• بازدید : 67 views
  • بدون نظر

این فایل در ۹۱۰صفحه تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شهرسازی واژهٔ معادل برنامه‌ریزی شهری است که در سیستم دانشگاهی ایران در ردهٔ مهندسی طبقه‌بندی شده است اما معمولاً در دانشکدهٔ هنر و معماری ارائه می‌گردد. واژه شهرسازی مفهوم ناقصی از برنامه‌ریزی شهری را ارائه می‌دهد و ترجمهٔ نه چندان صحیحی از آن است. تاریخچهٔ ساخت و کاربرد این واژه در فارسی برمی گردد به حضور کارشناسان آلمانی در ایران در دههٔ بیست خورشیدی که در برابر یک واژهٔ آلمانی با همین مفهوم مشابه ساخت و ساز شهر قرار داده شد. نقص این واژه در این است که امر مداخله در شهر را به یک امر فنی و مشابه ساخت و ساز یک سازه تقلیل می‌دهد و جنبه‌های مختلف آن به خصوص سیاسی، اقتصادی و اجتماعی آن را نادیده می‌گیرد. برنامه ریزی شهری در یک تعریف عام عبارتست از مداخله و تنظیم فضا و فعالیت به منظور بهبود کیفیت زندگی ساکنان. در کتب درسی دانشگاهی آمده است که مجموعهٔ روش‌ها و تدابیر ارزشمند و مفیدی که متخصصین امور شهری به وسیلهٔ آن شهرها را بهتر می‌سازند، به شهرسازی یا علم تنسیق شهرها شهرت دارد.[۱] و یا شهرسازی عبارت است از مطالعهٔ طرح‌ریزی و توسعهٔ شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با توجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ‌گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری.[۲] واژه شهرسازی به علت میان رشته‌ای بودن آن، واژه‌ای درست است[۳]زیرا گرایش طراحی شهری نیز در مقطع فوق لیسانس در ایران ارائه می‌شود که مباحث زیبایی شناسی و منظر شهری در آن بیشتر از برنامه ریزی شهری به چشم می‌خورد. همچنین در مقطع کارشناسی، دانشجویان واحدهای درسی مهندسی آب و فاظلاب و مهندسی ترافیک و جامعه‌شناسی و … را نیز پاس می‌کنند که این نشان از میان رشته‌ای بودن شهرسازی دارد و نمی‌توان نام آن را فقط برنامه ریزی شهری گذاشت زیرا در برنامه ریزی شهری اسکیس و راندو و پرزانته و مباحث زیبایی شناختی کمتر وارد می‌شود و طراحان شهری بر این مباحث مسلط هستند همچنین یک شهرساز باید بتواند کارگروه‌های مختلف را مدیریت نماید و مهندسین رشته‌های مختلف را در یک پروژه متمرکز و کنترل نماید. تخصص‌هایی از جمله طراحی شهری، برنامه ریزی شهری، متخصص gis، نقشه‌بردار، جامعه‌شناس، مهندس تأسیسات و 

اصطلاحات و ابعاد شهرسازی و برنامه‌ریزی شهری[ویرایش]
زیبایی
ایمنی
زاغه‌نشینی
انحطاط
فرسودگی
بازسازی و بازنوسازی شهری
حمل و نقل
شهرکهای اقماری
توسعه پایدار
ابعاد زیست محیطی
نور و صدا
پایداری اجتماعی
پایداری اقتصادی
حریم شهر
محدوده شهر
طرح تفصیلی
طرح جامع
زیرمحله
نمای شهر
منظر شهری
محورهای شهری
کاربری
مشاع
پیلوت
محوطه سازی شهری
کیفیات محیطی
پاسخدهندگی فضای شهری
شورای عالی شهرسازی[ویرایش]
تصویر ماهواره‌ای تهران
نوشتار اصلی: شورای عالی شهرسازی
شورای عالی شهرسازی سازمانی است که در وزارت آبادانی و مسکن تشکیل شد و از سال ۱۳۴۳ به ریاست عالیه فرح پهلوی آغاز به کار نمود. این شورا تعیین اولویت طرح‌ها، بررسی و تصویب آیین‌نامه‌های شهرسازی، و تعیین و تصویب معیارهای ساختمانی و بررسی قوانین شهرسازی را بر عهده دارد. هدف‌های اساسی شورای عالی شهرسازی برگزیدن سیاست همگانی شهرسازی و هماهنگ کردن برنامه‌های شهرسازی با برنامه‌های عمرانی؛ بررسی و تصمیم گیری دربارهٔ جلوگیری از گسترش بی‌رویه شهرها تا زمانی که طرح جامع برای آنها تهیه نشده است و تهیه نقشه جامع برای شهرهای کشور و اجرای طرح‌های نام برده برای آن شهرها.
نخستین دانشنامه ی شهرسازی[ویرایش]
نخستین دانشنامه آنلاین تخصصی شهرسازی در سال ۱۳۹۳ خورشیدی راه اندازی شد که حاوی مفاهیم شهرسازی و رشته های مرتبط بود، سپس این دانشنامه طی یکسال گسترش یافت و نخستین دانشنامه ی تخصصی شهرسازی و معماری در سال ۱۳۹۴ هجری خورشیدی رونمایی شد.
نرم‌افزارهای شهرسازی[ویرایش]
با توجه به پیشرفت تکنولوژی و استفاده‌های روزافزون از سیستمهای کامپیوتری، شهرسازی نیز دستخوش این کاربردها بود و امروزه سیستمهای بسیاری در راستای ایجاد بستری امن و سریع برای دسترسی به پرونده‌های شهرسازی در شهرداری‌ها طراحی شده است. از جمله پرکاربردترین نرم‌افزارهای مورد استفاده در این رشته، جی آی اس، اتوکد، اس پی اس اس، اکسپرت چویس، نرم‌افزارهای سه بعدی مثل اسکچ آپ و … می‌باشند.


  • بازدید : 61 views
  • بدون نظر
این فایل در ۴۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

