• بازدید : 33 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سيره به معناي سنت و روش است كه در سيره نبوي دنبال مي‌شود. قديمي‌ترين سيره بجا مانده، سيره نبوي ابن اسحاق شيعي است كه ابن هشام بعدها آنرا به زبان اهل تسنن برگرداند و به خلفاي سني مذهب زمانش تقديم نمود. در هر حال، سيره نبوي از كتاب‌ها و آثار مربوط و نزديك به زمان ايشان قابل جمع‌آوري است اما چون اكثر وقايع نگاران زمان ايشان روحيه جنگ محوري و رفتار سياسي موثر را داشتند كمتر در سيره فرهنگي، علمي، اقتصادي و … ايشان اثري بجا گذاشتند
– دوران مكّي:
پيامبر گرامي اسلام در سن ۴۰ سالگي در مكه به پيامبري مبعوث گرديد.  در حالي كه رفتارش سرآمد همگان بود و از شدت صداقت و امانت‌داري به امين معروف شده بود. پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در شرايطي به رسالت مبعوث گرديد كه جهل در سراسر عربستان بيداد مي‌كرد، علم در پايين‌ترين حد خود بود با توجه به روايات از شرايط بعثت انبياء نبودن علم در جامعه و وجود گمراهي در آن دانسته شده از اين رو پيامبر اكرم صلي‌الله عليه و آْله و سلم كه درياي علم و حكمت ومعرفت بود براي مردمي كه به لحاظ علم و حكمت تهي و نزديك به تهي بودند، بايد تعليم رسالت مي‌نمود.
در ابتدا با سطح فردي دعوت آغاز به كار نمود. بسياري سعي كردند اين دوره را دوران مخفي رسالت ايشان بدانند در حالي كه پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم و علي عليه‌السلام و حضرت خديجه (س) در كعبه نماز مي‌گزاردند البته تا كمي پيش از آن براي عبادت همواره به خارج شهر مي‌رفتند نبايد فراموش كرد كه در جامعه مكه هنوز موحدين حنيف زندگي مي‌كردند كه از نسل حضرت ابراهيم عليه‌السلام و متصديان امور كعبه محسوب مي‌شد و اينان نبودند مگر قبيله قريش كه نسب ايشان را به حضرت ابراهيم عليه‌السلام مي‌رساندند .
تا سه سال شرايط به همين منوال مي‌گذشت تا اينكه پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در جريان عشيره اقربين با دعوت از خويشان هاشمي‌اش با ملايمت و مهرباني آنها را به اسلام فرا خواند . نتيجه اين ميهماني مسلمان شدن عده زيادي بود كه جعفربن ابيطالب و عبيده بن حارث از اين شمار هستند . خلاف آنچه كه برخي منابع اشاره كرده‌اند به اين ترتيب شمار مسلمانان به خود نظم گرفت و پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در اين نظام به لزوم مساعدت و همراهي كسي براي شكل دادن يك نظام كارآمد توجه داشتند كه علي عليه‌السلام به اين دعوت پاسخ همكاري داد و برخي بخاطر مشاغل فراوان، تجارت و .. كمتر از علي عليه‌السلام نوجوان مي‌توانستند در راستاي اين اهداف از خود تلاش بروز دهند. مسئوليت‌پذيري علي عليه‌السلام قبلاً در همراهي‌هايش در حراء با پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم جاي شبهه براي اين انتخاب باقي نگذاشت و به لحاظ فكري هم ۳ سال بود كه با باورهاي اسلامي خو گرفته بود و با تربيت در دامان پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم با نفس معارف الهي آشنا بود. با اين حال، الگوهاي موجود در نظام قبيله اي باعث خرده گرفتن قوم به ابيطالب شد به اينكه « تو بايد از پسرت اطاعت كني»   اما اين الگوهاي رايج باعث ايجاد هيچ تغييري در تصميم پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم نداشت و با باور شايسته محور وبدون توجه به الگوهاي سنت شده ناكارآمد، آنها را عملي مي‌نمود.
