• بازدید : 78 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان پایان نامه میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران-خرید اینترنتی پایان نامه میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران-دانلود رایگان مقاله میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران-پایان نامه میزان رضایتمندی کارفرمایان از ارتباطات انسانی کارکنان شعب تامین اجتماعی تهران
این فایل در ۲۴۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

امروزه برقراری ارتباط موثر برای موفقیت نه تنها در بعد فردی ،بلکه در ابعاد اجتماعی نیز مورد توجه سازمان ها وشرکت های کوچک و بزرگ تجاری ، خدماتی و اجتماعی قرار گرفته است در ادامه برای آشنایی بیشتر شما به توضیحات مفصل درباره فایل می پردازیم.

كارشناسان و پژوهشگران امور ارتباطي باتوجه به ويژگي‌هاي وسايل ارتباطي، چگونگي ايجاد، محتوا، كاركرد و… تقسيم‌بندي‌هاي متفاوتي براي ارتباط قايل شده‌اند:

باتوجه به چگونگي ايجاد، ارتباط را به دو دسته «مستقيم» و «غيرمستقيم» تقسيم كرده اند:

۱- ارتباط مستقيم: ارتباطي است بدون واسطه، بين انسان يا انسان‌ها اين بي‌واسطه بودن از جهات مختلف درخور تأمل است.

ويژگي‌هاي اين ارتباط عبارتند از:

الف) در اين نوع ارتباط پيام‌ها بين پيام‌دهنده و پيام‌گيرنده مستقيماً مبادله مي‌شوند و دو طرف ارتباط، به علت بازخورد آني، مي‌توانند در كمترين زمان ممكن جاي خود را عوض نمايند.

ب) اين نوع ارتباط فرّار بوده و ضمن نقل سينه به سينه، جنبه‌هاي واقعي خود را از دست می دهد.

ج) ممكن است گوينده و شنونده هركدام شخص واحدي باشند كه صحبت‌هاي دوستانه بهترين نمونه اين ارتباط است.

د) گاه اين نوع ارتباط بدون نياز به فرد يا افراد واسط، يا حتي كلمات، فقط با اشاره يا لبخندي برقرار مي‌شود.

هـ) نوع بيان در اين ارتباط، حضوري و شفاهي است.

۲- ارتباط غيرمستقيم: با ازدياد جمعيت و گستردگي جوامع و رشد و توسعه زندگي شهري، عملاً امكان ارتباط و تماس چهره‌به چهره و گفت‌وگوي متقابل هميشگي فراهم نيست و انسان‌ها ناگريزند از راه دور و به طور غيرمستقيم و يا با واسطه با هم در ارتباط باشند.

برخي از ويژگي‌هاي اين ارتباط شامل موارد زير است:

الف اين نوع ارتباط جنبه شخصي ندارد و پيام‌دهندگان و پيام‌گيرندگان همديگر را نمي‌شناسند.

ب بازخورد اين نوع ارتباط آني نيست، ازاين‌رو عملاً امكان جابه‌جايي گيرنده و فرستنده پيام در كمترين زمان ممكن، فراهم نيست.

ج) پيام ارتباطي از دو جزء و ركن اصلي ارتباط، يعني گوينده و شنونده يا بيننده جدا مي‌شود و در قالب نماد و به صورت نوشته دستي يا چاپي كه واسطه اين نوع ارتباط است درمي‌آيد و از طريق نامه، كتاب و روزنامه‌هايي با برد كم انتقال مي‌يابد.

باتوجه به تعداد و نوع انسان‌هايي كه در فرآيند ارتباط نقش دارند، ارتباط به سه نوع «شخصي»، «غيرشخصي» و «جمعي» يا «توده‌اي»‌ طبقه‌بندي ‌شده است:

۱- ارتباط شخصي: اين نوع ارتباط بين افراد معدودي، معمولاً دو نفر برقرار مي‌شود و جنبه شخصي دارد. هم زماني و هم‌مكاني ارتباط و دركنار هم بودن افراد، شروط اصلي آن است.

۲- ارتباط غيرشخصي: نوع زندگي انسان‌ها و روند رو به رشد شهرگرايي موجب شده تا عملاً امكان ارتباط چهره به چهره و گفتگوي متقابل از بين برود و درواقع آن‌گونه كه در ارتباط شخصي افراد همديگر را مي‌شناسند در اين نوع ارتباط افراد هم ديگر را نمي‌شناسند.

