• بازدید : 73 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اختلاف شیعه و اهل سنت در این مسائل به اختلاف در مبانی استنباط احکام دینی بر می گردد.
هر یک از مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احکام دین، از یکسرى اصول و مبانى بهره می گیرند.
طبیعى است که اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتیجه و رهاورد استنباط ها متفاوت خواهد شد.
بسیارى از اختلافات فقهى شیعه و سنی،‌ ریشه در تفاوت دیدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلا‍ً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پیامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعین ارزش مى دهند،‌ ولى شیعه افزون بر قرآن و سنت پیامبر (ص)، به سنت اهل بیت پیامبر(ص) بها مى دهند و سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پیامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذیرند.
برخى از اختلافات فقهى ریشه در همین نکته دارد. اختلاف در وضو هم از همین نوع است. شیعیان با تمسک به حدیث ثقلین، به اهل بیت و امامان معصوم(ع) مراجعه مى کنند و احکام شرعى خویش را فرا مى گیرند، امّا اهل سنّت این چنین نیستند.
در زمان خلفا به ویژه خلیفة دوم (عمر) سیاست جلوگیرى از نشر حدیث رواج داشت و خلفاى بعدى تا زمان عمر بن عبدالعزیز، همین سیاست را در پیش گرفتند که سرانجام بسیارى از روایت هاى پیامبر اسلام(ص) و حوادث صدر اسلام به فراموشى سپرده شد و نسل هاى بعدى نسبت به آن بیگانه شدند.
ازاین پس شیعیان با مراجعه به امامان معصوم(ع) توانستند سنت فراموش شده پیامبر(ص) را دریابند و آن را سرمشق زندگى خویش قرار دهند؛ به عنوان مثال: امام باقر(ع) در این راستا ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پیامبر (ص) چنین وضو مى ساخت. کیفیت وضوى اهل سنت به جهت تفسیرى است که ایشان از آیه «فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الى المرافق» دارند. 
ظاهر معناى آیه چنین است که صورت و دست‏ها را تا آرنج بشویید. اهل سنت از کلمه «الى» خیال مى‏کنند که آیه مى‏گوید دست‏ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید، ولى با اندکى دقّت روشن مى‏شود که کلمه «الى» تنها براى بیان حدّ شستن است، نه کیفیّت شستن.
توضیح: آیه درست به آن مى‏ماند که انسان به کارگرى سفارش مى‏کند دیوار اتاق را از کف تا یک متر رنگ کند. بدیهى است منظور این نیست که دیوار از پایین به بالا رنگ شود، بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود، نه بیشتر و نه کمتر. بنابراین فقط مقدارى از دست که باید شسته شود، در آیه ذکر شده اما کیفیت آن در سنت پیامبر (که به وسیله اهل بیت به ما رسیده) آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.
البته مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست هنگام وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى‏دانند و مى‏گویند بهتر است که بدین طریق وضو گرفته شود.
امامیه(شیعه) گفته‏اند: از آرنج واجب است و عکس آن باطل است، هم چنان که مقدّم داشتن دست راست بر چپ واجب است.
باقى مذاهب گفته‏اند: شستن آن‏ها به هر طریقى که باشد، واجب بوده و تقدیم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است؛ یعنى ثواب بیشترى دارد.
شستن پا به جاى مسح که میان اهل سنت رواج دارد، تفسیر خاصى است که از ادامه همان آیه ارائه داده‏اند. به نظر آنها کلمه «ارجلکم» (پاها) بر «وجوهکم» (صورتها) عطف شده و باید مانند آن شسته شود، اما شیعه معتقد است این کلمه بعد از کلمه رؤوس (سرها) ذکر شده و عطف به آن است و باید پاها را مانند سر مسح کنید. در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آیات بوده و سنت پیامبر را هر دو گروه طبق عقیده خود مى‏دانند، اما شیعه افتخار دارد که پیرو ائمه اطهار بوده و پیشوایان معصوم(ع) از آیات الهى و روش و سنت و گفتار رسول خدا(ص) آگاه‏تر بوده و درست‏تر تفسیر مى‏کنند. و همان گونه که بیان شددر روایات ائمه(ع) بیان شده که روش وضوى پیامبر(ص) به روش شیعه بوده است. مسئله دست بسته بودن (تکفیر و یا تکتّف) در حال نمازکه اهل سنت انجام می دهند, از زمان خلیفهء دوم مرسوم شد و از بدعت هاى ایشان است . در زمان پیامبر و خلیفهء اول این طور نماز می خواندندهنگامى که اسیران جنگى ایرانى بر عمر وارد شدند, همین کار راکردند. عمر از این کار خوشش آمد و گفت : خوب است در نماز در برابر پروردگار همین کار را بکنیم . 
اما شیعه با توجه به روایات امامان معصوم آن را درست نمی داند. . امام باقر(ع) فرمود: و علیک بالاقبال على صلاتک … قال : ولا تکفّر فانّما یصنع ذلک المجوس ; بر تو باد به توجه قلبى بر نمازت … و دست بر روى دست در حال نماز نگذار, زیرا این کار مجوس است . 
بنابر این به عقیده شیعه این نحو نماز خواندن درست نیست وتکفیر یکى از مبطلات نماز است , زیرا بدعت در دین محسوب می شود.پیامبر(ص)فرمود: صلّوا کما رأتیمونى أصلى ; همانطور که من نماز مى خوانم نماز بخوانید. پیامبر و اصحاب دست بسته نمى خواندند.
فاوت میان شیعه و سنی و تاریخ پیدایش تشیع ؟ 
برای پی بردن به تفاوت میان شیعه و سنی، ابتدا باید چگونگی پیدایش این دو مذهب را در جهان اسلام، مورد بررسی قرار دهیم.
