• بازدید : 30 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

جهل و تاريكى، عالم را فرا گرفته بود و اخلاق و معنويت پايمال ابليس و ابليسيان گشته بود. خدايانِ چوبين به عنوان نمادى از خدا در گوشه خانه و عبادتگاه جاى داشتند؛ امّا در حقيقت، هوى و هوس بود كه بر دل‏هاى آنان خدايى مى‏كرد. زن به كالايى براى رفع هوى و هوس تبديل شده بود و در غايت مظلوميّت، فرياد دادخواهى سر داده بود و در اين اوان بود كه «اسلام» از جزيرة‏العرب سربلند كرد و قد برافراشت و به اين نداى مظلوميت كه نه تنها نداى زن بلكه نداى انسانيّت بود، لبيك گفت و با تعاليم ناب و انسان‏سازش به يارى انسان و انسانيّت شتافت و زن را از ورطه خوارى و ذلّت بيرون كشيد و بر قلّه رفيع عزّت نشاند
از نگاه اسلام، زن و مرد هر دو انسانند؛ هر دو مخلوق خدايند و هر دو برابر، امّا اين برابرى در كمالات و دستيابى به مقامات معنوى و انسانى، بندگى و تعبّد الهى و كرامت وجودى انسان بر سايرين است نه در احكام و وظايف. از سوى ديگر، هر دو به يك اندازه در بنيان خانواده، اجتماع و بقاى نسل آدمى سهيمند؛ خداوند مى‏فرمايد: «اى مردم، شما را از مرد و زنى آفريديم و آن‏گاه شعبه‏هاى بسيار و قبيله‏هاى مختلف گردانيديم.» قرآن به صراحت اعلان مى‏كند كه زن و مرد، هر دو، از يك جوهر انسانى و يك نفس واحد، خلقت يافته‏اند و زن مايه آرامش و آسودگى مرد است: «او خدايى است كه همه شما را از يك فرد آفريد؛ و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بياسايد

در پيشگاه خداوند، زن و مرد هر دو يك مقام دارند و هيچ يك به خودى خود بر ديگرى برترى ندارد؛ چون هر دو از يك جوهرند و جنسيّت مايه برترى آنان بر ديگرى نيست؛ هيچ مردى را بر زنى و هيچ زنى را بر مردى برترى نيست مگر به سبب ايمان و تقوايشان؛ اين همان مطلبى است كه خداوند در آيه ۱۳ سوره حجرات به آن تصريح نموده است.

در احكام و وظايف، تفاوت‏هايى براى زن و مرد لحاظ شده است كه اين تفاوت‏ها بر اساس نوع آفرينش و جايگاه زن در نظام خلقت و طبيعت است و اين برنامه و تقسيم وظايف و مسئوليت‏هاى زن و مرد به خوبى واضح و روشن است. خدمت به زن و ارزش بخشيدن به اوست، نه تبعيض و بى‏عدالتى. اسلام مى‏خواهد زن به مقام والاى انسانيّت دست يابد؛ در سرنوشت خويش دخيل باشد و آن‏چنان كه شايسته يك انسان است زندگى كند؛ از همين رو، مسير كمالش را تعيين و راه را نشانش داده است تا وى به اختيار و اراده خويش، مسير سعادت برگزيند و به كمال انسانى خويش نايل گردد.


ارزش و مقام زن

اسلام پشت پا به تصوّر خام و باطل تمامى كسانى زد كه زن را موجودى پست و فرومايه و دختردار شدن را ننگ خويش مى‏دانستند و مى‏پنداشتند كه زن موجودى زايد در نظام خلقت است. اسلام به زن ارزش بخشيد و به مقابله با انديشه‏هاى بى‏اساسى پرداخت كه زن را بى‏ارزش مى‏دانست. زن را به پارسايى فرا خواند و او را نشان خوشبختى و سعادت دو جهان و بهترين گنجينه يك مرد معرّفى نمود و به آنانى كه دختران را ناپسند مى‏داشتند، فرمود: «دختران را مكروه مداريد كه آن‏ها مايه اُنسند»و طولى نكشيد كه دختر دار بودن را از ننگ، به گنج مبدّل نمود و فرمود: «هر مسلمانى كه دو دختر وى به بلوغ رسند و تا در خانه او هستند با آن‏ها نيكى كند بهشتى مى‏شود. 

