• بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۵۲صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اين استان براساس آخرين تقسيمات كشوري ۱۲ شهرسان ،۲۸ بخش،۲۲ شهر، ۱۰۳ دهستان و ۳۲۲۷ آبادي داراي سكنه دارد و مركز آن شهر تاريخي اروميه است. شهرستان هاي استان آذربايجان غربي عبارتند از اروميه، بوكان، پيرانشهر، تكاب، خوي، سردشت، سلماس، شاهين دژ، ماكو، مهاباد و مياندوآب و نقده.
شهرستان تكاب
شهرستان تكاب باوجــود آثار باستاني ، منابع طبيعي و معدني در اطراف آن ، يكي از محروم ترين شهرهاي استان آذربايجان غربي است . صنعت در اين شهر رونق چنداني نيافته و اقتصاد آن وابسته به كشاورزي و دامداري اغلب سنتي مي باشد. همه ساله صدها نفر از نقاط مختلف دنيا از آثار باستاني اين شهر به خصوص تخت سليمان بازديد ميكنند. از مناطق ديدني اين شهر كوه زندان ، آبشار قينرجه ، آبهاي گرم ، چمن متحرك و .. مي باشد.
كوه بلقيس در نزديكي تكاب يكي از زيباترين مكانهاي گردشي و تفريحي است و در تابستان از آب و هواي بسيار خوبي برخوردار است.
موقعیت مکانی
این اثر در جنوب شرقی استان آذربایجان غربی واقع در ۴۳ کیلو متری شهرستان تکاب قرار داد و فاصله آن از تهران تقریبا ۵۰۰ کیلومتر است که میتوانید در ۶ ساعت از تهران به این مکان سفر کرد . 
تخت سليمان يكي يا آتشكده آذر گشنسب (به معني اسب نر)‌ در تكاب آذربايجان، يكي از بزرگترين آتشكده‌ها و مورد احترام همه بوده است. گفته شده است كه در هنگام تاجگذاري و جنگ پياده از تيسفون به آنجا مي‌رفته‌اند.
در آنجا بركه‌اي است كه آب بطور طبيعي در آن مي‌جوشد. آن گونه كه ياقوت مي‌گويد: «آب دئماً بوسيله هفت نهر از آن بيرون مي‌آيد و هفت آسياب را مي‌گردانده است» اكنون اين چشمه بصورت خم ژرف در آمده در سوبات بجاي مانده نشان مي‌دهد كه حدوداً هزار سال است كه آب آن روان است. آتشكده، فضاي گنبدداري است كه در جلوي آن ايوان بوده و نيز دروازه عمومي و خصوصي براي ورود به آن داشته است. در كنار آن ايوان خسرو يا محل تاج‌گذاري خسرو قرار داشته است. اين فضا بعداً در دوره هلاكو بازسازي و درون آن كاشيكاري شده است كه شايد اقامتگاه تابستاني او بوده است. در سمت چپ آتشكده يك مدرسه و در پشت آتشكده، رصدخانه و در كنار آن جايي براي نيايش به مرور زمان ويران شده است. اين بنا را مي‌توان يك مجموعه كامل و يكي از الگوهاي همه مجتع‌هاي ساختماني كه بعدها در ايران ساخته شده است، دانست.
ساختمان‌هاي تخت سليمان از شيوه پارتي بجاي مانده بود. يك ارسن از ساختمان‌ها گرداگرد آتشكده آذرگشنسب كه پيش از اسلام جايگاه بسيار ارزشمندي بود، تشكيل يافته بود. پس از اسلام ايلخانان مغول دوباره به آن توجه كردند (۶۷۴ ه‍.ق). با بهره‌گيري از ويژگي‌هاي بومي آنها، بويژه چشمه جوشان آن يك كاخ تابستاني در آن ساختند. همچنين تالار خسرو (جايگاه تاجگذاري خسرو پرويز) را كه با سنگ لاشه ساخته شده بود، كاشيكاري كردند. بازمانده آن در مرز ايوان هنوز يافت مي‌شود.
هنگامي كه اعراب  مسلمان، به نخستين پايتخت هخامنشيان وارد شدند، از ديدن بنايي سنگي و هرمي شكل كه با قطعه سنگ هاي سفيد آهكي برپا شده بود، حيرت كردند. آنان ساخت اين بنا را كه به مقبره اي با شكوه مي‌مانست، از قدرت بشر خارج مي دانستند. 
از همان سال هاي نخستين حضور اسلام در ايران بود كه آرامگاه ساخته شده در دشت مرغاب به گور سليمان نبي معروف شد. بي شك سليمان مي توانست با كمك ديوان، سازه اي با ويژگي هاي آرامگاه  مرغاب بنا كند. 
