• بازدید : 26 views
  • بدون نظر

قیمت : ۷۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۴۶    کد محصول : ۱۰۳۲۷    حجم فایل : ۱۲۱ کیلوبایت   

نقش نماز در شخصيت جوانان

این مقاله همان طور که از نام آن پیداست از نقش مهم نماز این فریضه ی بزرگ الهی و ستون مستحکم دین در شخصیت جوانان یاد شده و از فواید و فضایل و به طور کلی خوبی های بی انتهای آن صحبت شده است.

این مقاله شامل یک مقدمه و دو فصل با عناوین:

نقش نماز در شخصيت جوانان و

علل كم توجّهى يا بى توجّهى برخى از جوانان به نماز و …

می شود که در ۱۴۶ صفحه در قالب فایل word برای دانلود شما عزیزان آماده کرده ایم.

امیدواریم از مطالعه ی آن فیض و بهره ی معنوی کامل را ببرید.

  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر

شامل

vمقدمه
vتعريف شخصيت
vرويكردهاي موجود در باب شخصيت
vنظريات شخصيت
vوجوه اشتراك و افتراق نظريه هاي شخصيت
vفوايد نظريه هاي شخصيت
vنتيجه گيري
vمنابع و مراجع

شخصيت حوزه بسيار گسترده اي است,زيرا شخصيت خود موضوعي است پيچيده وداراي ابعاد و جنبه هاي گوناگون است.براي شناخت شخصيت انسان از دير باز كوششهاي فراواني به عمل آمده كه برخي از آنها غير عملي, بعضي خرافاتي ومعدودي ديگر علمي و معتبر است.در زبان  عامه,شخصيت معناي ديگري دارد.به طور مثال وقتي گفته ميشود كه كسي با شخصيت است يعني اينكه او داراي ويژگيهايي است كه ميتواند افراد ديگر را تحت نفوذ خود قرار دهد يا متانت و وقار ويژه اي دارد.همين طور در برابر آن بي شخصيت به معني داشتن ويژگيهاي منفي است.كلمه شخصيت در عرف بعنوان چهره مشهور و صاحب صلاحيت در حوزه هايي همچون شخصيت سياسي,عملي,هنري و از اين قبيل بكار ميرود.