اسلام به زن، حقّ اختيار و تعيين سرنوشت داد؛ تا خود، راه خويش را برگزيند. در صدر اسلام، دخترى بود به نام «خنساء» كه خواستگاران متعدّدى داشت. يكى از خواستگاران وى جوان دلير و شجاعى بود به نام «ابولبابه»؛ كه مطلوب «خنساء» قرار گرفته بود. «حذام بن خالد»، پدر خنساء، بر خلاف ميل دختر خود و بدون رضايت او، وى را به عقد شخص ديگرى آورد. «خنساء»، ناخشنود از عمل پدر، نزد پيامبر خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله آمد و ماجراى خويش بازگو كرد. پيامبر پس از شنيدن ماجرا، فرمود: «خنساء، آيا به كار پدرت راضى هستى؟» پاسخ داد: «هرگز.» آن حضرت فرمود: «پس عقدت صحيح نيست؛ با هر كه ميل دارى ازدواج كن.» سپس «حذام» را احضار نمود و فرمود: «بايد طبق ميل دخترت رفتار كنى واو را به عقد آن كسى كه مى‏خواهد، درآورى.» او نيز چنين كرد

اسلام، ازدواج با محارم را ممنوع ساخت و به زن ارزش حقوقى بخشيد تا به همگان اعلام كند كه زن كالا نيست، تا مورد مبادله و تبادل قرار گيرد يا به ارث برسد. از همين رو فرمود:«اين اهل ايمان، براى شما حلال نيست كه زنان را به اكراه و جبر به ميراث گيريد.» نيز فرمود: «با زنانى كه پدران شما با آن‏ها ازدواج كرده‏اند، هرگز ازدواج نكنيد؛ مگر آن‏چه در گذشته (پيش از نزول اين حكم) انجام شده است؛ زيرا اين كار، عملى زشت و تنفرآور و راه نادرستى است. حرام شده است بر شما، مادرانتان، ودختران، و خواهران، عمّه‏ها و خاله‏ها و دختران برادر، دختران خواهر شما، و مادرانى كه شما را شير داده‏اند و خواهران رضاعى شما و مادران همسرانتان و دختران همسرتان كه در دامان شما پرورش يافته‏اند از همسرانى كه با آن‏ها آميزش جنسى داشته‏ايد و همچنين همسران پسرانتان كه از نسل شما هستند ـ نه پسر خوانده‏ها ـ و (نيز حرام است بر شما) جمع ميان دو خواهر كنيد؛ مگر آن‏چه در گذشته واقع شده؛ چرا كه خداوند، آمرزنده و مهربان است.» تعدّد شوهر را نيز منع نمود و فرمود:«و نكاح زنِ محصنة ـ شوهردار ـ نيز براى شما حرام شد


ازدواج

پيمان زناشويى، پيمان مقدّسى است و رضايت زن، ركن اساسى ازدواج از نظر اسلام است؛ او آزاد است كه به اختيار خود، همسر (همسفر زندگى)اش را برگزيند.

مرد، وظيفه دارد در آغاز پيمان زناشويى و زندگى مشترك، «مهريّه‏اى» را به عنوان پيش كش و هديه براى همسر خويش در نظر بگيرد و تقديمش كند و البتّه كه اين پيش كش منحصر و مختص به زن است و هيچ كس ديگرى در آن سهمى ندارد، از همين رو قرآن مى‏فرمايد: «مهر زنان را در كمال رضايت و طيب خاطر به آن‏ها بپردازيد.» و نيز رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله مى‏فرمايد: «هر كه زنى گيرد و در خاطر داشته باشد كه مهر او را نپردازد هنگام مرگ، چون زناكاران بميرد

خداوند در آيه ۴ سوره نساء از مهريه با نام «صدقه» ياد كرده است كه مى‏توان اين‏چنين بيان كرد: صدقه از ماده صدق است و از آن رو بر مهريه اطلاق مى‏شود كه نشانه راستين بودن علاقه مرد است و از محبّت قلبى و حقيقى وى نشان دارد.
علاوه بر مهريّه، در تمام مدّت زمانى كه زن و مرد با يكديگر زندگى مشتركى دارند، پرداخت نفقه نيز بر عهده مرد و امرى واجب است كه در صورت تخلّف مرد از پرداخت آن، زن مى‏تواند اقامه دعوى كند.

عتیقه زیرخاکی گنج