مدت درازي از زمان كشف هويت واقعي گور سليمان يا گور مادر  سليمان نمي گذرد. پژوهش هاي ۲۰۰ سال اخير نشان داده است كه آن چه در دشت مرغابي  يا جلگه پاسارگاد مشهد مادر سيلمان معروف است، آرامگاه كوروش پادشاه انسان‌دوست و انسان‌پرور هخامنشي است. 
«مردمان بعد از اسلام بسياري از ساختمان هاي مهم و عظيم سنگي كه ساخت آنها را از  عهده بشر خارج دانسته، از زمان و باني ساخت آنها بي اطلاع بودند، به سليمان   نسبت داده اند. تصورشان اين بود كه چون ديوان گوش به فرمان وي بودند، براي  او كاخ ها و عمارت هاي عظيم سنگي مي ساختند. آرامگاه ساخته شده در دشت مرغاب معروف به گور سليمان و بناي مرتفع سنگي ساخته شده بر بلنداي تپه اي واقع در اين دشت، موسوم به تخت سليمان از جمله اين بناها محسوب مي شوند. اسم گذاري خرابه هاي قصر اشكانيان در آذربايجان غربي به تخت سليمان نيز از همين تفكر نشات مي گيرد.» 
آرامگاه كوروش اولين بنايي است كه در بدو ورود به محوطه تاريخي پاسارگاد با آن  رو به رو مي شويم. بنايي سنگي كه به صورت هرمي شكل ساخته شده است. شش رديف پلكان مرتفع بازديد كننده را از سطح دشت به اتاقك بالايي سازه راهنمايي مي كنند. 
سنگ هاي تشكيل دهنده بنا بدون ملات و با استفاده از بست هاي آهني به صورت دم چلچله اي، روي يكديگر قرار گرفته اند. اما پاسارگاد تنها به يك بنا يا محوطه خاص محدود نمي شود. از زماني كه پاسارگاد به عنوان محوطه اي تاريخي شناسايي و حصاركشي شد يعني از اوايل دهه پنجاه شمسي، مجموعه اي از آثار هخامنشي تا اسلامي، در اين حوزه، شناسايي  شده و جملگي تحت حفاظت و مرمت قرار گرفتند. 
جلگه پاسارگاد كه در منطقه مرتفع  شمال غرب استان فارس در ۱۳۸ كيلومتري شيراز قرار گرفته، به مستطيلي شباهت دارد كه بخش شمالي آن ۱۰ تا ۱۲ كيلومتر طول دارد و بخش شرقي و غربي آن ۲۵ كيلومتر، جنوب غربي اين دشت به تنگ هاي باريك به نام تنگ بلاغي منتهي مي شود. طول اين تنگه ۱۲ كيلومتر است و با عرضي به پهناي ۲۰۰ تا ۵۰۰ متر بر پهنه دشت گسترده شده است. 
نام پاسارگاد را به عنوان مهم ترين طايفه و عشيره پارسيان كه شاهان هخامنشي از  تيره آنان اند، دانسته اند، اگر چنين نام گذاري درست تلقي شود، پاسارگاد را بايد يكي از مهم ترين اقامتگاه هاي  هخامنشيان به شمار آورد. پس بايد به دنبال شهر و تختگاهي بود كه مردمان به آن داخل شده و به رفع و رجوع امور روزانه بپردازند. 
در منتهي اليه مجموع كاخ هاي موجود در پاسارگاد، تالاري ستون دار قرار گرفته است كه به دليل وجود درگاهي بزرگ و منقوش به تصوير انسان بالدار، به كاخ دروازه معروف شده است. پژوهشگران اين مجموعه را  دروازه پاسارگاد تلقي مي كنند. در عكس هايي كه جيمز موريه و سر ويليامز اوزلي در سال ۱۸۱۱ از نقش انسان بالدار تهيه كرده اند، كتيبه اي بر بالاي نقش هويداست كه اينك مفقود شده است. متخصصين خطوط باستاني، كتيبه را چنين ترجمه كرده اند: 
من، كوروش، شاه هخامنشي.
آن جا كه شاهان استقرار مي يابند، جايي نيز بايد براي ملاقات با مردمان مي‌داشته است. كاخ بارعام در ۱۲۵۰ متري شمال شرقي آرامگاه  كوروش به همين منظور ساخته شده بود. كاخ بر يك تالار مركزي و چهار ايوان در اطراف  تالار مشتمل مي شده است. هشت ستون در دو رديف چهار تايي نيز سقف بنا را نگاه مي داشته اند. 
سرستون هايي به شكل جانوران مختلف از جمله شير، شيروان (شير شاخدار)، گاو اسب، بر بلنداي سنگ هاي استوانه اي شكل، آخرين نقطه اتصال سقف و ستون ها به شمار مي آمدند. سرستون هايي با شكل سر اسب، تنها در كاخ بارعام تاريخ ساخت آن را ۵۴۶ تا ۵۳۰ پيش از ميلاد تخمين زده اند، ديده شده است. 
