• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

يکي از ظرايف‌ صنايع‌ دستي ايران که‌ چونان ديگر انواع اين‌ صنعت پر پيشينه تلفيق بليغي از‌هنر و حوصله محسوب ميشود دست‌ اندر کاران آن از مواد اوليه يي‌ ارزان و فراوان ‌محصولاتي‌ گران بها با ارزش‌هاي مصرفي‌ و هنري فوق العاده‌ بالا به‌ وجود مي‌آورند صنعت ‌منبت کاري‌ است‌ که‌ از گذشته هايي‌ دور در ايران رواج داشته و عليرغم‌ بي‌ دوا چوب در ‌برابر عوامل‌ جوي، در کاخها، صندوقچه ي روي‌ مقابر، منابر مساجد و… که‌ از روزگاران قديم‌ ‌به جا مانده دليل خوبي‌ بر گستردگي‌ اين‌ هنر و رونق‌ در رواجش‌ در ايران مي‌باشد. ‌
منبت کاري‌ هنري است‌ مشتمل بر حکاکي‌ و کنده کاري‌ بر روي‌ چوب بر اساس نقشه يي‌‌دقيق. اين‌ تعريف‌ اصولي‌ منبت کاري‌ است‌ که‌ در وحله ي اول‌ هيچ خاطره يي‌ را زنده نميکند ‌و غير از يک‌ تعريف‌ معمولي‌ کتابت‌ شده هيچ چيز ديگري را به‌ ذهن‌ متبا در نمينمايد در ‌حاليکه چوبهاي منبت کاري‌ شده هر کدام نمونه‌ ي خوبي‌ از احساس، ادراک و انديشه ي ‌پديد آوردند گانش‌ مي‌باشد.
تاريخچه منبت کاري‌ همانند بقيه ي هنرها و صنايعي که‌ بنيانگذار آن مردم‌ عادي‌ بوده‌اند و‌در امان جوامع‌ پراکنده ي بشري متولد شده و رشد کرده‌ چندان روشن‌ نيست و به‌ درستي ‌نميتوان گفت اين‌ هنرصنعت از چه‌ زماني‌ ابداع شده و رواج يافته. اما آنچه مسلم است‌ ‌چوب به‌ عنوان فراوانترين‌ ماده‌ ي اوليه ي موجود در طبيعت جزو نخستين موادي‌ است‌ که‌ ‌توجه‌ بشر را به‌ خود جلب کرده‌ و براي ساخت‌ و پرداخت‌ انواع وسايل‌ مصرفي‌ و هنري مورد ‌استفاده‌ قرار گرفته. بنا به‌ اسناد و مدارک‌ موجود منبت کاري‌ در ايران متکي به‌ سابقه يي‌ ‌بيش از هزار و پانصد سال است‌ و حتي عده يي‌ از محققان به‌ صراحت‌ اظهار نظ‌ر نموده‌اند که‌ ‌قبل از ظهور ساسانيان نيز منبت کاري‌ در ايران رواج داشته، ولي‌ هيچ بازمانده ي تاريخي که‌ ‌اين‌ ادعا را اثبات کند در دست‌ نيست. ‌
قديميترين‌ اثر منبت موجود که‌ تاريخ‌ نيمه ي اول‌ قرن سوم هجري قمري را دارد يک‌ لنگه‌در چوبي‌ متعلق به‌ مسجد جامع‌ عتيق شيراز است‌ که‌ در دوره‌ ي عمر و بن‌ ليث صفاري‌ ‌ساخته شده و داراي زير سازي‌ از چوب تبريزي مي‌باشد و روي‌ آن با خلال هايي‌ از چوب گردو ‌و نقوش پر ضلعي بسيار زيبايي‌ زينت شده و بعد از آن بايد يک‌ سر در منبت کاري‌ شده ‌از چوب کاج را مورد اشاره‌ قرار داد که‌ ساخت‌ قرن چهارم‌ هجري قمري است‌ و روي‌ آن با ‌ظرافت‌ کامل‌ خط‌وط کوفي‌ با قط‌ري حدود سه‌ سانتي متر کنده کاري‌ شده است‌. بعد از ظهور ‌اسلام و با توجه‌ به‌ شيوع روحيه ي ساخت‌ مراکز و مساجد اسلامي‌، هنرمندان ايراني‌ جزو ‌اولين کساني‌ بودند که‌ تمامي‌ توان و استعداد خويش‌ را صرف تزئين مساجد کردند و به‌ ‌موازات هنر نمايي‌ معماران، کاشيکاران سنگتراشان، گچبرها و… منبت کاران نيز جذب ‌فعاليت در اين‌ زمينه شدند و آثاري‌ به‌ وجود آوردند که‌ متاسفانه‌ امروزه‌ نمونه‌هاي زيادي‌ از ‌آنها در دست‌ نيست ولي‌ به‌ اتکاي همان باقيمانده هاي ناچيز ميتوان گفت آنچه براي تزئين ‌مساجد و به‌ شکل منبر، رحل‌ قرآن و در و پنجره ساخته شده نمونه‌ ي بسيار ارزنده يي‌ از ‌ذوق‌ و هنر ايرانيان است‌. ‌
در دوره‌ ي صفويه‌، با توجه‌ به‌ اينکه ساخت‌ ابنيه ي مذهبي و نيز کاخهاي سلطنتي در ايران‌افزايش‌ چشمگير و محسوسي‌ يافت‌ عده ي زيادي‌ از هنرمندان به‌ اصفهان که‌ مرکز کشور بود ‌و اکثر ابنيه ي مورد اشاره‌ در آن احداث مي‌شد روي‌ آوردند و تجمع اين‌ هنرمندان در يک‌ ‌نقطه‌ که‌ تبادل‌ تجربيات از اولين برآيندهاي آن بود باعث‌ شد تا آثاري‌ ماندني‌ و اعجاب انگيز ‌به وجود آيد. ‌
به دنبال حمله ي افغانها به‌ ايران و پس‌ از آن درگيريهاي سياسي‌ که‌ عرصه را بر هر نوع‌فعاليت سازنده يي‌ محدود مي‌گردد هنرمندان و صنعتگران منبت کار تدريجا پراکنده و ‌جذب مشاغلي غير تخصصي شدند و آن عده يي‌ هم‌ که‌ هنوز به‌ کار اشتغال داشتند و با ‌سماجت‌ مي‌کوشيدند تا جلوي مرگ اين‌ هنر صنعت ارزنده را بگيرند مجال چنداني‌ براي ‌فعاليت در رشته ي هنري و صنعتي خود نداشتند. در اين‌ زمان، آباده‌ (از توابع‌ استان ‌فارس‌) تنها مرکز تجمع منبت کاران کشور به‌ حساب مي‌آمد و جز اين‌، در هيچ جاي ديگر از ‌کشور پهناورمان نشاني‌ از منبت کاران و منبت کاري‌ ديده نميشد.
بعد از سقوط سلسله ي قاجاريه‌، مردم‌ که‌ از واگذاري‌ بدون‌ قيد و شرط کشور توسط‌‌حکومتگران به‌ بيگانگان به‌ تنگ آمده و جستجو گر راهي‌ براي بازگشت به‌ ازرش‌هاي ‌فرهنگي و صنعتي خويش‌ بودند، عليرغم‌ حکومت‌ کودتا که‌ سعي در حفظ روابط‌ و ضوابط‌ ‌پيشين داشت‌ بسياري‌ از معيارها را در هم‌ ريختند و بديهي است‌ که‌ در چنين شرايط‌ي‌ ‌هنرمندان و صنعتگران و اهل‌ حرفه‌ نيز نقشي بزرگ‌ داشتند. در همين رابط‌ه‌ استاد احمد ‌صنيعي و استاد علي مختاري‌ که‌ جزو معدود باقيماندگان استادان منبت کار بودند به‌ تهران ‌آمده و ضمن جدي گرفتن حرفه‌ ي منبت کاري‌ به‌ تربيت شاگرداني‌ جهت احيا و حفظ هنر و ‌صنعت آبا واجد ايشان پرداختند و تاسيس سازمان صنايع‌ دستي ايران به‌ عنوان حافظ‌ و ‌نگاهبان صنايع‌ سنتي و بومي‌ وسيله ي ديگري بود که‌ باعث‌ شد تا عده يي‌ در زير چتر حمايت‌ ‌آن گرد آمده و مانع‌ مرگ منبت کاري‌ در ايران شوند. ‌
هم اينک شهر آباده‌ در استان فارس‌ و شهر گلپايگان در استان اصفهان مرکز اصلي منبت‌کاري‌ محسوب ميشود و جز اين‌ در شهر بوشهر نيز عده يي‌ به‌ منبت کاري‌ اشتغال دارند و در ‌ديگر نقاط کشور هم‌ به‌ طور پراکنده منبت کاري‌ رايج‌ است‌.
منبت کاران ايراني‌ با بهره گيري از انواع چوب که‌ به‌ راحتي و با قيمت ارزان از داخل‌ کشور‌قابل‌ تهيه است‌ و به‌ کمک ابزار کاري‌ بسيار ساده‌ و ابتدايي‌ که‌ از چند قلم و اسکنه ي فلزي ‌تجاوز نميکند با صبر و حوصله يي‌ در خود ستايش‌ ذهنيات خود را که‌ اکثرا نيز منبت از ‌ارزش‌هاي اصيل اسلامي‌ و ايراني‌ است‌ و به‌ شکل خط‌وط کوفي‌ و نقوش اسليمي، ختايي‌ و ‌گل و مرغ و… متجلي ميشود به‌ منصه ي ظهور ميرسانند و علاوه‌ به‌ درهاي مسجد و ‌زيارتگاهها، صندوق‌هاي روي‌ مقابر و ساخت‌ انواع رحل‌ و منبر در اندازه‌هاي مختلف که‌ نمونه‌ ‌ي آنها را در اکثر مساجد و زيارتگاههاي کشور ميتوان ديد به‌ تهيه و توليد وسايل‌ مصرفي‌ ‌نيز اشتغال دارند و محصولاتي‌ نظ‌ير قاب عکس، قاب آئينه جعبه ي قاشق‌ و چنگال، ‌سرويس‌هاي روميزي اداري‌، انواع ظروف‌ و… توليد مي‌کنند که‌ خريداران و مصرف کنندگان ‌زيادي‌ دارد. 
 