یکی از اقدامات و امور اجرایی شهرداری ها نظارت بر ساخت و ساز های ساختمانها و تعیین تخلف آنها در مراحل ساخت، و انطباق آنها با اصول و مقررات معماری و شهرسازی می باشد.با توجه به این وظیفه شهرداری می بایست در مراحل مختلف ساخت و ساز بر آنها نظارت داشته باشد و در صورت تخلف آنها را به کمیسیون تخلف معرفی نماید.
لايحه شهرهاي جديد كه در تاريخ  5/5/79  به تصويب هيئت محترم وزيران رسيده است به منظور طي مراحل قانوني به مجلس شوراي اسلامي تقديم شده است.  لذا تا تصويب و ابلاغ قانوني آن،  مرجع رسيدگي به تخلفات ساختماني و شهرسازي كماكان كميسيون موضوع تبصره  (2)  بند (۳)  الحاقي به ماده  99 قانون شهرداريها مي باشد
معرفي كميسيون ماده ۱۰۰ شهرداري
شروع عمليات ساختماني محتاج به اخذ پروانه ساختماني از شهرداري است و در غيراينصورت شهرداري مي‌تواند از عمليات ساختماني ساختمانهاي بدون پروانه يا مخالف مفاد پروانه بوسيله مامورين خود اعم از آنكه ساختمان در زمين محصور يا غيرمحصور واقع باشد جلوگيري مي‌كند. در اينگونه موارد كه از لحاظ اصول شهرداري يا فني يا بهداشتي تخريف تاسيسات و بناهاي خلاف مشخصات مندرج در پروانه ضرورت داشته باشد يا بدون پروانه ساختمان احداث يا شروع به احداث شده باشد. به تقاضاي شهرداري ، موضوع در كميسيون ماده صد شهرداري مطرح مي‌شود. رسيدگي به كليه تخلفات ساختماني از وظايف اين كميسيون است كه در دو قسمت قابل بيان است: اولا رسيدگي به پرونده‌هايي كه توسط شهرداري به آن ارجاع شده است. از قبيل : تخلف از مفاد پروانه جلوگيري مي‌كند، مكلف است ظرف مدت يك هفته از تاريخ جلوگيري ، موضوع را در كميسيون ماده صد مطرح كند. در غيراينصورت موضوع با تقاضاي ذينفع به موضوع رسيدگي خواهد كرد. كميسيون ماده صد مركب است از نمايندگان شوراي اسلامي شهر ، واردات كشور و وزارت دادگستري . جلسات كميسيون بعدازظهرها با حضور اعضاي كميسيون و نماينده فني شهرداري (بدون حق راي) تشكيل مي‌شود. كميسيون پس از وصول پرونده به ذينفع اعلام مي‌كند كه ظرف مدت ده روز توضيحات خود را كتبا ارسال دارد. پس از انقضاي مدت مزبور كميسيون موظف است موضوع را با نماينده شهرداري و عنداللزوم مالك (يا نماينده او ) كه براي اداي توضيحات دعوت مي‌شوند مطرح نمايد و حداكثر ظرف مدت يكماه از تاريخ جلسة مذكور باملاحظه و برسي گزارش و دفاعيات مالك و انطباق مورد تخلف باتبصره‌هاي ماده صد قانون شهرداري تصميم مقتضي اتخاد شود. در صورتي كه تصميم كميسيون بر تخريب تمام يا قسمتي از بنا باشد مهلت مناسبي كه نبايد از دو ماه تجاوز كند تعيين مي‌شود. شهرداري مكلف است تصميم مزبور را به مالك ابلاغ كند. هر گاه مالك در مهلت مقرر اقدام به تخريب بنا ننمايد، شهرداري راسا اقدام كرده و هزينه آن را از مالك دريافت خواهد نمود. در مورد اضافه بناي زائد بر مساحت زيربناي مندرج در پروانه ساختماني (مسكوني) كميسيون مي‌تواند در صورت عدم ضرورت تخريب اضافه بناء ، با توجه به موقعيت ملك از نظر مكاني، راي به اخذ جريمه‌اي كه متناسب با نوع استفاده از فضايي ايجاد شده و نوع ساختمان از لحاظ مصالح مصرفي باشد تعيين كند. شهرداري نيز مكلف است براساس آن، نسبت به وصول جريمه اقدام نمايد. در صورتي كه ذينفع از پرداخت جريمه خودداي نمايد. شهرداري مكلف است دوباره پرونده را به همان كميسيون ارجاع و تقاضاي صدور راي تخريب را بنمايد. كمسيون در اين مورد نسبت به صدور راي تخريف اقدام خواهد نمود. در مورد اضافه بناء زائد بر مساحت مندرج در پروانه ساختماني واقع در حوزه استفاده از اراضي تجاري و سختي و اداري ، كميسيون مي‌تواند در صورت عدم ضرورت تخريب اضافه بنا با توجه به موقعيت ملك از نظر مكاني ، راي به اخذ جريمه‌اي كه متناسب بانوع استفاده از فضاي ايجاد شده و نوع ساختمان از نظر مصالح مصرفي باشد تعيين نمايد. شهرداي نيز بايد بر اين اساس نسبت به وصول جريمه اقدام نمايد. در صورتي كه ذينفع از پرداخت جريمه خودداري نمود، شهرداري مكلف است مجددا پرونده را به همان كميسيون ارجاع و تقاضاي صدور راي تخريب را بنمايد. كميسيون در اين مورد نسبت به صدور راي تخريب اقدام خواهد نمود. در مورد احداث بناي بدون پروانه در صورتي كه اصول فني و بهداشتي و شهرسازي رعايت شده باشد، كميسيون مي‌تواند با صدور راي براخذ جريمه به ازاي هر متر مربع بناي بدون مجوز يك دهم ارزش معاملاتي ساختمان يا يك پنجم ارزش سرقفلي ساختمان در صورتي كه ساختمان ارزش دريافت سرقفلي داشته باشد، هر كدام كه مبلغ آن بيشتر است، از ذينفع دريافت نمايد. در مورد اضافه بناي زائد بر تراكم مجاز نيز براساس مقررات فوق‌الذكر عمل خواهد شد. در مورد عدم احداث پاركينگ و يا غير قابل استفاده بودن آن و عدم امكان اصلاح آن، كميسيون مي‌تواند با توجه به موقعيت محلي و نوع استفاده از فضاي پاركينگ راي به اخذ جريمه‌اي كه حداقل يك برابر و حداكثر دو برابر ارزش معاملاتي ساختمان برابر هر مترمربع فضاي از بين رفته پاركينگ باشد صادر نمايد. شهرداري مكلف به اخذ جريمه تعيين شده و صدور برگ پايان ساختمان است. در مورد تجاوز به معابر شهر مالكين موظف هستند درهنگام نوسازي براساس پروانه ساختمان و طرحهاي مصوب ، رعايت برهاي اصلاحي را بنمايد. در صورتي كه برخلاف پروانه و يا بدون پروانه، تجاوزي در اين مورد انجام گيرد، شهرداري مكلف است از ادامه عمليات جلوگيري و پرونده امر را به كميسيون ارسال نمايد. شهرداي در شهرهايي كه نقشه جامع شهر تهيه شده مكلف است طبق ضوابط نقشه مذكور در پروانه‌هاي ساختماني نوع استفاده از ساختمان را قيد نمايد. در صورتي كه برخلاف مندرجات پروانه در منطقة غيرتجاري محل كسب يا پيشه و يا تجارت دائر شود، شهرداري مورد را در كميسيون مذكور مطرح مي‌نمايد و كميسيون در صورت احراز تخلف مالك يا مستاجر با تعيين مهلت مناسب كه نبايد از دو ماه تجاوز نمايد، در مورد تعطيل محل كسب يا پيشه و يا تجارت ظرف مدت يك ماه اتخاذ تصميم مي‌كند. اين تصميم بوسيلة مامورين شهرداري انجام مي‌شود و كسي كه غالبا از محل مزبور پس از تعطيلي براي كسب و پيشه و يا تجارت استفاده كند به حبس از شش ماه تا دو سال و جزاي نقدي از پنجهزار و يك ريال تا ده هزار ريال محكوم خواهد شد و محل كسب نيز مجددا تعطيل مي‌شود. يادآور مي‌گردد كه تخلف مالكين ساختمانهايي كه پروانة ساختماني آنها قبل از تاريخ تصويب نقشه جامع شهر صادر شده است قابل طرح در كميسيون ماده صد نبوده ولي چنانچه ساختمان قبل از تصويب نقشة جامع شهر بدون پروانه احداث گرديده باشد قابل طرح در كميسيون مذكور خواهد بود. هرگاه شهرداري يا مالك يا قائم مقام او به راي صادره اعتراض داشته باشند بايد ظرف ۱۰روز از تاريخ ابلاغ ، نسبت به آن اعتراض نمايند. مرجع رسيدگي به اين اعتراض كميسيون ديگر ماده صد(كه اين كميسيون در عرف اداري و شهرداري به كميسيون تجديد نظر ماده صد معروف است) خواهد بود و اعضاي آن بايد غير از افرادي باشد كه در صدور راي قبلي شركت داشته‌اند. راي اين كميسيون قطعي است. از آراي قطعي كميسيون ماده صد مستندا به بند ۲ ماده ۱۱ قانون ديوان عدالت اداري مي‌توان به ديوان مزبور شكايت نمود.
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۰۸صفحه قابل ویرایش تهی شده وشامل موارد زیر است:

