• بازدید : 28 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۵صفحه قابل ویرایبش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

كلمه جمهوری ، شكل حكومت پيشنهاد شده را مشخص ميكند و كلمه اسلامی‏ محتوای آنرا. مسئله جمهوری مربوط است به شكل حكومت كه‏ مستلزم نوعی دمكراسی است يعنی اينكه مردم حق دارند سرنوشت خود را خودشان در دست بگيرند قطع نظر از اينكه مرد يا زن سفيد يا سياه ، دارای اين عقيده يا آن عقيده باشند در اينجا فقط شرط بلوغ سنی و رشد عقلی‏ معتبر است ، و نه چيز ديگر بعلاوه اين حكومت ، حكومتی موقت است يعنی‏ هر چند سال يكبار بايد تجديد شود و اين ملازم با اين نيست كه مردم خود را از گرايش‏ به يك مكتب و يك ايدئولوژی و از التزام و تعهد به يك مكتب معاف‏ بشمارند .
كلمه اسلامی پيشنهاد ميكند كه اين حكومت با اصول و مقررات اسلامی اداره شود ، و در مدار اصول اسلامی حركت كند چون ميدانيم كه اسلام بعنوان يك دين در عين‏ حال يك مكتب و يك ايدئولوژی است ، طرحی است برای زندگی بشر در همه‏ ابعاد و شئون آن . در نتیجه جمهوری اسلامی يعنی حكومتی كه شكل آن ، انتخاب رئيس حكومت از سوی عامه مردم است برای مدت موقت و محتوای آن‏ هم اسلامی است .
برای اكثريت قاطع ملت ايران ، ايمان و اعتقاد راسخ به اصول اسلام‏
داشتن و بی چون و چرا دانستن آن اصول ، نه گناه است و نه عيب آنچه كه‏ ميتواند گناه و عيب باشد ، اينست كه اين اكثريت مسلمان ، به اقليت‏ بی‏اعتقاد ، اجازه چون و چرا ندهد
الف : پاسخ ایشان در زمینه انقلاب مشروطیت : ” 
ملت ايران كه در انقلاب مشروطيتحق حاكميت ملی را كسب كرد ،هرگز آنرا منافی با قبول اسلام بعنوان يك‏ مكتب و يك قانون اصلی و اساسی كه قوانين مملكت بايد با رعايت موازين‏ آن تدوين و تنظيم گردد ، ندانست و لهذا در متن قانون اساسی ضرورت‏ انطباق با قانون اسلام آمده است و در آنجا صريحا گفته ميشود كه هيچ‏ قانونی كه بر ضد قوانين اسلام باشد ، قانونيت ندارد و يا ضرورت حضور پنج‏ فقيه طراز اول برای نظارت بر قوانين ، كه در متمم قانون اساسی مندرج‏ است ، برای تامين همين نكته است . 
بنابراين اسلامی بودن اين جمهوری بهيچ وجه با حاكميت ملی – كه بدوره‏ مشروطيت اشاره كرديد – و يا بطور كلی با دمكراسی منافات نداردو هيچگاه‏ اصول دمكراسی ايجاب نميكند كه بر يك جامعه ايدئولوژی و مكتبی حاكم‏ نباشد . 
منشا اشتباه آنان كه اسلامی بودن جمهوری را منافی با روح دمكراسی ميدانند ناشی از اينست كه دمكراسی مورد قبول آنان هنوز همان‏ دمكراسی قرن هيجدهم است كه در آن حقوقانسان در مسائل مربوط به معيشت و خوراك و مسكن و پوشاك ، و آزادی در انتخاب راه معيشت مادی خلاصه ميشود اما اينكه مكتب و عقيده و وابستگی‏ بيك ايمان هم جزو حقوق انسانی است و اينكه اوج انسانيت در وارستگی از غريزه و از تبعيت از محيطهای طبيعی و اجتماعی ، و در وابستگی به عقيده و ايمان و آرمان است بكلی بفراموشی سپرده شده است .
