• بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شرح صدر مرکب است از دو کلمه (( شرح )) و ((صدر )) ابتدا هر يک از اين دو کلمه را معنا مي کنيم . کلمه ((شرح)) در لغت به معناي بسط و گسترش و باز کردن است . راغب در کتاب مفردات القرآن در تفسير کلمه ((شرح)) مي نويسد: أصلَ الشّرحَ بسطَ اللّحم و نحوُه . ريشه لغت ((شرح)) باز کردن گوشت ومانند آن است . وقتي که کسي يک مسأله علمي پيچيده را براي ديگران بسته ونا مفهوم است باز مي کند مي گويند مسأله را شرح کرد . عمل شکافتن مسائل علمي و باز کردن پيچيدگيهاي آن ، باطن آن مسائل را قابليت رويت عقلي مي دهد و لذا به اين عمل نيز شرح و تشريح  گفته مي شود
کلمه ((صدر)) : صدر دو معنا دارد : يکي حقيقي و ديگري مجازي . معناي حقيقي صدر، قفسه سينه و معناي مجازي آن عبارت است از جايگاه ادراکات و شناختهاي انسان يا محلي که مرکز ادراکات عقلي و قبلي انسان در آنجا قرار دارد.
وقتي که ما صدر را در مرکز ادراکات به کار مي بريم مرتکب دو مجاز شده ايم: يکي اينکه مجازاً (( صدر )) را در (( قلب )) به کار برده ايم و مجازاً در روح استعمال نموده ايم . به عبارتي هر چه ظرفيت فکري و روحي انسان بيشتر باشد داراي شرح صدر بيشتر و هر چه ظرفيت انسان کمتر باشد دچار ضيق صدر بيشتر است .
مدير شايسته نيازمند صفات و ويژگي هايي است که عمده آن ويژگي ها يا تمام آنها از شرح صدر مايه مي گيرند.
بصيرت ، بينش سياسي ، حسن خلق ، رفق و مدارا ، قاطعيت ، انتقاد پذيري ، تغافل ، اميد و استقامت از ويژگي هاي يک مدير شايسته است و همه اين صفات از آثار شرح صدر هستند .
۱٫ بصيرت : در انواع مديريت ها ، به ويژه در مديريت جامعه ، مدير علاوه بر دانش مديريت نيازمند به روشن بيني و بصيرت و بينش است تا او را قادر سازد در هر موقعيت نقش مقتضي را ايفا نمايد. ممکن است کسي دانش مديريت را دارا باشد ولي بينش مديريت نداشته باشد بتواند کتابي در زمينه مديريت بنويسد و در دانشگاه مديريت تدريس کند ولي در مقام عمل به دليل فقدان بينش مديريت مدير خوبي نباشد.
بينش مديريت چيست ؟
بينش مديريت احساس ويژه اي است که شکوفايي آن انسان را به انجام کار از طريق ديگران قادر مي سازد و او را داراي هنر مديريت مي نمايد.
۲٫ بينش سياسي : يکي ديگر از آثار شرح صدر که در رابطه با مديريت قابل توجه است عبارت است از ((بينش سياسي )) . شرح صدر انسان را سياستمدار مي کند ، شرح صدر اسلامي به انسان بينش سياسي اسلامي مي دهد، براي تبيين اين اثر دو مسأله بايد مورد بررسي قرار گيرد . الف) رابطه سياست و مديريت . ب) رابطه سياست و شرح صدر.
سياست و مديريت : سياست از لوازم اجتناب ناپذير مديريت است و تنها کسي مي تواند از عهده اداره گروه، سازمان و حکومت برآيد که بينش سياسي داشته باشد و هر چه تشکيلات اداري گسترده تر و مشکلات آن بيشتر باشد نياز آن به تدبير و سياست و مدير سياستمدار افزون تر است. قوي ترين تعبير در تبيين رابطه سياست و مديريت و رهبري جامعه اين جمله اميرالمومنين عليه السلام است که مي فرمايند: ألمُلکُ بياسة .(حکومت عين سياست است )
سياست و شرح صدر : شرح صدر به معناي گسترش ظرفيت فکري و روحي است و گسترش انديشه و روان موجب مي شود که بينش مديريت در انسان تقويت شود. بنابراين، با در نظر گرفتن اينکه سياست چيزي جز روان شناسي فرد وجامعه براي اجراي نقش مديريت نيست، نقش شرح صدر در تقويت بينش و بنيه سياسي مديريت جامعه مشخص مي شود. شرح صدر اسلامي يعني گسترش ظرفيت انسان براي پذيرش حق، بينش سياسي اسلامي آدمي را تقويت مي کند و مديريت را در مسير حق و عدل قرار مي دهد.