  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

به نظر میرسد تا وقتی كه مطالب و مسائل مزبور روشن نشود و جايگاه خود را پيدا نكنند فوايد و آثار اين امر عبادی يعنی نماز در زندگی جوانان در پردهای از ابهام خواهد ماند و قطعاً موضوع مورد بحث، موضع و جايگاه حقيقی خود را پيدا نكند. لذا به همين خاطر ابتدا به مطالب مزبور پرداخته، سپس ارتباط نماز با تعديل و تكامل شخصيتی و ايفای نقش آن در زندگی فردی و اجتماعی جوانان را بيان خواهيم كرد.
روح و حقيقت نماز
نماز لفظ و واژهای است كه در متون دينی ما بعنوان «صلاة» از آن ياد شده و دارای معانی متعدّدی بوده كه يكی از آن معانی، همين عمل مخصوصی است كه به نام «نماز» در دين اسلام تشريع شده است. اين لفظ در برخی از آيات به معنای سلام و تحيت آمده است آنجا كه خداوند در قرآن میفرمايند:
إنَّ الله وملائكته يصلّون علی النّبی يا ايّها الذين آمنوا صلّوا عليه وسلّموا تسليماً.
«همانا خداوند و فرشتگان بر پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) درود میفرستند شما هم ای اهل ايمان بر او صلوات و درود بفرستيد و با تعظيم بر او سلام گوئيد»(۱).
و در آيه ديگر با اشاره به همين معنی میفرمايند: هو الذی يصلی عليكم وملائكته «اوست خدايی كه هم او و هم فرشتگانش بر شما تحيت و رحمت میفرستند»(۲).
ه معنای دعا هم در برخی از آيات آمده است. آنجا كه به پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم)دستور گرفتن زكات داده میشود خداوند میفرمايد بعد از گرفتن زكات برای آنها و در حقشان دعا كن. خذ من اموالهم صدقة تطهّرهم وتزكيهم بها وصلّ عليهم إنّ صلواتك سكن لهم.
«ای رسول ما، تو از مؤمنان صدقات را بگير تا بدان واسطه نفوس آنان را پاكيزه سازی و آنها را به دعای خير ياد كن همانا دعای تو در حق آنان، موجب تسلی خاطر آنهاست»(۳).
«صلاة» به هر دو معنای مزبور كه در حقيقت به معنای واحد بر میگردند كه همان دعا باشد مورد بحث ما نيست بلكه مراد از «صلاة» همان معنايی است كه با طريق مشخص و با اركان مخصوص و جزئيات معين از طرف شارع مقدس، حقيقت پيدا كرده است و پيامبر خاتم(صلی الله عليه وآله وسلم)آن حقيقت نازله را در عمل تشريع و خود، آن را تحقق عملی بخشيد. نه تنها شخص پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) در طول عمرش به عمل بدان پای بند بود بلكه همه مسلمين موظف بودند كه آن را شبانه روز پنج بار بجای آورند. اَقم الصلاة لدلوك الشمس الی غسق الليل.
«نماز را از زوال خورشيد تا نهايت تاريكی شب برپا دار»(۴).
كه اين آيه اشاره اجمالی به نمازهای پنج گانه دارد. نماز با اين شيوه مرسوم كه مصداق آن برای همه مسلمين روشن و آشكار است چيزی نيست كه مورد فهم و درك نباشد چون آنچه كه از سنّت رسول اكرم(صلی الله عليه وآله وسلم)و اهل بيتش استفاده میشود پر واضح است كه اين تلقی از نماز يعنی اعمال مخصوصهای كه با تكبيرة الاحرام شروع و به سلام ختم میگردد. و اين است معنای ديگری كه از آيات استفاده میشود. آنچه كه مسلّم است اين است كه اين عمل ظاهری كه اصطلاحاً بدان نماز گفته میشود تمام حقيقت نماز نيست بلكه اين صورت و چهره ظاهری آن است. نماز امری است الهی كه تحقق آن همانند ساير امور دارای ظاهر و باطن است كه در متون دينی به هر دو جهت آن اشارت رفته است. تصوير ظاهری نماز همان است كه با اعمال مخصوصه انجام گيرد و حفظ آن نيز فرض و واجب است امّا روح و باطن نماز عبارتست از: اخلاص، حضور قلب، ذكر خداوند و تعظيم در مقابل او، اميد و دلبستگی به ذات ربوبی، اعتماد و ركون به وجود سرمدی و محو شدن در مقابل ذات يكتايی كه در مقابل عظمت و جلالت او قيام نموده است.
حقيقت نماز اعم از معنای ظاهر و باطن است و محدود و محصور نمودن آن به ظاهر، چون محدود نمودن حقيقت انسان و انسانيت او به جسم مادی است. همانطور كه حقيقت انسان در اين جسم خاكی و هيكل مادی قالب گيری شده و به اطوار مختلف و گوناگون درآمده و به اين شكل ظاهری وجود يافته است چنانچه خداوند فرمايد: وقد خلقتكم اطواراً «وبه تحقيق شما را به صورت گوناگون آفريد»(۵).
حقيقت نماز هم چون ساير امور در باطن و روح او نهفته شده كه اين قالب و صورت را پذيرا شده است هرگاه آن حقيقت بخواهد در عالم خارج تحقق يابد قطعاً بايد در همين طور و قالب خاص باشد و در غير اين صورت نماز نبوده بلكه پديده ديگری است.
هرگاه اين قالب خاص و صورت ظاهری نماز با روح و باطن آن آميخته و قرين گردد نماز حقيقت خود را يافته و تأثير خود را میگذارد. در چنين صورتی است كه اين امر الهی، ستون دين(۶)، معراج مؤمنين(۷)، روشنگر چهره مسلمين(۸)، مقرِّب متقين(۹)، مكمّل اخلاص مخلصين، مبعِّد خصائص ملحدين(۱۰)، مسوِّد چهره شياطين(۱۱)، ومميّز مؤمنين از كافرين(۱۲)، قرار میگيرد.
پس نمازی كه فقط ظاهر داشته باشد و فاقد روح باشد مُعطی شی نخواهد بود. بنابر اين قيام به ظاهر آن، تحركی در نماز گزار ايجاد نخواهد كرد و از سوی ذات باری به اين نماز اقبال و توجهی نيست چنانچه از رسول گرامی اسلام(صلی الله عليه وآله وسلم) روايت شده كه فرمودند:
«خداوند متعال نظر نمیافكند به نمازی كه آدمی دل خود را با بدن خود به نماز حاضر نكند»(۱۳).
پس حقيقت نماز اعم از صورت ظاهری و معنای باطنی است و تمسك به هر يك از اين دو بدون ديگری نماز نيست در نتيجه هم كسانی كه به ظاهر آن تشبث جسته و از روح آن بیخبرند از حقيقت نماز غافلند و هم آنانكه نماز نمیخوانند و ادعا دارند كه ما به معنا و حقيقت آن رسيدهايم معرفتی از نماز ندارند چون نماز در هر دو صورت فاقد حقيقت است.
آزردن همسر مانع قبولی نماز
مانع ديگری كه برای كمال نماز در نصوص و روايات بدان اشاره شده است اذيت و آزار و روا داشتن ستم به همسر میباشد. يكی از بارزترين مصاديق ظلم كه شايد عقاب شديدتری هم داشته باشد ظلم به همسر در خانه است.
در توصيههای اوليای دين و بزرگان دينی سفارش زيادی شده كه در ميان اعضای خانواده عدالت بلكه عفو و گذشت و اخلاق دينی بايد حاكم باشد. و كمترين ستم نسبت به زير دستان، هيچ توجيه شرعی ندارد. و اين عمل كه قبيحترين و زشتترين عمل محسوب میشود مانع بزرگی برای كمال نماز است. از پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) مرويست كه فرمودند:
«كسی كه همسر خود را آزار دهد نماز و اعمال نيك او پذيرفته نيست نزد خداوند مگر اينكه او را كمك نمايد يا او را راضی نمايد هر چند در تمام ايام عمر، روزه داشته باشد و نيز شوهر هم دارای همين نوع از عذاب و عقاب است در صورتی كه به همسرش ظلم روا بدارد»(۱).
از اصحاب و ياران پيامبر اسلام(صلی الله عليه وآله وسلم) نقل شده است كه حضرتشان به سه چيز بسيار تأكيد داشته و نزديكان خود را بدان توصيه میفرمودند: الصلاة الصلاة وما ملكت ايمانكم لا تكلِّفُوهم ما لايطيقون واتقوا الله فی النساء فانَّهُنَّ عوانٌ فی ايديكم.
«نماز، نماز بگزاريد و به زير دستان به نيكی رفتار كنيد و از خدا بترسيد در كار زنان كه آنان اسيران دست شمايند»(۲).
نماز و عدالت با زير دستان و تقوای الهی سه امر مهمی هستند كه پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) پيروان و نزديكان خود را بدان توجه دادهاند. به نظر میرسد كه ارتباط اين سه امر در اين باشد كه نماز واقعی موجب میشود كه نمازگزار از ظلم و تعدی به حقوق ديگران دوری نموده و درجات ايمان و ترس از خدا در قلب او بيشتر گردد. و متقابلاً كسی كه به خانواده و ديگران ظلم و ستم نمايد و در عين حال نماز هم بخواند. نمازش هر چند شرط صحت را دارا است ولی قطعاً شرط كمال را فاقد است.
چنين حكمی هم برای مردان آمده است و هم برای زنان. در روايات تأكيدات زيادی شده است كه زن بايد در رضايت شوهر بكوشد. و احاديث بسياری از معصومين(عليهم السلام) در باب ارتباط عبادات با رضايت شوهر بيان شده است.
از صاحب شريعت اسلام و خاتم پيامبران(صلی الله عليه وآله وسلم) روايت است كه: «خداوند نماز پنج گروه را نمیپذيرد بندهای كه از مولای خود فرار كرده است، شراب خوار، ربا خوار، كسی كه عاق والدين قرار گيرد و زنی كه شوهرش از او راضی نباشد»(۳).
پس نماز در رعايت موازين شرع و در زندگی خانوادگی و عفو و گذشت در روابط زناشويی نقش مهمی را ايفا میكند يعنی آنان كه مواظبت بر عبادات و نماز خويش دارند و بدان اهميت میدهند به حفظ موازين شرع مقيدتر و به مقام قرب الهی نزديكترند. چون كمترين آثار نماز همين است كه در ميان اهل خانواده ظاهر گردد و از آنجا به جامعه تسرّی يابد و آنكه به حفظ نماز توجه و اهميتی قائل نيست از معاصی و گناهان نسبت به خانواده و جامعه اِبايی ندارد.
پس بيائيم به اين كلام نورانی پيامبر(صلی الله عليه وآله وسلم) جامه عمل بپوشانيم كه فرمودند: مَنْ صَبَرَ علی سوء خُلق اِمرأته اعطاه الله من الاجر مثل ما اعطی ايوب علی بلائه ومَنْ صَبرتْ علی سوء خُلقِ زوجِها اعطاها اللهُ مثل ثوابِ آسيةَ امرأة
علل كم توجّهي يا بي توجّهي برخي از جوانان به نماز
راستي چرا در ميان نوجوانان و جوانان برخي آنچنان كه بايد، به نماز اهميت نمي دهند و يا اينكه چرا بعضي از آنان ارتباط چنداني با نماز ندارند و يا عدهاي از نوجوانان و جوانان در حاليكه از خانواده مذهبي و مسلمان هستند نماز نمي خوانند؟
محيط خانواده و بي توجهي والدين
بي توجه بودن يا كم توجهي پدر و مادر يا مربي خانواده نسبت به فرزندان در محيط خانه و سطحي نگري آنان در ابتداي نوجواني فرزندان و يا احياناً بي مبالاتي اعضاي خانواده نسبت به مسائل ديني خصوصاً فريضه نماز تأثير بسزائي در تربيت فرزندان بجاي مي گذارد. بعنوان مثال فرزند اگر در خانهاي رشد نمايد كه در آن خانه كسي به نماز اهميت ندهد و يا در قبال مسائل ديني خود را مسئول ندانند و يا خود اهل نماز باشند ولي فرزند خانواده را تحريض و تشويق به نماز ننمايند قطعاً فرزند آن خانواده اهل نماز و عبادت نخواهد شد البته شايد در آينده بر اثر عوامل ديگر به نماز روي آورد كه اين احتمال ضعيفي است.
نوجواني نوشته بود كه چگونه از من انتظار نماز خواندن برود در حاليكه در خانه ما هيچ يك اهل نماز نيستند و ديگري بيان كرد كه توقع نماز خواندن از كسي كه هيچ يك از اعضاي خانوادهاش اهل نماز نباشند. توقع بيجايي است.
اينگونه از خانواده ها كه فرزندانشان تمايل و گرايش چنداني به مسائل عبادي از خود نشان نمي دهند بر دو قسمند: يك گروه خانوادههايي هستند كه والدين و مربيان آنان به نماز اهميت نميدهند و طبعاً فرزندانشان از آنان تقليد ميكنند. اين دسته از خانواده ها اگر چه محدودند ولي وجودشان قابل انكار نيست. فردي نقل ميكرد ما چند نفر براي مهماني به منزل كسي رفتيم بيشتر يا همه دوستان وضو ساختيم كه نماز بخوانيم سراغ مهر نماز از صاحب خانه گرفتيم در جواب به ما گفت يك مُهر در خانه داريم كه گاهي من با آن نماز ميخوانم و گاهي خانمم.
دسته ديگر خانواده هايي مي باشند كه خود ديندار و اهل عبادتند و ليكن نسبت به فرزندان خود در اين امر هيچ وقعي نمينهند. نماز خود را ميخوانند و روزهشان را ميگيرند امّا از اينكه فرزندان به مسائل ديني پاي بند باشند يا نه براي آنها يكسان است. هرگز از فرزندان بعنوان پدر و مادر نمي خواهند كه نمازش را بخواند و يا روزهاش را بگيرد. هيچ مسئوليتي را در قبال آنان احساس نمي كنند. گويا او همه چيز را مي فهمد و بايد با همان فهم خود عمل كند و يا همه اعمال او را حتي بعد از سن تكليف با بچه بودن توجيه ميكنند.
بسيار روشن و مسلّم است كه چنين فرزندي بزودي به عبادت تن در نخواهد داد. كانون خانواده مهمترين عامل دراين زمينه محسوب ميشود چون كانوني كه جوان در آن رشد يافته كانون بيتفاوتي بوده است و هرگز كسي از طريق محبت و تشويق و يا از راه قهر و تهديد او را به امور عبادي و ادار نكرده و يا از او نخواسته است. چه بسا اين جوان نسبت به ساير امور زندگي فردي سر به زير و تسليم پذير و با شخصيتي از ديدگاه خانواده باشد و ليكن اهل نماز و ديانت نيست. اين بدان جهت است كه والدين در آن امور تأكيد داشته امّا در امور ديني اصراري به خرج ندادهاند. و اگر در بُعد ديني توجه داشتند قطعاً خللي در او مشاهده نمي كردند.
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از نظر فلسفى مجموعه نفسانيات هر كسى شخصيت او را تشكيل ميدهد ولى در اصطلاح عموم،شخصيت اشخاص در نتيجه ظهور و بروز صفت خاصى مشخص و تعيين ميگردد مثلا كسى كه شم قوى در امور سياسى داشته باشد شخصيت سياسى ناميده شده و اگر عالم و دانشمند باشد بعنوان شخصيت علمى از وى نام مى‏برند و چون در روانشناسى ثابت شده است كه نفسانيات و صفات جسمانى در همديگر اثر دارند لذا براى معرفى كامل شخصيت هر فردى بايد صفات جسمانى و خصوصيات روحى و اخلاقى او را بررسى نمود. 
از طرفى براى مطالعه صفات جسمى و خصال روحى اشخاص بايد از روش معمول در علوم طبيعى يعنى از مشاهده و تجربه استفاده نمود زيرا حقيقت نفسانيات مانند خود نفس غير قابل شناخت و مجهول است و فقط از آثار آنها ميتوان بوجودشان پى برد. 
موضوع ديگر اينكه شناسائى ما درباره شخصيت اشخاص اعم از اينكه اين شناسائى سطحى و يا علمى باشد منوط بدارا بودن صفات مشابهى از صفات صاحب شخصيت است بعبارت ديگر انسان از طريق حالات درونى خود بكيفيات نفسانى ديگران نيز پى مى‏برد و همين روش در مورد آلام و لذايذ جسمانى نيز صادق ميباشد هنگاميكه آدمى از فوت نزديكان خود متأثر ميشود و يا از درد عضوى ناله‏ميكند تأثر و درد سايرين نيز براى او قابل ادراك ميباشد. 
از طرفى كيفيات نفسانى هر كسى منحصر بخود او بوده و تشكيل يك سلسله واحدى را ميدهند كه در اصطلاح روانشناسى آنرا وحدت گويند و اين وحدت در طول زمان محفوظ مانده و هويت شخص را نشان ميدهد. 
با در نظر گرفتن نكات معروضه اگر ما بخواهيم شخصيت على عليه السلام را چه از نظر صفات جسمانى و چه از لحاظ ملكات نفسانى مورد مطالعه قرار دهيم بيك اشكال مهم و لا ينحلى برخورد خواهيم نمود زيرا سجاياى اخلاقى و صفات خجسته و عاليه على عليه السلام كه در روح بزرگ او نهفته بود براى ما مجهول است. 
على عليه السلام بشر بود ولى خصوصيات وجود او در هيچ بشرى ديده نشده است،كارهاى آنحضرت شبيه ساير مردم نبود تا مردم بتوانند او را از مقايسه با نفس خود بشناسند بلكه او مظهر العجايب و الغرايب بود كه تمام افراد بشر را در گذشته و آينده مبهوت نموده و خواهد نمود ! 