استان تهران با وسعتي حدود ۱۸۹۵۶ كيلومتر مربع بين ۳۴ تا ۵/۳۶ درجه عرض شمالي و ۵۰ تا ۵۳ درجه طول شرقي واقع شده است. اين استان از شمال به استان مازندران، از جنوب به استان قم، از شرق به استان سمنان و از غرب به استان قزوين محدود شده و مركز آن شهر تهران است.
بر پايه آخرين تقسيمات كشوري، استان تهران در سال ۱۳۷۳ داراي ۹ شهرستان، ۲۲ شهر، ۲۰ بخش، ۶۲ دهستان و ۱۹۴۷ آبادي است.
شهرستان‌هاي آن عبارت‌اند از: 
شهرستان تهران، شهرستان دماوند، شهرستان ري، شهرستان ساوجبلاغ، شهرستان شميرانات، شهرستان شهريار، شهرستان كرج، شهرستان ورامين، شهرستان اسلام‌شهر. 
«جغرافياي طبيعي و اقليم»
ارتفاعات 
استان تهران با رشته‌ كوه‌هاي البرز از استان‌هاي شمالي ايران جدا شده است. بخش مرتفع البرز در مرز شمال استان به ۱۵۰۰ متر مي‌رسد كه در سمت شمال غربي كشيده شده است. در ارتفاعات بالايي كوهستان البرز كه داراي شيب نسبتاً تندي است، امكاناتي بسيار محدود براي دست‌يابي به منابع آب و كشاورزي وجود دارد. از اين رو جمعيتي بسيار اندك در اين نواحي ساكن شده‌اند. شهرستان و تقريباً همه شهر دماوند در اين ارتفاعات قرار گرفته است.
ارتفاع رشته‌كوه‌هاي البرز به سوي شرق افزايش مي‌يابد و در ارتفاع ۵۶۷۸ متري (قله دماوند) به بالاترين حد خود مي‌رسد. قله دماوند در مركز البرز قرار دارد و مرتفع‌ترين قله ميان چكادهاي آسياي غربي و اروپا است. قله دماوند آتشفشاني خاموش است كه اكنون آخرين مرحله‌هاي پيش از خاموشي كامل را مي‌گذراند و خروج گازهاي گوگردي و چشمه‌هاي معدني اين ادعا را تاييد مي‌كند.
در شمال‌شرقي استان، كوه‌هاي سوادكوه و فيروزكوه قرار دارد و به ارتفاعات شهميرزاد در شرق مي‌پيوندد.
ديواره جنوبي كوه‌هاي البرز مركزي را در استان تهران كوه‌هاي لواسانات و قره‌داغ و كوه‌هاي شميرانات كه بلندترين نقطه آن قله ۳۹۳۳ متري توچال مي‌باشد، در بر گرفته است. از ديگر ارتفاعات استان مي‌توان به كوه‌هاي حسن‌آباد و نمك در جنوب، بي‌بي شهربانو و القادر در جنوب شرقي و ارتفاعات قصر فيروزه در شرق اشاره كرد.
پوشش گياهي 
موقعيت آب و هوايي استان تهران، چه در مناطق كوهستاني و چه در دشت‌ها، موجب پوشش گياهي از نوع نيمه صحرايي شده است. بارندگي اندك و خشكي هوا باعث رشد خار و بوته استپ‌هاي صحرايي و نيمه صحرايي به ويژه در بلندي‌هاست.
نواحي جلگه‌اي و دشت‌هاي استان تهران با شيبي ملايم از شمال شرقي به سوي جنوب غربي كشيده شده است. اين مناطق به علت هموار بودن، وضعيتي مناسب براي كشاورزي و تجمع كانون‌هاي زيستي فراهم آورده است.
دشت‌هاي گسترده استان در محدوده‌هاي ورامين، تهران و كرج گسترش يافته و شهرهايي پرشمار را در حوزه‌هاي خود پديد آورده است. دشت‌هاي استان تهران از هشتگرد آغاز مي‌شوند و تا دشت ورامين ادامه مي‌يابند. بخشي از اين دشت آبرفتي، در جنوب استان تهران واقع شده است كه با ارتفاع ۷۹۰ متر از سطح دريا پست‌ترين قسمت استان است. اين دشت‌ها از شمال به دامنه‌هاي جنوبي البرز و از جنوب به شوره‌زارها و حاشيه كوير مركزي و يا رودخانه‌هاي شور مي‌انجامند. پوشش گياهي اين ناحيه از گونه‌هاي گياهي خاردار است.
اقليم
در نواحي مختلف استان تهران به علت موقعيت ويژه جغرافيايي، آب و هواي متفاوتي شكل گرفته است. سه عامل جغرافيايي در شكل‌گيري آب و هواي آن نقش اساسي و تعيين كننده دارند:
۱- كوير يا دشت كوير كه در جنوب استان تهران قرار گرفته است و عاملي منفي به حساب مي‌آيد. زيرا باعث گرما و خشكي هوا مي‌شود و به همراه خود گرد و غبار مي‌آورد.
۲- رشته كوه‌هاي البرز كه در شمال تهران واقع شده و باعث تعديل آب و هوا مي‌شود و از اين ديدگاه نقشي مثبت ايفا مي‌كند.
۳- بادهاي مرطوب و باران زاي غربي كه نقش آن در آب و هواي استان محسوس و موثر است، ولي نمي‌تواند به طور كامل نقش كوير را خنثي كند.
استان تهران را مي‌توان به سه بخش اقليمي زير تقسيم كرد:
الف- اقليم ارتفاعات شمالي 
ب- اقليم كوه‌پايه‌ها 
ج- اقليم نيمه خشك و خشك 
گرم‌ترين ماه‌هاي سال در دو ايستگاه كرج و مهرآ‌باد، ماه‌هاي مرداد و شهريور است كه دماي آن‌ها به ترتيب ۴/۲۵ و ۶/۲۹ درجه سانتي‌گراد گزارش شده است. سردترين ماه سال نيز در ايستگاه كرج ماه دي است كه دماي آن ۲/۱ درجه سانتي‌گراد در طي دوره آمارگيري بوده است. به اين ترتيب، اختلاف متوسط دماي سالانه ۴/۲۸ درجه است. تابستان‌ها در تهران به ويژه در جنوب و مركز شهر، گرم و در شمال شهر معتدل است.
در زمستان نيز مركز شهر تهران معتدل است، ولي بخش‌هاي شمالي شهر سرد است و دما بارها به زير صفر مي‌رسد. ميانگين روزهاي يخ‌بندان در سال‌هاي ۵۵-۱۳۳۰ در ايستگاه كرج ۸۳ روز و در ايستگاه مهرآباد تهران۶۱ روز گزارش شده است.
وضعيت اقليمي شهرستان فيروزكوه و دماوند در زمستان‌ها بسيار سرد و در تابستان‌ها خنك است. اقليم شهرستان‌هاي ورامين و ري نيز زمستان‌ها به نسبت سرد و تابستان‌ها، گرم گزارش شده است.
بارندگي 
سازمان هواشناسي ميزان بارندگي تهران و شهرستان‌هاي مجاور آن را از سال ۱۳۳۵ به بعد مورد مطالعه قرار داد. نتيجه‌هاي به دست آمده از اين ايستگاه‌ها نشان مي‌دهد نوسان بارش از سالي به سال ديگر بالا رفته و مقدار بارش در سال‌هاي گوناگون متفاوت بوده است، ميزان بارندگي در اين استان از جنوب به شمال بيش‌تر مي‌شود. ميانگين بارندگي سالانه در سال‌هاي ۵۵-۱۳۳۰ در ايستگاه كرج با ۲۳۹ ميلي‌متر، بالاترين ميزان و در ايستگاه مهرآباد با ۲۱۸ ميلي‌متر كم‌ترين مقدار بوده است. بيش‌ترين ميزان بارندگي در بسياري از ايستگاه‌هاي استان در ماه اسفند است ولي در ايستگاه ورامين بيش‌ترين مقدار بارش در ماه دي است. در همه ايستگاه‌ها كم‌ترين ميزان بارش در ماه‌هاي مرداد، شهريور و مهر است. در سراسر تابستان، هوا خشك و بدون بارندگي يا با بارندگي بسيار ناچيز است. در كوه‌پايه‌هاي جنوبي بلندي‌هاي البرز نيز مقدار بارش تا اندازه‌اي بيش‌تر است و نسبت به دشت‌هاي حاشيه كوير تفاوت دارد. در هر بخش، بين ۴۰ تا ۵۰ درصد كل بارش در فصل زمستان صورت مي‌گيرد.
بادها
در استان تهران، بيش‌ترين فشار هوا در اواخر پاييز و اوايل زمستان ديده مي‌شود. اين، نشانگر غلبه توده‌هاي سرد هوا در اين ماه‌هاست. در فصل زمستان، به علت عقب‌نشيني جبهه سرد به سوي شمال كشور، توده هواي خشك اين ناحيه را تحت نفوذ قرار مي‌دهد و به همين سبب حالتي كم‌فشار پيدا مي‌كند. در بيش‌تر ماه‌هاي سال جهت باد، غربي است و تنها در دو ماه از سال باد از جنوب شرقي و در دو ماه ديگر از شمال مي‌وزد. به اين ترتيب، در بيش‌تر ماه‌ها، باد‌هاي غربي با نوسان زياد همراه است. جهت عمومي اين جريان‌ها، با جهت كلي كوه‌هاي البرز تقريباً موازي است و به اين ترتيب، تاثير اين كوه‌ها بيش‌تر به صورت كاهش متوسط باد در دره‌هاي كوه‌پايه‌هاي جنوبي است. در مجموع، هواي شهر تهران آرامش و سكون بيش‌تري نسبت به نقاط مجاور خود دارد و بادهاي چنداني ندارد.
  • بازدید : 69 views
  • بدون نظر
این فایل در قالب pdfتهیه شده شوامل موارد زیر است:

