• بازدید : 18 views
  • بدون نظر

قیمت : ۴۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۳۶    کد محصول : ۱۶۲۹۸    حجم فایل : ۶۰ کیلوبایت   

  1. *سخت افزار فوق ، به عنوان يک پل ارتباطی بين شبکه های کابلـی و
  2.  
  3.     دستگاههای بدون کابل عمل می نمايـد . بـا استفـاده از سخت افـزار
  4.  
  5.     فوق ، امکان ارتباط چندين دستگاه به منظور دستيـابی به شبکـه فراهـم
  6.  
  7.     می گـردد .access point می توانـد دارای عملکـردی مشابـه يک
  8.  
  9.     روتر نيز باشد . در چنين مواردی انتقال اطلاعات در محدوده وسيعتری
  10.  
  11.      انجـام شـده و داده از يـک access point به access point
  12.       ديگر ارسال می گردد .
  • بازدید : 60 views
  • بدون نظر

این فایل در۲۸صفحه به صورت pdfودر موارد زیر تهیه شده است:

شبکه های بی سیم در محدوده ی شخصی برای انتقال اطلاعات در فاصله های نسبتآ کوتاه در حدود ۱۰ متر استفاده می شوند. بر خلاف شبکه های بی سیم محلی، ارتباط روی WPAN ها نیاز به تجهیزات زیر ساختی کمی دارد و یا اصلآ به چنین تجهیزاتی نیاز ندارد. این خصوصیت راه حل هایی ساده، کارآ از نظر مصرف انرژی و ارزان برای پیاده سازی روی محدوده ی وسیعی از دستگاه ها را فراهم می کند
در ادامه برای آشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی درباره فایل می دهیم
با گسترش روز افزون فن آوری اطلاعات وپیشرفته شدن شبکه های کامپیوتری ونیاز به تبادل اطلاعات با سرعت بالا احتیاج به این تکنولوژی بیش از پیش محسوس می باشد.ارتباط شبکه های کامپیوتری به روش سیمی در مسافت های طولانی دارای محدودیت های سرعت ارتباط و مستلزم هزینه های زیاد است.لذا برای حل این مشکل اندیشمندان درصدد برآمدند تااز طریق شبکه های بی سیم محدودیت های موجود را رفع کنند.البته لازم به ذکر است شبکه های بی سیم دارای محدودیت فاصله می باشند به گونه ای که حداکثر فاصله پوشش شبکه های بیسیم ۱۲۰ الی ۱۵۰ کیلومتر است ولی در مقایسه با شبکه های سیمی مزیت های قابل توجهی دارند. برای نمونه میتوان به سرعت بالا نداشتن شارژ ماهیانه هزینه های جاری اشاره کرد. سرعت پیشرفت این نوع شبکه ها به گونه ای بوده است که در حال حاضر اکثر ادارات وسازمان های دولتی ویا موسسات خصوصی به طور چشم گیری از این تکنولوژی استقبال کردند. توضیح دیگر اینکه :شبکه های بی سیم با استفاده از تکنولوژی  wi-fi و براساس امواج كار ميكند كه اين امواج داراي فركانس هايي هستند كه ISM ناميده ميشوند. فركانس هاي ISMبه عنوان فركانس هاي آزاد در دنيا معرفي شده و احتياج به داشتن هيچگونه مجوز يا مدرك از سازمان خاصي نمي باشد. يكي ديگر از مزاياي برتر شبكه هاي بي سيم امكان استفاده از اين شبكه ها در جاهايي كه حتي از امكانات مخابراتي نيز بي بهره اند، به طور مثال به وسيله اين ارتباطات مي توان خطوط تلفن را به محل هاي فاقد امكانات منتقل كرد ويا مي توان تصاوير را به صورت واقعي انتقال داد. شايد مهمترين مزيت شبكه هاي بي سيم قابليت متحرك بودن آن مي باشد بدين معني كه كاربر ميتواند بدون نياز به استفاده از كابل به شبكه متصل شده واطلاعات مورد نظر رادريافت يا انتقال دهد. همين امر باعث صرفه جويي در زمان و هزينه كابل كشي نيز خواهد شد . به طور مثال استفاده از اين تكنولوژي در مراكزي چون هتل ها،رستوران ها،مدارس وديگر سازمانهاي دولتي يا خصوصي به سهولت مي توان استفاده كرد. از مهمترين نگرانيهاي شبكه هاي بي سيم حفاظت اطلاعات اين نوع شبكه هاست كه اين امر نيز پيش بيني شده وراهكار هاي مطمئن تعبيه شده است كه در اين صورت استفاده از اين لايه هاي امنيتي مي توان گفت شبكه هاي بي سيم قطعا از شبكه هاي سيمي امن تر خواهند بود. 
