• بازدید : 45 views
  • بدون نظر
این فایل در ۲۱صفحه قابل ویرایش تهیه شده وشامل موارد زیر است:

چنانكه همه مي دانند و مي دانيم قرآن كريم و اهل البيت( عليهم السلام) دو ميراث گرانبهايي است كه رسول اكرم براي راهنماي امت خويش در ميان آنان به وديعه نهاده اند ، ولي متاسفانه اين دو ميراث گرانبها نزد همه فِـرَق اسلامي به يك ميزان مورد توجه قرار نگرفته است. برادران اهل سنت به كتاب خدا توسل جسته و فرزندان و جانشينان به حق رسول مكرم اسلام را به فراموشي سپرده اند، و ما شيعيان  به ائمه اطهار متوسل شده و آنچنان كه شايسته است به كتاب و كلام خدا توجه نداريم ؛ و اتحاد اسلامي ميسر نخواهد شد مگر چنگ انداختن به اين دو حبل المتين. از اينرو در نظر داريم با سال نو، راهي نو را آغاز كنيم و به صورت منظم در هر هفته تفسير آياتي از كلام الله مجيد را براساس تفاسير معروف شيعه و با نگاهي به تفاسير اهل تسنن ارائه نمائيم تا بدين وسيله قرائت قرآن كريم ، لزوم تفكر، تعمق و فراگيري تفاسير آن را بعنوان ارزشي مغفول مانده احياء كنيم. 
 محتواي سوره ” طارق”:
مطالب اين سوره عمدتاً بر دو محور دور مي زند:
۱- محور معاد و رستاخيز.
۲- محور قرآن مجيد و ارزش و اهميت آن.
ولي در آغاز بعد از سوگندهاي انديشه آفريني، اشاره به وجود مراقبين الهي بر انسان مي كند. 
بعد براي اثبات معاد به زندگي نخستين و بدو پيدرايش انسان از آب نطفه اشاره فرموده، نتيجه گيري مي كند:
خداوندي كه قادر است او را از چنين آب بي ارزش و ناچيزي بيافريند، توانايي بر بازگشت مجدد او را دارد. در مرحله بعد به بعضي از ويژگي هاي روز رستاخيز، اشاره كرده، سپس با ذكر سوگندهاي متعدد و پرمعنايي اهميت قرآن را گوشزد مي نمايد و سرانجام سوره را با تهديد كفار ختم مي نمايد. 
 تفسير:
اي انسان بنگر از چه آفريده شده اي؟!
اين سوره نيز همچون بسياري ديگر از سوره هاي جزء آخر قرآن، با سوگندهاي زيبا و انديشه برانگيزي آغاز مي شود. سوگندهائي كه مقدمه اي است براي بيان يك واقعيت بزرگ:
والسماء والطارق: سوگند به آسمان و كوبنده شب.
و ما أدريك ماالطارق: و تو نمي داني كوبندن شب چيست؟!
النجم الثاقب: ستاره اي بلند و درخشان و شكافنده تاريكيها.
طارق از ماده ” طرق” به معني كوبيده است، و راه را از اين جهت” طريق” گويند كه با پاي رهروان كوبيده مي شود  و” مِطرَقَه” به معني چكش است كه براي كوبيدن فلزات و مانند آن به كار مي رود. و از آن جا كه درهاي خانه ها را به هنگام شب مي بندند و كسي كه شب وارد مي شود ناچار است در را بكوبد. به اشخاصي كه در شب وارد مي شوند” طارق” گويند. 
حضرت علي عليه السلام در خطبه ۲۲۴ نهج البلاغه، درباره ” اشعث بن قيس” منافق، كه شب هنگام به درخانه آن حضرت آمد و حلواي شيريني با خود آورده بود كه به پندار خام خويش قلب علي عليه السلام را به خود متوجه سازد تا در ماجرائي به نفع او حكم كند، مي فرمايد:
” وأعجب من ذلك طارق طرقنا بملفوفة في وعائها.”
ترجمه:
و از اين شگفت انگيزتر، داستان كسي است كه شب هنگام، در خانه را كوبيد و بر ما وارد شد، در حالي كه ظرف سرپوشيده پر از حلواي لذيذ با خود آورده بود. 
در آيه دوم، براي بيان عظمت مطلب، واژه و ما أدريك آمده است. 
و در آيه سوم، قرآن خودش، طارق را تفسير كرده و مي فرمايد: النجم الثاقب.
اين مسافر شبانه، همان ستاره درخشاني است كه بر آسمان ظاهر مي شود و بقدري بلند است كه گوئي مي خواهد سقف آسمان را سوراخ كند. و نورش به قدري خيره كننده است كه تاريكي ها را مي شكافد و به درون چشم آدمي نفوذ مي كند. 
