• بازدید : 53 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

در اسلام درپایان قرن اول هجری از تصوف سخن گفته شده است حسن بصری ( ۱۱۰-۵۳ هجری )از صوفیان اولیه تصوف اسلامی است . در قرن دوم هجری – قمری درجهان اسلام گسترش یافت و د رقرن سوم ، مرحله جدیدی از سیر تکامل تصوف شروع شد . روحیه زهد و عرفان تعدیل یافت طرائق و مضامین و مراحل مختلف دیگری در آن به وجود آمد . تعدد طریقتهای آن باعث تسریع گسترش تصوف در سرزمینهای مختلف اسلامی شهر در ایران نیز طرائق مختلفی پدید آمد که درفاصله قرن ششم تا نهم قمری فرقه های مذهبی را تشکیل داده اند که د رجریانات تاریخی نیز موثر واقع شدند . فرقه های کبرویه ، سهروردیه ، نور بخشیه و صفویه و … نمونه ای از این فرقه ها بودند ، درمیان این فرقه ها تنها فرقه ای که توانست تشکیل حکومت سیاسی – مذهبی دهد صفویه بود 
تصوف از دیر باز به صورت یکی از اشکال زندگی مذهبی وجود داشته است آنچه بسیار مهم است قوام یافتن تدریجی آن و رهبری برخی از حرکتهای مذهبی و سیاسی ادوار تاریخی و یا حداقل تاثیر در آن حرکتها بوده است خصیصه بارز اغلب این طرائق نفوذ در توده مردم بوده است آنان توانستند که در فاصله قرنهای ششم تا نهم هجری از نوعی وحدت مذهبی و اجتماعی سخن گویند بدین گونه حرکتهای مذهبی وسیاسی نضج می گیرد و برخی از طریقه ها علیه حکام وقت و ظلم وتعدی آنان به پا می خیزند شیوخ و خانقاه های آنان مدتها پناهگاه کسانی بودند که از تظلم دستگاه حاکمه به ستوه آمده بودند . 
بسیاری از جنبشهای ایرانیان علیه تشکیلات حکومتی و دستگهاههای دولتی از همان قرون اولیه اسلامی تا دوره کار آمدن صفویان درقرن دهم هجری – قمری توسط اهل تصوف به وقوع پیوسته است ، خصوصا” که تشیع درعمق تعالیم و معانی خود قیام علیه جور و احقاق حق را تقویت می کند .
.تعریف تصوف : مسلکی است که با مذهب آمیخته است و طرفداران این مسلک عقیده دارند که دراین طریقه بهترین راه برای رسیدن به حق می باشد و انسان پس از تامل و تفکر و تجربه و مشاهده و سیر و سلوک می تواند به مقصود نهایی و مطلوب اصلی خود برسد . 
۲٫معانی واژه صوفی ، صوفی به معنای پشم یا پشمین است و اهل تصوف به مناسبت پوشیدن چنین جامعه هایی بدین نام شهرت یافتند 
۳٫منشا تصوف : درباره منشا تصوف عقاید مختلف است 
       ‌أ.نظریه اول : عده ای معتقدند تصوف منشعب از مذهب بود می باشد
       ‌ب.نظریه دوم : بعضی تصوف را از فلسفه و مخصوصا ” فلسفه افلاطونی اقتباس شده می دانند 
       ‌ج.نظریه سوم : عده ای عقیده دارند تصوف کشورهای اسلامی از امور خارجی سرچشمه نگرفته بلکه تحولات سیاسی و اجتماعی موجب گردیده است این مسلک به وجود آید 
       ‌د.نظریه چهارم : دیگر اینکه خود صفویه همه این عقاید و افکار را ناستوده می دانند و می گویند این گونه انتسابات به فرقه صوفیه گناه بزرگی است ، آنها می گویند تصوف عبارت است از لبّ عصاره و باطن قرآن و احادیث پیغمبر .۰بنابر این در مسلک صوفیان ، شریعت نقطه خروج است و رهبر انسان است برای وصول به حقیقت 
۴٫عقاید صوفیه :
       1.پیروان این مسلک عقیده دارند که خداوند بوده است و بقیه امور نبود . چنانچه مولوی می گوید : ما عدمهائیم و هستی ها نما بر وجود مطلق و هستی ما . 
       2.راز پوشی یکی از دیگر عقاید فرقه صوفیه است و می گویند چون هر کسی نمی تواند از حقیقت این مسلک وقوف یابد در نتیجه اظهار و عقاید صوفیه برای این دسته از مردم و نه تنها سودی در بر ندارد بلکه زیانی واهم مشاغل می شود . 
       3.عقیده سوم : عواطف و احساسات صوفیه همیشه با احساسات عواطف سر و کار دارند و با ذوق و عشق حلاجی قی کنند و با عقل چندان مشورتی ندارند . 
       4.خویشتن پرستی و تنفر از آن صوفیه از خویشتن پرستی متنفرند . 

عتیقه زیرخاکی گنج