• بازدید : 50 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در فـرهـنـگ اسلام و تشيع قرآن را همواره با صفت كريم به صورت قرآن كريم ( اهل سنت ( با صفت مجيد ، به صورت قرآن مجيد ( اهل تشيع ( مى نامند و اين دو صفت منشا قرآنى دارد. از قرآن مجيد دوگونه تعريف مى توان به دست داد. نـخـسـت تـعريف ساده و عرفى كه قرآن را كتاب مقدس و آسمانى اسلام و وحى الهى بر حضرت محمد (ص ( مى داند.
     صلح و آشتي درقرآن
در قرآن واژه هاي:صلح(نسا ء.۱۲۸) . تاليف قلو ب(آل عمر ان.۱۰۳). تو فيق (نسا ء.۳۵)و سلم (.بقر ه۲۰۸) بكار رفته كه نشان دهنده توجه اسلام به صلح وصفا وزند گي مسالمت آميز و شيرين است. 

  اهميت صلح وآشتي
آل عمران آيه ۱۰۳
وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ وَاذْكُرُواْ نِعْمَةَ اللّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاء فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا وَكُنتُمْ عَلَىَ شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ 
– و همگى به ريسمان خدا ( قرآن و اسلام و هر گونه وسيله ارتباط ديگر ) چنگ زنيد و پراكنده نشويد ، و نعمت ( بزرگ ) خدا را بر خود بياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او در ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد ، و به بركت نعمت او برادر شديد ، و شما بر لب حفره اى از آتش بوديد ، خدا شما را از آنجا برگرفت ( و نجات داد ) اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى سازد شايد هدايت شويد . 

شان نزول 
مى دانيم كه در دوران جاهليت دو قبيله بزرگ در مدينه به نام اوس و خزرج وجود داشتند كه بيش از يكصد سال ! جنگ و خون ريزى و اختلاف در ميان آن دو جريان داشت ، و هر چند وقت ناگهان به جان يكديگر مى افتادند و خسارات جانى و مالى فراوانى بيكديگر وارد مى كردند . 
يكى از موفقيتهاى بزرگ پيغمبر (صلى الله عليهوآلهوسلّم) پس از هجرت به مدينه ، اين بود كه بوسيله اسلام صلح و صفا در ميان آن دو ايجاد كرد ، و با اتحاد آنها جبهه نيرومندى در مدينه بوجود آمد . 
اما از آنجا كه ريشه هاى اختلاف فوق العاده زياد و نيرومند ، و اتحاد تازه 
و جوان بود گاه بيگاه ، بر اثر عواملى ، اختلافات فراموش شده شعلهور مى شد ، كه بزودى در پرتو تعليمات اسلام و تدبير پيامبر (صلى الله عليهوآلهوسلّم) خاموش مى گشت . 
در آيات پيش نمونه اى از بروز اختلافات را بر اثر تحريكات دشمنان دانا مشاهده كرديم ، ولى اين آيات اشاره به نوع ديگرى از اين اختلافات است كه بر اثر دوستان نادان و تعصبهاى جاهلانه به وجود آمد . 
مى گويند روزى دو نفر از قبيله اوس و خزرج به نام ثعلبة بن غنم و اسعد بن زراره در برابر يكديگر قرار گرفتند ، و هر كدام افتخاراتى را كه بعد از اسلام نصيب قبيله او شده بود برمى شمرد ، ثعلبه گفت : خزيمة بن ثابت ( ذو الشهادتين ) و حنظله ( غسيل الملائكه ) كه هر كدام از افتخارات مسلمانانند ، از ما هستند ، و همچنين عاصم بن ثابت ، و سعد بن معاذ از ما مى باشند . 
در برابر او اسعد بن زراره كه از طايفه خزرج بود گفت : چهار نفر از قبيله ما در راه نشر و تعليم قرآن خدمت بزرگى انجام دادند : ابى بن كعب ، و معاذ بن جبل ، و زيد بن ثابت ، و ابو زيد ، به علاوه سعد بن عباده رئيس و خطيب مردم مدينه از ما است . 
كم كم كار بجاى باريك كشيد ، و قبيله دو طرف از جريان آگاه شدند ، و دست به اسلحه كرده ، در برابر يكديگر قرار گرفتند ، بيم آن مى رفت كه بار ديگر آتش جنگ بين آنها شعلهور گردد و زمين از خون آنها رنگين شود ! خبر به پيامبر رسيد ، حضرت فورا به محل حادثه آمد ، و با بيان و تدبير خاص خود به آن وضع خطرناك پايان داد ، و صلح و صفا را در ميان آنها بر قرار نمود . 
آيات فوق در اينجا نازل گرديد و بصورت يك حكم عمومى همه مسلمانان را با بيان مؤثر و مؤكدى دعوت به اتحاد نمود . 
تفسير آيه (آل عمران, ۱۰۳)
دعوت به سوى اتحاد 
و اعتصموا بحبل الله جميعا و لا تفرقوا : در اين آيه بحث نهائى كه همان مسئله اتحاد و مبارزه با هر گونه تفرقه باشد مطرح شده و مى فرمايد : همگى به ريسمان الهى چنگ بزنيد ، و از هم پراكنده نشويد . 
در باره اينكه منظور از حبل الله ( ريسمان الهى ) چيست ؟ مفسران احتمالات مختلفى ذكر كرده اند ، بعضى مى گويند منظور از آن قرآن است ، و بعضى مى گويند اسلام ، و بعضى ديگر گفته اند منظور خاندان پيامبر و ائمه معصومين هستند . 
در رواياتى كه از پيامبر (صلى الله عليهوآلهوسلّم) و ائمه اهل بيت نقل شده نيز همين تعبيرات گوناگون ديده مى شود ، مثلا در تفسير در المنثور از پيغمبر اكرم (صلى الله عليهوآلهوسلّم) و در كتاب معانى الاخبار از امام سجاد (عليه السلام) نقل شده كه فرمودند : حبل الله قرآن 
است ، و در تفسير عياشى از امام باقر (عليه السلام) كه فرمود : ريسمان الهى آل محمد (صلى الله عليهوآلهوسلّم) مى باشند ، كه مردم مامور به تمسك به آن هستند . 
ولى نه اين احاديث و نه آن تفسيرها ، هيچ كدام با يكديگر اختلاف ندارند ، زيرا منظور از ريسمان الهى هر گونه وسيله ارتباط با ذات پاك خداوند است ، خواه اين وسيله ، اسلام باشد ، يا قرآن ، يا پيامبر و اهل بيت او ، و به عبارت ديگر تمام آنچه گفته شد ، در مفهوم وسيع ارتباط با خدا كه از معنى حبل الله استفاده مى شود ، جمع است . 
تعبير به حبل الله براى چيست ؟ نكته جالب اينكه تعبير از اين امور به حبل الله در واقع اشاره به يك حقيقت است ، كه انسان در شرائط عادى و بدون داشتن مربى و راهنما ، در قعر دره طبيعت ، و چاه تاريك غرائز سركش ، و جهل و نادانى باقى خواهد ماند . 
و براى نجات از اين دره و برآمدن از اين چاه نياز به رشته و ريسمان محكمى دارد كه به آن چنگ بزند و بيرون آيد ، اين رشته محكم همان ارتباط با خدا از طريق قرآن و آورنده قرآن و جانشينان واقعى او مى باشد ، كه مردم را از سطوح پائين و پست بالا برده و به آسمان تكامل معنوى و مادى مى رسانند . 