۳٫ حسن خلق :  حسن خلق يکي ديگر از ويژگي هايي است که براي مديريت بسيار لازم و ضروري است. مديريت عبارت است از انجام کارها از طريق ديگران و علم مديريت علمي است که انسان را به انجام کارها از طريق ديگران هدايت مي کند. و عمل به اين علم هنر مديريت ناميده مي شود و اخلاق مديريت خصلتهايي است که عمل به اين علم را ميسر مي سازد . در ميان اين خصلتها حسن خلق از اهميت ويژه اي برخوردار است . حسن خلق نيز يکي از آثار شرح صدر است و تنها افراد با ظرفيت مي توانند خوش اخلاق باشند.
۴٫ رفق و مدارا : يکي از خصوصيات اخلاقي ضروري و اجتناب ناپذير براي مديريت ويژگي رفق و مدارا است. اين خصوصيت مدير را قادر مي سازد که در شرايط مختلف ، انعطاف پذيري لازم را داشته باشد و افرادي را که سليقه هاي گوناگون و افکار و احساسات متضاد دارند در جهتي که خود مي خواهد هدايت کند و به کار گيرد . کلمه رفق به معناي (( نرمش در برخورد با ديگران )) است. مدارا نيز به همين معنا است . در فارسي بيشتر از کلمه مدارا استفاده مي شود . روايتي از امام صادق(ع) در مورد رفق و مدارا که فرمودند : مَن کانَ رَفيقاً في أمرهِ نال ما يريدُ منَ النّاسِ . کسي که سياست رفق را در امور به کار گيرد هرچه از مردم بخواهد به آن نائل مي آيد. جمله اي از محدثان شيعه و سني که نقل کرده اند : إنّ الله رَفيقٌ يحبُّ الرِّفقَ( خداوند رفيق است و رفق را دوست مي دارد .) رفيق به معناي کسي است که بسيار اهل رفق و مدارا است و اطلاق رفيق به خداوند متعال از اين باب است که او با بندگان خود بسيار مدارا مي کند . در دعاي جوشن کبير نيز خداوند با نام (( رفيق )) خوانده مي شود: أللهُمَّ إني أسئلُکَ بإسمِکَ يا شفيقُ يا رَفيقُ
هيچ کس با مردم به اندازه خدا مدارا نمي کند بنابراين، رفق يک سياست کلي الهي در برخورد با مردم است که به انبياي خود دستور داده از اين سياست تبعيت کنند و دوست مي دارد که همه مردم تابع اين سياست باشند.
آنجا که رفق مطلوب نيست : سياست رفق و مدارا در صورتي به عنوان يک اصل کلي مورد تأييد اسلام است که مورد سوء استفاده قرار نگيرد و در صورتي که رفق مورد سوء استفاده باشد روايات اسلامي بکار گيري سياست ضد رفق را توصيه مي کنند . امام علي (ع) در اين رابطه مي فرمايند: إذ کانَ الرّفقُ خُرفاً، کانَ الخُرقُ رِفقاً . (در صورتي که نرمش حماقت باشد تندي خاصيت نرمش را دارد . شرح صدر به معناي گسترش ظرفيت فکري و روحي است و تنها کسي قادر به رفق و مدارا است که ظرفيت لازم را براي اين امر داشته باشد . انسانهاي کم ظرفيت و يا بي ظرفيت به دليل اينکه در برابر آنچه موافق طبع نمي بينند زود عکس العمل نشان مي دهند و بي تدبير و نابجا تند مي شوند قادر به رفق و مدارا نيستند و از اين روي نمي توانند مدير           شايسته اي باشند .
۵٫ قاطعيت : قاطعيت يکي از لوازم اجتناب ناپذير و قطعي مديريت است. قاطعيت از ريشه قطع  ، به معناي برش داشتن است. مدير شايسته کسي است که در اداره سازمان و افراد تحت مديريت خود کمتر دچار حيرت و ترديد و ضغف در تصميم گيري مي شود بلکه ، با قاطعيت تمام ، موانع پيشرفت کار را از سر راه بر مي دارد و گره هاي گور را مي گشايد . عدم قاطعيت آفت مديريت و قضاوت است. افرادي که در تصميم گيري برش ندارند نمي توانند قاضي باشند و   نه مدير .

عتیقه زیرخاکی گنج