• بازدید : 32 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت یر تهیه شده وشامل موارد زیر است:

دعا يعني صدا زدن و مدد ساختن در حل مشكلات از خالق خود.
دعا كردن يكي از بهترين اعمالي است كه هم خداوند كريم در قرآن و هم پيامبر اكرم (ص) و امامان معصوم (ع) سفارش بسيار نموده اند. 
آيات قرآن راجع به دعا كردن 
۱ـ (اعراف آيه ي ۸۰): براي خدا نامهاي نيك است پس او را به وسيله آن ها بخوانيد و دعا كنيد. 
۲ـ (غافر آيه ي ۶۰):  مرا بخوانيد و درخواست كنيد تا پاسخ دهم.
۳ـ (انعام آيه ي ۵۳):  اي پيامبر نبايد آنان را كه هر صبحگاه و شبانگاه خدا را مي خوانند از پيش خود براني. 
۴ـ (فرقان آيه ي ۷۷):   اي رسول من بگو اگر به سوي خدا متوجه نشويد و دعا نكنيد پروردگارم به شما اعتنا نخواهد كرد. 
سخنان ائمه ي معصومين راجع به دعا» 
 رسول اكرم (ص): دعا حربه ي مومن است براي رفع دشمنان و عمود دين است كه به آن دين مومن برپا است و نور آسمان و زمين است. (بحار النوار جلد ۹۳ص ۲۸۸)
امام صادق (ع): دعا همان عبادتي است كه خداوند درباره اش فرموده همان كساني كه از عبادت و پرستش من تكبر كنند به زودي با ذلت و خواري وارد جهنم خواهند گشت پس فرمود دعا كن، خدا را بخوان و مگو كارها بر حسب تقدير الهي انجام خواهد شد. (وسائل الشيعه)
پيامبر اكرم (ص):  ناتوان ترين مردم كسي است كه از دعا كردن ناتوان باشد. (مشكاه الانوار)
امام رضا (ع): دعا از نيزه كارگرتر است و دعا بر مي گرداند قضا را هر چند از آسمان نازل شده باشد و محكم شده باشد و دعا كليد همه ي رحمت ها است. 
امام صادق عليه السلام: خداوند عزو جل خوشش نمي آيد كه بندگانش از همديگر خواهش و درخواست كنند و همين مطب را درباره ي خودش دوست دارد چون خداوند عز و جل خوشش نمي آيد كه از او سوال و درخواست كنند و نعمتهاي خداوندي را از روي بخواهند. (ص ۱۱۰۹، ح ۲، ب ۲۰)
امام محمد باقر عليه السلام: هيچ چيزي نزد خدا برتر از سوال و درخواست آن چه كه در نزد اوست 
نمي باشد. 
رسول اكرم (ص): كسي كه به دعا توفيق يابد، بدبختي ندارد و وقتي خدا توفيق خود را براي دعا فراهم نمود علامت آن است كه درهاي رحمت را بروي او گشوده است. (وسائل الشيعه)
امام صادق (ع): هنگامي كه بنده ي مومن دعا كند خداوند عز و جل به فرشتگان گويد با اين كه دعاي اين بنده مستجاب است در عين حال حاجتش را ديرتر برآوريد چون من دوست دارم آوازش را بشنوم. 
امام رضا (ع): به اصحاب خود فرمود بر شما باد به سلاح انبياء گفتند: سلاح انبياء چيست؟ فرمود: دعا.
امام موسي كاظم (ع): فرمود كه از براي هر مرض دوا و دعائيست. هرگاه خداي تعالي به خاطر بيمار رساند كه دعا كند به تحقيق اذن داده است در شفاي او. 

«فوايد:»
فوايد دعا از سخنان ائمه معصومين (ع) 
امام صادق (ع): همانا بنده ي مؤمني درباره ي حاجتي خداي خود را خوانده و دعا مي كند. در آن حال خداوند عز و جل به فرشتگان گويد: حاجت او را ديرتر برآوريد چون مشتاق شنيدن صداي او هستم و در روز قيامت خدا عز و جل به آن بنده خواهد گفت: بنده ي من دعا كردي و من برآوردن حاجت تو را مدتي به تأخير اندختم و ثواب ديرتر برآوردن حاجتت الان چنين و چنان خواهد و درباره ي فلان مطلب دعا كردي باز هم دعايت را دير مستجاب كردم و اكنون به عوض دير مستجاب شدن دعايت مزد و پاداش فراواني خواهم داد. امام صادق (ع) فرمود: همين كه مومن خوبي نتيجه را مي بيند آرزو مي كند كه اي كاش هيچ يك از دعاهايش در دنيا مستجاب نمي شد. (ب ۲۱، ح ۵، ص ۱۱۱۲)
پيامبر اكرم (ص) فرمود: هر مسلماني كه دعا كرده و خدا را بخواند البته در غير قطع رحم و گناه حتما يكي از اين سه نعمت به او داده خواهد شد: 
اول: خواسته اش را بزودي برآورد.
