• بازدید : 86 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۸صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

از زمانهاي بسيار دور بناي سدهاي خاكي به منظور كنترل و ذخيره آب معمول بوده است. اما به علت امكانات محدوده و عدم شناخت قوانين مكانيك خاك و هيدروليك، ارتفاع سدها و بندهاي خاكي از يك مقدار محدودي بيشتر نمي شده است، هرچند از نظر وسعت و طول سد چنين محدوديتي وجود نداشته است
علي رغم اين پيشرفت ها هنوز مشكل است كه بتوان راه حل هاي رياضي محكمي براي مسايل طراحي سدهاي خاكي پيشنهاد نمود، و در نتيجه بسياري از اجزاء سدها هنوز بر مبناي تجزيه و ذوق و ذكاوت مهندسين طرح و اجراءٍ مي گردند، به عبارت ديگر طرح تيپ دقيق و كامل وجود ندارد.
به منظور تأمين يك طرح دقيق و منطقي در سدهاي خاكي لازمست كه وضعيت شالوده سد و مواد مشكله آن كاملاً مورد بررسي و مطالعه اوليه قرار گرفته و اجراي سد با روش هاي كنترل شده و دقيقاً مطابق برنامه پيشنهادي طراح انجام پذيرد.
به عنوان يك اصل، اين دو نكته مسلم است كه:
۱- سد به عنوان يك مخزن بايد غيرقابل نفوذ باشد.
۲- در تمام وضعيت هاي ممكن (وضعيت بلافاصله پس از ساخت، ضمن ساخت، وضعيت هاي مخزن پر، طغيان، تخليه سريع، بارندگي و حتي در مواقع سيلهاي استثنائي چند هزار ساله) سد بايد مقاوم باشد.
روش ايجاد سدهاي خاكي امروزه عمدتاً  “با روش تراكم مكانيكي است، هرچند روشهاي ديگري مانند روش هاي هيدروليكي و نيمه هيدروليكي هم وجود دارد كه از اين روشها كمتر استفاده مي گردد، مگر در مورد سدهاي باطله كه ضرورتاًِ” هيدروليكي است.
بخش اصلي سد خاكي كه توده خاكي كوبيده شده است (در حقيقت سازه سد) به نام بدنه سد ناميده مي شود، و زميني كه سد بر روي آن قرار گرفته تا آن حد كه تحت تأثير فشار حاصل از سد و نفوذ پذيري آب سد مي باشد به نام شالوده (فونداسيون) است. به جز اين دو بخش اصلي، اجزاء ديگري از قبيل آب بندها، زهكش ها،   پوشش ها و غيره وجود دارد كه اهميت آنها به لحاظ حفاظت و ايمني و عملكرد سد براي آن نقش حياتي دارند.
انواع سدهاي خاكي 
از ديدگاه تكنيك و روش ساخت، سدهاي خاكي به دوگروه هستند كه تقريباً تمامي آنها در گروه غلتكي (كوبيدني) قرار دارند و تعدادي در گروه هيدروليكي و نيمه هيدروليكي طبقه بندي مي شوند. منظور از سدهاي غلتكي اينست كه ساخت سد با روش كوبيدن خاك كه بوسيله غلتك است صورت مي گيرد، كه معمولاً در لايه هاي ۱۵ تا ۲۲ سانتيمتري در هر نوبت تراكم كوبيده مي شوند. منظور از روش هيدروليكي اينست كه بنا شدن سد (جابجائي مواد و قرارگرفتن آنها در محل) با كمك آب انجام مي گيرد و در ضمن جدا شدن آب از خاك، نوعي طبقه بندي طبيعي در دانه بندي خاك صورت مي گيرد كه براي سد مناسب مي باشد، يعني دانه هاي درشت تر در كناره ها و دانه هاي ريزتر در وسط سد قرار مي گيرند.
