• بازدید : 42 views
  • بدون نظر

خرید ودانلود فایل تحقیق جمهوری اسلامی ایران و سازمان همکاری های شانگهای-دانلود رایگان تحقیق جمهوری اسلامی ایران و سازمان همکاری های شانگهای:-خرید اینترنتی تحقیق جمهوری اسلامی ایران و سازمان همکاری های شانگهای-دانلود فایل تحقیق جمهوری اسلامی ایران و سازمان همکاری های شانگهای-تحقیق جمهوری اسلامی ایران و سازمان همکاری های شانگهای

این فایل در ۵صفحه قابل ویرایش برای شما تهیه شده است ودارای اطلاعات کاملی درباره مسائل ایران وشانگهای است به توضیحات تکمیلی حتما توجه فرمایید.

 

 

 

 

كشورهاي روسيه، چين، قزاقستان و تاجيكستان در سال ۲۰۰۱ سازمان همكاريهاي شانگهاي را براي تقويت محور همكاريهاي خود تاسيس كرده و سپس ازبكستان به عنوان عضو دائم و كشورهاي ايران، هند، پاكستان و مغولستان به عنوان ناظر به آن پيوستند. همچون هر سازمان دیگری این سازمان نیز دارای اهدافی است که مشترکا توسط اعضاء دستیابی به آنها پی گیری می گردد. این اهداف عمدتا امنیتی و سپس سیاسی و در درجات بعد نظامی و اقتصادی است. در عین حال هرکدام از اعضاء و ناظرین این سازمان اهداف مخصوص به خویش نیز از اشتراک خود با دیگران در این سازمان دارند. واقعیت آن است که این سازمان در سالهای اخیر موفقیت های شایان توجهی در زمینه مقابله با جهان تک قطبی، مبارزه با مواد مخدر و تروریسم بدست آورده است.

 

سئوال اساسی مقاله من آن است که ایران از پیوستن به سازمان شانگهای بدنبال چیست؟ برای روشن شدن مطلب چند نکته را مطرح می نمایم:

 

 (1

ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی موضوع منطقه گرایی را بشدت دنبال نموده است. این سیاست در مجموعه اهداف، راهبردها و سیاست های خارجی ایران منطبق با اهداف سیاست خارجی ایران منعکس در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است. رجحان روابط با همسایگان، کشورهای مسلمان و کشورهای در حال توسعه همگی در چتر منطقه گرایی ایران قابل جمع شدن است.

 

ایران از مزیت ژئوپلیتیکی منحصر بفردی بهره می برد. ایران عضوی از مجموعه کشورهای خاورمیانه است و در عین حال بخشی از زیر مجموعه آسیای جنوب غربی و در عین حال عضوی از گروه کشورهای خلیج فارس و دریای خزر و در عین حال در بخش آسیای مرکزی بزرگ که تعریف جدیدی از همان منطقه خراسان بزرگ تاریخی است جای می گیرد. تا قبل از فروپاشی اتحاد شوروی ایران تنها از مزیت های خود در خلیج فارس و خاورمیانه استفاده می نمود. در فردای دسامبر ۱۹۹۱، به یکباره فرصت های متعددی در شرق، شمال شرق و شمال غرب کشور بر روی ایران گشوده شد. ۱۰ کشور جدید در قفقاز، آسیای مرکزی و کناره خزر به یکباره به ایران موقعیت جدیدی در همکاری های خود با کشورهای همسایه اش بخشیدند و نگرانی های امنیتی ایران ناشی از همسایگی با یکی از ابرفدرت های جهان را کاملا منتفی نمودند.