اعمال و افعال او كلا خارق العاده و عجيب بود،كسى كه زورمند و توانا باشد تسليم ديگرى نميشود و در برابر اجحاف ديگران صبر و تحمل نميكند زيرا صبر در برابر عجز است نه در برابر توانائى اما على عليه السلام در كمال قدرت و نيرو نهايت صبر و حلم را داشته است و اين عمل را جز اعجاز بچه ميتوان تعبير نمود؟ 
همچنين كسى كه اديب و خوش قريحه باشد فاقد صفت رزمجوئى بوده و بدرد صحنه كار زار نميخورد اما على عليه السلام اديب و خطيب منحصر بفرد بود و در عين حال دل و زهره شجعان عرب در ميدانهاى جنگ از ترس و هيبت او ذوب ميگرديد. 
سيد رضى (رحمة الله عليه) در مقدمه نهج البلاغه ميگويد اگر كسى در خطبه‏ها و كلمات على عليه السلام بدون اينكه آنحضرت را بشناسد تأمل و انديشه نمايد يقينا چنين تصور خواهد كرد كه گوينده اين سخنان بايد كسى باشد كه از مردم كناره گرفته و جز عبادت و توجه بامور معنوى و اخلاقى بچيز ديگرى اهتمام نورزد،و هرگز تصور نخواهد كرد گوينده اين سخنان كسى است كه از شمشيرش خون چكيده و چه بسا كه يكتنه در ميان امواج خروشان درياى سپاه غوطه‏ور بوده است و اين ازفضائل عجيبه آنحضرت است كه جمع بين اضداد نموده است. 
همچنين ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه مينويسد كه ما هرگز شجاع بخشنده‏اى نديده‏ايم،آنگاه طلحه و زبير و عبد الله بن زبير و عبد الملك بن مروان را نام مى‏برد كه اينها شجاع بودند ولى بخل و حرص داشتند اما شجاعت و سخاوت امير المؤمنين على عليه السلام معلوم است كه بچه مقدار بوده است و اين از احوال عجيبه و اوصاف مخصوصه آنحضرت است. 
بر همگان معلوم است كه اشخاص فروتن و متواضع فاقد هيبت و وقار بوده و بعلت تواضعشان كسى مرعوب آنها نميگردد ولى على عليه السلام با كمال تواضع و شكسته نفسى كه حتى روى خاكها نشسته و ابو ترابش ميگفتند چنان هيبت و رعب و شكوهى داشت كه دل شير را آب ميكرد چنانكه روزى معاويه بقيس بن سعد گفت خدا رحمت كند ابوالحسن را بسيار خندان و خوش طبع بود،قيس گفت بخدا سوگند با آن شكفتگى و خندانى هيبتش از همگان فزون‏تر بود و آن هيبت تقوى بود كه آنجناب داشت نه مثل هيبتى كه اراذل و اوباش شام از تو دارند. 
اين مطلب نيز بديهى و مسلم است كه هر كس در صفتى و يا در حرفه‏اى متخصص باشد در آن حرفه و فن مخصوص بر كس ديگرى كه اطلاعات كلى و عمومى در چند فن و حرفه داشته باشد فضيلت و ارجحيت دارد مثلا يك پزشك متخصص در بيماريهاى قلبى در مورد معالجه آن عضو نسبت به يك پزشك عمومى كه در ساير دستگاههاى بدن من جمله قلب هم اطلاعات كلى دارد مهارت و برترى خواهد داشت بعبارت ديگر هر ذو فنونى مغلوب ذو فن است چنانكه گويند. 
هر چند كه ذو فنونى اما 
ذو فن ز ذوفنون بسى به 
ولى فقط على عليه السلام بود كه با وجود دارا بودن كليه صفات كماليه و فضائل نفسانى در هر يك از آنها نيز سرآمد همگان بوده واحدى را ياراى برابرى و مقابله در هيچيك از صفات مزبور با او نبوده است. 
نيرو و انرژى بدن در اثر جذب مواد غذائى صورت ميگيرد و اگر نيرو و كالرى حاصله از غذا كمتر از انرژى مصرف شده بدن باشد تن آدمى ضعيف و رنجور گردد وبشهادت عموم مورخين خوراك على عليه السلام منحصر بنان جوينى بود كه سه لقمه بيشتر نميخورد ولى نيروى بازوى او توانست درب خيبر را از بيخ و بن بر كند و مرحب خيبرى را با ضربتى بخاك افكنده و همگان را بتحير و تعجب وادارد چنانكه خود آنحضرت فرمايد: 
آنكس كه نان جوين مرا در سفره ديد تعجب كرد كه چگونه با اين نان جوين بر لشگرى انبوه حمله ميكنم و سپاهى را بتنهائى در هم ميشكنم! 
و باز كسانى كه شجاع و خونريز و مرد جنگ و شمشير باشند فاقد غريزه ترحم و عاطفه بوده و قلب آنان را تيرگى و قساوت فرا ميگيرد جز على عليه السلام كه ابطال و شجعان عرب را طعمه شمشير خود ميكرد و در عين حال چنان رقت قلب و عاطفه داشت كه از مشاهده حال بينوايان اندوهگين ميشد و از ديدن طفل يتيمى اشگ چشمش جارى ميگشت،چه خوب گفته گوينده اين شعر : 
اسد الله اذا صال و صاح‏ 
ابو الايتام اذا جاد و بر 
(موقعى كه حمله ميكرد و صيحه ميزد شير خدا بود و هنگام جود و احسان پدر يتيمان بود) . 
و از اينجا است كه آنحضرت را اعجوبة العجايب گفته‏اند كه وجود مباركش مجمع اضداد و صفات متباين بوده و اين خود معجزه بزرگى است زيرا كه بظاهر از نظر منطق اجتماع ضدين و نقيضين محال است. 
دانشمندان طبيعى و علماى علم النفس ثابت كرده‏اند كه مغز آدمى مركز اداركات و تعقلات بوده و چنانچه بناحيه‏اى از آن آسيب برسد در طرز تعقل و ادراك و بخصوص در قوه حافظه و بايگانى ذهن اختلالاتى پديد ميآيد كه منجر بفراموشى و هذيان و پرت گوئى و امثال آنها ميشود،با قبول اين مطلب چه اعجازى از اين بالاتر كه وقتى فرق مبارك على عليه السلام از شمشير زهر آلود ابن ملجم عليه اللعنة شكافته گرديد مغز متلاشى و مسموم شده و اصلا مغزى باقى نمانده بود تا مركز ادراكات و تعقلات باشد ولى آنحضرت با همانحال ميفرمود سلونى قبل ان تفقدونى!و سخنان گهربارى كه در وصيت‏هاى خود فرمود حاوى نكات علمى و اخلاقى بوده وبا خطبه‏هاى ديگر او كه در حال سلامت و تندرستى ايراد نموده است كوچكترين فرقى ندارد و باز عجب اينكه ضمن موعظه و وصيت گاهى بحالت اغماء و بيهوشى ميافتاد و پس از بهوش آمدن دنباله مطلب را بيان ميفرمود بدون اينكه كوچكترين تغييرى در اسلوب كلمات و الفاظ و يا در ارتباط معانى و مضامين آنها بوجود آمده باشد!! 
بنابراين همچنانكه در مقدمه اين فصل اشاره گرديد شرح و توصيف شخصيت على عليه السلام از عهده تقرير همگان خارج بوده و اعمال و رفتار او باقياسات ما قابل تفهيم نميباشد.لذا بقول مولوى بايد كار پاكان را قياس از خود نگيريم و بلكه بعجز و ناتوانى خود از درك هويت و شخصيت على عليه السلام اقرار كنيم كه افكار كوچك ما قابليت درك واقعيت آنرا نخواهد داشت. 
مطالبى كه در فصول آينده براى معرفى و نماياندن شخصيت آنحضرت با توجه بمناقب و مكارم اخلاقى او نگاشته ميشود براى اقناع ذهن ما است و الا درباره شخصيت واقعى على عليه السلام نه زبان را ياراى گفتن است و نه قلم را توانائى نوشتن زيرا آنجناب در تمام فضائل اخلاقى و ملكات نفسانى وارث نبى اكرم صلى الله عليه و آله بوده و بآن كوه مرتفع و بلندى ماند كه طاير خيال بقله آن پرواز نتواند نمود و چون اقيانوس ژرفى است كه غواص انديشه را قدرت رسيدن بقعر آن نخواهد بود بدينجهت پيغمبر صلى الله عليه و آله بعلى عليه السلام خطاب فرمود كه خدا را سزاوار معرفتش كسى جز من و تو نشناخت و ترا نيز چنانكه بايد و شايد كسى جز خدا و من نشناخت: 
يا على ما عرف الله حق معرفته غيرى و غيرك و ما عرفك حق معرفتك غير الله و غيرى (۱) . 
و مناسب اين مقال سخن يكى از متكلمين مشهور بنام نظام است كه در حق آنحضرت چنين ميگويد : 
كار امير المؤمنين عليه السلام سخت مشكل است چه اگر بخواهيم در مدح‏و ثناى او باقتضاى حق و مقام سخن گوئيم غالى ميشويم،و اگر قصور ورزيم كافر گرديم،و يك حالت ميانه ميان اين دو حال است كه بسيار لطيف و دقيق،و ادراك آن منوط بتوفيق است (۲) . 
پى‏نوشتها: (۱) مناقب ابن شهر آشوب جلد ۲ ص .۵۱(۲) ناسخ التواريخ زندگانى امام باقر عليه السلام جلد ۷ ص .۱۲۷
ايمان و عبادت على عليه السلام 
لم اعبد ربا لم اره.(على عليه السلام) 
حقيقت عبادت تعظيم و طاعت خدا و چشم پوشى از غير اوست،بزرگترين فضيلت نفس ستايش مقام الوهيت و تقرب جستن بساحت قدس ربوبى است،عبادت اگر با شرايط خاص خود انجام شود مقام بسيار بزرگ و افتخار آميزى است چنانكه از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله بوسيله كلمه عبد تجليل شده و قبل از عنوان رسالت عبوديت او قيد گرديده است: 
اشهد ان محمدا عبده و رسوله. 
براى سير مراتب كمال بهترين وسيله پيشرفت،تهذيب و تزكيه نفس است كه راه عملى آن با عبادت حقيقى صورت ميگيرد.انجام عبادت تنها براى رفع تكليف نيست بلكه وسيله نمو عقل،و موجب تعديل و تنظيم قواى وجودى است كه نفس را از آلودگيهاى مادى باز ميدارد،بهترين وجه عبادت انجام امرى است كه بدون ريا و سمعه بوده و صرفا براى خدا باشد و در اين شرايط است كه صفت تقوى ظهور ميكند و بدون آن انجام عبادات مقبول نيفتد. 
تقوى و ورع انحراف از جهان مادى و فانى بوده و توجه بعالم روحانيت و بقاء است و ايمانيكه بزيور تقوى آراسته شود ايمان حقيقى است و در اثر اخلاص در عبادات،شخص را بمرحله يقين ميرساند. 
با توجه بنكات معروضه،على عليه السلام در ايمان و تقوى و زهد و عبادت و يقين منحصر بفرد بود در اينمورد پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود:لو ان السموات و الارض وضعتا فى كفة و وضع ايمان على فى كفة لرجح ايمان على (۱) . 
يعنى اگر آسمانها و زمين در يك كفه ترازو و ايمان على در كفه ديگر گذاشته شوند بطور حتم ايمان على بر آنها فزونى ميكند. 
على عليه السلام با عشق و حب قلبى خدا را عبادت ميكرد زيرا عبادت او براى رفع تكليف نبود بلكه او محب حقيقى بود و جز جمال دلرباى حقيقت چيزى در نظرش جلوه‏گر نميشد. 
على عليه السلام در تقواى دينى و عبادت چنان كوشا بود كه پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله در پاسخ كسانى كه از تندى على عليه السلام در نزد وى گله ميكردند فرمود:على را ملامت نكنيد زيرا او شيفته خدا است (۲) ! 
على عليه السلام هنگاميكه مناجات ميكرد و مشغول نماز ميشد گوشش نمى‏شنيد و چشمش نميديد و زمين و آسمان،دنيا و مافيها از خاطرش فراموش ميشد و با تمام وجود توجه خود را بمبدأ حقيقت معطوف ميداشت چنانكه مشهور است در يكى از جنگها پيكان تيرى بپايش فرو رفته و بقدرى دردناك بود كه نميتوانستند آنرا بيرون بياورند وقتيكه بنماز ايستاد بيرون كشيدند و او متوجه نشد! 
على عليه السلام هنگام وضو گرفتن سراپا ميلرزيد و لرزش خفيفى وجود مباركش را فرا ميگرفت و چون در محراب عبادت ميايستاد رعشه بر اندامش ميافتاد و از خوف عظمت الهى اشگ چشمانش بر محاسن شريفش جارى ميشد،سجده‏هاى او طولانى بود و سجده‏گاهش هميشه از اشگ چشم مرطوب !شاعر گويد، 
هو البكاء فى المحراب ليلا 
هو الضحاك اذا اشتد الضراب 
يعنى او در محراب عبادت بشدت گريان و در شدت جنگ خندان بود.ابو درداء كه يكى از اصحاب پيغمبر صلى الله عليه و آله است گويد در شب تاريكى‏از نخلستانى عبور ميكردم آواز كسى را شنيدم كه با خدا مناجات ميكرد چون نزديك شدم ديدم على عليه السلام است و من خود را در پشت درخت مخفى كردم و ديدم كه او با خوف و خشيت تمام با آهنگ حزين مناجات ميكرد و از ترس آتش سوزان جهنم گريه مينمود و بخدا پناه برده و طلب عفو و بخشش مينمود و آنقدر گريه كرد كه بى حس و حركت افتاد!گفتم شايد خوابش برده است نزديكش رفتم چون چوب خشگى افتاده بود او را تكان دادم حركت نكرد گفتم حتما از دنيا رفته است شتابان بمنزلش رفتم و خبر مرگ او را بحضرت زهرا عليها السلام رسانيدم فرمود مگر او را چگونه ديدى؟من شرح ما وقع گفتم،فاطمه عليها السلام گفت او نمرده بلكه از خوف خدا غش نموده است (۳) . 
على عليه السلام علاوه از نمازهاى واجبى نوافل را نيز انجام ميداد و هيچوقت نماز شب آنحضرت ترك نميشد حتى در موقع جنگ نيز از آن غفلت نمى‏نمود،در ليلة الهرير نزديكى‏هاى صبح بافق مينگريست ابن عباس پرسيد مگر از آنسو نگرانى داراى آيا گروهى از دشمنان در آنجا كمين كرده‏اند؟فرمود نه ميخواهم ببينم وقت نماز رسيده است يا نه! 
حضرت على بن الحسين عليهما السلام كه از كثرت عبادت و سجده‏هاى طولانى بكلمه سجاد و زين العابدين ملقب شده بود در برابر سؤال ديگران كه چرا اينقدر مشقت و رنج بر خود روا ميدارى فرمود: 
و من يقدر على عبادة جدى على بن ابى طالب؟ 
كيست كه بتواند مثل جدم على عليه السلام عبادت كند؟ 
ابن ابى الحديد بنحو ديگرى اين مطلب را بيان كرده و مينويسد بعلى بن الحسين عليهما السلام كه در مراسم عبادت بنهايت رسيده بود عرض كردند كه عبادت تو نسبت بعبادت جدت بچه ميزان است؟فرمود عبادت من نسبت بعبادت جدم مانند عبادت جدم نسبت بعبادت رسول خدا صلى الله عليه و آله است (۴) . 
از ام سعيد كنيز آنحضرت پرسيدند كه على عليه السلام در ماه رمضان بيشتر عبادت ميكند يا در ساير ماه‏ها؟ 
كنيز گفت على عليه السلام هر شب با خداى خود به راز و نياز مشغول است و براى او رمضان و ديگر اوقات يكسان است. 
وقتى كه آنحضرت را پس از ضربت خوردن از مسجد بخانه مى‏بردند نگاهى بمحل طليعه فجر افكند و فرمود اى صبح تو شاهد باش كه على را فقط اكنون(بحكم اجبار) دراز كشيده مى‏بينى! 
ابن ابى الحديد گويد عبادت على عليه السلام بيشتر از عبادت همه كس بود زيرا او اغلب روزها روزه دار بود و تمام شبها مشغول نماز حتى هنگام جنگ نيز نمازش ترك نميشد،او عالمى بود با عمل كه نوافل و ادعيه و تهجد را بمردم آموخت. 
على عليه السلام موقع نماز در برابر مبدأء وجود با دل پاك و توجه تام ميايستاد و براز و نياز مشغول ميشد عبادت و پرستش او مانند اشخاص ديگر نبود زيرا هر كسى بنا بهدف خاصى كه دارد خدا را عبادت ميكند چنانكه خود آنحضرت فرمايد: 
ان قوما عبدوا الله رغبة فتلك عبادة التجار،و ان قوما عبدوا الله رهبة فتلك عبادة العبيد،و ان قوما عبدوا الله شكرا فتلك عبادة الاحرار (۵) . 
يعنى گروهى از مردم خدا را از روى ميل و رغبت(باميد نعمتهاى بهشت) بندگى كردند پس اين نوع عبادت عبادت تاجران است،عده اى هم از ترس(آتش دوزخ) خدا را عبادت كردند اين هم عبادت بندگان است و گروهى ديگر خدا را براى سپاسگزارى عبادت كردند و اين عبادت آزادگان است . 
و خود آنحضرت به پيشگاه خداى تعالى عرض ميكند: 
الهى ما عبدتك طمعا للجنة و لا خوفا من النار بل وجدتك مستحقا للعبادة. 
خدايا من ترا بطمع بهشت و يا از ترس جهنم عبادت نميكنم بلكه ترا مستحق‏و سزاوار پرستش يافتم. 
هر فردى حتى هر ذير وحى بنا بغريزه حب ذات هميشه در صدد دفع ضرر و جلب منفعت است و تنها على عليه السلام بود كه عبادت را بدون جلب نفع(بهشت) و دفع ضرر(دوزخ) صرفا براى خداوند بجا ميآورد!و اينگونه خلوص در عبادت از يقين او سرچشمه ميگرفت يقينى كه بالاتر از آنرا نميتوان پيدا نمود زيرا آنجناب بمرحله نهائى يقين رسيده بود چنانكه خود فرمايد:لو كشف الغطاء ما ازددت يقينا!اگر پرده برداشته شود من چيزى بيقين خود نميافزايم! 
على عليه السلام خود را مانند موجى در اقيانوس حقيقت مستغرق ساخته بود و تمام فكر و ذكر و حركات و سكنات او همه از حقيقت خواهى وى حكايت ميكرد. 
