهاي محلي است و تقريباً در تمام ايران معمول است. نوازندگان محلي با ابتكاري سنتي تا اندازه اي ازقطع شدن صداي ساز، هنگام تازه كردن نفس جلوگيري مي كنند. توضيح آنكه در حين نواختن هوا را از بيني به ريه و نيز به لُپها داخل كرده، ذخيره مي كنند و اين هوا را به تدريج به درون لوله مي فرستند. 
امروزه انواع نی در موسيقی محلی ايران نواخته می شود و هر کدام نام خود را دارد مانند دوزله، شمشال، سرنا، نای، بالابان و غيره.

       شکل (۱-۱ ) نی

        شکل (۲-۱ ) نی
بيشه (نيشه)
از آلات موسيقی چوبی يا نی بادی مورد استفاده شبانان و چوپانها، که نيشه نيز ناميده می شود و عبارت از نايی است مشابه نی که نوازنده همچون نی از آن استفاده می کند. در زبانهای محلی فيگو نيز ناميده می شود.
ساز دونای
نوعی ساز با دو لوله به هم چسبيده. با طول و ضخامتی مساوی که هر يک دارای پنج سوراخ بوده اين نای مختص ايرانيان بوده و در آثار مختلف از آن ياد شده است. وسعت صوتی دونای يک اکتاو کامل است. و در يک نقش برجسته آشوری شکل آن ديده می شود. نوعی از آن وجود دارد که از دو نی به هم وصل شده تشکيل گرديده يکی دارای سوراخ و ديگری بدون سوراخ و يا تک سوراخه بوده و صدای ثابتی دارد.
دی دی
از آلات بادی موسيقی بلوچستان و شامل دو نی کاملاً مجزا از هم که هر يک با طول متفاوت ساخته شده. نی طولانی تر دارای هفت سوراخ و طول تقريبی ۶۵ سانتيمتر و نی کوتاهتر دارای ۱۰-۹ سوراخ و طول تقريبی ۴۰ سانتيمتر می باشد. نی بزرگتر مجری ملودی و نی کوتاهتر واخوان می باشد.
سُرنا
از آلات بادی قديمی که معمولاً با همراهی دهل در مجالس و به خصوص در روستاها و اماکن ديگر نواخته می شود و نام آن مرکب از سور يا سُر به معنی جشن و سرور و نای به معنی نی می باشد، که در جشنها و اعياد نواخته می شده و صدايی شاداب دارد. 
اين ساز متشكل است ازيك لوله مخروطي شكل که طول تقريبی آن بين ۳۰ تا ۴۵ سانتيمتر می باشد. (نوع بلندتر آن تا ۶۰ سانتيمتر می رسد) كه درانتهاي بالايي آن قميش قرارمي گيرد. سرنا از دسته سازهاي دوزبانه است و به اين ترتيب قميش آن از دو تيغه متكي به هم تشكيل شده و انتهاي آن دو در حلقه ای مسطح محصور شده است.
در روي لوله تعداد ۶ تا ۷ سوراخ تعبيه شده و نوازنده با گذاشتن و برداشتن انگشتان هر دو دست، اصوات حاصله را زير و بم می کند.
 طريقه دميدن آن بدين شکل است که نفس از بينی کشيده در دهان نگه می دارند تا دهان پُر شود. سپس از مخرج ساز که قميش دارد وارد ساز شده و از سر گشاد آن صوت خارج می شود. و اين ساز در بسياری از مناطق ايران همچون کردستان، لرستان، فارس، بختياری و غيره مشاهده می شود. و به زبان محلی آن را ساز می نامند. (وجه تسميه ساز و دهل از همين مرجع است که هميشه با يکديگر می آيند) جنس سرنا از چوب است با زبانه دوتايی و از جنس نی و با وسعت صوتی يک اکتاو که سرناهای بزرگتر صدای بمتری دارند. در نواختن سرنا همانطور که ذکر شد دو عدد زبانه يا قميش قبل از نواختن ساز نمناک شده و نوازنده با شُش های پُر، هوا را در دهان جمع کرده و در زبانه می دمد و فشاری که بر پشت هوای دم قرار دارد و از مابين دو قميش عبور می کند باعث عبور با جريان هوا و در نتيجه توليد صدا می شود.
ريشه لغت سرنا:
سرنا و کرنا هر دو به معنی بوق و با لغت Horn در انگليسی از يک ريشه می باشند. در اصل در ميان اقوامی که زبان هند و اروپايی اوليه را صحبت می کردند اين ساز به علت اينکه از شاخ حيوانات ساخته می شد به اين اسم ناميده شده. شاهد ديگری که به اين ادعا و مشابهت مهر تائيد می زند نام ذوالقرنين به معنی دارنده دو شاخ است. قَرن که معرب کَرن است (که در اسم کرنا مشاهده می شود) به معنی شاخ می باشد. البته سرنای کنونی به مراتب از بوقهای شاخی اوليه پيشرفته تر است، ولی عضوی از خانواده سازهای بادی به شمار می آيد.
سرنا در ايران: سرنا سازی نه تنها محلی، بلکه قديمی است. در اشعار شعرای ايران به کرات نام سرنا يا سورنا يا سورنای آمده است. در نواحی بختياری و دزفول سرنای کوچک معمول است. سرنای محلی معمولاً با دهل نواخته می شود.
رخنه در فرهنگ: همچنين ضرب المثلی در پارسی برگرفته از اين ساز ساخته‌شده‌است که می‌گويد: « آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش می زند. »

عتیقه زیرخاکی گنج