۳- ارتباط جمعي: ارتباطي كه براساس آن انتقال انديشه‌ها به تعداد فراواني از افراد در آن واحد انجام مي‌شود. پيام‌گيران ناآشنا و پراكنده، بازگشت پيام يا بازخورد با تأخير، سرعت عمل زياد، تكثير پيام، ارتباط سطحي و ناپايدار از جمله ويژگي‌هاي ارتباط جمعي است. (اكرامي، ۱۳۸۲: ۴۰)

در تقسيم‌بندي ديگر ارتباط به ۸ نوع تفكيك مي‌شود:

«۱- ارتباط مستقيم: ارتباطي بدون واسطه بين انسان‌ها.

۲- ارتباط جهاني: گسترش ابزار و وسايل ارتباطي نظير تلفن، تلگراف، ايميل، اينترنت و… باعث شده برقراري ارتباط محدود به يك مكان جغرافيايي نشود.

۳- ارتباط احساس‌برانگيز: در اين ارتباط صرفاً حالات احساس‌ برانگیز منتقل مي‌شود.

۴- ارتباط معطوف به هدف: نوع خاصي از ارتباط است كه در آن برقراركننده ارتباط داراي هدفي خاص، از پيش تعيين شده و برخوردار از برنامه‌اي مدون است؛ مثل ارتباط پرسشگر با پاسخگويش

۵- ارتباط بازتابي: در اين نوع ارتباط هدفي از پيش تعيين‌شده وجود ندارد، بلکه فرد يا افراد يكباره و بدون هيچ اطلاعی در جريان ارتباط قرار مي‌گيرند.

۶- ارتباط اجتماعي: در معناي خاص به ارتباطي اطلاق مي‌شود كه موجب انتقال معاني يا پيام‌هايي در بين جمعي را فراهم مي‌سازد.

۷- فرا ارتباط: به معني ارتباطي است كه قواعد ارتباط يا ارتباط‌هاي بعدي را مشخص مي‌كند. فرا ارتباط مي‌تواند يك جمله يا حركتي بدني، يا يك نگاه، لبخند يا اخم باشد. زيرا از اين طريق پيامي به او رسانده‌ايم و قاعده‌اي را در زمينه ارتباط بعدي به او گفته‌ايم.

۸- ارتباط حركتي:‌ ارتباطي كه نه از طريق سخن، بلكه با حركات ايجاد مي‌شود. به عنوان مثال زبان بدني، پيدايي ارتباط حركتي را فراهم مي‌سازد.» (ساروخاني،۱۳۶۷: ۲۵-۱۵)

ارتباطات مي‌تواند از نوع «ارتباط درون فردي»، «ارتباط ميان فردي»، «ارتباط گروهي كوچك» يا «ارتباط جمعي» باشد:

– ارتباط درون فردي: «ارتباط درون فردي»، همان ارتباط با خود است. هريك از ما ابتدا با خود يك ارتباط دروني برقرار مي‌كنيم. منظور از اين ارتباط مي‌تواند حل تعارضات دروني، برنامه‌ريزي براي آينده، عملكرد عاطفي، ارزيابي خود و ديگران و… باشد. در ارتباط با خود، فرد خود را محور اصلي بحث و گفت‌وگو قرار مي‌دهد. با اين كه ارتباط با خود، مبناي تمام انواع ارتباطات است، اما ما كمتر به آن مي‌انديشيم و كمتر به آن توجه داريم. ارتباط با خود، عملي مداوم و پيوسته و فراگير در زندگي روزمره همه انسان‌هاست.

ارتباط ميان فردي: اين ارتباط ميان يك شخص با شخص ديگر برقرار مي‌شود. اين نوع ارتباط شامل گفت‌وگو، مصاحبه و مذاكره است. هدف از برقراري اين نوع ارتباط مي‌تواند حل مسائل و مشكلات خود با ديگران، رفع تضادها و تعارضات، رد و بدل كردن اطلاعات، درك بهتر خود، رفع نيازهاي اجتماعي، و… باشد. در اين نوع ارتباط، نقش فرستنده و گيرنده مدام جابه‌جا مي‌شود و چون بازخورد فوري و بلاواسطه وجود دارد، تقريباً يك نوع ارتباط كامل است كه در آن تفهيم معنا به شكل خوبي انجام مي‌شود.

