• بازدید : 55 views
  • بدون نظر

بررسی واژه قضاء:

قضاء واژه ای است عربی، اصل آن قضایٌ بوده است که به خاطر قاعده صرفی یای بعد از الف تبدیل به همزه شده و جمع آن اقضیه می باشد، واژه قضیه نیز به معنای حکم آمده که جمع آن قضایا است.

واژه قضاء در فارسی به داوری، دادرسی و حکم ترجمه شد و در کتب فقهی احکام قضا را تحت عنوان کتاب القضاء، کتاب القضایا، کتاب القضیه، آداب القضاء و ادب القاضی می توان یافت.

عده ای از فقهاء معنای عرفی قضاء را معادل معنای لغوی آن یعنی حکم گرفته اند و گروه دیگر از آن به “ ولایت بر حکم” یا ” الزام به حکم” تعبیر نموده اند.

مهمترین تعاریفی که از قضا در کتب فقهی شیعه و اهل سنّت آمده بدین شرح است:

الف: شهید اول : ” ولایه شرعیه علی الحکم فی المصالح العامّه مِن قِبَلِ الامام” .[۱]

ب : شهید ثانی : “ القضاء ای الحکم بین النّاس” .[۲]

ج : مقدس اردبیلی: “ القضاء ولایة عامة بالنّیابه عن النّبی اوالامام عموماً اَوخصوصاً” .[۳]

د : میرزا محمد حسن آشتیانی : نیز همانند شهید ثانی و صاحب جواهر الکلام تعریف قضا رابه “  الحکم بین النّاس”  بهتر از سایر تعاریف دانسته است. [۴]

هـ : امام خمینی (ره) : “ القضاء و هوالحکم بین النّاس ارفع التّنازع بینَهُم” .[۵]

و: دکتر جعفر لنگرودی: “ حکم قاضی بیان کننده در مورد مسائلی است که احراز کرده  است خواه امور کیفری باشد یا نباشد” .[۶]

ز: احمدبن محمدبن احمد الدردیر (مالکی): “( القضاء) فی الشّرع هو حکم حاکم او محکّم بامرٍ ثَبتَ عنده : کدینٍ و حبسٍ و قتلِ و جرحٍ و ضربٍ و سَبٍّ و ترک صلوة و نحوها، وقذف و شرب و زنا و سرقة و غضب و عداله و ضدّها و ذکوره و انوثه و موت و حیاه و سفهٍ و رشد و کبر و نکاح و طلاق و نحو ذلِک لیرتّب علی ما ثبَتَ عندهُ مقتضاهُ او حکم بذلک المقتضی”.[۷]



[۱] – الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه ص ۱۶۸٫

[۲] – الروضة البهیّة فی شرح اللمعة الدمشقیه ۳/۶۱٫

[۳] – شرح ارشاد الاذهان، اول کتاب القضاء

[۴] – کتاب القضاء ص ۲

[۵] – تحریر الوسیله ۲/۵۳۵

[۶] – دائرة المعارف علوم اسلامی ۲/۹۹۰

[۷] – شرح الصغیر ـ حواشی کتاب بُلغة المسالک ۲/ ۳۲۹

دانلود فایل پايان نامه بررسی شرایط قاضی در فقه اسلامی


عتیقه زیرخاکی گنج