تاريخچه استفاده از چوب و هنرمنبت كاري 
«با نگاهي به پيشينه ي تاريخي اين هنر در شهر اروميه»
شايد كسي به درستي نداند كه هنر منبت چوب از چه زماني شروع شده و براي رسيدن به تكامل چه مسيرهايي را طي كرده است اما روشن است كه سابقه و تاريخ منبت كاري در ايران جدا از تاريخ مصرف چوب نمي باشد و پژوهشگري كه مي خواهد به ريشه و سابقه ي صنايع چوبي دسترسي داشته باشد به طبع مجبور است روند استفاده و كاربرد چوب را مورد مطالعه قرار دهد ولي لازم به ذكر است كه تاريخ مصرف چوب نيز در ايران چندان گويا نبوده و اسناد و مدارك كه دال براين امر باشد چندان در دسترس نيست.
«اما آنچه از خلال نوشته هاي جسته  گريخته ي محققان ، مورخان و باستان شناسان مي توان استنباط كرد ،حاكي از آن است كه در ايران عصر حجر استفاده از چوب معمول بوده و بنا به نوشته ي« گيرشمن » مردم بومي ايران كه قرن ها قبل از مهاجرت آريايي ها در ايران مي زيستند،در حدود ۴۲۰۰سال قبل از ميلاد مسيح براي ساخت خانه هاي محيط اطراف خود از چوب استفاده مي كرده اند و نقش يك لوح ي متعلق به ۳۰۰۰سال قبل از ميلاد در شوش به دست آمده نشان مي دهد استفاده از چوب براي ساخت وسايلي نظير نردبان در اين دوره رواج داشته است.
همچنين قطعه چوبي كه در يكي از مقبره هاي متعلق به ۵۰۰۰سال قبل در اطراف شهرستان فسا به دست آمده و نوع آن توسط آزمايشگاه چوب شناسي دانشكده جنگلداري گلخونك(با استناد به تحقيقات انجام شده توسط دكتر رضا حجاري اين نوع درخت كه جزو گياهان هميشه سبز است ،هنوز هم در مناطق مختلف استان فارس مي رويد)تشخيص داده نشان مي دهد كه در آن زمان ايرانيان از چوب براي ساخت ابزار مختلف استفاده مي كرده اند.
در اكتشافات باستان شناسي تپه چراغعلي نيز ماكت گاو آهني باديرك بلند به دست آمده كه نشان دهنده استفاده از چوب در ساخت گاو آهن و ساير وسايل كشاورزي مي باشد .افزون براين،مطالعه و نوشته هاي مورخيني مانند «هرودوت» «گزنون»و«كنت كورث» با وجودي كه پيرامون دوره ي مادها اطلاعات زيادي به دست نمي دهد،ولي در مورد دوره هاي هخامنشيان كاملا؛ گوياست.چنانكه« گرنفون» در مورد سلاح جنگي ايرانيان به نيزه هايي كه از چوب درخت سنجد ساخته شده بود اشاره كرد و متذكر شده است:ايرانيان براي فتح«سارد» از ارابه هاي چند محوري بزرگي كه وسط آن برجي براي استقرار تيراندازان وجود داشته استفاده كرده اند. درهمين دوره،به غير از ابزار جنگي ،براي امور كشاورزي ،كشتي سازي و خانه سازي نيز از چوب استفاده مي شد .نقش يك گاواهن كه مربوط به ۴۰۰سال قبل از ميلاد مسيح(اواخر دوره هخامنشيان) مي باشد به خوبي نحوه ي استفاده از چوب در كشاورزي را نشان مي دهد.
پاره اي از محققان نيز اظهار كرده اند كه :بعضي ازپوشش تخت جمشيد چوبي بوده و براثر آتش سوزي از بين رفته است و گروهي ديگر صريحا؛ اظهار نظر كرده اند كه براي سقف بندي كاخ هاي شوش و تخت جمشيد از چوب سدر لبنان استفاده شده است «گزنون» ضمن اشاره به كشتي سازي ايرانيان ، به پل هاي چوبي ساخته شده برروي درياي سياه ني اشاره كرده و حتي كشتي سازي ايرانيان،به پل هاي چوبي ساخته شده برروي درياي سياه نيز اشاره كرده و حتي مدعي شده است در ايران باستان ساختن و استفاده از نوعي اسكي چوبي هم متداول بوده است.
از دوره ي سلوكي ها مدرك قابل توجهي در دست نيست اما در دوره ي اشكانيان جز در مواردي مانند تير و كمان سازي،ساير صنايع آنان و از جمله صنايع چوبي از دوره ي هخامنشي عقب تر بوده است. با اين وجود و علي رغم آن كه معماري اين دوره به پاي معماري دوره هاي قبل تر نمي رسيده ،استفاده از چوب در ساختمان ها كاملا؛ رواج داشته و نكته ي قابل توجهي كه در معماري ساسانيان ديده مي شود استفاده از كلاف هاي چوبي در ميان ديوارهاست كه ظاهرا؛ به منظور استحكام بخشيدن به ديوارها انجام مي شد و اقتباسي از نحوه معماري روميان و به روايتي ديگر معماري يونانيان بوده است.
اقدام مهم ديگري كه در دوره ي ساسانيان انجام مي شده استفاده از چوب براي قالب سازي سقف و گنبد هاي ابنيه است كه به وقت خود انقلابي در معماري محسوب مي شده و امروزه نمونه ي ان را مي توان در ساختمان بقعه ي بي بي شهر بانو كه تقليدي از معماري ساسانيان است ملاحظه نمود.اسلوب صنعتي ساسانيان ، بعد از ظهور اسلام ،بدون هيچ تغييري به خدمت ساخت و پرداخت در و پنجره ي ابنيه مذهبي و مساجد و معابد ومسلمانان درآمد و هنرمندان ايراني ،دراين دوره شاهكارهايي از خود برجاي گذاشتند. براي نمونه درها و منبر مسجدي كه ابومسلم خراساني در نيشابور ايجاد كرد و بعدها به وسيله ي عمروبن ليث صفاري تكميل گرديد قابل اشاره است اين شيوه كه تا ظهور سلجوقيان (۱۰۵۹ ميلادي) درگوشه و كنار كشور ادامه داشت .تقريبا؛شكل عوض كرد و گواين كه متاسفانه نمونه چنداني از هنر ـ صنعت چوب اين دوره در دست نيست. ولي با توجه به دو قطعه از يك منبر كه ساخت قرن دوازدهم ميلادي يعني حدود اواخر دوره ي سلجوقيان است و هم اينك در موزه ي «متروپولتين» نگهداري مي شود ، مي توان گفت در اين دوره تزئين چوب با گل و بوته هاي برجسته و فرورفته (چيزي شبيه به منبت كاري فعلي) رواج داشته .كمااينكه برروي يكي از قطعات ياد شده كتيبه يي چند سطري به خط كوفي و طرح هايي گياهي حكاكي شده و برروي قطعه ديگري كه قسمتي از چهار چوب منبر است ،طرح هاي درشت نخل ،نام وقف كننده و تاريخ سال ۴۵۶ هجري قمري كنده كاري شده است.
ادامه ي صنعت منبت كاري به دوره چنگيز و تيمور نيز كشيده و چون از اين دوره ها آثار نسبتا“ بيشتري در دست است، به راحتي مي توان شاهد تركيب نقوش ايراني با طرح هاي چيني بود. از صنايع چوب اين دوره ، منبر مسجد نائين كه تاريخ ۷۱۱ هجري قمري را دارد و بااشكال هندسي و برگ هاي مدور تزئين شده و نيز صندوق مرقد حضرت عبد العظيم در شهر ري قابل اشاره است .در نيمه ي دوم قرن چهاردهم ميلادي ميلادي(قرن هشتم هجري قمري)صنعت چوب ايران ،بخصوص در تركستان غربي به درجات بالايي از لحاظ فني و هنري رسيد ويك رحل چوبي كه هم اينك در موزه ي«متروپولتين» موجود است نمونه ي بسيار خوبي از منبت كاري اين دوره ه حساب مي آيد و برروي آن علاوه بر نام دوازده امام،نام سازنده ي آن حسن بن سليمان اصفهاني و تاريخ ذيحجه ي سال ۷۶۱ هجري قمري حك شده است.درعصر تيموريان ، شيوه ي صنعتگري دوره ي مغول ها ادامه يافت و از نمونه هاي خوب اين دوره يك جفت در متعلق به نيمه ي دوم قرن پانزدهم ميلادي (قرن نهم هجري قمري)قابل اشاره است كه در موزه ي «متروپولتين» نگاه داري مي شود.رويه ي اين دولنگه در ، به قطعات مربع تقسيم و داخل هر كدام نيز تقسيمات ديگري شده و تزئينات آن عبارت است از اشكال هندسي و برگه هاي ظريفي كه معمولا“ تذهيب كاران دروه تيموري از آن ها استفاده مي كردند .نمونه مشابه اين دوره تابوتي است در مدرسه ي طراحي« رپرويدانس» كه به احتمال قوي در رمضان ۸۷۷ هجري قمري «فوريه ۱۴۷۳» در مازندان ساخته شده و داراي تزئينات ياد شده است(حسن بيگي ـ ۱۳۶۵)
«كهن ترين درب چوبي منبت كاري شده اكنون در موزه ي (اكبر آباد)هندوستان حفظ مي شود اين درب متعلق به كاخ سلطان محمود در غزنه است.در موزه هاي ايران نيز چند درب چوبي متعلق به قرن هاي چهارم و پنجم هجري موجود است كنده كاري اين دربها به صورت شاخ و برگ و كتيبه هاي مختلف با آيه هاي قران مجيد است مطالعه ي دقيق اين درب هاي چوبي نشان مي دهد كه هنر منبت كاري و هنر گچ بري از نظر موضوع تزئينات زياد اختلاف نداشته اند در حقيقت همان تحولي كه از دوره ي ساسانيان تا دوره اسلامي در گچ بري ها ديده مي شود در كنده كاري چوب نيز به چشم مي خورد .آثاري از چوب هاي منبت كاري شده در دوره هاي پيش از اسلام در دست نيست و آثاري كه از منبت كاري دوره ي اسلامي باقي مانده متعلق به بناهاي مذهبي است.
در دوره ي زند و قاجار هنر ظريف منبت كاري از رونق افتاد . ساختن درب هاي منبت يا قطعات بزرگ جاي خود را با اشياء ،كوچكتري مانند رحل و قاب آيينه داد.درعصر حاضر هنر منبت كاري همچنان رواج دارد و در گوشه وكنار ايران هنرمندان بسياري بدان مشغولند اما متسافانه رفته رفته استفاده از نقوش اصيل كه شامل طرح هاي اسليمي و ختايي يا گل و بوته است رو به فراموشي مي رود و طرح هاي خارجي جاي آنها را مي گيرد.اگر اين شيوه به همين شكل ادامه يابد،هنر منبت كاري ايران در مقايسه با منبت كاري كشورهاي هند پاكستان و تايلند عقب خواهد ماند(ستاري محمد ـ ۱۳۶۸) بيشتر هنرهايي كه با چوب ساخته مي شوند به دورترين دوره ي تاريخ كشورمان مي رسد،ولي چون چوب با سپري كردن زمان پوسيده و از بين مي رود،نمونه هاي قابل ارائه اي كه گوياي پيشينه و سابقه ي اين هنر باشد به دست مانرسيده است.هنر منبت يا هرچوب منبت كاري شده داراي فرهنگ و ذوق سرشار ملتي را بيان مي كند كه هرگز زور ،زورگويان هيچ يك از اقوام نتوانسته آن را به نابودي سوق دهد و به عبارتي هركدام از هنرها و صنايع دستي حكايت از استقامت در مقابل ناملايمات و گواه سرزندگي و غرور راستين آن ها در برابر تهاجمات ضد فرهنگي بيگانگان است.علاوه برهنر زيبا و ظريف منبت كاري،ريزه كاري چوب از جمله صنايع دستي پررونق شهرهاي اروميه و سسندج بوده و اساس آن روكش كردن قطعات چوبي آماده شده براساس طرح مورد نظر است.محصولات ريزه كاري چوب بسيار متنوع بوده و شامل انواع سيني ،شكلات خوري ،قاشق ،زير سيگاري ،ظروف ميوه و … مي شود. پس مي توان مي گفت:منبت كاري يا كنده كاري ،هنري است شامل برجسته كاري و مشبك كردن چوب براساس نقشه اي دقيق و حساب شده .اين دست ساخته ها كه از لحاظ حسن تناسب و هماهنگي شكل و رنگ و تزئين ،ستودني است نمودار گرايش ساكنان اين مرز وبوم به زيبايي و خلاقيت با در نظر گرفتن ضروريات و لوازم زندگي است
  • بازدید : 35 views
  • بدون نظر

دانلود پایان نامه با موضوع کارهای دستی که شامل ۵۴ صفحه میباشد:

نوع فایل Word

مقدمه :

 کارهای دستی

برای اکثر مردم می تواند رضایت بخش و برای بعضی هم لذّت بخش باشد ، ولی این رضایت و لذّت زمانی به پایان می رسد که اجرای کار به صورت عملی تکراری و یک محیط یکنواخت و دائمی به شیوه تکلیفی ساده و بدون هیچ گونه رقابت درآید .

وظیفه هایی که چنین ویژگیهایی دارد ، می تواند استفاده از دستگاههای مجهز به وسایل خودکار یا اتوماسیون را مد نظر قرار دهد . همچنین نیاز به تولید انبوه ، مرغوبیت کالا و کیفیت یکنواخت باعث شده که صنعت امروزه هر چه بیشتر خود را به سمت دستگاههای مجهز به وسایل خودکار کامپیوتری یا اتوماسیون کامپیوتری سوق دهد . در حال حاضـر اکثر خودکار سازهای مّولد طوری به وسیله ماشین و یا دستگاهها طراحی شده اند که بتوانند تعیین شده قبلی را که در محیط تولیدی به دقت و فقط برای یک منظور ساخته شده است انجام دهند . تغییر ناپذیری و گرانی دستگاههایی که معمولاً به نام دستگاههای اتوماسیون سخت معروف اند ، باعث شده که روبات با داشتن قابلیت تغییر پذیری در اجرای کار برای تولیدات متفاوت و ارزانتر در محیطهای مختلف به فراوانی در خطوط تولید به کار گرفته شود .

 امروز می بینیم که در کشورهای پیشرفته صنعتی چگونه علم روباتیک در تکنولوژی وصنعت به طور وسیع گسترش یافته و همین امر باعث شده که این علم مورد تحقیق و بررسی بیشتری قرار گیرد و تکامل و پیشرفت زیادی در زمینه های مختلف روبات مانند حرکت شناسی یا سینماتیک ، دینامیک ، برنامه نویسی ، برنامه ریزی ، کنترل ، حس تشخیص و هوشمندی ماشین صورت گیرد.

آزادی حرکت و قابلیت تغییر پذیری روبات باعث گسترش استفاده علم و روباتیک شده است . امّا متأسفانه هنوز وقتی صحبت از طراحی و کاربرد روبات می شود ، معیاری که بتوان با آن کاربرد روبات را مورد سنجش قرار داد وجود ندارد ، غیر از خصوصیات مکانیکی مانند قابلیت تکرار کار یا حداکثر قدرت جا به جایی بار به وسیله روبات از دیگر ویژگیهای آن سرعت و شتابی است که روبات میتواند از خود ارائه دهد . با آگاهی از این نوع اطلاعات مکانیکی که تولید کننده روبات در دسترس استفاده کننده گان قرار می دهد ، هنوز مشکل بتوان کیفیت کامل کاربرد یک روبات را معلوم کرد . چون روبات سیستمی است مرکب از یک تکنولوژی که دارای عامل مکانیک و کنترل است ، در نتیجه خصوصیات حرکت شناسی و دینامیک روبات باید به خوبی طراحی شوند که به سادگی قابل کنترل باشند . طبیعی است که روبات باید از نقطه نظر کنترل نیز مورد بررسی قرار گیرد . روباتهای صنعتی مختلفی وجود دارند که می توانند در خطوط تولید متفاوت مورد استفاده قرار گیرند . سازندگان روباتهای صنعتی در امر نامگذاری روباتها تا حدودی به تعریفهای مشترک دست یافته اند که می توان آنرا به صورت زیر دسته بندی کرد :

 1- روبات با کمتر از ۵ درجه آزادی – بهم پیوستن خودکار                           (Automation Assembely )

۲- روبات با ۵ درجه آزادی   – جا به جا کردن                                                  ( Pick and place )

۳- روبات با بیشتر از ۵ آزادی – کنترل مسیر و دقت ( Path & Precision control )                                            

 ریشه واژه روبات از لغت روباتا که در زبان (( چک )) به معنی کار است گرفته شده است . انجمن روبات بریتانیا ((BRA )) ربات را چنین تعریف می کند :

روبات دستگاهی است با قابلیت برنامه ریزی مجدد و طراحی ویژه که توانایی به حرکت در آوردن قطعه ، ابزار کار و یا ابزار خاص تولید را دارد تا طبق یک برنامه ریزی مشخص برای انجام کاری معین در رابطه با یک تولید خاص به کار گرفته شود .

تعریف دیگری از روبات که خیلی متداول است و امروزه کاربرد بیشتری دارد از طرف اینستیتو روبات آمریکا عنوان شده است :

روبات بازوی مکانیکی با طراحی ای ویژه و قابلیت برنامه ریزی برای انجام کارهای متفاوت است که طبق برنامه ریزی مشخصی در یه حرکت در آوردن قطعه و ابزار کار و یا ابزار تولید برای انجام کار معینی مورد استفاده قرار می گیرد.

تعریف بازوی مکانیکی :

بازوی مکانیکی ماشینی است که عملکرد آن شبیه بازوی انسان است و در جا به جا کردن جسم و یا قطعه ای از یک نقطه به نقطه دیگر به کار گرفته می شود .

۱ – اتو ماسیون سخت :

اتو ماسیونی است که با استفاده از سیستمهای الکتریکی ، الکترونیکی و یا مکانیکی انجام می گیرد.