معماري در لغت به معناي علم بنائی و آباد سازي آمده و معمار به معناي بسیار عمارت
کننده و کسی است که در آبادانی جهان می کوشد.
قدمت معماري به عنوان یک فن براي ایجاد سرپناه، به قدمت تاریخ بشر می رسد اما
معماري امروزه در جهان ترکیبی از صنعت ساختمان سازي به علاوه هنر، فلسفه،
جامعه شناسی، روان شناسی اجتماعی، اخلاقی، اقتصاد، جغرافیاي طبیعی و انسانی،
برنامه ریزي و توسعه اقتصادي و علوم طبیعی نظیر زیست شناسی و محیط زیست
است.
معماري در دنیاي کهن به عنوان حرفه اي مطرح بود که از یک سو از فنی ترین حوزه هاي
مربوط به علوم ساختمانی تا هنري ترین مباحث مربوط به زیبایی شناسی، و از سوي
دیگر از طراحی در مقیاس کوچک یک عنصر تأسیساتی مانند یک آب انبار یا پل
کوچک یا اصطبل تا طراحی یک محله و یک شهر را دربر می گرفت و هر چند که در
هر یک از حوزه هاي فوق افرادي صاحب نظر و حرفه اي تر بودند و سلسله مراتبی نیز بین
معماران گوناگون وجود داشت، اما در مجموع همه فعالیت هاي فوق در حوزه معماري
قرار داشت.
٢
معماري به عنوان اجتماعی ترین هنر بشري با فضاي اطراف انسان مرتبط است. حضور
فضا، بنا و شهر از گذشته تا امروز و در آینده، لحظه اي از زندگی روزمره آدمیان غایب
نبوده و نخواهد بود. شهرها پر از ساختمان هایی هستند که با استفاده از هنر و
مهارت هاي علمی و ریاضی طراحی شده اند. این مهارت ها در ترکیب با هم عناصر
زیبایی شناسی نامیده می شوند. اصول زیبایی شناسی برگرفته از هنر، علم و ریاضیات در
طراحی معماري مورد استفاده قرار می گیرند، مثل کاربرد خط، شکل، فضا، نور و رنگ
براي ایجاد یک الگو، توازن، ریتم، کنتراست و وحدت. این عناصر در کنار هم به
معماران اجازه می دهند تا ساختمان هاي زیبا و مفید خلق کنند. به بیان بهتر، اصول
زیبایی شناسی به اضافه جنبه هاي ساختاري به ساختن یک ساختمان موفق کمک
می کند…….
موضوع معماري درباره فضاست. تعاریف مختلفی که تاکنون از معماري ارائه شده است،
اغلب به گونه اي بر اهمیت فضا در معماري تاکید می کنند، بطوري که وجه مشترك
بسیاري از این تعاریف، در تعریف معماري به عنوان فن سازماندهی فضا است. به عبارت
دیگر موضوع اصلی معماري این است که چگونه فضا را با استفاده از انواع مصالح و
Auguste ) روش هاي مختلف، به نحوي خلاق سازماندهی کنیم. از دیدگاه اگوست پره
معماري هنر سازماندهی فضاست و این هنر از راه ساختمان بیان می شود. ، (Perret
نیز معماري را هنر ساختن و (Edvard Miller Upjokom) ادوارد میلر اپژوکوم
هدف کلی آن را محصور کردن فضا براي استفاده بشر تعریف می کند. به گفته لامونت
نیز معماري هنر محصور کردن فضا جهت استفاده بشر (Lamont Moore) مور
٣
است.
معمار کیست ؟
ویترویوس پدر معماري در قدیمی ترین کتاب معماري موجود ( ده کتاب معماري )
ویژگیهاي معمار را چنین بیان می کند :
معمار باید به علوم و معارف گوناگون آراسته باشد، چون با قوه تمییز او است که تمامی
آثار دیگر هنرها به محک در می آید. معرفت معمار فرزند علم و عمل است . عمل،
ممارست مداوم و منظم در کار است یعنی کاردستی با انواع مصالح ، طبق یک نقشه و
عمل ، قدرت بیان و نمایش چابک دستی معمار است طبق اصول تناسبات.
پس معمارانی که کسب مهارت دستی را مراد خویش قرار داده اند بی علم ، هیچ زمان
نتوانسته اند منزلتی را بیابند که سزاوار مرارتهایشان باشد، چون آنانکه فقط بر علم و
تتبع تکیه کرده اندکه بی گمان به دنبال صورت بوده اند و معنی.
لکن آنانکه معرفتی کامل از علم و عمل دارند ، همچون مردانی تا بن دندان مسلح ، بی
درنگ به مراد خود دست یافته اند و افتخار را نصیب خویش کرده اند.
در همه امور ، خاصه معماري ، دو چیز است : آنچه معین است و آنچه به چیزي معنی
می بخشد. انچه معین است ، موضوعی است که از آن سخن می گوییم و آنچه معنی
می بخشد ، اثباتی است طبق اصول علمی.
  • بازدید : 39 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

