• بازدید : 57 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان کتاب آداب و وظائف معلم و شاگرد -خرید اینترنتی کتاب آداب و وظائف معلم و شاگرد -دانلود رایگان تحقیق آداب و وظائف معلم و شاگرد -دانملود رایگان مقاله آداب و وظائف معلم و شاگرد -کتاب الکترونیکی آداب و وظائف معلم و شاگرد 
این کتاب در ۱۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نخستين آداب و آئينهاى مربوط به معلم و شاگرد كه بايد (در امر تعليم و تعلم ) به عنوان يك امر ضرورى و قطعى مورد توجه قرار گيرد اين است كه در پويائى از علم و يا بذل و اعطاء آن به ديگران ، داراى خلوص نيت باشند (يعنى بايد معلم و شاگرد در مسير تعليم و تعلم در جهت هدفى الهى و انسانى گام بردارند،

بايد معلم و شاگرد به رفتار و خويهائى ستوده ، پاى بند و متخلق باشند، اخلاق و رفتارى كه در شريعت اسلام بدآنها عنايت و توجه شده و تعاليم اسلامى ، مردم را بدآنها تشويق كرده است . عالم و دانشمند بايد با خصلت هائى ستوده و شيوه ها و صفاتى پسنديده آراسته باشند تا از رهگذر آنها مراتب رضاى پروردگار را به خود جلب كنند، از قبيل : جود و سخاء، گشاده روئى (كه نبايد افراطآميز بوده و از حد اعتدال فراتر رود)، فرونشاندن خشم ، بى آزار بودن ، تحمل آزار ديگران ، بردبارى ، پايمردى و مردانگى و احترام به افكار عمومى ؛ (البته در صورتى كه اين افكار صحيح و عاقلانه باشد)، تنزه و خوددارى از كسب هاى پست و فرومايه ، از خودگذشتگى ، كم توقع بودن و خوددارى از فزون جوئى ، انصاف ، عدم توقع انصاف از ديگران نسبت به خود (ترك انصاف طلبى )، سپاسدارى از اشخاص نيكوكار، كوشش در تاءمين حوائج مردم ، بذل جاه و مقام (در راه خدمات دينى و انسانى )، وساطت هاى انسانى (در حمايت از ضعفاء)، بذل لطف و محبت به تهى دستان و نيازمندان ، اظهار دوستى نسبت به همسايگان و خويشاوندان ، احسان به زيردستان ، احتراز از قهقهه و شوخى هاى مفرط، حفظ همبستگى با ترس و اندوه ، شكسته نفسى و فروتنى و خاموشى كه خوف و خشيت را در چهره و رفتار و حركات و سكنات و نطق و سكوت آنها نمايان سازد، به گونه اى كه اگر نگاه كسى بدآنها افتد اين نگاه ، ياد خدا را در دلش بيدار نمايد. بايد جهات ظاهرى و چهره رفتارشان ، حاكى از علم ، و نمايانگر التزام و همبستگى آنها با آئين هاى دينى – اعم از آداب قولى و عملى ظاهرى و باطنى – باشد.
به عنوان مثال : آنگاه كه عالم و دانشمند و يا شاگرد و دانشجو به تلاوت قرآن مشغول مى گردند (آداب قولى ) نبايد تلاوت آنها (در چهارچوب قرائت و خواندن محض ، محدود باشد؛ بلكه ) در معانى قرآن بينديشند: (آداب باطنى )، و به اوامر و دستورات قرآن عمل كنند، و از منهيات و محرمات قرآن عملا ابراز انزجار نمايند. آنگاه كه در خلال آيات با وعده و وعيد (و بشارت و تهديد) مواجه گشتند به سرعت از آن عبور نكنند؛ بلكه با درنگهاى انديشمندانه خود درباره آنها تاءمل و تدبر نمايند و به وظائف و حدودى كه قرآن كريم مشخص ساخته است قيام كنند. خداى را با دل و زبان ياد نموده و بدينسان قلب و زبانشان را – به منظور اينكه هميشه به ياد خدا باشند – با ادعيه و اذكار شبانه روزى و نماز و روزه و حج مستحب (پس از عمل به واجبات ) به جريان اندازند (و هيچگاه از اين سيلان و جريان و جنبش ، بازنايستد). و در مورد عبادت – كه سازمان دهنده رابطه نزديك انسان با خدا است – صرفا به علم و آگاهى خود اكتفاء نكنند؛ (بلكه علم خود را با عمل و كردار بياميزند)؛ زيرا در غيراينصورت ، دچار قساوت قلب و تيرگى روح مى گردند. چنانكه ما (در مبحث مربوط به لزوم عمل به علم ) از اين هشدار دريغ نكرديم ، (و مطالب زيادى درباره بكاربستن علم بازگو نموديم ).