 2 – اتوماسیون نرم :

اتو ماسیون نرم آن است که در کنترل کردن آن از برنامه نویسی سطح بالا ، یا سطح پایین استفاده می شود .

کیفیتهای استفاده از روبات در یک سیستم تولیدی را می توان به صورت زیر جمع بندی کرد :

۱- قابلیت تغییر پذیری زیاد نسبت به اتوماسیون سخت .

           2- قابلیت استفاده روبات در محیط کار خطرناک و نا مطبوع .

           3- بالا بردن سطح تولید .

           4- یکنواختی کیفیت تولید .

           5- پر کننده خلاء کارگر با تجربه .

           6- نیاز به کارگر کمتر .

به غیر از استفاده های بالا روباتهای کمی هستند که در کار بازبینـی مورد استـفاده قرار می گیرند ، مثلاً پیدا کردن نشت گاز یکی از این موارد است . در فصلهای بعدی ، این نوع روباتها و عملکردشان در نحوه بازبینی مورد بررسی قرار خواهد گرفت .

فصل دوّم

 ساختمان روبات

۱-۲ – مقدمه :

روبات ماشین پیچیده ای است و برای اینکه بدانیم چگونه کار می کند ، مهم است که راجع به ساختمان و نیرویی که روبات را به حرکت در می آورد و سیستمی که آنرا کنترل می کند ، اطلاعات کافی داشته باشیم ، در این فصل به بررسی نکات ذکر شده می پردازیم .

 2-2 سیستمهای روبات صنعتی :

روبات صنعتی از پنج قسمت که با هم در ارتباط اند تشکیل شده است که عبارتند از :

 مجموعه اندامهای مکانیکی :

این مجموعه شامل بازوهای پیوسته ای است که به حالت لولا به هم متصل شده و قابل حرکت اند . در شکل ۱-۲ روباتی را که بازوها و مفصلهایش در آن مشخص شده است مشاهده می کنیم . مفصلهای روبات را می توان به یکی از د و صورت د ورانی یا منشوری به کار برد ( ۲-۲) . هر مفصل و بازو ، تشکیل دهنده یک درجه آزادی است . در نتیجه    Nدرجه آزادی متشکل از تعداد N مفصل و N بازو که به وسیله بازوی (( ۰ )) ( صفر ) که جزء بازوی روبات به حساب نمی آید به جایی وصل شده است .بنا براین بازوی ((۰)) پا یه ای است که روبات به وسیله آن فقط به جایی نصب شده و در حرکتهای روبات اثری ندارد . در این پایه است که مختصات اوّلیه روبات که معروف به مختصات جهانی است تعیین می شود . آخرین بازوی بیرونی روبات به ابزاری که روبات با آن کار خود را انجام می دهد متصل است و نحوه شماره گذاری مفصلها و بازوها از پایه شروع شده و به سمت بالا شماره گذاری می شوند . در نتیجه مفصل ((۱)) بین پایه ((۰)) و بازوی ((۱)) قرار دارد و هر بازو حد اکثر به دو بازوی دیگر متصل است .

 بازوهای روبات هیچ وقت یک مدار بسته را تشکیل نمی دهند، و همان طور که قبلاً نیز گفته شد هر دو بازو به دو شکل می توانند بهم متصل شوند : یکی دورانی که در هم به صورت لولا قرار می گیرند و در داخل هم قابلیت چرخش دارند و دیگری منشوری که آن هم لولا شده ولی فقط قابلیت پایین و یا بالا رفتن دارند.

 2 – سیستم نیروی محرکه یا کار انداز :

سیستمهای محرکه تولید کننده قدرت و یا نیرو هستند ، که زیر نظر یک سیستم کنترل شده با دقت مفصلها و بازوهای روبات را به حرکت در می آورند . سه نوع سیستم نیروی محرکه که در روباتها استفاده می شوند عبارتند از :

 ( I ) – سیستم بادی یا پنوماتیک :

این سیستم عموماً در روباتهای صنعتی که در مونتاژ یا جا به جا کردن قطعات به مراکز و محلهای ثابت به کار گرفته می شوند وجود دارد . استفاده از فشار هوا ارزان شناخته شده است .ولی مشکل چنین سیستمی کمبود کنترل دقیق بر روی سیستم مربوطه است و حرکتها تنها بین نقاطی که قبلاً با مانعهای مکانیکی تعیین شده است مشخص و حرکتی بیش از این محدوده مکانیکی امکان پذیر نیست . البته سرعت این سیستم خوب است و دقت آن تا زیر میلیمتر نیز می رسد .

 (I I ) – سیستم روغنی یا هیدرولیک :

این سیستم از قابلیت کنترل بالایی برخوردار است و توانایی ایجاد نیروی زیادی دارد . البته روباتهایی که از سیستم روغنی یا هیدرولیک استفاده می کنند روباتهای تقریباً بزرگی هستند که برای طراحی و نگهداری نیاز به تخصص بالایی دارند . این سیستم احتیاج به پمپ هیدرولیکی داشته و به همین دلیل در صورت خرابی ، محیط و روبات را روغنی می کند.

 (I I I) – سیستم برقی :

از این سیستم در روباتهای کوچک که متداولترین روباتها نیز هستند بیشترین بهره گیری به عمل می آید که بر دو نوع اند موتورهای پله ای و موتورهای سرو یا خود تنظیم      (Servo) . در زیر ، توضیحی درباره هر یک از آنها آمده است :

 الف – موتورهای پله ای :

موتورهایی هستند که رابطه سیم پیچ و روتور یا چکش برق به نحوی است که مبدل خروجی از موتور را به صورت پله ای یا منفصل به گردش در می آورند . با تغییر دادن شدت جریان برق در سیم پیچ ، چکش برق یا روتور به حرکت در آمده و به جای بعدی می رسد، و دیگر حرکتی نمی کند تا دوباره در شدت جریان تغییری به وجود آید .

این موتورها در انواع ۶ پله ای تا ۲۰۰ پله ای موجودند، البته در صورت لزوم می توان جعبه دنده را به موتورهای پله ای اضافه کرد .

ب : موتورهای سرو یا خود تنظیم : (Servo) :

این موتورها معمولاً موتورهای مستقیم هستند ، شفت خروجی موتور به دستگاه کنترلی مانند       پتانسیومتر وصل شده است که به وسیله آن میزان گردش موتور را می توان تنظیم کرد . مدار کنترل الکترونیکی ، مکان مورد نظر را با استفاده از سیگنال الکترونیکی نشان می دهد ، آنگاه با سیگنالی که از دستگاه کنترل یا همان پتانسیومتر خارج می شود مقایسه کرده و بعد شدت جریان لازم را به موتور ، هدایت می کند تا اختلاف این دو سیگنال به حد اقل برسد . مسلماً هر چه اختلاف این دو سیگنال کمتر باشد دقت تعیین مکان بیشتر است . نیروی مورد نیاز موتورهای          D C

از یک مرکز برق ۲۴۰ ولت و یا ۱۱۰ ولت که بعد از عبور از یک سیستم مرکز تهیه برق به ولتاژ خیلی کمتر برق مستقیم (D C) ، مثلاً ۱۲ ولت تبدیل شده تأمین می شود . قیمت این موتورها ارزان است و از قابلیت کنترل ساده ای نیز برخوردارند .

اگر چه سیستم های هیدرولیکی و پنو ماتیکی در روباتهای با مقیاس بزرگ به طور خیلی متداول مورد استفاده قرار می گیرند ، ولی این نوع روباتها در آزما یشگاه استفاده ای ندارند ، امّا در مکانهایی که امکان آتش سوزی وجود داشته اشد موارد استفاده زیادی دارند .

  • بازدید : 49 views
  • بدون نظر

دانلود تحقیق صنایع دستی با موضوع رنگرزی پشم با قرمزدانه که شامل ۱۲ صفحه میباشد:

نوع فایل Word

فهرست محتوا

  1. رنگرزی
  2. رنگرزی پشم با قرمزدانه
  3. محصول برداری سایر انواع قرمز دانه :
  4. رنگرزی پشم با قرمز دانه همراه با دندانه های مختلف
  5. انواع قرمزدانه
  6. قرمزدانه
  7. قرمزدانه آمونياكيgHErmezdaanah-eaamuniyaaki
  8. قرمزدانه خميرgHermezdaanah-khamir 
  9. قرمزدانه گردghermezdaanah-ejard
  10. قرمزدانه لاكيghermsdaanah-elaaki
  11. قره قروت gharajhurut
  12. توضيحي در مورد ماده رنگرزي قرمزدانه
  13. انواع قرمزدانه
  14. قرمزدانه هندي
  15. قرمزدانه لهستاني
  16. قرمزدانه مكزيك
  17. كرم ورميلو
  18. طريقةجمع آوري
  19. جمع آوري و تهية‌ قرمزدانه( مراحل وروشهاي آن)
  20. روش اول
  21. روش دوم
  22. روش سوم
  23. مشخصات قرمزدانه

  • بازدید : 74 views
  • بدون نظر
این فایل قابل ویرایش می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

استان چهارمحال و بختیاری یکی از استان‌های ایران است. مرکز این استان شهرکرد است. بر اساس آخرین تقسیمات سیاسی کشور، استان چهار محال وبختیاری دارای ۶ شهرستان ،۲۴ شهر، ۱۵ بخش و ۳۴ دهستان است.
پیشینه در تقسیمات کشوری
بختیاری به جامانده از اتابکان لر بزرگ به مرکزیت ایذذه می باشد عباس اقبال اشتیانی در تاریخ ایران می گوید بختیاری را از زمان اتابکان لر بزرگ به این نام می شناسند اتابکان زیر نظر سلجوقیها حکومت می کردند اولین قانون تقسیمات کشوری مورخ ۱۳۱۲ هجری شمسی تحت عنوان قانون ایالات و ولایات، منطقه بختیاری را که تا قبل از آن به عنوان مجموعه‌ای واحد بود و به وسیله ایلخانی اداره می‌شد به چند بلوک تقسیم کرد. طبق این قانون بلوک ایذه تحت حاکمیت حاکم اهواز وبلوک آخوره (فریدونشهر) داران، گندمان، لردگان، اردل و غیره تحت سلطه حاکم نشین اصفهان قرار گرفت. در پی این تقسیمات منطقه بختیاری عملا به سه حوزه مجزا ومتمایز از هم تبدیل گردید:
پیشینه در تقسیمات کشوری
بختیاری به جامانده از اتابکان لر بزرگ به مرکزیت ایذذه می باشد عباس اقبال اشتیانی در تاریخ ایران می گوید بختیاری را از زمان اتابکان لر بزرگ به این نام می شناسند اتابکان زیر نظر سلجوقیها حکومت می کردند اولین قانون تقسیمات کشوری مورخ ۱۳۱۲ هجری شمسی تحت عنوان قانون ایالات و ولایات، منطقه بختیاری را که تا قبل از آن به عنوان مجموعه‌ای واحد بود و به وسیله ایلخانی اداره می‌شد به چند بلوک تقسیم کرد. طبق این قانون بلوک ایذه تحت حاکمیت حاکم اهواز وبلوک آخوره (فریدونشهر) داران، گندمان، لردگان، اردل و غیره تحت سلطه حاکم نشین اصفهان قرار گرفت. در پی این تقسیمات منطقه بختیاری عملا به سه حوزه مجزا ومتمایز از هم تبدیل گردید:
حوزه مال امیر (ایذه) و باغ ملک جزء حکومت اهواز و ولایت خوزستان شدند.
حوزه فریدن و فریدونشهر تحت عنوان بلوکات حاکم نشین اصفهان ودر ردیف بختیاری مرکزی قرار گرفتند .
حوزه استان کنونی چهارمحال و بختیاری که در قالب یک حوزه تابع اصفهان شد.
چهارمحال وبختیاری تا قبل از سال ۱۳۳۲ در قالب شهرستان شهرکرد وبختیاری از شهرستانهای استان اصفهان بشمار می‌آمد. در این سال، شهرستان شهرکرد از استان اصفهان جدا و به عنوان فرمانداری مستقل بختیاری در تقسیمات سیاسی کشور قرار گرفت. در سال ۱۳۳۷ شمسی فرمانداری مستقل بختیاری و چهارمحال به فرمانداری کل ارتقاء می‌یابد و در محدوده آن فرمانداریهای جدید بروجن و نیز بخش‌های جدید شوراب و گندمان ایجاد می‌گردند. در مصوبه سال ۱۳۵۲ هیئت وزیران، فرمانداری کل چهارمحال و بختیاری به استانداری چهارمحال و بختیاری ارتقا یافت.صص
 جغرافیا
نام بختیاری برای اولین بار در ذیل طوایف لر بزرگ توسط حمدلله مستوفی ذکر شده است. اما به عنوان یک نامجا و یک نام جغرافیایی در روزگار قاجار به زیستگاه ایل بزرگ بختیاری اطلاق شده است . اما در تقسیمات رسمی کشوری ایران استان چهارمحال و بختیاری با مساحت ۱۶۵۳۲ کیلومتر مربع بین ۳۱ درجه و ۹ دقیقه تا ۳۲ درجه و ۴۸ دقیقه عرض شمالی و نیز ۴۹ درجه و ۲۸ دقیقه تا ۵۱ درجه و ۲۵ دقیقه طول شرقی قرار دارد. این استان دربخش مرکزی کوههای زاگرس بین پیش کوههای داخل و استان اصفهان واقع شده است. از شمال و شرق به استان اصفهان، ازغرب به استان خوزستان، از جنوب به کهکیلویه و بویر احمد و از شمال غرب به استان لرستان محدود است. این منطقه دارای یک درصد از کل وسعت ایران است و در بستر سلسله جبال زاگرس واقع شده است. این منطقه با وجود مساحت کم ده درصد از منابع آب کشور را در اختیار دارد. به علت ماهیت کوهستانی مرتفع، که درمسیر بادهای مرطوب سیستم‌های مدیترانه‌ای قرار داشته و موجب صعود و تخلیه بار این سامانه‌ها می‌گردد، این استان دارای بارش نسبتاً مناسب است. غالبا در مناطق مرتفع نوع بارش به صورت برف است و وجود ارتفاعات پوشیده از برف یکی از ویژگیهای اقلیمی این استان است. به علت جوان بودن دوره کوه زایی، دراین منطقه وجود بلایا و مخاطرات طبیعی بسیاری چون سیل و زلزله، رانش زمین در اکثر نقاط آن مشاهده می‌شود. ریزشهای جوی و برف و باران منشاء سرشاخه‌های رودخانه کارون و زاینده رود هستند وآبخیزهای این دو رودخانه را به ترتیب ۱۳۸۰۰ و ۲۷۲۰ کیلومتر مربع شامل می‌شود.
شهرستان های استان: 
اردل | بروجن | شهرکرد | فارسان | کوهرنگ | لردگان


