• بازدید : 31 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شهيد محمد حسين قلخاني فرزند حضرت در تاريخ ۱/۱/۱۳۳۲ در شهرستان تويسركان در دامان خانواده‌اي مذهبي و در كلبه‌اي محقر، اما سرشار از مهر و محبت ديده به جهان گشود.

تحصيلات
رشته‌ي طبيعي (علوم تجربي) به ادامه‌ي تحصيل پرداخت. با وجود اين كه خانواده ي وي با مشكلات اقتصادي مواجه بود، اما اين مشكلات هرگز سد راه وي نشد و او ضمن تحصيل، اوقاعت فراغت را به كار مشغول مي‌شد تا هزينه‌‌ي تحصيل را فراهم نمايد. شهيد قلخاني از همان دوره‌ي كودكي علاقه‌ي وافري به شغل خلباني و پرواز در آسمان و ماجراجويي داشت.
به همين منظور با استعدادي كه در وجود او نهفته بود و با سعي و تلاشي كه از خود نشان داد، سرانجام در خردادماه سال ۱۳۵۳ موفق به اخذ ديپلم طبيعي گرديد. شهيد قلخاني پس از دريافت ديپلم، بلافاصله به دانشكده‌ي خلباني نيروي زميني ارتش (هوانيروز) مراجعه و ثبت‌نام كرد.
پس از موفقيت در آزمون ورودي و انجام تست جسماني و مصاحبه، به آرزوي ديرينه‌ي خود يعني پرواز در آسمان رسيد. پس از طي دوره‌هاي آموزشي و رزمي و كلاس‌هاي زبان انگليسي به درجه‌ي ستوان سومي نايل گرديد. 
شهيد قلخاني دوره ي خلباني هلي كوپتر را در تاريخ ۲۹/۴/۱۳۵۶ در همان سال، دوره ي هلي كوپتري كبرا را در تاريخ ۲۷/۱۱/۱۳۵۶ با موفقيت به پايان رسانيد. ديگر او به يك عقاب تيز چنگ و بلند پرواز آماده ي دفاع از سرحدات ايران عزيز تبديل شده بود . 

شركت در تظاهرات مردم اصفهان
با وجود اين كه در طول مدت آموزش خلباني، رژيم ستم شاهي در ايران حكمفراما بود و انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خمني و با به شهادت رسيدن حاج آقا شمس‌آبادي، راهپيمايي عظيم مردم اصفهان به اوج خود رسيده بود، شهيد قلخاني با آن روحيه‌ي مذهبي كه در وجود او نهفته بود، به فرمان امام خميني، به همراهي تعدادي از خلبانان و همافران، در تظاهرات و راهپيمايي‌هاي مردم اصفهان شركت مي‌نمود، كه توسط عمال سرسپرده رژيم، اين عزيزان شناسايي و بازداشت شدند.
چون بازداشت وي با پيروزي انقلاب اسلامي مصادف گرديد ، به حكم دادگاه تبرئه و ازبازداشت رها گرديد. بدين ترتيب زندگي جديد وي در راه اعتلاي جمهوري اسلامي ايران آغاز گرديد .

