• بازدید : 80 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شعربافي(  ( SHARBAFI‬از جمله هنر و صنعتي است كه حدود ‪ ۳۵۰‬سال پيش به وسيله دستگاهي با نام “ماكوپران” انجام مي‌شد و در هر كوي و برزن شهر يزد مردم به اين شغل مشغول بوده و امرار معاش مي‌كردند.
ااين شغل در محله‌هاي قديمي يزد مانند وقت و ساعت ، بازارنو، پشت باغ ، شاه ابوالقاسم، جنگل و پشت خان ، از رونق خاصي برخوردار بوده و به عنوان شغل اصلي آن دوران محسوب مي‌شد. 
زري بافي ، مخمل ، پارچه قلمكار ، دارايي، احرامي، پتو، ترمه، روتختي، رويه لحاف، شال، پلاس، سفره، شمد، جيم، كرباس، قناويز، روفرشي، دنداني، بقچه، لنگ، كيسه حمام، پرده، اومك، چادرشب، دستمال يزدي و دستمال مرسريزه از محصولات شعربافي است
. اين هنر را در ابتدا بانوان با دستگاههاي بسيار ساده در خانه انجام مي‌دادند اما به دليل رشد و توسعه اين هنر و رونق اقتصادي آن مورد توجه مردان نيز قرار گرفت و موجب ايجاد كارگاهاي شعربافي شد.
بر همين اساس، شايد قديمي‌ترين اطلاعي كه از اين صنعت در شهر يزد وجود دارد مربوط به عصر ساساني است كه در اين دوره عليرغم محدوديت‌هايي كه دولت در امر تجارت اعمال مي‌كرد، حوزه نفوذ تجاري ايران با روم شرقي در غرب و از شرق تا هندوستان و چين امتداد داشت.
اابريشم در اين زمان نخستين مقام را در داد و ستد چين و بيزانس احراز كرده بود و نامگذاري راهي كه از خشكي به چين مي‌رفت، راه ترازيتي تجارت ابريشم بود كه از آن به عنوان “جاده ابريشم” ياد مي‌كنند
دستگاههاي شعربافي به طور عموم چوبي و داراي اندازه‌هاي متفاوت بودند كه از قسمت‌هاي مختلفي مانند پدال، نورد(غلتك پارچه پيچ)، ميخ طويله پهلوكش، موم مال، شانه، ورد، ماسوره، ميل ميلك، ساز، ماكو، ميتيز، دفه يا دفتين، گرت ، چرخ سوره پيچي، كيسه شن و دستگاه چله‌دواني تشكيل مي‌شدند
براي تهيه منسوجات دستباف، صنعتگران پس از تهيه و رنگرزي نخ مورد نياز ابتدا آن را چله دواني كرده و هشت تار از بوبين‌هاي مختلف را گرفته و آن را به گرد چرخي استوانه‌اي پيچيده و از آن عمامه ايجاد مي‌كنند و همزمان با اين كار عمل ماسوره پيچي به وسيله چرخ‌هايي كه با دست به حركت درمي‌آيد انجام و پس از آن چله كشي و طراحي آغاز مي‌شود.
در اين مرحله طبق نقشه ، تارهاي لازم از سوراخ ميل ميلك دستگاه به روش خاصي عبور داده مي‌شود و عمامه‌هاي چله به وسيله ورنه‌هايي در انتهاي دستگاه مستقر مي‌شود و به نسبت پيشرفت توليد ، با خارج كردن قلمبك، مقداري از نخ عمامه باز شده و توليد ادامه مي‌يابد.
در زير پاي بافنده، پدال وردهاي دستگاه قرار داد كه در ارتباط با طرح پارچه‌ها، دو به دو به بالا و پايين رفته و دو دسته تار را از هم باز مي‌كند كه به اصطلاح دهنه ايجاد مي‌شد و در اين حال با عبور ماكو از وسط دهنه، پود گذاشته مي‌شود و با عوض كردن پاها، دو ورد ديگر را به حركت درآورده و بافت را مانند آنچه گفته شد ادامه مي‌دهند.
در صورتي كه پود پارچه از چند رنگ باشد، به موقع از ماسوره‌هاي رنگارنگ استفاده مي‌شود.