على عليه السلام در تزكيه و تهذيب نفس،و سير مراتب كماليه وجود يگانه و بى‏نظير و لوح ضميرش چون جام جهان نما بود،او به هر چه نگاه ميكرد خدا را ميديد چنانكه فرمود: 
ما رايت شيئا الا رايت الله قبله و معه و بعده. 
چيزى را نديدم جز اينكه خدا را پيش از آن و با آن و پس از آن مشاهده كردم. 
على عليه السلام ميفرمود:لم اعبد ربا لم اره.عبادت نكردم بخدائى كه او را نديدم!پرسيدند چگونه خدا را ديدى؟فرمود با چشم دل و بصيرت،نه باغ ديده ظاهرى. 
بچشم ظاهر اگر رخصت تماشا نيست‏ 
نه بسته است كسى شاهراه دل‏ها را 
على عليه السلام در مقابل عظمت خدا و مبدء هستى خود را ملزم بخضوع و خشوع ميديد و دعاها و مناجاتهاى او روشنگر اين مطلب است. 
دعاى كميل كه بيكى از اصحاب خود(كميل بن زياد) تعليم فرموده است يكى از شاهكارهاى روح بلند و ايمان قوى و يقين ثابت آنحضرت است كه در فقرات آن معانى عالى و بديع در قالب الفاظى شيوا و عباراتى كاملا رسا ريخته شده است،گاهى در برابر رحمت واسعه حق سر تا پا اميد گشته و زمانى قدرت و جبروت خدا چنان بيم و هراسى در دل او افكنده است كه بى اختيار بحال تضرع و خشوع افتاده‏است.همچنين دعاى صباح و نيايشهاى ديگر وى كه هر يك حاوى مراتب سوز و گداز بيم و اميد،توجه و خلوص او ميباشد. 
  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نيروي انساني نقش سازنده و كليدي در پيشبرد ماموريتها، هدفها، سياستها، خط مشي ها و استراتژيهاي سازمان داراست و از اركان رشد و بقاي سازمان محسوب مي‌گردد .در هر سازماني به منظور اثربخش نمودن امور و نيل به هدفهاي سازماني از معيارهايي استفاده مي‌كنند. اهم اين معيارها عبارتند از جذب، آموزش و حفظ نيروي انساني كارآمد و متخصص. از آنجا كه ويژگيهاي فردي منابع انساني با اثربخشي سازماني رابطه دارد، در اين راستا محققين براي دستيابي به نتايج مطلوب هدفهاي علمي و كاربردي را مدنظر قرار داده‌اند. بدين منظور قصد بررسي و پاسخگويي به اين سوالات را دارند: (۱) آيا بين سابقه كاري منابع انساني واثر بخشي مدارس غير انتفاعي رابطه معني داري وجوددارد؟ (۲) آيا بين تحصيلات منابع انساني و اثر بخشي مدارس غير انتفاعي رابطه معني داري وجود دارد؟ (۳) آيا بين شخصيت منابع انساني و اثربخشي مدارس غير انتفاعي رابطه معني داري وجود دارد
از زماني كه علم مديريت و سازمان در اوائل سال ۱۹۰۰ به سرعت بسط يافت، تكاملي درباره ماهيت و وظيفه سازمانها و معيار اثربخشي سازماني پديدار گشت. اين مفاهيم در تعامل پويا و همگام با موسسات و كمپاني هاي بزرگ جوامع جهاني رو به رشد، رشد نموده و تكامل يافت. در طول تاريخ يك صد ساله نيز مفاهيم ناب و اصلي در باره افراد، سازمانها، كارگران، مديران، سيستمها و شبكه ها رشد پيدا نموده و باعث شكل دهي به انديشه و رفتار مديران، كاركنان و سياستگذاران گرديد (بيكر و برنچ ۲۰۰۲). دنياي امروز دنياي سازمانهاست و نيروي انساني به عنوان با ارزش ترين منابع سازماني، متوليان آن محسوب مي‌شوند.
امروزه بيش از هر زمان مشخص شده است كه رشد و توسعه سازمانها و در پي آن جوامع در گرو استفاده صحيح از نيروي انساني است (رحمان‌پور ص۳). در حال حاضر سازمان بشري مانند گذشته نيست به ويژه نيروي كار به طور قابل توجهي در حال تغيير است. از اين رو لازم است مديران خود را با الگوها و گرايشات مختلف افراد هماهنگ نموده و آماده باشند تا آنها را برهم منطبق نمايند (سيدجوادين ۱۳۸۳، ۱۹). بي شك در جهان پر شتاب و سرشار از تحول و رقابت امروز آنچه موجبات تحقق مزيت رقابتي سازمانها را تضمين مي‌كند، نيروي انساني با كيفيت، خلاق و پوياست. ازاين روست كه در عصر حاضر منابع انساني بناي اصلي فرآيند افزايش كارائي و اثربخشي و با ارزشترين سرمايه و كليد طلايي رقابت قلمداد شده است (تيموري نژاد). بدين سبب مديريت منابع انساني كه عهده دار بخشي از وظائف اصلي مديريت بود و بعنوان رويكردي جامع به مديريت استراتژيك قلمداد مي‌شد، ظهور پيدا نمود. مديريت منابع انساني يعني شناسايي، انتخاب، استخدام، تربيت و پرورش نيروي انساني جهت نيل به اهداف سازمان (سعادت ۱۳۸۱، ۱).
۲- بيان مساله 
امروزه در هر سازماني ( توليدي، خدماتي يا آموزشي ) به منظور اثربخش نمودن امور و نيل به اهداف، يكي از معيارها، جذب، آموزش و حفظ نيروي انساني كارآمد و متخصص مي‌باشد. زيرا نيروي انساني نقش سازنده و كليدي در پيشبرد هدفها و ماموريتهاي سازمان دارد و از اركان رشد و توسعه و بقاي سازمان محسوب مي‌گردد. امروزه ديگر تجهيزات، لوازم و ماشين آلات براي انجام اثربخش امور سازمان كافي نمي باشد. لذا اهميت قايل شدن به روابط انساني و استفاده بهينه از نيروي فكر و مهارتهاي فردي كاركنان، سازمان را در دستيابي به اهدافش موفق مي‌گرداند. امروزه، كاركنان با توجه به توان جمعي و فيزيكي و فكري خود در مجموع نيروي كار قابلي را به وجود مي‌آورند. اين نيروي كار بدون عرضه توليد يا خدمت فاقد ارزش كاركردي است و زماني ارزش واقعي پيدا مي‌كند كه در توليد محصول يا خدمت اثربخش باشد (پرهيزكار ۱۳۸۲، ۱۵۰-۱۵۱). نيروي كار داراي ويژگيهايي است كه نشان دهنده كيفيت آن در هر موسسه مي‌باشد؛ نظير سطح تخصص و مهارت، ميزان تحصيلات، تجربه كاري، شخصيت و غيره (ميرسپاسي ۱۳۸۱، ۴۳۶). همچنين داراي مزيتهاي رقابتي است نظير، امنيت استخدامي، دستمزد، مالكيت، اطلاعات، آموزش و توسعه مهارتها، ترفيع، ارزشيابي و غيره (رضايي). به اعتقاد بيشتر مديران منابع انساني خوب دارايي هر سازمان تلقي شده و انتخاب صحيح كاركنان از اهميت فراواني برخوردار است. در اين راستا بايد به ويژگيهاي نيروي كار توجه داشت. ويژگيهاي كمي و كيفي منابع انساني به ويژه شرايط سني، تحصيلي، مهارتي، تاهل، شخصيت، تجربه و غيره از آنجا حائز اهميت است كه يا نقطه ضعف سازمان محسوب مي‌شود يا نقطه قوت آن. اين موضوع را مي‌توان در مدارس غير انتفاعي كه جزء مراكز آموزشي محسوب مي‌شود مورد بررسي قرار داد و با تعريف و شناسايي متغيرهاي موثر بر اثربخشي اين مراكز آموزشي به نتايج مطلوب دست يافت. محققين دراين تحقيق به دنبال پاسخ به اين سؤال هستندكه چه رابطه اي بين نيروي انساني(سابقه كاري،تحصيلات وشخصيت منابع انساني)واثربخشي سازماني درمدارس غيرانتفاعي وجوددارد.
۳- اهميت موضوع 
دنياي امروز دنياي سازمانهاست و نيروي انساني بعنوان با ارزش ترين منابع سازماني، متوليان آن محسوب مي‌شوند. افراد به مثابه اجزايي هستند كه در حال زندگي كردن، تفكر و احساس كردن  مي‌باشند و اين اجزاء براي رسيدن به هدفهاي خود دريك سازمان كار مي‌كنند. بايد به خاطر داشته باشيم اين سازمانها هستند كه به خاطرخدمت رساني به افراد وجود دارند و نه افراد براي خدمت كردن به سازمانها. دراين راستا منابع انساني به سازمان معنا و مفهوم مي‌بخشند و زمينه هاي تحقق اهداف سازماني را فراهم مي‌سازند. امروزه بيش از هر زمان مشخص شده است كه رشد و توسعه سازمانها و در پس آن جوامع در گرو استفاده صحيح از نيروي انساني است و نقش كليدي منابع انساني باعث شده براي جذب نيروهاي شايسته بين سازمانه رقابت شديدي صورت گيرد (رحمان‌پور ص۳). توجه به توانائيهاي ذهني كاركنان و خلاقيت آنان مي‌تواند مديريت را در كسب هدفهاي سازماني و تحقق اثر بخشي و كارايي بالا موفق گرداند. بنابراين مديريت بايد ويژگيهاي فردي اين منابع با ارزش و دگرگون ساز را همواره مدنظر قرار دهد و با شناخت استعدادها و توانائيهاي آنان و مشاركت آنان زمينه هاي بهينه توليد و خدمت را فراهم آورد. 
۴- سوالات تحقيق 
سوالاتي كه ضمن اين تحقيق سعي به پاسخ دهي آنها مي‌شود بشرح ذيل است:
۱٫ آيا بين سابقه كاري منابع انساني واثربخشي سازماني مدارس غير انتفاعي رابطه معني داري وجود دارد؟ 
۲٫ آيا بين تحصيلات منابع انساني و اثربخشي سازماني مدارس غير انتفاعي رابطه معني داري وجود دارد؟ 
۳٫ آيا بين شخصيت منابع انساني و اثربخشي سازماني مدارس غير انتفاعي رابطه معني داري وجود دارد؟
۵- اهداف تحقيق 
اهداف تحقيق كه محقق در پي اجراي تحقيق بدنبال آن است بشرح زير خلاصه مي‌شود:
شناسايي و بررسي تاثير ويژگيهاي فردي كاركنان بر اثر بخشي در مدارس غير انتفاعي 
شناسايي و بررسي متغيرهايي نظير شخصيت، سابقه كار، تحصيلات و اثربخشي در اين مدارس 
توصيف رابطه بين متغيرهاي ويژگيهاي فردي منابع انساني و اثر بخشي 
ارائه راهكارها و پيشنهادات موثر براي استفاده مديران مدارس و كارشناسان ستادي جهت بهبود اثر بخشي در مدارس غير انتفاعي 
افزايش معلومات و آگاهي هاي شخصي در زمينه موضوع مورد تحقيق
۶- فرضيه هاي تحقيق 
تحولات فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي، سياسي و تكنولوژي كه در جوامع امروزي به سرعت در حال وقوع است، تغييرات سازماني عمده اي را در ابعاد نيروي انساني بوجود آورده است. در اين راستا نيروي انساني عامل ويژه در بهره وري و اثر بخشي شناخته شده است تا آنجا كه گفته مي‌شود، اگر به انسان بيش از ساير عوامل توجه گردد توفيق در نيل به بهره وري و هدف بيشتر خواهد گشت. زيرا اوست كه با ايجاد تغيير در خود مي‌تواند تغييرات مداوم و شگرف درمحيط وسازمان خودبوجود آورد.از آنجا كه اثر بخشي موضوع كليدي تمامي تجزيه وتحليل هاي سازماني است ورابطه محكمي با الگوهاي روابط انساني دارد ،نيروي انساني كارآمدومتخصص قادراست نيل به اثربخشي راتسهيل نمايد.از اينرو ويژگيهـاي فردي مطلوب منابع انساني مي‌تواند تاثيــر بسزايي در اثر بخشي مدارس غير انتفاعي داشته باشد.به همين منظوربراي تبيين راهكارهاي منـاسب فرضيه هاي زيرارائه مي‌گردد:
فرضيه اول: بين سابقه كاري منابع انساني و اثر بخشي سازماني رابطه معني داري وجود دارد. 
فرضيه دوم: بين تحصيلات منابع انساني و اثر بخشي سازماني رابطه معني داري وجود دارد. 
فرضيه سوم: بين شخصيت منابع انساني و اثر بخشي سازماني رابطه معني داري وجود دارد.
۷- روشها و ابزار جمع آوري داده ها و اطلاعات
در اين تحقيق ابزار گردآوري اطلاعات پرسشنامه مي‌باشد كه مندرجات آن با توجه به فرضيات تحقيق و اطلاعات مربوط به ادبيات تحقيق كه در خلال مطالعات كتابخانه اي و اسنادي، جمع آوري و تدوين شده است. سؤالات ۱ و ۲ و ۳ و ۶ و ۷ و ۸ شامل اطلاعاتي راجع به كاركنان و آموزشگاه مي‌باشد. در اين سؤالات از كاركنان (نمونه ها) خواسته مي‌شود جنسيت، وضعيت تاهل، سن، سطح سازماني، مقطع تحصيلي و نوع آموزشگاه را درج نمايند. سؤال ۴ مربوط به تحصيلات (از اجزاء متغير مستقل)، سؤال ۵ مربوط به سابقه كار (از اجزاء متغير مستقل)، سؤالات ۹ الي ۳۵ مربوط به شخصيت (از اجزاء متغير مستقل) و سؤالات ۳۶ الي ۴۷ مربوط به متغير تابع يعني اثر بخشي است. نتايج بدست آمده از پرسشنامه ها در غالب جداول و نمودارها ارائه شده كه جهت تجزيه و تحليل فرضيه ها از آنها استفاده به عمل آمده است.
درباره روايي۱ و پايايي۲ ابزار اندازه گيري بايد متذكر شد كه بيش از اطمينان نهايي به ابزارهاي اندازه گيري و بكارگيري آنها در مرحله اصلي جمع آوري داده ها، ضرورت دارد كه پژوهشگر از طريق عملي و اطمينان مبناي لازم را نسبت به روا بودن بكارگيري ابزار مورد نظر و معتبر بودن آن پيدا كند. مقصود از روايي آن است كه آيا ابزار اندازه گيري مي‌تواند خصيصه و ويژگي كه ابزار براي آن طراحي شده است را اندازه گيري كند يا خير ؟ مقصود از پايايي آن است كه اگر ابزار اندازه گيري را در يك فاصله زماني كوتاه چندين بار به گروه واحدي از افراد بدهيم نتايج حاصل نزديك به هم باشد. يك آزمون بايد پايا باشد تا بتواند روا باشد و رابطه معكوس بين اين دو ضروري نيست (خاكي ۱۳۷۹، ۲۴۴-۲۴۵).
در تحقيق حاضر روايي پرسشنامه از طريق نمونه گيري محدود و پالايش مكرر به كمك صاحبنظران اين رشته بصورت استاندارد در آمده است و تاييد مي‌شود. اما براي اعتبار پايايي پرسشنامه از آزمون ضريب آلفاي كرانباخ۳ براي اعتبار سازگاري اجزاء (آزموني است براي سازگاري پاسخهاي فرد با همه عناصر ابزار اندازه گيري) استفاده شده است.  براي سنجش پايايي پرسشنامه، دو بار از ضريب آلفاي كرانباخ براي متغيرهاي مستقل و وابسته استفاده شده است براي ساير متغيرها (سابقه كار و تحصيلات ) چون داراي يك سوال مي‌باشد ضريب محاسبه نگرديده است. با توجه به ضريب آلفاي كرونباخ براي هر متغير پايايي پرسشنامه مورد تاييد است. 
در اين پژوهش جهت بيان ادبيات تحقيق، روش كتابخانه اي و براي آزمون فرضيه ها از روش ميداني بهره گرفته شده است. براي اين منظور ۲۷۱ پرسشنامه توزيع و مورد تحليل قرار گرفت كه مبناي اثبات يا رد فرضيه ها را تشكيل مي‌دهد همچنين جهت غني سازي ادبيات تحقيق و افزايش اعتبار آن از مقالات و مجلات و سايت هاي اينترنتي و منابع معتبر داخلي و خارجي بهره گرفته شد. روش مورد استفاده در اين پژوهش، روش تحليلي – توصيفي است.
۸- روش تجزيه و تحليل داد ها و اطلاعات 
در پژوهش به كمك تحليل داده هاي گردآوري شده، واقعيات و سوالهاي علمي تحقيق را جستجو مي‌نمائيم. داده ها به اطلاعات خام گردآوري شده از طريق مصاحبه، پرسشنامه يا مشاهده و يا پايگاه هاي داده هاي دسته دوم اشاره دارد. باسازماندهي داده ها به طريقي معين، تحليل آنها و نتيجه گيري از انها جواب مسئله اي را كه در جستجوي آن هستيم پيدا مي‌كنيم. گاهي پژوهشگر ممكن است بخواهد رابطه ميان دو متغير اسمي يا مستقل بودن آنها از يكديگر را بررسي كند. در اينصورت مي‌توان از آزمون ناپارامتريك مثل    استفاده نمود. آزمون معني دار بودن كاي دو به ما كمك  مي‌كند تا بتوانيم روابط بين متغيرهاي اسمي را پيدا كنيم (سكاون ۱۳۸۱، ۳۵۳-۳۵۴). شايد در عمل، متداولترين نوع تجزيه و تحليل دو متغيره طبقه بندي متقاطع دو متغير اسمي، آزمون توان دوم كاي (  ) باشد. البته مقدار كاي دو رابطه يا عدم رابطه (استقلال) متغيرها را نشان مي‌دهد. اگر بخواهيم درجه يا ميزان رابطه را بدانيم يكي از شاخصها استفاده از شاخص كرامر است كه در ذيل فرمولهاي كاي دو فرمول آن ارائه گرديده است. ضريب كرامر يكي از شاخصهاي ارتباط متغيرهاست كه درجه يا ميزان ارتباط را نشان مي‌دهد و براي جداول توافقي با طبقات بيشتر از دو در دو به كار مي‌رود. 
محاسبه كاي دو طبق مراحل زير انجام مي‌پذيرد:
الف) محاسبه فراواني مورد انتظار براي هر خانه يا سلول : فراواني مورد انتظار (Fei) را مي‌توان از حاصلضرب جمع سطر i در جمع ستون j تقسيم بر n تعداد هر سلول محاسبه نمود. كه فرمول آن به شرح زير است (آذر و مؤمني ۱۳۸۰، ۲۲۳):
  