 

ایران در سالهای انتهایی قرن بیستم نگاه ژرفتری به کشورهای ماوراء همسایگان جدید انداخت و عمق استراتژیک خود را در همکاری با کشورهای آسیایی یافت. چین، هند، مالزی و اندونزی کشورهایی بودند که با توجه به هویت آسیایی خود، جمعیت فراوان، رشد سریع و پیشرفت در بخش های صنعتی و تکنولوژیک توجه ایران را جلب نمودند. همچنین در سالهای اول قرن بیست و یکم به تدریج بازار تقاضای انرژی بصورت کلی و سوخت های فسیلی بصورت خاص از اروپا و آمریکا به شرق متمایل گردید و با توجه به نیاز فزاینده به نفت و گاز در کشورهای چین، ژاپن ، ایران تعادل عرضه و تقاضا را در تعامل بیشتر با کشورهای آسیایی دید.

 

اختلافات ایران با غرب از جمله مشغولیات همیشگی سیاست خارجی ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی است. حتی در قبل از انقلاب نیز سیاست خارجی ایران بدون هرگونه تفاوت و یا در هماهنگی کامل با منافع غرب نبود. اصولا اندازه کشور، فرهنگ و مذهب، سنت های تاریخی و ظرفیت های بالقوه ایران، سیاست خارجی ایران را به نوعی مشخص و منحصر بفرد می سازد که علیرغم تلاش تصمیم گیران ایرانی و غربی در پیش از انقلاب برای همگرایی کامل، این موضوع هیچگاه محقق نگردید. در پس از انقلاب سیاست های استقلال گرایانه ایران باعث تشدید اختلافات این کشور با کشورهای غربی گردید. اما در طول دهه های ۸۰ و ۹۰ میلادی این اختلافات با تدبیر دوطرف علی الخصوص نگاه واقع گرایانه برخی از کشورهای اروپایی مدیریت شده و در سطوح سیاسی و اقتصادی باقی می ماند. اما از ۲۰۰۳ با اصرار آمریکا روابط ایران با کشورهای غربی به حالت بحرانی رسیده و از رقابت های سیاسی و اقتصادی به منازعات امنیتی و نظامی رسیده است. پرونده هسته ای ایران باعث تشدید فشارهای غرب در محدود سازی ایران در دسترسی به فنآوری های پیشرفته، عدم رسیدن به توافقات عمده مانند قرارداد همکاری و تجارت مابین اتحادیه اروپایی و ایران، ارسال پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت ملل متحد و تدوین تحریم های عمده تکنولوژیکی، علمی، مالی و تهدید به استفاده از تحریم های گسترده تر شده است. از این طرف نیز نگاه ایران به روابط خارجی خود با کشورهای غربی و بخصوص آمریکا با رجحان امور امنیتی و نظامی شکل می گیرد. در چنین حالتی گرایش به به کشورهای آسیایی می تواند به ایران این مجال را بدهد که اولا برنامه ریزی برای استفاده از ظرفیت همکاری با کشورهای شرقی و شمالی خود برای روزهای سخت را در ذهن داشته باشد و ثانیا از پتانسیل این کشورها برای مقابله با تحریم ها و تهدیدات استفاده نماید. اکنون استفاده از امکانات دریای خزر، آسیای مرکزی و قفقاز میتواند بعنوان مکمل و یا بدیل هایی برای مجاری سنتی ارتباط ایران در خلیج فارس و از طریق ترکیه مد نظر باشد

