• بازدید : 44 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

ساواک در سال ۱۳۳۵ تشکیل شد. مقامات و ماموران آن عمدتاً از ماموران فرمانداری نظامی و رکن دو ارتش و شهربانی تأمین می شدند. سازمان سیا و سازمان موساد اسرائیل نیز از نظر انتقال تجربه و روش‌های مقابله با مخالفان و بازجوئی و دیگر عملیات پلیس سیاسی با ساواک همکاری داشتند

بنابر روایات مخالفین نظام سلطنتی، ساواک در سرکوبی عناصر ضد نظام سلطنتی فعالیت گسترده‌ای داشته است. این سازمان به عنوان عامل شکنجه و اعدام مخالفین به ویژه کمونیستهای ایران شناخته می‌شود.

سرانجام
با اوج گیری انقلاب شاه دستور انحلال ساواک را داد و رئیس پیشین ساواک تیمسار نصیری که در آن زمان سفیر ایران در پاکستان بود به ایران فراخوانده شد و به زندان افتاد.با پیروزی انقلاب، وی دادگاهی شد.در دادگاه که فیلم آن هم در دست است[نیاز به ذکر منبع] تیمسار نصیری درحالی که سخت شکنجه شده بود[نیاز به ذکر منبع] با حالی رنجور یه پرسش ها پاسخ داد[نیاز به ذکر منبع].
در نهایت دادگاه رای به اعدام وی داد. پرویز ثابتی معاون او نیز به کشور اسرائیل گریخت. در سالهای اولیه انقلاب بسیاری از افرادی که حتی پستهای غیرحساس و کلیدی (نظیر ماموران اداری کمی رده بالا) در سازمان داشتند نیز اعدام شدند.[نیاز به ذکر منبع] بسیاری از این افراد حتی به فکر فرار از کشور نبودند و دادگاه‌ها برایشان غیرمنتظره و غیر قابل پیش بینی بود.[نیاز به ذکر منبع] تصاویر برخی از اعدامها و اسامی آنها در روزنامه کیهان، عمدتاً در طول سال ۵۸، قابل مشاهده است.

ساواک در سال ۳۵ و با حمایت آمریکا به منظور تقویت موقعیت محمد رضا شاه و سرکوب مخالفان تأسیس شد و نیرو هایش توسط اسراییل تعلیم دیدند این نیرو که مرتکب شکنجه‌ها و جنایات بسیاری شده بود در اواخر حکومت شاه و برای آرام کردن مردم با رای مجلس شورای ملی منحل شد که نتیجه‌ای در بر نداشت پس از پیروزی انقلاب سران آن و در راس آن‌ها تیمسار نصیری که پیش از ریاست ساواک رییس شهربانی بود و به قصاب شاه معروف شده بود به همراه برخی از عوامل سرکوبگر و شکنجه گر آن اعدام و یا زندان شدند برخی دیگر همچون تیمسار فردوست که از نزدیکان شاه و سران ساواک بود پس از انقلاب تنها به انفصال از خدمت محکوم شدند اما با این حال در تشکیل وزارت اطلاعات و سازماندهی آن با جمهوری اسلامی همکاری کردند[



ساواک (سازمان اطلاعات و امنیت کشور) این سازمان از اواخر سال ۱۳۳۵ هـ .ش کار خود را آغاز کرد. قانون تشکیل ساواک در برگیرنده سه ماده اصلی بود. 

۱-ساواک بخشی از نخست وزیری بوده و رئیس آن را شاه منصوب می‌کرد. رئیس این سازمان عنوان معاون نخست وزیر را داشت. 

۲-وظایف ساواک جمع‌آوری و کسب اطلاعات لازم برای حفظ امنیت ملی، کشف جاسوسی و کسب اطلاعات دربارة افرادی که قوانین مربوط به اقدامات ضد سلطنت، مخالفت مسلحانه، جنایات نظامی و سوء قصد به جان شاه و ولیعهد را نقض کرده باشند. 

۳-مأموران ساواک برای داوری در مورد جنایاتی که در حوزه قضایی آنان قرار می‌گیرد و بر طبق سیستم دادگاههای نظامی که برای محاکمه متهمان به جنایات سیاسی بر پا شده، در حکم قضات نظامی هستند. وظیفة اصلی ساواک شناسایی و نابود کردن کلیه کسانی بود که به نحوی با دیکتاتوری شاه به مخالفت بر می‌خاستند. 