پيشرفت اين شبكه ها به گونه اي است كه امروز تمامي رايانه هاي قابل حمل(LAP TAP) وحتي تلفن هاي همراه نيز به اين سيستم مجهز شده اند وحتي تكنولوژي WI-FIدر حال تبديل به تكنولوژي WI-MAXميباشد تا بتواند گستره پوشش بيشتري را داشته باشد.  
  • بازدید : 84 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شبكه هاي حسگر بي سيم  جهت جمع آوري اطلاعات در مناطقي كه كاربر نمي تواند حضورداشته باشدمورد استفاده قرار مي گيرند. در يك شبكه حسگر ، حسگرها به صورت جداگانه مقادير محلي را نمونه برداري (اندازه گيري) مي كنند و اين اطلاعات را درصورت لزوم براي حسگرهاي ديگر و در نهايت براي مشاهده گر اصلي ارسال مي نمايند. عملكرد شبكه اين است كه گزارش پديده هايي راكه اتفاق مي افتد به مشاهده گري بدهد كه لازم نيست از ساختار شبكه و حسگرها به صورت جداگانه و ارتباط آنها چيزي بداند. اين شبکه ها مستقل و خودگردان بوده وبدون دخالت انسان کار مي کنند. . معمولا تمامي گره¬ها همسان مي¬باشند و عملاً با همکاري با يكديگر، هدف كلي شبكه را برآورده مي‌سازند. هدف اصلي در شبکه¬هاي حسگر بي¬سيم نظارت و کنترل شرايط و تغييرات جوي، فيزيکي و يا شيميائي در محيطي با محدوده معين، مي¬باشد. 
شبکه¬ حسگر بي¬سيم نوع خاصي از شبکه¬هاي موردي  است.  مبحث شبکه هاي حسگر بي سيم يکي از موضوعات جديد در زمينه مهندسي شبکه و فناوري اطلاعات مي باشد. پيشرفت هاي اخير در طراحي و ساخت تراشه هاي تجاري اين امكان را به وجود آورده است كه عمل پردازش سيگنال و حس كنندگي در يك تراشه انجام گردد كه به اين قطعات حسگرهاي شبكه بي سيم گفته مي شود كه شامل سيستم هاي ميكروالكترومكانيكي (MEMS  ) مانند حسگرها، محرک ها  و قطعات راديويي RF مي باشد.
حسگرهاي بي سيم كوچكي توليد شده است كه قابليت جمع ‌آوري داده از فاصله چند صد متر و ارسال  داده بين حسگرهاي بي سيم به مركز اصلي را دارا مي باشد و با اين تكنولوژي اطلاعات دما – نوسانات، صدا، نور، رطوبت، و مغناطيس قابل جمع آوري مي باشد. كه اين حسگرهاي بي سيم با هزينه كم قابل نصب در شبكه هاي حسگر بي سيم مي باشد. اما كوچك شدن حسگرهاي بي سيم داراي معايبي نيز مي باشد. تكنولوژي نيمه هادي باعث بوجود آمدن پردازنده هاي سريع با حافظه بالا شده است اما تغذيه اين مدارات هنوز هم يك مشكل اساسي است كه محدود به استفاده از باتري گرديده است.بخش منبع تغذيه يک بخش مهم و محدود است که در صورتيکه از باطري در اين شبکه ها استفاده شود تعويض باطري ها در حالتي که تعداد نودهاي شبکه زياد باشد کاري سخت و دشوار خواهد بود و نودها به منظور ذخيره و صرفه جويي در مصرف انرژي مجبور به استفاده از ارتباطات برد کوتاه خواهند شد. تفاوت يك حسگربي سيم كارآ و يك حسگر بي سيم كه داراي كارايي كم از نظر انرژي است در عملكرد آنها در ساعت ها نسبت به هفته ها مي باشد. افزايش اندازه شبكه WSN باعث افزايش و پيچيدگي مسيريابي وارسال اطلاعات به مركز اصلي مي باشد. اما همچنان مسيريابي و پردازش نياز به انرژي دارند. بنابراين يكي از نكات كليدي در توسعه و ارائه الگوريتمهاي مسيريابي جديد، كاهش و صرفه جويي انرژي مصرفي است. 