دوم: ذخيره ي آخرتش قرار دهد.
سوم: پيشامد ناگواري را از او دور كند. 
ياران گفتند اگر چنين است فراوان دعا كنيم. فرمود: فراوان دعا كنيد. 
امام صادق (ع): خداوند در روز قيامت دعاي مومنان را جزء كارهاي نيك آنان شمرده و به همين بهانه در بهشت جاي بهتري به آنان خواهد داد. 
علي (ع): دعا سپر مومن در مقابل بلاها است و اگر درب خانه اي را زياد بكوبي عاقبت به رويت باز شود. خداوند دوست دارد بندگانش از او درخواست كنند و به پاداش دعاي آنان در روز قيامت مانند عملهاي ديگرشان خواهد داد. (وسائل الشيعه)
امام صادق (ع): بر شما باد به دعا كردن چه اينكه هيچ وسيله اي مانند دعا شما را به مقامات قرب معنوي نزديك نمي كند. 
رسول اكرم (ص): دعا مغز روح عبادتها است. هيچ دعايي بي اثر نمي ماند و لااقل كفاره ي بعضي از گناهان واقع مي شود. (وسائل الشيعه)
«سخنان ائمه ي معصومين (ع) درباره ي چگونه دعا كردن» 
امام صادق (ع): اگر كسي از شما بخواهد داراي حالتي شود كه همه ي خواسته هايش را خداوند بر آورد بايد از همه ي مدرم نا اميد باشد و هيچ اميدي جز خداوند نداشته باشد پس اگر خداوند چنين حالتي را در قلب او بيابد چيزي از خدا نخواهد مگر اينكه برآورد. (وسائل الشيعه)
پيامبر اكرم (ص): شخصي به پيامبر (ص) عرض كرد دوست دارم دعايم مستجاب شود. حضرت فرمود: خوراك خود را پاك كن و سعي كن حرام وارد شكمت نشود. 
امام صادق (ع) فرمود: هنگام دعا قلب خود را متوجه خدا گردان و چنان گمان داشته باش كه خواسته ات در آستانه ي در حاضر و آماده است. 
پيامبر اكرم (ص): دعا كنيد در حالي كه يقين و اطمينان داشته باشيد كه دعاي شما مستجاب خواهد شد. 
امام صادق (ع): مردي از بني اسرائيل مدت سي و سه سال دعا مي كرد و از خداي خود فرزندي پسر مي خواست همين كه ديد دعايش مستجاب نمي شود. 
خطاب به خدا نموده گفت: خدايا مي دانم من از تو خيلي دورم كه صداي مرا نمي شنوي يا با اين كه نزديكي و مي شنوي در عين حال پاسخم نمي دهي، در اين هنگام كسي به خواب او آمده گفت سرّ مستجاب نشدن دعاي تو اين است كه بد زباني مي كني و در حال دعا قلبت آشفته و ناپاك است و نيت ناشايسته و ناجور است.  
اگر مي خواهي دعايت مستجاب شود اين هر سه عيب را از خود دور كن. يعني خوش زبان باش و قلبت را پاك و پاكيزه نموده قلباً از خدا بترس و بپرهيز  و نيتت را سالم نما (خوشبين و اميد وار به رحمت خدا باش).
پس از اين جريان آن مرد تصميم گرفت به سفارشها عمل كند. اتفاقاً در نتيجه ي عمل به آن دستورها خداوند پسري به او مرحمت نمود. 
پيامبر اكرم (ص): خداوند مستجاب نكند دعاي كسي را كه دلش پريشان است و نداند چه مي گويد. 
«چه وقتها براي دعا كردن مناسبتر است» 
امام صادق (ع): بر شما باد به دعا كردن بعد از نمازها چه اينكه دعايي مستجاب است. 