در شکل گیری ساواک آمریکا و اسرائیل نقش عمده‌ای داشتند. این سازمان به ویژه در دورة حاکمیت نصیری (دوره نخست وزیر هویدا) به یاری هزاران مأمور رسمی و انبوه خبرچینان و شیوه‌های متنوع شکنجه و سرکوب، کار کنترل تمامی محافل، سازمانها، نهادها، مراکز و افراد مظنون را برعهده داشت. 

بدین ترتیب، ساواک در تمام روزنامه‌ها حضور داشت و برای آنها سر مقاله می‌نوشت یا مطالب را دیکته می‌کرد. در ادارات همه زیر نظر بودند؛ در ضیافتها هر کس به فرد مجاور خود بدگمان می‌شد. در اتاقهای هتلها میکروفون کار گذاشته بودند؛ کتابها و حتی نامه‌هایی که از خارج می‌رسید کنترل می‌شد. نامه‌ها با بی‌دقتی بسیار باز و بعد با سنجاق دوخته می‌شد. 

ساواک گاه برای دستگیری یک گروه کوچک، برای آنکه فرد یا افراد مورد نظر نگریزند، دهها نفر را دستگیر می کرد. ایجاد کمیته مشترک ضد خرابکاری به کمک شهربانی در سال ۱۳۵۰ به ساواک حضور آشکار بیشتری بخشید. بدین ترتیب ساواک توانسته بود جز تعدادی از رهبران مذهبی و برخی از روشنفکران و تبعید شدگان به خارج، همه را بترساند. 

ساواک در راستای کنترل مخالفان در خارج از کشور پولهای هنگفتی برای رؤسای ساواک درخارج ارسال می‌کرد و به اشخاص داخلی یا سیاستمداران و نشریه‌های خارجی مبالغ بسیاری حق السکوت می‌داد. 

تیمور بختیار، پاکروان، نصیری و مقدم به ترتیب ریاست ساواک را بر عهده داشتند. بختیار در سال ۱۳۴۰ به دلیل احساس خطر شاه از وی برکنار شد و سپس به دست یکی از مأموران ساواک در عراق به قتل رسید. پس از وی پاکروان بدین مقام دست یافت؛ او به زودی در پی ترور ناموفق شاه در ۲۱ فروردین ۱۳۴۴ در کاخ مرمر از کار برکنار شد و نصیری که پیش تر مأمور برکناری مصدق و فرمانداری نظامی تهران در جریان قیام ۱۵ خرداد بود و از مهره‌های مطمئن شاه به شمار می‌آ‌مد، به ریاست ساواک رسید: نصیری در جریان انقلاب که شاه به قربانی نیاز داشت. قربانی شد و مقدم به جای او نشست. این سه تن با پیروزی انقلاب دستگیر و در دادگاههای انقلاب اسلامی محاکمه و به اعدام محکوم گردیدند. 

به طور کلی القای ترس مفرط به تنفر عمومی انجامید. هنگامیکه با تحولات انقلابی در سال ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ در این ترس تزلزل ایجاد شد و روحیة انقلابی پدید آمد، مأموران ساواک آماج حملات انقلابیون قرار گرفتند و افشای گستردة اعمال و شکنجه‌های روحی و جسمی ساواک بر طغیان‌های عمومی افزود.




سازمان اطلاعات و امنيت کشور (ساواک) يکي از نهادهاي امنيتي – اطلاعاتي در دوران سلطنت محمدرضاشاه پس از کودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و در واقع گسترده‌ترين و مهمترين آنها بود. قانون تشکيل ساواک در سال ۱۳۳۵ در مجلس سنا عليرغم مخالفت صريح بعضي از سناتورها و سپس در مجلس شوراي ملي به صورت کاملا فرمايشي به تصويب رسيد و ساواک فعاليت خود را رسما از اوايل سال ۱۳۳۶ آغاز کرد. انتخاب فرماندار نظامي تهران تيمور بختيار به رياست ساواک باعث ايجاد جو رعب و وحشت در بين اقشار مردم شد و ساواک را به پديده‌اي هولناک و وحشتناک در نزد مردم مبدل ساخت . وظيفه اصلي ساواک طبق ماده اول قانون تشکيل ساواک “حفظ امنيت کشور و جلوگيري از هر گونه توطئه که مضر به مصالح عمومي” بود. اما در واقع ساواک وظيفه تثبيت و تحکيم پايه‌هاي رژيم شاهنشاهي را برعهده داشت و در انجام اين وظيفه پا را از حيطهء وظايف قانوني خود نيز فراتر نهاده بود و به بهانه حفظ امنيت در هر جا که لازم مي‌ديد فعاليت مي‌کرد. ساواک از يک طرف به سرکوب مخالفين برخاسته و از طرف ديگر گروهها و سازمانهاي موافق رژيم و کارکنان و کارمندان دولت و نمايندگان مجالس سنا و شوراي ملي را نيز تحت نظارت و کنترل خود داشت .