ب) به توان رساندن هر واريانس (تفاوتهاي بين فراواني هاي مشاهده شده و مورد انتظار براي هر خانه) 
ج) تقسيم مقادير به دست امده در مرحله (ب) بر مقادير فراواني مورد انتظار و جمع كردن تمام مقادير. با گذر از مراحل فوق فرمول ذيل به دست مي‌آيد تا بتوان تعيين نمود كه آيا تمايز بين فراواني هاي مشاهده شده و مورد انتظار كوچك يا بزرگ ( آذر و مؤمني ۱۳۸۰، ۲۲۳).
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

انسان موجودی اجتماعی است وبدین خاطر ادامه زندگی وی به شیوه ای معقول وموفقیت آمیزبه صورت انفرادی تقریبا غیرممکن است .انسان ازبدوتولد با دیگران ارتباط برقرارمیکند این دیگران درمرحله بسیارمحدود است وشامل گروه کوچک خانواده می باشد
اما درمسیررشد با گروههای دیگری که به تدریج بزرگترمی شوند مانند همبازیها ،دوستان ،که درزمینه رشد اجتماعی وی رافراهم می آورند .رشد اجتماعی فردمانند سایرزمینه های رشدی اوکم کم وسعت یافته وتقریبا تمام فعالیتهایش تحت تاثیر اطرافیان قرارمی گیرد ، رشد اجتماعی هم چنین برای بیشتر افراد به تدریج وبه طورطبیعی دربرخورد با تجربه ها حاصل می گردد رفتارمناسب ومطلوب اجتماعی میتواند برای رسیدن به خودیابی وخود شکوفایی نقش بسزایی داشته باشد . دردوره نوجوانی ، رشد فرد درجنبه های مختلف ادامه می یابد .علائم برخی ازجنبه های رشد مانند رشد جسمی رابه سرعت وبایک نگاه میتوان دریافت مثل رشد وزن وقد که به طورآشکار ازافزایش وزن وبلند شدن قد مشهود است 
بیان مساله 
درک ازخویشتن وخود پنداره تلاش فطری درجهت رشد کردن است وخودپنداره فرایند است ، فرایند پشت سرگذاشتن نزولی – ارزیابی های دفاعی ووابستگی به دیگران همراه با پیش روی به سمت جرات آفریدن ، ارزیابی های واقع بینانه وخودگرائی است ، خودشکوفایی جریان زیربنایی حرکت به سمت تحقق بخشیدن سازنده امکانات فطری است ؛ خودشکوفایی تحقق بخشیدن هرچه کاملتراستعدادها ، قابلیت ها وتوانایی های انسانی است درمسیراصلی که خود پنداره رابه عنوان فرایند مشخص میکند ، استقلال وگشودگی به تجربه وتجربه پذیری است ، استقلال به معنی دورشدن ازوابستگی به دیگران وپیشروی به سمت توانایی روزافزون متکی بودن به خود وتنظیم کردن رفتارخویش است واگرگاهی نیازها مطابق با قدرت یا نیرومندی شان درسلسله مراتب نباشد باعث به وجود آمدن شخصیت نامناسب وروان رنجوری درفردمی شود که گاهی اوقات باید درنظرداشت که بعضی ازروابط مانند عدم روابط درست با دیگران وارزیابی ازاشخاص ودنیای اطراف درروابط بین فردی وعدم تحمل فشار وبالا بودن سطح اضطراب وتمام این عوامل باعث به وجود آمدن شخصیت روان نژندی درفردمی شود که برای درک خود پنداره دچار اختلال می شویم .
اهمیت وضرورت تحقیق 
به نظرمی رسد که برخی نگرش ها واعمال والدین موجب میشود که جوان به عزت نفس خوبی برسد یکی ازتحقیقات نشان داده است که والدین ونوع رفتارفرد وشناخت شخصیت درراه خود میتواند فردرابه خویشتن یابی برساند وازتواناییها وضعف های خود آگاهی داشتن وخودرابا آنچه شخصی تروبا ارزش تراست پذیرفتن ومنظوراین است که فرد بتواند به خودیابی وخود شکوفایی برسد ودرشناخت رفتارنادرست وافکارپریشی خود راه درستی راانتخاب کند که امید است با ارائه این گونه تحقیقات وارائه راه حلهای مناسب بتوانیم میزان افکارروان پریشی راکاهش دهیم وشخصیت فرد را درجهت مثبت آن راهنمایی کنیم وهمین طوربرای رسیدن به خودیابی وخود شکوفایی قدم مناسب ومثبتی برداریم واهمیت وضرورت این تحقیق درمراکزآموزشگاهی ونهاد خانواده میتواند نقش بسزایی داشته باشد .