ب : پاسخ ایشان به زیر پا گذاشتن حق حاکمیت که متعلق به عموم افراد ملت است : 
مبارزه ملت ايران ، تنها يك قيام عليه استيلای سياسی و 
استعمار اقتصادی نبود ، قيام عليه فرهنگ ها و ايدئولوژيهای غربی و دنباله روی از غرب بود ميدانيم كه هويت فرهنگی يك ملت ، آن فرهنگی است كه در جانش ريشه‏ دوانيده است و هويت ملی اين مردم اسلام است هيچكس نميخواهد اسلامی بودن جمهوری را بر مردم تحميل كند اين‏ تقاضای خود مردم استجمهوری اسلامی يعنی يك‏ نفی و يك اثبات اما نفی ، نفی رژيم حاكم ۲۵۰۰ ساله و اثبات ، محتوای‏ اسلامی و توحيدی آنست .
ب : پاسخ ایشان د رمورد ولایت فقیه :
ولايت فقيه‏ به اين معنی نيست كه فقيه خود در رأس دولت قرار بگيرد و عملا حكومت‏ كند نقش فقيه در يك كشور اسلامی نقش يك‏ ايدئولوك است نه نقش يك حاكم وظيفه ايدئولوك اينست كه بر اجرای‏ درست و صحيح ايدئولوژی نظارت داشته باشد ، 
صلاحيت مجری قانون و كسی‏ را كه ميخواهد رئيس دولت بشود و كارها را در كادر ايدئولوژی اسلام با انجام برساند ، مورد نظارت و بررسی قرار ميدهد 
.ولايت فقيه ، يك ولايت ايدئولوژيكی است و اساسا فقيه را خود مردم انتخاب ميكنند و اين امر عين دمكراسی استدر حقيقت ، حق شرعی و ولايت شرعی ، يعنی مهر ايدئولوژی مردم ، و حق عرفی ، همان حق حاكميت ملی مردم است كه آنها بايد فرد مورد تائيد رهبر را انتخاب كنند و باو رأی اعتماد بدهند .
د: پاسخ ایشان د رمورد حکومت طبقه روحانی : 
امروز هر بچه دبستانی اينقدر می‏داند كه جمهوری اسلامی يعنی جامعه اسلامی‏ ، با رژيم جمهوری و ميداند كه جامعه اسلامی يعنی جامعه توحيدی و جامعه‏ توحيدی يعنی جامعه ای بر اساس جهان بينی توحيدی ، كه بر طبق آن ، جهان‏ ماهيت از اوئی و به سوی اوئی دارد و اين جهان بينی دارای يك ايدئولوژی‏ توحيدی است كه از آن به توحيد عملی تعبير می‏شود ، يعنی رسيدن انسان به‏ يگانگی اخلاقی و يگانگی اجتماعی ، كه هر دوی اينها در آيه كريمه معروفی كه‏ رسول اكرم ( ص ) در صدر نامه هايش به شخصيتهای جهان آنرا ثبت ميكرد ، مندرج است : قل يا اهل الكتاب تعالوا الی كلمة سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله » آيه ۶۳ – آل عمران ) جمله ” « تعالوا الی كلمه سواء بيننا و بينكم »” توحيد نظری و جمله‏ “الا نعبد الا الله »” توحيد عملی فردی و جمله ” « و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا »” توحيد عملی اجتماعی را كه مساوی است با آزادی‏ و دمكراسی در اصيلترين شكلش ، نشان ميدهد . قيد اسلام ، با توجه به ذات و محتوای آن هرگز جمهوری اسلامی را طبقاتی نمی‏كند

سوال دوم : 
ميدانيم كه اوضاع زمانه دائما در تحول و دگرگونی است بر اين اساس‏ حكومت . جمهوری اسلامی ، چگونه می‏خواهد جوابگوی مسائل پيچيده و دائما در حال تحول اقتصادی ، اجتماعی ، سياسی و باشد آيا الگوی جمهوری اسلامی در اين مورد همان ضوابط و مقرراتی است كه ۱۴۰۰ سال پيش عرضه شده است ؟ آيا اين قوانين كه قاعدتا تا زمان ما كهنه شده اند قادر به رويارويی با اين مسائل هستند ؟
استاد مطهری :
سؤال اساسی‏ اينست : آيا انسانيت انسان ، ارزشهای انسانی ، كمال انسانی ، واقعيتهای‏ متغير و متبدلی هستند ؟ يعنی همانطور كه لوازم زندگی و مظاهر تمدن روز به‏ روز فرق ميكنند آيا معيارهای انسانيت هم روز به روز فرق ميكنند ؟ لازمه حركت داشتن‏ ستاره اين نيست كه مدار ستاره هم قطعا و ضرورتا و لزوما تغيير بكند .