  • بازدید : 52 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انقلاب و تحولات اجتماعي همواره در جوامع مختلف بشري و در طول تاريخ زندگي او، حادث شده است و آدمي براي تغيير وضع موجود تا رسيدن به وضع مطلوب همواره در تلاش و کوشش بوده است . تکاپوي انسان در رسيدن به کمال مطلوب ، انديشه ظرف مناسب اين پويش را در ذهن او متبادر ساخته و آدمي براي رسيدن به آن کمال ، نيازمند به محيط اجتماعي مطلوب ، انساني و متکي بر قوانين لايتغير الهي بوده ، اين کمال جويي و خداخواهي فطري او پايه و اساس همه حرکات ، جنبشها و انقلابات است . خواه اين انقلابات به نام طبقه کارگر، به نام آزادي ، به نام بورژوازي و يا مستقيما به نام پروردگار باشد،
چالمرز جانسون 
يکي از نظريه هايي که در مکتب کارکردي درباره انقلاب عرضه شده است ، نظريه چالمرز جانسون است . به نظر وي انقلاب را مي بايست در زمينه سيستم هاي اجتماعي مطالعه کرد و اساسا جامعه شناسي ثبات پيش از جامعه شناسي انقلاب مي آيد. در درون يک سيستم اجتماعي متعادل ممکن است تغييراتي پديد آيد و در نتيجه تعادل سيستم به هم بخورد. تغيير اساسا ۴منبع دارد :
۱- منابع خارجي تغيير در ارزشها، مانند ورود عقايد وايدئولوژي هاي خارجي به درون جامعه متعادل.
۲- منابع داخلي تغيير در ارزشها، مثل پيدايش عقايد ويا مصلحان در درون نظام.
۳- منابع خارجي تغيير در محيط ، مانند تاثيري که انقلاب صنعتي بر جوامع گوناگون گذاشت.
۴- منابع داخلي تغيير در محيط ، مانند رشد جمعيت ويا پيدايش گروههاي جديد به نظر جانسون ممکن است اين تغييرات از طريق اعطاي امتيازات و يا پذيرش تحولات ، کنترل شوند ودرنتيجه تعادل ميان محيط و ارزشها اعاده شود. اما اگر چنين کنترل به عمل نيايد ، وضعيتي پيش مي آيد که نويسنده آن را «اختلالات چندگانه» (multipledysfunctions) مي نامد. در اين وضعيت که جامعه به خودي خود متعادل نيست ، گروه حاکم مي بايست به اعمال زور جهت حفظ انسجام جامعه متوسل شود. نتيجه چنين سياستي اتلاف منابع قدرت (powerdeflation) به وسيله رژيم است که بعلاوه موجب از دست رفتن مشروعيت سياسي دستگاه قدرت مي شود. بدين ترتيب گروه حاکمه سرسختي که زيربار پذيرفتن دگرگوني هاي نو نمي رود، با وضعيتي انقلابي مواجه مي شود که مرکب از اختلالات چندجانبه و اتلاف منابع قدرت و خدشه در مشروعيت است . ازنظرساختاري و يا کارکردي ، اين وضعيت شرايط لازم براي وقوع انقلاب را فراهم مي کند. اما شرط کافي براي وقوع انقلاب ناتواني گروه حاکم در کاربرد وسايل زور و سرکوب است . با ذکر اين شرط اخير، جانسون به نظريه سياسي يا رئاليستي انقلاب نزديک مي شود؛ اما اساسا به نظر او انقلاب و تحول ساختاري ، نتيجه ناهماهنگي ميان ارزشها و محيط است . (انقلاب و بسيج سياسي – بشيريه حسين ، ۱۳۷۲، ص ۵۲-۵۳) نظر جانسون را مي توان به طور خلاصه چنين بيان کرد: انقلاب وقتي روي مي دهد که يک دولت مشروعيت ، اعتبار و اعتماد خود را پيش ملت خود از دست بدهد. اين هنگامي اتفاق مي افتد که دولت به ارزشهاي اجتماعي حاکم در ميان مردم توجه نکند. در نتيجه يک ناهماهنگي غيرکارکردي (dysfunction) بين نظام اجتماعي و دولت و يا نظام حاکم پيش مي آيد. يک نظام اجتماعي وقتي دچار بحران مي شود که ارزشهاي اجتماعي «سينکرونيزه» نشوند؛ يعني مانند چرخ دنده هاي ماشين ، دنده ها جا نروند. اين ناهماهنگي هنگامي پيش مي آيد که ارزشهاي جديد و نامتناسب با نظام اجتماعي (يعني ارزشهاي مغاير با ارزشهاي سنتي) وارد جامعه مي شوند. وقتي فرآيند و جريان انقلاب آغاز شود ، آن گاه اين جريان توسط عوامل شتاب بخش تقويت مي شود. مهمترين عوامل شتاب بخش عبارتند از : 
۱- پيدايش يک رهبر قوي الهام دهنده يا پيامبر.
۲- تشکيل يک سازمان نظامي انقلابي مخفي.
۳- شکست ارتش در يک جنگ که موجب تضعيف روحيه و سازمان آن شود. (توسعه و تضاد رفيع پور فرامر-توسعه ۱۳۷۷ص ۴۲) 
 