انسان با ساختن خانه از محيط بي انهاي پيرامون خود در يك نقطه گرد مي آيد و از پراكندگي و گريز از طبيعت به تمركز و حضور روي مي آورد و بدين گونه به طبيعتي كه بدون حضور انسان رها شده و پراكنده و فاقد معني است معني مي دهد و با بنا كردن خانه به اين تمركز و تجمع هويت مي بخشد و به ايجاد درون و برون دست مي زند. درون و بروني كه قبل از حضور انسان و سكني گزيدنش بروي زمين وجود داشته اند و با پديد آوردن خانه دروني را مي سازد كه بدون حضور انساني كه در آن ساكن مي شود و سكني مي گزيند تحقق نمي يابد
روند پژوهش(تحقيقات)
در اين پروژه يك مجموعه مسكوني به گونه اي كه بيشترين امكانات را در طول زمان در يك مكان فراهم آورده مورد نظر بوده است. در روش طراحي خطوط اصلي سايت، بررسي نقاط مهم سايت و محورهاي تاثيرگذار و ويژگي اصلي يك مبناي مسكوني و باورهاي يك فرد از يك مبناي مسكوني در دستور كار طراحي قرار گرفته است.
با توجه به اينكه مجموعه مورد استفاده اقشار مختلف قرار ميبايستي نيازها و تمايلات آنها پاسخ داده شود در اين راستا با توزيع فرمهاي نظرسنجي در بين افراد و بررسي نظرات آنها مباني كلي كار مشخص هستند توجه به فضاي سبز باز، حركتها و چرخشها. مسيرهاي حد پياده ديد و منظر مناسب و نحوه دسترسي به مجموعه از نكات مهمي بودند كه در طراحي مدنظر قرار گرفته. ابزار مورد استفاده در طراحي، كتابهاي موجود و مقالات و نشريات سازمانها و ادارات است كه توجه به استانداردهاي موجود حداقل هاي مورد نياز و ابعاد فضاها پيش بيني شده است.
اهميت موضوع:
در ميان فضاهاي معماري، مسكن اولين نيازي بود كه در ذهن انسان جاي گرفت. توجه انسان اوليه به مسكن تنها به دليل رفع نياز به سرپناه و ايجاد فضاي امن بوده است ولي به تدريج كسب آسايش بيشتر از نظر فيزيكي و رواني در راستاي پيشرفت انسان در طول تاريخ به عنوان اولويتهاي بعدي مطرح شدند بدين ترتيب مي توان گفت مسكن با اهميت ترين فضاي معماري در ميان فضاهاي مختلف هم از نظر پيشينه تاريخي و هم از نظر مدت حضور در آن براي بشر بوده است.
خانه ها در كنار هم هسته اوليه شهرها را تشكيل مي دهند و ديگر عناصر شهري به عنوان فضاي هدماتي وابسته به آن مطرح مي شوند.
بنابراين مسكن در معناي فضاي زندگي بايد به تمام ابعاد فيزيكي و رواني انسان پاسخ دهد چرا كه الگوهاي رفتاري اعضاي جامعه از روحيه حاكم بر فضاي زندگيشان نشات 
مي گيرند.
آنچه موجب شاخص شدن يك فضاي معمار از مي شود توجه به همين تعريف موضوع است كه خانه را از طراحي براساس روشهاي ساخت و استانداردها خارج كرده و مفاهيم جديدتر و عميق تري را ارائه مي دهد. به طوري كه مفهوم مسكن در هر زمان و مكان، با توجه به نياز و روحيات مخاطبان خود تغيير و تحول يافته است.
مفهوم سكونت:
سكونت را مي توان بيانگر تعيين موقعيت و احراز هويت دانست. بيانگر برقراري پيوندي پر معنا بين انسان و محيطي موزون كه اين پيوند از تلاش براي هويت يافتن معيني به مكاني احساس تعلق داشتن ناشي مي شود بدين ترتيب انسان زماني به خود وقوف مي يابد كه مسكن گزيند و در نتيجه هستي خود را در جهان تثبيت كرده باشد. بنابراين سكني گزيدن هدف و مقصود ساختن را نشان مي دهد.
ساختن تنها وسيله اي براي سكونت كردن به معناي پناه گرفتن نيست بلكه به نحوه ي خودي پيش از همه چيز سكونت كردن است. رابطه انسان با مكان و به تبع آن با فضا ويژگي هاي سكني گزيدن است هنگاميكه به ارتباط مكان و فضا و انسان مي انديشيم فوري بر ماهيت چيزهايي كه مكان هستند و ما آنها را ساختمان مي نمايم پرتو مي افكند.
مكان انسان را مي پذيرد و به آن استقرار مي بخشد. مكان به دو معني براي انسان مكان 
مي سازد. پذيرفتن و استقرار بخشيدن كه اين دو به يكديگر وابسته اند. مكان به عنوان يك فضا سازي دوگانه يك سرپناه به شمار مي رود و براي انسان يك مسكن و جايگاه سكني گزيدن است.
اين مكان هاي زندگي است كه انسانها را پناه مي دهد و مسكن شمرده مي شود اگر چه به طور مسلم خانه هاي مسكوني در معناي محدود آن نباشند، ايجاد چنين مكانهايي ساختن است و ساختن چون چيزها را به عنوان اماكن توليد مي كند به ماهيت فضاها و منشا سرقت فضا نزديكتر است تا به هندسه و رياضيات بناهاي اصيل به سكني گزيدن شكل مي دهند و سكني گزيدن براي حضور بناها مكان ايجاد مي كند و ساختن فراهم آوردن زمينه سكني گزيدن است و اين است ماهيت ساختن ما فقط آنگاه مي توانيم باشيم كه سكني گزينيم و براي سكني گزيدن هم ساختن و فكر كردن هر يك به گونه اي خاص خود اجتناب ناپذير به نظر مي رسند.
از روزگاران كهن تاكنون مسكن مكاني بوده كه با تامين آن انسان به«بودن» دست يافته است و در اين بودن هستي و زندگي را تجربه كرده است و چون هستي در حال شدن است نحوه نگرش به هستي نوع بودن و شكل سكونت را رقم مي زند و از پذيرش خبري هستي به نيستي تا به اين باور كه از هستي به نيستي، آني از شدن است و هستي جاوداني است. شكل هاي متفاوتي از مسكن را تجربه كرده ايم بنابراين انسان با سكونت به بودن دست يافته و سكونت چگونگي بودن را معني كرده است.