امام باقر (ع):  همين كه شب جمعه فرا رسد خداوند عز و جل مي فرمايد: آيا دعا كننده اي هست كه جوابش دهم. آيا در خواست كننده اي هست كه عطا كنم او را ؟
آيا استغفار كننده اي هست كه بيامرزم او را. آيا توبه كننده اي هست كه توبه اش را بپذيرم. 
پيامبر اكرم (ص): بهترين وقت دعا سحرگاهان است. 
امام صادق (ع): دعا پيش از طلوع و غروب آفتاب سنت و دستوري است واجب و مسلم همراه طلوع و غروب آفتاب. 
پيامبر اكرم (ص): به درستي كه در شب ساعتي است كه هر دعاي بنده مستجاب است و آن مابين نيمه شب تا ثلث (سوم) باقيمانده شب. گفتم: شب خاصي است از شبها يا هر شب است. فرمود: هر شب. 
امام صادق (ع): سه وقت است كه دعا در آن اوقات مستجاب است: 
۱ـ بعدا از نماز واجب
۲ـ هنگام آمدن باران 
۳ـ هنگام ظاهر شدن آيه و نشانه ي معجزه اي از طرف خدا براي بندگان خود. 
شرايط دعا كردن 
اول: اعتراف به گناهان 
دوم: شكر نعمتها 
سوم: صلوات بر محمد و آل محمد
چهارم: دعا كردن و حاجت خواستن
پنجم: صلوات بر محمد و آل محمد
اگر دعايتان مستجاب شده مواظب سه حالت باشيد 
اول: آن كه عجب نكني و نگويي من معلوم مي شود آدم خوبي هستم كه دعايم مستجاب شده زيرا عجب و خود پسندي باعث فساد عمل و غلبه ي شيطان است. 
دوم: شكر و حمد خدا نمايي كه تفضل كرد بر تو به اجابت دعاي تو، بلكه مستحب است دو ركعت نماز شكر به جاي آورد. 
سوم: همين كه دعاي تو مستجاب شد ترك دعا نكني و باز در خانه ي خدا بروي تا بيگانه نشوي و در وقت حاجت خواستن دوباره آشنا باشي.
«اگر دعايتان به اجابت نرسيد مواظب اين سه حالت باشيد.» 
اول: آن كه مأيوس نشوي از رحمت خدا، زيرا به اجابت نرسيدن دعا ممكن است به سبب گناهان تو باشد كه مانع اجابت است پس در صدد رفع آن به توبه و تعذيب نقش برآي. 
دوم: ترك دعا نكن. 
سوم: راضي باش به تقدير الهي تا همان رضاي تو باعث اجابت دعايت بشود. 
  • بازدید : 42 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده شوامل موارد زیر است:

شكر در لغت « تصور نعمت و آشكار كردن آن است» و در اصطلاح علم اخلاق آمده است، شكر عبارت است از: شناختن نعمت از منعم و شاد شدن به آن و صرف كردن آن در راهي كه منعم به آن راضي باشد.
از اين تعريف، معلوم مي‌گردد كه شكر، يكي از برترين اعمال و داراي فضيلت بسيار است و از سه عنصر علم، حال و عمل تشكيل مي‌شود كه علماي اخلاق آن را به حقيقت شكر تعبير كرده‌اند. علم عبارت از آن است كه بداني نعمت، استقلال ندارد و وابسته به نعمت دهنده است
عنصر حال يعني، وقتي كه انسان به منعم حقيقي معرفت پيدا كرد و دانست كه نعمت وابسته به اوست، ثمره‌اش اين است كه از اين نعمت، در دل شادي و سروري همراه با خضوع و تواضع ايجاد مي‌شود، و به اين جهت نعمت را هديه‌اي از سوي خدا و توجّهي از جانب او به خود مي‌داند. و امّا سومّين عنصر، عمل مي‌باشد و آن اقدام به چيزي است كه مقصود و محبوب منعم است، اين عمل ممكن است با قلب، زبان يا اعضاي ديگر انجام شود. 
قلب « شكرگزار » همواره به ياد نعمت و بخشش « نعمت گستر » و بزرگداشت و تعظيم خداوند است و در برابر بزرگي و توجّه خداوند اظهار كوچكي و نياز مي‌كند و با تفكّر در كارهاي بزرگ و مخلوقات گوناگون خداوند و اراده خير رساني به بندگانش، شگفتي خويش را ابراز مي‌دارد و خضوع و خشوع او افزون مي‌گردد.