از ديدگاه همگني بدنه سد، نيز مي توان تيپ هاي مختلفي را از هم تشخيص داد كه عبارتند از:
تيپ همگن (Homogeneous )، تيپ مطبق (Cored يا Zoned ) يا مغزه دار، و تيپ ديافراگمي
انتخاب نوع سد خاكي و ابعاد هندسي
انتخاب نوع سد، يعني اينكه خاكي، پاره سنگي، بتن ثقلي، قوسي، پايه اي و غيره باشد.
اما هنگامي كه زميني همراه با شرايط ديگر براي بناي سدخاكي مناسب تشخيص داده شد انتخاب يكي از انواع سدخاكي مطرح مي شود.
نوع سد خاكي در بد و امر تابع مصالحي است كه در آن ناحيه يا در نزديكيهاي آن موجود است. نوع شالوده سدخاكي، هرچند باشد عمدتاً غير قابل تغيير است، مگر  لايه هاي سطحي آن كه ممكنست برداشته شده و به جاي آن در صورت لزوم خاك مناسب كوبيده شود. بنابراين وضعيت زمين محل يا شالوده تا حدزيادي در طرح سدخاكي (و اصولاً در انتخاب نوع سد اعم از خاكي و غيره) موثر است. به عنوان يك عامل فراگير بر تمام جنبه ها، مسأله اقتصادي بودن طرح نيز سرانجام مطرح مي گردد.
بطور كلي، چنانچه مواد نفوذ پذير و نفوذ ناپذير به فراواني در دسترس باشند، ترجيحاً از سدهاي مغزه دار (غير همگن) استفاده مي گردد هرچند نسبت حجمي مواد نفوذناپذير به نفوذ پذير (پس از تعيين مقدار لازم به منظور استحكام و آب بندي) نيز تابع هزينه هاي حمل و نقل آنها و نيز هزينه تهيه دانه بندي مورد نظر است.
 اگر سدي به صورت همگن ساخته شود ضرورتاً  “مواد تشكيل دهنده آن نفوذناپذير و يا كم نفوذپذير مي باشد و با وجود اين ضرورتاً بايد به نوعي زهكش (مثلاً زهكش افقي در پائين دست) مجهز باشد تا دامنه پايين دست همواره از اشباع شدن در اثر زه مصون بماند. از طريقي اگر سد عمتاً از مواد دانه درشت باشد ضرورتاً ” بايد مغزه اي نفوذ ناپذير در بخش مياني يا در محلي از دامنه بالا دست وجود داشته باشد تا آنرا كاملاً آب بندي كند.
چنانچه سد روي رسوبات نفوذ پذير ساخته شود، ميزان حد بالائي اتلاف آب از ا، بايد در بدو امر تخمين زده شود. مقدار تخميني اين حد را بايد با استفاده از رسم شبكه جريان و يا بر اساس نتايج تلمبه كردن آب در محل و نيز از تستهاي آزمايشگاهي بدست آورد و چنانچه مقدار اتلاف آب به صورت زه بيش از مقداري باشد كه براي پروژه سدسازي مورد نظر زيان بار باشد، لازمست از بعضي از انواع آب بندها استفاده شود.
انتخاب هر كدام از بخش هاي سد چه از نظر نوع و چه از نظر اندازه، بطور مستقل صورت نمي گيرد بلكه تابعي از مجموعه شرايط موجود است. مثلاً انتخاب شيب  دامنه ها، تابع نوع شالوده، مصالح، روش ساخت، و نوع سد است، بطوريكه هرچند شالوده سست تر باشد در شرايط يكسان ديگر، شيب دامنه ها بايد كمتر باشد و    دامنه ها گسرده تر شده باشند. براي يك شالوده معين،دامنه هاي سدهمگن كم شيب تر از دامنه هاي سد همگن كم شيب تر از دامنه هاي يك سد غير همگن است، و يا  دامنه هاي يك سد هيدروليكي باز هم كم شيب تر از دامنه هاي سد غلتكي است، زيرا در روش هيدروليكي مصالح كوبيده نمي شوند تا مقاوم گردند. دامنه هائي كه پوشش هاي محكم بتني و آسفالتي و سنگي برآنها قرار مي گيرند مي توانند بطور نسبي پرشيب تر ساخته شوند.

عتیقه زیرخاکی گنج