بخش هاي مختلف شبکه هاي سنسور بي سيم بايد شبيه سازي و مدلسازي گردند تا کارآيي آنها مورد بررسي واقع شود. براي اينکار شبکه هاي حسگر بي سيم حسگر به گرافهايي نگاشت ميشوند که در اين گرافها هر گره مطابق با يک نود در شبکه بوده و هر لبه بيانگر يک پيوند  يا کانال ارتباطي بين دو نود در شبکه خواهد بود.اگر ارتباط بين نودها در شبکه دو جهته باشد گراف نگاشت شده بدون جهت خواهد بود و اگر ارتباط بين نود ها در شبکه نا متقارن باشد در آن صورت گراف نگاشت يافته جهتدار خواهد بود. البته مدل ارتباطي بين نودها در شبکه ميتواند يک به يک يا يک به همه باشد. فراهم آوردن يک مدل عملي براي حسگرها يک کار پيچيده و دشواري مي باشد که اين به خاطر تنوع در انواع مختلف حسگرها هم از نظر ساختاري و هم از نظر اصول و اساس کار آنها دارد. شبكه هاي حسگر داراي ويژگيهاي منحصر به فرد هستند كه اين امر باعث شده است تا پروتكل هاي خاصي براي آنها در نظر گرفته شود.
در شبكه هاي بي سيم حسگر فقط يك يا دو ايستگاه پايه‌ وجود دارد و تعداد زيادي نودهاي حسگر در محيط پخش گرديده اند. به علت محدوديت برد اين حسگرها و انرژي باتري خيلي از نودها قادر به ارتباط مستقيم با ايستگاه پايه‌ نمي باشند. اما سريعاً با تكيه بر نودهاي نظير خود و نودهاي حسگر ديگر، به ارتباط با ايستگاه پايه‌ مي پردازد كه در شبكه هاي MANET   نيز اين عمل توسط نودهاي معمولي  انجام مي شود.
معماري ارتباطات شبکه¬هاي حسگر بي¬سيم در شکل(۱) ديده مي¬شود.(Akyildiz,2002) 
در شبکه¬هاي حسگر بي¬سيم، تعداد زيادي گره با امکانات مخابره، پردازش، حس کردن محيط و … در محيطي با چهارچوب معين پراکنده شده¬اند. رويداد اتفاق افتاده و يا سوالات پرسيده شده از سوي گره مرکزي  و ماموريت محوله بر هر گره موجب مي¬شود، ارتباطاتي بين گره¬ها برقرار شود. اطلاعات رد و بدل شده مي‌تواند گزارشي از وضيعت محدوده كه زير نظر گره¬هاي حسگر مي¬باشد به گره مرکزي و يا درخواستي از سمت گره مرکزي به سمت گره¬هاي حسگر باشد. گره مرکزي به عنوان درگاه ارتباطي شبکه حسگر با ساير سيستم¬ها و شبکه¬هاي مخابراتي، در واقع گيرنده نهايي گزارش از گره¬هاي حسگر مي¬باشد و بعد از انجام يکسري پردازش¬ها، اطلاعات پردازش شده را به کاربر ارسال مي¬کند (با استفاده از يک رسانه ارتباطاتي مانند اينترنت، ماهواره و …). از سوي ديگر، درخواست¬هاي کاربر نيز توسط اين گره به شبکه انتقال مي¬يابد. 