ارتباط گروهي كوچك: اين ارتباط بين يك شخص با يك گروه از افراد برقرار مي‌شود. مانند كلاس درس و سخنراني در مجامع عمومي يا جلسه اداري در يك سازمان. با اين كه در ارتباط گروهي كوچك بازخورد فوري و بلاواسطه وجود دارد، اما باتوجه به بالا رفتن تعداد شركت‌كنندگان در فراگرد ارتباط، اين نوع ارتباط نسبت به ارتباط ميان فردي، پيچيدگي‌هاي بيشتري دارد و لازم است كه براي انتقال درست معنا وقت و تلاش بيشتري از سوي طرفين ارتباط صرف شود.

ارتباط جمعي: عمدتاً اين نوع ارتباط با برنامه و سازمان‌دهي شده است و از طريق وسايل ارتباطي به صورت غيرمستقيم با تعداد بسيار زيادي از افراد برقرار مي‌شود. مانند پخش برنامه‌هاي راديو و تلويزيون، انتشار روزنامه سراسري و نمايش فيلم در سالن سينما، در ارتباط جمعي برخلاف انواع ديگر ارتباط، بازخورد فوري و بلاواسطه وجود ندارد و باتوجه به زياد بودن تعداد مخاطبان براي انتقال درست معنا و جلوگيري از بروز سوءتفاهمات نياز به مهارت و تخصص بالاي ارسال‌كنندگان پيام دارد.

«ارتباط از لحاظ محتوا و كاركرد به دسته‌هاي زير تقسيم مي‌شود:

۱- ارتباط خصوصي و بدون واسطه

۲- ارتباط جمعي يا عمومي

۳- ارتباط نوشتاري

۴- ارتباط غيرنوشتاري

۵- ارتباط ملي

  • بازدید : 45 views
  • بدون نظر

این فایل در ۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

روش‌هاي كنترل آفات گياهان زينتي 
– توليد گياهان مقاوم به آفات؛
– استفاده از تکنيک‌هاي زراعي؛
– تکنيک رهاسازي نرهاي عقيم؛
– استفاده از تله‌هاي فرموني.
 
علاوه بر اين ۴ روش در مبارزه با آفات روش‌هاي ديگري وجود دارد كه خيلي به صورت گسترده مورد استفاده قرار نگرفته‌اند.
 
 
ساير روش‌هاي كنترل آفات
– استفاده از تركيبات شيميايي دور كننده (Repelents)؛
– استفاده از مواد ضد تغذيه (Antifeedants)؛
– استفاده از عقيم‌کننده‌هاي شيميايي (Chemostrilants)؛
– استفاده از تله‌هاي نوري؛
– استفاده از تله‌هاي چسبناک.
در اينجا در مورد تعدادي از مهم‌ترين روش‌ها بصورت فشرده مطالبي ارائه مي‌شود.
* توليد گياهان مقاوم 
يکي از روش‌هاي جالب توجه در مبارزه با آفات توليد گياهان مقاوم است. اصول اساسي اين روش دگرگوني مصنوعي گونه‌هاي گياهي به روش ژنتيکي است به نحوي که گياه توليد شده ميزبان مناسبي براي آفت نباشد. اين تغييرات مي‌تواند به دو روش فيزيکي و شيميايي باشد.
 
تغييرات فيزيکي عمدتاً تغييراتي در ظاهر و بافت گياه است. بعنوان مثال گياهاني كه با بافت سخت توليد مي‌شوند در مبارزه با آفات مناسب‌ترند. هم‌چنين گياهاني که سطح برگ آن‌ها از کرک بيشتري برخوردار است

قابل توجه است که هر يک از اين روشها ممكن است فقط در مبارزه با يک آفت مفيد باشد و در مبارزه با گونه ديگر نقش منفي ايفا کند. لذا در مبارزه با آفات كلاً به مجموع آفاتي که بر روي يک گونه گياهي فعاليت ميکنند، توجه داشته باشيد.

تغييرات شيميايي در برگيرنده تغيير در مواد شيميايي موجود در گياهان است، که بصورتهاي مختلفي در کنترل آفات نقش دارد.

۱)آنتي‌زنوز(Antixenosis)  : مكانيزم شيميايي و فيزيكي كه باعث دفع حشرات و ممانعت از استقرار آن‌ها روي گياه مي‌شود.

۲)آنتي‌بيوز(Antibiosis)  : مكانيزمي كه باعث اثرات معكوسي روي ويژگي‌هاي بيولوژيك آفت مي‌شود.

۳) تحمل (Tolerance) : مكانيزمي كه باعث افزايش تحمل گياه در مقابل حمله آفت مي‌شود.