ااما در ميان دست بافته‌هاي يزدي كه به آنها شعربافي نيز اطلاق مي‌شود ترمه از شكوه و جذابيت فراواني برخوردار است.
 تارﻳخچه ترمه بافی
 
ترمه يا تيرمه واژه‌اي است هندي به معني درخت سروي كه خميده باشد، اين پارچه هفت رنگ كه فقط در يزد ايران توليد مي‌شود، زادگاه اوليه آنرا كشمير مي‌دانند و برخي ديگر معتقدند كه اين هنر از ايران به كشمير راه يافته و در آنجا كامل شده است.
ااز پيشينه ترمه تا قبل از سال ‪ ۹۰۰‬هجري قمري اطلاع چنداني در دست نيست و نشانه‌هاي اين هنر و صنعت را از دوره صفويه به بعد شاهد هستيم.
ااين هنر در بدو ورود به ايران در انحصار زرتشتيان قرار داشت و از آن تنها براي دوخت شلوار گبري كه نوعي تن‌پوش مخصوص مجالس جشن و سرور بود استفاده مي‌كردند، اما ساير مردم يزد و پاره‌اي از سكنه كرمان نيز با اين هنر آشنايي يافته و سبب بالندگي آن شدند.
ترمه در گذشته توسط انگشتان دست بافته مي‌شود كه به آن “انگشت باف” مي‌گفتند كه كار بسيار سخت و طافت فرسايي بود و ترمه باف براي بافتن يك تكه كوچك از اين پارچه مدتها وقت صرف مي‌كرد.
بافت ترمه در بين ساير دست‌بافته‌هاي شعربافي بسيار سخت و دقيق‌تر است.
دستگاه ترمه بافي از چهار ورودي تشكيل شده و در گذشته بافت ترمه توسط دو نفر استادكار و گوشواره‌كش انجام مي‌شد به طوري كه استاد كار در پايين و پشت دستگاه و گوشواره كش در بالاي دستگاه بودند و اين كار موجب ايجاد نقوش زيبا بر روي پارچه‌هاي ترمه مي‌شد ولي نقش اصلي را “نقش بند” بر عهده داشت.
نقش بند، نقش ترمه را در ذهن خود جاي مي‌داد و سپس روي كاغذ شطرنجي پياده مي‌كرد و بعد از طراحي روي كاغذ شطرنجي، فاصله‌هاي رنگ آميزي كاغذ شطرنجي را با نخ روي دستگاه بافندگي پياده مي‌كرد.
۴۰‬گوشواره يعني چهار خانه افقي شطرنجي كه روي كاغذ شطرنجي پياده مي‌شد، كه به آن يك ” دستور ” مي‌گفتند و هر طرح امكان داشت از يك تا پنج دستور تشكيل شود كه به آن نقش مي‌گفتند.
به جز نقش‌بند كه نقش اصلي را ايفا مي‌كرد دو نفر ديگر در كار بافتن ترمه دخالت داشتند، يكي بافنده كه چگونگي بافت توسط نقش بند به او گفته مي‌شد كه مثلا طرح شش رنگ ، زرد، سفيد، گلي، سبز، آبي و مشكي ببافد و يا اول يا آخر كار، آبي را تكرار كند.
تارﻳخچه داراﻳﻲ بافی 
دارايي بافي نيز نوع ديگري از شعربافي است كه در لاتين به آن “ايكات” به معني بستن، گره‌زدن يا پيچاندن اطلاق مي‌شود.
در مورد محل اصلي دارايي اطلاعات چنداني در دست نيست، برخي پژوهشگران بر اين ادعا هستند كه اين شيوه بافت، طي قرن‌هاي ‪ ۱۵‬و ‪ ۱۶‬ميلادي در اروپا و توسط اقوام مختلف با فرهنگ‌هاي جداگانه ابداع شده است
پيچيدگي و ظرافت خاصي كه در نقش‌ها و شيوه‌هاي بافت آن در جزاير مالي، سومبا، سوماترا و برنئو يافت شده، دلالت بر اين داردكه خاستگاه اصلي ايكات در اندونزي بوده است.
قديمي‌ترين نمونه ايكات پيدا شده مربوط به مصر در تاريخ ‪ ۱۱۰۰‬ميلادي است.