شهرهای استان:
اردل | آلونی | باباحیدر | بروجن | بلداجی | بن | جونقان | چلگرد | سامان | سفیددشت | سودجان | سورشجان | شلمزار | شهرکرد | طاقانک | فارسان | فرادنبه | فرخ‌شهر | کیان | گندمان | گهرو | لردگان | مال خلیفه | ناغان | نافچ | هفشجان 

مراکز دیدنی استان:
آبشار آتشگاه | آبشار کوهرنگ | اتاق آینه شهرکرد | امامزاده شهسوار | پل زمان‌خان | پیست اسکی باباحیدر | پیست اسکی چلگرد | پیست اسکی گرده خلک | تالاب گندمان | چشمه سردآب | سد زاینده‌رود | عمارت سئوده | قلعه صمصام‌السلطنه | مسجد خان (شهرکرد) | موزه قلعه چالشتر 
  • بازدید : 78 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۴صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

شعربافي(  ( SHARBAFI‬از جمله هنر و صنعتي است كه حدود ‪ ۳۵۰‬سال پيش به وسيله دستگاهي با نام “ماكوپران” انجام مي‌شد و در هر كوي و برزن شهر يزد مردم به اين شغل مشغول بوده و امرار معاش مي‌كردند.
ااين شغل در محله‌هاي قديمي يزد مانند وقت و ساعت ، بازارنو، پشت باغ ، شاه ابوالقاسم، جنگل و پشت خان ، از رونق خاصي برخوردار بوده و به عنوان شغل اصلي آن دوران محسوب مي‌شد. 
زري بافي ، مخمل ، پارچه قلمكار ، دارايي، احرامي، پتو، ترمه، روتختي، رويه لحاف، شال، پلاس، سفره، شمد، جيم، كرباس، قناويز، روفرشي، دنداني، بقچه، لنگ، كيسه حمام، پرده، اومك، چادرشب، دستمال يزدي و دستمال مرسريزه از محصولات شعربافي است
. اين هنر را در ابتدا بانوان با دستگاههاي بسيار ساده در خانه انجام مي‌دادند اما به دليل رشد و توسعه اين هنر و رونق اقتصادي آن مورد توجه مردان نيز قرار گرفت و موجب ايجاد كارگاهاي شعربافي شد.
بر همين اساس، شايد قديمي‌ترين اطلاعي كه از اين صنعت در شهر يزد وجود دارد مربوط به عصر ساساني است كه در اين دوره عليرغم محدوديت‌هايي كه دولت در امر تجارت اعمال مي‌كرد، حوزه نفوذ تجاري ايران با روم شرقي در غرب و از شرق تا هندوستان و چين امتداد داشت.
اابريشم در اين زمان نخستين مقام را در داد و ستد چين و بيزانس احراز كرده بود و نامگذاري راهي كه از خشكي به چين مي‌رفت، راه ترازيتي تجارت ابريشم بود كه از آن به عنوان “جاده ابريشم” ياد مي‌كنند
دستگاههاي شعربافي به طور عموم چوبي و داراي اندازه‌هاي متفاوت بودند كه از قسمت‌هاي مختلفي مانند پدال، نورد(غلتك پارچه پيچ)، ميخ طويله پهلوكش، موم مال، شانه، ورد، ماسوره، ميل ميلك، ساز، ماكو، ميتيز، دفه يا دفتين، گرت ، چرخ سوره پيچي، كيسه شن و دستگاه چله‌دواني تشكيل مي‌شدند
براي تهيه منسوجات دستباف، صنعتگران پس از تهيه و رنگرزي نخ مورد نياز ابتدا آن را چله دواني كرده و هشت تار از بوبين‌هاي مختلف را گرفته و آن را به گرد چرخي استوانه‌اي پيچيده و از آن عمامه ايجاد مي‌كنند و همزمان با اين كار عمل ماسوره پيچي به وسيله چرخ‌هايي كه با دست به حركت درمي‌آيد انجام و پس از آن چله كشي و طراحي آغاز مي‌شود.
در اين مرحله طبق نقشه ، تارهاي لازم از سوراخ ميل ميلك دستگاه به روش خاصي عبور داده مي‌شود و عمامه‌هاي چله به وسيله ورنه‌هايي در انتهاي دستگاه مستقر مي‌شود و به نسبت پيشرفت توليد ، با خارج كردن قلمبك، مقداري از نخ عمامه باز شده و توليد ادامه مي‌يابد.
در زير پاي بافنده، پدال وردهاي دستگاه قرار داد كه در ارتباط با طرح پارچه‌ها، دو به دو به بالا و پايين رفته و دو دسته تار را از هم باز مي‌كند كه به اصطلاح دهنه ايجاد مي‌شد و در اين حال با عبور ماكو از وسط دهنه، پود گذاشته مي‌شود و با عوض كردن پاها، دو ورد ديگر را به حركت درآورده و بافت را مانند آنچه گفته شد ادامه مي‌دهند.
در صورتي كه پود پارچه از چند رنگ باشد، به موقع از ماسوره‌هاي رنگارنگ استفاده مي‌شود.
ااما در ميان دست بافته‌هاي يزدي كه به آنها شعربافي نيز اطلاق مي‌شود ترمه از شكوه و جذابيت فراواني برخوردار است.
 تارﻳخچه ترمه بافی
 
ترمه يا تيرمه واژه‌اي است هندي به معني درخت سروي كه خميده باشد، اين پارچه هفت رنگ كه فقط در يزد ايران توليد مي‌شود، زادگاه اوليه آنرا كشمير مي‌دانند و برخي ديگر معتقدند كه اين هنر از ايران به كشمير راه يافته و در آنجا كامل شده است.
ااز پيشينه ترمه تا قبل از سال ‪ ۹۰۰‬هجري قمري اطلاع چنداني در دست نيست و نشانه‌هاي اين هنر و صنعت را از دوره صفويه به بعد شاهد هستيم.
ااين هنر در بدو ورود به ايران در انحصار زرتشتيان قرار داشت و از آن تنها براي دوخت شلوار گبري كه نوعي تن‌پوش مخصوص مجالس جشن و سرور بود استفاده مي‌كردند، اما ساير مردم يزد و پاره‌اي از سكنه كرمان نيز با اين هنر آشنايي يافته و سبب بالندگي آن شدند.
ترمه در گذشته توسط انگشتان دست بافته مي‌شود كه به آن “انگشت باف” مي‌گفتند كه كار بسيار سخت و طافت فرسايي بود و ترمه باف براي بافتن يك تكه كوچك از اين پارچه مدتها وقت صرف مي‌كرد.
بافت ترمه در بين ساير دست‌بافته‌هاي شعربافي بسيار سخت و دقيق‌تر است.
دستگاه ترمه بافي از چهار ورودي تشكيل شده و در گذشته بافت ترمه توسط دو نفر استادكار و گوشواره‌كش انجام مي‌شد به طوري كه استاد كار در پايين و پشت دستگاه و گوشواره كش در بالاي دستگاه بودند و اين كار موجب ايجاد نقوش زيبا بر روي پارچه‌هاي ترمه مي‌شد ولي نقش اصلي را “نقش بند” بر عهده داشت.
نقش بند، نقش ترمه را در ذهن خود جاي مي‌داد و سپس روي كاغذ شطرنجي پياده مي‌كرد و بعد از طراحي روي كاغذ شطرنجي، فاصله‌هاي رنگ آميزي كاغذ شطرنجي را با نخ روي دستگاه بافندگي پياده مي‌كرد.
۴۰‬گوشواره يعني چهار خانه افقي شطرنجي كه روي كاغذ شطرنجي پياده مي‌شد، كه به آن يك ” دستور ” مي‌گفتند و هر طرح امكان داشت از يك تا پنج دستور تشكيل شود كه به آن نقش مي‌گفتند.
به جز نقش‌بند كه نقش اصلي را ايفا مي‌كرد دو نفر ديگر در كار بافتن ترمه دخالت داشتند، يكي بافنده كه چگونگي بافت توسط نقش بند به او گفته مي‌شد كه مثلا طرح شش رنگ ، زرد، سفيد، گلي، سبز، آبي و مشكي ببافد و يا اول يا آخر كار، آبي را تكرار كند.
تارﻳخچه داراﻳﻲ بافی 
دارايي بافي نيز نوع ديگري از شعربافي است كه در لاتين به آن “ايكات” به معني بستن، گره‌زدن يا پيچاندن اطلاق مي‌شود.
در مورد محل اصلي دارايي اطلاعات چنداني در دست نيست، برخي پژوهشگران بر اين ادعا هستند كه اين شيوه بافت، طي قرن‌هاي ‪ ۱۵‬و ‪ ۱۶‬ميلادي در اروپا و توسط اقوام مختلف با فرهنگ‌هاي جداگانه ابداع شده است
پيچيدگي و ظرافت خاصي كه در نقش‌ها و شيوه‌هاي بافت آن در جزاير مالي، سومبا، سوماترا و برنئو يافت شده، دلالت بر اين داردكه خاستگاه اصلي ايكات در اندونزي بوده است.
قديمي‌ترين نمونه ايكات پيدا شده مربوط به مصر در تاريخ ‪ ۱۱۰۰‬ميلادي است.
ايكات را از مكزيك تا پرو نيز مي‌بافتند ، همچنين در در دنياي اسلام از ماداگاسكار گرفته تا اسپانيا و هندوستان و تا غرب آفريقا ايكات بافته مي‌شد
در كشور ايران نيز اين شيوه بافت از گذشته‌هاي دور در مناطق مختلفي از جمله كاشان، خوزستان، آذربايجان و گيلان وجود داشته ولي در حال حاضر ايكات يا دارايي بافي تنها در چند كارگاه شهر يزد توسط رمضان رضايي، غديرزاده و ملك ثابت بافته مي‌شود.
ااساتيدي كه در حال حاضر دارايي و احرامي مي‌بافند نيز به دليل كهولت سن، چند سالي ديگر دست‌از كار خواهندكشيد و چنانچه‌مسوولان زودتر به خود نيايند، در آينده بايد زوال اين هنر اصيل ايراني را شاهد باشيم.
ااستاد غضنفر ملك‌ثابت با سني حدود ‪ ۷۵‬سال و با ‪ ۶۰‬سال سابقه شعربافي در حال حاضر مشغول آموزش علاقمندان اين هنر است.
ملك‌ثابت يادآور شد: صنايع دستي بدون هنرمند معني نخواهد داشت و وجود هنرمندان است كه موجب شده تا ادارات صنايع دستي به طور گسترده در كشور شكل بگيرد.
وي همچنين در خصوص فلسفه بافت دارايي گفت: تا ‪ ۸۰‬سال پيش حشره‌كشي براي از بين بردن حشرات در منازل وجود نداشت.
به گفته وي، حشرات از رنگ سبز، زرد و قرمز فرار مي‌كنند، به همين دليل دارايي با اين رنگها بافته مي‌شد و مردم نيز از آن به عنوان پرده استفاده مي‌كردند و پشه نيز به اين وسيله وارد اتاق نمي‌شد.
ااستاد ملك‌ثابت در حال حاضر دو دستگاه شعربافي و احرام بافي را در محل صنايع دستي براي آموزش هنرجويان و دو دستگاه ديگر را نيز در محل زندان اسكندر براي بازديد علاقمندان برپا كرده است.
. محمدرضا خجسته ادامه داد: محققان اين هنر را به دو گونه تفسير كرده‌اند، يكي آنكه اگر به صورت شعر نوشته شود معناي “مو باف” را مي‌دهد و اگر “شر” نوشته شود به معني بافت شال با ابريشم طبيعي است.
وي اضافه كرد: به همين دليل محققان “شر بافي” را صحيح‌تر مي‌دانند، اما در حال حاضر در بين عوام “شعربافي” گفته مي‌شود.
خجسته با اشاره به منسوخ شدن بافت ترمه و ساير دست‌بافته‌ها به صورت دستي از حدود ‪ ۳۵‬سال پيش گفت: احرام‌بافي و دارايي بافي نيز در حال منسوخ شدن است.
هنرمردمان کوﻳر
كوير سرزمين هنرمندان گمنام است و البته همين هنرمندانند كه خلاقيت و تازگى را ايجاد مى كنند. «خلق كردن» هنر مردمان كوير است، مردمانى كه بودن بهتر را در شرايطى بدتر تجربه و ثابت كرده اند. در ميان انبوه هنرهاى مردمان اين ديار، كم نيستند خلاقيت هايى كه سال هاى سال چون گوهرى بر تارك فرهنگ و هنر يزد مى درخشيده است ولى اكنون در كشاكش فراز و نشيب هاى روزگار به دست فراموشى سپرده شده است، گزارش پيش رو درباره يكى از اين هنرهاست؛ هنر دارايى بافى . 
پايه و اساس دارايى بافى را پارچه اى مشهور به نام ايكات تشكيل مى دهد. در فارسى به اين پارچه دارايى گفته مى شود. وجه تسميه دارايى بدان سبب است كه در زمان هاى گذشته اين پارچه در جهيزيه عروس، جزو سرمايه وى محسوب مى شد و عروس به خود مى باليد كه جهيزيه اش از پارچه گران و ارزشمندى كه به ايكات معروف است، تهيه شده است. آن چنان كه محققان نوشته اند ايكات از كلمه مالايايى «منجيكات» به معنى بستن و گره زدن يا پيچاندن گرفته شده و در هندوستان نيز به اين نوع بافت «هل» گفته مى شود
تا چند سال پيش براى بافت ايكات از ابريشم طبيعى استفاده مى كردند، اما هم اكنون از نخ ويسكوز براى تار و از ابريشم مصنوعى براى پود بهره مى گيرند. در قديم اين پارچه در كاشان و استان خوزستان نيز بافته مى شد، اما امروز فقط در يزد بافته مى شود. البته كهن ترين نمونه ايكات متعلق به مصر است كه تاريخ بافت آن را به سال ۱۱۰۰ ميلادى نسبت داده اند اما نقش هاى ديوار معبدى در شمال غربى هندوستان كه در حدود ۵۰ سال قبل از ميلاد مسيح ساخته شده است، زنانى را با جامه هاى بافته شده از اين نوع نشان مى دهد. ايكات، در واقع تركيبى از فن و رنگرزى و بافت پارچه است. براى ايجاد نقش روى پارچه ۲ روش به كار گرفته مى شود؛ يا هنگام بافت، نقش را ايجاد مى كنند و يا از طريق چاپ كه خود انواع مختلفى دارد، اما روش بافت ايكات به طور كامل متفاوت است. در ايكات نقش را روى تار يا پود و يا هر دو به وسيله رنگرزى منتقل مى كنند و سپس آن را مى بافند. انجام اين كار، بسيار دشوار است اما حاصل كار توليد پارچه اى بسيار زيبا و ارزشمند است
ايكات در زمان هاى قديم مخصوص تهيه لباس براى قشر ثروتمند جامعه بود، البته در ايران كمتر از آن به عنوان لباس استفاده مى شده است و در مناطقى كه در مجاورت بيشترى با مناطق خشك و كويرى داشته اند رايج بوده است، در واقع بافت ايكات به عنوان منبعى جايگزين براى جبران كمبودهاى اقتصادى بوده است. امروزه نيز با وجود تغييرات بسيار در سبك زندگى كويرنشينان، هنوز اين سنت هنرمندانه حفظ شده است.
لازم به يادآورى است كه اگرچه با ورود ماشين هاى بافت، صنعت يزد نيز از اين دستگاه ها بى بهره نماند و خسارتى به اين هنر وارد آمد و حجم توليد اين پارچه در يزد به شدت كاهش يافت ولى هنوز هستند كسانى كه در گوشه وضع كنونى
از جمله استادانى كه هم اكنون مشغول بافت ايكات هستند مى توان به استاد غضنفر ملك ثابت، استاد قديرى و استاد خجسته اشاره كرد.
همچنين بتازگى به همت سازمان صنايع دستى، استاد ملك ثابت اين هنر را به هنرجويان علاقه مند آموزش مى دهد. اين طرح هم اكنون تنها به صورت ايكات يا دارايى تارى بافته مى شود . اما در زمان هاى قديم به هر ۲ روش تارى و پودى بافته مى شده است. رنگ هاى مورد استفاده بيشتر سبز، زرد و قرمز است و از طرح هاى لوزى، سرو، ابروبادى استفاده مى شود. در حال حاضر در مركز آموزش صنايع دستى يزد فقط طرز بافت به دانشجويان آموزش داده مى شود و قسمت رنگرزى آن به وسيله خود استاد صورت مى گيرد اما در صورت فراهم آمدن امكانات، هنرجويان مى توانند رنگرزى هم انجام دهند. به غير از مركز آموزش سازمان صنايع دستى، در شهر يزد تنها يك دستگاه بافت دارايى وجود دارد كه قدمت آن به سال ۱۳۳۰ مى رسد و استاد رمضان رضايى در حال بافت «رولحاف» با آن است. غضنفر ملك ثابت از دارايى بافان قديمى يزد مى گويد، او زمانى كارگاهى با ۱۲ دستگاه دارايى داشته است كه اكنون از آن چيزى نمانده است و كنار استان به پاسداشت داشته هاى اين سرزمين، اهتمام دارند.
  • بازدید : 87 views
  • بدون نظر
این فایل در ۶صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