اهداف تحقیق 
هدف ازتحقیق حاضر بررسی رابطه بین خود پنداره وروان نژندی دربین دانش جویان رشته روان شناسی ومشاوره دانشگاه آزاد اسلامی واحد ابهر است واینکه آیا نوع شخصیت وتمایل به رفتارهای نادرست وروان رنجوری میتواند فردرابه خود پنداره قوی برساندویا اینکه فردازخود میتواند درک مناسبی داشته باشد یا نه رابطه بین این متغیر وجود ندارد .
واینکه آیا بین شخصیت روان نژندی ومقیاس های مختلف آن مانند افسردگی ،ضعف روانی ،هیستری ، هیپرکندریا ، رفتارضد اجتماعی و….. وخودپنداره رابطه معنی داری وجود دارد یا نه ؟ 

فرضیه تحقیق 
بین خود پنداره وشخصیت روان نژندی دختران دانشجو رابطه معنی داری وجود دارد .
متغیرهای تحقیق 
خود پنداره = متغیر وابسته 
شخصیت روان نژندی = متغیر مستقل 
تعاریف نظری وعملیاتی واژه ها ومفاهیم 
خود پنداره : عبارتند است ازآگاهی مناسب ومثبت ازخودداشتن وازتوانائیها وضعفهای خود آگاهی داشتن وخود را با آنچه شخصی تروبا ارزش تر است پذیرفتن وخود را تائید کردن وقبول کردن وبه نیازهای خود پاسخ دادن وهدفهایی دررسیدن به خود شکوفایی واوج برای نیل به آنها و راههایی رابرگزیدن .(دادستان ۱۳۸۵)
تعریف عملیاتی : عبارتند از نمره ای است که آزمودنی ازآزمون درک ازخویشتن رابدست آورده است .
شخصیت روان نژندی : عبارتند از عدم نگرش مثبت به خود وعدم خود پذیری وغیرواقع گرایانه به ارزیابی خودپرداختن وعدم رابطه به طورآشکار با دیگران ونشانگان روان رنجوری آشکار تحمل فشار درحد پایین وسطح اضطراب بالا داشتن وعدم تعادل عاطفی داشتن .
وبالاخره عبارتند از نمره ای است که آزمودنی ازآزمون شخصیت روان نژندی کوندوربدست آورده است 
  • بازدید : 46 views
  • بدون نظر

این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اگر در خانواده دچار مشكل هستيد، اگر در محيط كار آنچنان كه بايد و شايد موفق نيستيد اگر براي جامعه خود يك شهروند مثبت و مفيد نيستيد. اگر در انتشار افكارتان، يا استفاده از حمايت هاي ديگران(همكاران، همكلاسي ها، خويشاوندان، همسايگان، دوستان و نزديكان) خود كامياب و برخوردار نيستيد همه و همه ناشي از ضعف اعتماد به نفس است و بس! اعتماد به نفس يعني اضافه شده، يعني آرام شدن، يعني پشتيباني ديدن يعني ترميم و تكميل گرديدن. فكرهاي غلط، ترس و پرهيز از ارتباطات مثبت، اجتناب از گفت و گوهاي منطقي، عاقلانه و در عين حال دوستانه و تنهايي، عامل استثنايي براي عدم موفقيت و شكست خوردن است. اعتماد به نفس كليد طلايي براي برخورداري از روابط سالم و لذتبخش خانوادگي و اجتماعي، اسباب رسيدن به موقعيت مناسب و درآمد و پس انداز مكفي و اساس دوست داشتن و برقراري ارتباطات سودمند و موثر است.
در ادامه برای اشنایی بیشتر شما توضیحات مفصلی می دهیم

  • بازدید : 55 views
  • بدون نظر

دانلود رایگان پایان نامه روان شناسی شخصیت-دانلود رایگان تحقیق روان شناسی شخصیت-خرید اینترنتی پایان نامه روان شناسی شخصیت-پایان نامه روانش ناسی شخصیت-

این فایل در ۷۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وبه موضوعات زیر می پردازد:
روان شناسي شخصيت حوزه بسيار گسترده اي است، زيرا شخصيت، خود موضوعي است پيچيده و داراي ابعاد و جنبه هاي گوناگون، براي شناخت شخصيت انسان از دير باز كوششهاي فراواني به عمل آمده كه برخي آنها غير علمي، خرافاتي، و معدودي ديگر علمي و معتبر است

شخصيت معادل انگليسي personality وpersonalite فرامنه است و هر دو اقتباس از persono است. درك لزوم مطالعه روانشاسي شخصيت چندان دشوار نيست.

شناخت شخصيت، ويژگيها، چگونگي شكل گيري شخصيت، عوامل موثر در ايجاد شخصيت و مسائلي از اين قبيل، ازيك جنبه، ارضا حس كنجكاوي، و مايل به حقيقت جوئي را در انسان دنبال مي كند، زيرا اين ناخت نوعي خود شناسي است. از سوي ديگر اين شناخت و اطلاعات به شخص امكان مي دهد كه در ارتباط متقابل با ديگران موضع گيريهاي مناسب و آگاهانه داشته باشد. مطالعه شخصيت هم از جنبه هاي ارضاي برحس كنجكاوي و هم از نظر روابط اجتماعي داراي اهيمت است.

شخصيت در روانشناسي به مجموعه ويژگيهاي جسمي و رواني، و رفتاري كه هر فرد را از افراد ديگر متمايز مي كند اطلاق مي شود.(كريمي،۱۳۷۵)

گروهي از صاحب نظران، نظريه نسبت دادن معتقدند، كه افراد موفقيتها و شكستهاي خود را يا به عوامل خصي نسبت مي دهند، يا به عوامل محيطي و از اين رو اين دو عامل مهم يكي دروني و ديگري را بيروني شناسائي كرده اند و به نظريه جايگاه مهار شهرت دارد.

وجوليان راتر (۱۹۶۶) درباره نظام اعتقادي افراد را به جايگاه مهار به دو دسته تقسيم مي شوند.

۱٫     گروهي كه موفقيها و كستهاي خود را به شخص خود، نسبت مي دهند (دورني)

۲٫     گروهي كه موفقيتها و كستهاي خود را به عوامل محيطي نسبت مي دهند.(بيروني) (جمالفر، ۱۳۷۵)

و براي سنجش مهار دروني و بيروني[۱]،راتر پرسشنامه گزارش شخصي را عرضه كرده است. مقياس جايگاه مهار دروني و بيروني، معروف به مقياس(I-E) شامل ۲۳ شق انتخاب اجباري[۲] است. آزمورينها بادي از زوجهاي شقوق ارائه شده. هر زوج را كه بهتر از همه اعتقاد آنها درباره ماهيت جهان نشان مي دهد. برگزينند (راتر،۱۹۶۶) تعيين اينكه كداميك اززوجهاي شقوق، ناميده مهار دروني و بيروني است، چندان دشوار نيست.

علاوه بر مقياس راتر، مقياسهاي ديگري ساخته شده است. يكي از مقياسها، مقياس نويكي[۳]، مقياس استريكلند[۴] براي كودكان است كه يك آزمون ۴۰ ماده اي با اعتبار و پاياني بالاست.

(نويكي، استريكلند،۱۹۷۳،۱۹۸۹)

اين آزمون در بيش ۷۰ پژوهش به كار رفته و بيش از ۱۲ زبان خارجي ترجمه شده است. شكلي از اين، مقياس براي بزرگسالان ساخته شده است.(كريمي، ۱۳۷۵)

تمركز راتر روي متغيرهاي دروني از سوي بعضي روانشناسان به عنوان يك نقطه قوت و از سوي ديگر به عنوان يك نقطه صنعت تلقي مي شود. منتقدان از جمله بعضي كساني كه طرفدار متغييرهاي شناختي هستند معتقدند كه راتر خيلي تند رفته است. به عقيده آنان موضوع او آنچنان از رفتارگرايي سنتي دور افتاده است كه نمي توان آنرا ابدا يك روش رفتاري تلقي كرد به علت ميزان پذيرش راتر از متغيرهاي شناختي، روش شناسي او بيش از حد ذهني به نظر مي آيد.