انسان جهان ماقبل صنعتي به لحاظ دگرگوني هاي اندك آن جهان در طول ساليان دراز شدني آرام را تجربه مي كرد و در اين آرامش بر آن بود كه سكونت خويشتن را براي بودني جاوداني شكل بخشد.
خشتهايش را محكم بر هم مي نهاد و سنگهايش را استوار بر هم قرار مي داد. در جهان ايستايي او همه چيز لايتغير مي نمود و مسكن نيز چنين مكاني بود براي هستي يافتن چندين نسل، نسلهايي كه كماكان بر سنت پدران خويش مي رفتند. دگرگوني حادث شده از انقلاب صنعتي نه تنها چارچوب كهن زيست و توليد را بر هم زد بلكه جهاني را سبب گرديد كه شدن در آن بس شتابان است.
نيروهاي گسلنده اين انقلاب و خيزشها و موجهاي پياپي آن نوعي ديگر از بودن را طلب مي كند و به تبع آن شكلي ديگر از سكونت را. انسان اين جهان نوعي ديگر از چادر نشيني را تجربه مي كند بي آنكه سازمان اجتماعي آنرا شكل بخشيده باشد.
اگر در روزگار چادرنشيني، نخستين امكان انتخاب مكان را مي داشت اين مكان اكنون از او سلب شده و همانگونه كه مفهوم«بودن» در نحوه سكونت چادرنشيني سخت مي شود امروز نيز اين مفهوم ناتوان جلوه مي كند الزامات شيوه زيست و توليد صنعتي حكم به آن تعيين كننده شكلي از سكونت مي گردد كه دست يابي به بودن در آن اگر نه هيچ كه معناي بس كمرنگي مي يابد و هستي يافتن به هيچ مي رسد ولي از آن جا كه بودن يكي از نيازهاي اوليه انسان است تلاش براي يافتن مكاني كه اين امر در آن تحقق يابد يكي از خواستهاي انسان معاصر مي گردد. از حركتهايي كه به نوعي آرام صورت مي پذيرد و 
مي توان به اين دست يافت كه انسان معاصر نيز برآن است كه با سكونت گرفتن در مكاني شايسته بودن خويش را تجربه كند. در سنت ديني حضور انسان بر روي زمين سكني گزيدن و آرامش يافتن كه در بهشت نخستين به انسان هديه شده بود با شب، همسر، زمين آبي كه در دسترس باشد و ابراي كه چند گاهي سايه بيندازد قرين شده كه مظهر و جامع همه آنها خانه ها شده است.
اشتياق، سكونت، معماري:
«مسكن» محل سكونت فضاي زندگي خصوصي و در زبان محاوره و روزمره خانه است معنايي حساس اين اصطلاح با«خانه شخصي» متفاوت است كه براساس اراده و تمايلات صاحب آن شكل گرفته است. مسكن بحث گسترده تري است كه با اقتصاد، سياست و فناوري ارتباطي مستقيم دارد. در طراحي مسكن عوامل زيادي دخيل هستند كه راه را بر خلاقيت و احساسات مي بندند.
صرفه جويي در مصرف انرژي، مقررات زلزله، ساختمان شهرسازي، آتش سوزي، بهداشت استاندارد توليد انبوه شبكه بهينه سازي و تاسيسات، ابعاد مشخص فضاء، سطوح پنجره ها، شكل پلكان و راهروها و صدها مسئله ديگر معماران را به سوي اتخاذ راه حلهاي از پيش تعيين شده سوق مي دهند.
راه حلهايي كه از واكنش خارج از اراده مجموعه عوامل مستقل تعيين كننده پروژه بوجود مي آيند و مستقل از اميال طراحان، بهره برداران، سازندگان و سفارش دهندگان كار تحقق مي يابد به جز در مواردي خاص كه اراده قوي اقتصادي با مديريتي پشتوانه كار طراحي باشد عموما همين بند از بند گسيخته جايگزين طراح و تعيين كننده انتخابهاي فرمال پروژه است.
در شرايط فعلي عامل سوداگري ساختماني نيز كه ارزشها را فداي قيمت و سود آسان 
مي كند فعال است و در تقابل مخرب با معيارهاي فني و اقتصادي ملغمه اي بوجود 
مي آورد كه فقط از ناچاري محل سكونت ناميده مي شود.
اين مسكني نيست كه انسان با ميل و رغبت در آن زندگي كند و به آن باز گردد. اين گونه مسكن كاذب، خريده و اشغال مي شود ولي هرگز به لحاظ حسي و عاطفي تصرف 
نمي شود و انسان هويت خود را در آن باز نمي يابد. كودكان در نقاشيهاي خود با سعي فراوان خانه هايي تصوير مي كنند كه از غريزه طبيعي آن ها ناشي شده است و درك آنها را از مفهوم سكونت، مركز، مبدا و مرجع زندگي نشان مي دهد.
بيشتر اين تصاوير خانه اي نيست كه كودكان در آن زندگي مي كنند بيشتر خانه ها تبلور تمايلات نامرئي و غير قابل توصيف بزرگسالان نيستند.
طرح مسكن را مي توان ناشي از تمايلات شخصي معمار يا سازنده بنا نيز دانست و اراده جمع نيز، كه فرضا در ضوابط و معيارهاي ساختماني تبلور بيابند و به طور غيرمستقيم در طرح مسكن تاثير بگذارند از آن چنان مسيرهاي پيچ در پيچ اداري عبور مي كنند در نهايت نقش موثر و دلخواهي را در شكل گيري مسكن ايفا نمي كند. اگر يك لحظه عادت چشم را فراموش كنيم و به اطراف خود نگاه كنيم در خواهيم يافت كه در اين عرصه بي كران ساختمانهاي زشت يكسان و در عين حال متفاوت چيزي وجود ندارد كه ما را به خود جلب كند.
يكي از مسائل بسيار اساسي كه اغلب در برنامه ريزي هاي مسكن از قلم مي افتد ميل طبيعي انسان به سكونت به عنوان يك عامل تعيين كننده در انتخابهاي معمارانه و رابطه مستقيم با ميل غريزي ساختن و اشتياق به كار معماري است. سكونت يك نياز ديرينه است همچنان كه زنده ماندن، غذا خوردن و زندگي اجتماعي اين گونه هستند انسان به طور غريزي كارهاي غروري زندگي خود را تحت فرمان اشتياق انجام مي دهد حتي نيازهاي فرهنگي نظير آموختن خواندن، نوشتن، نقاشي و بازديد موزه، گوش كردن به موسيقي يا نواختن ساز نيز با محركه اشتياق صورت مي گيرد در يك زندگي سالم و طبيعي حتي فعاليت كاري، آشپزي، پياده روي و رانندگي نيز با ميل و علاقه انجام مي شود.