    كرمان، اين خطه خشك و گرم، اما كهنسال و پهناور، كه در طول تاريخ دراز و پرحادثه خود سمبل و مظهر مقاومت در برابر تهاجم شناخته شده و از حمله مغول ها و تيموريان گرفته تا تهاجم آغامحمدخان قاجار لطماتي سنگين ديده، يكي از قديمي ترين كانون هاي مدنيت به شمار مي آيد كه كشف دست ساخته هاي متنوع سنگي، سفالي و فلزي بازمانده از هزاره پنجم پيش از ميلاد مسيح در تپه ها و دشت هاي آن همچنين به دست آمدن آثار گوناگون هنري و صنعتي در تپه يحيي، تل ابليس، آقوس شهداد، ويرانه هاي شهر دقيانوس جيرفت و.. .گواه ظهور اولين تجليات زندگي اجتماعي در اين پهنه از زمين است و بقاياي آبادي ها و قلعه هاي كوچك و بزرگ در حاشيه روستاها و شهرهاي آن استان نشان مي دهد اين منطقه كه در الواح سومري با عنوان ماگان مورد اشاره قرار گرفته، از قديم الايام كشاورزي، صنعت و هنر پيشرفته اي داشته و با ديگر جوامع و تمدن ها از جمله تمدن هاي بين النهرين، ماوراءالنهر و دره سند رابطه داشته و جزو سرزمين هاي با اهميتي بوده كه قرار داشتن بنادر، جزاير و سواحل جنوب شرقي در نزديكي آن بر اهميتش مي افزوده است 
    كرمان، به موازات تمام ويژگي هاي ديگرش كه آن را از بقيه نقاط ايران متمايز مي كند و باعث شده تا شخصيتي چون شاه نعمت الله ولي آن را «دل عالم» بنامد و به كرماني بودن خود فخر بفروشد، اين امتياز را هم دارد كه مردم سخت كوش و صبور آن، از هزاران سال پيش، به موازات ساير فعاليت هاي اقتصادي و اجتماعي، به تهيه و توليد انواع فرآورده هاي صنايع دستي نيز اشتغال داشته اند و هر چند توانسته اند در زمينه قالي بافي ، شال بافي و ترمه بافي شهرتي جهاني كسب كنند، بنابراين پته هاي كرماني، كه سرپنجه هاي هنرمند زنان و دختران خانه دار نقش سرو شكسته (بوته جقه) را بر آن مي زنند و از قرن ها پيش تا كنون، در برابر تندباد هيچ حادثه اي سر خم نكرده و استوار ايستاده نيز، ارزش هاي هنري و كاربردي متعددي دارد كه آسان نمي توان از آن گذشت .
    اين هنر كه ريشه در تاريخ و گذشته فرهنگي كرمان دارد و هم اينك توليدش در كرمان، سيرجان، رفسنجان و برخي از ديگر نقاط استان كرمان رايج است، همانند ساير رشته هاي صنايع دستي سابقه توليد مشخصي ندارد و به صراحت و دقت نمي توان گفت از چه هنگام در منطقه شروع شده . به همين دليل، هر يك از دست اندركاران پيدايي آن را به يكي از افسانه هاي بومي مرتبط مي كنند. متاسفانه به دليل آسيب پذيري منسوجات در برابر عوامل جوي، در موزه هاي داخلي و خارجي نيز نمونه هايي تاريخي از پته، كه بتواند راهگشايي به كشف سابقه اين هنر- صنعت باشد، وجود ندارد و قديمي ترين قطعه پته اي كه هم اكنون يافت مي شود روپوش مقبره شاه نعمت الله ولي در ماهان است كه ۳۵۵ سانتي متر طول و ۲۱۰ سانتي متر عرض دارد و سال ۱۲۸۵ قمري، به واسطه دو سال كار مداوم ۱۶ زن پته دوز كرماني دوخته شده است .
     پته چيست؟ 
        پته دوزي كه مشابه آن در هيچ يك از مناطق ديگر كشور به چشم نمي خورد، نوعي از رودوزي هاي ايراني است كه طي آن تمام سطح پارچه به وسيله بخيه هاي نخي رنگين پوشيده مي شود و دست اندركاران توليدش زنان و دختران خانه داري هستند كه در ايام فراغت از امور خانه داري، با كمك سوزن، نقوشي ذهني را كه ملهم از پندارها و بينش هاي شخصي شان است، بر زمينه پارچه پشمي ضخيمي به نام عريض مي نشانند .
    
    مواد و مصالح پته دوزي
    عريض، كه در گذشته از آن براي دوخت دامن ، كت و پالتو نيز استفاده مي شد، پارچه اي دستباف است كه پيش از اين، به وسيله دستگاه هاي بافندگي چوبي ، به رنگ هاي قرمز، سفيد، زرد و سبز در كارگاه هاي خانگي توليد مي شد و در سال هاي اخير، دستگاه هاي چوبي جاي خود را به دستگاه هاي تك فاز برقي داده است .نخ مصرفي زنان كرماني براي پته دوزي، ريس نام دارد كه از جنس پشم دستريس است . اين نوع نخ، توسط خود زنان دوزنده تهيه و معمولابه وسيله خود آنان، با استفاده از مواد رنگدار طبيعي، رنگرزي مي شود . 
    طرز تهيه پته
    زنان پته دوز، براي تهيه يك قطعه پته، پس از بريدن عريض در ابعاد لازم براي محصولي كه قصد دوختش را دارند، ابتدا طرح مورد نظر خود را كه بيش تر ذهني و شامل برداشت هاي مينياتوري از طبيعت، به ويژه درخت سرو و انواع گل هاي نمادين است، بر روي كاغذ كالك ترسيم كرده و سپس در مرحله بعد كه به گرته زني شهرت دارد، خطوط طرح را به طور متناسب با سوزن سوراخ مي كنند . آنگاه، آن را بر روي عريض قرار داده و به نسبت رنگ عريضي كه براي دوخت انتخاب شده و اخيرا رنگ هاي كرم، سبز و سرمه اي را نيز شامل مي شود، روي كالك پودربچه، گچ نرم يا خاكه زغال مي ريزند .(براي انتقال نقش بر روي عريض تيره از خاك گچ يا پودر تالك و براي پارچه هاي روشن از خاك زغال استفاده مي شود) . در پايان، نقاط مشخص شده را با قلم و مركب چين، روي پارچه مشخص مي كنند .
    مرحله بعدي كار پته دوزي را انتخاب نخ در رنگ ها و ضخامت هاي مختلف تشكيل مي دهد . در سال هاي گذشته رنگ غالب نقش ها را در پته هاي كرمان سياه، سبز تيره، آبي تيره، لاكي، سبز ماشي و.. . تشكيل مي داد . ولي در سال هاي اخير، با توجه به راه يافتن پته به بازارهاي خارج از كشور و به تناسب سليقه خريداران خارجي كه بيش تر متقاضي پته به رنگ هاي ملايم هستند، استفاده از رنگ هاي عنابي ، سبز روشن ، زرد، نارنجي، صورتي، و.. . نيز به پته دوزي راه يافته . با اين وجود پته هايي كه جهت عرضه در داخل كشور يا بازارهاي منطقه دوخته مي شود، همچنان رنگ هاي تند وتيره دارد . زيرا زنان پته دوز معتقدند به دليل آن كه طرح هاي پته، نه شلوغ است و نه هندسي، رنگ هاي روشن چندان جاذبه اي به محصول نمي دهد و تيره بودن رنگ ها ارتباط نقوش با همديگر را منطقي تر و قابل قبول تر مي كند .
    پس از انتخاب و تهيه نخ ، پته دوز ابتدا جاي خطوط اصلي را سوزن مي زند . اين مرحله، به دليل آن كه نقوش به طور خطي دوخته مي شود به مرحله ساق دوزي معروف است . سپس داخل نقوش و متن پارچه، با اسلوب خاصي با بخيه هاي رنگين پر مي شود . كه اين مرحله از كار، به آب دوزي يا متن دوزي شهرت دارد . آخرين مرحله كار پته دوزي كه ضمنا مهم ترين مرحله نيز به حساب مي آيد، مرحله برگ دوزي و سايه زدن با نخ نازك پيرامون گل ها و نقش هاست كه معمولادر اطراف حاشيه و به صورت زيگزاك انجام مي شود و آن را پتك دوزي نيز مي نامند (پتك در زبان محلي به معني جوانه است.)
    در آخرين مرحله و پس از اتمام دوخت، پته را شسته و با كمك دستگاه مخصوصي به نام نورد، اتو زده و آماده عرضه به بازار مي كنند .در حال حاضر پته دوزي روي سجاده ، جا قرآني ، پرده ، رويه كوسن ، زير ليواني ، پشتي، روميزي، روتختي، اشارپ، جلد جعبه دستمال كاغذي، بقچه، سوزني ، رويه دمپايي، كيف، جلد عينك، قوطي سيگار، بند دوربين و.. . انجام مي شود .
    جايگاه پته در اقتصاد كرمان
    متاسفانه در مورد تعداد شاغلان رشته پته دوزي، مانند ساير رشته هاي صنايع دستي، آماري دقيق و قابل استناد وجود ندارد . اما از آنجا كه گفته مي شود هم اكنون هفت هزار و ۵۵۹ نفر از طريق صدور مجوزهاي دولتي و ۲۵۰ نفر از طريق شركت هاي تعاوني در بخش صنايع دستي استان مشغول كار هستند، با توجه به اين كه قالي بافي و پته دوزي پر رونق ترين صنايع دستي استان را تشكيل مي دهد، مي توان چنين استنباط كرد كه عده زيادي از صنعتگران مورد اشاره پته دوز هستند و با توجه به ظرفيت و استعدادي كه در منطقه وجود دارد، اين نكته بديهي است كه اقدام جهت آموزش هنر پته دوزي و تاسيس شركت تعاوني، باعث رشد اين هنر – صنعت در سطح استان كرمان و احياي آن در مناطقي خواهد شد كه پته در آن افول كرده يا رو به فراموشي رفته است .
    ويژگي پته دوزي، نسبت به بسياري از ديگر رشته هاي صنايع دستي و خانگي ارزش افزوده بسيار بالاي آن است . به اين معنا كه چون قسمت اعظم مراحل كار توسط زنان سوزن دوز انجام مي شود و خود آنان هستند كه پشم را مي ريسند، رنگرزي مي كنند و براي دوخت به كار مي برند، سهم دستمزد در قيمت تمام شده يك محصول بسيار بالاست و چنانچه به موازات آموزش دادن به نيروهاي جديد، كار بازاريابي براي اين فرآورده و همچنين پيدا كردن زمينه هاي جديدي براي كاربرد آن طرف توجه مسوولان نهادهاي ذيربط قرار گيرد، مي توان اميدوار بود كه فرصت هاي اشتغال بيش تري براي زنان و دختران استان فراهم و ضمن بالابردن توان اقتصادي خانواده ها، به ويژه خانوارهاي روستايي و عشايري منطقه، درآمد ارزي بيش تري را نيز عايد كشور و استان كرمان كند . به ويژه آن كه در مراحل تكميل پته و تبديل آن به كالاهاي مصرفي نيز عده اي فعاليت دارند، نقش پته در اقتصاد شهري و ايجاد اشتغال براي مردان نيز قابل انكار نيست و اين، در حالي است كه با توجه به وسعت، استعداد پته دوزي در كرمان و توابع آن، حتي اگر تمام صنعتگراني هم كه آمار آن ها ذكر شد، پته دوز باشند، باز اين رقم براي صنعت پرپيشينه اي چون پته دوزي كم است و ضرورت هاي متعددي حكم مي كند برنامه ريزي هاي مناسبي براي آموزش و ترويج اين رشته در ميان جوانان و نوجوانان انجام شود 
  • بازدید : 40 views
  • بدون نظر
این فایل در ۳۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