پژوهشهاي راتر، در حدي كه موضوع پژوهش اجازه مي دهد، دقيق و كنترل شده است و هرگاه كه امكان پذير باشد. او از مشاهده عيني رفتار مشاهده استفاده مي كند. همچنين نظريه او با درجه دقت بالايي تعريف شده اند به طوري كه آنها از نظر تجربي بنحوي قابل سنجش است.

تحقيقات انجام شده روي جنبه هاي مختلف نظريه او تاييد اين جنبه ها منجر شده است.

مقياس جايگاه دروني و بيروني (مقياسI-E) صدها تحقيق به دنبال داشته و كاربرد گسترده اي فراتر از آزمايشگاه در زمينه هاي بالينيو آموزشي پيدا كرده است.




  • بازدید : 48 views
  • بدون نظر
کتاب الکترونیکی نظريه شخصيت ساليوان

دوستان عزیز، هاي استاك ساليوان، اولين آمريكايي كه نظرية جامعي ساخت، اعتقاد داشت كه افراد شخصيت هاي خود را در بستر اجتماعي پرورش مي دهند. او معتقد بود كه انسانها بدون اطرافيان خود و افراد ديگر اصولاً هيچ شخصيتي نخواهند داشت «شخصيت را هرگز نمي توان از مجموعه روابط ميان فردي كه فرد در آن زندگي مي‌كند و در آن موجوديت دارد، جدا كرد» 

هاي استاك ساليوان، اولين آمريكايي كه نظرية جامعي ساخت، اعتقاد داشت كه افراد شخصيت هاي خود را در بستر اجتماعي پرورش مي دهند. او معتقد بود كه انسانها بدون اطرافيان خود و افراد ديگر اصولاً هيچ شخصيتي نخواهند داشت «شخصيت را هرگز نمي توان از مجموعه روابط ميان فردي كه فرد در آن زندگي مي‌كند و در آن موجوديت دارد، جدا كرد» 

ساليوان تأكيد مي كرد كه مطالعه شخصيت تنها با بررسي روابط ميان فردي امكان پذير است. نظرية ميان فردي او بر اهميت مراحل مختلف رشد يعني،‌ نوبادگي، كودكي، مرحله بچگي، پيش نوجواني،‌ اوايل نوجواني و بزرگسالي تأكيد مي‌كند. رشد سالم فرد در گرو توانايي او در برقراري رابطة صميمانه با فردي ديگر است. اما اضطراب مي تواند در هر سني اختلالاتي در روابط بين فردي ايجاد كند. در نظريه ساليوان شايد مهمترين مرحله رشد، مرحله پيش نوجواني است دوره اي كه در آن  كودكان براي اولين بار از توانايي ايجاد صميميت با اطرافيان خود برخوردار مي شوند اما در عين حال هنوز به سني نرسيده اند كه بتوانند رابطه صميمانه را با تمايلات شهواني همراه كنند. از نظر ساليوان رشد سالم افراد زماني تحقق مي يابد كه بتوانند هم صميميت و هم شهوت را به طرف مقابل خود احساس كنند. جالب توجه اينكه روابط ساليوان با اطرافيان خود چندان رضايت بخش نبود. و در كودكي در تنهايي و انزوا به سر مي برد. در نوجواني حداقل به يك دوره اسكيزوفرني  مبتلا شد. و در بزرگسالي از روابط ميان فردي سطحي و متزلزلي برخودار بود. با اين همه و با وجود اين مشكلات ميان فردي و يا حتي شايد به علت همين مشكلات ساليوان به شناخت شخصيت انسان كمك شايان توجهي نمود

  • بازدید : 30 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق رابطة زبان در شكل گيري شخصيت و تفكر-خرید اینترنتی تحقیق رابطة زبان در شكل گيري شخصيت و تفكر-دانلود رایگان مقاله رابطة زبان در شكل گيري شخصيت و تفكر-تحقیق رابطة زبان در شكل گيري شخصيت و تفكر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

نقش زبان در شكل گيري شخصيت و روابط انسان
نظری اجمالی به زبان درونی و رويكرد شخصيتي 
شخصیت دیداری 
شخصيت شنيداري
شخصیت احساسی 
مرحروميت زبان
يادگيري زبان، كاري شاق 
تبعيض و بي عدالتي
چكار مي توان كرد؟
چرخش زبان شناختی یکی از ریشه های عمیق تفکر پسامدرن شناخته می شود 

نقش زبان در شكل گيري شخصيت و روابط انسان
اگر تاکنون ” قدرت خارق العاده بازتاب دادن” را تـجربه نکرده ایـد، حـالا فرصت خوبی است که این کار را انجام دهید چراکه “زبان هـای درونی” حـالـت پیشرفته بازتاب هـای درونی افراد می باشند. با بازتاب دادنهای اولیه، فرد با طرف مقابل خـود ارتـباط برقرار می کند و این احساس را در آنها بـوجـودمی آورد که می توانند به او اعتماد کنند. مرحله بعدی درک “زبان درونی” آنـهاست تـا بتـوانـید بــا زبان خودشان با آنهاصحبت کنید و آنها را به طور کامل متوجـه منــظورتان کنید. 
در روابط عاشقانه و قرارهای ملاقات ما نمی توانیم به راحتی “ارتباط” برقرار  کنیم. حتی زن و شوهرها که یکدیگر را خیلی خوب می شناسند، باز هم توانایی برقراری ارتباط مناسب با یکدیگر را ندارند، به این خاطر که هیچ گاه یاد نگرفته اند که زبان درونی یکدیگر را درک کنند. 
در اینجا مثالی می زنیم؛ مردي می خواهد سالگرد ازدواجشان را جشن بگیرد. به این منظور میزی را در یک رستوران مناسب رزرو می کند. او غذای مورد علاقه خانم را سفارش می دهد و شام فوق العاده ای را ترتیب می دهد. او به خودش اطمینان دارد که همه کارها را به بهترين وجه انجام داده. از سوی دیگر خانم حال مناسبی ندارد و خسته از محل کار برگشته. این سورپرایز برایش اصلاً جالب نیست و نهایتاً با سر درد شدید از رستوران به خانه باز می گردد. 
چه اتفاقی روی داده است؟ کاملاً واضح است. زبان درونی آقا دیداری است و زبان درونی خانم، شنیداری. رستوران شلوغ بوده و میز آنها اگر چه دورنمای خوبی داشته، اما نزدیک به آشپزخانه بوده. آقا در هنگام صرف شام به غروب خورشید نگاه می کرده و مانند خیلی از مشتری های دیگر به هیچ وجه متوجه شلوغی نشده. 
خانم متوجه می شود که میز آنها یکی از بهترین میزها بوده و می خواهد به خاطر آن از همسرش تشکر کند، اما متاسفانه سر و صدایی که از آشپزخانه به گوش می رسد، اعصاب او را بهم می ریزد و شب او را خراب می کند. خانم احساس می کند که شکایت کردن نشان دهنده بی احترامی و بی حرمتی است، اما به فکر فرو می رود و با خودش می گوید: “این مرد چش شده؟ چطور می تونه فکر کنه این جای مزخرف، رمانتیکه؟!” 
این زوج تا زمانیکه پایشان به سمت مشاور کشیده نشود، متوجه نخواهند شد که زبان درونی هم وجود دارد. زمانیکه متوجه تفاوت های درونیشان بشوند، تمام حساسیت های میان آنها قابل درک و حل شدنی خواهد شد. خانم می تواند از چشم های آقا که زیبایی ها را می بینند، تشکر کند و آقا هم از گوش های خانم که زیبایی ها را می شنوند. از آن به بعد برای آنها تصمیم گرفتن در مورد مکان مناسب برای صرف شام خیلی راحت تر می شود. آنها به آسانی می توانند بر سر هزاران مسئله دیگر که قبلاً غیر قابل بحث بوده، به توافق برسند. 
نظری اجمالی به زبان درونی و رويكرد شخصيتي 
مقوله زبان درونی از شاخه نظری “عصب شناسی و زبان” (NLP) گرفته شده است. البته این بحث دارای تعاریف مختلفی می باشد. به عنوان مثال “تونی رابینز” از این نسخه در مراسم سخنرانی خود استفاده می کرده. به هر حال این مقوله ساخته ذهن من نیست و محققان بیشماری در مورد آن دعاوی مختلفی را منتشر نموده اند. برای کسب اطلاعات بیشتر به خواندن مقاله ادامه دهید. 
ما مفاهیم دنیای اطراف خود را از طریق دیدن، شنیدن و احساس کردن درک می کنیم. در یک فضای بخصوص، افراد مختلف، متوجه اشیاء مختلفی می شوند. NLP  به ما کمک می کند که بتوانیم این تفاوت را تشریح کنیم. 
برخی از افراد دنیای خود را با دیده هایشان می شناسند و برخی دیگر با شنیده ها. در این میان عده دیگری نیز هستند که با حس کردن به شناختن محیط اطراف خود می پردازند. اما مشکلی که در اینجا مطرح می شود این است که هیچ کدام از انواع دریافت ها، قابل رویت نیستند به همین دلیل دیگران به سختی می توانند متوجه شوند که شما چگونه اطراف خود را می شناسید. هر چند ما در زندگی خود با افراد زیادی برخورد می کنیم که رنگ پوست و موی متفاوتی با ما دارند، اما چون این طور چیزها قابل رؤیت هستند، چندان عجیب به نظر نمی رسند؛ اما زمانیکه نوبت به زبان درونی می رسد، مسائل قدری پیچیده تر می شوند. مانند خانمی که همسرش او را به رستوران برده، ما هم نمی توانیم از درک دیگران دریافت کاملاً صحیحی داشته باشیم. 
ادامه این مقاله به شما کمک می کند که تشخصی دهید جزء افراد دیداری، شنیداری و یا احساسی هستید. همچنین به شما کمک می کند تا بتوانید به زبان درونی دیگران نیز پی ببرید. 
اما به خاطر داشته باشید که با خواندن این مقاله یک متخصص نمی شوید، بلکه میتوانید در رابطه خود به موفقیت های چشمگیری دست پیدا کنید. پس سعی کنید: 
۱- از تفاوت های موجود میان این زبان های نامرئی درونی به نفع خود استفاده کنید. 
۲- هیچ گاه تصور نکنید که با در نظر گرفتن زبان درونی دیگران به حریم شخصی خود لطمه می زنید، بلکه به این فکر کنید که با تفهیم دیدگاههای دیگران می توانید چیزهای جالب و جدیدی را به زبان درونی خود اضافه کنید. 
در این قسمت نگاه کوتاهی به هر یک از این نوع زبان های درونی می اندازیم. 
شخصیت دیداری 
خانم ها و آقایون دیداری که معمولاً جزء تیپ A به شمار می روند، دلشان می خواهد همه وقایع را تا آنجایی که امکان دارد با چشم های خودشان تجربه کنند. آنها خیلی مراقب ظاهر و قیافه خودشان هستند و سعی می کنند در هر حالتی، لباس های تمیز و مرتبی بر تن کنند، حتی زمان باغبانی. 
آنها خودشان را با مقوله های دیداری به دیگران نشان می دهند. به عنوان مثال زمانیکه می خواهند موافقت خودشان را با شما اعلام کنند، می گویند: “بله درست است، من همه چیز را به وضوح می بینم.” زمانیکه می خواهید از آنها سؤال مهمی بپرسید، مستقیماً به چشم هایشان خیره شوید. به خوبی متوجه می شوید که پیش از پاسخ دادن چشم هایشان به سمت بالا متمایل می شود تا بتوانند جواب پرسش شما را در ذهن خودشان به تصویر بکشند. افرادی که جزء این گروه قرار دارند معمولاً در ابراز احساسات اندکی کند عمل می کنند. 
شما اگر خودتان هم یک انسان دیداری نباشید، اما می توانید به راحتی با این گروه ارتباط برقرار کنید چرا که آنها به راحتی می توانند به طرق مختلف زیبایی را به زندگی شما هدیه کنند. به عنوان مثال برای آخر هفته یک برنامه جالب می ریزند و شما را به سمت یک مکان خوش منظره هدایت می کنند. برای برقراری مناسب با این افراد سعی کنید موضوعات مختلف را برایشان به تصویر بکشید و در نهایت بگویید: ” می توانی آنرا تجسم کنی؟” به جای اینکه بگویید: “به گوشت چطور می آید؟” و یا “چه احساسی در مورد آن داری؟” 
شخصیت شنیداری 
خانم ها و آقایونی که در این دسته جای می گیرند معمولاً کمی آرامتر هستند. مانند همان خانمی که در قسمت بالا به آن اشاره شد معمولاً به صداها خیلی حساس هستند: از یک عدم تعادل ناچیز در استریو خانه گرفته تا موتور دیزلی یک کامیون در یک بعد از ظهر آرام. 
همانطور که ممکن است تا این لحظه حدس زده باشید، این افراد تبحر خاصی در برقراری ارتباط با سایرین دارند. آنها از صحبت کردن لذت می برند و به راحتی می توانند ذهن شما را از روی لحن صحبت کردنتان بخوانند. در حالیکه با آوای لغات هماهنگ هستند، گاهی اوقات با تمام مسائل به طور تحلیلی برخورد می کنند، ناهنجاری های دیگران را به آنها گوشزد کرده و به جای نشان دادن راه حل، آن را بیان می کنند. 
آنها احساسات خود را با زبان نشان می دهند. پیش از پاسخ دادن به یک سؤال چشم هایشان به سمت راست و چپ می رود، مانند نگاه کردن به یک مسابقه تنیس، که البته این امر بدان معناست که آنها در درون خود مکالمه کوتاهی در مورد موضوع مورد بحث دارند. 
یک فرد شنیداری با افراد غیر شنیداری می تواند رابطه خوبی برقرار کند. البته این گروه به سرعت متوجه کوتاه کردن موها و یا صورت اصلاح کرده شما نمی شوند. آنها بیشتر به “درون” شما علاقه دارند و حریصانه منتظر شنیدن این مطلب هستند که شما روز خود را چگونه گذرانده اید. 
زبانی که صحبت می کنند خیلی ساده است: “من شنیدم چی گفتی” به جای اینکه بگویند: “من دیدم” یا ” من احساس کردم.” 
  • بازدید : 67 views
  • بدون نظر