ايكات را از مكزيك تا پرو نيز مي‌بافتند ، همچنين در در دنياي اسلام از ماداگاسكار گرفته تا اسپانيا و هندوستان و تا غرب آفريقا ايكات بافته مي‌شد
در كشور ايران نيز اين شيوه بافت از گذشته‌هاي دور در مناطق مختلفي از جمله كاشان، خوزستان، آذربايجان و گيلان وجود داشته ولي در حال حاضر ايكات يا دارايي بافي تنها در چند كارگاه شهر يزد توسط رمضان رضايي، غديرزاده و ملك ثابت بافته مي‌شود.
ااساتيدي كه در حال حاضر دارايي و احرامي مي‌بافند نيز به دليل كهولت سن، چند سالي ديگر دست‌از كار خواهندكشيد و چنانچه‌مسوولان زودتر به خود نيايند، در آينده بايد زوال اين هنر اصيل ايراني را شاهد باشيم.
ااستاد غضنفر ملك‌ثابت با سني حدود ‪ ۷۵‬سال و با ‪ ۶۰‬سال سابقه شعربافي در حال حاضر مشغول آموزش علاقمندان اين هنر است.
ملك‌ثابت يادآور شد: صنايع دستي بدون هنرمند معني نخواهد داشت و وجود هنرمندان است كه موجب شده تا ادارات صنايع دستي به طور گسترده در كشور شكل بگيرد.
وي همچنين در خصوص فلسفه بافت دارايي گفت: تا ‪ ۸۰‬سال پيش حشره‌كشي براي از بين بردن حشرات در منازل وجود نداشت.
به گفته وي، حشرات از رنگ سبز، زرد و قرمز فرار مي‌كنند، به همين دليل دارايي با اين رنگها بافته مي‌شد و مردم نيز از آن به عنوان پرده استفاده مي‌كردند و پشه نيز به اين وسيله وارد اتاق نمي‌شد.
ااستاد ملك‌ثابت در حال حاضر دو دستگاه شعربافي و احرام بافي را در محل صنايع دستي براي آموزش هنرجويان و دو دستگاه ديگر را نيز در محل زندان اسكندر براي بازديد علاقمندان برپا كرده است.
. محمدرضا خجسته ادامه داد: محققان اين هنر را به دو گونه تفسير كرده‌اند، يكي آنكه اگر به صورت شعر نوشته شود معناي “مو باف” را مي‌دهد و اگر “شر” نوشته شود به معني بافت شال با ابريشم طبيعي است.
وي اضافه كرد: به همين دليل محققان “شر بافي” را صحيح‌تر مي‌دانند، اما در حال حاضر در بين عوام “شعربافي” گفته مي‌شود.
خجسته با اشاره به منسوخ شدن بافت ترمه و ساير دست‌بافته‌ها به صورت دستي از حدود ‪ ۳۵‬سال پيش گفت: احرام‌بافي و دارايي بافي نيز در حال منسوخ شدن است.
هنرمردمان کوﻳر
كوير سرزمين هنرمندان گمنام است و البته همين هنرمندانند كه خلاقيت و تازگى را ايجاد مى كنند. «خلق كردن» هنر مردمان كوير است، مردمانى كه بودن بهتر را در شرايطى بدتر تجربه و ثابت كرده اند. در ميان انبوه هنرهاى مردمان اين ديار، كم نيستند خلاقيت هايى كه سال هاى سال چون گوهرى بر تارك فرهنگ و هنر يزد مى درخشيده است ولى اكنون در كشاكش فراز و نشيب هاى روزگار به دست فراموشى سپرده شده است، گزارش پيش رو درباره يكى از اين هنرهاست؛ هنر دارايى بافى . 