در پس هر اشتياق همواره يك ضرورت يا يك نياز وجود دارد.
خانه مكاني است كه در آن بخش مهمي از فعاليتهاي ضروري انسان كه با اشتياق سر و كار دارند اتفاق مي افتد توجه به ميل زيستن در فضاي معماري و تجربه جلوه هاي جذاب آن از ياد رفته است. در دوره شكوفايي معماري هم معماران و هم مردم در اين اشتياق مهم بودند و خصوصا سفارش دهندگان ساختمان پا به پاي معلمان در ماجراي طراحي شركت مي كردند.
امروز اشتياق معماران به طراحي و اشتياق  بهره برداران به سكونت سركوب شده است. نتيجه معماري نيم بعدي كه بيشتر اوقات هم طراح و هم مردم از آن راضي نيستند. البته اشتياق و ارضاي آن دو مسئله جداگانه هستند و همچنان كه ويتروبوگرگوئي 
مي گويد:«فقط فرآيند طراحي است كه اين دو را به هم پيوند مي دهد.»
اشتياق به بيان اشتياق از طريق معماري بسيار اهميت دارد. وقتي نيازهاي اوليه مانند نياز به داشتن سرپناه تامين شوند دامنه اشتياق گسترش مي يابد و به دامنه هنر كشيده مي شود. جامعه امروزي به سوي تامين وسايل و امكانات و پيشرفت فني اشياي زندگي پيش از حد نياز حركت مي كند. ساعتي كه بر مچ مي بندد بيش از حد نياز دقيق است اتومبيلي كه سوار مي شويم مي تواند سريعتر از حد نياز حركت كند و تلفن همراهي كه مي خريم بيش از حوصله ي ما امكانات و گزينه هاي فني دارد. خانه ي خود را از وسايلي پر 
كرده ايم كه ۳۰ سال پيش از اين حتي در تصور نمي گنجد.
در چنين جامعه اي به گفته دمارني جامعه شناس ايتاليايي زيبايي شناسي مهم ترين عامل تعيين كننده رفاه است. امروز ساعت مچي خود را نه براي دقت بلكه به دليل طرح ويژه آن مي خريم و اين كار را از روي اشتياق و نه صرفا از روي ضرورت انجام مي دهيم.
اگر چه جامعه ما و بسياري از جوامع بشري به حدي از رفاه نرسيده اند كه همه انتخابهاي آن از توجه به زيبايي تاثير بپذيرد. هنگام ساختن يك ساختمان هر چند اقتصادي، توجه به غريزه طبيعي انسان در اشتياق به سكونت و محل زيست اصلي است كه نبايد فداي كم توجهي و جلوتر از آن سوداگري ساختماني شود.
مسلم اينكه كيفيت خاسته بسيار مهمي است كه در كار معماري از بحث اشتياق تفكيك ناپذير است مخاطب معماري فقط كاري را مي پذيرد كه نخست طراح از آن راضي باشد اشتياق امري غريزي است ولي شكل تبلور آن را فرهنگ تعيين مي كند و در معماري طراحان وظيفه پيشبرد مفاهيم فرهنگي و زيبايي شناسي را بر عهده دارند.
طراح با عمل طراحي، در مقابل فرهنگ در مقياس محلي يا جهاني واكنش نشان مي دهد. اين واكنش مي تواند در جهت پذيرش و برجسته كردن ارزشهاي زيبايي شناسي نهفته در شرايط موجود باشد. به عنوان كردن مفاهيم جديد منحصر شود يا گزينه اي در تضاد با متن ساختماني و فرهنگي موجود ارائه كند.
در هر صورت اشتياق عامل تعيين كننده اي در انتخابهاي معمارانه است.
دانيل ليبسكنبد در كار خود به سه عامل مهم اشتياق، روش دايره اشاره مي كند. به نظر او بين اين سه موضوع فاصله اي وجود دارد كه هرگز طي نمي شود. زيرا هر يك از قضا متفاوتي نتيجه مي شوند.
اشتياق به آرزوي شخصي طراح در تبلور بخشيدن به يك تصور، رساندن يك پيام، از خود به جاي گذاشتن اثري بر صفحه يا به انجام رساندن تجربه اي جديد مربوط مي شود.
ايده، جهشي شهودي است كه مستقل از اراده و حتي ميل طراح به وقوع مي پيوندد و روش يك فن است كه از طريق آموزش و تجربه حاصل مي شود.
به طور كلي لزومي ندارد همواره فاصله بين اين سه عامل طي شود و كار معماري به وحدتي مطلق برسد چنين وحدتي هرگز وجود ندارد و حتي مهم ترين شاهكارهاي تناقض هايي آشكار دارند كه از چندگانگي عوامل موثر بر طراحي و اجرا نشات 
مي گيرند.
عوامل وحدت دهنده اشتياق، ايده و روش را به هم مربوط مي كنند دو عامل مهم به شرح زير هستند:
الف: اثر به مشابه موجودي مستقل كه گويي ميلي دروني به دگرگوني در آن وجود دارد.
ميكل آنژ معتقد است مجسمه سازي خلق يك اثر جديد نيست بلكه آزاد كردن فرمي است كه درون سنگ اسير است. او با ديدن يك تخته سنگ مي توانست تصور كند چه شكلي مي تواند از درون حجم نامنظم سنگ بيرون آيد و به بهترين وجه با موضوع كار و فرم سنگ هماهنگ شود.
نويسنده پيش از اين كه نوشته را آغاز كند ايده اي در سر دارد پس از شروع كار، خود متن نويسنده را هدايت مي كند. هر اثر معماري سزاوار اين نام، مشخصات و شرايطي دارد كه ايده ها و شوق اوليه را در جهت مشخصي راهنمايي مي كنند.
ب: توجه به اشتياق مخاطب معماري.
هنر زماني به ضرورت تبديل مي شود كه در مخاطب خود اشتياقي برانگيزد. معماري نبايد از موقعيت ممتاز خود نسبت به ديگر هنرها در ارتباط با ضرورت عملي خود سوء استفاده كند.
يك گالري هنري را كه اگر دوست نداشته باشيد معني نمي بينيد ولي معماري اينگونه نيست از خيابان چه زشت و چه زيبا اجبارا عبور مي كنيم. توجه به نيروهاي دروني هر اثر و در نظر گرفتن آنچه مي تواند مخاطب معماري را به شوق آورد مي توانند تضادها و كثرت داده هاي يك پروژه را در جهتي مشخص هدايت كنند.
در اين جا سعي شد اشتياق كه ظاهرا از جنس موضوعات معماري نيست به بحث گذاشته شود و نقش تعيين كننده اي آن در طراحي و ايجاد معماري مورد اكيد قرار گيرد.
  • بازدید : 121 views
  • بدون نظر