بعد از اين كه نعمت بودن نعمت، يعني ماهيّت واقعي‌آن، بر شخص عاقل روشن شد، سرچشمه‌هاي شكر از قلب به زبانش جاري مي‌شود و با قلبش از منعم خود. راضي و سپاسگزاري مي گردد و اين رضايت و سپاس علاوه بر اين كه قلب انسان را سرشار از شكر منعم مي‌كند، در گفتار و رفتار او هم ظاهر مي‌شود. يعني فرد شكرگزار به تمجيد و ثناگويي و تسبيح و تحليل مي‌پردازد و در حدّ فكر و توان خود، او را مي‌ستايد، بنابراين شكر زباني به تنهايي، نعمتي از جانب خداوند است كه نياز به شكر دارد.
مرحلة مهمّي كه در موضوع شكر مورد غفلت واقع شده مرحلة عملي است. شكر عملي، شكر كامل است و از انسان، شاكر كامل مي‌سازد. شكر عملي ثمرة دو مرحلة شكر قلبي و زباني است. به عبارت ديگر، وقتي كه انسان به دل، نعمت بودن نعمت را فهميد و به زبان آن را اظهار كرد و شكر منعم را به جاي آورد، حق بر اين است كه در عمل نيز شكر خدا را ظاهر نمايد. بنابراين « شاكر حقيقي » بايد نعمتهاي الهيه را صرف رضا و مقصود منعم نمايد و همواره بايد آگاه باشد كه از نعمتهاي خدا در چه مسيري استفاده كند تا مرتكب كفران نعمتهاي الهي نگردد.
شكر به اعتبار نعمت دهنده به سه قسمت تقسيم مي‌شود :
اوّل شکر انسان از خداوند بوده كه به حكم عقل وظيف الزامي هر انساني است. و پايه آن بر اين است كه انسان، در بندگي اخلاص داشته باشد و همة نعمتها را از خداوند بداند، در هيچ شرايطي به خضوع در غير پيشگاه خدا راضي نشود و هيچ علاق قلبي براي داشتن نعمت از غير خداوند نداشته باشد و راضي به آنچه خداوند اعطا كرده، باشد. بنابراين بهترين نوع شكر از نعمات بيكران خدا، اطاعت و امتثال فرمانهاي اوست، و براي شكرگزاري قبل از هر چيز بايد شخص منعم را شناخت و اينجاست كه خط شكر به خط توحيد منتهي مي‌شود.
 
قسم دوم از اقسام شكر، شكر خدا از انسان نيكوكار است. خداوند به نوعي شكرگزار بندگان نيكوكار خويش مي‌باشد. به اين معني كه خداوند پاداش عمل صالح آدمي را به نيكي مي‌دهد، بنابراين چون عمل آدمي مورد لطف و شكر خداوند واقع مي‌شود آن عمل، مشكور خوانده مي‌شود. ديگر از اقسام شكر، شكر انسان از هم نوع مي‌باشد. كه خداوند متعال براي رساندن نعمتهاي بيكران خويش به دست بندگان، از مخلوقاتش به عنوان واسطه استفاده مي‌كند. يكي از شروط شاكربودن اين است كه تمام كساني را كه در راه رسيدن فيوضات الهي به ما كمك مي‌كنند را مورد سپاس خود قرار دهيم. چون هر نعمتي كه خدا در اختيار بنده خود قرار مي‌دهد و هر موهبتي كه به او مي‌بخشد، بوسيله اسباب و وسايط انجام مي‌گيرد، و بنابراين علاوه بر خداوند كه منعم اصلي و حقيقي است، از مخلوق نيز كه واسطه و سبب اين نعمت و موهبت شده، بايد شكرگزاري نمود. البته انسان، نبايد واسطه و مخلوق را به طور مستقل، منعم واقعي خود بداند، چون اين امر خود نوعي شرك مي‌باشد. 
 
ملک شكرگزاري داراي آثار بسيار مهمّ فردي و اجتماعي مي‌باشد.
آثار فردي آن شامل آثار دنيوي و اخروي است، و آثار دنيوي آن عبارتند از فراواني نعمت، كسب فضائل اخلاقي و دوري از زشتيها، دوام و ثبوت نعمت، ايمن بودن از انواع بلاها، و آثار اخروي شامل، كسب پاداش الهي و دوري از عذاب اخروي است.