 
شکل۱) معماري ارتباطات شبکه¬هاي حسگر بي¬سيم
يك گره حسگر مي‌تواند يكي از دو نقش توليد كننده داده‌ها و يا رله كننده داده‌هاي توليد شده توسط ساير گره‌ها را بر عهده بگيرد. عموماً در شبكه‌هاي حسگر، اغلب گره‌ها هر دو نقش را به صورت توأم ايفا مي‌كنند. برپايي و طراحي ساختار و معماري ارتباطات بين گره¬هاي شبکه نيازمند رعايت فاکتورهاي مختلف و زيادي از جمله تحمل¬پذيري خطا، مقياس پذيري، هزينه توليد، محيط عمليات، توپولوژي شبکه حسگر، محدوديت¬هاي سخت افزاري، ابزار و رسانه ارتباط، انرژي مصرفي و … مي باشد. 

تاریخچه شبکه‌های حسگر بیسیم
فناوری شبکه‌های حسگر  یکی از فناوری های کلیدی برای آینده است، به گونه‌ای که میتوان آن را پراهمیت‌ترین فناوری‌ها برای قرن ۲۱ دانست. یک شبکه حسگر، ساختاری متشکل از اجزای حس کننده، محاسبه کننده و مخابراتی است که به یک مدیر، اجازه مشاهده و تنظیم مشاهدات را می‌دهد و همچنین عکس‌العمل نشان دادن در برابر رویدادهایی که در یک ناحیه مشخص اتفاق می‌افتد را ساده‌تر مي‌سازد. منظور از مدیر، نوعاً میتواند یک هویت اجتماعی، دولتی، تجاری و یا صنعتی باشد. ناحیه مورد نظر می‌تواند جهان فیزیکی، یک سیستم بیولوژیکی و یا یک چارچوب خاص تکنولوژی اطلاعات باشد. سیستم‌های حسگر شبکه شده، امروزه به صورت یک تکنولوژی بسیار مهم که در سال های آینده آرایش های مختلفی را تجربه خواهند کرد قابل بررسی برای کاربران خواهند بود.(C. Y. Chong,2003) 
کاربردهای نوعی این نوع از حسگرها شامل جمع آوری داده، کنترل، نظارت و انجام اندازه‌گیری های مختلف است. تجهیزات ارزان قیمت و هوشمند، همراه با چندین حسگر بر روی یک برد، که از طریق لینک های بیسیم با یکدیگر شبکه‌ای را تشکیل داده‌اند امکانات و فرصتهای بسیاری را در مدیریت و کنترل شهرها، خانه‌ها و حتی محیط های پیرامون در اختیارمان قرار می‌دهند. علاوه بر این، شبکه‌های حسگر در مسائل دفاعی و نظامی، مانند بررسی امکانات دشمن و نظارت بر اعمال و رفتار آنها امکانات فراوانی را در اختیار ما قرار می‌دهند. 
حسگرهای هوشمند می توانند در هوا، در زمین، زیر آب، در داخل وسائل نقلیه و حتی در داخل ساختمانها نیز به کار برده شوند. یک سیستم از حسگرهای شبکه شده میتواند برای تشخیص و ردگیری رفتارها (مانند وسائل نقلیه بالدار و چرخدار، اشخاص و عوامل شیمیایی و یا بیولوژیکی)، هدفگیری به کمک سلاحهای پیشرفته و جلوگیری از نفوذ عوامل دشمن استفاده شود.(I. F. Akyildiz,2002)
از جمله کاربرده ای متداول شبکه‌های حسگر، می‌توان به مقاصد نظامی، امنیت فیزیکی، کنترل ترافیک هوایی، نظارت ترافیکی، اتوماسیون صنعتی، روبوتها، حفاظت از بناها، کنترل و مدیریت شرایط بحرانی و تحقیقات در حیات جانداران اشاره کرد. ساختار شبکه و نوع حسگرهای به کار رفته بر حسب کاربرد این شبکه‌ها متفاوت خواهد بود.