نام كوروش، كه در جاي جاي مجموعه بناي پراكنده در دشت مرغاب ديده مي شود، [گرچه كوروش، هماره در سفر بود] اما نخستين پادشاه سلسله هخامنشي، مكاني را براي اقامت موقت خود نياز داشته است. باستان شناسان و متخصصين تاريخ، در فاصله ۲۳۰ متري شمال غرب كاخ بارعام ، بنايي را شناسايي كرده اند كه مشخصات يك مجموعه مسكوني را داراست. نام اين بنا در تاريخ معاصر، كاخ نشيمن يا كاخ اختصاصي ثبت شده است. 
يك تالار در ميانه و در ايوان در شرق و غرب آن، معماري اين كاخ عظيم را شكل داده اند. تالار با ۳۰ ستون برپا شده است: ايوان شرقي را ۴۰ ستون كه در دو رديف بيست تايي كنار هم قرار گرفته اند سر پا نگه داشته اند و ايوان غربي را دو رديف ستون و در هر رديف ۱۲ تا. 
هنوز باستان شناسان به دنبال قلمه هاي بالايي ستون هاي تالار و سرستون هاي اين بخش مي گردند. تاكنون جز ۱۹۰ سانتي متر از ستون ها كه بر زمين قرار دارد، نشانه اي  از بخش هاي فوقاني ستون ها پيدا نشده است. بر جرز درگاه اين بنا، تصاويري از گذر پادشاهي پارسي نقر شده و بر بالاي هر يك نگاشته اند: كوروش، شاه بزرگ هخامنشي. 
مسافريني كه از شيراز به اصفهان سفر مي كنند، بقاياي ديوار سنگي عظيمي را مي بينند كه همچنان در شمال جلگه پاسارگاد، مشرف به تمام قصرها و بناهاي پراكنده در  دشت پابرجاست. بر فراز صفحه اي كه اينك تنها ديوارهايش بر جاي مانده، بناهايي ساخته شده بود كه بنا بود مجموعه اي همانند تخت جمشيد را شامل شود. مرگ كوروش، گرچه از  ارزش هاي معنوي پاسارگاد نكاست اما موقعيت اين مجموعه را از مركز تمركز هخامنشيان به محلي عبادي _ سياسي تغيير داد. تل تخت يا تخت سليمان نيز كه ديگر نمي توانست رقيبي براي مجموعه كاخ هاي تخت جمشيد در ۷۰ كيلومتري جنوب پاسارگاد باشد، در دوران حكمراني داريوش به دژ نگهباني تبديل شد. 
متخصصيني كه ويژگي هاي معماري و ساخت و ساز در دوران هاي مختلف را بررسي مي كنند، از كنار رابطه معماري و طبيعت به سادگي نمي گذرند. باغ ها و بوستان ها، مهم ترين نمونه هاي قابل تامل ارتباط تنگاتنگ انسان و طبيعت به شمار مي روند. 
سه آتشكده بسيار مهم در دوران ساساني در ايران وجود داشت كه هم اكنون تنها آثاري از آتشكده آذرگشنسب كه به نام تخت سليمان شهرت پيدا كرده، بر جا مانده است. اين آتشكده از نظر مسايل اعتقادي، باورهاي ديني و نقشي كه در حيات سياسي و اجتماعي دوران ساسانيان داشت از اهميت بسياري برخوردار بود. آتشكده آذرگشنسب در واقع نماد اقتدار حكومت ساسانيان محسوب مي شد. خصوصا پس از خيزش مزدكيان و شكل گيري جنبش آن، «خسرو انوشيروان» به عمران و آبادي اين آتشكده با عنوان عامل وحدت ملي و يكسان سازي دين كشوري توجه ويژه اي كرد. آتشكده آذرگشنسب در زمان حمله روميان به ايران و غلبه آنان بر سپاه خسرو پرويز، غارت و ويران شد، در حالي كه روميان هيچ كاري به پايتخت كشور نداشتند.
حمله رومي ها، اعراب و پذيرش دين اسلام از سوي ايرانيان تغييراتي در وضعيت آباداني آتشكده پديد آورد و اغتشاشات اواخر دوره ساسانيان نيز موجب شد هيچ تجديد بنايي در اين محل انجام نشود. تا اين كه در دوران ايلخانان، اين مجموعه به عنوان پايتخت ييلاقي حكام مغول مورد استفاده قرار گرفت.
اما پس از سقوط ايلخانان، تخت سليمان تقريبا متروك شد و به عنوان يك شهرك خدماتي كوچك با امكاناتي نظير آهنگري، سفال گري و نانوايي مورد استفاده قرار گرفت.
در دوران صفويه ديگر اين مجموعه به طور كامل متروك شد و هيچ استفاده اي از آن نشد.

عتیقه زیرخاکی گنج