استان بوشهر در جنوب غربي ايران در فاصله  27 درجه و ۱۴ دقيقه تا ۳۰ درجه و ۱۶ دقيقه عرض  جغرافيائي  و در فاصله  50 درجه و ۶ دقيقه تا ۵۲ درجه و ۵۸ دقيقه طول شرقي  از نصف النهار گرينويچ در جنوب ايران واقع گرديده است. اين استان از شمال به استان خوزستان و قسمتي از استان كهگيلويه و بوير احمد از جنوب به خليج فارس و قسمتي از استان  هرمزگان و از شرق به استان  فارس  و از مغرب به خليج فارس محدود مي گردد و داراي ۶۲۵ كيلومتر مرز آبي مي باشد 
 مساحت استان بوشهر حدود ۲۳۱۶۷ كيلومتر مربع است كه حدود ۵/۱ درصد از مساحت كل كشور را به خود اختصاص داده است و از نظر وسعت هفدهمين استان كشور محسوب مي گردد .
داراي۹ شهرستان به نامهاي : بوشهر (مركز استان )، تنگستان ، دشتستان ، دشتي ، دير ، ديلم ، كنگان  گناوه و جم ميباشد و داراي ۱۹بخش و ۴۰ دهستان  مي باشد
 مركز اين استان، شهرستان بوشهر است كه با مساحت ۵/۹۸۴ كيلومتر مربع، در مدار ۵۰ درجه و ۵۱ دقيقه ي طو ل جغرافيايي شرقي و ۲۸ درجه و ۵۹ دقيقه‌ي عرض جغرافيايي شمالي واقع است. 
شهر بوشهر نيز در مدار ۲۹ درجه و ۲۰ دقيقه‌ي عرض شمالي و ۵۰ درجه و ۵۵ دقيقه‌ي طول شرقي در منتهي‌اليه شبه جزيره‌اي صدفي مرجاني به طول ۸ تا۱۰ كيلومتر و به عرض ۲ تا ۳ كيلومتر به شكل مثلثي مختلف‌الاضلاع در دل خليج فارس قرار دارد. 
فاصله‌ي بوشهر تا شيراز ۲۷۰، تا تهران ۱۱۱۶ و تا اهواز حدود ۵۰۰ كيلومتر و تا نزديك‌ترين شهرستان استان، يعني دشتستان ۷۰ كيلومتر است.
 مركز اين استان، شهرستان بوشهر است كه با مساحت ۵/۹۸۴ كيلومتر مربع، در مدار ۵۰ درجه و ۵۱ دقيقه ي طو ل جغرافيايي شرقي و ۲۸ درجه و ۵۹ دقيقه‌ي عرض جغرافيايي شمالي واقع است. 
شهر بوشهر نيز در مدار ۲۹ درجه و ۲۰ دقيقه‌ي عرض شمالي و ۵۰ درجه و ۵۵ دقيقه‌ي طول شرقي در منتهي‌اليه شبه جزيره‌اي صدفي مرجاني به طول ۸ تا۱۰ كيلومتر و به عرض ۲ تا ۳ كيلومتر به شكل مثلثي مختلف‌الاضلاع در دل خليج فارس قرار دارد. 
فاصله‌ي بوشهر تا شيراز ۲۷۰، تا تهران ۱۱۱۶ و تا اهواز حدود ۵۰۰ كيلومتر و تا نزديك‌ترين شهرستان استان، يعني دشتستان ۷۰ كيلومتر است.
جغرافياي تاريخي استان


بندر بوشهر در انتهاي شمالي يك جزيره در حاشيه خليج فارس قرار دارد.سرچشمه نام شهر ناشناخته است.نام ابوشهر كه در منابع عصر قاجار آمده،آن گونه كه كوتاه شده بخت اردشير به معناي اردشير عرضه نمودهاند،هرچند محتمل است ،ولي از سوي  هيچ كدام از مدارك موجود پذيرفته نمي شود.اين شهر بندري يكي از مراكز مهم و قديمي  تمدن و فرهنگ ايران زمين به شمار مي رود و روزگاري در پيوند با شهر مزامبريا(mezambria)شناخته مي شد كه يونانيان از زمان اردوكشي نثارخوس(NEARCHUS) با آن آشنايي داشته اند.با تكيه بر تحقيقات انجام شده در سال ۱۹۱۳م/۱۳۳۲ ه.ق از طرف هيات باستان شناسي فرانسوي، سنگ بناي تمدن در بوشهر به زمان ايلامي ها بر مي گردد.بر اساس كاوش هاي ((پزارد))فرانسوي،در جنوب محله امام زاده بوشهر معبد بزرگ خداي ايلامي ((ان شوشيناك)) قرار داشته است.در آن زمان اين نقطه را ليان (LAIN) مي ناميدند.
بوشهر در زمان ايلامي ها يكي از مراكز مهم فرهنگي ـتجاري به شمار مي رفته و شهر تاريخي ليان (LYAN)پل ارتباطي ايلاميان با نواحي اقيانوس هند و جنوب شرقي آسيا بوده است.در دوران ماد و هخامنشي تمدن بوشهر به حيات خود ادامه داد،در دوران حكمراني هخامنشيان پادشاهان اين سلسله قدرتمند كاخ ها و بناهاي با شكوهي در اين منطقه از كشور بنا نمودند كه از جمله مي توان به كاخ هخامنشي بردك سياه در ۱۲ كيلومتري شمال برازجان،كاخ كورش در جنوب غرب برازجان  و كاخ تل مر وگوردختر در منطقه پشت پير اشاره كرد.
در زمان سلوكيان و ساسانيان بوشهر همچنان مورد توجه و عنايت ويژه اي بوده و در اين دو دوره تاريخي نيز ((ريواردشير)) و يا همان گونه كه در كارنامه اردشير بابكان آمده((بخت اردشير))به عنوان يك بندر مهم تجاري و فرهنگي مورد توجه بوده است.ساسانيان در ((ريوارد شير))كه بعدها ((ريشهر))نام گرفت،قلعه مستحكمي بنا كردند كه داراي برج و باروهاي بلندي بوده و از يك طرف مشرف به دريا و سه طرف آن داراي خندق هاي  عظيمي بوده كه هنگام حمله احتمالي دشمن و يا هر گونه خطري مالامال آب دريا مي شده است.هم اكنون ويرانه هاي قلعه ريشهر در منطقه ريشهر كنوني در فاصله ۱۰ كيلومتري جنوب بوشهر قرار دارد و نقب هاي آن نيز در منطقه تل پي تل(TOL PAY TOL) قابل مشاهده است.
با سقوط سلسله ساساني به دست اعراب مسلمان ،تمدن و فرهنگ وريشهر نيز رو به اضمحلال گذاشت.بنا به نقل محمد ابن جرير طبري  و بلاذري شهر بوشهر قديم(ريواد شير) در فاصله سالهاي ۱۹ تا ۲۲ هجري قمري به دست ((عثمان ابن ابي العاص) فتح شد.بنا به نوشته طبري در تاريخ ((الرسل و الملوك)) فتح راشهر (ريشهر)به اندازه اي اهميت داشت،كه جمعي از مورخان اسلامي  آن را با فتح قادسيه مقايسه كرده اند.بلاذري در فتوح البلدان جمله اي نقل مي كند كه عمق گستردگي و غناي مادي اين شهر را بيان مي نمايد. وي مي نويسد:(در اين جنگ در دشواري و كثرت نعمتي كه به دست مسلمين افتاد،همانند جنگ قادسيه بود.)
از احوال ريشهر از سقوط اين شهر به دست مسلمين تا زمان نادر شاه افشار به سال ۱۷۳۴م/۱۱۴۷ ه.ق اطلاعاات اندكي در دست است.اقدامات نادر و سياست دريايي او براي مبارزه با عثماني ها و گسترش قلمرو دريايي خود در خليج فارس سبب گرديد تا اين شهر بندري بار ديگر مورد توجه خاصي قرار گيرد. نادر آن جا را به عنوان پايگاه ناوگان دريايي خود در خليج فارس برگزيد و نامش را به ((بندرنادريه))تغيير داد.نادرشاه با به كار گماردن تاجر انگليسي به نام ((جان التون JHAN ELTON) بوشهر را به صورت يك مركز مهم كشتي سازي و پادگان نظامي درآورد.بنا به گزارش هلندي ها ،در زمان نادر ناوگاني با هشت تا ده هزار مرد در بوشهر مستقر بوده است.همچنين چند كارخانه كشتي سازي در اين شهر احداث گرديد.
با مرگ نادر در سال ۱۷۴۷م/۱۱۶۰ ه.ق سپاه دريايي اوبين حاكم بوشهر و بندرعباس تقسيم شد، شيخ ناصرخان آل مذكور كه در دوران نادر يكي از دريا سالاران وي بود،پس از مرگ نادرشاه كشتيها و ناوگان مستقر در بوشهر را متصرف شد و حكومت مقتدرانه خاندان آل مذكور كه قريب يكصد سال بر بوشهر حكمراني كردند،بنيان نهاد.بوشهر در زمان خاندان آل مذكور رو به عمران و آباداني گذاشت و روابط تجاري گسترده اي با هلندي ها برقرار كرد. در دوره زمامداري كريم خان زند ،بوشهر و تاريخ آن وارد مرحله تازه اي شد.در سال ۱۷۶۳م/۱۱۷۷ ه.ق انگليسي ها با حمايت شيخ نصر خان آل مذكور قرار داد معروفي با كريم خان زند منقعد كردند كه اين قرارداد زمينه ساز حضور استعماري انگليسي ها در جنوب ايران و خليج فارس بود.بوشهر،در دوره كريم خان، بندر بازرگاني اصلي ايران بود.
در دوران قاجار يه به صورت بندر مهم تجاري ـ فرهنگي و سياسي درآمد.بوشهر در دوره قاجار معتبرترين بندر تجاري ايران بود كه اكثر دول خارجي مانند انكليس ، روسيه ، آلمان ، ايتاليا ، فرانسه ، هلند ، نروژ و عثماني در اين شهر دفتر نمايندگي سياسي و تجاري داشتند و دروازه جنوبي ايران براي تبادل افكار سياسي و مناسبات فرهنگي بود.به نوشته دائره المعارف  ايرانيكا،در آغاز سده نوزدهم ميلادي پس از سده نوزدهم ميلادي پس از نا آرامي هايي كه نماينگر پيدايش خاندان قاجار بود،سالانه نزديك به صد كشتي  انگليسي  و عربي از هند و مسقط براي بازرگاني رو به سوي اين بندر مي گذاشتند و با خود پارچه، ادويه جات ،فيل،چاي،برنج،شكرو… از اروپا،هند وچين مي آوردند.
گذشته از استقرار يك گروه محافظ هميشگي براي انگليسي هاي مقيم ،اهميت بازرگاني بوشهر براي آنها سبب گرديد تا سه نوبت مورد هجوم بريتانيا قرار گيرد. پس از تسخير اين شهر در سال ۱۸۵۶م/۱۲۷۳ه.ق انگليسي ها در سال ۱۹۰۹م/۱۳۲۷ ه.ق به هنگام ناآرامي هايي كه به دنبال مشروطه خواهي ايرانيان آغاز شده بود اقدام به پياده كردن نيروي نظامي در اين منطقه نموده و گمرگ و كليه مناطق حساس را تصرف كردند.در سال ۱۹۱۵م/۱۳۳۳ ه.ق نيز در زمان جنگ جهاني اول و به دنبال قيام شهيد رئيس علي دلواري عليه منافع  انگليسي ها در جنوب ايران، انگليسي ها در جنوب ايران، انگليسي ها نيروي تقويتي به بوشهر اعزام كرده و شهر بوشهر را در ۲۶ رمضان سال ۱۳۳۳ اشغال نمودند.در آن هنگام يك راه آهن كم عرض ۳۷ مايلي براي پيوند دادن بوشهر به برازجان واقع در راه شيراز ساخته شد،هم چنين در همان زمان كارخانه اي براي ساخت تجهيزات راه آهن در بوشهر احداث گرديد. اما انگليسي ها با تخليه شهر در مارس ۱۹۱۹م/۱۳۳۸ ه.ق نقطه پاياني بر اين تلاش هاي اشغالگرايانه خود نهادند.
پس از پايان جنگ جهاني اول و ظهور رضاشاه پهلوي بوشهر همچنان كانون پرتشنج وقايع باقي مانده و خوانين بسياري عليه حاكميت رضاشاه سر به طغيان برداشتند.بوشهر در دوره حاكميت رضا شاه با كشيده شدن راه آهن سراسري و انتقال حجم عمده داد و ستدهاي تجاري از ايران به بصره ،رو به افول گذاشت و پس از جنگ جهاني دوم،جايگاه خود به عنوان ستاد فرماندهي انگليسيهاي مقيم در حوزه خليج فارس از دست داد و در سال ۱۹۵۲م ساختمان كنسولگري انگليس در آن جا تعطيل شد.سرانجام اين شهر بندري كه روزگاري مركز عمده تجارت ايران بود و از شهرهاي بسيار آباد ايران محسوب مي شد و همچون نگيني بر پيشاني خليج فارس مي درخشيد،عظمت و شكوه ديرين خود را از دست داده و نظاره گر روزي شد كه دوباره آن موقعيت پيشين را تجربه نمايد
جغرافیای طبیعی استان 
 قلمرو خشكي استان بوشهر از دو بخش  جلگه اي  و كوهستاني تشكيل گرديده ،قسمت  جلكه اي استان كه ادامه جلگه خوزستان مي باشد در امتداد خليج فارس قرار گرفته و از شمال  و شمال غربي (ناحيه ديلم) به سوي جنوب و جنوب شرقي امتداد يافته است .اين مناطق پست در اطراف بوشهر و شمال تنگه هرمز وسعت بيشتري پيدا مي كند و در امتداد جنوب شرقي استان جلگه بسيار باريك و كم وسعت مي شود .قسمت كوهستاني استان از دو رشته كوه عمده تشكيل شده كه به موازات هم سرتاسر استان را طي نموده  و ناحيه پست كرانه هاي خليج فارس را از قسمت هاي داخلي ايران جدا مي سازند.
رشته كوه اصلي از ناحيه ماهور  ميلاني در استان قارس شروع شده ،از شمال شرقي برازجان و شمال غربي اهرم  و خورموج گذشته و در امتداد خود به سمت جنوب شرقي به ارتفاعات ليتو در فارس منتهي مي گردد.
  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر
این فایل در ۷۵صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

