• بازدید : 46 views
  • بدون نظر
دانلود رایگان تحقیق رشد جمعيت- اقتصاد شهر و نهايتاً تعداد جمعيت دانش آموزي شهر يزد -خرید اینترنتی تحقیق رشد جمعيت- اقتصاد شهر و نهايتاً تعداد جمعيت دانش آموزي شهر يزد -دانلود رایگان مقاله رشد جمعيت- اقتصاد شهر و نهايتاً تعداد جمعيت دانش آموزي شهر يزد -تحقیق رشد جمعيت- اقتصاد شهر و نهايتاً تعداد جمعيت دانش آموزي شهر يزد 
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

مطالب اين مبحث بدين لحاظ داراي اهميت است كه در پي آن مطالب مربوط به رشد جمعيت- اقتصاد شهر و نهايتاً تعداد جمعيت دانش آموزي شهر يزد بعنوان بخشي از كل جمعيت مطرح خواهد شد.
براساس آمار و ارقام منتشره از طرف سازمان برنامه و بودجه استان يزد از سال ۱۳۵۵ تا سال ۱۳۶۲ جمعيت يزد داراي رشد سريع بوده است كه عواملي از قبيل توالد و مهاجرت در آن نقش مستقيم دارد.
براي مثال،تعداد متولدين سال ۱۳۶۱ شهرستان يزد برابر ۱۰۴۳۲ نفر بوده است كه اگر تنها متولدين همين سال را در نظر بگيريم،اين گروه با اندكي كاهش در حال حاضر (سال ۱۳۷۶) بعنوان يك بخش كوچك از نسل جوان و نوجوان جامعه شهري مطرح مي باشند.جداول آماري كه در صفحات بعد ارائه شده برآورد ووضعيت گروهاي سني را تا سال ۱۳۷۵ در شهر يزد را مشخص نمود.
آمار ارائه شده نشان مي دهد كه شهر يزد بر خلاف برخي از شهرستانهاي تابعه آن،داراي رشد جمعيتي مثبت بوده و اين بيانگر آن است كه در دهة ۷۰ به بعد اين شهر داراي جامعه اي جوان خواهد بود.
آمتر و ارقامي كه در اين قسمت ارائه مي گردد بر اساس سرشماري بدست آمده و با توجه به آماري كه قبلاً حالت برآوردي داشت به واقعيت نزديكتر است .به جهت آنكه گروه هاي سني جوانان و نوجوانان،مورد نظر ما برنامه ريزي ،براي طراحي مناسب مي باشند ما در اين قسمت تنها به بيان آمار كلي پرداخته و در ادامه بحث به بررسي وضعيت آماري جوانان و نوجوانان خواهيم پرداخت.
وضعيت اقتصادي يزد 
 توجه به برنامه هاي پيش بيني شده از سوي دولت جمهوري اسلامي ايران،استان يزد بعنوان يكي از قطبهاي اقتصادي كشور در نظر گرفته شده است و بر روي بخش صنعت در اين منطقه تا حدود زيادي برنامه ريزي گرديده است .با نگاهي گذرا به گذشته نه چندان دور يزد، از دهه پنجاه و قبل از آن اين استان عليرغم داشتن پتانسيل مناسب، يكي از استانهاي تقريباً محروم  كشور به حساب مي آمده و مردم اين خطه جهت تأمين معاش به كارگاههاي كوچك خانگي يا محله اي روي مي آورده و برخي به حرفه كشاورزي و تعداد اندكي نيز به كسب تجارت پرداخته اند كه دسته دوم (كشاورزان) تعداد آن ها به مراتب از گروه اول و سوم بيشتر بوده است.
به غير از گروه كشاورزان كه در روستاها و حومه شهر و حتي در برخي محله ها ساكن بودند اكثر مردم به مشاغلي از قبيل شّعْر بافي (پارچه بافي)،ترمه بافي،قالي بافي،و برخي از مشاغل مي پرداخته اند.
در دهة ۵۰ و نيز پس از پيروزي انقلاب اسلامي در برنامه هاي اقتصادي دولت تصميم بر اين گرفته شد كه يزد بعنوان قطب صنعتي كشور مطرح و بدليل كمي آب و كمبود نزولات آسماني و نيز به لحاظ به صرفه نبودن،بخش كشاورزي به حداقل برسد.