آغاز پیدایش شیعه را همان زمان حیات رسول اکرم( ،‌باید دانست. در آغازین روزهای بعثت، پیامبر( از خداوند مأموریت یافت، تا خویشان نزدیک خود را به اسلام دعوت کند. پیامبر ( به آنها فرمود : “هر کس از شما دعوت مرا بپذیرد، و بر دیگران سبقت گیرد، وزیر و جانشین و وصی من است.” علی ( که از همه کوچکتر بود، اولین کسی بود که مبادرت کرد، و اسلام را پذیرفت. 
پیامبر( همچنین طبق روایتی که سنی و شیعه نقل کرده اند،‌ فرمود : “علی( در قول و فعل خود از خطا و معصیت مصون است. هر کاری که کند، و یا هر سخنی که بگوید، با دعوت دینی مطابقت دارد. و داناترین مردم به معارف و شریعت اسلام است.”
خدمات ارزنده و گرانبهای علی( در مدت حیات با عزت و پربرکتش، شگفتی همگان را بر می انگیزد. و اگر او نبود، اسلام بدست دشمنان حق ریشه کن شده بود. فتوحاتی که در جنگهای بدر و احد و خندق و خیبر بدست آمد، همه مدیون فداکاریهای علی( است. (۱)
حدیث غدیرخم از احادیث مسلّم و معتبر میان شیعه و سنی است. که بنابرآن پیامبر(، حضرت علی( را به ولایت و جانشینی خویش تعیین فرمود.
این چنین فضایل و امتیازاتی بود که گروهی از مسلمین را به گرد او جمع می کرد. و در این میان گروهی نیز به او حسد می‌ورزیدند، و نسبت به او کینه داشتند.
نام شیعه علی( و شیعه اهل بیت( ،‌ در سخنان پیامبر( بسیار دیده می شود. چنانکه می فرماید : “علی و شیعیانش در قیامت رستگار خواهند بود.” 
هواداران و پیروان علی( ، نظر به مقام و منزلتی که آن حضرت نزد رسول خدا( و صحابه داشت، و نیز علم و آگاهی و درایت و شجاعت و دیانت آن حضرت، مسلّم می دانستند که خلافت و مرجعیت پس از پیامبر(، از آن علی( است. اما بر خلاف انتظار، و بر خلاف فرمایش رسول خدا(، پس از رحلت پیامبر( ،‌در حالی که هنوز پیکر مطهرش دفن نشده بود، اهل بیت و خویشان پیامبر(،‌و هواداران صدیق اهل بیت، که مشغول مراسم دفن بودند، خبر یافتند که عده ای دیگر، که بعدها اکثریت را تشکیل دادند، با کمال عجله و بی آنکه با این گروه، خصوصاً اهل بیت( ، مشورتی بکنند، و حتی اطلاع دهند، به بهانه خیرخواهی، برای مسلمین خلیفه معین کردند. و علی( و یارانش را در برابرعمل انجام شده قرار دادند. و زمانی که با مخالفت پیروان علی( موجه گشتند، گفتند که ابوبکر سالخورده و با تجربه است و علی( جوان و کم تجربه؛ مصلحت مسلمین چنین بود که ابوبکر خلیفه باشد. بدین ترتیب پس از رحلت پیامبر خدا(، مسلمانان عملاً به دو گروه تقسیم شدند. گروهی معتقد به ولایت علی( بودند، و گروهی خلافت ابوبکر را پذیرفتند. هواداران علی( برای احیاء حقوق اهل بیت( ،‌ در خصوص خلافت و مرجعیت ابوبکر و سپس عمر و عثمان، به انتقاد و اعتراض پرداختند، و از اکثریت مردم جدا شدند.
شیعیان در زمان خلفای راشدین (ابوبکر ـ عمر ـ عثمان)،‌ پیوسته زیرفشار بودند. و پس از آن در مدت خلافت بنی امیه، هرگونه امان و مصونیت از جان و مالشان برداشته شد. و چه جنایتها که در حق شیعیان علی( صورت نگرفت!! (۳)
اینکه از آغاز علی( دست به قیام خونین علیه خلفای راشدین نزد، به جهت رعایت مصالح اسلام و مسلمین، و نداشتن نیروی کافی بود. در عین حال جمعیت معترضین، از جهت عقیده تسلیم اکثریت نشدند، و جانشینی رسول اکرم( و مرجعیت علمی را حق مطلق علی( می دانستند، و مراجعه علمی و معنوی را تنها به آن حضرت روا می دانستند.
شیعه معتقد است که شریعت اسلام، بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر( است. و تا روز قیامت به اعتبار خود باقی است. و هرگز قابل تغییر نیست. ولی گردانندگان و طرفداران خلافت انتخابی، معتقدند که کتاب خدا مانند یک قانون اساسی محفوظ است، ولی سنت پیامبر( و بیانات او در اعتبار خود ثابت نیست، بلکه حکومت اسلامی می تواند به سبب اقتضای مصلحت، از اجرای آن صرف نظر کند. و با نقل روایات جعلی(صحابه مجتهدند و در اجتهاد و مصلحت بینی اگر درست عمل کنند مأجور و اگر خطا کنند معذروند.)، این اعتقاد خود را به تأیید رساندند.