نسبت نظريه جانسون و انقلاب اسلامي
از نظر چالمرز جانسون ، مدرنيزه کردن جامعه و ورود فناوري جديد ، تحولات سريعي به بار مي آورد که باعث ورود ارزشهاي جديد نامتناسب با نظام اجتماعي (ارزشهاي مغاير با ارزشهاي سنتي) و عدم توجه دولت به ارزشهاي جديد حاکم شده ، همچنين موجب ازدست دادن مشروعيت نظام مي شود که ناهماهنگي غيرکارکردي نيز به وجود مي آورد. حال اگر يک رهبر قوي و يا يک سازمان نظامي انقلابي وجود داشته باشد و يا بر اثر شرايطي ارتش دچار شکست و يا تضعيف روحيه شده باشد ، وقوع انقلاب در اين جامعه اجتناب ناپذير است . با توجه به نظر جانسون مي توان گفت جامعه در شرف انقلاب اسلامي به صورتي مصنوعي و ناقص تحت مدرنيزه شدن قرار گرفته و فناوري جديد و مدرن وارداتي موجبات تحولات سريع در برخي از ابعاد جامعه شده که با خود ارزشهاي جديد نامتناسب با نظام اجتماعي و مغاير با ارزشهاي سنتي آورده بود. حکومت نيز سرمست از تحولات صوري و نضج ارزشهاي جديد در بين قشر نوکيسه و بي توجهي عمدي به ارزشهاي سنتي جامعه ، مشروعيت خود را از دست داد که اين موجب نوعي ناهماهنگي و عدم کارکرد مناسب بسياري از پديده هاي اجتماعي شد. در اين هنگام وجود يک رهبري قوي (امام خميني) و وجود يک مردم انقلابي باايمان و اعتقاد مذهبي در درجه اول و وجود يک سازمان شبه نظامي انقلابي (رقيق) در درجه دوم و ارتشي که ريشه مردمي داشت و از آنها جدا نبود و سران آن نيز تربيت نظامي مستقل از شخصيت شاه و امريکا نداشتند تا خود مستقل (در بين بي تصميمي هاي شاه و چراغ سبزهاي امريکا) دست به اقدام زنند، فرآيند انقلاب اجتناب ناپذير بود و سيل بنيان کن انقلاب همه آن دستاوردهاي رژيم استبدادي را و همين طور هرم قدرت را از بين برد. به اين ترتيب مدرنيزه کردن صوري جامعه توسط رژيم شاه ، ناهماهنگي ايجاد کرد و اين ناهماهنگي خود به عنوان يکي از عوامل به وجود آورنده انقلاب اسلامي در ايران شد.









