• بازدید : 57 views
  • بدون نظر

در گذشته ، هر گونه ارتباط بين عشق و ازدواج امري بدون معنا و غيرمعمول بود . پدر و مادر ، دختري را برمبناي مباني و ملاكهاي كاملاً عيني و مشهود چون ثروت و دارايي و تمول و نظاير آن انتخاب مي نمودند . هر طبقه اجتماعي ملاكهاي فرعي خاص خود را نيز در نظر مي گرفتند ، مثلاً نجبا و اشراف زادگان ؛ اصالت و اشراف زادگي ، كشاورزان ؛ تنومندي و نيروي كار در مزرعه را مهم تلقي مي نمودند. دخترهاي جوان ، درباره ي مردي كه قرار بود شوهر آنها گردد ، تقريباً هيچ اطلاعي نداشتند . در جوامع سنتي و متعصب ، عروس و داماد تا لحظه ي زفاف ، كمترين شناخت لازم را نيز يكديگر نداشتند و گاه تا آن هنگام حتي يكديگر را نديده بودند . زنان در اثر تعليم و تربيت خاص آن زمان ، بيشتر از طريق بدنيا آوردن بچه هاي زياد و انجام وظايف خانه داري و كدبانويي ، اميد به خوشبختي داشتند . عشق در روح و روان آنها ، تنها رويا و گاه فقط يك شوخي بود . به علاوه ، لذت جنسي و ارگاسم براي زن نجيب و محترم ، امري شرم آور و گستاخ نآبانه بود . در قرون وسطي ، انجام تكاليف ساده زناشويي را معادل عشق متين و موقري دانستند كه تا جنگ جهاني ارزيابي هايي مورد قبول اكثر نخبگان و دانشمندان نيز بود ، به گونه اي كه جنين اظهار مي شد كه زن خود فرد نمي بايست محبوب عشق فرد ديگري باشد . ( اوحدي ، ۱۳۸۲ ) .

دانلود فایل پايان نامه بررسي رابطه ي بين عناصر سبكهاي عشق ( صميميت ، شهوت ، تعهد ) و رضايت زناشويي 


عتیقه زیرخاکی گنج