خلافت انتخابی، خمس را که حق اهل بیت( و خویشان پیامبراکرم( بود، ممنوع کرد. و نوشتن احادیث پیامبر( نیز قدغن گردید. و اگر به حدیث مکتوبی برمی خوردند،‌ آنرا می سوزانیدند. و این امر در زمان تمام خلفای راشدین، تا زمان عمربن عبدالعزیز،‌خلیفة اموی، ادامه داشت.(۴) 
خلیفه دوم حج تمتع، و نکاح متعه، و گفتن “حی علی خیرالعمل” را در اذان نماز،‌ ممنوع کرد. و به جای این جمله، جمله “اصلاة خیرٌ من النوم” را وارد کرد. یعنی (نماز از خواب بهتر است.) او در تقسیم بیت المال نیز عدالت به خرج نمی داد،‌لذا اختلاف طبقاتی عجیبی را میان مسلمین موجب گشت. در زمان او معاویه در شام، با رسومات سلطنتی حکومت می کرد. و خلیفه او را کسرای عرب می نامید، و متعرّض او نبود. در زمان خلیفه سوم، عثمان، وضع از این هم بدتر گردید. او خویشان اموی خود را بر مردم مسلط کرد. و آنها آشکارا بی بندوباری را آغاز کردند، و از هرگونه ستم و بیداد و فسق و فجور و نقض قوانین اسلام ابایی نداشتند. خلیفه سوم که تحت تأثیر خویشاوندان اموی خویش بود، به شکایات مردم ترتیبی نمی داد. بلکه دستور تعقیب شاکی را نیز صادر می کرد. عاقبت مردم بر او شوریدند، و او را به قتل رساندند. هم در زمان او بود که حکومت معاویه بیش از پیش تقویت گردید. خود معاویه منشأ بسیاری از جنایتها و خیانتها، در حق اسلام و مسلمین است. (۵)
  • بازدید : 30 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

اختلاف شیعه و اهل سنت در این مسائل به اختلاف در مبانی استنباط احکام دینی بر می گردد.
هر یک از مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احکام دین، از یکسرى اصول و مبانى بهره می گیرند.
طبیعى است که اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتیجه و رهاورد استنباط ها متفاوت خواهد شد.
بسیارى از اختلافات فقهى شیعه و سنی،‌ ریشه در تفاوت دیدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلا‍ً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پیامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعین ارزش مى دهند،‌ ولى شیعه افزون بر قرآن و سنت پیامبر (ص)، به سنت اهل بیت پیامبر(ص) بها مى دهند و سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پیامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذیرند.
برخى از اختلافات فقهى ریشه در همین نکته دارد. اختلاف در وضو هم از همین نوع است. شیعیان با تمسک به حدیث ثقلین، به اهل بیت و امامان معصوم(ع) مراجعه مى کنند و احکام شرعى خویش را فرا مى گیرند، امّا اهل سنّت این چنین نیستند.
در زمان خلفا به ویژه خلیفة دوم (عمر) سیاست جلوگیرى از نشر حدیث رواج داشت و خلفاى بعدى تا زمان عمر بن عبدالعزیز، همین سیاست را در پیش گرفتند که سرانجام بسیارى از روایت هاى پیامبر اسلام(ص) و حوادث صدر اسلام به فراموشى سپرده شد و نسل هاى بعدى نسبت به آن بیگانه شدند.
ازاین پس شیعیان با مراجعه به امامان معصوم(ع) توانستند سنت فراموش شده پیامبر(ص) را دریابند و آن را سرمشق زندگى خویش قرار دهند؛ به عنوان مثال: امام باقر(ع) در این راستا ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پیامبر (ص) چنین وضو مى ساخت. کیفیت وضوى اهل سنت به جهت تفسیرى است که ایشان از آیه «فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الى المرافق» دارند. 
ظاهر معناى آیه چنین است که صورت و دست‏ها را تا آرنج بشویید. اهل سنت از کلمه «الى» خیال مى‏کنند که آیه مى‏گوید دست‏ها را از سرانگشتان به طرف آرنج بشویید، ولى با اندکى دقّت روشن مى‏شود که کلمه «الى» تنها براى بیان حدّ شستن است، نه کیفیّت شستن.
توضیح: آیه درست به آن مى‏ماند که انسان به کارگرى سفارش مى‏کند دیوار اتاق را از کف تا یک متر رنگ کند. بدیهى است منظور این نیست که دیوار از پایین به بالا رنگ شود، بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود، نه بیشتر و نه کمتر. بنابراین فقط مقدارى از دست که باید شسته شود، در آیه ذکر شده اما کیفیت آن در سنت پیامبر (که به وسیله اهل بیت به ما رسیده) آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان.
البته مذاهب چهارگانه اهل سنت، شستن دست هنگام وضو از سر انگشتان تا آرنج را واجب نمى‏دانند و مى‏گویند بهتر است که بدین طریق وضو گرفته شود.
امامیه(شیعه) گفته‏اند: از آرنج واجب است و عکس آن باطل است، هم چنان که مقدّم داشتن دست راست بر چپ واجب است.
باقى مذاهب گفته‏اند: شستن آن‏ها به هر طریقى که باشد، واجب بوده و تقدیم دست راست و شروع از انگشتان تا آرنج افضل است؛ یعنى ثواب بیشترى دارد.
شستن پا به جاى مسح که میان اهل سنت رواج دارد، تفسیر خاصى است که از ادامه همان آیه ارائه داده‏اند. به نظر آنها کلمه «ارجلکم» (پاها) بر «وجوهکم» (صورتها) عطف شده و باید مانند آن شسته شود، اما شیعه معتقد است این کلمه بعد از کلمه رؤوس (سرها) ذکر شده و عطف به آن است و باید پاها را مانند سر مسح کنید. در هر حال اختلاف عمل در مذاهب اسلامى ناشى از اختلاف برداشت و فهم متفاوت از آیات بوده و سنت پیامبر را هر دو گروه طبق عقیده خود مى‏دانند، اما شیعه افتخار دارد که پیرو ائمه اطهار بوده و پیشوایان معصوم(ع) از آیات الهى و روش و سنت و گفتار رسول خدا(ص) آگاه‏تر بوده و درست‏تر تفسیر مى‏کنند. و همان گونه که بیان شددر روایات ائمه(ع) بیان شده که روش وضوى پیامبر(ص) به روش شیعه بوده است. مسئله دست بسته بودن (تکفیر و یا تکتّف) در حال نمازکه اهل سنت انجام می دهند, از زمان خلیفهء دوم مرسوم شد و از بدعت هاى ایشان است . در زمان پیامبر و خلیفهء اول این طور نماز می خواندندهنگامى که اسیران جنگى ایرانى بر عمر وارد شدند, همین کار راکردند. عمر از این کار خوشش آمد و گفت : خوب است در نماز در برابر پروردگار همین کار را بکنیم . 