در توليد گياهان مقاوم، وجود ارتباط تنگاتنگ بين متخصصين ژنتيک گياهي و متخصصين حشرهشناسي مهم است. اين دو گروه از متخصصين الزاماً بايد در توليد گياهان مقاوم با هم همکاري داشته باشند.

توليد هر واريته يا هر گياه مقاوم به آفت، حداقل حدود ۱۰ تا ۱۵ سال طول ميکشد. مزيت عمده استفاده از گياهان مقاوم اينست که اين روش با ساير روشهاي مبارزه با آفات سازگار است. بعنوان مثال حشراتي كه در روي گياهان مقاوم به آفات تغذيه ميکنند عموماً در مقابل شرايط محيطي حساستر و ضعيفترند و سريعتر از بين ميروند. هم‌چنين گياهان مقاوم به آفات ميتوانند کارآيي دشمنان طبيعي را افزايش دهند.

 بعنوان مثال گياه توليد شده با ميزان کرک كمتر در سطح برگ، باعث افزايش کارآيي بعدي از پارازيتوئيدها مي‌شود. تاكنون گياهان مقاوم براي بيشتر از صد گونه گياهي توليد شدهاند.

آيا توليد گياهان مقاوم ميتواند بعنوان يک نوع کنترل بيولوژيک باشد؟

توليد گياه مقاوم اگر صرفاً بر روي جمعيت آفت تاثير بگذارد کنترل بيولوژيک نيست، در حاليکه اگر باعث افزايش کارآيي دشمنان طبيعي باشد نوعي کنترل بيولوژيک محسوب ميشود.

* استفاده از تكنيك‌هاي زراعي

از ديگر روشهاي مبارزه با آفات ميتوان به روشهاي زارعي اشاره کرد. كنترل زراعي آفات در برگيرنده تغييرات اَگروتكنيكي به منظور كاهش توليد مثل و بقاي آفت است. روشهاي زراعي از قديميترين روشهايي هستند که توسط بشر در کنترل آفات مورد استفاده قرار گرفتند.

كنترل زراعي آفات

– تغيير در زمان كاشت و برداشت؛

– شخم زدن؛

– تغيير فواصل كشت؛

– آبياري؛

– تناوب زراعي؛

– كاشت گياهان تله.

زمان کاشت در مورد بعضي از محصولات در کنترل آفات نقش مهمي دارد. به عنوان مثال با كشت گياه در زمان نبود آفت (زودتر يا ديرتر از زمان کشت معمول) گياه از خسارت آفت فرار داده مي‌شود.

در تناوب زراعي گياهي که بعنوان گياه دوم کاشته مي‌شود، نبايد در ارتباط سيستماتيک بوتانيکي با گياه اول باشد. در واقع اگر آفات گياه اول با آفات گياه دوم متفاوت باشد ميتوان در بيولوژي آفات ايجاد اختلال کرد و جمعيت آن‌ها را کاهش داد.

* تكنيك رهاسازي نرهاي عقيم

در اين روش با تكثير جمعيت انبوهي از حشرات نر و قرار دادن آن‌ها تحت تاثير مواد راديواكتيو و رهاسازي آن‌ها در طبيعت در توليد مثل آن‌ها اختلال ايجاد مي‌شود. اين يك روش ديگر مبارزه با آفات است. يکي از تکنيکهاي بسيار جالب که حداقل در مورد ۱۰ گونه از آفات توصيه شده است. در اين روش بطور خلاصه، نرها را در اَنسکتاريوم يا محيط پرورش حشرات با جمعيتهاي بسيار انبوه توليد ميکنند، سپس آنها را تحت تاثير مواد راديواکتيو  مثل کبالت قرار ميدهند، اين عمل باعث بوجود آمدن اختلالات ژنتيکي در اسپرم حشرات نر مي‌شود. بعد از رهاسازي حشرات نر در طبيعت، با حشرات ماده آزاد جفتگيري ميکنند. اما تخمهاي توليد شده توسط مادهها عموماً تفريغ نميشود و از آن نِتاجي بوجود نميآيد.

 

انواع سبكهاي مديريتي :

سبكهاي‌ سازماني‌ و مديريت‌ 


‌در اين‌ بخش‌ براساس‌ نتايج‌ حاصله‌ از تحقيق‌ تجربي، براي‌ هر نوع‌ از انواع‌ فرآيند تحقيق‌ و توسعه‌ (طرح‌ غالب، علمي‌ و فناوري‌ سطح‌ بالا)، ماهيت‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ تشريح‌ مي‌شود و مفاهيم‌ فناوري، سازماندهي‌ و روش‌ مديريتي‌ از لحاظ‌ مديريت‌ راهبردي‌ مورد بحث‌ و بررسي‌ قرار مي‌گيرد.