قیمت : ۹۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۰۰    کد محصول : ۱۶۲۸۲    حجم فایل : ۹۱ کیلوبایت   
دانلود پروژه پایان نامه word مهندسی معماری مهندسی عمران معماری شهری طراحی فضای شهری

 طراحی فضای شهری 

مهندسی معماری – مهندسی عمران – معماری شهری

مقدمه

در زندگي شهري امروز ، به ندرت مي توان كسي را يافت كه به طريقي با مبلمان شهري سروكار نداشته باشد ،سرپناه ايستگاه اتوبوس ، باجه بليت فروشي ، نيمكت پارك يا تابلوي راهنمايي و رانندگي ، فرقي نمي كند در هر حال با يك يا چند گروه از آنها ارتباط داريم . مبلمان شهري بخش زيادي از فعاليت در شهر را سامان مي دهد و باعث بالا رفتن كيفيت استفاده شهروندان از خيابان ، ميدان ، پارك و عرصه هاي ديگر شهري مي شود .

عمده ترين ويژگي مبلمان شهري ، كاربرد عام آن است . اين گروه از محصولات بيش از هر چيز ديگر با توده مردم ارتباط مستقيم دارد و بدين لحاظ موضوع طراحي ، ساخت و نصب آنها به مطالعات عميق و دقيقي نياز پيدا مي كند .

به عنوان مثال در شهري مانند تهران با ۶۱۵ كيلومتر مربع مساحت و نزديك به ۱۰ ميليون نفر جمعيت ، اين بررسي هاي اجتماعي و فرهنگي هستندكه مسير طراحي تا نصب را مشخص مي كنند . همچنين تاثيرات اقليمي ، مقدار و شدت يناز ، كميت و كيفيت خدمات ، تعمير و نگهداري نيز بسيار حائز اهميت است .

متاسفانه علي رغم اهميت موضوع ياد شده كمتر شاهد طراحي ، ساخت ونصب مبلمان شهري كارامد هستيم .

طراحي مبلمان شهري يك موضوع ميان رشته اي است موضوعي كه فصل مشتركي است از رشته ها و گرايشهاي مختف ، موضوعي چند سويه كه درتخصص هاي مختلف مي توان حقي بر آن قائل شد . گروه بسياري ، مسئول آن هستند و درمواردي نيز همين چند مسئوليتي ، عامل ركود آن شده است . دامنه آن چنان گسترده است كه به سختي مي توان قيم دلسوزي برايش يافت . طراحي و برنامه ريزي شهري ، طراحي صنعتي ، معماري ، معماري فضاي سبز ، معماري داخلي ، طراحي گرافيك ، مهندسي عمران ، مجسمه سازي ، نقاشي و مهندسي تاسيسات و ترافيك ، تعدادي از تخصص هايي هستند كه درگيري و ارتباط بيشتري با طراحان مبلمان شهري در مجموعه شهر و خيابان دارند .

به طور ساده و خلاصه وظيفه هدايت ، كنترل ، امنيت ، ارتباط ، راحتي ، تبليغات ، تزئين و تفريح در سطح شهر و خيابان بر عهده مبلمان شهري تنظيم چنين فعاليت هايي در سطح شهر از توانايي يك تخصص و چند متخصص خارج است . اين تنوع ساختاري ، اساس شكل گيري تسهيلات و امكاناتي در سطح شهر با عنوان « مبلمان شهري » است .

يكي از درگيرترين رشته ها با موضوع طراحي مبلمان شهري ، طراحي صنعتي است ، طراحي توليداتي كارخانه اي كه به روش انبوه و با فرايندهاي صنعتي ايجاد مي شوند و در ارتباط مستقيم با راحتي استفاده كننده و اصول زيبايي شناسي هستند . اين تعريف ،طيف وسيعي از محصولات سيماي خيابان را كه چنان ويژگيهايي دارند ، در بر مي گيرند . درادامه از اين تعريف چنين استنباط مي شود كه دسته اي از عناصر شهري كه توليد ماشيني و انبوه ندارند از موادو مصالح غير صنعتي ساخته مي شوند ، طراحي دائم و ثابت دارند مثل جوي و جدول با انسان ارتباط مستقيم ندارند و استتيك صنعتي برخوردار نيستند از حيطه وظايف طراحي صنعتي خارج هستند.

بديهي است كه مبلمان شهري دامنه گسترده اي از محصولات را نيز شامل گردد . با بررسي منابع مختلف دراين رابطه فهرست متنوعي نيز از انواع تجهيزات و وسايل شهري بدست مي آيد .

چراغ و پايه روشنايي ، نيمكت ، صندلي و گلدان ، علائم ، تابلو ، نمادها ، انواع كيوسك ، جايگاه دوچرخه ، درو ودروازه ، ورودي ، نرده ، حصار ، آبخوري ، ساعت خياباني ، تنديس ، كفپوش ، سنگفرش ، كف سازي ، آسفالت ، دهانه فاضلاب خياباني ، پله ، شيبراهه ، تيرك ، ديواره ، آبشار تزييني ، آبنما ، حوض شهري ، استخر ميداني ، گياهان ، درخت ، آبراهه ، آبسرد كن ، ايستگاه هواشناسي ، باغچه ، پاركومتر ، رگولاتورگاز شهري ، زباله دان ، شيرفشار آب ، ستون اعلانات ، سكو ، شير آتش نشاني ، صندوق صدقات ، فانوس ، فواره ، وسايل ايمني ترافيك  ، وسايل بازي پارك ، جايگاه پليس ، جدول ، جوي ، جعبه تقسيم تلفن ، خط كشي ، چشم گربه اي ، دكل برق ، درپوشهاي مختلف خياباني ، صندوق پست ، پلاك خيابان ، پل عابر پياده ، پل روي جوي ، ترانسفورماتور ، تلفن همگاني ، تير چراغ برق ، سرپناه ايستگاه اتوبوس ، دستگاههاي خودكار عرضه خوراكي ، پله برقي ، شبكه پاي درخت ، محافظ تنه درخت ، سازه ،سايبان ، سيم ها و كابل هاي هوايي ، نقشه شهر و محله ، كليه تجهيزات معلولان ، فضاي سبز ، پرچم ، پلاكارد ، تثبيت كننده شيبها ، تجهيزات ورود و خروج توقفگاه ، مسدود كننده راه ، توالت خياباني ، تجهيزات ورزشي خياباني و نورافكن .

به مجموعه فوق مي توان انواع دسترسي هاي شهري ، فضاي سبز ، وسايل امنيت و ايمني و محوطه سازي را نيز اضافه كرد . به تعبير ديگر اين تجهيزات اصولا شامل : عناصري است كه درمعرض ديد عموم قرار دارند و در المانهاي اصلي شهر به كار گرفته مي شوند . 

  • بازدید : 143 views
  • بدون نظر

قیمت : ۲۰۰۰۰ ريال    تعداد صفحات : ۱۲    کد محصول : ۱۷۳۰۶    حجم فایل : ۶۱۸ کیلوبایت   
دانلود مقاله مهندسی معماری بررسی و تحلیل نقش سینما در انتقاد از شهرسازی مدرن

مقاله مهندسی معماری بررسی و تحلیل نقش سینما در انتقاد از شهرسازی مدرن

این مقاله حاصل پژوهشی در چگونگی نقش سینما در انتقاد از شهرسازی مدرن است.در این تحقیق با روش تحلیلی و توصیفی با تکیه بر روشهای نشانه شناسی لایه ای و تحلیل سه گانه اروین پائوفسکی در تمامی لایه های همنشین مفاهیم بازشکافت شده اند.

اما سینما همچون اکثر هنرها منتقد شهرسازی مدرن بوده و عناصر مشخصه فضای معماری و شهرسازی رد تجلی معنا ومفاهیم انتقادی نقش بسزایی داشته اند.


عتیقه زیرخاکی گنج