معلم و شاگرد بايد بدن و ظاهر خويش را – بيش از ديگران – نظيف و پاكيزه نگاهدارند و خود را با چرك زدائى و چيدن ناخن و زدودن مويهائى كه زدودن و ستردن آنها مطلوب است بپيرايند، و از بويهاى ناخوش آيند بپرهيزند (و خويشتن را خوشبو ساخته ) و موها (ى سر و صورت ) را با شانه كردن بيارايند. و بالاخره در پيروى از سنتها و روشهاى ستوده و پسنديده و تعاليم متين و والاى دينى و اخلاقى ، كوشا باشند.
معلم و شاگرد بايد خود را از اخلاق ناستوده و اوصاف نامطلوب ، تهذيب و تصفيه نمايند. اين اخلاق و اوصاف ناستوده عبارتند از:
حسد، تظاهر و خودنمائى ، عجب و خودپسندى ، تحقير و كوچك شمردن ديگران (هرچند كه ديگران به درجاتى از او پست تر و دون رتبه تر باشند)، كينه ، ستم و تجاوز به حقوق ديگران ، خشم گرفتن براى غيرخدا، و دسيسه گرى و نيرنگ ، بخل و دريغ ‌كارى ، خبث سريرت و پليدى باطن ، خوشحالى مفرط، طمع و آزمندى ، فخر، تكبر و خود بزرگ بينى ، رقابت در امور دنيوى و مباهات به آنها، سازشكارى ، خودآرائى براى مردم ، ستايش جوئى از مردم در برابر كارهائى كه انجام نداده است ، چشم پوشى از عيوب خويشتن و عيبجوئى و خرده گيرى از ديگران ، غيرت و تعصب براى غيرخدا، غيبت و بدگوئى پشت سر مردم ، سخن چينى ، بهتان و افتراء، زشتى در گفتار، دروغ ، (و امثال آنها). اين اوصاف و خصلتهاى ناستوده ، با تفصيل و تهديدهاى مربوط به آنها و نيز داروهاى درمان بخش آنها، و عوامل و موجباتى كه انسان را به اين اوصاف و حالات سوق ميدهد، و علل و عواملى كه انسان را از اين اوصاف بيمناك و يا گريزان مى سازد، (همه اين مطالب ) در جاى ويژه خود (يعنى علم اخلاق ) ثبت و ضبط و تدوين شده است .
منظور از يادكردن صفات پسنديده و اوصاف ناپسند در كتاب حاضر، اين است كه معلم و شاگرد را هشدارى باشد تا كلياتى از اين صفات را بازشناسى كرده و به طور اجمال از لحاظ تخلق به آنها، آگاهى نسبى به دست آورند.
اين اوصاف و حالات – اگرچه از لحاظ اخلاقى در ميان همه مردم ، اعم از عالم و عامى داراى مرز مشتركى است (و هر انسانى بايد به اوصاف پسنديده ، متخلق و آراسته بوده و از اوصاف ناستوده ؛ مبرى و پيراسته باشد)؛ ولى بايد معلم و شاگرد در شناسائى اين اوصاف و اتصاف به آنها و يا اجتناب از آنها در مقايسه با هر طبقه ديگرى ، احساس نياز بيشترى بنمايند. لذا ما اين مساءله (يعنى لزوم آراستگى به اخلاق حميده و پيراستگى از اخلاق ناپسنديده ) را مستقلا به عنوان يكى از آداب معلم و شاگرد ياد كرديم ؛ زيرا علم و دانش به گفته يكى از بزرگان ، عبادت قلب و درون انسان است و قلب انسان با عبادت ، آباد و معمور مى شود؛ و علم در حقيقت عبارت از نماز سر و عبادت درونى انسان مى باشد.
نماز – كه به عنوان وظيفه جوارح و اندام انسان ، بر مردم تكليف شده است – آنگاه صحيح و درست است كه بدن و جوارح آدمى از هرگونه حدث و خبثى ، پاكيزه ، و از هرگونه آلودگى بدنى و پليدى اندام ، طاهر باشد. همچنين علم – كه عبادت باطن و نماز قلب و سر انسان است – وقتى صحيح و باارزش است كه روح انسان را از هر گونه پليدى هاى اخلاقى تطهير شود (و در غيراينصورت ، علم انسانى فاقد ارزش و اعتبار خواهد بود). خداوند متعال نور و پرتو علم را در قلبى كه آلوده به تيرگيها و خويهاى ناستوده است راه نمى دهد؛ چنانكه امام صادق (عليه السلام ) فرمود: ((علم و دانش با كثرت و تكرار تعلم و يادگيرى به دست نمى آيد، بلكه علم ، نورى است كه خداوند – بر حسب مشيت خويش – در دل افرادى قرار مى دهد كه خواهان هدايت و راهنمائى آنها است )) (۲۱۰) .
ابن مسعود گفته است : ((علم از رهگذر كثرت روايت و نقل آن به دست نمى آيد، بلكه</spa


عتیقه زیرخاکی گنج