در اين كه منظور ستاره معيني است مانند ستاره ” ثريا”( از نظر بلندي و دوري در آسمان) يا ستاره زحل، يا زهره يا شهب( از نظر روشنائي خيره كننده). يا اشاره به همه ستارگان آسمان است؟ تفسيرهاي متعددي در اين جا گفته شده، ولي با توجه به اين كه در آيات بعد آن را به ” نجم ثاقب” ( ستاره نفوذ كننده) تفسير كرده است، معلوم مي شود منظور هر ستاره اي نيست.
بلكه ستارگان درخشاني است كه نور آنها پرده هاي ظلمت را مي شكافد و در چشم آدمي نفوذ مي كند. 
در بعضي از روايات “النجم الثاقب”، به ستاره زحل ” تفسير شده است كه از سيارات منظومه شمسي و بسيار پرفروغ و نوراني است.
اين معني از حديثي كه از امام صادق عليه السلام نقل شده استفاده مي شود، در آن جا كه منجمي از آن حضرت سؤال كرد: منظور از ” ثاقب” در كلام خدا ” النجم الثاقب” چيست؟
حضرت عليه السلام فرمود:
ستاره زحل است كه طلوعش در آسمان هفتمين است و نورش آسمانها را مي شكافد و به آسمان پايين مي رسد، لذا خداوند آن را منجم ثاقب ناميده است. 
قابل توجه اين كه؛
زحل، آخرين و دورترين ستاره منظومه شمسي است كه با چشم غيرمسلح ديده مي شود. و از آن جا كه از نظر ترتيب بندي كواكب منظومه شمسي نسبت به خورشيد در هفتمين مدار قرار گرفته( با محاسبه مدارماه) امام عليه السلام در اين حديث مدار آن را آسمان هفتم شمرده است.
اين ستاره، ويژگي هايي دارد كه آن را شايسته سوگند مي كند، از يك سو دورترين ستارگان قابل مشاهده منظومه شمسي است و به همين جهت در ادبيات عرب هر چيز بلند را بدان مثال مي زنند و گاه آن را ” شيخ النجوم” گفته اند. 
ستاره زحل، كه نام فارسي اش” كيوان” است داراي حلقه هاي نوراني متعددي است كه آن را احاطه كرده و هشت” قمر” دارد. 
حلقه هاي نوراني زحل، كه گرداگرد آن را گرفته، از عجيب ترين پديده هاي آسماني است، كه دانشمندان فلكي، درباره آن نظرات گوناگوني دارند و هنوز هم پديده اي اسرارآميز است. 
بعضي معتقدند ” زحل” ده قمر دارد، كه هشت عدد آن را مي توان با دوربين هاي معمولي نجومي مشاهده كرد و دو عدد ديگر تنها با دوربين هاي بسيار عظيم قابل رؤيت است.
البته اين اسرار، در آن روز كه قرآن نازل شد بر كسي روشن نبود، بعدها با گذشت قرنها آشكار گشت. اما به هر حال، تفسير نجم ثاقب به خصوص ستاره “زحل” ممكن است از قبيل بيان يك مصداق روشن باشد و منافاتي با تفسير آن به ديگر ستارگان بلند و درخشان آسمان ندارد. 
ولي مي دانيم تفسير مصداقي در روايات ما بسيار است.
در آيه ۱۰ سوره صافات مي خوانيم: “الا من خطف الخطفة فاتبعه شهاب ثاقب.”
ترجمه: 
مگر كسي كه در لحظه اي كوتاه براي استراق سمعي به آسمان نزديك شود كه ” شهاب ثاقب” او را تعقيب مي كند. 
در اين آيه” شهاب” توصيف به ” ثاقب” شده است، و از آن جا كه اين پديده آسماني از عجائب عالم آفرينش است، ممكن است يكي از تفسيرهاي آيه مورد بحث باشد. 
 
اكنون ببينيم اين سوگندها براي چيست؟
در آيه چهارم مي فرمايد:
إن كل نفس لما عليها حافظ: مسلماً هر كس مراقب و حافظي دارد؛ كه اعمال او را ثبت و ضبط و حفظ مي كند و براي حساب و جزا نگهداري مي نمايد. همان گونه كه در آيه ۱۰ و ۱۱ و ۱۲ سوره انفطار مي خوانيم:
” و ان عليكم لحافظين كراماً كاتبين يعلمون ما تفعلون.
ترجمه:
و بر شما مراقباني گمارده شده ، نويسنده و بزرگوار، كه پيوسته اعمال شما را مي نويسند و آنچه را انجام مي دهيد مي دانند.
به اين ترتيب شما هرگز تنها نيستيد و هر كه باشيد و هر كجا باشيد، تحت مراقبت فرشتگان الهي و مأموران پروردگار خواهيد بود. 
اين مطلبي است كه توجه به آن در اصلاح و تربيت انسان فوق العاده مؤثر است.
قابل توجه اين كه: در آيه تبيين نشده است كه اين” حافظ” چه كسي است؟ و چه اموري را حفظ مي كند؟

عتیقه زیرخاکی گنج