اما شیعه با توجه به روایات امامان معصوم آن را درست نمی داند. . امام باقر(ع) فرمود: و علیک بالاقبال على صلاتک … قال : ولا تکفّر فانّما یصنع ذلک المجوس ; بر تو باد به توجه قلبى بر نمازت … و دست بر روى دست در حال نماز نگذار, زیرا این کار مجوس است . 
بنابر این به عقیده شیعه این نحو نماز خواندن درست نیست وتکفیر یکى از مبطلات نماز است , زیرا بدعت در دین محسوب می شود.پیامبر(ص)فرمود: صلّوا کما رأتیمونى أصلى ; همانطور که من نماز مى خوانم نماز بخوانید. پیامبر و اصحاب دست بسته نمى خواندند.
فاوت میان شیعه و سنی و تاریخ پیدایش تشیع ؟ 
برای پی بردن به تفاوت میان شیعه و سنی، ابتدا باید چگونگی پیدایش این دو مذهب را در جهان اسلام، مورد بررسی قرار دهیم.
آغاز پیدایش شیعه را همان زمان حیات رسول اکرم( ،‌باید دانست. در آغازین روزهای بعثت، پیامبر( از خداوند مأموریت یافت، تا خویشان نزدیک خود را به اسلام دعوت کند. پیامبر ( به آنها فرمود : “هر کس از شما دعوت مرا بپذیرد، و بر دیگران سبقت گیرد، وزیر و جانشین و وصی من است.” علی ( که از همه کوچکتر بود، اولین کسی بود که مبادرت کرد، و اسلام را پذیرفت. 
پیامبر( همچنین طبق روایتی که سنی و شیعه نقل کرده اند،‌ فرمود : “علی( در قول و فعل خود از خطا و معصیت مصون است. هر کاری که کند، و یا هر سخنی که بگوید، با دعوت دینی مطابقت دارد. و داناترین مردم به معارف و شریعت اسلام است.”
خدمات ارزنده و گرانبهای علی( در مدت حیات با عزت و پربرکتش، شگفتی همگان را بر می انگیزد. و اگر او نبود، اسلام بدست دشمنان حق ریشه کن شده بود. فتوحاتی که در جنگهای بدر و احد و خندق و خیبر بدست آمد، همه مدیون فداکاریهای علی( است. (۱)
حدیث غدیرخم از احادیث مسلّم و معتبر میان شیعه و سنی است. که بنابرآن پیامبر(، حضرت علی( را به ولایت و جانشینی خویش تعیین فرمود.
این چنین فضایل و امتیازاتی بود که گروهی از مسلمین را به گرد او جمع می کرد. و در این میان گروهی نیز به او حسد می‌ورزیدند، و نسبت به او کینه داشتند.
نام شیعه علی( و شیعه اهل بیت( ،‌ در سخنان پیامبر( بسیار دیده می شود. چنانکه می فرماید : “علی و شیعیانش در قیامت رستگار خواهند بود.” 
هواداران و پیروان علی( ، نظر به مقام و منزلتی که آن حضرت نزد رسول خدا( و صحابه داشت، و نیز علم و آگاهی و درایت و شجاعت و دیانت آن حضرت، مسلّم می دانستند که خلافت و مرجعیت پس از پیامبر(، از آن علی( است. اما بر خلاف انتظار، و بر خلاف فرمایش رسول خدا(، پس از رحلت پیامبر( ،‌در حالی که هنوز پیکر مطهرش دفن نشده بود، اهل بیت و خویشان پیامبر(،‌و هواداران صدیق اهل بیت، که مشغول مراسم دفن بودند، خبر یافتند که عده ای دیگر، که بعدها اکثریت را تشکیل دادند، با کمال عجله و بی آنکه با این گروه، خصوصاً اهل بیت( ، مشورتی بکنند، و حتی اطلاع دهند، به بهانه خیرخواهی، برای مسلمین خلیفه معین کردند. و علی( و یارانش را در برابرعمل انجام شده قرار دادند. و زمانی که با مخالفت پیروان علی( موجه گشتند، گفتند که ابوبکر سالخورده و با تجربه است و علی( جوان و کم تجربه؛ مصلحت مسلمین چنین بود که ابوبکر خلیفه باشد. بدین ترتیب پس از رحلت پیامبر خدا(، مسلمانان عملاً به دو گروه تقسیم شدند. گروهی معتقد به ولایت علی( بودند، و گروهی خلافت ابوبکر را پذیرفتند. هواداران علی( برای احیاء حقوق اهل بیت( ،‌ در خصوص خلافت و مرجعیت ابوبکر و سپس عمر و عثمان، به انتقاد و اعتراض پرداختند، و از اکثریت مردم جدا شدند.
شیعیان در زمان خلفای راشدین (ابوبکر ـ عمر ـ عثمان)،‌ پیوسته زیرفشار بودند. و پس از آن در مدت خلافت بنی امیه، هرگونه امان و مصونیت از جان و مالشان برداشته شد. و چه جنایتها که در حق شیعیان علی( صورت نگرفت!! (۳)
اینکه از آغاز علی( دست به قیام خونین علیه خلفای راشدین نزد، به جهت رعایت مصالح اسلام و مسلمین، و نداشتن نیروی کافی بود. در عین حال جمعیت معترضین، از جهت عقیده تسلیم اکثریت نشدند، و جانشینی رسول اکرم( و مرجعیت علمی را حق مطلق علی( می دانستند، و مراجعه علمی و معنوی را تنها به آن حضرت روا می دانستند.