تحلیل گران سیاسی وانقلاب امام خمینی


به لحاظ تكوين و رشد انقلاب در شرايطي استثنايي و بهره‌گيري از تأييدات غيبي واعتماد دوجانبة آن برانديشه معنوي و عرفاني امام از سويي و برباور‌‌هاي عميق مذهبي مردم از سوي ديگر،تحليل‌گران سياسي‌،  مراكز اطلاعاتي وتحقيقاتي‌،  و سازمان‌‌هاي  جاسوسي قدرت‌‌هاي بيگانه كه درارزيابي و سنجش تحولات جامعة ايران وميزان موفقيت احتمالي رهبري مذهبي آن‌،  معيار‌‌هاي تجربي و پوزتويستي رانصب العين خود قرار داده بودند وبر مبناي قواعد ماترياليستي به ارائه تحليل‌‌هاي جامعه‌شناسي مي‌پرداختند‌،  لذا از پيش‌بيني  وقوع انقلاب اسلامي‌و شناخت ماهيت آن و شناخت شيوة تفكر و انديشة انقلابي حضرت امام خميني (ره) عاجز ماندند. 
به تعبير بلند حضرت امام (ره ) :«از ارادة خدا بي خبر بودند! اين كاري بود كه خدا كرد معجز‌ ه اي بود كه خداي تبارك وتعالي انجام داد.» 
«سازمان سيا بعد از ارزيابي خود از وضعيت جامعة ايران درمرداد ۵۷، اعلام نموده‌بودكه ايران دروضع انقلابي و يا حتي ما قبل انقلابي قرار ندارد ! وسازمان اطلاعاتي CIA  نيز درارزيابي اطالاعاتي خود درتاريخ ۲۸ سپتامبر ۱۹۷۸(۶/۷/۵۷) اعلام كرد: انتظار مي‌رود كه شاه تا ده سال ديگر به طور فعال زمام قدرت را در دست داشته باشد !» 
اين در حالي بود كه كارتر در سفر خود پيش از  انقلاب اسلامي‌به ايران‌،  ايران را جزيرة ثبات و آرامش دريكي از پرسروصداترين نقاط دنيا خوانده بود ! 
سرعت پيروزي انقلاب الهي واسلامي‌ايران و رهبري بي‌نظير حضرت امام (ره)آمريكا و قدرت‌‌هاي استكبار و صهيونيستي را به شدت آشفته و غافل‌گير نمود و غربي‌ها بارها بر غير مترقبه بودن تحولات ايران وعدم توانايي در شناخت ودرك حقيقت انقلاب اسلامي،اذعان نمودند. 
براساس اسناد موجود درلانة جاسوسي آمريكا در تهران‌،  مقامات اطلاعاتي و سياسي آمريكا معتقد بودند: 
«اين انقلاب و پيش‌آمد‌‌هاي آن وضعيت ما را نابود كرد وافراد ما را پراكنده ساخت وسازمان و روش ‌هاي با ثبات مارا به هيچ و پوچ تبديل كرد. » 
آستانفلي ترنر، رئيس  وقت سازمان سيا‌،  درخصوص وقوع انقلاب اسلامي‌ايران معتقد بود :«سازمان سيا در پيش‌بيني دو مسئله شكست خورد :اول،تشكل تمامي‌گروه‌‌هاي مخالف شاه تحت رهبري يك رهبر ۷۵ سالة تبعيدي. دوم‌،   با وجود ارتش قوي توقع نداشتيم انقلاب به اين سرعت پيروز شود. » 
چنان‌كه پال هنت (Pal Hunt) كشيش انگليسي‌،  كه در دوران انقلاب اسلامي‌در اصفهان به سر مي‌برد،به عنوان يكي از شهروندان غربي درخاطرات خود تلقي خود را از شرايط وقت ايران اين گونه بيان مي‌كند :«ما هرگز باور نمي‌كرديم  ايران درآستانة يك انقلاب قرار داشته باشد. » 
البته بايد گفت : 
«تعجب نيست براي آنها كه ازمعنويت انقلاب اسلامي‌بي خبر بوده وهميشه براي بررسي وتحليل انقلاب‌ها معيار‌‌هاي جغرافيايي سياسي واقتصادي خود را داشتند‌،  علل و جوهرة پيروزي انقلاب اسلامي‌مجهول و پنهان ماند.» 
آن چه مسلم است «عدم درك اين نهضت وانقلاب بزرگ از آغار تا پيروزي يك رسوايي عملي براي جامعه‌شناسي غرب ومقاله اي  شرقي آن بود. » 