از ديگر عوملي كه در شكل گيري اقتصاد يزد نقش مؤثري را ايفا نموده است،معدني مي باشد كه در نقاط مختلف استان پراكنده هستند.
وجود اقتصادي نسبتاً مطلوب و ذخائر زير زميني موجود در يزد باعث گرديده كه اين استان يكي از ممتازترين استانها از نظر ميزان درصد بيكاري باشد.بطوريكه بر اساس آمار اعلام شده در سال ۱۳۵۵ از تعداد ۹۷۸۶۸ نفر بالاي جمعيت بالاي ۱۰استان ۳۹۴۰۰ نفر فعال اقتصادي (توليد كننده) بوده اند بعبارتي درصد فعالان اقتصادي استان يزد در سال ۱۳۵۵ برابر ۳/۴۰ در صد و نيز در همين سال ۷/۵۹ درصد غير فعال (غير توليد كننده) بوده اند.گروهي كه از آنها بعنوان غير فعال اقتصادي نام برده مي شود عبارتند از :زنان خانه دار-دانش آموزان-بازنشستگان و…
تعداد افرادي كه در همين سال(۱۳۵۵) بدون كار و يا بدون درآمد بوده و بناچار ما آن ها را جزء غير فعال اقتصادي محسوب نموده ايم برابر ۱۲۶۹۱ نفر بوده است همجنين آمار گيري انجام شده در سال ۱۳۷۰ نشان مي دهد كه از تعداد ۴۸۲۴۴۵ نفر جمعيت ده سال به بالاي استان تعداد ۲۰۶۲۳۶ نفر شاغل و نيز فعال اقتصادي بوده اند كه از اين تعداد ۴۸۹۹۳ نفر دانش آموز،تعداد ۱۲۹۰۴۰نفر خانه دار و تعداد ۴۱۳ نفر بيكار بوده اند ملاحظه مي شود كه سياستهاي اقتصادي دولت مبني بر صنعتي كردن اين نقطه از كشور باغث گرديده كه از تعداد ۱۲۶۹۱ نفر بيكار كه در سال ۱۳۵۵ ما به ۴۱۳ نفر بيكار در سال ۱۳۷۰ برسيم،البته لازم به ذكر است كه از اين تعداد جمعيت بيكار (۴۱۳نفر) حدود ۳ درصد از آن ها داراي تحصيلات عاليه بوده اند.
آمار و جمعيت شاغلان به تحصيل در استان يزد
اگر بر اين باور باشيم كه سطح فرهنگ هر جامعه با تعداد افراد با سواد آن رابطه مستقيم دارد پس بايد بپذيريم كه استان يزد يكي از مناطقي است كه در سطح كشور داراي فرهنگي غني مي باشد، گذشته تاريخي اين شهر نشان دهنده آن است كه از دل كويري آن انسانهايي برخاسته اند كه روحي دريايي داشته اند. جاي دارد در اين قسمت از بزرگان اين خطه چون: آيت ا… حائري يزدي كه از پيشكسوتان تأسيس مدارسس علمي و نيز بنيانگذار مدرسه فيضه قم بودند، آيت ا.. محقق داماد، شادروان وحشي بافقي، روانشاد فرخي يزدي، مرحوم ملاعبدا.. بهابادي (مدرس يزدي)، مرحوم خواجه رشيد الدين ميبدي و ده ها بزرگ ديگر كه چون ستارگان درخشان، كه نه تنها در آسمان شفاف كوير كه در پهنه ايران درخشيده اند ياد كرده باشيم.
…. آمار و اطلاعات موجود نشان مي دهد كه تا دهة ۱۳۶۰ گروه جويندگان دانش در سطح استان يزد شامل دانش آموزان و نيز گروه اندكي از دانشجويان مركز تربيت معلم بودند كه در دو مقطع كارشناسي و كارداني به تحصيل اشتغال داشته اند اما از دهة ۱۳۶۰ و به خصوص اواخر آن چهره استان به سبب تأسيس مراكز آموزش عالي دگرگون گرديد و استان يزد علاوه بر حالت صنعتي، بعنوان يكي از مراكز جذب گروه جوانان جهت تحصيل در دانشكده هاي مختلف تأسيس شده در آن مطرح گرديد مهاجرت جوانات شهرهاي دور و نزديك كشور علاوه برآن كه تا حدودي فرهنگ اين شهر را تحت تأثير قرار داده امكانات فرهنگي و تفريحي مناسبي را طلب مي نمايد  كه شهر يزد در حال حاضر (سال ۱۳۷۶) تقريباً فاقد آن است. 