شیعه معتقد است که شریعت اسلام، بر اساس کتاب خدا و سنت پیامبر( است. و تا روز قیامت به اعتبار خود باقی است. و هرگز قابل تغییر نیست. ولی گردانندگان و طرفداران خلافت انتخابی، معتقدند که کتاب خدا مانند یک قانون اساسی محفوظ است، ولی سنت پیامبر( و بیانات او در اعتبار خود ثابت نیست، بلکه حکومت اسلامی می تواند به سبب اقتضای مصلحت، از اجرای آن صرف نظر کند. و با نقل روایات جعلی(صحابه مجتهدند و در اجتهاد و مصلحت بینی اگر درست عمل کنند مأجور و اگر خطا کنند معذروند.)، این اعتقاد خود را به تأیید رساندند.
خلافت انتخابی، خمس را که حق اهل بیت( و خویشان پیامبراکرم( بود، ممنوع کرد. و نوشتن احادیث پیامبر( نیز قدغن گردید. و اگر به حدیث مکتوبی برمی خوردند،‌ آنرا می سوزانیدند. و این امر در زمان تمام خلفای راشدین، تا زمان عمربن عبدالعزیز،‌خلیفة اموی، ادامه داشت.(۴) 
خلیفه دوم حج تمتع، و نکاح متعه، و گفتن “حی علی خیرالعمل” را در اذان نماز،‌ ممنوع کرد. و به جای این جمله، جمله “اصلاة خیرٌ من النوم” را وارد کرد. یعنی (نماز از خواب بهتر است.) او در تقسیم بیت المال نیز عدالت به خرج نمی داد،‌لذا اختلاف طبقاتی عجیبی را میان مسلمین موجب گشت. در زمان او معاویه در شام، با رسومات سلطنتی حکومت می کرد. و خلیفه او را کسرای عرب می نامید، و متعرّض او نبود. در زمان خلیفه سوم، عثمان، وضع از این هم بدتر گردید. او خویشان اموی خود را بر مردم مسلط کرد. و آنها آشکارا بی بندوباری را آغاز کردند، و از هرگونه ستم و بیداد و فسق و فجور و نقض قوانین اسلام ابایی نداشتند. خلیفه سوم که تحت تأثیر خویشاوندان اموی خویش بود، به شکایات مردم ترتیبی نمی داد. بلکه دستور تعقیب شاکی را نیز صادر می کرد. عاقبت مردم بر او شوریدند، و او را به قتل رساندند. هم در زمان او بود که حکومت معاویه بیش از پیش تقویت گردید. خود معاویه منشأ بسیاری از جنایتها و خیانتها، در حق اسلام و مسلمین است. (۵)
  • بازدید : 43 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

سقيفه محل اجتماع قبيله خزرج از انصار بوده است كه رئيس قبيله سعد بن عباده بوده است و ماجرا از اين قرار است كه در چند روز اخر بيماري پيامبر اكرم كه شدت يافت ارتش اسلام به فرماندهي اسامه بيست ساله بيرون از شهر مدينه استقرار داشتند و پيامبر به رقم  اسرارهاي بسيار بر حركت لشگر براي جنگ با شاميان داشت اما عده اي كه مي دانستند كه پيامبر روزهاي آخر عمر خود را سپري مي كند (اعتقاد شيعه اين يقين بر فوت حضرت از انجا بود كه آنها خود با دادن زهر به پيغمبر اكرم يقين به رحلت ايشان داشتند) اما ايشان با حال بسيار بدي كه داشتند در مسجد النبي آمدند و آن جمله معروف كه “لعن الله من تخلف جيش اسامه ، خدا لعنت كند هر كسي را كه تخلف مي كند از لشگر اسامه” كه متواتر شيعه و سني نقل كرده اند ، اما عده اي كه از اول در فكر پست و مقام بعد از پيامبر بودند و عده اي ديگر در مدينه ماندنند تا زمينه سازي سقيفه بدرستي انجام شود 
چرا رسول خدا این همه بر حرکت سریع سپاه اسامه پای می فشرد ؟ افرادي كه ادعاي بهترين صحابه پيامبر بودن را دارند چرا بايد به خاطر حركت نكردنشان آنها را لعن كند ؟ آيا واقعا اين صحابه اهل عدالت هستند ؟! 
به رغم پاسخ روشن پیامبر به درخواست مکرر اسامه مبني بر نرفتن لشگر براي جنگ در آن حال بيماري ايشان ، چه دستهای مرموزی و به چه دلیل در حرکت سپاه اسامه از لشکرگاه جرف کار شکنی می کردند ؟ 
آیا نمی توان دور ساختن عوامل توطئه از مدینه هنگام رحلت ، یا طبیعی نمایاندن امارت جوان کمتر از بیست سال بر همه صحابه و خنثی کردن بهانه کم سن و سال بودن علی را هدف این همه ترغیب و تاکید پیامبر به شمار آورد . 
چرا رسول خدا علاوه بر فرمان عمومی تجهیز سپاه در فرمانی جداگانه به افرادی خاص دستور حرکت و حضور در سپاه داد ؟ آیا به سبب تجربه نظامی آنهاست ؟ اگر چنین است ، چرا آنها را فرمانده نساخت ؟ 
چرا علی که مجاهدت و روح تسلیم و شجاعت او زبانزد خاص و عام بود و بیش از همه افتخار پرچمداری و فرماندهی سپاه اسلام را زیبنده خود ساخته بود به شرکت در سپاه اسامه و حرکت با آنان مامور نشد ؟ 
آیا عده ای نبودند که بر اساس غرور و مریضیهای روحی فراوانی که داشتند زیر این دستور نمی رفتند که یک جوان کمتر از بیست سال فرمانده آنها باشد کما اینکه بعد از رحلت پیامبر که این سپاه بالاخره بعد از عملی شدن نقشهای منافقان شروع به حرکت کرد اما نه با تمام نفراتی که در زمان حیات پیامبر دستور به حرکتشان صادر شده بود و با در خواست خلیفه اول از اسامه که از حضور آنها در سپاه چشم پوشی کند تا آنها در مدینه بمانند تا کمک خلیفه باشند همانطور که در سقیفه بودند تا زیر این ننگ نروند که فرمانده آنها جوانی کمتر از بیست ساله باشد ؟

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم اسفند ۱۳۸۶ساعت ۲۰:۳۳  توسط دلتنگ کربلا  |  24 نظر 
________________________________________
آيا عقلانی است كه جانشين پيامبر با شوري انتخاب شود ؟
در اين مطلب به جواب بخش اول مطلب شورا كه در آن اعتقادات اهل سنت بيان شد خواهم پرداخت .