 تعریف

 انحرافات فردی

 انحرافات گروهی

 تبیین زیست شناختی انحراف (تبیین جسمانی)

 تبیین های روان شناختی انحراف

 تبیین رفتار انحرافی از دید جامعه شناسی

 برچسب انحراف

 خرده فرهنگ منحرف

 میزان و حجم انحراف

 تعریف

 انحرافات فردی

 انحرافات گروهی

 تبیین زیست شناختی انحراف (تبیین جسمانی)

 تبیین های روان شناختی انحراف

 تبیین رفتار انحرافی از دید جامعه شناسی

 برچسب انحراف

 خرده فرهنگ منحرف

 میزان و حجم انحراف

  • بازدید : 51 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه آمار و ارقام حاكي از مشكلات آموزش و پرورش در وصول به اهدافي است كه رسالت آموزش و پرورش را در جامعه توجيه مي كند . نگاهي به گزارشهاي مربوط به هزينه هاي‏افت تحصيلي در برنامه پنج ساله اول (اميري, ۱۳۷۱ ) نشان مي دهد كه هزينه هاي سرسام آوري را خرج عدم وجود انگيزه دانش آموزان نسبت تحصيل كرده‎ايم. (۵۱۷ ميليون ريال) به نظر مي‏رسد شناسايي عوامل موثر در انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش‎آموزان مخصوصا” در دوره راهنمايي كه زمان انتخاب ها و پاسخهاي اساسي نوجوان به كيستي خود است ، اهميت به سزايي داشته باشد . شناسايي و رفع موانع ، مي تواند به پيشرفت تحصيلي كمك كرده ، موجب صرفه جويي در زمان ، هزينه هاي مادي و معنوي گردد
بررسي رابطه ميان عوامل شخصيتي با انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دوره راهنمايي.
– بررسي رابطه ميان عوامل خانوادگي با انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دوره راهنمايي.
فرضيه هاي پژوهش
۱- بين خصوصيات شخصيتي با انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان رابطه وجود دارد . 
۱-۱ بين عزت نفس دانش آموزان دوره راهنمايي با انگيزش پيشرفت تحصيلي آنان  رابطه وجود دارد .
-۲ بين جايگاه مهار دانش آموزان دوره راهنمايي با انگيزش پيشرفت تحصيلي آنان  رابطه وجود دارد .    
۱-۳ بين يادگيري خود نظم داده شده  دانش آموزان دوره راهنمايي با انگيزش پيشرفت تحصيلي آنان  رابطه وجود دارد .
۱-۴ بين خود اثر بخشي دانش آموزان دوره راهنمايي با انگيزش پيشرفت تحصيلي آنان  رابطه وجود دارد .
۱-۵ بين اضطراب عمومي دانش آموزان دوره راهنمايي با انگيزش پيشرفت تحصيلي آنان  رابطه وجود دارد .۱-۶ بين نگرش فردي  دانش آموزان دوره راهنمايي نسبت به تحصيل  با انگيزش پيشرفت تحصيلي آنان  رابطه وجود دارد .
۲-  بين خصوصيات خانوادگي و انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دوره راهنمايي رابطه وجود دارد .  
۲-۱ ميان ساختار خانواده و انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دوره راهنمايي رابطه وجود دارد .
۲-۲ ميان شيوه هاي فرزند پروري والدين و انگيزش پيشرفت تحصيلي فرزندان  آنان  رابطه وجود دارد .
۲-۳  بين عوامل ديگر خانوادگي مانند انتظار والدين از فرزندان ، رابطه والدين با مدرسه و ميزان رسيدگي به وضع تحصيلي فرزندان با  انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان دوره راهنمايي رابطه وجود دارد .

متغير هاي پژوهش 
متغير ملاك شامل انگيزش پيشرفت تحصيلي و متغير هاي پيش بيني شامل عزت نفس ، يادگيري خود نظم داده شده ، جايگاه مهار ، خود اثر بخشي ، اضطراب ، نگرش فرد به تحصيل ، شيوه هاي فرزند پروري ، ساخت خانواده و متغير كنترل ، شامل : ‍معدل دانش آموز مي شود .
جامعه آماري 
جامعه آماري شامل دختران و پسران پايه هاي دوم و سوم مقطع راهنمايي مي باشد كه در سال ۸۰ ـ ۱۳۷۹  در يكي از مدارس راهنمايي شهر اصفهان ثبت نام نموده اند . تعداد كل جامعه مورد تحقيق ۳۰۱۱۴ نفري مي‏باشد كه ۱۶۰ نفر آنها به طريق نمونه گيري خوشه‏اي مرحله‏اي طي سه مرحله انتخاب شده اند . 
ابزار جمع آوري اطلاعات و روش تجزيه و تحليل داده ها 
الف : مقياس انگيزه پيشرفت تحصيلي . ب : مقياس هاي اندازه گيري شامل : مقياس عزت نفس كوپر اسميت ، مقياس جايگاه مهار ، مقياس خود اثر بخشي ، ابزار اندازه گيري خود نظم دهي ، اضطراب عمومي ابزار اندازه گيري نگرش فرد نسبت به تحصيل  ج: ابزارهاي مربوط به اندازه گيري عوامل خانوادگي شامل ابزار اندازه گيري شيوه هاي فرزند پروري ، مقياس ساخت خانواده ، مقياس اندازه گيري انتظارات والدين ، رابطه والدين با مدرسه و تعامل تحصيلي والدين و فرزندان بر روي اطلاعات بدست آمده از ابزار هاي فوق شيوه هاي آماري ضريب همبستگي ، رگرسيون گام به گام و تحليل واريانس ساده انجام شده است . 
روش پژوهش 
در اين پژوهش از روش همبستگي استفاده شده است . هدف از روش همبستگي بررسي روابط ميان متغير ها است .

بخشي از يافته هاي پژوهش
•        بين انگيزش پيشرفت تحصيلي با عزت نفس در كل نمونه و گروه دختران رابطه معني داري وجود ندارد اما در نمونه پسر بين اين دو متغير رابطه منفي وجود دارد .
•        بين كانون مهار دروني و انگيزش پيشرفت تحصيلي در كل نمونه و گروه دختران رابطه وجود دارد . بر عكس در نمونه پسران كانون مهار بيروني با انگيزش پيشرفت تحصيلي رابطه دارد . 
•        بين يادگيري خود نظم داده شده با انگيزش پيشرفت تحصيلي رابطه اي ديده نشد .
•        بين خود اثر بخشي و انگيزش پيشرفت تحصيلي در نمونه پسران رابطه وجود دارد .
•        بين انگيزش پيشرفت تحصيلي با اضطراب عمومي رابطه اي وجود ندارد
•        بين انگيزش پيشرفت تحصيلي با نگرش فردي به تحصيل در نمونه پسران رابطه وجود دارد .
•        بين انگيزش پيشرفت تحصيلي با شيوه هاي فرزند پروري رابطه وجود دارد كه اين رابطه براي خانواده‏هاي سهل گير در سطح ۲۲ ۰/۰ و براي خانواده مقتدر در سطح ۲۳ ۰/۰معني‏دار مي‏باشد .
•        بين ساختار خانواده ( سلسله مراتب قدرت در خانواده ) با  انگيزش پيشرفت تحصيلي  رابطه وجود دارد .
•        بين انتظار والدين از فرزندان با انگيزش پيشرفت تحصيلي دوره راهنمايي رابطه وجود دارد .  
•        بين انگيزش پيشرفت تحصيلي با رسيدگي به وضع تحصيلي فرزندان دوره راهنمايي رابطه‏اي وجود دارد .
•        محاسبه رگرسيون نشان داد كه سهم اصلي و موثر در ميان متغير ها بر عهده كانون مهار مي باشد.
•        در پسران متغير هاي شخصيتي در رابطه با انگيزش پيشرفت تحصيلي بوده و در دختران متغيرهاي خانوادگي بيشتر با انگيزش پيشرفت تحصيلي ارتباط دارند .

•        بين دختران و پسران دوره راهنمايي تنها در رسيدگي به وضع تحصيلي آنان تفاوت وجود دارد و اين تفاوت به نفع دختران مي باشد .
بخشي از پيشنهادها 
•        تحقيقاتي در خصوص اينكه چرا عزت نفس دانش آموزان پسر با انگيزش پيشرفت تحصيلي آنان رابطه منفي دارد ، انجام گيرد . 
•        تمهيداتي در خصوص هدايت عزت نفس و ديگر عوامل شخصيتي در مسير كانالهاي آموزشي انجام گيرد .
•        در آموزش خانواده ها بر نقش اين متغير ها در انگيزش پيشرفت تحصيلي دانش آموزان و نقش خانواده در شكل گيري خصوصيات شخصيتي فرزندانشان تاكيد بيشتري شود . 

عتیقه زیرخاکی گنج