بر اساس اطلاعات اعلام شده از طرف مراكز آموزش عالي از كل دانشجوياني كه بصورت تمام وقت در مراكز دانشگاهي استان به تحصيل اشتغال دارند بين ۴۹ تا ۴۱/۵۳ درصد آنها را دانشجويان غير بومي تشكيل مي دهند كه اين رقم در برخي از دانشكده ها نيز تا ۲/۶۷ درصد نيز مي رسد. مراكز آموزش عالي كه در حال حاضر (۱۳۷۶) در استان يزد فعال مي باشند عبارتند از: ۱- دانشگاه يزد، ۲- دانشكدة پزشكي، ۳- دانشكده علوم پزشكي، ۴- دانشگاه آزاد، ۵- دانشگاه پيام نور، ۶- اموزشكده فني دختران و پسران، ۷- دانشكده كاربردي مسكن و شهر سازي.
  • بازدید : 36 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۷صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

            جمعيت ايران طي چند دهه گذشته، رشد شتاباني داشته است، به طوري كه در طول كمتر از دو دهه به طور باور نكردني جمعيت ايران بيش از دو برابر شد. انفجار جمعيت در ايران همراه با مسائلي همچون افزايش سريع شهرها، افزايش فقر، مشكل مسكن و مهاجرت بي رويه روستاييان به شهرها بوده است.
            يكي از پيامدهاي اصلي رشد جمعيت، مهاجرت روستاييان به شهرها و سكونت در حاشيه شهرها در نهايت حاشيه نشيني و زاغه نشيني است و راه اصلي مقابله با رشد بي رويه جمعيت اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده مي باشد.
هدف اصلي اين مقاله بررسي رابطه بين حاشيه نشين و تنظيم خانواده است و از آنجا كه بعد از سرشماري سال ۱۳۶۵ و مشاهده رشد ۹/۳ درصد جمعيت توسط مسئولين، برنامه هاي تنظيم خانواده به اجرا درآمد ولي اين مساله در روستاها و مناطق حاشيه نشين كــه تفكر سنتي در مورد باروري داشتند (هنوز هــم در بعضــي مـناطق مشاهده مي شود) به سختي قابل پذيرش بود. بنابراين هنوز شاهد باروري بالا در ميان حاشيه نشينان هستيم كه دلايل اصلي اين پديده را مي توان در موارد زير حستجو كرد:
 ترجيح جنسي: معمولاً فرزند پسر براي خانواده بيشتر قابل قبول است كه اين مساله مي تواند بر تعداد فرزندان خانواده ها بيفزايد.
            احترام اجتماعي: معمولاً در مناطق حاشيه نشين مردان از احترام بيشتري برخوردارند ولي زماني كه زني حامله باشد به خاطر فرزندي كه مي خواهد به دنيا بياورد به او احترام مي گذارند، بنابراين زنان از اين مساله به خاطر احترامي كه برايشان در پي دارد استقبالمي كنند.
            تأمين اجتماعي در دوران سالخوردگي نيز يكي ديگر از عوامل اصلي افزايش رشد جمعيت و عدم اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده در بين خانواده هاي حاشيه نشين به خاطر مسائل اقتصادي مي باشد.
            مرگ و مير فرزندان و پايين بودن سطح بهداشت باروري نيز از ديگر دلايل عدم استفاده از روش هاي تنظيم خانواده در بين حاشيه نشينان مي باشد.