تفكر شيعه
در باب جانشيني پيامبر همواره برادران اهل سنت از شورا استفاده مي كنند . ما اين جواب اين بخش را به دو شكل پاسخ مي دهيم  .
۱-      آيا عقلانی است كه جانشين پيامبر با شوري انتخاب شود ؟
۲-      بر فرض قبول كردن شوري براي جانشيني پيامبر آيا واقعا اجماع انجام شد و ابوبكر با شوري به عنوان جانشين انتخاب شد يا قضايا به گونه اي ديگر بوده است ؟
ما ابتدا جواب سوال اول را خواهيم داد و در مطلب يعدي به سراغ جواب سوال دوم خواهم پرداخت .
به پيامبر اكرم  توسط قران كريم(وشاورهم في الامر) سفارش شده است كه با صحابه خود در امور جاري مشورت كند و  اين بدون شك نشانه از عزتي است كه پيامبر اكرم براي صحابه خود قائل بوده است و همواره در امور خود با اينكه عقل كل محض است و هر تصميمي كه بگيرد جز خير و صلاح براي امت خود نيست اما باز دستور به مشورت با صحابه جليل القدر خود را دارد . پيامبر حتي يک روز هم حقوق و آزاديهاي سياسي، فکري، و اجتماعي مردم را زير پا نگذاشت بلکه بسيار در تکريم امت خود حريص بود و با آنها مشورت مي‌کرد اما اين به اين معنا نيست كه امت او هرگونه تصميم گرفتند حجت است ، چون شوري و اجماع صورت گرفته است . قران در جايجي سورهاي خود همواره مردم را در اين مورد متذكر شده است از جمله : سوره كهف /۶ اندوه شديد پيامبر از گمراهي مردم – انعام /۱۱۹ گمراهي بسياري از مردم در اثر پيروي از هوا و هوس – انعام /۱۱۶ گمراهي اكثريت انسانها و انحراف آنها از راه خدا – احزاب / ۶۷ سخنن جهنميان كه گمراهي آنان به دليل پيشواي آنها بوده است و بسياري از آياتت ديگر كه چون بنا به خلاصه گويي است به همين مقدار اكتفا مي شود .
در تقكر اهل سنت حجت است كه اگر جمعي از مسلمانان بنشينند و تصميم بگيرند وبراي امري اجماع شود بايدآن امر اجرا شود ، حال ما سوال مي كنيم كه احتمال ندارد اين جمع بر اثر هوا و هوس ، دنيا خواهي ، خود پسندي ، مقام خواهي و هزاران دليل ديگر ديگر كه قرآن متذكر شده است تصميمي بگيرند آيا اين حجت است براي بقيه مسلمانان كه انجام بدهند و تابع آن دستور باشند مثلا اگر مسلمانان با هم شور کنند و تصميم به خروج از دين نمايند آيا اين امر مشروع است؟
كجا آمده است كه امت حق دارند در شوري براي خود جانشين انتخاب كنند ؟ شرح نزول آيه شورا در کجاست؟ کدام حديث معتبر نزول آن را برای انتخاب خليفه آورده است ؟ اگر پيامبر مي خواست كه جانشين خود توسط شوري انتخاب شود به راحتي مي توانست چنين دستوري را بدهد كه بعد از فوت من اينگونه عمل كنيد كه ديگران تكليف خود را بدانند . چگونه بود كه صحابه حضرت رسول در حالي كه هنوز بدن پيامبر تجهير نشده بود به دليل اهميت انتخاب جانشيني ايشان با عجله در همان روز رحلت در سقيفه بني ساعده دور همديگر جمع مي شوند و به قول شما شوري (كه اينگونه نبود) انجام دهند و براي او در همان روز بيعت جمع مي كنند در حالي كه هنوز بدن پيامبر دفن نشده بود .

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن ۱۳۸۶ساعت ۱۳:۳۰  توسط دلتنگ کربلا  |  18 نظر 
________________________________________
تخريب قبور ائمه عسگريين
 
 
تهدمت والله اركن الهدي
چي بنويسم ، چي بگم از اين همه (درد يا بي دردي) ؟!
يا صاحب زمان ، بدان كه برا مزار ويران شده پدر و مادرت كاري كرديم !!!
 كار از اين بزرگ تر كه آنقدر ساكت نشستيم و كاري نكرديم كه براي بار دوم هم به آن بارگاه ملكوتي شيطان صفتان حمله كنند و باقي مانده بقايا آن خرابه را با خاك يكسان كنند كه اگر چند سال ديگر همين گونه بگذرد و بخواهيم به نسل آينده مان بگوييم كه امام دهم و يازدهم محل دفنشان … سكوت بكنيم و حتي مثل قبرستان خاكي بقيع هم عكسي نداشته باشيم كه نشان دهيم كه بگوييم: سامرا!!!