دشمنان ديروز و برادران امروز 
و اذكروا نعمة الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخوانا سپس قرآن بنعمت بزرگ اتحاد و برادرى اشاره كرده و مسلمانان را بتفكر در وضع اندوهبار گذشته ، و مقايسه آن پراكندگى با اين وحدت دعوت مى كند ، و مى گويد : فراموش نكنيد كه در گذشته چگونه با هم دشمن بوديد ولى خداوند در پرتو اسلام و ايمان دلهاى شما را به هم مربوط ساخت ، و شما دشمنان ديروز ، برادران امروز شديد و جالب توجه اينكه كلمه نعمت را دو بار در اين جمله تكرار كرده و به اين طريق اهميت موهبت اتفاق و برادرى را گوش زد مى كند . 
نكته ديگر اينكه مسئله تاليف قلوب مؤمنان را به خود نسبت داده ، مى گويد : خدا در ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد و با اين تعبير ، اشاره به يك معجزه اجتماعى اسلام شده ، زيرا اگر سابقه دشمنى و عداوت پيشين عرب را درست دقت كنيم كه چگونه كينه هاى ريشه دار در طول سالهاى متمادى در دلهاى آنها انباشته شده بود ، و چگونه يك موضوع جزئى و ساده كافى بود آتش جنگ خونينى در ميان آنها بيفروزد مخصوصا با توجه به اينكه مردم نادان و بى سواد و نيمه وحشى معمولا افرادى لجوج و انعطاف ناپذيرند ، و به آسانى حاضر به فراموش كردن كوچكترين مسائل گذشته نيستند ، در اين صورت اهميت اين معجزه بزرگ اجتماعى اسلام آشكار مى شود ، و ثابت مى گردد كه از طرق عادى و معمولى امكان پذير نبود كه در طى چند سال ، از چنان ملت پراكنده و كينه توز و نادان و بى خبر ، ملتى واحد و متحد و برادر بسازند . 


اعتراف مورخان و دانشمندان 
اهميت موضوع فوق ( وحدت و برادرى در ميان قبائل كينه توز عرب ) از نظر دانشمندان و مورخان حتى دانشمندان و مورخان غير مسلمان مخفى نمانده و همگى با اعجاب فراوان از آن ياد كرده اند ، به عنوان نمونه : جان ديون پورت دانشمند معروف انگليسى مى نويسد : … محمد يك نفر عرب ساده ، قبائل پراكنده كوچك و برهنه و گرسنه كشور خودش را مبدل به – يك جامعه فشرده و با انضباط نمود و در ميان ملل روى زمين آنها را با صفات و اخلاق تازه اى معرفى كرد ، و در كمتر از سى سال ، اين طرز و روش امپراطور قسطنطنيه را مغلوب كرد ، و سلاطين ايران را از بين برد . 

عتیقه زیرخاکی گنج