            از ديگر دلايل مي توان به رابطه بين تحصيلات و باروري اشاره كرد كه معمولاً با بالا رفتن تحصيلات، تعداد فرزندان كاهش مي يابد، ميزان تحصيلات زنان حاشيه نشين معمولاً در سطح پايين مي باشد، همچنين عدم دسترسي به مراكز بهداشتي نيز مي تواند از ديگر دلايل استفاده اندك از روش هاي جلوگيري از بارداري در ميان حاشيه نشينان باشد.
            در مجموع، عوامل فوق الذكر باعث مي شود اجراي برنامه هاي تنظيم خانواده در حاشيه نشينان با استقبال كمي روبرو شود و در نتيجه باروري در سطح بالا قرار گيرد.
 واژگان كليدي  
     انفجار جمعيت، افزايش شهرها، مشكل مسكن، مهاجرت روستائيان، مرگ و مير فرزندان
مقدمه
جمعيت ايران در طي هشت دهه اخير افزايش يافته، كه در نتيجه آن مسائل و مشكلاتي از قبيل رشد سريع جمعيت شهري، افزايش فقر در شهرها، دسترسي ناكافي به مسكن و خدمات اصلي شهري، شكاف عظيم ميان طبقات اجتماعي، بيگانگي شهروندان از هم توأم با انبوه مهاجرت از مناطق روستايي به مناطق شهري و سكونت در حاشيه شهرها باعث گسترش و تشديد بي رويه شهرنشيني و نهايتا ايجاد زاغه و مسكن غيرقانوني و نارسايي امكانات اصلي شهري در شهرها شده است.
طبق مندرجات نشريه جنبه هاي جمعيتي توسعه اجتماعي سازمان ملل متحد » Population aspects of social development«ايران طي سه دهه ۶۰، ۵۰، ۴۰ ميلادي بدليل نرخ رشد ۳ درصدي سالانه نيازمند حدود ۶ در هزار جمعيت، ساخت و ساز مسكن بوده است در حاليكه طي مدت مذكور در حدود نصف اين تعداد (۳/۳ در هزار تا ۶/۳ در هزار) ساخته شده است بدين ترتيب تفاوت بارز بين عرضه و تقاضاي واحدهاي مسكوني موجب بروز مجموعه هاي نامتناسب در حاشيه شهرها گرديد كه حلبي آبادهاو حصيرآبادها نتيجه اين عدم توازن در توليد واحدهاي مسكوني بوده است.
مهاجرت از مناطق روستايي به مناطق شهري در ايران تقريبا به صورت مهاجرت درجه اي (مهاجرت از روستا به شهرهاي كوچك يا متوسط و حومه شهرهاي بزرگ و سپس به مراكز شهري بزرگتر) بوده است.
بدين طريق كه مهاجرين روستايي در اثر عوامل دافعه مناطق روستائي و جاذبه مناطق شهري به شهرها و سپس شهرهاي بزرگتر و قطب هاي صنعتي و اقتصادي مهاجرت مي نمايند. در نتيجه شهرنشيني به سرعت گسترش مي يابد.
نتايج سرشماري هاي انجام يافته در ايران نشان مي دهد كه در سال ۱۳۳۵ جمعيت شهري ۴/۳۱ درصد، در سال ۱۳۴۵ به ميزان ۷/۳۸ درصد، در سال ۱۳۵۵ به ميزان ۴۷ درصد، در سال ۱۳۶۵ به ميزان ۳/۵۴ درصد و در سال ۱۳۷۵ به ميزان ۶۵/۶۱ درصد بوده است. نتايج سرشماري هاي فوق نشانگر آن است كه در طي ۴۰ سال اخير نسبت جمعيت شهري ايران در مقايسه با سال ۱۳۳۵ به طور كلي وارونه شده است.
با توجه به هم ارز نبودن حدود تاثير عوامل گوناگون در افزايش جمعيت و گسترش شهرنشيني  مشاهدات علمي حاكي است كه در مناطق شهري به ويژه در شهرهاي بزرگ حاشيه نشينان نقش بسزايي در افزايش جمعيت و مسائل و مشكلات شهري دارند. به عنوان مثال خانم هما آقا در تحقيقي تحت عنوان بررسي باروري در ايران،[۲] و رابطه آن با شاخص هاي جمعيتي، اقتصادي و اجتماعي نتيجه گرفت كه مهاجرت روستاييان به شهرها باعث شده كه مناطق شهري ايران نيز از ميزان نسبتاً بالاي باروري برخوردار باشد. به عبارتي ديگر بالا بودن باروري در شهرها پيش از آنكه به خانواده هاي شهري مربوط شود در ارتباط با مهاجرين روستايي است. از طرفي ديگر مهاجرين روستايي به دليل پايين بودن درآمد در شهرها و گراني قيمت زمين حاشيه نشيني را در شهرها گسترش مي دهند. لذا در مقاله سعي شده كه به برخي مسائل و مشكلات تنظيم خانواده در مناطق حاشيه نشين با تاكيد بر برخي متغيرهاي اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي پرداخته شود.