عمليات
در سال ۱۳۵۸ در حالي كه حكومت نوپاي جمهوري اسلامي ايران هنوز تشكل نيافته بود، منافقين كوردل و اشرار در كردستان دست به شورش زده و خواستار خودمختاري براي كردستان شدند. شهيد قلخاني همراه تعدادي ديگر از خلبانان شجاع هوانيروز به منطقه‌ي كردستان اعزام و با شركت در چندين عمليات رزمي هوايي و به لطف و ياري خداوند بدون هيچ گونه سانحه‌اي منافقين و اشرار مسلح را در هم كوبيدند و منطقه را از لوث وجود اين از خدا بي‌خبران پاك نمودند تا نيروهاي ارتش جمهوري اسلامي ايران و نيروي انتظامي و بسيجيان در تمامي مناطق آزاد شده، مستقر گردند.
پس از اين عمليات موفقيت آميز، همراه تيم اعزام به اصفهان مراجعت نمود. هنوز مدت كوتاهي ازاين عمليات نگذشته بود كه رژيم سرسپرده اي عراق در اوايل اربيهشت سال ۱۳۵۹، توسط چند فروند هلي كوپيتر روستاهاي مرزي قصر شيرين و سرپل ذهاب را مورد تجاوز قرار داد وتعدادي ازهموطنان عزيزمان را شهيد ومجروح نمود.
شهيد قلخاني همچون پرنده اي سبك بال وعاشق پرواز، با روحيه اي خستگي ناپذير وبا عشق وعلاقه اي كه به انقلاب اسلامي داشت ،داوطلبانه عازم منطقه اي درگيري شد وهمراه تيم اعزامي ، با چند عمليات پروزاي ، مانع نفوذ و تجاوز مجدد هلي كوپترهاي عراق به مرزهاي ايران اسلامي گرديد. درشهريور سال ۱۳۵۹ با اعلام رسمي جنگ از سوي رژيم عراقت وتجاوز آشكار چندين لشكر تا دندان مسلح عراق به مرزهاي كشورمان ، به قصد تصرف شهرهاي مرزي وضربه زدن به پيكر انقلاب اسلامي ايران ، شهيد قلخاني بار ديگر دواطلبانه همراه تعدادي ازخلبانان تيرپرواز هوا نيروز با پرنده هاي آهنين  بال خود ، عازم اهواز شدند وبسيجيان شتافته ، با منهدم كردن تعدادي از تانك هاي عراق ونيروهاي پياده آنان، مانع پيشروي مزدوران بعثي به خاك كشورمان شدند.

ياد و خاطره
يكي از دوستانش به نام عباس شريفي در اين رابطه مي‌گويد: «شهيد قلخاني يكي از خلبانان شجاع موشك‌زن ناو بود، در هر (سورتي) پرواز بعيد بود موشك را به هدف نزند. زماني كه دشمن در اهواز تا دب حردان پيش آمده بود و مردم دسته دسته شهر را ترك مي‌كردند، خلبانان تيز پرواز هوانيروز از جمله شهيد قلخاني با پروازهاي مستمر و آتشين خود عرصه را بر دشمن بعثي تنگ كرده، و تانك‌هاي آنان يكي پس از ديگري شكار موشك‌هاي قلخاني و امثال او مي‌شد. (دي‌ماه ۱۳۵۹)
همراه شهيد قلخاني به جبهه ي « مارد» اعزام شديم. آبادان كاملا درمحاصره بود ، تنها راه رفت وآمد از رودخانه ي بهمن شير صورت  مي گرفت ، هوا نيروز درمحلي دركنار رودخانه مستقر شد. تعدادي ازنيروهاي خود ي ، اندكي توانسته بود جلوي پيشروي دشمن را در منطقه ي ذوالفقاري آبادان بگيرند.
اين جا هم هوا نيروز، عمده نيرويي بود كه دقيقه اي عراقي ها را آسوده نمي گذاشت ، صبح ها زود بلند مي شديم و به پرواز مي رفتيم . ازشادگان ودارخوين عبور مي كرديم وبه نيروهاي مهندسي رزمي دشمن، كه در حال احداث جاده واستحكامات بودند ، حمله مي كرديم . شهيد قلخاني فرياد مي زد، بچه ها ، با خيال راحت ماشين آلات راهسازي عراق را منهدم كنيد كسي به كسي نيست. 
او راست مي گفت، ازدشمن خبري نبود ، درهر ( سورتي) پرواز ، ده ها دستگاه خودرو لودوزر، كاميون عراقي با آتش راكت وموشك هلي كوپترهاي كبرا به آتش كشيده مي شد. يك روز هنگام تيراندازي عليه ادوات زرهي دشمن دشمن درغرب كارون با هواپيماهاي عراقي درگير شديم ، اين اولين باري بود كه با شكارهاي دشمن درگير مي شديم ، نمي دانستيم چه كار كنيم .
شهيد قلخاني به بچه ها گفت : پرداكنده شويد وهركس ازطرفي به سوي هواپيماها آتش كند تا هواپيماها نتواند هلي كوپترها را مورد هدف قرار دهند.
روحش شاد ، چند بار تا ارتفاع هزارپايي اوج گرفت تا شايد بتواند تا تير وراكت جنگنده ي عراقي را مورد هدف قراردهد، اصلا با ترس ميانه اي نداشت وهر چه مي گفتيم حسين ، خطرناك است ،اين قدر ارتفاع نگير! گوشش بدهكار نبود . آن روز پس از ۲۰ دقيقه مبارزه با هواپيماهاي دشمن ، همگي سالم به پايگاه مراجعت كرديم . روز بعد درست درهمان محل مجددا با هواپيماهاي عراقي درگير شديم.
شكي نبود، قصد زدن ما را داشتند، ماموريت آن ها شكار هلي كوپترها بود . شهيد قلخاني ، ليدر تيم پروازي بود ، گفت : عباس هواپيماها را به نحوي ، به يك طرف بكشانيد ضد تانك براي شكار هواپيما آن هم در ارتفاع بالا ساخته نشده است، توجه نمي كرد . دو سه بار آن چنان به هواپيما نزديك شد كه خيال كردم مورد اصابت موشك جنگنده هاي عراقي قرارگرفته است ، ولي بعد از لحظه اي ازميان دود و آتش سالم بيرون مي آمد.روزها به همين طريق سپري شد تا عمليات تيپ ۳۷ زرهي شيراز درمارد، آغازشد.
شهيد قلخاني ازيگان هاي مانوري ، درپشتيباني آتش اين عمليات نقش بسزايي را ايفا كرد. با هم به اصفهان برگشتيم .اردبيهشت سال ۱۳۶۰ به اهواز اعزام شديم. لكشر ۹۲ زرهي خوزستان، حمله ي خود را عليه دشمن درارتفاعات الله اكبر آغاز كرد. شهيد قلخاني دراين عمليات هم رشادت هاي زيادي ازخود نشان داد ، بارها هلي كوپتر او بر اثر اصابت گلوله هاي دشمن آبكش شده بود، ولي او دست بردار نبود . بدين ترتيب عمليات الله اكبر هم با پيروزي رزمندگان اسلام خاتمه يافت.»