پرداختن به موضوع كارگاه هاي چوب براي دانشجويان رشته صنايع دستي از اهميت ويژه اي برخوردار مي باشد. ليكن با توجه به اهميت زياد آن تاكنون مورد بررسي قرار نگرفته است. نگارنده با طرح موضوع توجه بيشتري به اين امر مهم ملزوم داشته كه اهم توجه به فضاهاي لازم و استانداردها مي باشد با اين اوصاف، اين دلايل باعث شدند تا نگارنده، با بررسي استانداردهاي موجود در كارگاه ها، كارگاهي با فضاي ايده آل را معرفي نمايد.
چوب يكي از اصلي ترين و قديمي ترين مصالح بوده است. انسان نخستين طريقه شكل دادن به چوب را براي ساخت و تهيه ابزار مختلف فرا گرفت. ابزار و وسايل چوبي نخستين و حتي ساختمان ها و تزئينات چوبي ادوار ماقبل تاريخ، نشانگر اهميت چنان ماده اي است كه قبل از فلز و همزمان با سنگ در اختيار بشر درآمده و از آن در راه‌هاي مختلفي مثل تهيه ابزار و مايحتاج زندگي، سلاح، ساختمان و … استفاده كرده است. 
فرانك لويد رايت پس از طراحي خانه داروين در شيكاگو در مورد مصالح به كار رفته در طراحي اين ساختمان (كه عمدتاً چوب است) مي گويد:
«چوب صميمانه ترين و اساسي ترين مصالح است. انسان عاشق پيوند با آن است، دوست دارد آنرا لمس كند و ديدن آن را خوش مي دارد». 
چوب طبيعي پيچيده دارد. مثلاً چوب درخت بالزا، كه قابليت شكل پذيري زيادي دارد، جزو چوب هاي سخت محسوب مي شود. اما چوب درخت شوكران كه درساخت ستون هاي خانه كار برد دارد، از انواع چوب هاي نرم به شمار مي آيد. از طرفي ديگر درختان بلوط همگي داراي چوب سخت مي باشند. چوب به رغم ظاهر جامد و محكمش، زنده است و لايه هاي دروني آن رشد مي كنند. 
چوب ها با درجه اهميتي كه در صنعت و هنر دارند، بايد مورد توجه و نگهداري هاي ويژه قرار گيرند. در نگهداري چوب ها، توجه به نكاتي چون حفاظت در برابر آفتاب، باران و آفات و همچنين كنترل ميزان رطوبت هوا، اهميت بسياري دارد.
 
۲٫ شناخت ابزار
اره فلكه:
بيشتر جهت برش چوبهايي با ضخامت زياد به كار مي رود.
اره فلكه به لحاظ وزن زياد، داشتن جثه بزرگ، عدم توانايي جابجايي در سطح كارگاه و نياز به چاله خاك اره، بايد در قسمتي از كارگاه كه مناسب شرايط برش با اين اره مي باشد، جاسازي و ثابت شود. 
اره چكشي:
يكي از ابزار برش است كه قابل حمل و نقل است و نياز به فضاي ثابتي ندارد و داراي دو نوع عمود بر و افقي بر مي باشد . (تصوير شماره ۱)
تصوير شماره ۱- اره چكشي عمودبر

اره فارسي بر:
از اين اره براي برش هاي ۴۵ درجه استفاده مي شود، نوع دستي آن قابل حمل و نقل است ولي نوع برقي آن نياز به فضايي دارد تا در آن ثابت شود. (تصوير شماره۲)





تصوير شماره ۲- اره فارسي بر از نوع دستي

سنباده ديسكي:
شامل صفحه اي دوار و متصل به موتور مي باشد كه روي آن سنباده اي قرار دارد و با حركت دوراني خود سطح كار را سنباده مي زند. 
اين ابزار به جهت ايجاد گرد و خاك بايد در فضايي جداگانه استفاده شود. همچنين دستگاه سنباده ديسكي قابل حمل و نقل مي باشد.
سنباده لرزان:
عمل سنباده زني را از طريق لرزش خفيف كف، كه ورقه سنباده به آن متصل شده، انجام مي دهد . اين وسيله قابل حمل و نقل مي باشد. (تصوير شماره ۳)
تصوير شماره ۳- سنباده لرزان
سنباده نواري:
از اين دستگاه براي سنباده قطعات مسطح و قطعات كوچك استفاده مي شود . (تصوير شماره ۴)
تصوير شماره ۴- سنباده نواري
ماشين سنگ:
براي تيز كردن مغار و مته و … استفاده مي شود . ماشين سنگ بايد بر روي يك ميز ثابت شود. (تصوير شماره ۵)
تصوير شماره ۵- ماشين سنگ
ماشن چند كاره:
دستگاهي است كه بر روي آن رنده، دريل، اره و در بعضي از انواع آن سنباده وجود دارد. اين دستگاه نياز به فضايي دارد كه در آن ثابت شود.
ماشين كف رند:
براي برداشتن لايه اي نازك يا ضخيم از روي چوب به منظور صاف شدن، باريك شدن و … استفاده مي شود.  اين دستگاه احتياج به فضايي دارد كه در آن ثابت شود. (تصوير شماره ۶)
تصوير شماره ۶- ماشين كف رند
ماشين گندگي:
براي يك ضخامت كردن چوب ها از اين دستگاه استفاده مي شود. اين دستگاه نيز بايد در فضايي ثابت شود. (تصوير شماره ۷)
تصوير شماره ۷- ماشين گندگي
دريل:
از اين دستگاه براي ايجاد سوراخ استفاده مي شود. و شامل دو نوع دستي و برقي مي باشد، همچنين قابل حمل و نقل است. (تصوير شماره ۸)
تصوير شماره ۸- دريل
منگنه زن:
وسيله اي است كه با استفاده از نيروي خارجي، يك اتصال موقت به نام سوزن بر روي كار بوجود مي آورد.  اين دستگاه قابل  حمل و نقل مي باشد.
پيستوله:
وسيله اي جهت پاشيدن رنگ مي باشد و چون در هنگام پاشيدن رنگ امكان ريختن رنگ در اطراف كار وجود دارد، نياز به فضايي جدا از ساير فضاهاي كارگاه دارد. ضمناً اين عمل بايد در فضايي انجام شود كه گرد و خاك وجود نداشته باشد زيرا گرد و خاك بر روي رنگ مي نشيند و ايجاد ناهمواري در سطح رنگ شده مي نمايد. (تصوير شماره۹)
تصوير شماره ۹- پيستوله
تنگ دستي (پيچ دستي):
براي محكم كردن قطعات و همچنين براي بستن كارهاي بزرگ و سنگين استفاده مي‌شود  اين وسيله قابل حمل ونقل است. (تصوير شماره ۱۰)
تصوير شماره ۱۰- تنگ دستي
گيره روميزي:
براي بستن همه قطعات استفاده مي شود گيره روميزي بايد بر روي ميز ثابت شود.
سوهان:
از سوهان براي سائيدن چوب و شكل دادن و انجام كار تكميلي استفاده مي شود.  سوهانها قابل حمل و نقل مي باشند.

چوب ساب:
از چوب ساب نيز براي سائيدن چوب استفاده مي شود و قابل حمل و نقل مي‌باشد.
چكش:
براي ضربه زدن به قطعات يا بعضي از ابزار استفاده مي شود و قابل حمل و نقل است.
مغار:
ابزاري است كه با لبه تيز خود چوب را مي تراشد و انواع مختلف دارد. اين وسيله قابل حمل و نقل است. (تصوير شماره ۱۱)
  • بازدید : 27 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۱۳صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر می باشد وبه صورت زیر تهیه شده:

استان گلستان بین ۳۵ درجه و ۵۷ دقیقه تا ۵۶ درجه و ۲۲ دقیقه و ۳۶ درجه و ۳۰ دقیقه تا ۳۸ درجه و ۸ دقیقه عرض شمالی کشور واقع گردیده است. این استان از شمال به کشور ترکمنستان، از جنوب به استان سمنان، از شرق به استان خراسان شمالی و از غرب به دریای خزرواستان مازندران محدود می شود.
مساحت استان گلستان بالغ بر ۷/۲۰۴۳۷ کیلومتر مربع (۳/۱ درصد از کل مساحت کشور و به عبارتی رتبه نوزدهم در بین استان ها) است.
این استان از طرف شمال با  جمهوری ترکمنستان ۲۰۵ کیلومتر مرز مشتکر دارد که ۱۲۰ کیلومتر آن را مرز آبی رودخانه اترک تشکیل می دهد. (نقشه شماره ۱)
استان گلستان محدوده منطقه معتدله شمالی قرار گرفته است که این عامل نقش مؤثری را در اقلیم استان بر عهده دارد. این استان بین رشته کوه های البرز، دشته ای جنوبی کشور ترکمنستان، کوه های استان خراسان و دریای خزر واقع شده است. کوه شاهوار با ارتفاع ۳۹۴۵ متر بلندترین و نقاط ساحل با ارتفاع ۲۶ متر پست ترین نقاط استان می باشد.
آب و هوای استان تحت تأثیر عرض جغرافیایی، ارتفاعات، امتداد رشته کوه های البرز نزدیکی به دریا و بیابان ترکمنستان توده های هوایی و پوشش جنگلی از تنوع زیادی برخوردار است.
استان گلستان به دلیلی برخورداری از شرایط اقلیمی و آب و هوایی متفاوت و به دلیل همجواری با استان های خراسان بزرگ و سمنان که از موهبت های طبیعی کمتر برخوردارند قابلیت جذب مهاجران زیادی را دارد که از عمده مهاجران می توان به موارد زیر اشاره کرد:
مهاجران داخلی یا موقت: این نوع مهاجرت ها برای کار و در مدت زمان کوتاه از سال صورت می گیرد از آن جمله مهاجرت روستاییان مینو دشت، رامیان به گرگان، کردکوی، بندر گز و علی آباد را می توان نام برد. مهاجرت آن ها با آغاز درو شالی در مزارع شروع می شود و در مهرماه به پایان می رسد. همچنین مهاجرت روستاییان شهرنشین یا جلگه نشین در فصل گرم به روستاهای ییلاقی و کوهستانی نوع دیگری از مهاجرت است. روستاهای ییلاقی در فصول سرد سال اغلب خالی از سکنه اند یا تعداد کمی جمعیت دارند. برای مثال می توان به روستاهای نواحی کوهستانی مینو دشت، رامیان، علی آباد، گرگان و کردکوی و بندرگز اشاره کرد. از مهاجران فصلی یا موقت می توان به عشایر و کارگران کشاورز اشاره کرد.
مهاجران خارجی یا دائم: از انواع مهاجران دائمی می توان سیستانی های، کاشمری ها، طرودی ها و خراسانی ها، سمنانی ها و …. را نام برد.
مراتع استان گلستان مورد استفاده ی دام های کوچ نشین کرد شمالی خراسان، دامداران سمنان و شاهرود قرار می گیرد.
در فصول سرد سال عشایر زیادی به این استان می آیند به طوری که نزدیک به ۵/۰ درصد کل جمعیت استان را تشکیل می دهند. این عشایر قشلاقشان را در شهرهای گنبد و کلاله سپری می کنند.
طوایف کرد بیشترین عشایر استان را تشکیل می دهند. ییلاق عشایر کرد کوه های شمالی خراسان در اطراف شهرهای بجنورد، شیروان و قوچان می باشد. اما ییلاق دامداران رمه گردان و زندگی دامداران کوهستانی استان در ارتفاعات البرز می باشد.
در گذشته ترکمن ها کوچ نشین بودند و زندگی ایلی داشتند. گوکلان ها در شرق گنبد تا مرز خراسان و یموت ها در غرب گنبد کاووس تا دریای مازندارن ساکن هستند. در حال حاضر بخشی از آن ها اسکان یافته اند و بخشی دیگر در چادرهایی به نام آلاچیق زندگی می کنند.