اما آثار اجتماعي شكر اين است كه اگر همة افراد جامعه تمام نعمتهايي كه در دسترس دارند را ببينند و استفاده بهينه از‌ آنها بكنند، مي‌توانند با برنامه‌ريزي دقيق مسائل و مشكلات اجتماعي موجود را برطرف كنند. نكته مهمّي كه در اجتماع مؤثر است اين است كه نعمتها اظهار شود. افراد اجتماع بايد براي بهره‌گيري بهتر از نعمتها، خود را به اظهار نعمتها در جامعه عادت دهند. اگر بازگو كردن نعمتها به عنوان شكر وسپاس الهي و نه به عنوان افتخار برتري‌جويي انجام گيرد، علاوه بر اينكه انسان را در مقام عبوديّت پروردگار تكامل مي‌بخشد و اثرات مثبت اجتماعي دارد، در روح و جان انسان نيز اثر آرام‌بخشي مي‌گذارد.
 
بنابراين به نظر مي‌رسد كه اگر افراد اجتماع به تقويت روحية شكرگزاري در خويش بپردازند، به اين معنا كه در برابر خدمت ديگران از آنان سپاسگزاري نمايند، دلهاي افراد به يكديگر نزديك مي‌گردد و افراد تشويق به خدمت رساني به همنوعان خويش مي‌گردند.
از جمله آثار ديگر شكر آثار فرهنگي است. فردي كه از نعمتهاي خداوند كه در اختيارش است، استفاده مي‌نمايد، و شكر آنها را به جاي مي‌آورد، يعني توانسته تواضع و فروتني را در خود تقويت كند، و با اين خصوصيّت اخلاقي بالا در اجتماع حاضر مي‌شود، و نسبت به تمام كساني كه در اطرافش هستند و به نوبه‌اي او را در اداي امر زندگي كمك و ياري مي‌كنند، سپاسگزاري مي‌كند و با اين رفتار خوب خود، روابط اجتماعي سالم را در جامعه رشد مي‌دهد و فرهنگ جامعه را رو به ترقي و رشد مي‌برد و با تمام وجود باور دارد كه شكرگزاري از زحمات و خدمات مخلوق نيز، راهي براي تشكر و قدرداني از خداوند است. در نتيجه در برابر اعمال مردم هر چند كوچك باشد، از آنها تشكر و قدرداني مي‌كند. و با اين كار خود، روحيه خدمتگزاران در اجتماع را بالا مي‌برد. فردي كه خود را در قبال هر نوع نعمتي اعم از نعمتهاي مادي و معنوي مسئول دانسته و هم زمان، غناي طبع هم در او رشد كرده باشد، هيچ‌گونه توقّعي از ديگران ندارد و به هيچ وجه حاضر نمي‌شود كه بار مسئوليّت خود را به دوش ديگران بيندازد، بلكه فردي مسئوليت پذير و انجام وظيفه مي‌كند، كه اين عملكرد او عكس‌العمل متقابل را به همراه دارد، يعني ديگران نيز از او توقعي براي انجام كارهاي خود ندارد. با پيشرفت اين فرهنگ در بين خانواده‌ها و اجتماع، فعاليّتهاي روزمره انسانها سريعتر انجام مي‌شود و افراد به صورت فردي مسئوليّت پذير و وظيفه شناس، كم توقّع و خدمتگزار بار مي‌آورد، كه اين خود بهترين عامل براي ترقي و تكامل اجتماع مي‌باشد.
در مورد آثار اقتصادي بايد گفت، در اجتماعي كه افراد آن با اظهار نعمت و اظهار بي‌نيازي نسبت به چيزي شروع به حركت و تلاش مي‌كنند، بايد اثرات پيشرفت اقتصادي را در آن جامعه به روشني ديد و درك كرد اين روحيه شكرگزاري باعث بي‌نيازي اقتصادي جامعه مي‌شود، زيرا افراد آن جامعه با تلاش و كوشش و به خدمت گرفتن تمام نعمتهايي كه در اختيار دارند شبانه‌روز تلاش مي‌كنند، تا پله‌هاي ترقّي و استقلال مالي را طي كنند، در نتيجه از نظر اقتصادي نيز تأمين مي‌شوند و دست نياز به سوي كسي دراز نمي‌كنند و با صرفه‌جويي و قناعت باعث تمكن مالي هر چه بيشتر جامعه مي‌شوند، در اينصورت با قطع اميد از همه كشورها و همه بيگانگان و باور كردن نعمتهاي خود، دست به تلاش و تكاپو بزنند و از زير بار استعمار و استثمار بيگانگان خارج شوند

عتیقه زیرخاکی گنج