كم‌كم پس از بيان هست‌ها و بايدها، سخن از نيست‌ها و نبايدها به ميان آمد و انتقاد از خدايان و بت‌ها باعث جبهه گرفتن بخشي از قريش و اهل مكه عليه ايشان شد . در راس اين مخالفان ابوجهل – از اشراف بني مخزوم- و بني اميه بودند ابولهب – عموي پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم – نيز به تدريج با تحريكات همسرش و ديگران به جناح مخالف و پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم پيوست.
با بالا گرفتن تعاليم پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم، كم كم شدت مخالفت مخالفان افزوده شد از اين رو در گام‌هاي نخستين با وساطت و ريش سفيدي، سعي در حل بحران نمودند. آنها نزد ابوطالب رفتند كه بزرگ قومش بود اما ابوطالب از پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم حمايت كرد و قريش از اين جبهه ناكام گشت . گام بعد استهزاء و تمسخر به ساحت مقدس ايشان بود. اگر چه پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم با سكوت و احترام در مقابل اين بي‌احترامي‌ها برخورد مي‌نمود، با اين حال در اين ساحت، ابوجهل كار را به گستاخي مي‌كشاند كه با عكس‌العمل حمزه، در تنبيه او و ظاهر شدن اسلام حمزه، جان تازه‌اي به دعوت بخشيده شد . 
اين بار قريش كه در مقابل شخص پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم خلع سلاح شده بود، طرفداران ايشان و مسلماناني كه از ساختار قبيله‌اي قدرتمندي برخوردار نبودند را تحت فشار و ستم قرار داده سميه و همسرش ياسر در اين مرحله به شهادت رسيدند. عده ديگري هم كه در شرايط مشابه به سر مي‌بردند طبق سفارش پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم به حبشه هجرت نمودند. اين جريان در سال ۵ بعثت رخ داد . پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم، جعفربن ابيطالب را كه همانند او از جايگاه قبيله‌اي خوبي برخوردار بود، با اين گروه و به عنوان امير آنها و جانشين خودش انتخاب نمود. مناظره جعفر با هيئت مسيحي حبشه و نجاشي بيانگر درايت و فهم او در علوم ديني است.  مسلماً در جامعه مذهبي و مسيحي حبشه حضور چنين فردي ضروري بود مسيحي شدن يكي از اين مسلمانان بيانگر اهميت جعفر و تدبير خوب پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در انجام اين مهم بود. قريش سعي در استرداد اين عده نمود كه با حمايت نجاشي از اهداف آنها كه توسط جعفر تبيين گرديد بي‌نتيجه و ناكام ماند!!
پس از اين جريان، نزول سوره نجم بود. اين آيه سجده واجبه دارد وقتي اين سوره نازل شد و پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم آن را در مكه قرائت نمودند و اين باعث شد تا مسلمانان سر به سجده بگذارند كه در كمال ناباوري، گويي همه اهل مكه سر به سجده گذاشته بودند اين جريان شاهد است به بروز ننمودن اسلام عده‌اي از مسلمانان، كه تاثير زيادي در مكه به همراه داشت و خبر آن به حبشه هم رسيد كه بيانگر در ارتباط بودن اين ده مركز و درايت پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم در تسهيل ارتباط با مسلمانان حبشه بود.
رفتن مسلمانان به حبشه باعث كمتر شدن مسلمانان در مكه و بالا گرفتن فشارقريش بر اين عده بود. در اين شرايط بود  كه طرح محاصره اقتصادي- فرهنگي بني‌هاشم به اجرا درآمد، ۳ سال در بدترين وضعيت گذشت بدون كسب و كار تجارتي حضرت خديجه (س)، با درك واقعي رسالت نبوي صلي‌الله عليه و آْله و سلم همه ثروتش را هزينه نموده و خرج تسهيل سختي‌هاي شعب ابيطالب نمود. ابوطالب مسلمانان را كه بني‌هاشم و بني‌مطلب بودند جمع كرد تا در اين شمار كم مسلمين بتواند پايگاهي ايجاد نموده و جان پيامبر صلي‌الله عليه و آْله و سلم را حفظ نمايد . مسلماً قدرت كم مسلمانان باعث اجتماع آنها در شعب بود و ممانعت از خطرات احتمالي و پشتيباني از هم و تسهيل شرايط محاصره اقتصادي در داخل شهر.

عتیقه زیرخاکی گنج