آزادسازي پادگان حميد
شهيد قلخاني در عمليات ۱۵ ديماه ۱۳۵۹ كه توسط لشكر ۱۶ زرهي قزوين و تعدادي ديگر از يگان‌هاي ارتش و بسيج و دانشجويان پيرو خط امام انجام شد، در آزادسازي پادگان حميد نقش بسزايي داشت. در فروردين و ارديبهشت ۱۳۶۰ با شركت در چندين پرواز شناسايي بر فراز مناطق مختلف اهواز از جمله بيوض، سوسنگرد. خرمشهر، مقدمات عمليات بيت المقدس را فراهم نمودند.

سانحه
در مردادماه ۱۳۶۰، لشكر ۱۶ زرهي قزوين تصميم گرفت حمله‌ي خود را عليه نيروهاي عراقي در جبهه‌ي كرخه نور طرح ريزي نمايد.
« من وبقيه ي بچه ها در آسايشگاه در حال استراحت بوديم با توجه به اين كه از عمليات اطلاع داشتم ، اما قرار نبود اما قرار نبود آن روز من ماموريت انجام دهم. ازمنطقه ي عمليات درخواست سه فروند هلي كوپتر كردند تازه از خواب بيدار شده بودم كه دواطلبانه و سراسميه به طرف هلي كوپترها حركت كرديم. من وستوان حميد علي مدد يك فروند ، ستوان عباس شريفي وستوان فيله كش اشرفي وشهيد سجادي هم ماموريت هلي كوپتر رسكو( نجات ) تيم ما را به عهده گرفتند.
 ساعت ۳۰/۱۲ دقيقه ، درتاريخ ۵/۵/۱۳۶۰ همگي استارت زديم. من دراين ماموريت، ليدر تيم بودم. هلي كوپتر من در همان آغاز ماموريت دچار اشكال فني شد. به تا من هم برسم . بعد از رفع اشكال فني با سرعت به پرواز در آمدم ودرمنطقه ي حميديه به تيم پروتزي رسيدم. هلي كوپتر من در سمت چپ ، دروسط وشريفي درسمت راست قرار گرفت .

عتیقه زیرخاکی گنج