آيا كار كوچكي است اين سكوت ما ؟
راستي قبرستان بقيع خراب شد كه از خدا بي خبران بفهمند كه گروهي امام خود را نه از روي شرك و نه براي طلا و ضريح هاي حرمشان مي خواهند ، بلكه براي كسب معرفت و تقربي بيشتر به بارگاه احديت است كه آنها را مي خواهند ،حال آنها حتي اگر در مشتي از خاك آرامگاهشان باشد
 اما سامرا چرا خراب شد ؟
اين چه امتحاني است كه خدا از بندگان خود مي گيرد ؟
قرار است در مقابل فاجعه سامرا چه چيزي عيان شود ؟
پسر فاطمه ، خيلي دوست داشتم امشب از غصه سامرا خوابم نمي برد ؟
باور مي كردم كه هنوز هم صداي هل من ناصر حسين شنيده نمي شود ؟
اگه سامرا بارون باريد همه چيز گلي ميشه چون همه جا رو خاك ويراني ها گرفته ، اگه ما اونجا بوديم و  اون خاكها را به سرمون مي ماليديم زود تر خاكهاي دور ضريح شش گوشه جمع مي شد ؟
كاشكي مي شد وقتي اونجا رو منفجر كردند ما هم زير ديوارهاي حرم دفن ميشديم  و نمي مونديم تا تو اين فلاكت زمان قرار بگيريم؟
كاشكي مي شد وقتي گنبد به اون بزرگي رو خراب كردند خود ما هم زير اون خاكها مي مونديم  
كاشكي مي شد دويوارها و سقف اتاقم رو خراب مي كردم و با آجراش ديوراها و سقف حرمو مي ساختم 
كاشكي مي شد با خون بدنم حياط صحنو بشورم تا خاكي نباشه 
كاشكي …
اللهم العن الجبت و الطاقوت
+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم بهمن ۱۳۸۶ساعت ۱۳:۳۰  توسط دلتنگ کربلا  |  6 نظر 
________________________________________
کيست مراياري کند ؟
 
هرچي فکر کردم که چه جوري بنويسم که اين برگه رو تا اخر بخوني وبه چيزهايي که مي گم خوب فکر کني و با هم شروع کنيم به عمل کردن ديدم دارم کار بي فايده اي انجام مي دم چون مي دانم عاقبت اين برگه هم مثل هزاران برگه ديگر که در تاريخ به ان اهميتي نداديم و الان روي زمين آفتاده است مي شود وشايد الان زير پاي ما يکي از اين برگها باشد .
اگر قرار بود ما با يک برگه تکان مي خورديم و عوض مي شديم که ديگر لازم نبود امام حسين (عليه السلام)  و يارانش زير سم اسبها له بشوند اگر قرار بود زنان ما بفهمند که حجاب امري پسنديده و واجب هست براي آنها که حضرت زينب(سلام ا.. عليها) به اسارت برده نمي شد، اگر قرار بود اهميت نماز را با يک حديث مي فهميديم که لازم نبود  امام حسين (عليه السلام)  براي نماز ظهر عاشورا خود قرباني بدهد، اگر قرار بود غيرت ديني را به راحتي بفهميم ديگر لازم نبود دو دستان ابولفضل العباس جدا شود، اگر قرار بود که راه حق از باطل را به راحتي بشناسيم که نيازي به جدا شدن سر فرزند شش ماهه نبود ، اگر و هزاران اگر ديگر اما چه سود که ما فقط تماشا چي شده ايم .  
اين کلام را از زبان رئييس مکتبمان شنيده اي :
کل يوم عاشورا و کل ارض کربلا
آيا شنيده اي که مي گويند تاريخ دوباره تکرار مي شود ، من که ميگويم اين زمانه هم مثل ۱۴۰۰ سال پيش است ي گروه بسيار زياد، لشگريان شيطان يعني همان يزيديان و مصداق امروز آن گروه جنيتکاران را آمريکا و صهيونيزم نام مي برم که براي قدرت طلبي خود هزاران خون مي ريزند و براي اينکه ديگران هم آنها را ياري کنند بسيار عمروبن سعد ها دارند که با پيشنهاد دادن زمينهاي ري آنها را بفريبندکه برايشان خدمت کند و مردمان ديگر را در دام شهوتهاي حيواني خود فرو ببرنند و آنقدر غرق در اين لذتها باشند که مامور باشند اما ماذور به خاطر زندگي دنيا ، درست مثل مردمان کوفه که به راحتي به صداي  کيست مراياري کند ؟ به خاطر دل مشغوليهاي دنيا پشت کردند.
آري ما مردمان براي بر آوردن نيازها ي خود هنوز به دنبال دنيا هستيم و زندگي و مد گرايي غربي چيزي است که حتي در کشور شيعه مثل ايران پيدا مي شوند و من مي دانم در فرهنگ ما هميشه دين بعد از دنيا مي آيد و اصلا کاري به واقعه عاشورا براي عبرت گيري در زندگيهايمان نداريم اما رشادتها و از جان گذشتنهاي عاشورا براي اينکه ما در دام ذلت دنيا نباشيم چه مي شود ؟ 
 يزيديان براي اينکه ما کاري به کار آنها  نداشته باشيم شعارهاي زيادي مثل آزادي جنسي  را رواج مي دهند تا ما مردم حريص شهوت پرست هر روز دنبال ارضاي شهوت خود باشيم و به مي گساري و دور بودن از دين و رفتن به فضاي حيواني خود خوش باشيم (هر کس به شکل خود ؟! ) تا  آنها بتوانند خون امام حسين (عليه السلام)  و يارانش در گذشته و در امروز مردم مظلوم فلسطين ، عراق ، افغانستان و … را براي رسيدن به خواستهاي خودشان بريرند و بسياري ديگر از نقشهايشان را عملي کنند  .  