فناوری به کار رفته در این شبکه‌ها برگرفته از تحقیقات انجام شده در فناوری حس کردن، ارتباطات و محاسبات ( شامل سخت افزار، نرم افزار و الگوریتمها) است. از این رو، معایب و مزایای برخاسته از این فناوریها، تحقیقات و پیشرفت فناوری شبکه‌های حسگر را تحت تاثیر قرار خواهد داد. از جمله شبکه‌هایی که اخیراُ در دنیا استفاده شده میتوان شبکه‌های راداری استفاده شده در کنترل ترافیک هوایی و شبکه‌های توزیع نیروی برق را نام برد. این شبکه‌ها قبل از این که از شبکه‌های حسگر در ساختار خود استفاده کنند از رایانه‌ها و امکانات مخابراتی مخصوصی استفاده می‌کردند.
مشابه اغلب فناوری های دیگر، کاربردهای نظامی محرک اصلی برای تحقیقات و توسعه در زمینه شبکه‌های حسگر بوده است. تاریخچه پیدایش شبکه‌های حسگر بی‌سیم( WSN)را می‌توان به صورت چهار فاز جدا در نظر گرفت. این چهار فاز به صورت مختصر در زیر آمده‌اند.(G. J. Pottie,2000)
فاز اول، شبکه‌های حسگر نظامی دوران جنگ سرد است. در دوران جنگ سرد سیستم ارزیابی صوتی ( SOSUS)، سیستمی متشکل از حسگرهای صوتی در زیر اقیانوسها برای آشکارسازی و ردیابی زیردریایی‌های کشور شوروی به کار گرفته شد. پس از آن سالها نیز، همچنان شبکه‌های پیچیده صوتی برای کنترل و ردگیری زیردریایی‌ها استفاده می‌شد. سیستم SOSUS، هم اکنون نیز برای سازمانهایی که در زمینه اقیانوس‌شناسی و مدیریت هوایی فعالیت دارند، برای کنترل فعالیتهای زمین لرزه‌ای در داخل اقیانوسها و یا بررسی رفتار موجودات داخل آنها به کار گرفته می‌شوند. همچنین در طول جنگ سرد، شبکه‌های مربوط به رادارهای دفاع هوایی بهینه‌سازی شده و برای دفاع از ایالات متحده و کانادا استفاده شدند. شبکه‌هایی با ساختار سلسله مراتبی  (پردازش در سطوح متوالی و انتقال اطلاعات از عامل به وجود آورنده آن به دست کاربر) رشد کردند و در بیشتر موارد، عامل انسانی نقش اساسی و کلیدی در سیستم‌ها ایفا می‌کرد(پردازش سیگنالهای صوتی، تغییر اطلاعات و ترکیب آنها).
فاز دوم، ابتکارات مرکز پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته دفاعی ( DARPA) بود. انگیزه اصلی برای تحقیق پیشرفته بر روی شبکه‌های حسگر، در اوائل سال ۱۹۸۰ و به وسیله برنامه‌هایی که به وسیله DARPA، حمایت شدند به‌وجود آمد. در این زمان، آرپانت (نسل اولیه اینترنت فعلی) با دویست میزبان در دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی استفاده می‌شد و آر. کان  (بنیانگذار پروتکل TCP/IP) مدیر سازمان فنون پردازش اطلاعات در DARPA بود. او می‌خواست بداند که آیا میتوان روش آرپانت را به شبکه‌های حسگر کشاند. در آن زمان چنین ایده‌ای با نبودن کامپیوترهای شخصی و ایستگاههای کاری، پردازش ضعیف و انتقال اطلاعات با سرعت پایین یک فکر جاه‌طلبانه به شمار می‌آمد. در واقع یکی از برنامه‌هایDARPA ، در آن زمان آن بود که شبکه‌های حسگر توزیع شده را به صورت گره‌های حسگر توزیع شده‌ای که بسیار کم هزینه هستند و می‌توانند در یک حالت اشتراکی و به صورت خودگردان کار کنند به‌ کار گیرند. در حقیقت این اهداف تقریباً همان چیزهایی بود که امروزه برای شبکه‌های حسگر بی‌سیم انتظار داریم.