طرح‌ غالب‌ 

مديريت‌ راهبردي: فعاليتهاي‌ آزمايشي‌ بسيار محدود (حدود ۵ درصد از مصارف‌ تحقيق‌ و توسعه) و عمدتاً‌ داراي‌ خصوصيات‌ كاوشي‌ هستند. در مرحلة‌ بهره‌برداري، نرخ‌ توقف‌ يك‌ برنامة‌ تحقيق‌ و توسعه‌ معادل‌ با صفر است. معمولاً‌ فناوري‌ ثابت‌ است‌ و برخورداري‌ از امتياز دانش: نسبت‌ به‌ رقبا نمي‌تواند همواره‌ باقي‌ و پايدار بماند. از آنجايي‌ كه‌ فناوري‌ مورد استفاده‌ معمولاً‌ ثابت‌ و در دسترس‌ است، تقليد و نسخه‌برداري‌ آسان‌ است. موفقيت‌ يك‌ نوآوري‌ و، به‌ طور كلي‌تر، موفقيت‌ يك‌ رقابت، به‌ عواملي‌ نظير شناخت‌ بازار، چگونگي‌ زمان‌بندي‌ نوآوري‌ و پايين‌بودن‌ هزينه‌هاي‌ توليد بستگي‌ دارد. يك‌ عامل‌ مهم‌ براي‌ اين‌ منظور، نوآوري‌ مكرر و معرفي‌ محصولات‌ جديد به‌ بازار است‌ (مثلاً‌ در صنايع‌ پارچه‌بافي، شركتها هر ساله‌ محصولات‌ يا خطوط‌ جديدي‌ را عرضه‌ مي‌كنند). براي‌ دست‌يابي‌ به‌ اين‌ هدف‌ موارد ذيل‌ حياتي‌ است:

O دست‌يابي‌ به‌ منابع‌ بازار اطلاعات‌ در مورد كسب‌ طرحهاي‌ كاربرد مورد نياز براي‌ محصولات‌ جديد و تسريع‌ فرآيند بهره‌برداري؛


O تهية‌ تجهيزات‌ سرمايه‌اي‌ مورد نياز و توسعه‌ فرآيندهاي‌ توليد براي‌ تضمين‌ پايين‌ بودن‌ هزينه‌هاي‌ توليد؛


O برخورداري‌ از يك‌ فرآيند كارآ و زمان‌بندي‌شدة‌ بهره‌برداري‌ و مهندسي.


‌با فرض‌ اين‌ كه‌ هيچ‌ احتمال‌ خطر فني‌ وجود نداشته‌ باشد، احتمال‌ خطر موجود تماماً‌ تجارتي‌ است‌ و در صورتي‌ كه‌ فرآيند مورد نظر كاملاً‌ مطابق‌ با نيازهاي‌ بازار باشد، مي‌تواند كاهش‌ يابد. بنابراين، بازاريابي‌ نيازهاي‌ بازار را، كه‌ پاسخ‌ به‌ آنها هدف‌ شركت‌ است، تعريف‌ مي‌كند، در حالي‌ كه‌ تحقيق‌ و توسعه، بهترين‌ پاسخ‌ فناورانه‌ به‌ چنين‌ نيازهايي‌ را تعيين‌ مي‌كند.


سازمان‌ 

‌تفاوت‌ شديدي‌ مابين‌ ماهيت‌ فعاليت‌ كاوشي‌ و بهره‌برداري‌ از توانمنديهاي‌ فناورانه‌ وجود دارد. معمولاً‌ فعاليتهاي‌ كاوشي‌ از فعاليتهاي‌ بهره‌برداري‌ تفكيك‌ مي‌گردند. هستة‌ فعاليت‌ تحقيق‌ و توسعه، شامل‌ مرحلة‌ بهره‌برداري‌ است‌ كه‌ در آزمايشگاه‌هاي‌ بهره‌برداري‌ اجرا مي‌شود. اين‌ هستة‌ مركزي‌ شامل‌ طراحي‌ محصولات‌ جديد در جايي‌ است‌ كه‌ فناوريهاي‌ جديداً‌ به‌ اثبات‌ رسيده‌ و در دسترس، به‌ كار گرفته‌ مي‌شوند و هم‌چنين‌ شامل‌ فرآيند توليد مرتبط‌ است. آزمايشگاه‌هاي‌ بهره‌برداري، بيشتر امور تحقيق‌ و توسعه‌ را اجرا مي‌كنند ( آنها به‌ طور ميانگين‌ ۹۵ درصد از كل‌ هزينه‌ها را پوشش‌ مي‌دهند).