انسان بحكم اينكه خط سير تكاملش ثابت است ، نه خودش ، يك سلسله‏ معيارها دارد كه بمنزله نشانه های راهند چون ستارگان که چون دایما در حرکتند ولی مدار چرخش ثابتی دارند و لازمه حركت داشتن‏ ستاره اين نيست كه مدار ستاره هم قطعا و ضرورتا و لزوما تغيير بكند . اين نشانه ها و اين معيارها ، هميشه نشانه و معيار هستند و دليل و ضرورتی ندارد كه تغيير بكنند .
نظريه‏ صحيح همين است كه انسان با حفظ نوعيتش در مسير تكاملی گام بر ميدارد 
يعنی از روزی كه انسان در روی زمين پديدار شده است ، نوعيت او از آن‏ جهت كه انسان است تغيير نكرده و او به نوع ديگری تبديل نشده است . گويی در قانون خلقت ، تكامل از مرحله جسم و اندام و ارگانيزم بدنی‏ به مرحله روانی و روحی و اجتماعی تغيير موضع داده است . از آنجا كه نوعيت انسان تغيير نميكند ، بناچار يك سلسله اصول ثابت‏ كه مربوط به انسان و كمال اوست ، خط سير انسانيت را مشخص می‏سازد و بر زندگی او حاكم است ، و از آنجا كه انسان در چنين مسيری حركت ميكند و در آن ، منازل مختلف را می‏پيمايد – بواسطه اختلاف منازل ، احكام مربوط به‏ هر منزل با منازل ديگر متفاوت خواهد بود همين امر او را ناگزير می‏سازد كه در هر منزل بشيوه ای خاص – متفاوت با ديگر منازل – زندگی كند . قوانين اسلام آنگونه كه در متن تشريعات دين منظور گرديده منزلی وضع‏ نشده بلكه مسيری وضع شده است ، اما در عين حال برای منازل هم فكر شده و اقدمات و تمهيدات لازم برای آنها در نظر گرفته شده است اسلام برای‏ نيازهای ثابت ، قوانين ثابت ، و برای نيازهای متغير ، وضع متغيری در نظر گرفته است . 
و ایشان به منظور روشن سازی بحث دو مثال ذکر کرده اند : یکی در مورد ایه : « و اعدوا لهم ما استطعتم من قوش و من رباط الخيل ترهبون به عدو الله و عدوكم ” : ای مؤمنان ، در مقام مبارزه با آنان خود را مهيا كنيد و هر چه‏ ميتوانيد ابزار جنگی برای ترساندن دشمنان خدا و خودتان فراهم كنيد . سوره انفال – آيه ۶۰ که در واقع بیانگر اصل اجتماعی است . اسلام در رابطه جامعه اسلامی با جامعه های ديگر به قدرتمند شدن و قدرتمند 
بودن و تهيه لوازم دفاع از خود ، در حدی كه دشمن هرگز خيال حمله را هم‏ نكند ، توصيه كرده است . (خط سیر ثابت) و د رمنزلی که در زمان رسول اکرم بوده لزوم فراگیری اسب دوانی و تیر اندازی به منظور مهارت یافتن در امور جنگی توصیه شده بود که در دوره ما می تواند این لزوم به ورت دیگر اجرا گردد .

عتیقه زیرخاکی گنج