تجهیزات برای شبکه حسگر پخش شده در سال ۱۹۷۸ معرفی شدند. این تجهیزات شامل حس کننده‌ها (اغلب صوتی)، ارتباطی، روشهای پردازش و الگوریتم ها (شامل الگوریتم های مکان‌یابی برای حس کننده‌ها) و نرم افزارهای پخش شده  (قابل تغییر به طور دینامیکی بر روی سیستم ها و زبان های برنامه‌نویسی) بودند. به دلیل آن که در آن زمان، DARPA قویترین حمایت کننده تحقیقات هوش مصنوعی  بود، بازار فروش محصولات بیشتر در این زمینه فعال بود (آشکارسازی سیگنال و روشهای حل مسائل به صورت گسترده) . به دلیل فقر امکانات و فناوری، برنامه شبکه‌های حسگر پخش شده مجبور شد با کمک روش محاسبات گسترده، پردازش سیگنال، ردگیری و محل آزمایش موجود حل شود.
تحقیقات در دانشگاه کارنجی ملون و پترزبورگ  بر روی تهیه نرم‌افزاری که دارای قابلیت انعطاف و استفاده از منابع گسترده مورد نیاز برای مقاومت در برابر خرابی در شبکه‌های حسگر پخش شده باشد، متمرکز شد. آنها یک سیستم عامل به نام ACCENT تولید کردند که در آن امکاناتی از قبیل انتقال در شبکه، امکان بنا کردن دوباره سیستم و نوسازی شبکه وجود داشت. این سیستم عامل، سیستم عامل MACH را تکمیل کرد و از این رو توانست حالت تجاری به خود بگیرد. از کارهای دیگر این مرکز تحقیقات می‌توان به وجود آوردن پروتکلهایی برای ایجاد ارتباط جهت پردازش داخلی در شبکه برای حمایت از نوسازی دینامیکی محاسبات مربوط به ارتباط فعال، ساخت زبان مخصوص واسط برای ساختن نرم افزار سیستم پخش شده و یک سیستم برای به وجود آوردن تعادل در بار دینامیکی و اصلاح خطا در نرم افزار شبکه پخش شده بود. در آن زمان تمامی این کارها به وسیله محیط آزمایش داخلی با منابع سیگنال، حس کننده‌های صوتی و کامپیوترهای VAX که بوسیله اترنت به یکدیگر وصل بودند مورد ارزیابی قرار می‌گرفت.
محققین دانشگاه ماساچوست ، تلاش خود را بر روی روشهای پردازش سیگنال هوشمند، برای چرخبال‌های ردگیر با استفاده از آرایه‌های پخش شده‌ای از میکروفن‌های صوتی و به کمک تجهیزاتی که از روشهای تطبیق و خلاصه سازی ( حذف اطلاعات جزئی در سطوح پایین سیگنال و استفاده از سطوح بالاتر سیگنال یا قله سیگنال) بهره می‌گرفتند، متمرکز کرده بودند. آنها ساختاری مفهومی برای تفکر درباره سیستمهای پردازش سیگنال با الهام از آنچه که سیگنالهای دنیای واقعی را انسان به صورت داخلی، پردازش و تفسیر می‌کند تهیه کردند. با کمک تجربیات مدل انسانی، روشی برای افزایش بهره سیگنال به نویز در محیطهای پر نویز ساخته شد. علاوه بر این MIT، زبان پردازش سیگنال و محیط محاسبه میان- کنشی  برای آنالیز داده در این شبکه‌ها و بهسازی الگوریتم را به وجود آورد.
در ادامه این پیشرفت ها مشخص شد که ردگیری اهداف چندگانه در محیط های گسترده به طور کامل از ردگیری متمرکز شده سخت‌تر است. استفاده از اندازه‌گیری برای ردیابی و به دست آوردن مشخصات اهداف ( محل و سرعت) نیاز به شبکه‌های حسگر را به وجود آورد. در دهه ۱۹۸۰، مرکز سیستمهای هوشمند پیشرفته در ایالات متحده برای مسائل و مشکلات به وجود آمده از قبیل تعداد بالای اهداف که پس از پیداشدن بنا به دلائلی گم می‌شوند و هشدارهای دروغین، الگوریتمهایی را به وجود آورد. اکنون ردگیری چند-فرضیه‌ای یکی از روشهای استاندارد برای مسائل ردگیری مشکل است. این الگوریتم برای ردگیری هواپیمایی که در ارتفاع کم پرواز می‌کرد اجرا شد و نتیجه خوبی را از خود نشان داد. به طوری که نمایش محل پرواز هواپیما، به وسیله حس‌کننده‌های صوتی همانند نمایش آن در نمایشگر رادار بود. از آزمایشات دیگری که برای اثبات درستی برنامه شبکه‌های حسگر استفاده شد، مسئله ردگیری وسائل نقلیه متحرک و کنترل گره‌های محلی بود.