‌از آن‌ جايي‌ كه‌ كاهش‌ پيچيدگي‌ تغييرات‌ فناوري‌ سبب‌ كاهش‌ تعداد حوزه‌هاي‌ فناوري‌ كه‌ بايد تحت‌ نظارت‌ قرار گيرند، مي‌شود و هم‌ چنين‌ نياز به‌ دسترسي‌ به‌ منابع‌ خارجي‌ دانش‌ را كم‌ مي‌كند، فعاليتهاي‌ آزمايشي‌ گرايش‌ دارند كه‌ در آزمايشگاه‌ها و در مراكز شركتها متمركز شوند.


رويكرد مديريتي: يكي‌ از عوامل‌ مهم‌ اتخاذ تكنيك‌هاي‌ مديريتي‌ است‌ كه‌ ادغام‌ امور تحقيق‌ و توسعه‌ (فعاليتهاي‌ بهره‌برداري) با فعاليتهاي‌ توسعة‌ فرآيند توليد، توليد و بازاريابي‌ را تسهيل‌ كند. 

‌رابطه‌اي‌ قوي‌ بين‌ آزمايش‌ و بهره‌وري‌ وجود ندارد. واحدهاي‌ آزمايش، وروديهاي‌ كلي‌ را براي‌ آزمايشگاه‌هاي‌ بهره‌برداري‌ تدارك‌ مي‌بينند. بنابراين، آزمايش‌ كاملاً‌ مستقل‌ از نتايج‌ حاصله‌ از آزمايشها است‌ و نيازي‌ به‌ ادغام‌ ندارد.


الگوي‌ علمي‌ 

مديريت‌ راهبردي: صنايع‌ علمي‌ بايد با خطرات‌ بزرگي‌ در زمينة‌ فعاليتهاي‌ تحقيق‌ و توسعه‌ مواجه‌ شوند. فعاليت‌ آزمايشي‌ شديداً‌ اتفاقي‌ است، حال‌ آنكه‌ هدف‌ مرحلة‌ بهره‌برداري، نمايش‌ جنبه‌هاي‌ مثبت‌ يافته‌هاي‌ جديدي‌ است‌ كه‌ از طريق‌ تعدادي‌ آزمونهاي‌ علمي‌ به‌ اثبات‌ رسيده‌ باشند. اجراي‌ برنامه‌هاي‌ متعدد تحقيق‌ و توسعه‌ تا سر حد امكان، ضروري‌ است‌ تا خطر مرتبط‌ با اين‌ فرآيند كاهش‌ يابد. اين‌ توانايي‌ خط‌ تحقيق‌ و توسعه‌ براي‌ ايجاد نوآوريها است‌ كه‌ راهبرد توليد شركت‌ را تعيين‌ مي‌كند. به‌ عبارت‌ ديگر، راهبرد يك‌ شركت‌ به‌ برونداد تحقيق‌ و توسعه‌ آن‌ بستگي‌ دارد. نتيجة‌ طبيعي‌ ماهيت‌ اين‌ فرآيند، اين‌ است‌ كه‌ مبناي‌ ايجاد مزيت، معرفت‌ علمي‌ و فني‌ است. البته‌ زمان‌بندي‌ نيز حايز اهميت‌ است، زيرا هر چه‌ فرآيند بهره‌برداري‌ سريع‌تر باشد، موقعيتهاي‌ بهره‌برداري‌ بيشتر خواهند بود.

‌تعيين‌ مجموعة‌ متناسبي‌ از طرحهايي‌ كه‌ بايد به‌ انجام‌ برسند، فرآيندي‌ پيچيده‌ است. تصميمها با استفاده‌ از تكنيكهايي‌ اتخاذ مي‌شوند كه‌ به‌ يافتن‌ مجموعه‌اي‌ از طرحها كمك‌ شود كه‌ به‌ طور صحيح‌ بين‌ خطرها و امتيازها تعادل‌ حاصل‌ مي‌كنند. معمولاً‌ تكنيك‌هاي‌ سنتي‌DCF براي‌ ارزيابي‌ خوب‌ بودن‌ يك‌ طرح، مناسب‌ نيستند.



عتیقه زیرخاکی گنج