تاریخچه:
آثار و اسناد به دست آمده در استان نشانگر آن است که استان گلستان از دیرباز جامعه ای اسکان یافته بوده و قدمت سکونت به ۶هزار سال پیش برمی گردد در حقیقت استان گلستان یکی از قدیمی ترین ایالت های ایران و مرکز عمده ترین آریایی ها در شمال ایران بوده است.
استان گلستان در زمان هخامنشیان به بعد به صورت یک ایالت با تشکیلات منظم درآمد. در آن دوران با نام هیرکانی یا هیرکانیا شناخته می شد که از معروفترین ایالت ایران بوده است. زمان ساسانیان به همراه چندین ایالت دیگر در مجموعه سرزمین خورآسان قرار داشت. با ورود اسلام در سده های اولیه آن به خصوص دوران طلایی اسلام و بعد از آن گرگان نقش مهمی در شکوفایی فرهنگ و تمدن اسلامی و ایرانی داشته است.
این ایالت در قرن ۷ با تهاجم مغولان ویران گشت پس از آن بر اثر لشکر کشی های امیر تیمور در پایان قرن ۷ تا چهاردهم بنام ایالت استرآباد معروف بود.
استان گلستان تا سال ۱۳۱۶ تحت عناوین ایالت یا ولایت گرگان (استرآباد) یکی از تقسمیات مهم کشوری به حساب می آمد. در سال ۱۳۱۶ با توجه به تقسیمات جدید با مجموعه استان های تهران، مازندران، قم و سمنان استان دوم را تشکیل می داد. از سال ۱۳۳۵ به بعد هر یک از مناطق به تدریج به نام های مختلف از استان دوم جدا شدند و استان مستقلی را تشکیل دادند. استان گلستان تا سال ۱۳۷۶ قسمتی از استان مازندران بود. در این سال به صورت استان مستقل ب مرکزیت شهرستان گرگان درآمد.
در حال حاضر (۱۳۸۷) 
  • بازدید : 62 views
  • بدون نظر
این فایل در ۱۸۰صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

با سلام گرم خدمت تمام دانشجویان عزیز و گرامی . در این پست دانلود پروژه و پایان نامه کارشناسی ارشد رشته صنایع دستی قالی های کتیبه دار موزه فرش ایران را دراختیار شما عزیزان قرار داده ایم  این پروژه پایان نامه در قالب ۱۸۰صفحه به زبان فارسی میباشد . فرمت پایان نامه به صورت ورد word قابل ویرایش هست و قیمت پایان نامه نیزدرمقایسه با سایر فروشگاهها با قیمت مناسب در اختیار شما قرار میگیرد

از این پروژه پایان نامه آماده میتوانید در نگارش متن پایان نامه خودتون استفاده کرده و یک پایان نامه خوب رو تحویل استاد دهید .
مقدمه
فصل اول : مروري بر قالي ايران
فصل دوم : تاريخچه موزه فرش ايران
فصل سوم: تعريف ونقش خط درقالي ايران
فصل چهارم : طراحي و اجراي فرم انواع كتيبه در قاليهاي مناطق مختلف
فصل پنجم : قاليهاي كتيبه‌دار موزه فرش ايران
فصل ششم : كتيبه ، نقشمايه‌اي در قالي
فصل هفتم : قالي بافي در دوره‌ي صفوي
– نمونه‌هايي از قاليهاي كتيبه‌دار دوره صفويه 
فصل هشتم : نمونه‌هايي از قاليهاي كتيبه‌دار در ساير موزه‌ها
خلاصه
نتيجه
فهرست منابع
 فهرست تصاوير
 
قالي ايران با طرح‌هاي گوناگون داراي مضامين و پيام‌هاي مختلفي است و نماد هنر اصيل و فرهنگ و ادبيات غني ايران زمين است . ايجاد نقش و نگار بر ابزار كار ، يا بر ديوار محل زندگي از دوره‌ي هخامنشيان و سلسله‌هاي بعد از آن در ايران متداول بوده است . البته در دوره‌ي اسلامي به سبب تغيير دين در ايران در هنر نيز تغييراتي پديدار شد .
 سبب گسترش خط را بر اشياء و آثار مي‌توان به دو علت اساسي دانست ؛ اول اينكه چون در مذاهب ، توسل به ادعيه و اوراد و اعتقاد به رسيدن به خير و بركت و سعادت به وسيله‌ي دعا مبناي محكم داشت ، بعدها در مذهب جديد نيز مردم با ايمان تقريباً بر بيشتر ابزارها و لوام زندگي خود نام مقدسان و بزرگان دين رانقش مي‌كردند و از آنها براي تبرك و سعادت ياري مي‌جستند .
 دوم چنانكه مي‌دانيم ايرانيان به تزئين اشياء و ابزارهاي خود علاقه‌ي بسيار داشتند و چون نمي‌توانستند نقش صورت به كار ببرند به خط متوسل شدند و براي تزئين آثار خود از خط استفاده كردند و ادعيه و احاديث ، پندو اندرز ، اشعار را با خط خوش بر بستر آثار و لوازم زندگي خود نقش كردند . از همين جاست كه مشاهده مي شوند هنرمندان بيشتر به زيبايي خط توجه داشته‌اند و زوايا و اشكالي در نگارش آن ايجاد كرده‌اند .
 بايد گفت كه خط در ايران در دوره‌ي اسلامي ،يكي از عناصر هنرهاي تزئيني شده است .
 در آغاز با پرسش‌هاي گوناگوني روبرو مي‌شويم :
– قاليهاي كتيبه‌دار چه گروه از فرشها مي‌باشند؟
– چرا از خط و نوشته در قالي استفاده مي‌كرده‌اند ؟
– آيا فرم كتيبه‌ها در قاليهاي مناطق مختلف متفاوت مي باشد ؟
– به عنوان نمونه در شهر كرمان بيشتر چه فرمي براي كتيبه استفاده نموده‌اند ؟ و ديگر مناطق چطور ؟
– از چه نوع خطي در داخل قاب كتيبه استفاده نموده‌اند ؟
– كتيبه‌ها در كدام قسمت قالي كار شده‌اند؟
با طرح اين سوالات و پاسخ گويي به آنها در قسمت نتيجه ، قصد داريم به اهداف زير نائل آييم:
 گردآوري منبع مناسبي براي علاقمندان و پژوهشگران رشته‌ي فرش و ادامه دادن مسير هنرمندان اين رشته مي باشد .
 با گردآوري اين مجموعه ، نقشه قالي كتيبه‌داري را به نحوي جديد ، براي ارائه پايان نامه ، طراحي مي‌كنم .
 
تعريف مسأله :
 فرش : كلمه‌اي عربي و به هر آنچه گستردني باشد گفته مي‌شود . معادل فارسي آن قالي ، قاليچه مي‌باشد .
قالي : واژه كنوني قالي به تلفظ فارسي پهلوي رايج شده است كه به اعتقاد برخي محققان واژه قالي از ريشه لغوي ( قاليقيا يا قاليقيلا) گرفته شده كه نام شهري خيالي در قفقاز است .
مردم كشمير واژه اصيل (‌كالين ) را به كار مي‌برند كه ريشه اصلي قالي و يا قالين است . 
واژه كالين از صورت باستاني (Karayan) مي آيد كه از ريشه ( Kar) به معني كاشتن است ،‌گرفته شده و به درستي كه ايرانيان باستان ، كاشتن گره در ميان تاروپود قالي را همان كاشتن بذر و نشاء در دل خاك مي‌دانسته‌اند . از اين رو كالين ، قالين يا قالي را بر آن نهاده‌اند .
« كتيبه : نوشته‌اي كه بر سر در ورودي ديوار ابنيه يا بر بدنه‌ي كوه به خطوط مختلف نويسند .» 
« گونه‌اي از نقش قاب و بيشتر نقشي در حد مستطيل و لوزي و مانند آنها . 
از نقش كتيبه در قالي ، گاه براي نوشتن « شعر » ، « تاريخ » ،‌« بافت» و « اسم بافنده » بهره مي‌گيرند و گاه اين نگاره جنبه‌ي تزئيني دارد.» 
« قالي موزه‌اي : قالي است كه براثر قدمت بافت و هنري بودن و مرغوبيت خارق العاده مواد اوليه و طراحي و بافت آن ، استعداد نگهداري در موزه را كه مستلزم انجام هزينه فراوان است داشته باشد .»  

ضرورت :
 قاليهاي كتيبه‌دار كه مزين به آياتي از قرآن مجيد ومطالب بكر و سروده‌هاي عرفاني و ادبي مي‌تواند باشد ، گاهي از آنها تا كنون خوانده و ترجمه نشده‌اند و براي بررسي و شناخت بيشتر فرم كتيبه‌ها و همچنين كمبود منبع و كتاب در اين زمينه ، اين تحقيق جمع آوري شده است .
 شعر فارسي و مضامين ادبي در گذر هزار ساله خويش همواره سرچشمه الهام هنري مردان اين سرزمين بوده است ، در ميان هنرهاي ملي ، كمتر هنري را مي‌‌توان يافت كه از ادبيات كهن فارسي بهره نبرده باشد ، دستبافته‌هاي ايران به ويژه قالي به عنوان يكي از هنرهاي ملي ، ازاين تاثير بي‌بهره نبوده است .
 ديدار از نمايشگاه قالي با عنوان « تاثير ادبيات كهن فارسي بر روي قاليهاي ايراني » در موزه فرش ، اسفند ماه ۸۶، شوقي را در من ايجاد نمود كه در اين زمينه تحقيق كنم .

فرضيه :
 در طبقه‌بندي كليه طرحهاي قالي ايران كه حداقل به بيست گروه اصلي تقسيم بندي شده ،‌گروهي به قاليهاي كتيبه‌دار اختصاص نداده‌اند و شايد به اين دليل است كه نام طرحي كه به قالي داده مي‌شود ، (‌ مثلاً لچك ترنج اسليمي شاه عباسي ) ، بازگوكننده طرح متن قالي است و هيچ يك از اين اصطلاحات نمي‌توان به شكل حاشيه و طرح آن پي برد .
 در ابتدا ، نبود كتابهاي تخصصي و مرجع در اين زمينه ، موانعي را ايجاد نمود ، ولي جستجو درمجلات ونشريات تخصصي قالي و سپس با تحقيق ميداني و مصاحبه با افراد مطلع در اين زمينه كارم را ادامه دادم .
 در پايان بايد اضافه كنم كه قسمتهايي كه داراي علامت * مي‌باشد ، نظر اينجانب براساس مطالب مورد بحث بوده است .
 
مروري بر قالي ايران 
 ذوق و خلاقيت هنري هر جامعه‌اي از سنن زندگي و سوابق تاريخي و محيطي آن قوم ريشه و الهام ميگيرد و غالباً اين ذوق و استعداد در يك يا چند رشته‌ي خاص متبلور مي‌شود از جمله هنرهايي كه در اين سرزمين به مرور زمان به كمال رسيده است و ذوق هنرمند ايراني در پهنه‌ي آن فرصت تجلي وافر يافته ، هنر قاليبافي است .
 دليل اين شكوفايي وتعالي را علاوه بر خصوصيات ذاتي ايرانيان مانند هنردوستي ، بردباري ، بايد در وفور مواد اوليه‌ي توليد قالي از قبيل پشمهاي مرغوب و انواع گوناگون گياهان رنگدار دانست .
 فرشهايي كه انسان اوليه براي زيرانداز ، روانداز ، حمل بار ، پوشش مقبره‌ها ، پوشش حيوانات و غيره از آن استفاده كرده از پوست و برگ درختان و پوست حيوانات بوده ، اين طبع نقاد و دست هنرمند انسان است كه در طول تاريخ خود ، تكامل صنعت نساجي و بافت را بدين حد رسانيده كه دستبافتهاي هنرمندان امروز از هر حيث اعجاب بيننده را بر مي‌انگيزد و چشمها را خيره مي‌كند. 
بدون شك قدمت استفاده از زيرانداز به زماني مي‌رسد كه انسان به فكر ساختن سرپناهي جهت تامين آسايش خود افتاد . 
 درسال ۱۹۴۹ ميلادي« پرفسور رودنكو» قطعه فرش گره‌داري را كه در اصل به عنوان پوشش اسب به كار مي‌رفته است ، در قبرهاي مستور از يخ‌ چادرنشينان صحرا گرد در محلي به نام « پازيريك » واقع در هشتاد كيلومتري مرز مغولستان كشف مي‌كند اين فرش كه قدمت آن به قرون ۴ ، ۵ قبل ازميلاد برمي‌گردد در اندازه ۲۰۰× ۱۸۳ سانتيمتر با ۳۶۰۰ گره در دسيمتر مربع در رنگ قهوه‌اي مسي و سبز روشن بافته شده است .
  • بازدید : 76 views
  • بدون نظر

سلام خدمت شما دوستان به ویژه دانشجویان رشته صنایع دستی. در مقوله هنرشناسي اولين سوالي كه مطرح مي شود اين است كه هنر چيست ؟!البته مسلم است كه نمي توان تعريف مانع و جامعي كه دربرگيرنده تماميت اين واژه باشد ارائه نمود و علت اصلي عدم توانمندي ، همان تنوع و تكثري است كه در سرتاسر اين واژه سايه افكنده است. با تكامل انديشه هاي اجتماعي ـ زيستي انسان ، هنر نيز به رشد بالنده اي دست يافت كه توانست خود را به تدريج از ديواره غارها بيرون كشد و در فضايي قرار گيرد كه جنبه كاربردي تري را از خود به نمايش مي گذاشت .

فهرست
تقدير و سپاس                                                                              
پيشـگفتار                                                                                                
فصل اول
بخش اول : مقدمه                                                                                    
بخش دوم : واژه شناسي                                                                   
بخش سوم : تاريخچه                                                                      
فصل دوم
بخش اول : مواد اوليه ساخت قلمدان                                          
بخش دوم : كاغذ و كاغذ گري                                                            
فصل سوم
ساخت قلمدان                                                                               
بخش اول : شيوه هاي سنتي ساخت قلمدان                                             
بخش دوم : ساخت و سازهاي ابتكاري                                                  
فصل چهارم
تزئينات قلمدان                                                                    
بخش اول : مراحل قبل از نقش آفريني                                       
الف- آماده سازي سطح قلمدان (بوم سازي)                                   
 ب- رنگ و رنگ سازي                                                                 
بخش دوم : مراحل نقش آفريني                                                
انواع تزئين                                                              
شيوه هاي ديگر تزئين                                                           
بخش سوم : استادان مزين ساز                                                 
بخش چهارم : مراحل بعد از نقش آفريني                                              
بخش پنجم : بازسازي و تعمير قلمدان                                         
فصل پنجم
تصاوير                                                                                      
حسن ختام       


عتیقه زیرخاکی گنج