فاز سوم، کاربرد های نظامی توسعه یافته و آرایش یافته در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ (این می تواند نسل اول محصولات تجاری خوانده شود) بود. با وجود اینکه محققان شبکه‌های حسگر فعالیتهای بسیاری انجام می‌دادند، اما هنوز فناوری برای این شبکه‌ها به صورت کامل آماده نبود. بر اساس نتایج به دست آمده‌ی تحقیقات بر روی شبکه‌های حسگر توزیع شده به وسیله DARPA، طراحان نظامی به دلیل اهمیت این شبکه‌ها در میدان رزم، در سالهای ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ به منظور پذیرفتن تکنولوژی شبکه حسگر شروع به کار کردند و آن را به عنوان یک جز کلیدی در جنگ های شبکه-مرکز  مد نظر قرار دادند. در محیط های جنگی سنتی (قدیمی)، هر بخشی سلاح‌هایش را به صورتی نسبتاً مستقل مالک می‌شود اما در جنگ های شبکه-مرکز، سلاح‌ها الزاماً وابسته به یک بخش ویژه نیستند، بلکه در عوض از طریق به‌کارگیری حسگرهای توزیع‌شده، سیستم های سلاحی و بخش‌های مختلف با هم و بر روی یک شبکه حسگر مشارکت کرده و اطلاعات به طرف گره مناسب فرستاده می‌شود. مثال هایی از شبکه‌های حسگر در پهنه نظامی، شامل آرایه‌های حسگر آکوستیکی برای ضد حملات زیر‌دریایی در جنگ ها و همچنین سیستم حسگر جنگی از راه دور و سیستم‌های حسگر تاکتیکی از راه دور می‌باشند. در این زمان می‌توانستند از شبکه‌های حسگر، برای بالابردن دقت در ردگیری و روشهای هندسی مختلف، افزایش دامنه آشکارسازی و کاهش زمان پاسخ دهی استفاده کنند. از طرف دیگر هزینه توسعه نیز به دلیل استفاده از شبکه‌های تجاری موجود پایین بود.
فاز چهارم، تحقیقات بر روی شبکه‌های حسگر در قرن بیست و یکم (این میتواند نسل دوم محصولات تجاری خوانده شود) است. پیشرفت‌های به‌ وجود آمده در زمینه‌های مخابراتی و محاسباتی که در اواخر سال‌های ۱۹۹۰ و اوائل سال ۲۰۰۰ به‌دست آمد تحقیقات در مورد شبکه‌های حسگر را متحول کرده و آن را به اهداف نهایی خود نزدیک نموده است. حس کننده‌ های کوچک و ارزان قیمت ساخته شده بر اساس فناوری سیستم های میکرو‌الکترومکانیکی، شبکه بندی بیسیم و پردازشگر های کم مصرف و ارزان قیمت اجازه می‌دهند تا از شبکه‌های بیسیم موردی  برای مقاصد گوناگون استفاده کنیم. به همین دلیل محققان نیز برنامه جدیدی را بر روی شبکه‌های حسگر بر اساس پیشرفت های موجود شروع کرده و روشهای جدید در شبکه بندی را توسعه داده اند، که از جمله این اقدامات می توان به جاگذاری سریع حسگرها به صورت ادهاک و تطبیق شبکه‌ها در محیط های مختلف اشاره کرد. اقدام بعدی آنها در زمینه پردازش اطلاعات بود، یعنی اینکه چگونه میتوان اطلاعات را از شبکه حسگر به شکل مناسب، واقعی و در زمان مناسب استخراج کرد. 

عتیقه زیرخاکی گنج