از زن همانند يک عروسک که سر ديگران را گرم مي کند استفاده کنند و با شعار حقوق تساوي زن و مرد مکتب فمنيسم را راهندازي کنند تا شعار اول خودشان را نغر و به دنبال حق بيشتري براي زنان باشند. چرا ؟ چون زنان به عنوان يک ابزار محرک شهوات حيواني انسان بهترين خدمت گذار براي آنها مي باشد. آيا واقعا فکر کردي که چقدر از زندگيهايمان را اين يزيديان برنامه ريزي مي کنند ، از لباس ظاهر بگير تا اعتقادات فکريمان که کاري به اينکه امام حسين (عليه السلام) چه مي گفت و براي چه شهيد شد نداشته باشيم تا ما هم جزو اشخاصي باشيم که با مردمان کوفه ۱۴۰۰ سال پيش فرقي نداشته باشيم و به صداي غربت دار امام زمان را که مي گويد : کيست مراياري کند ؟ جوابي ندهيم ، آيا واقعا ما از سرور آزادگان جهان حسين (عليه السلام)  دوريم و به حيوان ترين انسان روي زمين يزيد نزديک تر ؟
کيست مراياري کند ؟ آري امام زمان ما نيز همانند جد غريب و مظلومش است و هزاران بيشتر نياز دارد تا امثال حر از اعمال خود پشيمان بشوند و روي به سمت او بکند و با مهرباني آنها را در آغوش خود بچسباند تا غربتش کمتر بشود .
حرف خيلي زياده ولي چه فايده که عمل خيلي کم ، اگه از من مي شنوي بيا با هم اول قبول کنيم که آلوده ايم و تصميم جدي بگيريم که دنبال حق و حقيقت باشيم و همانند اربابمان حسين آزاده زندگي بکنيم ، بدون شک اگر اين گونه باشد ياري امام زمان نيز همراه ما خواهد بود و همانند جنگ روز عاشورا  ما پيروز خواهيم شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن ۱۳۸۶ساعت ۲۳:۳۹  توسط دلتنگ کربلا  |  7 نظر 
________________________________________
شورا
الحمدالله الذي جعلنا و من المتمسكين بولايه امبرالمومنين و الائمه المعصومين صلوات الله عليهم اجمعين
چهار اتفاق بزرگ در روز ۲۴ و ۲۵ ذيحجه اتفاق افتاده است كه چهار برگ زرين بر جايگاه اهل بيت پيغمبر اكرم (ص) مي باشد كه بدين قرار است :
۱-      روز ۲۴ ماه ذيحجه جريان مباهله بين رسول خدا و اهل بيتش و مسحيان نجران صورت گرفت كه سوره آل عمران آيه ۶۱ به اين ماجرا اشاره دارد .
۲-      در همان روز ۲۴ ماه ذيحجه پيش از حركت به سوي مسيحيان رسول خدا اهل بيت خود (حضرت علي ، حضرت فاطمه ، حسنين) كه همين چهار نفر بيشتر نبودند را زير عباي خود جمع كرد و سرانجام آيه تطهير سوره احزاب آيه ۳۳ از سوي خداوند متعال نازل شد.
۳-      در روز ۲۴ ماه ذيحجه حضرت علي (ع) هنگام نماز و در حال ركوع انگشتري خود را به فقير بخشيدند  و بزرگترين سند ولايت آن حضرت در سوره مائده آيه ۵۵ به مسلمانان عرضه شد .
۴-      در روز ۲۵ اين ماه پس از سه روز روزه داري علي (ع) . همسر و فرزندانش و بخشيدن غذاي افطاري خود به مسكين ، يتيم و اسير ، سوره مباركه هل اتي (انسان) در شان اين بزرگان نازل شد .
با درج اين فضايل در كتب مقدس آسماني هم بر نورانيت قرآن افزوده شد و هم ذره اي از كرامات و برجستگي اهل بيت پاكي نبي را براي ديگران متذكر شد باشد براي آيندگان بلكه بيانديشند و تفكر كنند . بنده اين محبت و مودت آسماني را به تمامي شيفتگان اين خاندان پاك و اسماني تبريك مي گويم ( گواراي وجودتان اين مستي آسماني)
قبل از شروع لازم است كه بگويم تمامي حرفهايي كه اينجا زده شده است و زده خواهد شد مبتني بر اعتقادي است كه در كتب اهل سنت مي باشد و هيچ چيزي را از زبان خود نخواهم آورد و سعي بر اين دارم بهترين آراء و نظراتي كه براي پاسخگويي دارند نقل كنم . اما هيچ ادعايي بر كامل بودن حرفهايم ندارم ولي اين نظراتي كه بعضي از دوستان اهل سنت بنده به من انتقال دادند يا در بخش نظرات در وبلاگ گفته اند كه بنده به ام المومنين عايشه بي احترامي كردم ، فحش دادم و از اينگونه حرفها كه در كمال بي انصافي و تعصب متاسفانه زده شده است بايد بگويم :يكجا از مطالب اين وبلاگ را بياوريد كه مطلبي را از  منبع ضعيفي نقل كرده باشم يا حرفي زده باشم كه اصلا خودم گفته باشم كه شما حمل بر بي احترمي كرديد . الحمدالله تمامي احاديثي كه تا به حال آورده شده مثل شير دادن عايشه و غيره از معتبر ترين كتب حديثي خود شما مي باشد و اگر بازگو كردن اينها فحش و بي ديني به حساب مي آيد پس قطعا مولفين صحيح مسلم و بخاري و مسند حنبل از بنده بي دين تر و فحاش گو تر مي باشند 
بازهم خودم و بقيه دوستان را دعوت مي كنم كه بدون هيچ گونه تعصب و جانبداري نسبت به اشخاص فكر كنند و كمي با رعايت انصاف و ادب بيشتر حرفها و نظرات خود را بازگو كنند و اعلام مي كنم به تمامي بازديد كنندگان اهل سنت كه بنده حاضر هستم هر گونه كه بخواهيد باهم به تبادل اطلاعات بپردازيم و در مورد موضوعات مختلف به بحث و گفتگو بپردازيم . حتي حاضرم از روي كتب فارسي زبان خودتان مثل عيانات كه به آن خيلي مباهات مي كنيد به صحبت بنشينم تا ببينيم حق با چه كسي است . مطالبي كه در ادامه خواهيد خواند جوابهايي است كه معمولا  پيروان اهل سنت در مقابل سوالهاي كه در پست قبلي (انتخاب امام ضرورت عقلي) نوشته شده است مي زنند .

عتیقه زیرخاکی گنج