پايه و اساس دارايى بافى را پارچه اى مشهور به نام ايكات تشكيل مى دهد. در فارسى به اين پارچه دارايى گفته مى شود. وجه تسميه دارايى بدان سبب است كه در زمان هاى گذشته اين پارچه در جهيزيه عروس، جزو سرمايه وى محسوب مى شد و عروس به خود مى باليد كه جهيزيه اش از پارچه گران و ارزشمندى كه به ايكات معروف است، تهيه شده است. آن چنان كه محققان نوشته اند ايكات از كلمه مالايايى «منجيكات» به معنى بستن و گره زدن يا پيچاندن گرفته شده و در هندوستان نيز به اين نوع بافت «هل» گفته مى شود
تا چند سال پيش براى بافت ايكات از ابريشم طبيعى استفاده مى كردند، اما هم اكنون از نخ ويسكوز براى تار و از ابريشم مصنوعى براى پود بهره مى گيرند. در قديم اين پارچه در كاشان و استان خوزستان نيز بافته مى شد، اما امروز فقط در يزد بافته مى شود. البته كهن ترين نمونه ايكات متعلق به مصر است كه تاريخ بافت آن را به سال ۱۱۰۰ ميلادى نسبت داده اند اما نقش هاى ديوار معبدى در شمال غربى هندوستان كه در حدود ۵۰ سال قبل از ميلاد مسيح ساخته شده است، زنانى را با جامه هاى بافته شده از اين نوع نشان مى دهد. ايكات، در واقع تركيبى از فن و رنگرزى و بافت پارچه است. براى ايجاد نقش روى پارچه ۲ روش به كار گرفته مى شود؛ يا هنگام بافت، نقش را ايجاد مى كنند و يا از طريق چاپ كه خود انواع مختلفى دارد، اما روش بافت ايكات به طور كامل متفاوت است. در ايكات نقش را روى تار يا پود و يا هر دو به وسيله رنگرزى منتقل مى كنند و سپس آن را مى بافند. انجام اين كار، بسيار دشوار است اما حاصل كار توليد پارچه اى بسيار زيبا و ارزشمند است
ايكات در زمان هاى قديم مخصوص تهيه لباس براى قشر ثروتمند جامعه بود، البته در ايران كمتر از آن به عنوان لباس استفاده مى شده است و در مناطقى كه در مجاورت بيشترى با مناطق خشك و كويرى داشته اند رايج بوده است، در واقع بافت ايكات به عنوان منبعى جايگزين براى جبران كمبودهاى اقتصادى بوده است. امروزه نيز با وجود تغييرات بسيار در سبك زندگى كويرنشينان، هنوز اين سنت هنرمندانه حفظ شده است.
لازم به يادآورى است كه اگرچه با ورود ماشين هاى بافت، صنعت يزد نيز از اين دستگاه ها بى بهره نماند و خسارتى به اين هنر وارد آمد و حجم توليد اين پارچه در يزد به شدت كاهش يافت ولى هنوز هستند كسانى كه در گوشه وضع كنونى
از جمله استادانى كه هم اكنون مشغول بافت ايكات هستند مى توان به استاد غضنفر ملك ثابت، استاد قديرى و استاد خجسته اشاره كرد.
همچنين بتازگى به همت سازمان صنايع دستى، استاد ملك ثابت اين هنر را به هنرجويان علاقه مند آموزش مى دهد. اين طرح هم اكنون تنها به صورت ايكات يا دارايى تارى بافته مى شود . اما در زمان هاى قديم به هر ۲ روش تارى و پودى بافته مى شده است. رنگ هاى مورد استفاده بيشتر سبز، زرد و قرمز است و از طرح هاى لوزى، سرو، ابروبادى استفاده مى شود. در حال حاضر در مركز آموزش صنايع دستى يزد فقط طرز بافت به دانشجويان آموزش داده مى شود و قسمت رنگرزى آن به وسيله خود استاد صورت مى گيرد اما در صورت فراهم آمدن امكانات، هنرجويان مى توانند رنگرزى هم انجام دهند. به غير از مركز آموزش سازمان صنايع دستى، در شهر يزد تنها يك دستگاه بافت دارايى وجود دارد كه قدمت آن به سال ۱۳۳۰ مى رسد و استاد رمضان رضايى در حال بافت «رولحاف» با آن است. غضنفر ملك ثابت از دارايى بافان قديمى يزد مى گويد، او زمانى كارگاهى با ۱۲ دستگاه دارايى داشته است كه اكنون از آن چيزى نمانده است و كنار استان به پاسداشت داشته هاى اين سرزمين، اهتمام دارند.

عتیقه زیرخاکی گنج