هفته نامة آبزورو چاپ لندن طي مقال‌‌هاي به قلم يكي از نويسندگان انگليسي دراشاره به همين واقعيت نوشت : 
«غرب هرگز نفهميد كه چرا شاه سقوط كرد و چرا يك روحاني توانست كشوري را درتب انقلاب بيفكند…وغرب را با احياء بنيادگرايي اسلامي‌به لرزه درآورد. » 
ماسيمو فيني روزنامه‌نگار معروف ايتاليايي هم در تحليلي درهمين زمينه كه در روزنامة ايتاليايي ايل جورنو به رشته تحرير درآورد مي‌نويسد : 
«حقيقت انقلاب اسلامي‌و تفكر امام خميني(ره) بسيار عميق است و جهان غرب از درك عميق آن عاجز است. » 
سخنان بوش رئيس جمهور آمريكا به نحوي ديگر واقعيت فوق را مبرهن مي‌كند : 
وي مي‌گويد: «من از رئيس وقت سازمان سيا كه به دليل پيروزي انقلاب  ايران از كار بر كنار شد،  پرسيدم‌،  ‌يعني شما با اين همه آدمي‌كه در دنيا داريد با اين تجهيزات فوق پيشرفته با اين همه بودجه اي كه صرف مي‌كنيد نتوانستيد انقلاب مردم ايران را پيش بيني كنيد ؟ او پاسخ به من گفت: 
آن چه در ايران روي داده است يك «بي تعريف » است‌،  كامپيوتر ‌هاي ما آن را نمي‌فهمند!» 
شبهه افكني در امتياز‌‌هاي انقلاب اسلامي‌ 
شخصيت قدسي امام خميني (ره) انقلاب اسثنايي را رقم زد كه از ابعاد گوناگون خود را از ساير انقلاب ‌هاي بزرگ متمايز مي‌ساخت «به راستي‌،   انقلاب اسلامي‌كه امام خميني (ره)آن را رهبري كرده به هيچ يك از انقلاب ‌هايي كه در قبل بر پا گرديده شبيه  نيست. » 
با وجود شواهد و دلايل موجود و غير قابل انكار در تائيد وجوه متمايز كننده انقلاب اسلامي‌از ساير انقلاب ها و امتيازات واضح و روشني كه اعترافات متعدد و صريح بسياري از صاحب نظران بين المللي را در اين زمينه موجب گشته است‌،  ‌مدعياني  كه با ارائه تحليل ‌هاي سطحي و كم وزن خويش با اصرار بر نفي «استثنايي بودن انقلاب اسلامي‌» سعي در كاستن از بهاي  واقعي آن در زمينه سازي براي نيل به استنتاج ‌هاي باطل بعدي را داشته و اظهار مي‌دارند : 
«من اين را يك مشكل جدي مي‌بينم كه تصور غالب اين است كه انقلاب ما به همه انقلاب ‌هاي ديگر فرق مي‌كند.» يا از درك واقعي ماهيت انقلاب اسلامي‌و شخصيت بي بديل حضرت امام خميني (ره) عاجز و ناتوان هستند و يا عامدانه چشمان خود را بر خورشيدي بسته‌اند كه شعاع انوار نافذش حتي ديدگان تحليل گران بيگانه با اسلام و و ديانت ايران را به شدت به خود خيره نموده است‌،   و بايد گفت :«امروز كساني كه انقلاب اسلامي‌را با انقلاب ‌هاي پيشين جهان مقايسه و نتيجه گيري مي‌كنند‌،  ‌دچار اشتباه بزرگ فكري و علمي‌هستند زيرا انقلاب اسلامي‌ما با انقلاب ‌هاي ديگر تفاوت ‌هاي اساسي دارد. » 
تدا اسكوسپول، از اساتيد معروف دانشگاه كمريج انگلستان، كه تحقيقات گسترده اي درابره انقلاب فرانسه‌،  ‌روسيه و چين دارد، مي‌گويد: 
« سر نگوني رژيم شاه از ديدگاه دوستان آمريكايي شاه گرفته تا روزنامه نگاران سياست مداران و حتي جامعه شناسان امثال من يك حادثه عظيم و باور نكردني بود.» 

عتیقه زیرخاکی گنج