داستان مخالفت ساواک با سردبير شدن صالحيار و ريش گرو گذاردن سناتور مسعودي نزد شاه
۲۱ تيرماه سال ۱۳۴۵ خورشيدي سناتور عباس مسعودي ناشر وقت روزنامه اطلاعات در جمع تني چند از دبيران ميزهاي اين روزنامه گفت كه بالاخره با تعهد شخصي و ريش گرو گذاشتن نزد شاه اجازه گرفته است غلام صالحيار سردبير روزنامه شود كه از يكي دو ماه قبل عملا اين سمت را بر عهده داشت ولي ساواك مخالفت مي كرد و مي گفت چون صالحيار در جواني كمونيست بوده، مانند كمونيستهاي ديگر اين عقيده را از دست نداده و تا ابديت كمونيست است! و استدلال مي کرد كه يك كمونيست اگر با هفتاد آب هم شستشو داده شود باز كمونيست است.
    سناتور مسعودي در يك ميهماني خصوصي دربار، در ملاقاتي اتفاقي از شاه خواست كه مانع مخالفت ساواك با اين انتصاب شود.
    به اظهار مسعودي، شاه پس از شنيدن در خواست سناتور مسعودي همان استدلال ساواك را مطرح ساخته و گفته بود که توده اي توده اي است.اين كمونيستها در هر شرايطي نيش خود را مي زنند، در لابلاي سطور روزنامه كار خودشان را مي كنند، اشعار « چه گوارا » را ترجمه و چاپ مي كنند اينها در لابلاي جملات نيش خود را مي زنند. اشعار «چه گوارا» را ترجمه مي كنند، در داخل اخبار حوادث بدبختي ها را منعكس مي سازند تا بگويند حرفهاي من در نطقهايم درست نيست و … و خبرهاي صفحات حوادث را طوري مي نويسند كه بدبختي مردم و دروغ بودن حرفهاي مرا ثابت كنند و ….
    مسعودي گفت كه سرانجام مسئوليت كارهاي صالحيار در آينده را برعهده گرفتم كه تعهدي شاق بود و ريش گرو گذاشتم تا طلسم بكشد و مسئله حل شود و اين مطالب را هم در جمع شما گفتم كه مواظب باشيد زير ذره بين هستيد و چار چشمي شمارا مي پايند.
    کجاست شاه” که ببيند روسها هم که ۷۴ سال در محيط سوسياليستي پرورش يافته بودند به محض برگشت خوردن ورق،همه چيز را دفعتا به فراموشي سپردند و پا گذاردن بر همه اصولي که به آنان تلقين شده بود به ثروت اندونزي ، به بهاي فقر ديگران پرداختند و ” يکشبه ” برخي از ايشان ميلياردر شدند و هرکس را که بگويد بالاي چشمشان ابروست ترور مي کنند و آخرين جنايت از اين دست؛ قتل «پال خلبنيكوف» روزنامه نگار آمريكايي روس تبار در مسكو در نهم ژوئيه ۲۰۰۴ بود كه كتابي درباره «بوريس برزوفسكي» ميلياردر فراري روس نوشته و سرگرم بررسي ثروت بادآورده ميليادر هاي ديگر روس معروف به «پولدارهاي يكشبه» بود. وي به دست آدمكشان حرفه اي و به اصطلاح سازمان يافته يعني كساني كه كارشان كشتن افراد در برابر دريافت « وجه » است نابود شد. 

عتیقه زیرخاکی گنج