تعريف مفاهيم
حاشيه نشين: شامل تمام كساني است كه در محدوده فضايي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي شهر حضور و سكونت دارند ولي نحوه اسكان ومعيشت آنها از جامعه شهري كاملاً متمايز است و در نتيجه با جامعه  شهري هماهنگ نشده اند.
تنظيم خانواده: عبارت از روشهايي است كه به افراد يا زوجها كمك مي كند تا از طريق بكارگيري آنها از حاملگي هاي ناخواسته جلوگيري كنند و فرزندان را در زمان دلخواه بدنيا آورند و فاصله بين حاملگي را تنظيم كنند و تعداد فرزندان خود را به دلخواه تعيين نمايند.
باروري طبيعي: عبارت از تعداد فرزنداني است كه زنان در طول دوران بارداريشان به طور بالقوه بتوانند بدنيا بياورند.
 ترجيح جنسي
 تولد پسر در ايران، بويژه در مناطق روستايي، به دليل تأثير و تأثر خانواده از فرهنگ سنتي، نسبــــت به فرزند دختر مرجح است. نتايج طرح زاد و ولد اجرا شد ه توسط سازمان ثبت احوال كشور نشان داد كه تمايل به داشتن فرزند بيشتر در بين مادراني كه تمام فرزندانشان دختر بوده ۹۲ درصد بوده است در حاليكه اين نسبت در بين مادران داراي فرزند پسر به هفتاد درصد پاسخگويان ذيربط تقليل يافته است. جالب توجه است اگر اضافه كنيم كه طبق نتايج همين بررسي تمايل به داشتن فرزند بيشتر در بين مادراني كه داراي ۴ فرزند پسر   بوده اند به ۹/۲۲ درصد آنها بالغ شده است در حاليكه در بين مادران داراي ۴ فرزند دختر اين رقم ۳/۴۹ درصد بالغ شده است و نشان ميدهد كه حدود نصف اين گروه از زنان به اميد داشتن فرزند پسر عليرغم داشتن ۴ فرزند باز هم مايل به بچه دار شدن و حاملگي بوده اند. اين بررسي نشان داد كه در عمق گرايش خانواده ها تحسين و رضايت از تولد فرزند پسر وجود دارد.
با افزايش شهرنشيني شدت اين امر هر چند كاهش يافته ولي هنوز هم تفاوت هايي قانوني، عملي و نظائر اين ها چون ارث، ديه، گواهي، شهادت و هويت فرزند پسر از مزاياي بيشتري برخوردار است.
اين تفاوت هاي اجتماعي به تقويت مباني ترجيح جنسيت در انتخاب فرزند كمك مي كند. بديهي است درمواردي كه والدين داراي فرزند دختر باشند تمايل به افزايش حاملگي وجود خواهد داشت همچنين هنگاميكه افزايش تعداد فرزندان پسر موجب مباهات است اين پديده تقويت مي شود.
 احترام اجتماعي
 همچنانكه گفته شد عليرغم تلاش ها و مساعي قابل توجهي كه براي حقوق زن و ارتقاء آن به سطح مرد در كشور صورت گرفته است، هنوز هم عدم تعادل بين زن و مرد وجود دارد. اما در مناطق حاشيه نشين به دليل تاثيرپذيري اكثر خانواده ها از مرد سالاري، زنان در هنگام بارداري بطور سنتي از نوعي احترام اجتماعي اطرافيان برخوردار مي باشند آيا اين وضعيت خود مشوق افزايش حاملگي است؟

عتیقه زیرخاکی گنج